ضياءالصالحين
Статистика«اهمیت فضای مجازی بهاندازهٔ انقلاب اسلامی است.» هرکس از شما موقعیت ما را پرسید؛ بگوئید ما در موقعیت تنگه احد هستیم 👇 #اینستاگرام : instagram.com/ziaossalehin #توییتر : twitter.com/ziaossalehin سایت: ziaossalehin.ir کانال آذری: t.me/az_ziaossalehin_i
- Последний пост
- 8 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 60
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🖱 به #ضیاءالصالحین بپیوندید... 😀 🌐 ☫ @ziaossalehin ☫
🗒 فریاد «یا لثارات» تجمعات ایران: روایتی از شهادت قائد امت تا قیام برای تمدن نوین اسلامی ✍️ #ابوکاظم_حسنی ▪️ در شب پرفروغ قدر، آنگاه که زمانه جام شهادت را به احترام تاریخ برکشید، خورشید وجود امام سیدعلی خامنهای، آن رهبر فرزانهای که سراسر زندگیاش جلوهگاه حکمتهای بیپایان بود، از افق خاک تا ملکوت اعلی پرواز کرد. خداوند متعال شهادت او را نیز به حکمتی برتر رقم زد تا آن استاد یکهتاز تبیین و روشنگری، با عروج ملکوتیاش، جانهای خفته و غافل در اقصی نقاط جهان را بیدار سازد. این عروج فرخنده، گشایش فصلی نوین در حماسههای بیداری و جاودانگی است. با این صعود ملکوتی، بانگی آسمانی در عمق جانهای مشتاق طنینافکند و روزنهای تازه به سوی حقایق جاویدان گشوده شد. ▪️ از دهمین روز ماه رمضان، ماه نزول قرآن و شبهای بیپایان قدر، کوچههای ایرانزمین به معراجگاه ارواح پاکی بدل گشت که با پای دل به استقبال معشوق شتافتند. مردمان مؤمن به حقیقت با لبیک به ندای غیبی، خیابانها را به جلوهگاهی از اراده الهی مبدل ساختند و شنوندگان این دعوت آسمانی، بیدرنگ در کوچه و میادین شهرها لبیکگویان گرد آمدند و فریاد «یا لثارات» سر دادند. ▪️ این حضور سرشار از شور، تداوم تا صبح موعود را بشارت میدهد و جلوه باطن استغاثهای است که سالها از ژرفای جان برمیخاست. استمرار این حضور آگاهانه، به اذن پروردگار، مهمترین نقش را در فراهمآوردن مقدمات ظهور آن منجی یگانه بشریت ایفا خواهد کرد. ▪️ در کنار این حماسه حضور، بیعتی دوباره در صحنه هستی نقش بست. این بار، ایران با دلی لبریز از بصیرت و چشمی اشکبار از عشق، تداوم راه امام شهید خویش را در امامت رهبر سوم انقلاب، حضرت امام سید مجتبی خامنهای حفظهالله، تجلی یافته دیدند. این بیعت، حکایتی نو از ظهور امامت در عمق جان و زوایای دلهای یک ملت دارد. این وفاداری، میراثی از حماسهسازان تاریخ ایران زمین است؛ مردمانی که روح مبارزه و حقیقتجویی در سرشتشان تنیده شده و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، با جهشی خیرهکننده در مسیر تعالی انسانی، به والاترین درجه از فهم و بصیرت نائل آمدهاند. ▪️ این همه، از برکات آن شجره طیبهای نشأت گرفته که ریشه در افقهای انقلاب خمینی کبیر (قدسسره) دارد و سالها با امامت و درایت امام شهید، سیدعلی خامنهای رضوانالله تعالی علیه، آبیاری شده است. از اینرو ایشان با تداوم این راه، چهرهای ماندگار در تاریخ جاودان ایران و جهان تشیع گشتند. اکنون، این نهال پرثمر با امامت حکیمانه حضرت امام سید مجتبی خامنهای حفظهالله، به درختی تناور تبدیل میشود که سایهاش نویدبخش طلوع خورشید عالمتابی از مغرب زمین خواهد بود. ▪️ ریشههای این حرکت عظیم که هیمنه پوشالی دشمنان را به لرزه درمیآورد، در ژرفای انقلاب اسلامی ایران جاری است. انقلابی که از سال پنجاه و هفت شمسی، روند پرشتاب ایجاد دولت کریمه و زمینهسازی برای ظهور منجی عالم بشریت را آغاز نمود و اکنون با استمرار امامت در مسیر خود، هر روز به اوج قلههای بلوغ و کمال نزدیکتر میشود. تاریخ ایران، صحیفه زرینی از حماسه و عرفان است که امروز نیز با خون پاک رهبر شهید و تداوم آن در امامت یادگار فرزانهاش، که آیینه دیگری از اندیشههای والای اوست، سطری دیگر بر آن افزوده است. ▪️ در این پیچ تاریخی سرنوشتساز، سخنی با برادرانی که تریبون این تجمعات پرشور را مدیریت میکنند، دارم: فرصت بینظیر گردهماییهای مردمی، نیازمند برنامهای مدون و هدفمند است تا این شور اجتماعی به شعور تمدنساز پیوند خورد. تجربه تاریخی قوم طالوت این حقیقت را آشکار میسازد که شور حماسی بدون پشتوانه اندیشه و بصیرت، تداومبخش راه نخواهد بود. بنابراین شایسته است با تأسی به یکی از مهمترین رهنمودهای قائد شهیدمان، یعنی «جهاد تبیین»، این اجتماعات را به کارگاهی برای تعمیق آگاهی و معرفت تبدیل کنیم. ▪️ #جهاد_تبیین حقیقتی فراتر از سخنرانیهای معمولی دارد. این فریضه والا، سه رکن اساسی را در خود جای داده است: نخست، اخلاص در نیت و محوریت شخصیت تمدنساز و تربیتی گوینده؛ دوم، بیان مطالبی که در عمق جان مخاطبان نفوذ کند و آنان با تمام وجود، حقیقت تبیینشده را درک نمایند؛ و سوم، چنان بشارت و سکینهای الهی به شنوندگان ارزانی دارد که نویدبخش روزهای شیرین آینده باشد و اندیشهها را به اقناعی ژرف برساند. بدینسان، هر اجتماع مردمی به گامی بلند در مسیر تمدن نوین اسلامی و زمینهسازی برای ظهور منجی عالم بشریت تبدیل خواهد شد. إنشاءالله ﴿ وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ.﴾ (انبیاء، ۱۰۵) به امید روزها و فرداهای روشن. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته ➖➖➖➖➖ 🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس 👇 🆔 @sardabir313
منابع آگاه در عراق میگویند پیام دفتر آیتالله سید علی سیستانی مرجع بزرگ شیعیان در عراق، به مقامهای ایران حاوی هشدار صریحی به ایالات متحده امریکا است که در صورت هرگونه حمله به ایران و آسیب رسیدن به رهبر جمهوری اسلامی ایران، دستور جهاد علیه نیروهای امریکایی صادر خواهد شد. به گزارش آژانس خبری صدای پامیر، به گفته منابع مطلع، این پیام در دیدار نماینده آیتالله سیستانی با سفیر ایران در بغداد، محمدکاظم آلصادق، منتقل شده است. یک منبع که نخواست نامش فاش شود، اعلام کرده است که نماینده مرجعیت شیعه در این دیدار پیام شفاهی مهمی را به تهران رسانده که ماهیت آن هشدار به امریکا تلقی میشود. بر اساس این گزارش، در این پیام تأکید شده است که اگر امریکا به ایران حمله کند و این اقدام موجب آسیب رسیدن به آیتالله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، شود، آیتالله سیستانی دستور «جهاد» علیه نیروهای امریکایی مستقر در عراق را صادر خواهد کرد. موضعگیری آیتالله سیستانی در حمایت از رهبر جمهوری اسلامی ایران، نشاندهنده همگرایی کمسابقه میان دو مرجع برجسته شیعه در برابر تهدیدات خارجی تلقی میشود. این پیام میتواند بیانگر آن باشد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، نهتنها پیامدهای سیاسی بلکه واکنشهای مذهبی و مردمی در منطقه، بهویژه در عراق، به دنبال خواهد داشت. چنین حمایتی همچنین احتمال افزایش تنشهای منطقهای و گسترش دامنه بحران به فراتر از مرزهای ایران را تقویت میکند و میتواند بر معادلات امنیتی خاورمیانه تأثیر قابل توجه بگذارد.
🗒 #پیام_تبریک #نیمه_شعبان 💎 میلاد فروزان آقا و مولایِ غریبمان، حضرت مهدی موعود (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را، خدمت مقام معظم رهبری و همهٔ عزیزان، به ویژه شما همراهان گرامی، صمیمانه تبریک میگوییم. 💎 این میلاد، طلوع دوبارهٔ وعدهٔ الهی، تجدید میثاق امید در دلهای منتظر، و فراخوانی بلند برای ایستادگی و پاکزیستی است. 💎 برای شما همراهان و دوستان عزیز و ارجمند، که هر یک حافظان این سپیدهدم مقدس هستید و در عرصهٔ خویش با مجاهدت میکوشید، از درگاه ذات احدیت، توفیقات روزافزون، ثبات قدم در مسیر حق، و همراهی با لطف خاص آن حضرت را مسئلت داریم. 💎 باشد که همهٔ ما، در سایهٔ ولایت، پشتیبان یکدیگر، و با عمل صالح و اخلاق نیکو، از پیشگامان زمینهساز ظهور و یاوران راستین او باشیم. در انتظار فرجش، خود مایهٔ گشایش برای خلق باشیم. 😀 میلاد منجی عالم بشریت، حضرت بقیةاللهالاعظم (روحی و ارواح العالمین له الفداء) مبارک باد. 🗒 تقوا و عمل صالح، زیباترین هدیه به محضر آن امام همام است. 🤲 پروردگارا، ما را در زمرهٔ یاران راستین و خادمان به خلقت قرار ده. ❤ به امید پیروزی جبههٔ حق و نابودی جبههٔ باطل در همهٔ عرصهها؛ اللهم عجل لولیک الفرج ✍️ بنیاد فرهنگی تربیتی ضیاءالصالحین
📹 هشدار جبهه پشتیبانی سایبری به دشمنان ایران 🔻 جبهه پشتیبانی سایبری در بیانیهای هشدار داد: هرگونه حمله سایبری جدید علیه زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران، با حملات سنگین متقابل و نابودی زیرساختهای آن کشور پاسخ داده خواهد شد. 🔹 این جبهه متشکل از چند گروه سایبری طرفدار فلسطین است و پیشتر نیز زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی را هدف حملات گسترده قرار داده است. 🖱 به #ضیاءالصالحین بپیوندید... 😀 🌐 ☫ @ziaossalehin ☫
🔴 پانترکیسم، باکو و شبکههای جاسوسی؛ نمونه علی رضایی 🔻 اگر پرسیده شود چرا وضعیت پانترکیسم، رابطه با باکو و جاسوسی در کشور اینقدر وخیم است و از هر گوشه هستههای پانترکی مانند قارچ رشد میکنند، پاسخ را باید در زندگی سرهنگ خائن و فراری سپاه اردبیل، علی رضایی جستوجو کرد. 🔹 پروندۀ گامو و جاسوسی سازمانیافته: رضایی در سال ۱۳۹۷، همراه با گروهکی به نام «گامو» که مسلح و متهم به جاسوسی بودند، دستگیر شد. او بهعنوان عضو سازمان اطلاعات سپاه، همراه با چند عنصر پانترک دیگر، در حال جمعآوری اطلاعات حساس و انتقال آن به باکو بود. این شبکهها علاوه بر جاسوسی، هستههای نفرتپراکن و تجزیهطلب را در سراسر کشور گسترش میدادند. و جالب اینکه در همان برهه چندین نفر از عناصر وابسته به آن جابجا شدند و حتی به مهره کلیدی بازیهای منطقهای حدود ۷ سال مسئولیتی داده نشد تا.... 🔹 فرار به باکو و پیوستن به همقطاران: رضایی پس از آزادی از زندان، با کمک دوستان سابقش در ک.گ.ب باکو از ایران خارج شد و به همقطارانش در بیرون مرز پیوست. این فرار، نشاندهنده پیوند مستقیم میان جریانهای پانترکی و مراکز اطلاعاتی خارجی است. 🔹 شبکه رضایی؛ ابهام بزرگ پرونده: بارها تأکید کردهایم که اگر رضایی فرار کرده، باید شبکه او نیز منهدم شود. بزرگترین ابهام امروز در پرونده این است که چرا تاکنون حتی یک نفر بهعنوان عضو شبکه او دستگیر نشده است. این سکوت و بیعملی، پرسشهای جدی درباره عمق نفوذ و گستردگی این شبکه در کشور ایجاد میکند. تا زمانی که شبکههای پشتصحنه شناسایی و منهدم نشوند، فرار یک فرد تنها آغاز تهدیدی بزرگتر خواهد بود. 🔹مأموریتهای تبلیغاتی و تحریف واقعیت: چنین عناصر خیانتکار، در عرصههای منطقهای در داخل کشور و رسانهای نیز فعالاند: ➖ با شعار «قرهباغ خاک اسلام است» تلاش کردند و میکنند تا افکار عمومی را منحرف کنند. ➖ گزارشهای غلط درباره میهندوستان و انقلابیون اصیل ارائه میدهند. ➖ تحرکات اسرائیل و وهابیت در باکو را تقلیل میدهند. ➖ و در نهایت، اطلاعات حیاتی کشور را به خارج از کشور منتقل میکنند. 🔹نتیجهگیری: پرونده علی رضایی تنها یک نمونه است؛ اما نشان میدهد که پانترکیسم در ایران صرفاً یک جریان فکری نیست، بلکه شبکهای سازمانیافته با پشتوانه خارجی است. مقابله با این جریان، نیازمند هوشیاری رسانهای، امنیتی و فرهنگی همزمان است، و مهمتر از همه، پاسخ به این پرسش کلیدی: چرا شبکه او هنوز منهدم نشده است؟ #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل #علی_رضایی #نفوذ © به نقل از جعبه سیاه، افسر فراجا ➖➖➖➖➖ 🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس 👇 🆔 @sardabir313
📻 آتروپیا میدان تمرین آمریکا برای جنگ با ایران و روسیه 🎙 آتروپیا: آذربایجان در سناریوهای جنگی آمریکا 🔻این گزارش با استفاده از مقاله #ابوکاظم_حسنی به تحلیل استفاده ارتش ایالات متحده از کشور شبیهسازیشدهای به نام «آتروپیا» در تمرینات نظامی خود میپردازند. #آتروپیا که رسماً در محیط آموزشی «DATE World» قرار دارد، از نظر جغرافیایی و سیاسی دقیقاً منطبق بر جمهوری #آذربایجان طراحی شده است و هدف از آن، برنامهریزی راهبردی در #قفقاز جنوبی است. حسنی استدلال میکند که این شبیهسازی برای اجتناب از پیامدهای دیپلماتیک و تمرین جنگ ترکیبی در محیطی کنترلشده با متحدان پیچیده و فاسد ایجاد شده است. علاوه بر آتروپیا، همسایگان خیالی دیگری مانند «آریانا» (احتمالاً ایران) نیز در این سناریوها گنجانده شدهاند که نشاندهنده آمادگی #آمریکا برای درگیریهای منطقهای با شدت بالا است. در مجموع، این متون نتیجه میگیرند که منطقه قفقاز جنوبی به زمین تمرین ژئوپلیتیک پنتاگون تبدیل شده و جمهوری آذربایجان نقش محوری در این مانورهای آمادگی ایفا میکند. 💡 در گویندگی این برنامه از هوش مصنوعی استفاده شده و پیشاپیش بهخاطر برخی اشتباهات در تلفظها عذرخواهی میکنیم. ©️ #رادیو_موج_قفقاز 🔗 @Caucasus_Radio
🗒 در کش و قوس یک بوسه: بازی نمادها در میانهٔ حقیقت و مصلحت ▫️تأملی در حکایتِ داستانی ناتمام از محور مقاومت ✍️ #ابوکاظم_حسنی ▫️این روزها، گردباد فضای مجازی، برگی دیگر از دفترِ خاطرات را بر سر زبانها انداخته؛ حکایتی از فردی که به گواهی کلیپی از سری اسطورهسازیهای واهی، از دستاورد خویش سخنی رانده و شانهاش را نشانگاهِ کفِ دستِ مردی از تبارِ ایثار خوانده، و مردی از دیار جمهوری آذربایجان را در حال بوسیدنِ آن جایگاه به تصویر کشیده. اما حقیقت، اینجا در چه پردهای نهفته است؟ سرّ آن دستهای مقدس که بر شانهای نشسته، چیست و آن محفل کدامین محفل بوده؟ ▫️باید درنگی کرد و با هم، گذری به گذشته زد و این صحنههای پراکنده را به نظاره نشست. ▫️از آن روزگار، سالها سپری گشته، اما هر کس به سهم خویش، از آن ماجرا، خرمنی برچیده، بیآنکه تمامیت حقیقت را بازگوید. 🔹صحنۀ نخست: محفل تصمیم ▫️در یکی از روزهای پُرالتهاب جبههٔ مقاومت، محفلی با حضور سپهبد حاج قاسم سلیمانی – که رضوان خدا بر او باد – تشکیل شد تا در باب تأسیس «مقاومت آذربایجان» رایزنی شود. جمعی از فعالان این عرصه نیز به آن مجلس فراخوانده شدند. دریغا که در میان آن جمع، چهرههایی نیز حاضر بودند که حضورشان هرگز مبارک نبود. در وابستگی ایشان به «پروژه کاح» میتوان تردید کرد، اما در تعلّقشان به «شبکه نفوذ» هیچ شکی نیست. ▫️اکثر حاضرین، با ایجاد تشکیلات «حسینیون» به مخالفت برخاستند، اما حاج قاسم، چنان کوه استواری، به تنهایی در برابر تمامی آنان ایستاد و با صلابتِ راسخِ خویش، از تصمیمش دفاع کرد. در پایان مجلس، آن بزرگوار به حکم اخلاق و فراست، برای دلجویی از کسانی که سخنشان را رد کرده بود، خود پیشقدم شد. 🔹صحنۀ دوم: توفان سمپاشی ▫️پس از آن، عوامل شبکۀ جاسوسی در استان اردبیل و عناصر وابسته به «پروژۀ کاح»، توفانی از سمپاشی و کارشکنی را به راه انداختند تا این نهال امید را از رسیدن به نور حیات بازدارند. و دریغا که این رویارویی، قصهای پایاننیافته است و تا امروز نیز ادامه دارد... 🔹 صحنۀ سوم: معنی یک بوسه ▫️و اینک، داستان آن بوسه بر جای دستان؛ حکایتی که در تحلیل خود، دو وجه متباین را پیش روی اهل خرد مینهد: 1️⃣. محتمل است که آن فرد، از عوامل پروژۀ کاح بوده و این عمل ظاهری، نمایشی چاپلوسانه برای عرضۀ مراتب تملق به خریداران این کالای پست بوده است؛ آنان که همواره مشتاق شنیدن نوای ستایشگرانند، حتی اگر از حنجرهای دروغین برآید. 2️⃣. احتمال دیگر آن است که فرد مذکور، خود از مخالفان آن راوی بوده و این کنش نمادین، زبان حالی بوده برای ابلاغ این پیغام که: «من دستان شهید سلیمانی را میبوسم و در برابر او سرِ تعظیم فرود میآورم؛ که رأیِ استوار خویش را بر سخنانِ متزلزلِ امثالِ شما ترجیح داد و حکمِ یقین را بهجای گمانِ تقلید و القای باطل نشاند.» 🔹 فرجامِ سخن: پرسشی در باب سرچشمهها ▫️اینک سزاوار است راویان این قبیل حکایات، بهجای بازی با امواج افکار عمومی، در خویشتن تأمل کنند و از خود بپرسند: سرچشمهٔ این روایتها کجاست؟! آیا مواضع امروزین خویش را با محک حقیقت میسنجند؟! اگر وفاداری به مکتب حاجقاسم را ادعا میکنند، حتماً ابتدا باید سجدهٔ شکری از رد درخواست خود بهجای آورند، و از یادگار او با غیرت و خرد مراقبت نمایند، نه آنکه به بهانههای گوناگون، بر آن مکتب بتازند و در بازههای زمانی مختلف از آن وقایع، بهرهای سیاسی بجویند. ▫️سخن در این باب بسی زیاد است و این دفتر، ناتمام. امید آنکه راویان، همواره با مردم دلی صادق داشته و تمامی ماجرا را – نه بخشی گزینشی از آن – بازگویند. همانان که امروز دربارهٔ «ضیاءالصالحین» نیز رویهای مشابه در پیش گرفتهاند، که به هنگامهاش، إنشاءالله به آن هم خواهیم پرداخت. رونوشت به: #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل #امام_جمعه_اردبیل #پروژه_کاح #نفوذ ➖➖➖➖➖ 🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس 👇 🆔 @sardabir313
🗒 در شناخت چهرههای دوگانه و وظیفهٔ امر به معروف ✍️ #ابوکاظم_حسنی 🔻 حکمت و بصیرتِ آن استاد فرزانه، مرحوم علامه مصباح یزدی (رحمهالله) – که به تعبیر عمار فقیه انقلاب، ستونی استوار در میانهٔ میدان بود – چراغی فراراه شناخت چهرههایی است که به نام انقلاب و نظام، جامهٔ دین بر تن میکنند، ولی در عمل، حتی به بدیهیترین #احکام اسلام پایبند نیستند. اینان همان کسانیاند که در قبال وظایف خویش قصوری آشکار دارند، به #دروغ و #تهمت توسل میجویند و هزاران عیب و گناه خویش را در پشت لفافهٔ دین، #انقلاب و #نظام پنهان میسازند. بر هر آگاه و دلسوزی است که با تکیه بر مبانی اصیل انقلاب، یقهٔ این دغلبازان فریبکار و خائن را بگیرد. ▫️آن استاد برجسته در بیانی ژرف و هشداردهنده فرمودهاند: «وقتى انحراف از مسیر #دین پیدا مىشود، اقلّش این است كه داد بزنیم؛ آهاى! از این راه نروید! ما مخالفیم! به خدا قسم اگر ما مردم، این وظیفهمان را عمل كنیم، هیچ خطاكارى جرأت #انحراف پیدا نمىكند. همه از سكوت ما سوءاستفاده مىكنند؛ به بهانۀ #حفظ_نظام و اینکه #آبروى_نظام نرود و چیزهاى دیگر، [ما را وادار به #سکوت میکنند، اما باید به آنها گفت] خود شما دارید آبروى نظام را مىبرید؛ [چراکه] روزبهروز، فقر بیشتر، گرانى بیشتر [میشود].» 🔹 سخن پایانی: هنگامهٔ تصمیم اکنون که سیمای واقعی خائنان به آرمانهای نظام و انقلاب آشکارتر گردید و جایگاه موشهای کانونهای #نفوذ شناسایی شد، بر همگان است که با صلابتی بیشتر، گلوی خیانت را فروبندند. وقتی حجت بر همگان تمام گشت و #خیانت، بیعدالتی، #تبعیض، دروغ و تهمتِ به اصطلاح «آقایان» به عیان دیده شد، اگر هزاران نفر نیز ادعای تأیید و حمایت این و آن را برایشان برشمرند، دیگر برای اهل #بصیرت کوچکترین اعتباری نخواهد داشت. چرا که به فرمودهٔ صاحب مثنوی، مولانا جلالالدین محمد بلخی: آفتاب آمد دلیلِ آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب هنگامی که خورشید #حقیقت طلوع کند، خودْ گواهِ خود است و اگر کسی همچنان در پیِ دلیل است، از حقیقت روی گردانده است. والسلام علی من اتبع الهدی #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل #امام_جمعه_اردبیل #مخاطب_خاص #علی_رضایی ➖➖➖➖➖ 🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس 👇 🆔 @sardabir313
📝 پردهبرداری از یک معیار الهی: تهمت، سنجه بیدینی نگاهی به تفسیر آیه ۱۰۵ سوره نحل در بیان آیتالله احمد عابدی ✍️ #ابوکاظم_حسنی 🔹 درآمد: در روزگاری که جماعتی با ظاهر دیندارانه، سالیان دراز است که با تهمتزنی و برچسبزنی، چون تیغی بر گلوی اخلاق، ساحت دلهای پاک جوانان مؤمن را میآلایند و مردم را از جلوههای زیبای دین و انقلاب رویگردان میسازند، بایسته است که این پرسش بنیادین را به ژرفای اندیشه بسپاریم: ➖ ریشه این همه نابخردی در کجاست؟ ➖ آیا میتوان در پوشش دینداری، به تیشهزنی بر بنیاد دین دست یازید؟ در این نوشتار، مقصود آن است که این افراد را با حقیقت کردارشان آشنا سازیم؛ باشد که درسی گیرند و با توبه، انابه و جبران اشتباهات دیرین، به صراط حق بازگردند؛ وگرنه، در شمار ملعونان ابدی جای خواهند گرفت. 📖 آیهای که پرده از حقیقت برمیدارد آیه ۱۰۵ سوره نحل، در این عرصه، سخنی ژرف و کانونگشا دارد؛ گویی پرمایهترین درس حیات فردی و اجتماعی را به جان بشریت میآموزد: «إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ» (بهراستی که تنها کسانی دروغ میبندند که به آیات خدا ایمان ندارند.) این آیه شریفه، چونان تیغی فولادین، پرده از چهره حقیقت برمیگیرد: تهمتزن، هرچند ردای دین بر تن و سجادهای گشوده در پیش رو داشته باشد، در پیشگاه الهی بیایمان شمرده میشود. آنکه زبان به افترا میگشاید، هرچند نمازش در دید عامه بینقص جلوه کند، در حقیقت، پیمان با خدا را در هم شکسته است. ❓ پرسشهای امروز ما: اکنون باید پرسید: ➖ آیا آنان که سالهاست با تهمت و تکفیر، سرمایههای اجتماعی را به باد فنا دادهاند، سوداگرانی در پوشش دین نیستند؟ ➖ آیا اینان (خواسته یا ناخواسته) مهرهای در بازیهای دشمن نشدهاند؟ در ادامه، با تفسیر روحافزای استاد #احمد_عابدی از این آیه همراه میشویم تا پاسخی الهی برای این پرسشهای بنیادین بیابیم. بیتردید، سخن الهی، فراسوی زمان و مکان، چراغ هدایت و معیار سنجش حقیقت است. 🔻 نکات تفسیری آیه شریفه: 1️⃣. افترای کذب: ➖ «يَفْتَرِي الْكَذِبَ» به معنای تهمت زدن است. ➖ این آیه، دلالتی شگرف دارد: تهمتزنی، همسنگ بیایمانی است. 2️⃣. ایمان و بیایمانی: ➖ به فرموده قرآن، فقط کسانی تهمت میزنند که ایمان ندارند. ➖ کسی که به دیگری تهمت بزند، نماز میخواند که بخواند؛ ولی دین ندارد. ➖ «الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» در حقیقت، همان کسانیاند که زبانشان به دروغ و افترا آلوده است. 3️⃣. معیار الهی: سنجش بر اساس کردار، نه ظاهر ➖ قرآن کریم به صراحت حکم میکند: عمل به افترا، نشانۀ عدم ایمان به آیات الهی است. ➖ این حکم، معیاری استوار برای تمییز حق از باطل، فارغ از هرگونه پوشش، مقام یا موقعیت اجتماعی. ➖ هر کس که زبان به تهمت گشود، باید او را از حقیقت ایمان بیبهره دانست — هرچند نمازش کامل و عبادتش بینقص باشد. 🔹 سخن پایانی: اکنون، در پرتو این کلام آسمانی، باید دید در جامعهمان با چه کسانی روبروییم. فرقی نمیکند چه ردایی بر تن کنند، چه مقامی داشته باشند یا چه عنوانی بر خود نهند؛ هر که زبانش به تهمت آلوده، به فرموده قرآن، از دین و ایمان به دور است؛ هرچند که در جلوهی عام، نمازش به پا باشد و عبادتش تمام. این است آن معیار الهی ناب: نه ظاهر، نه لباس، نه مقام؛ آنچه نشانۀ ایمان راستین برشمرده میشود، اخلاق الهی (مبتنی بر فقه) و صداقت است. 📚 با اقتباس از جلسه ۸۷۰ تفسیر مجمعالبیان استاد احمد عابدی، ذیل آیه ۱۰۵ سورۀ مبارکۀ نحل ➖➖➖➖➖ 🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس 👇 🆔 @sardabir313
📝 پردهبرداری از یک معیار الهی: تهمت، سنجه بیدینی نگاهی به تفسیر آیه ۱۰۵ سوره نحل در بیان آیتالله احمد عابدی ✍️ #ابوکاظم_حسنی 🎙 استاد #احمد_عابدی در جلسه ۸۷۰ تفسیر مجمعالبیان ذیل آیه ۱۰۵ سورۀ مبارکۀ نحل: «إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ» این آیه تأکید میکند که عمل دروغ بستن و افترا، منحصراً از کسانی سر میزند که در حقیقت ایمان به آیات الهی ندارند، و همین گروه هستند که دروغگو و بیدین شمرده میشوند. ➖ «يَفْتَرِی الْكَذِبَ» (افترای کذب) به معنی تهمت زدن است. ➖ این آیه بسیار عجیب است و دلالت بر این دارد که تهمت زدن مساوی است با بیدینی. ➖ کسی که به دیگری تهمت بزند، دین ندارد، حتی اگر نماز بخواند (نماز میخواند که بخواند؛ ولی دین ندارد). ➖ «الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» (آنهایی که ایمان به آیات خدا ندارند)، اینها همان کسانی هستند که تهمت میزنند و دروغگو هستند. 🔻یادداشت سردبیر را در ادامه بخوانید🔻
«گر خداخواهی تو خودخواهی بنه در گوشه ای»
🗒 هنر سلطه و بیداری خرد؛ تأملی بر سازوکارهای قدرت و غفلت عمومی - بخش دوم 🔹 سخنی با جانهای آگاه: پس ای فرزندان زمانه، هوشیار باشید! هرگز نمیتوان از آن ندای آسمانی غافل ماند که در ژرفای جانِ آدمی طنین میافکند: «أَفَلَا تَعْقِلُونَ» – آیا نمیاندیشید؟! قرآن کریم همواره بندگان را به اندیشیدن فرامیخواند و با صراحتی بلیغ، آنان را به سمت تأمل و خردورزی رهنمون میسازد. از این رو، #تفکر_نقادانه، چون چراغی فراراه حیات است؛ چه آنکه اگر اندیشیدن را به کناری نهی، در حقیقت زندگی را به کناری نهادهای و اگر در تاریکی این روزگار این چراغ خاموش شود، حیات آدمیست که خاموش گشته. و آنگاه که عقل خویش را به خواب فرستی، بازیچهای در دست جریانها و صاحبنظران این عصر خواهی شد و سرانجام، همچون گوسفندی در گلهای عظیم، #هویت خویش را در انبوه جمعیت گم خواهی کرد. پس باید آموخت و بالید و دانست که در مسیر #رشد در ژرفا و پیوستگی معنا مییابد؛ همانکه تو را، روزبهروز، هرچند اندک، برتر از دیروزت میسازد. 🔹 تذکر و هشدار پایانی: اما در این مسیر، به یاد داشته باش سخن آن فرزانهٔ روزگار، شهید مطهری را که فرمود: «شک، گذرگاه خوبی است، نه منزلگاه.» پس شک را گذرگاهی نیکو بشمار، نه منزلی برای اقامت. بگذار شک، پلی باشد بهسوی یقین، نه آنکه در آن درنگ کنی و خویشتن را در گرداب تردیدها رها سازی و به ورطۀ هلاکت درافتی. و به عنوان حسن ختام، شایسته است که یکی از حکمتهای گهربار مولای عشق و بلاغت، امام علی (علیهالسلام) را مرور کنیم که فرمودند: ➖ #ایمان بر چهار پایه استوار است: «عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ.»؛ شکیبایی، یقین، عدل و جهاد. ▫️#شکیبایی را چهار شعبه است: شوق، ترس [از خدا]، زهد و انتظار [گشایش]. ▫️#یقین را چهار شعبه است: بینایی هوشمندانه، دریافت حکیمانه، پندگیری از عبرتها و پیروی از روش نیکان پیشین. ▫️#عدالت را چهار شعبه است: فهمی ژرف، علمی به حقایق، قضاوتی نیکو و استواری در بردباری. ▫️#جهاد را نیز چهار شعبه است: امر به معروف، نهی از منکر، پیکار در راه دین و دشمنی با فاسقان. ➖ و در مقابل، #کفر بر چهار پایه است: «عَلَى التَّعَمُّقِ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّيْغِ وَ الشِّقَاقِ»؛ کنجکاوی بیهوده، ستیز و خصومت، انحراف از حق و شکافاندازی. ➖ و اما #شک – که گذرگاه است نه مقصد – نیز چهار ویژگی دارد: «عَلَى التَّمَارِي وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ»؛ جدال بیهوده، هراس بیجا، دودلی و تسلیم محض. 🔺 پس ای فرزند زمانه، بر چهارپایههای ایمان استوار باش و از شعب چهارگانه شک بر حذر؛ تا در گذرگاههای پرپیچوخم زندگی، رهسپار یقین شوی و در دام تردید و سکون گرفتار نیایی. والسلام #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل #مخاطب_خاص #حق_و_باطل ➖➖➖➖➖ 🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس 👇 🆔 @sardabir313
🗒 هنر سلطه و بیداری خرد؛ تأملی بر سازوکارهای قدرت و غفلت عمومی - بخش اول ✍️ #ابوکاظم_حسنی ▫️عقلای جامعهشناسی گفتهاند که صاحبان قدرت و امارت، گاه در پردهای از رفتارهای روانشناختی، رسانهای و اجتماعی، مردمان را به تمکین و تسلیم بیچون و چرا خو میدهند و خویشتن را به نماد یا بتهایی فراتر از نقد بدل میسازند. این فرایند خطیر، که با تحریف حقیقت، نمایشهای تنظیمشدۀ سفارشی و بهرهگیری هوشمندانه از ترس و نیاز آدمیان صورت میبندد، نیازمند تأمل و بصیرتی ژرف است. 🔻 در ادامه، مهمترین روشهایی را که صاحبمنصبان نابخرد در این راه به کار میبندند، مرور میکنیم: ➖ تجلیلی مصنوعی در عرصۀ رسانه: آنان با استفاده از رسانههای رسمی، خود را چهرههایی محبوب، دلسوز و فرزانه مینمایانند؛ حتی اگر در پس این پرده، رفتارهایی تبعیضآلود و قهری در کار باشد. (به ماجراهای بعد از نامه سرگشاده و تجلیلهای تصنعی و سفارشی توجه کنید) ➖ تحقیر فرودستان و تملق فرادستان: در سلسلهمراتب قدرت، وابستگان به طبقه بالا، با زیردستان از موضعی بالا سخن میگویند تا هرم سلطه را استوار سازند، و در برابر بزرگان، حتی در معرض تحقیر، چهرهای مطیع و احترامآمیز میآرایند تا جایگاه خویش را از دست ندهند. (به رفتارهای برخی مسئولین با تأمل عنایت داشته باشید که شیفته تملق و چاپلوسی دیگران هستند) ➖ افسونسازی هراس از مخالفت: با سرکوب صداهای منتقد، مجازات معترضان و برچسبزنی به دگراندیشان، فضایی میآفرینند که مردم از بیان اندیشههای مستقل خویش بهراسند. ➖ تقدیس شخصیت: با بهرهگیری از نمادها، شعارها و مراسمهای پرطمطراق، چهرۀ صاحبان قدرت بهصورت موجوداتی فرابشری تصویر میشود؛ کسانی که خطا نمیکنند و همواره خیرخواه و مصلحاند. (تکفیر، تخریب و تضعیف ناقدان از آنجا نشأت گرفته است) ➖ تغذیه خرافه و باورهای وهمآلود: برخی از زمامداران، با تمسک به باورهای سنتی و خرافی، مخالفت با خویش را معادل با طغیان علیه مقدسات قلمداد میکنند و راه خردورزی و نقد را میبندند. ➖ عادت دادن به نابرابری: با تکرار رویههای تبعیضآمیز، جامعه به نابرابری ساختاری عادت میکند و آن را امری طبیعی و گریزناپذیر میپندارد؛ حتی اگر جانها در سکوت، از جور آن به فغان آید. (تبعیض و ناعدالتی و مدیریت انحصارگرایانه) ▫️مطالعات روانشناسی اجتماعی نیز گواهی میدهد که قدرتِ تزکیهنشده و افسارگسیخته از چارچوبهای #تشکیلات_اسلامی، سرانجام به فساد و خودکامگی میگراید. صاحبان قدرت، وقتی بر اریکهای تکیه زنند، چهبسا همدلی را از کف دهند و به خودرأیی و استبداد روی آورند. این، همان #پارادوکس_قدرت است: نهادی که برای خدمت به مردم بنیاد شده، به ابزاری برای سلطه بر آنان بدل میگردد. 🔻ادامه در پست بعدی🔻
#خیلی_مهم #نشر_حداکثری 🎙 جهانیسازی و استراتژی مقاومت: از ریشههای تاریخی تا نمودهای ناخواسته در داخل و راهکارهای عملیاتی مقاومت 🔻 این تحلیل گسترده که تحت عنوان «جهانیسازی و استراتژی مقاومت» توسط #سعید_اسماعیلی بهبهانی نوشته شده است، به بررسی عمیق ریشهها و پیامدهای جهانیسازی، بهویژه از منظر جهان اسلام، میپردازد. 🔸 پروتکل اول: امروز قدرت طلا جانشین قدرت همه حکومتها گشته و زمان حاکمیت دیانت، سپری شده است. 🔸 پروتکل دوم: #حق ما سرچشمهاش زور و #قدرت است و کلمه حق، امری است صرفاً وجدانی، معنوی و مجرد، دلیلی بر درستی آن وجود ندارد. 🔸 پروتکل سوم: #فریب مردم، شعار عصر جدید است به نحوی که آنچه را فریبکارانه به خوردشان میدهیم به عنوان امر واقعی بپذیرند و در درستی آن تردید نکنند. 🔸 پروتکل چهارم: کلمات آزادی، #عدالت و برابری، کلماتی هستند که به وسیله آنها مبلغان و عمال بیجیره و مواجب ما موفق شدند در چهار گوشه دنیا تعداد بیشماری را به زیر بیرق ما در آوردند. در حالی که این کلمات همواره مثل خوره به جان رفاه ملل غیریهود افتاده، امنیت و آسایش را از خانههای آنها ریشهکن کرده آرامش را از بین برده است و روح همبستگی را از آنها گرفته و همه شالودههایی که دولتهای غیریهود بر آنها استوار شده نابود کرده است. 🔸 پروتکل پنجم: برای ایجاد اخلال در سایر جوامع، برخی احزاب را مسلح نمودیم و رسیدن به قدرت را به یک هدف مقدس و بالاتر از هر امری جلوه دادیم. ما طوری مردم را به جان هم انداختیم که همه به یکدیگر بدگمانند. نفرت مردم از یکدیگر به خاطر #تعصبات مذهبی و نژادی که در طول ۲۰ قرن گذشته تبلور یافته است اجازه نخواهد داد که مردم به این سادگی با یکدیگر آشتی کنند. #سیاست #صاحبان_قدرت #نفوذ ©️ #رادیو_موج_قفقاز 🔗 @Caucasus_Radio
🎲 پرواز در گرداب دنیا؛ از استبداد نفس تا وارستگی (درنگی بر هشدارهای شهید صدر و سعدی) - بخش دوم 🔹 دعوت به تأمل؛ آزمون امانت و عبور از خویشتن: هر دل آگاهی را سزاوار است که لحظهای درنگ کند و آینه اندیشه را در برابر خویش بگیرد؛ بپرسد با صداقت و بیپیرایه: از کجا برخاستهام؟ به کدامین سوی روانم؟ برای چه آمده و در این میان، چه کردهام که شایسته نام انسان باشد؟ و اگر امروز، بار مسئولیتی بر دوش ما نهادهاند، باید به یاد داشته باشیم که این بار، سبک نیست؛ در فردای قیامت، آنگاه که دستان بسته به گردن، ما را به صحرای محشر میکشند، هیچ حجابی میان ما و حقیقت باقی نمیماند. آنجا، نه مقام میماند و نه عنوان؛ تنها اعمالاند که سخن میگویند. مسئولیت، گاه نردبانی است برای صعود، و گاه زنجیری است برای سقوط. اگر دل از دنیا شسته باشیم و امانت را چون جان پاس داشته باشیم، دستانمان را خواهند گشود؛ اما اگر در بند تعلقات و طمع گرفتار آمده باشیم، همان بند، ما را زمینگیر خواهد کرد. و این، تذکری است از سر بیداری. چرا که نسیان او را دچار خودفراموشی و خدافراموشی کرده و تهی دست میکند. 🔹 امانتِ سنگینِ مسئولیت: اما در نظام جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت نه برای تشریفات است و نه برای امتیاز؛ بلکه امانتی است سترگ، دشوار و آزمونساز. آنکه بر این جایگاه قدم مینهد، باید بداند که هر تصمیم، هر سکوت، و هر اقدام، در ترازوی عدل الهی سنجیده خواهد شد. این مقام، میدان خودنمایی و عرض اندام نیست، بلکه عرصه بندگی و خدمت است؛ و اگر از آن غفلت شود، بارش چنان سنگین است که آسمان نیز از حمل آن ابا كرده و از آن هراس دارد.(فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها) 🔹 مسئولیت؛ یا نردبان تعالی، یا پرتگاه تباهی: پناه میبریم به خداوند از آن مسئولیتی که به جای آنکه آدمی را به خویشتنِ برترش برساند، او را به هیئتی فرعونی دراندازد؛ فرعونی نه با عصای سحر و تخت زرین، بلکه با لباسی مقدس و نو و زبانی آراسته، که بر کرسی قدرت تکیه زده و خویش را معیار حق میپندارد. در این سرزمین، کم نیستند آنان که مسئولیت، ابزار خودبینی آنان شد، نه آیینه خودشناسی؛ و فرصتی برای سلطهجویی شد، نه خدمت. و چه اندکاند آنان که از این امانت سنگین، پلی ساختهاند برای عبور از دنیا به دیار باقی؛ کسانی که نامشان با خدمت گره خورده و رد پایشان بر دلها مانده است. اینان، نه در پی نام و القاب بودند و نه در سودای نان؛ بلکه در پی آن بودند تا در سایه صداقت و بیادعایی، باری از دوش خلق بردارند و رضای خالق را بجویند. 🔹 فرصتِ مغتنمِ امروز؛ پیش از آنکه دیر شود… پیش از آنکه زمان از دست برود و حسرت، زبان جان را به فریاد آورد، باید به خویشتن بازگشت؛ به آن نقطه ناب که انسان، خود را بیپیرایه میبیند و از هیاهوی بیرون، به سکوت درون پناه میبرد. نخستین گام، رهایی از استبداد نفس است؛ آن خودکامگی پنهان که آدمی را به بند میکشد و از پرواز بازمیدارد. و پس از آن، رسیدن به تجرد روح؛ آن لطافت بیتعلق که انسان را سبکبار میسازد و آماده عبور از این جهان فانی. وگرنه، هر آنچه کاشتهایم، اگر با نیت خویشآرایی بوده باشد، جز زیان نخواهد داد؛ و هر آنچه اندوختهایم، اگر برای فخر و تفاخر بوده باشد، جز حسرت به همراه نخواهد داشت. آنچه با خود خواهیم برد، نه عنوانهاست و نه داراییها؛ بلکه بار سنگین اعمال، و وزنهای از گناه و غفلت، که اگر به وقتش سبک نشود، در قیامت، سنگینتر از آن خواهد بود که بتوان از زمین برخاست. و این است راه رستگاری: «مُردن از خویش و زادن در حق» خدایا چنان کن سرانجامِ کار تو خشنود باشی و ما رستگار وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ©️ #سردبیر_سایت_ضیاءالصالحین ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
📹 پرواز در گرداب دنیا؛ از استبداد نفس تا وارستگی (درنگی بر هشدارهای شهید صدر و سعدی) - بخش اول ✍️ #ابوکاظم_حسنی نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا؛ 🔻 وَ الْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم... قلم، امانت است؛ و آنکه به آن دست میبرد، باید بداند که هر واژه، گواهی است در پیشگاه حقیقت. پس به رسم عهدی که با وجدان خویش بستهام، جز حق ننوشتهام و نخواهم نوشت. اما آنچه مرا بر آن داشت تا چند سطر از سر خیرخواهی بنگارم، نه میل به جدل است و نه سودای شهرت؛ بلکه استبداد و استکبار پنهان برخی از مسئولین (بالاخص در منطقه) است، که خود را پشت عناوین و نهادها پنهان ساختهاند. آنان که به جای خدمت بدون تبعیض، در پی سلطهاند؛ و به جای صداقت، در پی صحنهسازی. این سطور، (فعلاً) هنگامه افشاگری نیست، بلکه برای تذکر است؛ تذکری از سر دلسوزی، نه از سر دشمنی. چرا که اگر امروز، قدرتی در دست داریم، فردا باید پاسخگوی آن باشیم. و اگر امروز، صدایی بلند و رسا داریم، فردا باید در برابر صدای وجدان، ساکت بمانیم. پس شما هم بشنوید، نه از سر خشم و بغض و کینه، بلکه از سر محبت؛ و بخوانید، نه برای رد و موضعگیری، بلکه برای تأملی چند... 🔹 در ظلّ فرمایش شهید صدر(رحمهالله): نقدِ مکتب زور: مرحوم علامه کبیر، شهید سید محمدباقر صدر(قدّس سرّه) در صفحه ۳۵۸ اثر وزین «بارقهها»، حقیقتی ژرف از کتاب تکوین را به نظاره نشسته و فرمودهاند: «اگر زور، چارهای نهایی و همیشگی بود، فرعونها و طاغوتها باقی میماندند.» آری، چه نیکو سروده است استاد سخن، سعدی شیرازی(رحمهالله): «مَکن تکیه بَر مُلْکِ دنیا و پُشت که بسیار کَس چون تو پَروَرْد و کُشت» 🔹 حقیقتِ مقام دنیا و نفس: بدان که عالم هستی، با همه شکوه و گستردگیاش، در برابر حقیقت انسانِ کامل، چون سایهای در برابر خورشید است. آنکس که در بند تمنای خویش گرفتار است، هنوز از آستانه انسانیت عبور نکرده. مقام بلند آدمی، آنگاه رخ مینماید که از گرداب «انیّت» و خودخواهی رهایی یابد، و به سوی خویشتنِ حقیقیِ خویش، پرواز کند؛ آن خویشتنی که نه در آیینه غرور و تکبر، بلکه در سکوت حضور و در آغوش معنا پنهان است. 🔹 اسارت در چنبرۀ دنیا: آدمی، در بند اعمال خویش گرفتار است؛ و آنگاه که دل به متاع فانی دنیا و جلوههای گذرای قدرت ببندد، پرِ پروازش سست میشود و جانش از اوج بازمیماند. تعلق، اگر در دل خانه کند، بال فرشتگان را میشکند و انسان را از افقهای بلند بازمیدارد. روزمرّگی، با چهرهای فریبنده، و هوسهای پرزرقوبرق، با وعدههای پوچ، پردهای از غفلت بر جان میافکنند؛ و آدمی فراموش میکند که این جهان، منزلگاه نیست، بلکه گذرگاهی است برای عبور. آنکه سبکبار است، دلیرانهتر پرواز میکند؛ و آنکه در بند تعلقات است، دلش در گِلِ زمین فرومیماند و جرأت رهایی از خویشتنِ فرودست را از کف میدهد. پرواز، سهم آن دلهایی است که از خود گذشتهاند؛ و سقوط، سرنوشت آنان که به سایه خویش دل بستهاند. 🔹 سقوط از مقام انسانیت: و آنگاه که انسان از مدار فطرت خویش خارج شود، سیر او نه بهسوی تعالی، که بهسوی سقوط آغاز میگردد. استدراج تا جایی که تاریکی خصالِ پستِ استبداد، اندیشهاش را در مینوردد، و خوی فرعونیت در رفتار و گفتارش رخ مینماید. در این وادی، دیگر نشانی از لطافت انسانی نمیماند؛ غریزه، جایگزین بصیرت میشود و درندگی، جامه عقل میپوشد. چنین انسانی، در چنگال دنیا، «مسخ» میشود؛ آن چنانکه جانش از گوهر انسانیت تهی میگردد. در این مقام، کلام خداوند، چون آینهای بیپیرایه، حقیقت را بازمیتاباند: «لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» دل دارند، اما در آن اندیشه نمیجوشد؛ چشم دارند، اما حقیقت را نمیبینند؛ گوش دارند، اما صدای حق را نمیشنوند. اینان، نهتنها چون چارپایاناند، بلکه از آنان نیز گمراهترند؛ چرا که غفلت، سراسر وجودشان را فرا گرفته است. ادامه دارد...
🎲 تبارشناسی یک شعار توخالی: از «یا مغان یا پارسآباد» تا بحران عدالت قلمرویی در استان اردبیل - بخش دوم 🔹 عدالت قلمرویی: چارچوبی برای تحلیل بحران: مطالبه اصلی مردم مغان، فراتر از یک حق آبه، تحقق عدالت قلمرویی است. عدالت قلمرویی به معنای توزیع عادلانه منابع، قدرت، فرصتها و سرمایهگذاری در بین تمامی مناطق یک استان است. عملکرد کنونی نه تنها این عدالت را محقق نکرده، بلکه به تخلیه منابع از پیرامون (مغان) به مرکز (اردبیل) دامن زده است. این روند، نه تنها به توسعه نیافتن پارسآباد میانجامد، بلکه در درازمدت با ایجاد شکاف منطقهای، بنیانهای انسجام و توسعه کل استان اردبیل را نیز تضعیف میکند و بیتوجهی به این موضوعات میتواند در درازمدت تبدیل به یک معضل اجتماعی و امنیتی شود. 🔹 فرجام سخن: گذار از شعارزدگی به حکمرانی عادلانه: مسئله مغان، تنها یک مسئله محلی نیست؛ آن یک آزمون بزرگ برای سلامت مدیریت و تحقق عدالت در استان اردبیل است. مردم مغان دیگر فریب شعارهای توخالی را نمیخورند. آنچه تقاضا میکنند، یک تحول در الگوی حکمرانی استان است: ➖ پایان دادن به سیاستهای نمایشی و تمرکز بر حل مسائل بنیادین. ➖ اجرای طرح آمایش سرزمین و توقف تمرکزگرایی افراطی در مرکز استان. ➖ واگذاری واقعی اختیارات و منابع به مدیریتهای محلی برای تصمیمگیری درباره سرنوشت خود. تا زمانی که اقدام عملی در راستای توسعه متوازن استان صورت نگیرد، هیچ بنر تبلیغاتی و هیچ سخنرانی پرشوری نمیتواند گَرد فراموشی بر خاطره تلخ این بیعدالتیها بپاشد. آینده اردبیل در گرو به رسمیت شناختن ظرفیتهای همه قلمروهای آن، از جمله مغان قدرتمند است. 📝 آنچه تاکنون گفته شد، تنها مشتی از خروار است. اگر این روند ادامه یابد در آینده، سخنها خواهیم گفت؛ از فرمانهای پنهانی برای تخلیه دفاتر ضیاءالصالحین، تا کارشکنی در برگزاری مراسم ایام فاطمیه و تهدید و دستور به روحانیون برای عدم حضور در هیئت هفتگی و مردمی مجموعه. ناگفته نماند که افشاگری در این زمینه از سر کینه و انتقام شخصی نیست، بلکه از سر امانت تاریخی و تعهد شرعی و اخلاقی است؛ چرا که سکوت، گاه خیانت به حقیقت است. و اما سخنی مهم، که نمیتوان از آن گذشت: ای آنکه بر مسند مسئولیت تکیه زدهای، بدان که منتقد، اهل جهنم نیست و نقدی از سر دلسوزی، چراغ راه و هدیهای گرانبهاست، نه خار راه. مسئولیت، تنها نام و عنوان نیست؛ بار امانتی است که اگر به دوش کشیده نشود، روزی باید پاسخگوی سنگینیاش بود. و ناعدالتی، هرچند در لباس قانون پنهان شود، از چشم خدا پنهان نخواهد ماند و سرانجام عقوبت آن در محکمۀ وجدان و داوری الهی رقم خواهد خورد. ©️ #سردبیر_سایت_ضیاءالصالحین ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
🎲 تبارشناسی یک شعار توخالی: از «یا مغان یا پارسآباد» تا بحران عدالت قلمرویی در استان اردبیل - بخش اول ✍️ #ابوکاظم_حسنی 🔻 قصد نداشتم به این زودی پرده از آنچه در دل دارم بردارم؛ اما رفتار عوامفریبانه برخی از مسئولین استانی، مرا ناگزیر ساخت تا اندکی روشنگری کنم. آنچه در نامه سرگشادهام از خلف وعدهها، تبعیضها و بیعدالتیها سخن گفته بودم، نه حکایت شنیدهها بود و نه بازنشر روایت دیگران؛ آنچه نوشتم، حاصل مشاهده مستقیم و تجربه زیسته بود. هرچند مشابه آن را از زبان بسیاری از عزیزان نیز شنیده بودم، اما مگر نه آنکه گفتهاند: «شنیدن کی بود مانند دیدن؟» سخن بنده درباره «تبعیض»، میان گروههای فرهنگی، تبلیغی و اجتماعی بود؛ تبعیضی که با غوغا و هیاهو خواستند به حاشیه رانند، و اکنون برخی حضرات، برای حفظ جایگاه یا به طمع کسب قدرت، بر آن موضوع جامۀ نمایش پوشاندهاند و چند چهرۀ گزینشی را بهعنوان زبان مردم مغان معرفی میکنند، بیآنکه صدای حقیقی این دیار را، که در انتخاباتها به روشنی دیده و شنیده بودند، به رسمیت بشناسند. در چنین فضایی، سکوت دیگر روا نیست. ناگزیرم که با زبان «جهاد تبیین» و با فرمان «آتش به اختیار»، آنچه را دیدهام و میدانم، بیپرده بازگویم؛ و آن هم از سر خشم نیست، بلکه از سر مسئولیت و تعهدی است که نسبت به مردم مغان و مطالبه عدالت برای سایر شهرهای استان دارم. چرا که حقیقت، اگر در سکوت دفن شود، ریشههای اعتماد را خواهد پوساند. 🔹 مقدمه: شعارهای تبلیغاتی در مقابل واقعیتهای میدانی در صحنه سیاستورزی استان اردبیل، گاه مردی را میبینی که گویا همواره تسبیح در دست، ذکر «یا مغان یا پارسآباد» بر زبان مینشاند؛ تا وانمود کند که دغدغهاش تنها و تنها توسعه این منطقه بوده، و عدم محبوبیتش در میان مردم آگاه مغان را نتیجهای ناعادلانه جلوه دهد. برای زدودن این تصویر، بساطی از جلسات پُرزَرقوبَرق، تریبونهای مهندسیشده و کمپینهای نمایشی به راه افتاده تا شاید با بانگ طبل و دُهُلِ تبلیغات، صدای حقیقت را خاموش ساخته و و تصویر واقعی عملکرد خویش را وارونه جلوه دهند. اما مردم مغان، با چشمانی بینا و دلی آگاه، به خوبی میدانند که صداقت را نمیتوان در خطابههای پُرطَمطَراق یافت، بلکه آنچه در میدان عمل رخ میدهد حاکی از نیت و عملکرد حضرات دارد: از زیرساختهایی که سالهاست در حسرت توسعه ماندهاند، تا صنایعی که بیصدا کوچ کردهاند. اینان معیار را در واقعیت میجویند، نه در نمایش؛ و حقیقت را در محرومیت میفهمند، نه در شعار. 🔹 حق آبه: پردهای برای یک تراژدی بزرگتر: مسئله حق آبه رود ارس برای دشت مغان، بیتردید یک مطالبه بحق و ملی است. با این حال، این مسئله برای برخی از مدیران استانی، به یک ابزار نمایشی و پرطمطراق تبدیل شده است. آنها با تمرکز افراطی و تبلیغاتی بر این یک موضوع، سعی دارند خود را «ناجی مغان» جا بزنند، در حالی که اولاً این یک مسئله تعریف شده ملی است و ثانیاً صرفاً به نفع پارسآباد مغان نیست، ثالثاً همزمان، دیگر پروژههای حیاتی و اشتغالزای این منطقه را به طور سیستماتیک نادیده میگیرند یا به نفع مرکز استان تاراج میکنند. این رفتار، مصداق بارز «عوامفریبی گزینشی» است؛ پیگیری پرسروصدای یک حق برای پوشش دادن صدها حقی که در سکوت پایمال میشوند. 🔹 الگوی توسعه ناعادلانه: از شعار تا عمل: وقتی موشکافانهتر به عملکرد این مدیران نگاه میکنیم، یک الگوی نگرانکننده از توسعه نامتوازن و بیعدالتی قلمرویی آشکار میشود. چگونه میشود مدعی دفاع از مغان بود، اما در عمل شاهد: ➖ انتقال صنایع مادر مانند کارخانه چرم مغان از پارسآباد بود؟ ➖ بلاتکلیفی و مصادره پروژههای کلیدی مانند منطقه آزاد تجاری مغان و راهآهن مغان بود؟ ➖ بیتوجهی به زیرساختهای حیاتی مانند کشتارگاه صنعتی و ساماندهی «جادۀ مرگ» مغان بود؟ ➖ دخالت در انتصابات محلی برای تضعیف حکمرانی خوب در خود شهرستان بود؟ این اقدامات، گواهی روشن است بر اینکه ذکر «یا مغان یا پارسآباد» در عمل به انحصارگرایی «اول اردبیل، سپس سایر مناطق» تبدیل شده است. ادامه دارد...
🗞 از مکتب امام تا نقابداران امروز: نقدی بر وارونگی اخلاق در سایۀ قدرت - بخش دوم ای آنکه هنوز در تشخیص «قبل» و «بعد»، «گذشته» و «حال» درماندهای، و در فهم مرجع ضمیر قوا، به حیرت نشستهای، چگونه میخواهی بر چهرۀ حق، پردۀ باطل بیفکنی؟ تو که در ابتداییترین مفاهیم درجا زدهای، با کدام بصیرت، با کدام جسارت، میخواهی حقیقت را خاموش سازی؟! امروز، با غوغا و قدرت، حتی اگر بتوانی صدای حق را در گلو خفه کنی، فردای قیامت که در محکمۀ عدل الهی، هیچ حجابی نخواهد ماند؛ و هیچ توجیهی، تو را از پاسخگویی نخواهد رهانید؛ چه خواهی کرد؟! آیا نشنیدهای که فرمود: «وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ حق را با باطل درنیامیزید، و آن را پنهان نسازید، در حالی که به روشنی میدانید. امام رضواناللهتعالیعلیه، جملاتی گهرباری دارند که همچون مشعل هدایت است، و رهبر عزیزمان نیز، همواره ما را به تأمل در این مباحث فراخواندهاند، و با تأکید بر جوهرۀ ولایت، مسیر حق را روشن ساختهاند. و هر آنکس که این مسیر را قطع کند، بیرون از دایرۀ ولایت ایستاده است. و اگر روزی لازم باشد، این حقیقت را مفصل شرح خواهم داد. اما این بار، دعوت به توبه نمیکنم، بلکه دعوت به تعقل مینمایم. از درِ اندیشه سخن میگویم تا باشد که این آقایان، بیهیاهو و بیجدل، این عبارات امام عزیز را خود بخوانند، خود بفهمند، و اگر هنوز روزنهای از بصیرت در دلشان باقیست، به آن بازگردند: «قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسولالله هست. و اینها از ولایت رسولالله هم میترسند! شما بدانید که اگر امام زمان - سلاماللهعلیه - حالا بیاید، باز این قلمها مخالفاند با او. و آنها هم بدانند که قلمهای آنها نمیتواند مسیر ملت ما را منحرف کند. آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است، و مسائلی که شما طرح میکنید ملت میفهمد، متوجه میشود، دست و پا نزنید! خودتان را به ملت ملحق کنید. بیایید در آغوش ملت. قلمهای شما از تفنگهای آن دموکراتها به اسلام بیشتر ضرر دارد. نطقهای شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپهایی است که آنها به جوانان ما میبندند و تفنگهایی که آنها میبندند؛ ضررش به اسلام بیشتر است، برای اینکه آنجا دشمن معلوم است، و شما به صورتهای مخفی به میدان میآیید. قلمهای شما از سرنیزههای رضاخان بدتر است برای اسلام! و شما مضرتر هستید از رضاشاه و محمدرضا برای اسلام، برای اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم میشناختند آنها را، مخالفت میکردند با آنها، مقاومت میکردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفداری از خلق مسلمان، برخلاف اسلام دارید عمل میکنید.» [صحیفه امام خمینی، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۹] وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل #نفوذ ©️ #سردبیر_سایت_ضیاءالصالحین ┘◄🌐| سایت | بله | تلگرام | ایتا | 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷