tgindex
ZUBIN

☫ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ☫ مطالب و اخبار های طنز سیاسی و نظامی اخبار روز دنیا، طنز براندازا و سم های اینستاو توییتر به همراه میم هایی حق و ادامینی بسی حق گو لینک گروه👇 https://t.me/zubin313gap جهت تبادل👈🏻 @Ya313zahra313

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Политика
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
81
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
37
22 постов
Вовлечённость
45,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
22
1/48двое суток
25
1/72трое суток
27

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تندرو ها انقدر لاشی هستند که وقتی میخوان از شهید لاریجانی تعریف کنند می گویند در چندماه اخر که از طرف رهبری منصوب شد رستگار شد، به مسیر بازگشت، توبه کرد و یا جبران خطا کرد؛ یعنی چی؟ یعنی شهید ۶۷ سال زندگی اش مشغول مجاهدت نبود و حیات سیاسی اش وقف انقلاب و مسلمین نبود، همین چندماه منتهی به شهادت منجر به شهادت ایشان شد، الحق که لاشی بیش نیستید چون عمری به شهید لاریجانی تاختید بعد از شهادت ایشان هم قبول نکردید ایشان سرباز این نظام و انقلاب بود و برای اینکه معترف نشوید ۳۰ سال عین زامبی ها به این و آن تاخته اید(بخاطر مواضع حزبی و رای اوردن عده ای زنبیل به دست خشک مغز) کارنامه سالهای گذشته شهید را زیر سوال میبرد و عملا اینگونه معرفی میکنید که ایشان خطا کار بوده سپس توبه کرده و شهید شد، آقایان نفهم که بعضی هایتان سال های قبل میگفتید حیات سیاسی خاندان لاریجانی تموم شده است و نظام اون هارا پس زده جهت اطلاعاتان باید بگم حاج قاسمی که زمانی یکی از بزرگانتان گفت توی دهنش میزنیم(هرچند تخم حاجی هم نمیتونستید بخورید پرنسس ریشو های ریغو) فرمودند برای شهید شدن باید شهید بود و شهیدانه زندگی کرد، سردار علی لاریجانی از اول حیات سیاسی و نظامی اش شهیدانه زندگی کرد این شما کوردلان بودید که ندید، نفهمیدید و نخواهید فهمید.

  • حال که امام امت را به خاک سپردیم دیگر دل مشغولی و نگرانی نداریم جز سربازی رهبرمان و حفظ جان ایشان، خامنه ای عزیز بود، خامنه ای مجاهدی خستگی ناپذیر بود، دشمن پاره تن امت اسلام را جدا کرد که تا سالها جبران نخواهد شد، اما نیک این است که به جای اندوه و غم و خون دل خوردن خون غیرت به رگ ها دمیده و از جا برخیزیم و امام امت و دین حق حضرت رسول را یاری کنیم، یا ایها الذین آمنو ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم. حال که تمامی کفر به مقابل ما گرد آمده اند چه در میدان جنگ چه در میدان حیله و نیرنگ با تمامی آنچه از دین و دنیامان داریم به جنگ دنیای مادی دشمن خواهیم رفت و ماشین کشتار دشمن را که در دستش بدمستی میکند کمر خواهیم شکست، روا نیست امامان را تنها گذاشته، عزادارگونه و عارف مانند به کنجی خزیده و میدان را خالی کنیم، خواهیم ایستاد مقابله خواهیم کرد و ان شاءالله قله ای که امام شهیدمان فرمود را فتح میکنیم چرا که نیتمان پاک، فریادمان رسا، تیغمان بران و مولایمان ثابت قدم است قاتلوهم يعذبهم الله بأيديكم و یخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين. @zubinchannel313

  • 15 июн.317из IR_AERO

    رئیس‌جمهور آمریکا در یکی از حرف‌هایش گفت آمریکا در طول این ۴۷ سال نتوانسته است جمهوری اسلامی را از بین ببرد. این اعتراف خوبی است. البته من می‌گویم: تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی شهید سید علی حسینی خامنه ای

  • یارو گوزو تو خونش نشسته، داره قمپوز در میکنه آی نزنید فلانه بهمانه، د اخه کون نشور بچه سال، ۱۰۰ روزه مملکت رو هواس، قبلش همینطوری بگا بود الان بگا تر شده بود اگر جنگ ادامه پیدا کنه بگا تر هم میشه، خستگی نیروی انسانی و مشکلات کمبود تجهیزات و معیشت مردم فشار های پسراننده جنگ هستند، هم برای ما و هم برای آمریکایی ها وجود دارن که جفتمون رفتیم پای میز مذاکره، توی احمق درک نمیکنی این رو چون تصورت از قدرت نیرو های مسلح یه چیز علمی تخیلی درحد قدرت ارتش جمهوری توی سری فیلمای جنگ ستارگانه، ابله با کشوری که ۵۰ ساله تحریم بوده و سخت ترین شرایط و یه جنگ فرسایشی ۸ ساله و کلی بگایی و اغتشاش رو گذرونده تونستی حمله دوتا ابرقدرت دنیا رو پس بزنی تو تندر احمق که مغزت توان تحلیلیش درحد کوچه و خیابان های اطراف خونته و پات رو از محله ات بیرون نذاشتی و شرایط واقعی جنگ رو درک نکردی داری نسخه جنگ میپیچی؟ اخه خوبم هست همتون یه مشت بچه اوبی موبی خونگی هستید یاهم دختربچه های گردان کوثر پایگاه بسیجید، خدایی انتظار دارید کشوری که بودجه نظامیش که رسمی و غیر رسمی به زور حدود ۲۰ میلیارد دلار هست بره کشوری که بودجه نظامیش ۱ تریلیون دلاره رو نابود کنه بعلاوه متحد گردن کلفتش؟ خب وقتی میگم عقب افتاده اید و دو قدم جلوترتون رو بیشتر ندیدین یعنی همین قرار بود همه چی نابود شه جمهوری اسلامی نباشه مرز های کشور تغییر کنه و کلی کصشر دیگه که ترامپ گفت، کدومش محقق شد؟ هیچکدوم کدومش با مذاکره محقق میشه؟ هیچکدوم من نمیگم مذاکره صددرصد خوبه چون برجام رو دیدم ولی گارد شما بخاطر اینه که نه درکی از جنگ دارید نه درکی از وضعیت معیشت یه مشت دگم متعصبید که هنوز تو وقایع انتخابات ۱۴۰۳ گیر کردید ولی سه دسته الان از مذاکره و توافق ناراحتن یکی اسرائیلی ها، یکی هم تندرو ها و براندازا دسته اخر که کص ننشون مهم نیستن که بخوام راجب حرف بزنم به یه املاکی بچه باز و یه گاگول کاکولد به اسم شاهزاده تکیه کردن چوبش رو هم خوردن دو دسته دیگه به طبل جنگ میکوبن چون جفتشون دردش رو حس نکردن جهود رو چون تمرکز حملات ایران بیشتر روی آمریکا و منافعش بود و کمتر اسرائیل(۸۰ تا ۷۰ درصد حملات متمرکز رو آمریکا و منافعش بود، درست یا غلط این کار بماند)، دسته دیگه هم تندرو های ایرانن که همشون نشسته بودن تو خونه الانم میگن لنگش کن، هرچند بزرگشون درحد طرح دادنه فقط و وقتی اسم کار اجرایی میشه تخماش میچسبه تن گلوش و در میره این بچه مچه ها که بماند ولی اون بدبخت امنیتی و نظامی که از دی ماه زندگی نداره حتی شده ۱ هفته فکر و زندگی اروم میخواد(با طولانی شدن جنگ مشکلات اقتصادی و خانوادگی که حاصل از دور خانوادس نیرو نظامی شمارو خیلی از نظر روحی ضعیف میکنه این چیزیه که احمق های جنگ نمیفهمن) یا مردم عادی کف خیابان هم حقشون یه زندگی آسودس اره منم جنگ رو از نزدیک درک نکردم، ادعا هم نمیکنم شجاع و قهرمان و... هستم ولی حداقل وضعیت اونایی که کف میدونن رو میفهمم یه احمق تک بعدی نیستم خلاصه لق همتون.

  • آریایی هایی که عرب نمیپرستیدن و میگفتن دین عرب تو ک.ن عرب، حالا تا دسته خ.یه اماراتی و کویتی و... رو میکنن تو حلقشون همون طور که دین عرب تو ک.ن عرب بود خ.یه عرب تو حلق اریایی هست.

  • 5 июн.202из alaviaat

    به یاد شیعه ترین رهبر... @alaviaat | الحمدلله

  • متاب ای شمس برما بعد رهبر... به یاد امام راحل و شاگردش سیدالشهدای انقلاب، پیر دلیر انقلاب سید علی حسینی خامنه ای.

  • 14 февр.344из wiki_nezami

    "قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ" شما (ای اهل ایمان) با آن کافران به قتال و کارزار برخیزید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و خوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دلهای (پر درد و غم) گروهی اهل ایمان را (به فتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد. [آیه 14 سوره توبه] ما برای جنگ ساخته شده‌ایم، نه برای ترس. اگر دشمن فکر می‌کند ما را با تهدید متوقف می‌کند، ما را نشناخته است. حاج قاسم سلیمانی

  • ما که دلمون از عالم و آدم، خودی و نخودی و خیلیا پره از همه شاکی ایم از خدا تا بنده خدا، از بالا تا پایین مملکت رو خائن به آرمان هامون میدونیم ولی تو کتمونم نمیره یه مشت بچه ک.ن مفت مملکت رو ببرن والسلام

  • без подписи

  • اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک

  • ZUBIN pinned «حقیقت تلخ این جنگ ۴۰ ساله اینه که ما سالها تلاش کردیم برسیم به نقطه طلایی که به اسرائیل ضربه بزنیم و نابودش کنیم ، برای نابودی اسرائیل فقط یه لحظه طلایی لازم بود ، چون نمیشه ماشین کشتاری که تکنولوژی تو دستش بدمستی میکنه رو با جنگ فرسایشی نابود کرد ، نیاز جنگ…»

  • حقیقت تلخ این جنگ ۴۰ ساله اینه که ما سالها تلاش کردیم برسیم به نقطه طلایی که به اسرائیل ضربه بزنیم و نابودش کنیم ، برای نابودی اسرائیل فقط یه لحظه طلایی لازم بود ، چون نمیشه ماشین کشتاری که تکنولوژی تو دستش بدمستی میکنه رو با جنگ فرسایشی نابود کرد ، نیاز جنگ سریع و غافلگیرانه داشت ، ۴۰ سال مبارزه شد تا به اون نقطه برسیم ، توی ۵ ۶ سال اخیر بعد حاجی دستاورد هاش یکی یکی توسط یک مشت زباله به باد رفت اما ۷ اکتبر همون فرصت طلایی بود حزب الله سرجاش بود حماس درگیر یک جنگ فرسایشی بزرگ‌نشده بود سوریه سالم بود یمن و عراق تا دندان مسلح بودن ایران هم حریم هواییش نقض نشده بود اما وقتی که باید کار یکسره میشد آقایون ترسیدن و از جولان همراه اسد وارد عمل نشدن اسد که پر شد هیچ خودشون هم پر پر شدن حزب الله ام که از شمال میخواست وارد شه معطل کردن و دیر وارد شد و ابتکار عمل رو از دست داد ضربات وحشتناکی خورد(بارها گفته شد که علت شکسته شدن حزب الله ایران و‌ وابستگی شدید حزب به ایران بود) وقتی اون فرصت از دست رفت عملا بازی برای ما تموم شد هرچقدرم دست و پا بزنیم تو‌ منجلابیم. حتی آتش بس های مقطعی و مجبور به عقب نشینی کردن دشمن(به قول بعضی پیروزی) های کوتاه مدت هیچ فایده ای نداره چون دیگه هیچ کارتی وجود نداره که بازی رو عوض کنه و فقط مشغول وقت تلف کردن و بیشتر مضمحل کردن خودمونیم و دشمنی که روز به روز قوی تر میشه چون همه چیز دستشه پول ، تکنولوژی ، طرز فکر جوامع و.... گاها که از دیدن یه سری چیز ها به نهایت خشم میرسم دچار کفر میشم و فکر میکنم خدا هم طرف جهودی هاست(امیدوارم بهم حق بدید ، چرا که بخاطر شخصیتم هروقت ادم ظالم و حروم زاده ای میدیدم که به مظلومی درحال جفا کردن هست عجیب خشمگین میشم و وقتی میبینم زحمات اون همه شهید به خصوص حاجی به خاطر یک مشت زباله اینطور به هدر میره کلم ..... میشه) خلاصه که دیگه امیدی به این اتفاقات ندارم و فقط باید بگم گند زدیم اول از همه خودم که به عنوان یه جوان نتونستم هیچ تاثیری توی این راه داشته باشم و صرفا روزمره ام ، امیدوار و خواهشمندم که شماها برید ، یاد بگیری و عمل کنید ، برید یاد بگیرید که بتونید بجنگید ، قوی شید تا وقت خطر حداقل از خانواده یا حتی شهرتون حفاظت کنید و عین یه مگس بی ارزش زندگی نکنید که زندگیتون هیچ فایده ای نداشته باشه و بعدشم زرتی با یه مگس کش کشته شید(چقدر حقیرند کسایی که اینطور به دنیا میان و زندگی میکنن و میمیرن) شاید تنها برگ برنده ای که مونده باشه اینه که همه چیز رو آتیش بزنیم و با یه حرکت انتحاری خودمونو دشمن رو باهم بفرستیم هوا تا حداقل آینده بشریت از دست این جهودی های مادر به خطا آسوده باشه ، یاهم اینکه یه جریانی مجدد ظهور کنه و انقلابی شکل بگیره که رنگ بوی جهاد علی وارانه بدند و اشتباهات مارو تکرار نکنند. اما من که از همچین جماعتی چنین کار شجاعانه ای رو انتظار ندارم و دیگه علاقه به حرف زدن راجب این مسائل ندارم کمتر دغدغه این مسائل رو دارم و یا چه بهتر که اصلا ندارم. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا ۗ وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ یا علی

  • 11 окт. 2025 г.334из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش هشتم) در دوران پهلوی نیز می‌توان رد پای نفوذ زنان دربار و دخالت آن‌ها در سیاست را مشاهده کرد، هرچند شکل و دامنه آن با دوران قاجار متفاوت بود. در این دوره، زنان بیشتر نقش مشاوره سیاسی و نفوذ پشت پرده داشتند و گاهی به عنوان واسطه بین شاه و سیاستمداران عمل می‌کردند. 1. دوران پهلوی اول (رضاشاه، ۱۳۰۴–۱۳۲۰ خورشیدی) نفوذ زنان دربار نسبت به قاجار کمتر بود، چرا که رضاشاه تلاش داشت قدرت مرکزی و حاکمیت مستقیم شاه را تثبیت کند و حضور زنان در امور رسمی را محدود کند. زنان خانواده سلطنتی، بیشتر نقش‌های اجتماعی، فرهنگی و خیریه‌ای داشتند و دخالت مستقیم سیاسی محدود بود. با این حال، زنان نزدیک به رضاشاه توانستند در انتخاب و معرفی برخی مقامات نزدیک به شاه تأثیرگذار باشند، به ویژه در حوزه‌های دربار و شبکه‌های داخلی قدرت.  . ۲️. دوران پهلوی دوم (محمدرضا شاه، ۱۳۲۰–۱۳۵۷) نفوذ زنان به اوج خود رسید ، نمونه بارز آن فرح پهلوی و خواهر شاه، اشرف پهلوی است. این نفوذ شامل چند حوزه بود: 1. دخالت در انتخاب وزرا و مدیران کلیدی: فرح و اشرف توانستند بر انتصاب و برکناری مقامات اثر بگذارند. 2. تثبیت شبکه‌های سیاسی و اقتصادی وابسته به خود: آن‌ها به افراد خاص فرصت‌های شغلی و قدرت می‌دادند، مشابه نفوذ زنان قاجار. 3. تصمیم‌گیری پشت پرده در سیاست داخلی و حتی سیاست خارجی: اسناد و خاطرات دیپلمات‌ها نشان می‌دهد که اشرف پهلوی در برخی مسائل حساس داخلی، از جمله امنیت کشور و روابط با رجال سیاسی، نقش فعال داشت. پیامدها: نفوذ بیش از حد زنان شاهنشاه، به ویژه اشرف، باعث شد تصمیمات سیاسی شاه گاهی تحت تأثیر روابط شخصی و شبکه‌های درباری قرار گیرد، نه منافع ملی. این مسئله زمینه‌ساز ضعف تمرکز قدرت و فساد اداری شد و به نارضایتی نیروهای سیاسی و جامعه انجامید، به ویژه در دهه‌های پایانی سلطنت پهلوی دوم.  🔹 چند مثال روشن از دخالت‌های فرح و اشرف پهلوی در دوران محمدرضا شاه وجود دارد: ۱. اشرف پهلوی و برکناری وزرا اشرف پهلوی، خواهر شاه، نفوذ قابل توجهی بر محمدرضا شاه داشت و برخی وزرا را مستقیماً تحت فشار قرار می‌داد. مثال: برکناری هویدا و برخی مقامات کابینه (اگرچه نقش مستقیم او در همه برکناری‌ها قابل تأیید نیست، اما خاطرات دیپلمات‌ها و رجال سیاسی نشان می‌دهد که شاه اغلب برای حفظ رضایت او و شبکه دربار، تغییراتی انجام می‌داد). او با شبکه‌های سیاسی خود، می‌توانست تصمیمات کلیدی شاه درباره وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. ۲️⃣ فرح پهلوی و نفوذ اقتصادی و سیاسی فرح پهلوی، همسر شاه، در دهه ۱۳۴۰–۱۳۵۰ خورشیدی توانست بر برخی منصوبات و پروژه‌های اقتصادی و فرهنگی اثر بگذارد. مثال: تعیین مدیران پروژه‌های شهری و فرهنگی در تهران و برخی استان‌ها، به طوری که افراد نزدیک به شبکه فرح منصوب می‌شدند. علاوه بر این، برخی تصمیمات مربوط به توزیع منابع مالی و بودجه‌های دولتی نیز تحت نفوذ او قرار می‌گرفت. ۳. تأثیر سیاسی دخالت فرح و اشرف باعث شد اکثر مواقع تصمیمات شاه به جای منافع ملی، تحت تأثیر روابط شخصی و شبکه‌های دربار گرفته شود. این نفوذ مشابه نفوذ زنان قاجار و حتی پروشات در هخامنشیان بود؛ یعنی قدرت زنان می‌توانست باعث نفوذ افراد بی کفایت و هم آسیب به تمرکز قدرت و فساد اداری شود.  جمع‌بندی: در دوران پهلوی، نفوذ زنان از نقش رسمی و محدود قاجار به سطحی بالاتر رسید، به ویژه با حضور فرح و اشرف پهلوی. آن‌ها در انتخاب وزرا، تثبیت شبکه‌های سیاسی و حتی تصمیمات حساس داخلی و خارجی دخالت داشتند، که هم موجب تقویت نفوذ شخصی آن‌ها و هم ضعف تصمیم‌گیری و فساد در نظام حکومتی شد. 8/8 پایان

  • 11 окт. 2025 г.193из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش هشتم) در دوران پهلوی نیز می‌توان رد پای نفوذ زنان دربار و دخالت آن‌ها در سیاست را مشاهده کرد، هرچند شکل و دامنه آن با دوران قاجار متفاوت بود. در این دوره، زنان بیشتر نقش مشاوره سیاسی و نفوذ پشت پرده داشتند و گاهی به عنوان واسطه بین شاه و سیاستمداران عمل می‌کردند. 1. دوران پهلوی اول (رضاشاه، ۱۳۰۴–۱۳۲۰ خورشیدی) نفوذ زنان دربار نسبت به قاجار کمتر بود، چرا که رضاشاه تلاش داشت قدرت مرکزی و حاکمیت مستقیم شاه را تثبیت کند و حضور زنان در امور رسمی را محدود کند. زنان خانواده سلطنتی، بیشتر نقش‌های اجتماعی، فرهنگی و خیریه‌ای داشتند و دخالت مستقیم سیاسی محدود بود. با این حال، زنان نزدیک به رضاشاه توانستند در انتخاب و معرفی برخی مقامات نزدیک به شاه تأثیرگذار باشند، به ویژه در حوزه‌های دربار و شبکه‌های داخلی قدرت.  . ۲️. دوران پهلوی دوم (محمدرضا شاه، ۱۳۲۰–۱۳۵۷) نفوذ زنان به اوج خود رسید ، نمونه بارز آن فرح پهلوی و خواهر شاه، اشرف پهلوی است. این نفوذ شامل چند حوزه بود: 1. دخالت در انتخاب وزرا و مدیران کلیدی: فرح و اشرف توانستند بر انتصاب و برکناری مقامات اثر بگذارند. 2. تثبیت شبکه‌های سیاسی و اقتصادی وابسته به خود: آن‌ها به افراد خاص فرصت‌های شغلی و قدرت می‌دادند، مشابه نفوذ زنان قاجار. 3. تصمیم‌گیری پشت پرده در سیاست داخلی و حتی سیاست خارجی: اسناد و خاطرات دیپلمات‌ها نشان می‌دهد که اشرف پهلوی در برخی مسائل حساس داخلی، از جمله امنیت کشور و روابط با رجال سیاسی، نقش فعال داشت. پیامدها: نفوذ بیش از حد زنان شاهنشاه، به ویژه اشرف، باعث شد تصمیمات سیاسی شاه گاهی تحت تأثیر روابط شخصی و شبکه‌های درباری قرار گیرد، نه منافع ملی. این مسئله زمینه‌ساز ضعف تمرکز قدرت و فساد اداری شد و به نارضایتی نیروهای سیاسی و جامعه انجامید، به ویژه در دهه‌های پایانی سلطنت پهلوی دوم.  🔹 چند مثال روشن از دخالت‌های فرح و اشرف پهلوی در دوران محمدرضا شاه وجود دارد: ۱. اشرف پهلوی و برکناری وزرا اشرف پهلوی، خواهر شاه، نفوذ قابل توجهی بر محمدرضا شاه داشت و برخی وزرا را مستقیماً تحت فشار قرار می‌داد. مثال: برکناری هویدا و برخی مقامات کابینه (اگرچه نقش مستقیم او در همه برکناری‌ها قابل تأیید نیست، اما خاطرات دیپلمات‌ها و رجال سیاسی نشان می‌دهد که شاه اغلب برای حفظ رضایت او و شبکه دربار، تغییراتی انجام می‌داد). او با شبکه‌های سیاسی خود، می‌توانست تصمیمات کلیدی شاه درباره وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. ۲️⃣ فرح پهلوی و نفوذ اقتصادی و سیاسی فرح پهلوی، همسر شاه، در دهه ۱۳۴۰–۱۳۵۰ خورشیدی توانست بر برخی منصوبات و پروژه‌های اقتصادی و فرهنگی اثر بگذارد. مثال: تعیین مدیران پروژه‌های شهری و فرهنگی در تهران و برخی استان‌ها، به طوری که افراد نزدیک به شبکه فرح منصوب می‌شدند. علاوه بر این، برخی تصمیمات مربوط به توزیع منابع مالی و بودجه‌های دولتی نیز تحت نفوذ او قرار می‌گرفت. ۳. تأثیر سیاسی دخالت فرح و اشرف باعث شد اکثر مواقع تصمیمات شاه به جای منافع ملی، تحت تأثیر روابط شخصی و شبکه‌های دربار گرفته شود. این نفوذ مشابه نفوذ زنان قاجار و حتی پروشات در هخامنشیان بود؛ یعنی قدرت زنان می‌توانست باعث نفوذ افراد بی کفایت و هم آسیب به تمرکز قدرت و فساد اداری شود.  جمع‌بندی: در دوران پهلوی، نفوذ زنان از نقش رسمی و محدود قاجار به سطحی بالاتر رسید، به ویژه با حضور فرح و اشرف پهلوی. آن‌ها در انتخاب وزرا، تثبیت شبکه‌های سیاسی و حتی تصمیمات حساس داخلی و خارجی دخالت داشتند، که هم موجب تقویت نفوذ شخصی آن‌ها و هم ضعف تصمیم‌گیری و فساد در نظام حکومتی شد. 8/8 پایان

  • 11 окт. 2025 г.242из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش هفتم) در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸)، ایران اگرچه به‌ظاهر بی‌طرف بود، اما به‌شدت از جنگ آسیب دید. و جالبه بدونید که در اون دوران هم، در دربار قاجار و بین شاهزادگان و همسران شاه، دخالت‌های پنهان و رقابت‌های درونی وجود داشت که روی سیاست کشور اثر گذاشت — به‌ویژه در دوران احمدشاه قاجار، آخرین شاه این سلسله. 🔹 وضعیت کلی ایران در جنگ جهانی اول ایران بی‌طرف اعلام شد، اما عملاً خاک کشور میان سه قدرت تقسیم شد: روسیه در شمال، بریتانیا در جنوب و عثمانی در غرب. دولت مرکزی ضعیف بود، ارتش از هم پاشیده، و شاه جوان (احمدشاه) تحت نفوذ اطرافیان و درباریان فاسد قرار داشت. در این آشوب، زنان بانفوذ دربار و همسران شاهزادگان قاجار نیز با دخالت در تصمیمات سیاسی و مالی، اوضاع را بدتر کردند.  🔹 زنان بانفوذ دربار قاجار در این دوران ۱. مادر احمدشاه (ملکه جهان) او به‌شدت از سیاست انگلیسی‌ها حمایت می‌کرد و با برخی از افسران و نمایندگان بریتانیا در تهران ارتباط داشت. در حالی که بسیاری از رجال ملی‌گرا و آزادی‌خواه (مثل ستارخان، سردار اسعد و اعضای حزب دموکرات) با حضور نیروهای خارجی مخالف بودند، ملکه جهان و اطرافیانش عملاً شاه جوان را از هر تصمیم قاطعانه بازمی‌داشتند. نتیجه: احمدشاه به‌جای پشتیبانی از دولت ملی در کرمانشاه، در تهران ماند و کشور بدون فرماندهی مؤثر رها شد. ۲. عزت‌الدوله (دختر ناصرالدین‌شاه و عمه احمدشاه) او در سال‌های جنگ، یکی از چهره‌های بسیار بانفوذ در دربار بود. از راه رابطه با رجال و درباریان، در عزل و نصب وزیران نقش داشت. مثلاً در برکناری برخی از وزیران اصلاح‌طلب (که مایل به همکاری با آلمان بودند تا در برابر انگلیس توازن ایجاد شود) نقش مستقیم داشت. نتیجه: سیاست خارجی ایران متزلزل شد؛ نه به آلمان اعتماد می‌شد، نه می‌توانست در برابر بریتانیا مقاومت کند. ۳. دختران مظفرالدین‌شاه و ناصرالدین‌شاه در رقابت مالی در دوران جنگ، بسیاری از زمین‌ها، مالیات‌ها و عواید گمرکی توسط شاهزادگان و زنان اشراف قاجار تصرف شد. آن‌ها با فروش املاک به خارجی‌ها یا واگذاری امتیازها (مثل نفت و راه‌آهن) سعی در حفظ ثروت شخصی داشتند. برخی منابع تاریخی اشاره می‌کنند که زنانی از خاندان قاجار، از جمله همسران و دختران شاهزادگان تبریزی و اصفهانی، با مأموران روسی و انگلیسی زد و بند داشتند تا امتیازات محلی بگیرند. نتیجه: فساد اقتصادی بالا رفت، درآمد دولت از بین رفت، و نارضایتی مردم بیشتر شد. تأثیر این وضعیت بر جنگ دولت مرکزی نتوانست نیروی منسجمی برای دفاع از کشور تشکیل دهد. روحانیان و نیروهای ملی‌گرا در غرب کشور (به‌ویژه در کرمانشاه و همدان) «دولت موقت ملی» تشکیل دادند، اما شاه و دربار حمایتی نکردند. دخالت‌های درباریان، به‌ویژه نفوذ ملکه‌جهان و رجال فاسد نزدیک به او، باعث شد احمدشاه بی‌اعتماد به فرماندهان نظامی و بی‌اراده در تصمیم‌گیری شود. نتیجه نهایی: ایران عملاً به میدان تاخت‌وتاز روس‌ها و انگلیس‌ها تبدیل شد، قحطی بزرگ (۱۹۱۷–۱۹۱۹) رخ داد، حدود ۱۱ میلیون‌ نفر جان باختند، و پایه‌های قدرت قاجار فرو ریخت. جمع‌بندی در جنگ جهانی اول، ایران به‌ظاهر بی‌طرف بود، اما ضعف شاه جوان، نفوذ مادرش (ملکه جهان)، و دخالت زنان اشراف در سیاست و اقتصاد موجب فلج شدن دولت، فساد گسترده، و تسلط کامل بیگانگان بر کشور شد. این وضعیت، یکی از زمینه‌های اصلی سقوط قاجار و تلفات بیش از یک الی دو سوم جمعیت ایران شد و برآمدن رضاشاه در دهه ۱۳۰۰ بود. 7/8 ادامه [پهلوی] در پست بعدی

  • 11 окт. 2025 г.232из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش ششم) 🔹 در دورهٔ قاجار، به‌ویژه از زمان فتحعلی‌شاه تا ناصرالدین‌شاه، بخش‌های بزرگی از ایران در جنگ با روسیه و عثمانی از دست رفت. و اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، در پشت بسیاری از این شکست‌ها — علاوه بر بی‌کفایتی نظامی و دخالت بیگانگان — فساد دربار، نفوذ زنان حرمسرا، رقابت شاهزادگان و نفوذ اطرافیان زن شاهان هم نقش پررنگی داشت. ■ بیایید به‌صورت تاریخی، مرحله‌به‌مرحله و با مثال‌های واقعی بررسی کنیم: ۱. دوران فتحعلی‌شاه قاجار در این دوره، ایران با روسیه تزاری دو جنگ بزرگ کرد که منجر به از دست دادن قفقاز، گرجستان، ارمنستان و نخجوان شد. نقش زنان دربار: فتحعلی‌شاه بیش از ۱۰۰ زن و صدها فرزند داشت. حرمسرای او مرکز توطئه، رقابت و نفوذ سیاسی بود. زنان قدرتمند دربار – به‌ویژه مادران شاهزادگان – هرکدام می‌کوشیدند تا پسر خود را ولیعهد کنند و وزیران را مطابق میل خود بچینند. تصمیمات مخرب: 1. برکناری عباس‌میرزا که ولیعهد و فرمانده ارتش ایران در جبهه شمال بود! با دسیسه های حرمسرا و زنان دربار عباس‌میرزا تلاش داشت ارتش ایران را به سبک اروپا نوسازی کند، ولی زنان حرمسرا – از جمله همسران شاهزادگان دیگر – به تحریک شاه علیه او دسیسه کردند تا مبادا قدرتش زیاد شود ! در نتیجه، تدارکات نظامی‌اش قطع شد، سپاهش تضعیف گردید و شکست خورد. نتیجه: معاهده گلستان (۱۸۱۳) → از دست رفتن گرجستان، داغستان و باکو. 2. نفوذ خواجه‌ها و زنان حرم در سیاست جنگی بسیاری از تصمیمات نظامی در جلساتی گرفته می‌شد که فرماندهان واقعی حضور نداشتند ؛ بلکه خواجه‌سرایان و زنان دربار نظر می‌دادند و شاه بر همان اساس فرمان صادر می‌کرد. مثلاً در جنگ دوم ایران و روس ، برخی از زنان بانفوذ شاه، وزیر جنگ را متهم به «بی‌اعتقادی» کردند چون از روحانیان اجازه جهاد نگرفته بود :/ نتیجه: جنگی احساسی، بدون برنامه، با شکست کامل. معاهده ترکمانچای → از دست رفتن ایروان، نخجوان و پرداخت غرامت سنگین. ۲. دوران محمدشاه قاجار نقش مادر شاه (ملکه مهد علیا) مهد علیا، زنی مکار و قدرت‌طلب بود. نفوذش به حدی بود که وزیران را عزل و نصب می‌کرد و در انتصاب شاهزادگان دخالت مستقیم داشت. او با سفیران روس و انگلیس ارتباط پشت‌پرده داشت و گاهی امتیازاتی در ازای حمایت از پسرش واگذار می‌کرد. اثر در سیاست خارجی: در جنگ هرات ، وقتی ایران برای بازپس‌گیری هرات (تحت نفوذ انگلیس) لشکر کشید، مهدعلیا از ترس از دست دادن حمایت بریتانیا، شاه را واداشت که جنگ را نیمه‌کاره رها کند. انگلیسی‌ها ناوگان خود را به جنوب ایران فرستادند، محمدشاه عقب نشست و هرات از ایران جدا شد. نتیجه: ضعف کامل در برابر بریتانیا و روسیه، و تحقیر ملی. ۳. دوران ناصرالدین‌شاه در این دوران، زنان دربار (به‌ویژه مهد علیا و سپس عفت‌السلطنه و انیس‌الدوله) نفوذ زیادی داشتند. نمونه دخالت‌ها: 1. قتل امیرکبیر (۱۲۶۸ق / ۱۸۵۲م) مهد علیا، مادر شاه، از نفوذ امیرکبیر بر پسرش وحشت داشت. او با زنان و خواجه‌سرایان دربار هم‌دست شد و با تحریک شاه، دستور قتل او را گرفت. امیرکبیر کسی بود که می‌خواست ارتش را بازسازی و ساختار مالی را اصلاح کند. با حذف او، اصلاحات متوقف شد و ایران بار دیگر تضعیف گردید. 2. نفوذ انیس‌الدوله در سیاست مالی او نزدیک‌ترین همسر ناصرالدین‌شاه بود و نفوذش در تصمیمات مالی گسترده بود. بسیاری از امتیازهای اقتصادی (مانند امتیاز تنباکو، راه‌آهن و گمرک) با توصیه یا واسطه‌ی افراد نزدیک به او واگذار شد. نتیجه: اعتراض مردم، شکل‌گیری نهضت تنباکو، و تشدید نفرت عمومی از دربار. ۳. روابط با عثمانی و تجزیه مناطق غربی در تمام این دوره‌ها، روابط ایران با عثمانی پرتنش بود. ضعف دربار و درگیری‌های داخلی – به‌ویژه دخالت زنان حرم در سیاست – باعث می‌شد که دولت مرکزی نتواند تمرکز نظامی خود را حفظ کند. نتیجه: از دست رفتن نفوذ تاریخی ایران بر بخش‌هایی از کردستان، دیاربکر، و میان‌رودان (بین‌النهرین). 📝 جمع‌بندی در تمام دورهٔ قاجار، از فتحعلی‌شاه تا ناصرالدین‌شاه، دخالت مستقیم زنان حرمسرا در سیاست، رقابت میان مادران شاهزادگان، و نفوذ مالی آنان بر شاهان، موجب بی‌ثباتی سیاسی، فساد اداری، عزل رجال لایق، و نهایتاً شکست‌های سنگین نظامی در برابر روسیه، عثمانی و بریتانیا شد. نتیجه‌ی مستقیم آن، از دست رفتن سرزمین‌های وسیع ایران در شمال و غرب بود — از قفقاز تا هرات. 6/8 ادامه در پست بعدی

  • 11 окт. 2025 г.182из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش پنجم) 🔹 در دوران "قاجار" زنان سلطنتی نقش بسیار مهمی در دربار و سیاست داشتند و در اکثر مواقع مستقیماً در تصمیمات سیاسی ، نظامی و انتخاب وزرا دخالت می‌کردند. این نفوذ افسارگسیخته به موجب تضعیف قدرت شاه شده و به بحران‌های سیاسی و ضعف حکومت منجر می‌شد که اوج این فاجعه با مرگ بالغ بر 11 ملیون نفر ایرانی در قحطی بزرگ جنگ جهانی اول به وقوع پیوست که بیشترین آمار تلفات این جنگ با وجود بی طرفی متعلق به ایران است. ۱. زنان پرنفوذ و نقش‌شان ملکه مادرها در دوره‌های قاجار، ملکه مادر (ننه‌جان‌ها) بیشترین نفوذ را داشتند. نمونه: ملکه مادر فتحعلی‌شاه که در دوره‌های اولیه سلطنت ناصرالدین‌شاه نیز مشاوره می‌داد. آن‌ها معمولاً بر انتخاب وزیران و دربار و کنترل ازدواج‌ها و جانشینی‌ها نظارت داشتند. زنانی با نفوذ مستقیم سیاسی ثریا فرزند فتحعلی‌شاه و زنان حرمسرای شاهان توانایی داشتند برخی وزرا و فرمانداران را به دربار دعوت ، منصوب یا کنار بگذارند. نحوه دخالت در سیاست انتخاب و برکناری وزرا زنان دربار با تاثیرگذاری مستقیم بر شاهان، می‌توانستند وزرا و فرمانداران را تعیین یا برکنار کنند. نمونه: دخالت در انتخاب وزیر در زمان محمدشاه و ناصرالدین‌شاه. سیاست‌های داخلی زنان حرمسرا و مادران شاهان می‌توانستند به شاه توصیه‌های سیاسی بدهند، از جمله نحوه مقابله با شورش‌ها یا نحوه تقسیم قدرت میان فرزندان. این دخالت‌ها باعث شد فرمانداران محلی و ارتش تحت نفوذ زنان، تصمیمات شاه را نادیده بگیرند. منافع شخصی و رقابت دربار رقابت میان زنان برای نفوذ بر شاه، باعث شد برخی اقدامات سیاسی و اقتصادی، بیشتر به نفع یک زن یا خانواده‌اش باشد تا به نفع دولت. این الگو شبیه نفوذ پروشات در هخامنشیان یا زنان ساسانی بود. اثرات بر حکومت تأثیر نفوذ زنان پیامد تاریخی: دخالت در انتخاب وزرا بی‌ثباتی در دربار و نارضایتی اشراف رقابت بین زنان تقویت فساد و تسلط افراد دست‌نشانده بر حکومت نفوذ بر شاه ضعف در تمرکز قدرت و تصمیم‌گیری‌های اشتباه کنترل ازدواج‌ها و جانشینی‌ها پیچیدگی در جانشینی و شکاف‌های سیاسی 🔹 یک مثال روشن از دخالت زنان قاجار، مربوط به دوره ناصرالدین‌شاه و نفوذ فرح‌الدوله است: فرح‌الدوله توانست بر منصوب شدن میرزاحسین‌خان سپهسالار (یکی از صدراعظم‌های دوره ناصرالدین‌شاه) اثر بگذارد. او از طریق نفوذ مستقیم بر شاه، برکناری یا جایگزینی وزرا و فرمانداران را به نفع نزدیکان و وابستگان خود مدیریت می‌کرد. برای نمونه، برخی فرمانداران یا وزرا که مخالف نفوذ فرح‌الدوله بودند یا با شبکه او همراه نبودند، به سرعت برکنار می‌شدند و افراد دست‌نشانده او جایگزین آن‌ها می‌شدند. نتیجه این اقدامات دو مشکل بزرگ برای کشور بود: 1. فرح‌الدوله و شبکه‌اش می‌توانستند با گسترش مافیای خود قدرت سیاسی و اقتصادی‌شان را حفظ کنند و نفوذ دربار را تقویت نمایند. 2. از سوی دیگر، این کار باعث ضعف تمرکز قدرت شاه، فساد اداری و نارضایتی فرمانداران محلی و ارتش می‌شد و زمینه بحران‌های سیاسی و ضعف دولت را فراهم می‌کرد. 🔹 قتل امیرکبیر این یکی از بحرانی‌ترین وقایع سیاسی دوران قاجار است و نقش زنان دربار، به ویژه همسر و مادر شاه و حرمسرای سلطنتی، در آن قابل توجه بود. ۱. زمینه‌ها و نفوذ زنان دربار امیرکبیر (میرزا تقی خان)، صدراعظم ناصرالدین‌شاه، سیاست‌های اصلاح‌طلبانه و مستقل خود را پیش می‌برد و اختیارات گسترده‌ای بر مالیه، ارتش و ادارات کشور داشت. او با فساد گسترده در دربار، شبکه‌های نفوذ زنان و برخی رجال مخالف مبارزه می‌کرد. زن شاه یا زنان نزدیک به حرمسرای شاه (به ویژه مادر شاه و زنان مرتبط با دربار) از نفوذ خود برای حمایت از گروه‌های مخالف امیرکبیر استفاده کردند. ۲. نقش زنان در قتل نفوذ زنان حرمسرا باعث شد که ناصرالدین‌شاه تحت فشار شبکه زنان دربار و اطرافیان خود قرار گیرد. برخی گزارش‌ها اشاره دارند که مادر شاه و زنان حرمسرا در تصمیم‌گیری برای برکناری و سپس زندانی کردن امیرکبیر نقش داشتند. این فشارهای پشت پرده، همراه با حمایت مخالفان سیاسی امیرکبیر، زمینه را برای حکم قتل وی در قلعه فین کاشان در سال ۱۲۴۷ خورشیدی (۱۸۶۸ میلادی) فراهم کرد. ۳. پیامدها با قتل امیرکبیر، اصلاحات اقتصادی و اداری او متوقف شد و بسیاری از مدیران پاکدست از قدرت کنار رفتند. نفوذ زنان دربار، به ویژه در حمایت از شبکه‌های قدرتمند و فاسد، باعث شد شاه تصمیمات مستقل امیرکبیر را کنار بگذارد. این واقعه نمونه‌ای روشن از تاثیر نفوذ زنان دربار بر سیاست و بی‌ثباتی حکومت قاجار است، مشابه نفوذ زنان هخامنشی و دوره پهلوی دوم که بر انتصاب وزرا و تصمیم‌گیری‌های کلان اثر داشت. 5/ در پست بعدی به نقش حرم سرا در جنگ اول جهانی و قحطی بزرگ می پردازیم

  • 11 окт. 2025 г.142из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش چهارم) 🔹 در دوران صفویان (۱۵۰۱ تا ۱۷۲۲ میلادی) وضع دربار و نقش زنان، ترکیبی از پنهان‌کاری سیاسی، رقابت در حرمسرا، و نفوذ پشت‌پرده در قدرت بود. برخلاف هخامنشیان و ساسانیان که بعضی زنان رسماً در سیاست ظاهر می‌شدند، در صفویان قدرت زنان معمولاً پنهان ولی مؤثر بود. ساختار دربار صفوی و جایگاه زنان: در دوره صفویان، شاه دارای حرمسرایی گسترده بود که شامل همسران رسمی، کنیزان و بانوان اشرافی بود. هر زن، به‌ویژه مادر شاه یا همسر محبوب، می‌توانست از طریق نفوذ در ذهن و تصمیم شاه، نقش مهمی در سیاست و انتصاب‌ها ایفا کند. ۱. نفوذ مادر شاهان (بی‌بی خانم‌ها و والده سلطان‌ها) مادران شاهان صفوی معمولاً ترک یا چرکسی بودند و با خود گروهی از غلامان و خدمه می‌آوردند. این غلامان بعدها در دربار به مقام‌های مهم نظامی یا اداری رسیدند؛ یعنی نفوذ مادرها به ساختار سیاسی منتقل می‌شد. ۲. نفوذ سیاسی زنان در دوره شاه عباس بزرگ (۹۹۶–۱۰۳۸ هـ.ق) شاه عباس با آن‌که مشهور به سخت‌گیری نسبت به اشراف بود، به زنان خاندان سلطنتی اعتماد زیادی داشت. چندین شاه‌بی‌بی و دختر شاهان پیشین در دوران او در اداره‌ی املاک، تجارت و حتی دیپلماسی محلی دخالت داشتند. اما شاه عباس اجازه نمی‌داد این نفوذ به تصمیمات نظامی یا سیاسی کلان برسد؛ او به‌شدت قدرت را متمرکز در شخص خودش نگه داشت، بنابراین نفوذ زنان هرگز از حد دربار فراتر نرفت. البته شاید شاه عباس نفوذ حرم سرای خود را کنترل می‌کرد اما هرگز فکر نکرد که پس از مرگ او آیا جانشینانش می توانند مانند اون مانع دخالت آنها در امور نظامی و کشوری شوند یا خیر. ۳. دوران پس از شاه عباس – آغاز افول و افزایش نفوذ حرمسرا پس از مرگ شاه عباس، جانشینان او (به‌ویژه شاه صفی، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین) ضعیف‌تر بودند. در این دوره، زنان حرمسرا – به‌ویژه مادر شاه سلطان حسین (ننه بیگم) – نفوذ فوق‌العاده‌ای پیدا کردند. او و زنان دیگر با حمایت از وزیران خاص، دخالت در عزل و نصب‌ها و بخشش املاک سلطنتی، نظام دربار را به فساد کشاندند. . مثال هایی از دخالت‌ حرمسرا که منجر به برکناری رجال قدرتمند، روی کار آمدن افراد نالایق و در نهایت فساد و فروپاشی حکومت صفوی شد: 🔹 دوران شاه صفی در این دوران، مادر شاه صفی (یکی از زنان چرکسی حرمسرا) و دایه‌اش، “دِلاور خانم”، دربار را کنترل می‌کردند. قتل و برکناری امامقلی‌خان (پسر الله‌وردی‌خان، از برجسته‌ترین سرداران و والی فارس). علت واقعی: نفوذ و حسادت زنان حرم که از قدرت و محبوبیت او بیم داشتند. نتیجه: تضعیف نیروی نظامی جنوب و فروپاشی اقتدار صفویان در خلیج فارس. بعد از برکناری امامقلی‌خان، اداره‌ی فارس به سردارانی نالایق و وابسته به حرم واگذار شد، که توانایی دفاع از سواحل و مقابله با تهدید پرتغالی‌ها و عثمانی‌ها را نداشتند. 🔹 دوران شاه سلیمان صفوی در زمان شاه سلیمان، مادر او (یکی از زنان چرکسی بانفوذ) و چند خواجه و زن مورد اعتماد حرمسرا، دربار را در اختیار داشتند. برکناری شیخ‌علی‌خان زنگنه، وزیر باکفایت و بسیار منظم، به تحریک زنان حرم و درباریان فاسد. علت: زنگنه می‌خواست نظم مالی و اداری برقرار کند و جلو اسراف‌های دربار و بخشش‌های بی‌حساب به زنان و خواجه‌ها را بگیرد. نتیجه: زنان حرم او را متهم کردند به بی‌احترامی به شاه، و شاه سلیمان، تحت نفوذ مادرش، او را برکنار و سپس تبعید کرد. جایگزین: محمدقاسم‌خان ولاشجردی، فردی چاپلوس و بی‌کفایت که فقط برای جلب رضایت حرمسرا تصمیم می‌گرفت. نتیجه نهایی: بی‌نظمی مالی، فساد دیوانی و کاهش شدید اقتدار مرکزی. 🔹 دوران شاه سلطان حسین این دوره اوج نفوذ زنان حرم، به‌ویژه ننه بیگم (مادر شاه) و چند تن از زنان چرکسی بود. شاه بسیار ضعیف و مذهبی بود و عملاً همه تصمیم‌ها را مادرش و خواجه‌سرایان می‌گرفتند. 1. برکناری فتح‌علی‌خان داغستانی، یکی از بهترین سرداران صفوی. علت: زنان حرم او را مغرور و گستاخ خوانده بودند چون از دخالت آنان در امور نظامی جلوگیری می‌کرد. نتیجه: پس از برکناری او، ارتش در قفقاز از هم پاشید و نفوذ عثمانی‌ها و روس‌ها افزایش یافت. 2. عزل و قتل وزیر کاردان “میرزا محمدتقی سررشته‌دار” او قصد داشت جلوی اسراف مالی و نفوذ خواجه‌سرایان را بگیرد. زنان حرمسرا، به‌ویژه ننه‌بیگم، او را دشمن خود دانستند و با تحریک شاه، دستور قتلش را گرفتند. جایگزین: میرزا طاهر وصال، وزیر بی‌عرضه و تابع مطلق حرمسرا. نتیجه: گسترش فساد مالی، فروپاشی خزانه و ناتوانی در پرداخت حقوق سپاه. 3. انتصاب “لطیف‌بیگ چرکسی” به فرماندهی سپاه اصفهان صرفاً چون از خادمان مورد علاقه زنان حرم بود. او نه تجربه نظامی داشت و نه نظم؛ در زمان حمله محمود افغان، نتوانست از اصفهان دفاع کند. 4/ ادامه در پست بعد

  • 11 окт. 2025 г.222из wiki_nezami

    🔻 برخی نمونه های تاریخی درباره نفوذ زنان در ارکان تصمیم گیری ایران که موجب فروپاشی کشور شدند: (بخش سوم) 🔹 5. "ترکان خاتون" ، فساد خوارزمشاهیان و سقوط ایران به دست مغول ها ترکان خاتون، مادر علاءالدین محمد خوارزمشاه، دقیقاً چه تصمیماتی گرفت که باعث تضعیف حکومت و در نهایت سقوط ایران در برابر مغول‌ها شد: ۱. دخالت مستقیم در سیاست و برکناری وزرای کاردان ترکان خاتون وزیران باتجربه و صادق را کنار زد و افراد چاپلوس و مطیع خود را منصوب کرد. یکی از مهم‌ترین برکناری‌ها، برطرف کردن خواجه نظام‌الملک خوارزمی و جایگزینی او با افرادی بود که شایستگی نداشتند. این کار باعث بی‌نظمی در اداره‌ی کشور و ضعف در دستگاه دیوانی شد. ۲. دشمنی با فرماندهان نظامی مستقل بسیاری از سرداران با تجربه، از جمله جلال‌الدین منکبرنی (پسر شجاع خوارزمشاه)، از دخالت مادرش در امور نظامی ناراضی بودند. ترکان خاتون فرماندهان شجاع را برکنار یا تضعیف کرد، چون از نفوذ آنان می‌ترسید. در نتیجه، هنگام حمله مغول‌ها، ارتش ایران رهبری منسجم نداشت و فرماندهان از شاه تبعیت نمی‌کردند. ۳. اختلاف با پسرش، علاءالدین محمد رابطه‌ی ترکان خاتون با پسرش بسیار پرتنش بود. گاهی شاه تصمیمات جنگی می‌گرفت و مادرش در پشت پرده آن را لغو یا تغییر می‌داد. این اختلافات باعث سردرگمی در فرماندهی ارتش و تضعیف روحیه‌ی سپاه شد. ۴. رفتار خشن و بی‌اعتماد به نخبگان ترکان خاتون به خانواده‌های اصیل ایرانی و وزیران خردمند بدگمان بود و آن‌ها را از دربار دور کرد. در مقابل، او ترکان درباری و غلامان قنقلی را به قدرت رساند که تجربه‌ی سیاسی نداشتند و منافع شخصی خود را دنبال می‌کردند. ۵. اشتباه در واکنش به تهدید مغول‌ها هنگامی که مغول‌ها نخستین فرستادگان خود را به دربار خوارزم فرستادند تا روابط تجاری برقرار کنند، یکی از والیان مرزی (اینه‌الچق) آنان را به تحریک ترکان خاتون یا با تأیید او کشت ! این اقدام، بهانه‌ی اصلی چنگیزخان برای آغاز حمله بزرگ به ایران شد. به‌جای مذاکره و مدیریت بحران، دربار با اختلاف و بی‌کفایتی تصمیمات متناقض گرفت. ۶. فرار از پایتخت و فروپاشی دربار وقتی مغول‌ها پیشروی کردند، ترکان خاتون به جای بسیج نیروها، گنجینه‌های دربار را جمع کرد و گریخت. فرارش موجب فروپاشی روحیه‌ی سپاه شد و در نهایت خوارزم، بخارا و سمرقند یکی پس از دیگری سقوط کردند. او مدتی بعد به اسارت مغول‌ها درآمد و در همان دوران درگذشت. ■ فرض کنید علاءالدین محمد خوارزمشاه بدون دخالت مادرش ، با تمرکز و اقتدار کامل حکومت می‌کرد و رجال و فرماندهان لایق را حفظ می‌کرد. در این حالت، چند تغییر مهم تاریخی اتفاق می‌افتاد: ۱. حفظ وحدت سیاسی و نظامی یکی از اصلی‌ترین ضعف‌های خوارزمشاهیان هنگام حمله مغول، اختلاف شدید میان شاه، مادرش و فرماندهان ارتش بود. اگر ترکان خاتون دخالت نمی‌کرد و فرماندهانی چون سیف‌الدین بغرا، جلال‌الدین منکبرنی و سایر سرداران خراسانی در جای خود باقی می‌ماندند، ارتش ایران می‌توانست با فرماندهی واحد و هماهنگ مقابل مغول‌ها مقاومت کند. در تاریخ نظامی، ارتش‌های هماهنگ اغلب از ارتش‌های پرجمعیت ولی پراکنده مؤثرترند — این دقیقاً همان چیزی بود که مغول‌ها از ضعف ایران سوءاستفاده کردند. ۲. استحکام ساختار اداری و دیوانی ترکان خاتون بسیاری از وزیران کاردان ایرانی‌تبار را کنار گذاشته بود. اگر این وزرا باقی می‌ماندند، احتمالاً نظام مالیاتی و تدارکاتی کشور پایدارتر می‌ماند و می‌توانستند تأمین مالی برای جنگ طولانی با مغول‌ها فراهم کنند. در واقع، مغول‌ها بیشتر از شمشیر، با فساد و بی‌نظمی داخلی ایران پیروز شدند. ۳. مدیریت هوشمندانه روابط با چنگیزخان نخستین درگیری بین ایران و مغول بر سر کشتن فرستادگان تجاری چنگیز بود. اگر ترکان خاتون در سیاست دخالت نمی‌کرد، احتمالاً وزیران خوارزمشاهی شاه را قانع می‌کردند که با مغول‌ها مذاکره کند، نه جنگ. در آن زمان چنگیز هنوز هدفش تصرف کامل ایران نبود؛ او فقط دنبال روابط تجاری بازرگانی بود. شاید با یک توافق سیاسی یا باج محدود، جنگ هرگز آغاز نمی‌شد. ۴. مقاومت مرحله‌به‌مرحله در شرق ایران فرض کنید جنگ اجتناب‌ناپذیر بود؛ حتی در آن صورت اگر خوارزمشاه ارتش را درست هدایت می‌کرد، می‌توانست مانند سلجوقیان در برابر صلیبیون، مقاومت مرحله‌ای و دفاع لایه‌به‌لایه ایجاد کند. شهرهایی مثل سمرقند و بخارا احتمالاً نمی‌افتادند و مغول‌ها نمی‌توانستند به‌راحتی از جیحون بگذرند. ۵. فرصت برای اتحاد اسلامی اگر ایران در برابر مغول‌ها چند سال مقاومت می‌کرد، خلافت عباسی در بغداد و امیران آسیای صغیر ناچار می‌شدند برای اتحاد دفاعی با ایران همکاری کنند. در این صورت، ممکن بود حمله مغول‌ها در همان مرزهای شرقی متوقف شود و تاریخ خاورمیانه کاملاً مسیر دیگری پیدا کند. 3/ ادامه در پست بعد