- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 30
- Всего постов
- 130
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 122
- 1/48двое суток
- 139
- 1/72трое суток
- 150
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
شعر محمدجواد حجتی کرمانی برای رهبر شهید در جلسهای با حضور سید محمد خاتمی و موسوی خوئینی محمدعلی ابطحی این ویدیو را منتشر کرده است 🆔 @Entekhab_ir
شعر محمدجواد حجتی کرمانی برای رهبر شهید در جلسهای با حضور سید محمد خاتمی و موسوی خوئینی محمدعلی ابطحی این ویدیو را منتشر کرده است 🆔 @Entekhab_ir
@AM_Movahed
رضا پهلوی را از معادله حذف کنید؛ چه باقی میماند؟ سالهاست بخشی از نیروهایی که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکنند، بیش از آنکه توانشان را صرف مقابله با حکومت کنند، درگیر جنگی فرسایشی با جریان پادشاهیخواه و شاهزاده رضا پهلوی شدهاند. پس برای سنجش این ادعاها، صورت مسئله را تغییر دهیم: فرض کنیم از فردا شاهزاده رضا پهلوی دیگر هیچ حضور و نقشی در سیاست ایران ندارد. حالا میدان برای تمام کسانی که مدعی داشتن گزینهای بهتر و کارآمدتر هستند باز است. دیگر رقیبی به نام شاهزاده رضا پهلوی وجود ندارد که بتوان ناکامیها، پراکندگیها یا ناتوانی در ایجاد یک نیروی سیاسی مؤثر را به حضور او نسبت داد. اکنون زمان ارائه داشتههاست؛ نیروی سیاسی منسجم بسازید، رهبر یا شورای رهبری خود را معرفی کنید، برنامه دوران گذار ارائه دهید و برای مردم روشن کنید جمهوری اسلامی چگونه باید کنار برود و کشور پس از آن چگونه اداره خواهد شد. مهمتر از همه، پشتوانه اجتماعی خود را نشان دهید. سیاست با ادعا، مصاحبه و تعداد برنامههای تلویزیونی سنجیده نمیشود؛ جامعه باید ببیند هر جریان در میان ایرانیان چه میزان اعتماد، نفوذ و قدرت بسیج واقعی دارد. سالها مخالفت با شاهزاده رضا پهلوی یا یک جریان سیاسی، بهخودیخود کسی را به آلترناتیو تبدیل نمیکند. آلترناتیو باید توان ساختن داشته باشد؛ اعتماد ایجاد کند، نیرو گرد آورد، برنامه ارائه دهد و برای فردای جمهوری اسلامی پاسخ داشته باشد. در این میان باید میان «منتقد» و کسانی که بخش عمده هویت سیاسیشان بر تخریب دیگر مخالفان حکومت بنا شده تفاوت گذاشت. نقد شاهزاده رضا پهلوی و پادشاهیخواهان، همانند نقد هر جریان سیاسی دیگری، حق هر ایرانی است؛ اما نقد با تخریب مستمر، شایعهسازی و فرسودن امید جامعه تفاوت دارد. وقتی خروجی دائمی یک فعالیت سیاسی، تفرقه، تخریب اعتماد و ناامیدکردن جامعه از نیروهای مستقل مخالف جمهوری اسلامی باشد، مردم حق دارند بپرسند: این رفتار در نهایت به زیان چه کسی و به سود چه کسی تمام میشود؟ جمهوری اسلامی برای ادامه حیات خود تنها به زندان و سرکوب متکی نیست؛ پراکندگی و بیاعتمادی میان مخالفان نیز به بقای آن کمک میکند. بنابراین هر نیرویی که مدعی مبارزه با حکومت است باید بتواند مرز خود را با این چرخه ویرانگر روشن کند. اگر جریانی معتقد است شاهزاده رضا پهلوی گزینه مناسبی نیست، راه اثبات این ادعا تخریب او نیست؛ گزینهای معتبرتر معرفی کنید، سازمانی منسجمتر بسازید، برنامهای روشنتر ارائه دهید و حمایت اجتماعی بیشتری به دست آورید. پادشاهیخواهان نیز نباید از رقابت سیاسی هراسی داشته باشند. هیچ فرد یا جریانی مالک آینده ایران نیست و هیچکس حق ندارد پیشاپیش به جای ملت درباره شکل حکومت آینده تصمیم بگیرد. داور نهایی باید ملت ایران و صندوق رأی آزاد باشد. هرکس مدعی برخورداری از حمایت اکثریت ایرانیان است، باید از چنین داوریای استقبال کند. در برابر خون جاویدنامان ایران مسئولیتی بسیار بزرگتر از دعواهای فرقهای و کینههای تاریخی وجود دارد. آن جانها برای ادامه نزاعهای سیاسی چند دهه گذشته از دست نرفتند؛ آرمان، آزادی و رهایی ایران بود. پس برای لحظهای شاهزاده رضا پهلوی را کاملاً از معادله حذف کنید و به تمام مدعیان آلترناتیو نگاه کنید: چه کسی آماده پذیرش مسئولیت است؟ چه کسی برنامه دارد؟ چه کسی اعتماد عمومی دارد؟ و چه کسی میتواند شعار را به نیروی سیاسی واقعی تبدیل کند؟ اگر پاسخ این پرسشها را دارید، آن را در برابر ملت ایران قرار دهید؛ و اگر ندارید، شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای توضیح دائمی اینکه چرا «شاهزاده رضا پهلوی نباید باشد»، سرانجام توضیح دهید «چرا شما باید باشید؟» پاینده ایران جاوید شاه امیر موحد رزمنده جنگ ایران و عراق #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed 🔴🔴🔴🔴
صحنهای که آدم دلش میخواد تو ایران ببینه عاطف نجیب، همون «جلاد درعا» و پسرخاله بشار اسد، در این هفته رفت دادگاه دمشق تا حکم خودش رو بشنود...حکم اعدام. عاطف نجیب فردی بود که در سال ۲۰۱۱ در شهر درعای سوریه تعداد ۱۸ تن از دانش آموزان را که روی دیوارهای شهر شعار الشعب یرید اسقاط النظام ( مردم خواستار براندازی رژیم هستند) را نوشته بودند، بازداشت وبه شدیدترین وجه شکنجه کرده بود که تعدادی از آن مظلومان زیر شکنجه دژخیمان جانشان را از دست داده بودند! وعاقبت تمامی دژخیمان چنین است ! دور ودیر نیست روزی که مشابه چنین صحنه هایی را درایران عزیزمان شاهد باشیم...✊✌️ #امیدوار_و_مقاوم_تا_نابودی_کامل #رژیم_خونخوار_جمهوری_اسلامی #پاینده_ایران #جاوید_شاه @isargaran_pahlavi
یک پادشاه متولد نمی شود، ساخته می شود... چرا به شاهزاده رضا پهلوی حمله می کنند؟ - چون رضا پهلوی دارای اعتبار بین المللی است. - چون رضا پهلوی به ارزش های ایرانی پایبند است. - چون رضا پهلوی باورمند به سکولاریسم است. - چون رضا پهلوی یک فرد دموکرات است. - چون رضا پهلوی برای فردای ایران برنامه دارد و شعار نمی دهد. - چون رضا پهلوی به تمامیت سرزمینی ایران باور دارد. - چون رضا پهلوی فدرالیست و تجزیه طلب نیست. - چون رضا پهلوی جزء شورشیان ۵۷ نبوده است. - چون رضا پهلوی آلوده عناصر جناح های جمهوری اسلامی نیست. - چون رضا پهلوی وارث آیین شاهنشاهی ایران است. - چون رضا پهلوی پشت درفش شیر و خورشید ایستاده است. - چون رضا پهلوی دارای کارنامه ای شفاف و روشن است. - چون رضا پهلوی دستانش به خون آغشته نیست. - چون رضا پهلوی نامیست که در کف خیابان های ایران فریاد زده می شود. - چون رضا پهلوی امید یک ملت برای رهایی و فرداهایی بهتر است. - چون رضا پهلوی ادامه دهنده راه رضاشاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر است. - چون رضا پهلوی پرچمدار ناسیونالیسم، سکولاریسم، دموکراسی، مدرنیسم و فرهنگ ایرانزمین است. #پاینده_ایران_متحد #جاوید_شاه @AM_Movahed
🔵 انقلابِ پابرهنگان: (از خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی) ۱۹ اردیبهشت ۶۰ شب تلفنى از احمد آقا احوالپرسى كردم. از اسپانيا برگشته است. براى معالجه چشم رفته بود. در آنجا همان تشخيص ايران را تأييد كردهاند. ۸ خرداد ۶۰ آقای احمد توکلی که قبل از پیروزی انقلاب ممنوع الخروج بوده، برای گرفتن گذرنامه جهت سفر به خارج برای معالجه درد مفاصل احتیاج به نامه من به اداره گذرنامه داشت که نوشتم. ۱۸ مرداد ۶۱ ساعت هشت صبح آقای موسوی اردبيلی آمدند. عازم سفر به اروپا برای معالجه و چك آپ است. برای تسهيلات ارزی و گذرنامه همراهان و حفاظت كمك خواستند. به دكتر ولايتی و ميرزاده دستور مقتضی را دادم. ۱۷ شهریور ۶۱ عصر اخویزاده علی هاشمی که از اسپانیا آمده ـچشمش را کمی معالجه کردهـ از وضعنامطلوب سفارتمان ـ به خاطر اینکه کارکنان سابق هنوز هستند گفت. ۲۰ آبان ۶۱ آقای [عبدالله] امامی نماینده تربت حیدریه برای معالجه در خارج کمک خواست که انجام دادم. ۸ اردیبهشت ۶۶ دکتر کاشانی از بافت آمد. برای معالجه در انگلیس ارز خواست. ۱۹ آذر ۶۴ آقای دعاگو آمد. از کیفیت معالجهاش در لندن گفت. سرطان داشته و با شیمی درمانی معالجه شده. راضی است. موهایش در اثر معالجه ریخته است. از نتایج معالجه در مدت اقامت، پیشنهاد جلوگیری از اعزام دانشجو به خارج را داشت که ارز آن را صرف تامین استاد در داخل کنیم. ۳۱ خرداد ۶۵ شب در جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز شرکت نمودم. بیشتر صحبتها درباره بد اداره شدن جلسات روحانیت مبارز در دههٔ فجر بود. آقای مهدوی کنی که از لندن پس از معالجه برگشته، به خاطر خستگی نیامده بود. میخواستم ایشان را ببینم. ۸ اردیبهشت ۶۶ دکتر کاشانی از بافت آمد. برای معالجه در انگلیس ارز خواست. ۹ خرداد ۶۶ آقای کاظم خوانساری سفیرمان در لیبی آمد. خبر داد که پدرش بیمار قلبی است و خوب است برای معالجه به لندن برود. عضو خبرگان است. ۱۵ شهریور ۶۶ آقای بهرامی ساوجی آمد. کمک خواست. او برای معالجه عازم سفر آلمان است. ۲۵ مهر ۶۶ عصر آقای [محمد علی] رحمانی مسئول بسیج آمد. پس از معالجه در خارج برگشته و از معالجه دکترهای داخلی ناراضی است؛ خدا به داد مریضهای معمولی برسد. پایش در تصادف شکسته است. ۲۵ مهر ۶۶ آقاى علی اكبر آشتيانى، نماينده رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى معالجه خود در خارج استمداد كرد. ۲۱ مهر ۶۷ [آقای عین الله علاء] نماینده علیآباد کتول آمد. سکته کرده و به او توصیه شده برای معالجه به خارج برود ۲۰ تیر ۶۸ آقای [عیسی] ولائی [رئیس کمیسیون بازرگانی و توزیع] آمد. او برای رفتن به خارج برای معالجه فرزندش استمداد کرد ۲۹ مرداد ۶۸ شب، آقای علی اکبر محتشمی، آمد. مدتی در آلمان معالجه کرده است؛ دست مصنوعی گذاشته و دو بار گوشها را عمل کرده و اکنون نسبتاً سالم است. ۱۲ شهریور ۶۸ آقای [غلامرضا] فدائی نماینده اراک آمد. برای معالجه فرزندش با طب سوزنی عازم چین است. ۸ دیماه ۶۹ در بیمارستان به عیادت آقای ربانی املشی رفتم. قرار است فردا، برای معالجه به سوئیس برود. ۲۷ مهر ۷۱ آقای آذری قمی آمد و درخواست ارز برای معالجه پروستات در لندن داشت. برای آقای مهدوی کنی هم به خاطر کسالت قلبی، گفته شد در لندن جا رزرو کنند. ۲۷ مهر ۷۱ آقاى عباس واعظ طبسى، توليت آستان قدس رضوی و فرزندش آمدند. از سفر به لندن و عمل جراحى پایاش راضى است. تحت تأثير نظم و پيشرفت آنها قرار گرفته است. ۲۲ اسفند ۷۱ آشیخ محمد هاشمیان که برای معالجهٔ چشم به اسپانیا رفته بود راضی برگشته، در منزل ما بودند. گفتند که درک مردم اسپانیا نسبت به مسائل انقلاب ایران بهتر شده است. ۲۷ اسفند ۷۱ خانم شهید بهشتی به خانهٔ ما آمد و با عفت به دیدن همسر امام رفتند که برای معالجهٔ چشم مدتی به خارج رفته بودند. ۱۷ تیر ۷۲ اول وقت عفت به فرودگاه رفت تا همراه فائزه و بچههایش براى ادامه معالجه به لندن برود. فاطى و سعید و بچههایش و کاظم هم در همان هواپیما هستند، اما در ایتالیا پیاده مىشوند و از آنجا به مالت و سپس با کشتى به لیبى مىروند. ۷ دی ۷۳ دربارهٔ درخواست مهندس [مهدی] بازرگان [با سران قوای مقننه و قضاییه]، براى معالجه در خارج از کشور که از ما هم کمک خواسته، صحبت شد؛ قرار شد کمک کنیم. ۲۴ آذر ۷۴ عصر آقای [محمدرضا] توسلی آمد. از سفر به آلمان برای معالجه نوهاش و از گرانی فوقالعاده معیشت در آلمان گفت و اینکه تهران زیباتر از شهرهای آلمان است. ۲۱ شهریور ۸۱ سرشب حسنآقا خمینی آمد. از سفر آفریقای جنوبی برگشته است. سه ماه با فرزند [سیدکاظم] نورمفیدی [امامجمعه گرگان] آنجا بودهاند؛ برای تقویت زبان انگلیسی کلاس میرفتهاند. @mahdavifar2021
🔵 خواجه ربیع کیست؟ کسانیکه به زیارت خواجه ربیع در مشهد میروند، آیا میدانند "خواجه ربیع" کیست؟ "ربیع بن خثیم" معروف به "خواجه ربیع" از فرماندهان ارشد علی بن ابیطالب و از اقوام معاویه بود و برای اینکه در اختلاف علی و معاویه دخالتی نداشته باشد، از علی خواست تا او را به جنگ کفار (یعنی جنگ با ایرانیان) بفرستد، و علی هم خواجه ربیع را به همراه 4000 نیرو به جنگ شورشیان دیلم و قزوین فرستاد. خواجه ربیع بعد از سرکوب شدید مردم دیلم، برای کمک به "حارث بن مره عبدی" که به جنگ مردم خراسان رفته بود، شتافت، و مردم خراسان را باهم سرکوب کردند. در [فتوح البلدان بلاذری] آمده است که خواجه ربیع در یک روز هزار جوان ایرانی را بین لشگریان خود تقسیم کرد! تا بعنوان برده مورد استفاده قرار گیرند!! خواجه ربیع بعد از آن در مشهد و خراسان ماند و مرد، و اکنون محل دفن او زیارتگاه شیعیان است تا با توسل به این جلاد شفا پیدا کنند! حتی در قزوین هم مسجدی به همین نام وجود دارد که میگویند خواجه ربیع مسواک خود را در این زمین فرو کرد و از مسواک او درختی روئید!! منابع کتاب: نویسنده هشام مطر کتاب موسوعة الشهید الاول جاوید شاه #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed
بعضیا میخوان ج ا بمونه، چون میخوان فقط خودشون کلاس داشته باشن و بقیه نتونن ماشین بخرن یا در آرامش باشن و فرصت زندگی بهتری داشته باشن! خطاب به اصلاح طلبان دورو و چپ ها و پنجاه هفتی های ضد میهن جاوید شاه #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed
ترامپ بی مرام خصومت شاهنشاه آریامهرم در دل داره شک نکن زیر پای پادشاهی خواهان را خالی خواهد کرد ولی ما مثل ظاهر شاه نیستیم که در افغانستان رفراندوم راه انداختند و در آخر به پادشاه افغانستان گفتند مردم جمهوری را انتخاب کرده حرف حرف ما مردم ایرانه نه حرف یه سری سیاسیونه پفیوز الدنگ عوضی که همه چیز را پول میبینن حقوق بشر سیری چنده ما خودمون باید تلاش کنیم برای پادشاهی در ایران وگرنه کلاه گشادی برای ما بافتن هرکسی که گفت رفراندوم با پیشرط جمهوری با پشت دست توی دهنش بزنید وگرنه بلای افغانستان را سر ما میارن سپاس 🫡🙏🙏 جاوید شاه #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed
без подписи
🖌 وقتی میگوید مردم من را صدا زدهاند و من رهبر دوران گذارم، دارد از خودش دفاع نمیکند، دارد از «ما» دفاع میکند. از دهها میلیون ایرانی دفاع میکند که جانشان را کف دست گرفتند و به خیابان آمدند، از دهها هزار ایرانی دفاع میکند که هیچگاه به خانه بازنگشتند. او از خواست تاریخی ملت ایران دارد دفاع میکند، و نشان میدهد که در شنیدن این صدا دچار ابهام نیست. وگرنه کسی که بر روی تخت طاووس زاده شده، و بعد فردای ۲۲ بهمن ۵۷ را هم تجربه کرده، مرگ زودهنگام پدر را چشیده و از دست رفتن خواهر و برادر را دیده، خوب میداند که در آن بالا چیزی خیرات نمیکنند. @BamdadEtemaad @isargaran_pahlavi
📢«جاوید شاه» مثل «رضاشاه روحت شاد!» نیست که کارشناسان رسانههایی نظیر بیبیسی فارسی بتوانند آن را آنگونه که میخواهند مصادره کنند. «جاوید شاه» را نمیشود مصادره کرد. این شعار البته که نفی انقلاباسلامی و همه گروههاییست که در شکلگیری و پیروزیاش سهیم بودهاند، اما فقط هم این نیست! «جاوید شاه» بیش از اینهاست. این شعار به طرزی واضح جنبه ایجابی دارد. پیام این شعار واضح است؛ شاه هیچگاه نمرده است. روح شاهنشاهی جاویدان است. روح شاهنشاهی در آن صبح ۵ مرداد ۱۳۵۹ از دنیا نرفته است. تنها از کالبدی برآمده و در کالبدی دیگر نشسته است. مردمی که این شعار را سر میدهند معتقدند که شاه ایران زنده است و باید به ایران بازگردد. همین شعار هم ایران را احیا خواهد کرد. آنچه ایران را از دل هزارهها عبور داده و در فردای حمله یونانیان و اعراب و مغولها پابرجا نگهداشته است، قاعدتا میتواند ما را از سد مشتی ملا و چپی و مجاهد هم عبور دهد. ✍بامداد اعتماد @politicscafe
دستگیری فردی که کامنت جاویدشاه گذاشته بوده.. رسانه های داخلی با انتشار این پست اعلام کردن که کامنت گذاشتن و لایک کردن پستای رضا پهلوی و اینترنشنال و... جرمه و کسایی که اینکارو بکنن دستگیر میشن. @kafiha
آمریکا نمیتواند همزمان ادعای رهبری و پدرخواندگی جهان را مطرح کند اما در برابر رژیم آخوندی ضعیف، محافظهکار و ناتوان ظاهر شود. باید به طور واضح، قاطع و بدون هیچ تردیدی ماشین کشتار این رژیم را تضعیف و مختل کنند. همان بمبهایی که اکنون با هدف تضعیف رژیم صرفاً برای رسیدن به یک معامله ریخته میشود، باید با هدف تضعیف عمیق و کامل رژیم برای سرنگونی آن به کار گرفته شود. دیگر نباید نیمهکاره و مصلحتآمیز باشد؛ باید با قدرت تمام و بدون عقبنشینی به سمت نابودی ساختار قدرت و توان سرکوب این رژیم حرکت کنند تا امکان ادامهی حیات سیاسیاش از بین برود. جاوید شاه #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed
دموکراسی سرخ و سیاه آیا هر صندوق رأیی، دموکراسی است؟! تصور کنید اسلام سیاسی با وجود این به اصطلاح “دموکراسی”چگونه دارد بدون لشکرکشی خود را به بالاترین کرسیهای رای گیری جهان غرب می رساند و دموکراسی چگونه برای غیر دموکرات ترین باور ،فرش قرمز پهن کرده است!… اسلام سیاسی و یا هر ایدئولوژی غیر دموکرات دیگری توانسته از همین آزادی بیان و آزادی تشکل استفاده کند، شبکه بسازد، لابی کند، رأی جمع کند، نامزد معرفی کند و بعد هم قانونی وارد شوراهای شهر و پارلمان های دنیا شود و برای دنیا تصمیم بگیرد... آیا دموکراسی در اینجا به اندازه کافی بر خود ریشخند نزده؟ وقتی یک ایدئولوژی که بخش عظیمی از ارزشهایش با سکولاریسم و آزادیهای لیبرال ناسازگار است، میتواند از تمام امکانات یک نظام لیبرال استفاده کند و از سیاست مهاجرت گرفته تا سازمان های مذهبی و بازی با بلوک های رای بالا برود تا قدمبهقدم با قدرت سیاسی ،به این چهره ی ترسناکی که از غرب و از آینده ی بسیار وحشتناکش در پیش رو داریم برسد، همهچیزهم در چهارچوب قانون، لبخند، به نام «تنوع» و با مهر تأیید دموکراسی! دیر نیست روزی که غرب از خواب بپرد و ببیند که میهمانان میز سیاست حالا پشت همان میز نشستهاند، نماینده دارند، لابی میکنند و برای تغییر همان جامعهای فشار میآورند که تمام این آزادیها را در اختیارشان گذاشته. مدافع حکومت های استبدادی و تمامیت خواهی چون رژیم ایران شده اند و سد راه براندازی!... نه کودتایی شده، نه تانکی در خیابان است، نه کسی در پارلمان را شکسته؛ بلکه در را برایشان طاق باز گذاشته اند و بلیت ورودشان هم صندوق رأی است و رای دهندگان هم میلیون ها دیاسپورایی که هر کدام سالی یک رای دهنده به دنیا می آورند … از این حفره ی خونین دموکراسی سرخ غربی که بگذریم و بر گردیم به سوراخ سیاه دموکراسی شرقی خودمان؛ تاریکی جور دیگری بیرون می زند: تصور کنید افغانستان به شکلی معجزهآسا از یوغ طالبان نجات پیدا کرده است. آیا در فردای آزادی، صندوق رأی را میبریم در خانهی مردی که همین دیروز دختر ده سالهاش را برای ازدواج اجباری فروخته و میگوییم: «حالا آزادی؛ حکومت آیندهات را انتخاب کنی؟! فرض بر این که طبق بند ۴ دموکراسی این فرد اطلاعات کافی و اینترنت آزاد هم در اختیار دارد و هیچکس هم او را مجبور به رای خاصی نمی کند الا خودش که حالا خانواده مهجور و کبود از ظلم و بیدادش را هم به صف کرده تا آن ها هم رای بدهند به همان کسی که احتمالن او از قبل انتخابش کرده، چون دموکراسی به آنان نیز حق رای داده؟! آیا جامعهای که سالها یا دههها زیر سلطهی استبداد، بنیادگرایی، تبعیض و سرکوب زندگی کرده، با رفتن حکومت مستبد یک شبه می تواند درست تصمیم بگیرد؟ بی شک یکی از مهم ترین راه های پیش گیری از این فاجعه ، تشکیل احزاب است علی الخصوص پیش از انتخابات نهایی، آن هم در یک دولت موقت چند ساله با همراهی و نظارت نهاد های بین المللی و حقوق بشری . کلید روشنگری دست احزاب است نه افراد. این احزابند که باید آزادانه فعالیت کنند، برنامه ارایه دهند ، مناظره کنند، نقد شوند و رهبران، سوابق و منابع مالیشان برای مردم روشن شود. باید زمان کافی داشته باشیم تا تفاوت میان برنامهها و تفکرات احزاب مورد انتخابمان را درک کنیم. رسانهی آزاد، جامعهی مدنی، دستگاه قضایی مستقل و تثبیت حقوق زنان و اقلیتها…باید به جای تنها درک معنای آزادی مدتی در آزادی زندگی کنیم تا بتوانیم برای آینده ی کشور تصمیم بگیریم. در کشوری مانند افغانستان شاید این فرایند ده یا پانزده سال زمان بخواهد؛ در کشوری مانند ایران شاید چند سال. عدد اصل نیست؛ معیار، رسیدن جامعه به شرایط یک انتخاب آزاد و آگاهانه است به نمایندگان احزاب است . فتنهی ننگین پنجاهوهفت برای ما یک درس تاریخی بود. اگر در آن زمان ایران به حال خود رها نمی شد و جامعه جهانی و حقوق بشری در برابر حذف نیروهای سیاسی، سرکوب زنان، اعدامها، نقض گستردهی حقوق بشر و نابودی آزادیهای سیاسی سکوت نمیکردند و نظارتی مؤثر و مستمر وجود داشت، بی تردید ایران به جایی که امروز ایستاده است نمیرسید وهمان غرب مجبور نمی شد دههها برای مهار شرارتها و پیامدهای آن هزینه کند، تحریم کند و بحران و جنگ و خون ریزی و قتل عام راه بیفتد. مسئله بیاعتمادی به این فرد یا آن جریان سیاسی نیست.مساله به فردای فردای ایران اندیشیدن است به سازوکاری که اجازه ندهد هیچ فرد، حزب یا ایدئولوژی دیگری ــ امروز یا پنجاه سال دیگر ــ دوباره آزادی ایران و ایرانی را بهگروگان گیرد. از دموکراسی سرخ و سیاه هم که بگذریم، چه آن قدر درایت داشته باشیم که این مهلت را به خودمان بدهیم چه نه، نظام پادشاهی مشروطه و پارلمانی برای ایران به هزار و یک دلیل کم خطرترین مسیر پیش روی ماست . کاش درباره ی الزامش برای ایران بیشتر بخوانیم . #فدیا_نورالهیان @iraneazadvaabad 👉 @AM_Movahed