tgindex
نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت

نقد فلسفه = دفاع از عقلانیت

Статистика
@Aghlyavaranперсидский

🖋نقد فلسفه و عرفان و تفکیک و پاسخ به نقد های پوشالی از جانب این فرق به متکلمین شیعه رضوان الله علیهم. ⚡تفاوت علم و جهل را بیابید (هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون)

Последний пост
24 дек.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 101
−1 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 187
20 постов
Вовлечённость
107,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خدای شیری حسن رمضانی شاگرد علامه هیچی ندان حسن زاده آملی خدای فیلسوف یک موطن بی تعیّنی دارد که از قره‌قروت و ترشی در آنجا خبری نیست ولی در یک مرتبه خدای معطی فیلسوف دست در جیب وجودش می‌کند و از دلش قره‌قروت یا تریاک در می‌آورد (خدای بی تعین به صورة قره‌قروتیة تجلی می‌نماید): کی قرار است آقایان دست از این توهماتی که ماتیک تعقل به آن مالیدند بکشند خدا داند علافی، مغز برخی را زایل کرده! باور نکردنی است؛ هنوز در این عصر صدای امثال حسن زاده شنیده می‌شود! @Aghlyavaran #عقب_ماندگی_حوزوی #الحاد_اسلامی

  • 📌آمد ابرو را درست کند زد دو چشم را کور کرد! وقتی تناقض سخنان اخیر میلانی با مبانی سابق ایشان را نشان شما فرهیختگان دادیم و بیان داشتیم با این لاطائلات اخیر دیگر جایی برای صحت مبانی سابق نمیماند، جناب ایشان و بالتبع تلامذه حلقه به گوش که گویی جز او را نمیبینند و تمام هم و غمشان دفاع از وجهه استاد است، دفاعیاتی عرضه کرده و با نافهم و لاشعور خواندن مخالفین خود، سعی در تطهیر این تناقضات و افتضاحات داشتند که به برخی از آنها نگاهی انداختیم. 🖌 جناب شیخ در تازه ترین دفاعیاتی که پیرامون این مطلب سخن رانده، باز هم متعرض اشکال ما شده و اینبار پاسخی نسبتا نوین ارائه نموده که نگاه به آن خالی از لطف نیست. ایشان فرموده اند: « اینکه گفتیم خداوند بالاتر از اهل بیت امکان نداشت خلق کند، یعنی خدا در علم خود نگاه کرد و دید بالاتر و با کمالات تر از اهل بیت نبوده است. پس نمی‌شده موجودی بالاتر از آنها خلق کند!». سبحان الله! هر چه جلوتر می‌رویم، جناب شیخ بیشتر بر مقدار تعجب و شگفتی ما می افزاید و گاهی با خود میگوییم واقعا گوینده این سخنان سخیف، جناب میلانی است؟ بر دقیق النظران نیک هویداست که این پاسخ حضرت ایشان، مبتلا به اشکالات عدیده، بل باز هم مخالف با سخنان سابق است که اشاره ای میکنیم: 1- مکرراً این سوال را پرسیدیم و الان از جناب میلانی می‌خواهیم به طور شفاف و صریح به این سوال پاسخ بگویند؛ آیا خلق موجودی با کمالات تر از اهل بیت علیهم السلام، ذاتا ممکن است و یا ممتنع؟ مسلما پاسخ جناب شیخ به سوال مذکور گزینه اول است، چرا که اگر به امتناع آن حکم دهند یعنی قائل به مقداری از کمال و شرافت در عالم ممکنات شده اند که دارای حد توقف و ایستا است و این خلاف مبانی سابق خودشان است[اینجا] حال اگر پاسخ به سوال یاد شده، گزینه ممکن است باشد پس این دفاع اخیر جنابشان بر باد رفت، چرا که ایجاد موجودی با کمالات تر از اهل بیت ممکن است و شیء با کمالات تر از حضرات هم در علم خداوند محقق بوده است! لذا دیگر نمیتوان گفت خدا به علمش نگاه کرد و دید اکمل از اهل بیت در آن وجود ندارد! 2- حتی اگر به امتناع ایجاد موجودی اکمل از اهل بیت هم حکم دهیم باز سبب نجات شیخ از مهلکه نمیشود، چرا که جناب شیخ به خوبی ملتفت است طبق مبانی متکلمین،‌ گرچه قدرت خداوند شامل ممتنعات نمیشود، ولی علم او شامل تمامی ممکنات بل ممتنعات هم است. بر این اساس حتی اگر بگوییم خلق موجودی شریف تر و با کمالات تر از اهل بیت محال و ممتنع است، پس چنین موجودی گرچه ممتنع فرض شده ولی در علم خدا محقق است و به عبارت اخری، علم خداوند شامل حالش می‌شود. لذا دیگر نمیتوان از این تعلیل که خدا به علمش نگاه کرد و دید بالاتر از حضرات وجود نداشته است که آنرا بیافریند، استفاده کرد. چرا که گفتیم چنین چیزی حتی اگر محال هم باشد طبق مبنای شیخ در علم خدا موجود است و در نتیجه این تعلیل و پای تحقق در علم را وسط کشیدن معیوب و محکوم به بطلان است. 3- جناب شیخ قطعا به یاد دارد که بارها و بارها می‌فرمود :«علم جنبه فاعلیت ندارد» و « علم خدا دست خدا را نمیبندد» و ... . حال چه شده که باز هم سخنانی خلاف مبانی سابق از شیخ میشنویم و علم خداوند هم جنبه فاعلیت پیدا کرده و هم موجب تحدید قدرت او شده است؟ لذا بر اساس مبنای شیخ میتوان گفت خدا نمیتوانسته به جای هفت آسمان، ده آسمان بیافریند، چرا که به علم خود نگاه کرد و دید بیشتر از هفت آسمان در آن نبوده که بیافریند، و یا خدا نمیتوانسته بیش از دو دست برای انسان و یک خرطوم برای فیل بیافریند و یا صلاة الفجر را سه رکعت قرار بدهد و قس علی هذا... و خلاصة الکلام اینکه این سخن شیخ تمامی امور تکوین و تشریع را شامل شده و هر پاسخ شیخ به این مثالهایی که عرض کردیم مساوی است با بطلان فرمایشی که اخیرا داشته اند. 🔍 میبینیم که این دفاعیات هم گرهی را نگشود و حلال مشکلی نبود بلکه وضع جناب شیخ را به مراتب بدتر کرد. ایشان اگر شجاعت داشته و همان اول به غلط بودن سخن خود اعتراف می‌کردند قطعا الان به این حال و روز نمی افتادند و این چنین هر چه تا الان رشته بودند را پنبه نمی‌کردند. التماس تفکر و تعقل. @Aghlyavaran

  • без подписи

  • без подписи

  • 📌 رسوایی های بی انتها ... 🖌 محسن موسی وند - معروف به صمیمیت- در مقام نقد جناب میلانی مدعی است: چون میلانی منکر دلالت انما بر حصر شده است پس مبانی شیعه را تخریب و زحمات تمامی علمای مذهب را بر باد داده است ... 🖌 لکن خود در جای دیگر و در پاسخ منتقد صریحا مینویسد:« بنده دلالت انما بر حصر را قبول ندارم». 🔍 حال با اینکه محسن خان هم زحمات تمامی علمای شیعه در این قرن های متمادی را بر باد داده و شیعه را تخریب نموده است کاری نداریم، ولی واقعا برایمان جالب است بدانیم که چرا برای تخریب مخالف خود، حاضریم اینچنین مبانی خود را لگدمال کنیم؟ روشن است طرف صحبتمان فقط محسن خان نیست و این سخن شامل تمام متعصبینی که حاضر اند همه چیز و همه کس را برای به کرسی نشاندن حرف خود و از میدان به در کردن رقیب ذبح کنند میشود ... اسناد بیشتر: https://t.me/Aghlyavaran/1468

  • 🖌 حسن میلانی پرده دوم: «خدا وقتی می‌خواهد علم خودش را نشان بدهد یک علم ناقص نشان نمی‌دهد. در عالم خلقت ... بالاترین مرتبه علم که خدا بخواهد نشان بدهد ... علم اهل بیت است ...» فرض بفرمایید خداوند در فلان لحظه علمی به علوم اهل بیت علیهم السلام اضافه کرده که حضرات در لحظه قبل فاقد آن علم بوده اند. مثلا خداوند امروز علمی به ایشان اعطا کند که دیروز فاقد آن علم بوده اند 🔍 حال با توجه به این مطلب که علم دیروز اهل بیت نسبت به علم امروزشان ناقص تر بوده است، سوالاتی گریبان گیر شیخ حسن و اطرافیانش می‌شود که نیکو است خیلی سریع به ارائه پاسخ آن اقدام کنند: 1- اگر ازدیاد علم حضرات را پذیرفتید، پس عبارت بالاترین مرتبه علم چه معنای محصلی دارد؟ و آیا این سخن میلانی اعترافی صریح بر این نیست که اهل بیت با تمام اوصاف و کمالاتشان نسبت به کمالاتی که می‌شده بر آنها افزوده گردد و نشده ناقص هستند؟ 2- آیا مثلا دیروز که خدا علمی جدید به علوم اهل بیت اضافه نکرده بود، ایشان علم خدا را ناقص نشان میدادند و آئینه ای ناقص برای کمالات خدا بودند؟ مگر اینکه عبارت ازدیاد علم را هم برای نمایش و تئاتر بدانند که از این جماعت بعید نیست ...

  • 📌 باز هم ابطال مبانی 🖌 حسن میلانی پرده اول: خداوند هر لحظه بر علم معصومین اضافه میکند.

  • 1- معنای صحیحی که برای عبارت نمایاندن ارائه کردیم مبتنی بر مخلوقیت واقعی مخلوق و تجزی و قابلیت زیاده پذیری او بود، در حالی که شیخ اولا می‌گوید اهل بیت علیهم السلام چنان با شرافت خلق شده اند که خلق کامل تر از آنها شدنی نیست! با اینکه بدیهی است اگر به مبنای صحیح عقلی و برهانی ( که خود شیخ آنرا تبیین فرموده است) توجه کنیم، باید اقرار کنیم مخلوقات در هر درجه از کمال و شرافت باشند، باز هم کمالاتشان قابل افزایش است و خلق مخلوقی که دیگر نشود کمالاتش را افزایش داد یا مخلوقی کامل تر از آن خلق کرد ذاتا ممتنع است. ثانیا جناب شیخ میفرمایند مگر میشود اهل بیت که آئینه کمالات خداوند هستند ناقص خلق شده باشند! در حالی که روشن است هر مخلوقی قابلیت زیاده پذیری دارد و این خصیصه مادام که موجود است از او قابل سلب نیست، پس باید گفت هر مخلوقی و در هر درجه از کمال و علو و شرافت در نقصان محقق است، چرا که هر شیء متجزی، در هر مقدار از کمال و شرافت فرض شود، نسبت به کمالاتی که میشده بر آن افزوده شود و نشده است ناقص است و به فرموده حضرت: مااحتمل الزیادة کان ناقصا و ما کان ناقصا لم یکن تاما؛ بحار؛ 194/3. 2- گفتیم معنای صحیح لفظ نمایاندن و نشان دادن، چیزی غیر از دلالت و تصدیق عقلی نیست و بدیهی است در دلالت بر خالق متعال، فرقی بین مخلوق ناقص و کامل نیست! هم کامل ترین مخلوق ‌و هم ناقص ترین مخلوق به ملاک مخلوقیت - که همان تجزی و قابلیت زیاده پذیری است- بر خالق متعالی از خود و کمالاتش دلالت می‌کنند‌. لذا به هیچ وجه نمی‌توان منظور میلانی از عبارت :« وقتی می‌خواهد علم و قدرت خودش را بنمایاند ناقص خلق می‌کند؟ ناقص نشان می‌دهد؟» را همان معنای صحیح دانست. اگر منظور از نشان دادن همان دلالت عقلی است که با خلق مخلوق ناقص هم محقق می‌شود. جناب عقل ستیز مگر خود اعتراف نکرد معنای نمایاندن خدا یعنی که به مخلوقات نشان دهد فراتر از حس و لمس و ... است و متجزی نیست؟ خب آیا این نحو نشان دادن را با ناقص ترین مخلوق هم نمیتوان انجام داد که شیختان سوال میکند چگونه اهل بیت آئینه نشان دهنده خدا باشند و با این حال ناقص خلق شده باشند؟ طبق این دو نکته، به هیچ عنوان نمیتوان معنای صحیح نمایاندن را از عبارات شیخ حسن اصطیاد نمود و لذا استناد دوستان به روایات مورد ذکر مقبول نبوده و موجب خلاصی شیخ از نقد و اشکال ما نمیشود. معنای روایات شریفه بسیار واضح است و آن اینکه خدای متعال با خلق مخلوقات، وجود و علم و قدرت خود را بر همگان اثبات کرده ( و به عبارت دیگر نمایانده) و این مطلب شریف هیچ ربطی به این فرمایشات که خدا دوست داشته علم و قدرت خود را در اهل بیت بنمایاند و چون اهل بیت آئینه نشان دهنده خدا و کمالاتش هستند در نتیجه چنان کامل و شریف خلق شده اند که حتی خود خدا هم نمیتواند کامل تر از آنها خلق کند! بدیهی است اولی( مطلب روایات شریفه) حق زلال بوده که مطابق موازین عقلی و شرعی است و دومی(حرف میلانی) است که باطل ضلال است و مقتبس از چرندیات صوفیه! عرفا هم درباره انسان کامل ( که مصداق اتم آنرا رسول خاتم میدانند) چنین اعتقادی دارند و درباره اش مینویسند: « ... و ما ظهر إلا للإنسان الكامل الذي هو ظله الممدود و عرشه المحدود و بيته المقصود الموصوف بكمال الوجود فلا أكمل منه لأنه لا أكمل من الحق تعالى/ فتوحات؛ ج3؛ ص282 «ان الظاهر الاول الذی هو الخلیفة الاول لله سبحانه ای الانسان الکامل الذی لا یوجد اکمل منه ... ان المقصود من خلافة الانسان عن الله هو انه مظهر صفات الله و مرآة افعاله .../ تفسیر تسنیم ج3؛ ص115-119». 🔍 نتیجه: استناد به روایات شریفه سودی برای شیخ و اطرافیانش نداشت و موجب حل مشکلی هم نکردید. نیز با توضیحاتی که ذکر کردیم و شواهدی که ارائه شد، نیل شیخ از کلام به عرفان بیشتر نمایان گردید! ... @Aghlyavaran

  • 📌 نیل شیخ از کلام به عرفان! به افاضاتی جدید از شیخ حسن میلانی بنگرید: «علت این که خدا، عالم را خلق کرد چی بود؟ ... دوست داشت که علم و قدرت خود را بنمایاند. وقتی می‌خواهد علم و قدرت خودش را بنمایاند ناقص خلق می‌کند؟ ناقص نشان می‌دهد؟ همان جوری نشان می‌دهد…

  • 📌 نیل شیخ از کلام به عرفان! به افاضاتی جدید از شیخ حسن میلانی بنگرید: «علت این که خدا، عالم را خلق کرد چی بود؟ ... دوست داشت که علم و قدرت خود را بنمایاند. وقتی می‌خواهد علم و قدرت خودش را بنمایاند ناقص خلق می‌کند؟ ناقص نشان می‌دهد؟ همان جوری نشان می‌دهد که عظمت خدا فهمیده شود». سبحان الله! خوب بنگرید لجاجت و استبداد و پافشاری بر برخی سخنان غلط، انسان را به چه درجه از تناقض‌گویی می اندازد که حتی حاضر است این چنین مبانی چند ده ساله خود را لگدمال کند! واقعا چه کسی فکرش را میکرد شیخ حسنی که همگان او را با مخالفت با ابن عربی و اهل تصوف می‌شناختند، روزی سر از مبانی خود آنان در جلا و استجلا و حب ذاتی و دیگر لاطائلاتشان در آورد؟ دو نکته در تحلیل این فرمایشات عرض کرده و قضاوت پیرامون آن را به خود شما می‌سپاریم. 🖌 نکته اول: کسانی که با دروس و آثار شیخ حسن آشنایند به خوبی می‌دانند ایشان تا به این لحظه سخنی از دوست داشتن خداوند، نمایاندن خود و کمالاتش را به خلق و آئینه بودن مخلوق برای خالق در پاسخ به علت و چرایی آفرینش نگفته بود و نهایت چیزی که در پاسخ به سوال فوق الذکر می‌فرمود این بود که خداوند جهان را خلق کرد تا بندگان با قدرت و اختیار خود و شرایطی که برایشان مهیا شده است، به کمال و لذاتی که نتیجه اعمال آنان است برسند. حال چه شده است که سخنانی جدید از شیخ می‌شنویم؟ کلمه به کلمه فرمایشات جناب میلانی در بیان چرایی آفرینش در عبارات عارفان یافت میشود و مثلا ابن عربی مینویسد: « ... فحب ظهور الحق في صور الوجود، و حبه في أن يعرف نفسه بنفسه في مرايا الممكنات ... ذلك الحب هو علة خلق العالم/ فصوص الحکم؛ 303/2». و پس از بیان عبارت کنز مخفی مینویسد: « ...أي كنت ذاتاً أزلية قديمة معرّاة عن النسب و الإضافات فعكستُ جميع ما في هذه الذات من كمالات على مرآة الوجود فإذا عرفت صور هذه الكمالات و مجاليها عُرفتْ كمالاتي/ فصوص 69/2». شواهد، فوق مقداری است که قابل ارائه در این نوشته مختصر باشد و همین دو شاهد برای اثبات مدعای ما کافی است. 🖌 نکته دوم: جناب شیخ به خوبی ملتفت است که بارها و در پاسخ به تقسیم بندی های بی مبنای فلاسفه می‌فرمودند که ما ثبوتا دو مبنا بیشتر نداریم؛ یکی اینکه قائل به آفرینش و ایجاد لا من شیء شویم و بگوییم اشیاء حقایقی متجزی و قابل زیاده اند که به کنه وجودشان مسبوق به عدم اند و دلالت بر خالقی منزه از خود می‌کنند=[ نظریه عقل و برهان و دین] و دوم اینکه این خلق و آفرینش را نفی کنیم و خلقت را به تجلی و تطور خداوند به صور مختلفه بدانیم=[ وحدت وجود و الحاد و دهری گری]. حال جناب میلانی را ملزم به همین تقسیم بندی دقیق خود کرده و میگوییم: عبارت «خداوند علم و قدرت خود را با خلق اهل بیت نمایاند» طبق کدام مبنا صادر گشته است؟ • اگر طبق مبنای اول گفته شده است که پس معنای جمله مورد بحث این میشود: خداوند با خلق اهل بیت و کمالاتشان، عقل ما را رهنمون به وجود خود کرده است و این چنین خود را به ما نشان داده است. 🔍 در این صورت باید دانست مخلوق همواره با نقص ملازم است، زیرا مخلوق حقیقتی متجزی و قابل زیاده در نظر گرفته شده است که طبق مبنای خود شیخ دائما و الی الابد قابل زیاده است و به فرموده دقیق حضرت امام رضا علیه السلام:« مااحتمل الزیادة کان ناقصا و ما کان ناقصا لم یکن تاما؛ بحار؛ 194/3»، موجودی که قابل زیاده باشد همواره ناقص بوده و در نقصان محقق است. با این حال چگونه میتوان گفت :« وقتی می‌خواهد علم و قدرت خودش را بنمایاند ناقص خلق می‌کند؟» ؟؟! اصلا مگر میشود چیزی خلق شود و نسبت به کمالاتی که میشد بر آن افزوده شود و نشده ناقص نباشد؟ و مگر خلق مخلوقی که کامل تر از آن وجود نداشته باشد ممکن است؟ مضافاً بر اینکه اگر منظور از نشان دادن، تصدیق و دلالت عقلی باشد که به قول خود جناب میلانی دارای مراتب نیست( فراتر از عرفان؛ ص 197). در این صورت کشیدن پای خلق ناقص به میان چه وجهی دارد و مگر همان مخلوق ناقص هم به ملاک مخلوقیت دلالت بر وجود و علم و قدرت خدا نمیکند و موجب تصدیق خدا نمیشود؟ • و اگر جمله مورد بحث طبق مبنای دوم گفته شده است که معنای آن چنین می‌شود: خداوند چیزی خلق نکرده و خود به صورت اشیا تنزل و تجلی پیدا کرده است و حد اعلای ظهور خداوند و کمالاتش در اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بوده و ایشان از این جهت آئینه تمام نمای خداوند هستند! اگر مراد جناب میلانی این باشد- که ان شاء الله نیست- پس باید گفت علی الاسلام السلام که چنین افرادی اعلم المعاصرین معرفی شوند و گمان شود در حال دفاع از فضائل معصومین علیهم السلام هستند ! ... سخن بسیار است، لکن به همین مقدار بسنده می‌کنیم. @Aghlyavaran

  • 📌 ستیز جویان با عقلانیت! 🖌 غالی مسلک در پاسخ به پست فوق، عباراتی از مرحوم علامه مجلسی ارائه کرده و سپس فرموده: «اگر وارد بیانات علامه مجلسی در  ابواب مختلف علم امام شویم مسئله واضح است که ایشان علم غیب ذاتی را نفی نموده و علم غیب اعطایی و به تعلیم الهی را مسلم میدانند». به عقل ستیزان عرضه میداریم که خب؟ مگر کسی سخن از علم غیب* ذاتی و استقلالی گفت؟ مگر محل نزاع ما و شما در ذاتی بودن یا نبودن علم غیب است؟ و مگر ما چنین نسبتی به شما دادیم؟ بدیهی است بحث در همان علم اعطایی و مستفاد و به تعلیم غیر است که حضرات با تفوه به لاطائلات مقابل عموم علما و فقهای مذهب ایستاده اید. توضیح سخن اینکه عقل ستیزان خود در تقریر محل نزاع نوشته اند: «محل نزاع بصورت دقیق این است که ما معتقدیم اهل بیت علیهم‌السلام به جمیع مخلوقات علم دارند [به تعلیم الهی و نه ذاتی و غیرمستفاد]، و شما منکر آن هستید/ اینجا». لذا سخن در این است که آیا اهل بیت علیهم السلام، با این علم اعطایی و به تعلیم غیر، به تمام مراتب هستی و جمیع مخلوقات آگاهی دارند و یا اینکه این اطلاع بر غیب و آگاهی محدود است و شامل بعضی غیوب می‌شود؟ نظر شریف علامه مجلسی صریحا دومی است و ایشان در ذیل روایت –یا عجبا لأقوام يزعمون أنا نعلم الغيب ما يعلم الغيب إلا الله عز وجل– میفرمایند: ... «أي غضبا ربانيا لجماعة ... يزعمون أنه يعلم جميع الغيوب وفي جميع الأحوال/ مرآة العقول؛ ج3؛ ص112ـ113 و درباره آیه شریفه: «وَما كانَ اللهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ» می فرمایند: «فالآية الأولى تدل على أن الله تعالى يطلع من يجتبي من رسله على بعض الغيوب/ مرآة العقول؛ ج3؛ ص115 🔍 نتیجه سخن اینکه علامه مجلسی مخالف مدعای پوشالی عقل ستیزان در بحث علم غیب است و آن معنایی که معتقَد حضرات بوده[ مبنی بر علم و آگاهی امام به جمیع مخلوقات و غیوب] را نفی فرموده است[ و آنرا از مصادیق دروغ بستن بر اهل بیت دانسته، چرا که مسلما اهل بیت چنین چیزی را برای خود ادعا نکرده اند].  و ما هم چیزی بیش از این نگفتیم و لله الحمد. * تذکر: درباره صحت یا عدم صحت اطلاق لفظ علم الغیب بر ما سوی الله بحثی است که الان نمی‌خواهیم وارد آن شویم ولی اجمالا باید  گفت بسیاری علما بین دو لفظ علم غیب و اطلاع بر غیب تفاوت گذاشته و اولی را مختص شیئی میدانند که به ذات خود و بدون تعلیم غیر = (خداوند) به اشیا عالم است:[ علم الغيب شيء والاطلاع على الغيب شيء آخر وعلم الغيب خاص بالله تعالى ... فإخبار الأولياء بالغيب لم يكن علما بالغيب وإنما اطلاعا عليه بإذن الله .../ سید حسن شیرازی؛ كلمة الإمام المهدي؛ ص235ـ236]. جدای از بحث پیرامون صحت و سقم این مطلب که مجال دیگر می‌طلبد باید گفت چنین معنایی در کلمات خود مرحوم مجلسی هم دیده میشود و فی المثل ایشان می‌فرمایند: « ... مع انه يحتمل أن يكون الله تعالى أخفى عليه ذلك في تلك الحال لنوع من المصلحة، لا ينسب إلى علم الغيب أي ليس منه،لان الغيب ما اختص الله بعلمه أو ما حصل بغير استفادة .../ بحار؛ ج26؛ ص171 لذا باید گفت علامه مجلسی علاوه بر مخالفت با محتوای اعتقاد عقل ستیزان، با لفظ مورد ادعای ایشان هم مخالف بوده است! ملخص الکلام اینکه با توجه به شواهدی که از ایشان نقل کردیم، از نظر ایشان اهل بیت علیهم السلام به تعلیم الهی بر برخی امور غیبی اطلاع دارند. حال دقیق النظران قضاوت کنند کلّاش ماییم یا غالی مسلکانی که سعی دارند علمای امامیه را همسو با اعتقادات فاسد خود نشان دهند؟ @Aghlyavaran

  • 📌 دروغ بستن بر اهل بیت علیهم السلام 🖌 خوب بود غالی مسلکان تنها یک کلمه بعد از این فرمایش متین علامه مجلسی را هم نقل میکردند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! علامه می فرمایند: « والكذب عليهم يشمل ... ادعاء مرتبة لهم لم يدعوها كالربوبية وخلق العالم، و علم…

  • 📌 دروغ بستن بر اهل بیت علیهم السلام 🖌 خوب بود غالی مسلکان تنها یک کلمه بعد از این فرمایش متین علامه مجلسی را هم نقل میکردند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! علامه می فرمایند: « والكذب عليهم يشمل ... ادعاء مرتبة لهم لم يدعوها كالربوبية وخلق العالم، و علم الغيب، أو فضلهم على الرسول صلى الله عليه وآله وأمثال ذلك .../ بحار؛ ج69؛ ص 234». 🔍 لذا بنابر فرمایش علامه مجلسی، عقل ستیزان و اربابان شیخی مسلکشان - که علم غیب برای اهل بیت قائل اند- در زمره کذابینی قرار می‌گیرند که به اهل بیت دروغ می‌بندند. @Aghlyavaran

  • 📌غالیان مغز خر خورده که پای چپشان به راستشان دریبل میزند میگونید که استاد بزرگوار برای دیده شدن لایک خریده آخر جهال مگر همه مثل شما عقب مانده هستند که چنین کاری کنند پس از اضافه شدن افراد فیک به گروه تعداد گروه ناگهان از پنج هزار به یازده هزار رسید که احتمالا توسط خودتان یا شغال های اطرافتان انجام شد و در یک پیام خاص کمتر از چند دقیقه اینهمه ری اکشن گذاشته شد بدیهی است اگر جناب استاد شهوت دیده شدن داشتند برای تمام پیامهای کانال و گروه اینکار را میکردند و حداقل کاری میکردند که واقعی به نظر برسد نه اینقدر آبکی و ضایع مثل افعال شما ابلهان اما از آنجا که دین شما منشأش جز جهل و حماقت نیست این تهمت هارا میزنید تا از بحث علمی فرار کنید احتمالا شما اتباع معاویه خودتان اعضای فیک ربات مانند را به گروه اضافه کردید تا یک راه در رو در مباحث علمی با دست انداختن به این کارها داشته باشید غالی مسلکان فکر کردند همه مانند خودشان بی عقل هستند که اگر بخواهند ایموجی هم بخرند برای پیام تسلیت😁ایموجی خنده نخرند یعنی اینقدر نفهمیده که کار بدافزار است نه استاد ما با همچین ابلهانی شدیم ۹۰ میلیون چنین افرادی!دم از علم و دیانت میزنند

  • 📌همانطور که مشاهده می‌کنید غالی مسلکان مسکین مانند مقتدای خود عمر بن خطاب به بالای کوه های جهل فرار میکنند و به جای بحث علمی دست به اعمالی میزنند که جز ابراز حماقت و بیسوادیشان ثمر دیگری ندارد همین اعمال کودکانه برای رسوایی و روسیاهی شما و اربابان شیخی مسلکتان کافی است اگر سر از این مسائل در نمیاورید میتوانید مانند بچه خوب بیایید بپرسید دلیلش چیست نه اینکه کاری کنید که بیشتر از قبل اثبات کنید با انسان بودن کیلومترها فاصله دارید 📌اما توضیح در یک کانال صرفا میشود تعداد ۵۰ ادمین ربات عضو کرد و نه بیشتر یعنی غیر از اعضای حقیقی فقط و فقط ۵۰ ربات میتوانند در کانال موجود باشند این ربات ها رباتهای آنتی بوت هستند یعنی پر کننده فضای ربات برای جلوگیری از ربات های مضر این یک اقدام امنیتی است که اگر توی غالی مسلک هم شعور داشته باشی برای کانالت انجام میدهی چون باعث میشود جلوی اضافه شدن ربات مضر را بگیرد و کانال تخریب نشود تمامی کانالها جهت اقدام امنیتی اینکار انجام شده و هیچ ربطی به آنچیزی که به کله پوک رسیده ندارد اضافه شدن اعضای فیک به گروه هم یحتمل کار غلات معاویه صفت است بیشتر تحقیق کن تا رسوا نشوی غالی مسلک

  • 📌 نگاهی به دفاعیات مذبوحانه پس از ارائه نقدی بر سخن عجیب آقای حسن میلانی، دوستداران عقل ستیز علی رغم سر دادن نعره بحث و استدلال علمی، جرئت انتشار کامل مطلب ما را نداشته چه رسد به اینکه بدان پاسخی دهند، لکن جهت دلخوشی همان چند مرید باقی مانده، لاطائلاتی سر هم نموده اند که نگاه به آن خالی از لطف نیست. 🖌 غالی مسلکان عقل ستیز مدعی اند ما بین دو مقام فعل مخلوق و فعل خالق خلط کرده و بحث متجزی و قابلیت زیاده پذیری را بی جهت داخل در محل نزاع کرده ایم! ایشان مینویسند: « اینکه بگوییم خدا می‌توانست خبیث‌تر از اهل سقیفه خلق کند، این یعنی اشعری شدن. زیرا خدا خالق افعال ما نیست ... افعال اهل سقیفه مخلوقِ خدا نیست، مخلوق خود آنان است و جاری کردن قاعده‌ی امکان زیاده و نقصان در متجزی یعنی نفهمیدن اساسِ مطلب، و معتقد شدن به کلام اشاعره و فلاسفه.همین‌طور است ادعای اینکه خدا می‌توانست عبدی بالاتر از اهل بیت خلق کند!». و مینویسند: « این جماعت گمان کرده‌اند که چون هر متجزی قابل زیاده است پس یعنی مثلا عمر همه تلاش خود را برای دشمنی با اهل بیت انجام نداده است! و یا اهل بیت همه توان خود را در عبودیت خداوند به کار نبرده‌اند!! دقت شود که بحث در توان و ظرفیت مخلوقات است». شما را به خدا پاسخ متکلمین معاصر به اشکال را ببینید! بحث استفاده مخلوق از تمام توان خود دیگر چیست؟ جبر و اختیار چه ربطی به این مقام دارد؟ کشیدن پای اشعری گری به این بحث از کجا آمد؟ الله اعلم! ما برای ایضاح تصوری محل نزاع بار دیگر عین سخن میلانی را قرار میدهیم و سپس توضیحی پیرامون آن عرض میکنیم. ایشان فرمود: «أعلی منازل، از این مقرب‌تر نمی‌شده خدا خلق کند! أشرف محل المکرمین، از این باشرف‌تر خدا نمی‌توانسته خلق کند!» توضیح مختصر کلام اینکه کمالات مخلوقات بر دو قسم است: • یک: کمالاتی که خود با انجام افعال اختیاری و با استفاده از قدرت و اختیار خود بدان نائل میشوند، مثلا شخصی با انجام طاعات و ... به درجاتی از کمال می‌رسد. • دو: کمالاتی که خود خداوند آنها را به مخلوق اعطا کرده و آنان را در وجودشان خلق نموده است. پر واضح است بحث میلانی در مقام دوم است زیرا اولا خود گفت:« خداوند نمیتوانسته از این باشرف تر خلق کند» و این کمال و شرافت را به آفریدن خداوند نسبت داد و نه اکتساب آن توسط اهل بیت به وسیله افعال اختیاری! و ثانیا جناب شیخ در ادامه همان صوت محل بحث فرمود: «روح الهی!! تمام قدرت، تمام علم، تمام کمال و تمام عظمت و شرافت است که خداوند به اهل بیت داده است!/ اینجا، دقیقه 21:20». و این هم مهر تایید صریح دیگری بر اینکه بحث در کمالات اعطایی خداوند به عبد است و نه کمالات اکتسابی به جهت انجام افعال اختیاری توسط عبد! حال بزرگواران قضاوت فرمایند نقد و اشکال ما چه ربطی به افعال اختیاری دارد؟ چه ربطی به خلق افعال ما توسط خدا دارد؟ چه ربطی به اشعری گری دارد؟ اینکه اهل بیت از تمام توان خود در عبودیت استفاده کرده و عمر از تمام توان خود در ظلم ستم چه پاسخی به نقد ماست؟ باز هم الله اعلم و رسوله! 🔍 لذا مقام اول هیچ ربطی به سخن شیخ و نقد ما نداشته و بزرگواران بی جهت خواسته اند با تمسک بدان از مخمصه نقد و اشکال ما به در آیند! بدیهی است نه ما اعتقاد داریم خداوند خالق افعال مخلوقات است و نه چنین نسبتی به جناب شیخ دادیم، بحث ما در مقام دوم و به تناسب سخن شیخ بود که فرمود خداوند چنان اهل بیت را دارای کمال و شرافت خلق کرده [دقت کنید که خلق این کمال و شرافت به خدا نسبت داده شده و نه اکتساب آن توسط خود اهل بیت به وسیله انجام افعال اختیاری] که دیگر نمیشود با شرافت تر از آنها خلق کند و ما هم عرض کردیم که این سخن چرند است و در تناقض با مبانی خود شیخ است که توضیحش عرض شد. @Aghlyavaran

  • без подписи

  • 📌 لگدمال کردن مبانی! 🖌 استاد حسن میلانی در ادعایی عجیب و سخنی شگرف فرموده بودند: «موجودی شریف تر و مقرب تر از اهل بیت علیهم السلام نمیشده و خدا هم نمیتوانسته خلق کند!» که این سخن علاوه بر وا داشتن تعجب و تاسف مخاطبین ایشان، موجب انتقاد منتقدین و تذکر اینکه…

  • 📌 شیطنت غالی مسلکان شرور 🖌چند روز پیش جناب استاد سید محسن هندی ولادت با سعادت امام رضا علیه السلام را تبریک گفتند و طبق معمول غالی مسلکان علاف که کاری جز هرزگردی و طعنه زدن به دیگران ندارند واکنشی به پیام استاد هندی نشان دادند و گفتند «کدام امام؟! همانی که فرمودید بجای ایستادن رو به ضریحش رو به قبله بایستید و بجای طلب حاجت از ایشان، از خود خداوند بخواهید؟!» 🖌گوییم: آیا شما فکر کردید مردم مانند خودتان بویی از عقل و انصاف نبردند که با چنین حرفهای مستهجن و مزخرفی فریب بخورند؟! جناب استاد با استناد به چند روایت نحوه صحیح توسل و آداب زیارت را که در معتبرترین روایات آمده تذکر دادند حالا شما چرا با احادیث مشکل دارید و دشمن معصوم و کلمات نورانی ایشان هستید؟ آیا به شما زور آمده حجت خدا طوری آداب زیارت را تعلیم داده که در قاموس غالیانه شما نمیگنجد؟ چرا  تلاش میکنید تا احادیث اهل بیت را محو کنید و بجایش عادات اجداد بت پرستتان را احیا کنید؟ واقعا عجیب است کلام معصوم را زیر پایتان لگدمال میکنید تا به خیال خام خودتان از دین پوشالی پر از خرافاتتان دفاع کنید؟ دقیقا به متن حدیث اشکال کردید و معصوم را مورد نقد قرار دادید اما به جهت عوام فریبی قضیه را به جناب استاد هندی نسبت دادید 1⃣إِذَا دَخَلْتَ الْمَدِينَةَ فَاغْتَسِلْ قَبْلَ أَنْ تَدْخُلَهَا أَوْ حِينَ تَدْخُلُهَا ثُمَّ تَأْتِي قَبْرَ النَّبِيِّ ص ثُمَّ تَقُومُ فَتُسَلِّمُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ تَقُومُ عِنْدَ الْأُسْطُوَانَةِ الْمُقَدَّمَةِ مِنْ جَانِبِ الْقَبْرِ الْأَيْمَنِ عِنْدَ رَأْسِ الْقَبْرِ عِنْدَ زَاوِيَةِ الْقَبْرِ وَ ((أَنْتَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةِ اللَّهُمَّ أَعْطِهِ الدَّرَجَةَ وَ الْوَسِيلَةَ مِنَ الْجَنَّةِ وَ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ...وَ إِنِّي أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِي وَ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ‌ رَبِّي وَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي وَ إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَاجْعَلْ قَبْرَ النَّبِيِّ ص خَلْفَ كَتِفَيْكَ‌ وَ اسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ ارْفَعْ يَدَيْكَ وَ اسْأَلْ حَاجَتَكَ فَإِنَّكَ أَحْرَى أَنْ تُقْضَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ)) 2⃣كَانَ أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَقِفُ عَلَى قَبْرِ النَّبِيِّ ص فَيُسَلِّمُ عَلَيْهِ وَ يَشْهَدُ لَهُ بِالْبَلَاغِ وَ يَدْعُو بِمَا حَضَرَهُ ثُمَّ يُسْنِدُ ظَهْرَهُ إِلَى الْمَرْوَةِ الْخَضْرَاءِ الدَّقِيقَةِ الْعَرْضِ‌ مِمَّا يَلِي الْقَبْرَ وَ يَلْتَزِقُ بِالْقَبْرِ وَ ((يُسْنِدُ ظَهْرَهُ إِلَى الْقَبْرِ وَ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ فَيَقُولُ- اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَلْجَأْتُ ظَهْرِي‌ وَ إِلَى قَبْرِ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ أَسْنَدْتُ ظَهْرِي وَ الْقِبْلَةَ الَّتِي رَضِيتَ- لِمُحَمَّدٍ ص‌ اسْتَقْبَلْتُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي خَيْرَ مَا أَرْجُو وَ لَا أَدْفَعُ عَنْهَا شَرَّ مَا أَحْذَرُ عَلَيْهَا وَ أَصْبَحَتِ الْأُمُورُ بِيَدِكَ فَلَا فَقِيرَ أَفْقَرُ مِنِّي‌ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ اللَّهُمَّ ارْدُدْنِي مِنْكَ بِخَيْرٍ فَإِنَّهُ لَا رَادَّ لِفَضْلِكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُبَدِّلَ اسْمِي أَوْ تُغَيِّرَ جِسْمِي أَوْ تُزِيلَ نِعْمَتَكَ عَنِّي اللَّهُمَّ كَرِّمْنِي بِالتَّقْوَى وَ جَمِّلْنِي بِالنِّعَمِ وَ اغْمُرْنِي بِالْعَافِيَةِ وَ ارْزُقْنِي شُكْرَ الْعَافِيَةِ)) کافی ۴/ ۵۵۲ـ۵۵۱

  • без подписи