- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 36
- 1/48двое суток
- 41
- 1/72трое суток
- 44
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
قراره که بی هم به چی رو بیاریم من و تو به جز هم پناهی نداریم بیا سمت من توو جنگ با درونم کمک کن کنارت غریبه نمونم ترانه سرا : #آرش_محرابی خواننده : #احسان_خواجهامیری 📚 Channel | @Adibaneeh
بر سنگ گوری تازه نامی هست... دارنده این نام را هرگز ندیدم من اینجا میان سوگواران آشنایانند و خویشانند و مردمانی هم که چون من دارندهٔ این نام را هرگز ندیدند و نمیدانند اما هر کس که اینجا هست با خشم و فریادی گره در مشت میداند که او را کشت… بر گرد گور تازه جمع سوگواران است دیگر کسی اینجا نمیپرسد این خفته در خاک از کجا و از کدامان است!؟… میدانند او «فرزند ایران💙» است... #هوشنگ_ابتهاج 📚 Channel | @Adibaneeh
از تنم تا تنش یک وجب بود شاعر : #یاسر_قنبرلو خوانش : #فیاض_ارغوان 🎙 Channel | @NotreVoix
. از عطرِ بهار نارنج های حیاطمان، نویدی از عشق می رسد! به گمانم خوشبختی، اینبار پشتِ درِ خانه ماست. مسلم خزایی روز بخیر🦋💙 📚 Channel | @Adibaneeh
. چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم گر سوختنم باید افروختنم باید ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم هوشنگ_ابتهاج 📚 Channel | @Adibaneeh
ادیبـــــانهــ pinned «سلام به همه دوستان قدیمی و کسایی که محبت داشتن و تمام این مدت کم کار با ادبیانه موندن تغییر که افتاده اینه که من فامیلیم رو تغییر دادم از این به بعد ارغوان هست فامیلیم و اشعارم رو به جای فیاض نظمی با فیاض ارغوان میخونید و سعی میشه از این به بعد محتوای کانال…»
سلام به همه دوستان قدیمی و کسایی که محبت داشتن و تمام این مدت کم کار با ادبیانه موندن تغییر که افتاده اینه که من فامیلیم رو تغییر دادم از این به بعد ارغوان هست فامیلیم و اشعارم رو به جای فیاض نظمی با فیاض ارغوان میخونید و سعی میشه از این به بعد محتوای کانال برقرار باشه
چندان بنشینم ڪه برآید نفـس صبح ڪان وقت بہ دل میرسد از دوست پیامی.. #سعدے #سلام_صبحتؤن_بخیر💙🦋 📚 Channel | @Adibaneeh
از ديده برون مشو ؛ که نوری... #مولانا 📚 Channel | @Adibaneeh
видео или голосовое, без подписи
💙🦋 خیال دیدنت چه دلپذیر بود جوانیام در این امید پیر شد نیامدی و دیر شد! #هوشنگ_ابتهاج 📚 Channel | @Adibaneeh
زِ برون کسی نیاید چو به یاریِ تو اینجا تو زِ خویشتن برون آ، سپهِ تتار بشکن #محمد_رضا_شفیعی_کدکنی 📚 Channel | @Adibaneeh
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلیدِ باغ ما را ده که فردامان به کار آید #فرخی_سیستانی 📚 Channel @Adibaneeh
انسان باید هر روز کمی موسیقی گوش کند، کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند تا علایق دنیوی نتواند حس زیباشناسی را که خداوند در روح او قرار داده است، از بین ببرد. #گوته 📚 Channel | @Adibaneeh
به روی آینهٔ پرغبار من بنویس بدون عشق، جهان جای زندگانی نیست #فاضل_نظری 📚 Channel @Adibaneeh
بازنده... نویسنده : #فیاض_ارغوان خوانش : #فیاض_ارغوان 🎙 Channel | @NotreVoix
من که نه لات بودم برم سر راهش نه اهل این قرتی بازیها بودم که ابراز علاقه کنم، فقط هرروز توو کوچه پس کوچههای مدرسهاش پرسه میزدم بلکه ببینمش حتی شده از دور.. سرم توی درس و کتاب بود و کل دغدغهام شده بود درسهام، اونم چون بهم قول لپ تاپ داده بودن که اگه دیپلم رو با معدل ۱۹ به بالا قبول بشی، لپ تاپ میشه جایزهات! قشنگ دست گذاشته بودن روی نقطه ضعف من، از بچگی دیوونهی بازیهای کامپیوتری بودم و دنیای تکنولوژی و یادمه روزنامه جامجم هر یکشنبه یه ضمیمه داشت به اسم کلیک، کلا در مورد تکنولوژی بود و هر صفحه یه موضوعی داشت، من هم میرفتم هر هفته میخریدم بعد ترفندهاش رو جدا میکردم و میچسبوندم توی یه دفتر تا گم نشن و شاید باورت نشه هنوز اون دفترها رو دارم! من که درسام خوب بود دلخوش به یه وعدهی نسیه شدم و چسبیدم به درس و دنیای بیرونم رو رها کردم! رها کردم چقدر به چشمم میومد، رها کردم چقدر دلم میخواستش، رها کردم چقدر .... اون سال تموم شد، بعد از اعلام نتایج با کلی ذوق اومدم خونه و گفتم که معدل دیپلمم بالای ۱۹ شده و انتظار داشتم الان حداقل قولی که داده بودن یادشون باشه ولی خیلی سرد فقط گفتن آفرین بهت، موفق باشی. برگشتم توی اتاقم، توی سرم دائم تکرار میشد، چرا دوباره بهشون باور کردم، چرا دوباره در قلبم رو باز کردم به روی حرفشون که این دفعه بهش عمل میکنن و نکردن و دروغهایی اینقدر تکراری که باورم رو نسبت به کلمه خانواده نابود کرده بودن... وسط این فکرا یهو یادم اومد چقدر میخواستمش، میدونی چی میگم؟! فرض کن یهو یه اتفاق ارزشمند رو توو یه مسیری نبینی، اونم به خاطر بی تجربگی و عدم درک حس خودت، یه بخشی هم نبود کسی که بدون ترس بری بپرسی که چرا اون آدم به چشمم زیباتره، به چشمم انگار همه است.. حالا من هم باخته بودم به یک وعدهی سرخرمن کل انگیزهام رو، هم فرصتی رو باخته بودم که اون لحظه مثل یه کور تونسته بودم ببینم که چقدر ساده ازش عبور کرده بودم. منِ از همه جا بازنده بیرون اومده، حالا هم باورم رو باخته بودم، هم انگیزهام رو و هم کسی که برام با بقیه فرق داشت. رفته بودن، از شهر به خاطر شغل پدرش رفته بودن، دقیقا بعد از آخرین امتحان نهایی اون سال، حتی نمیدونستم کجا مقصدشون بود و دیگه هم برنگشتن... همیشه یه چیزایی هست که شاید ساده به نظر میان ولی حسرتشون به سنگینی یک عمره برای آدم، مثل چیزی که تو بخوای و حتی نتونی یا ندونی یا اجازه ندن که براش تلاش کنی و یه وقتی متوجه بشی که دیگه دیر شده، اونجا میشی مثل کسی که محکوم میشه به جرمِ مرتکب نشده و بدون اینکه حق دفاع داشته باشه باید بره زندان؛ تصورش کن، میبینی چقدر سنگینه؟! چارلز بوکوفسکی توی کتابش نوشته بود : چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی اما سال ها طول می کشد تا این را بفهمی وقتی هم آخر سر می فهمی اش دیگر خیلی دیر شده و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر نیست... شاید یک روز دیگر شاید هرگز #فیاض_نظمی به تاریخ ۱ فروردین ماه ۱۴۰۴ 📚 Channel @Adibaneeh
به رغمِ مدعیانی که منعِ عشق کنند جمالِ چهرهی تو حجّتِ مُوجه ماست #حافظ 📚 Channel @Adibaneeh
در جذبهای که حاصل زیبایی شب است رؤیای دوردست تو نزدیک میشود... #فروغ_فرخزاد 📚 Channel @Adibaneeh
ادیبـــــانهــ pinned «یه داستانک جدید نوشتم دکلمهاش کنم؟! یا شعر دکلمه کنم؟!»