مؤسسةُ الهُدیٰ
Статистика«مُؤسسةُ الهُدیٰ» پایگاهی برای تبیین عقیده و اندیشه، تاریخ و اخلاق اسلامی؛ دعوتی به بیداری و عزت امت. پرسشها با دقت علمی و مشورت با اهلعلم پاسخ میشود؛ تا راه حقیقت روشن بماند و شکوه اسلام یادآور گردد.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 54
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 109
- 1/48двое суток
- 124
- 1/72трое суток
- 134
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
«شیوخ سپاه در سرزمین ما برایمان نقل میکردند و میگفتند: ▪️روزی میان مسلمانان و کافران جنگی درگرفت، سپس دو سپاه از یکدیگر جدا شدند. بعد از پایان نبرد، قطعهای از کلاهخود آهنین را در میدان جنگ یافتند که همراه با بخشی از سرِ صاحبش بریده شده بود؛ اندازهٔ آن قطعه تقریباً به اندازهٔ یکسوم کلاهخود بود. ▪️گفته میشد که تا آن زمان هرگز ضربهای نیرومندتر از آن دیده نشده بود. ▪️اما آن ضربهای که پیشتر از آن سخن گفتیم ــ همان ضربهای که بیش از یکسوم کلاهخود را، همراه با بخشی از سر، شکافته و بریده بود ــ چنان ضربهای بود که نه در دوران جاهلیت و نه در دوران اسلام، نمونهای همانند آن شنیده نشده بود. ▪️رومیان آن قطعه را با خود بردند و آن را در یکی از کلیساهایشان آویختند. هرگاه به سبب شکستشان سرزنش میشدند، میگفتند: «ما با مردمی روبهرو شدیم که چنین ضربههایی میزنند!» ▪️و قهرمانان و جنگاوران نامدار روم از سرزمینهای مختلف به راه میافتادند تا آن را از نزدیک ببینند.» ▪️ سراج الملوک
▪️وقتی هِرَقْل از شام، هراسان، شکستخورده و مغلوب بیرون رفت و پس از آنکه سپاه اسلام شکست سختی بر او و نیروهایش وارد کرده بود، به انطاکیه رسید، بقایای سپاهش نیز در حالی که درهمشکسته و خوار شده بودند، نزد او آمدند. ▪️هِرَقْل دستور داد شورای عالی جنگ تشکیل شود. سپس خطاب به فرماندهان ارشد خود فریاد زد: ▪️وای بر شما! به من بگویید: آیا این مردمی که با شما میجنگند، انسانهایی مانند شما نیستند؟! گفتند: ـ چرا، انسانهایی مانند ما هستند. پرسید: ـ آیا تعداد شما بیشتر است یا آنها؟ گفتند: ـ ما؛ و در هر جبهه و میدان، چندین برابر آنان نیرو داریم. هِرَقْل با تعجب پرسید: ـ پس چرا شکست میخورید؟! همه سکوت کردند. هِرَقْل فریاد زد: ـ حرف بزنید! ▪️یکی از فرماندهان ارشد پاسخ داد: ادامه در كامنت.... 📚 منبع: کتاب «هل الإسلام هو الحل؟ لماذا وكيف»، محمد عماره #تاریخ_اسلامی
باید به دینت، نامت، هویتت، پوشش اسلامیات و تاریخ پرافتخار اسلامیات افتخار کنی؛ زیرا کافری که انسانها را میپرستد و حتی از ادرار خود پرهیز نمیکند، از نجاستش پاک نمیشود و از حیض، نفاس و حدث خود را تطهیر نمیکند، به تاریخ پلید، پوشش ناپاک و بوی بد و نفرتانگیز خود افتخار میکند.
📖 حکم ساحر نزد مسلمانان دیدگاه دانشمندان اسلامی درباره مجازات ساحر حکم و مجازات ساحر از جمله مسائل مهمی است که فقهای مسلمان درباره آن بحث کردهاند. هر یک از ائمه مذاهب اسلامی با استناد به قرآن، سنت و آثار صحابه، دیدگاه خود را در این زمینه بیان کردهاند.…
امام ابن کثیر رحمهالله در توصیف سرزمین فارس در زمان خود میگوید: «سرزمین آنان از استوارترین و امنترین سرزمینها و همچنین از پاکیزهترین و آبادترین سرزمینهاست و دسترسی و غلبه بر آن دشوار است. آنان اهل سنتاند و بیشترشان حنبلی هستند، و هیچ بدعتگذاری نمیتواند در میان آنان زندگی کند.» 📖 منبع: کتاب «البدایة و النهایة»، جلد ۱۴، صفحه ۵۰ اما چرخ تاریخ به گردش درآمد و اوضاع دگرگون شد... با روی کار آمدن دولت صفوی در قرن شانزدهم میلادی، چهره این سرزمین بهطور عمیقی تغییر کرد؛ زیرا تشیع دوازدهامامی با زور و اجبار بر مردم تحمیل شد. بدین ترتیب، سرزمینی که ــ بنا بر توصیف ابن کثیر ــ در آن زمان بیشتر سنی و حنبلی بود، به واقعیتی کاملاً متفاوت از وضعیت قرون پیشین تبدیل شد. سبحانالله، دگرگونکننده احوال! صفحات تاریخ چه درسهای عمیق و عبرتآموزی برای کسانی دارد که با دقت در آن میاندیشند. #تاریخ_اسلامی
ابن تیمیه رحمهالله میگوید: مردم چهار دستهاند: • گروهی هستند که هم برای حق خود و هم برای حق پروردگارشان از خود دفاع میکنند؛ اینان کسانیاند که دینداری و غیرت و خشم در راه خدا در وجودشان است. • گروهی نه برای حق خود دفاع میکنند و نه برای حق پروردگارشان؛ اینان دچار ترس، ناتوانی و ضعف در دین هستند. • گروهی تنها برای حق خود انتقام میگیرند، نه برای حق پروردگارشان؛ اینان بدترینِ این چهار گروه هستند. • اما انسان کامل کسی است که برای دفاع از حق خدا به پا میخیزد، ولی هنگامی که توانایی انتقام دارد، از حق شخصی خود میگذرد و عفو میکند. و هرکس در زندگی شیخالاسلام ابن تیمیه رحمهالله تأمل کند، درمییابد که او حتی اندکی از این حالت چهارم خارج نشد. رحمه الله رحمة واسعة.
مسلمانان از بهترین تیراندازان و کمانداران جهان بودند و در استفاده از کمان، تیر و نشانهگیری مهارت فراوانی داشتند. در نبرد انبار، خالد بن ولید به سربازانش دستور داد تمرکز خود را بر تیراندازی به چشمان دشمن بگذارند. در نتیجه، گفته شده است که حدود هزار چشم از سپاهیان فارس آسیب دید؛ به همین دلیل، این نبرد را «ذاتالعیون» (نبرد صاحبان چشمها) نامیدند. در مصر، سرباز مملوکی آموزشهای سختی در تیراندازی میدید و تا زمانی که نمیتوانست در فاصله ۲۰۰ متری، سه بار پیاپی هدف را بزند، از مدرسه تیراندازی فارغالتحصیل نمیشد؛ آن هم در زمانی کمتر از مدت ادای یک کلمه! سرباز عثمانی نیز هر روز تمرین میکرد و حدود ۳۰۰ بار کمان را میکشید تا قدرت و مهارتش افزایش یابد. همچنین، پادشاه مجارستان زرهی ضخیم و ساختهشده از پوست حیوانی را به سلطان سلیمان قانونی هدیه داد. سلیمان دستور داد آن را برپا کنند و سپس به سوی آن تیراندازی کرد؛ تیر او از شدت قدرت، زره را شکافت. از برجستهترین تیراندازان در میان صحابه نیز سعد بن ابیوقاص بود که در تیراندازی مهارتی بسیار داشت، و همچنین ابوطلحه انصاری رضیاللهعنهما از تیراندازان ماهر و نامدار صحابه به شمار میرفتند.
در «موطأ» آمده است که رسول الله ﷺ به یاران خود فرمودند: «نمیدانم پس از من چه پیش خواهد آمد و شما چه خواهید کرد.» ابوبکر رضیاللهعنه گریست، سپس دوباره گریست و گفت: «آیا ما پس از تو زنده خواهیم ماند؟» و در «مجمع الأحباب» آمده است که سبب وفات ابوبکر رضیاللهعنه، وفات رسول الله ﷺ بود؛ زیرا پس از رحلت ایشان، اندوه و غمِ فراق آن حضرت همواره در دل ابوبکر رضیاللهعنه باقی ماند تا سرانجام از شدت این غم و اندوه از دنیا رفت. اللهم صل وسلم وبارك على سيدنا مُحَمَّد.
без подписи
без подписи
دولت عثمانی در دوران سلطنت سلطان سلیمان قانونی به اوج گستردگی خود رسید: 📍 سلطان سلیمان پس از پدرش، سلطان سلیم اول، زمام حکومت را به دست گرفت؛ در آن زمان وسعت قلمرو دولت عثمانی حدود ۶٫۵ میلیون کیلومتر مربع بود. 📍 در طول دوران فرمانروایی او که سرشار از فتوحات و اصلاحات اداری و قانونی بود، وسعت این دولت به حدود ۱۵ میلیون کیلومتر مربع افزایش یافت. بدین ترتیب، سلطان سلیمان تقریباً مساحت امپراتوری عثمانی را دو برابر کرد و آن را به یکی از بزرگترین و قدرتمندترین امپراتوریهای تاریخ تبدیل ساخت.
این تصویری است که گفته میشود از صلاحالدین ایوبی به جا مانده و توسط مسیحیان در یکی از صومعهها کشیده شده است. گفته میشود مسیحیان آن زمان، به سبب رفتار عادلانه و حقوقی که او برای آنان قائل بود، احترام فراوانی برایش قائل بودند و این تصویر را از او ترسیم کردند. در تصویر سمت چپ، همان نقاشی منسوب به او دیده میشود و در سمت راست، بازسازی سهبعدی آن با استفاده از هوش مصنوعی انجام شده است. این چهره، به گفته برخی، شباهت زیادی به سیمای کردها دارد؛ کسانی که آنان را از نزدیک دیده و در میانشان زندگی کردهاند، این شباهت را بهتر درک میکنند. الله تعالى صلاح الدین و الدنيا را رحمت کند و پاداش فراوان به او عطا فرماید.
فرماندهان ایران و روم از پیروزیهای شگفتانگیز مسلمانان در عصر صحابه سخت در شگفت ماندند. ازاینرو تصمیم گرفتند علت این موفقیتها را بررسی کرده و راز آن را کشف کنند. برای همین، فرستادگان و جاسوسانی را به میان مسلمانان فرستادند تا در صفوف آنان نفوذ کنند؛ شاید بتوانند راز پنهانی را که پشت آن پیروزیهای بزرگ بود، بیابند. شگفت آنکه همه آن فرستادگان و جاسوسان، با وجود تفاوت مأموریتها و مشاهداتشان، در یک توصیف اتفاقنظر داشتند: آن مردم رابطهای متفاوت با خدا داشتند؛ اخلاقشان با اخلاق مردم آن روزگار تفاوت داشت و عبادت و رفتارشان بسیار برتر از همعصرانشان بود. یکی از آن جاسوسان در توصیف آنان گفت: «شبها عابدان و زاهدانند و روزها جنگاورانی دلیر. اگر حتی پسر پادشاهشان دزدی کند، دستش را قطع میکنند و اگر زنا کند، او را سنگسار میکنند؛ زیرا در اجرای عدالت و برپایی حق، میان هیچکس تفاوتی نمیگذارند.» ادامه در کامنت إن شاء الله.....
امام مالک دختری به نام فاطمه داشت که احادیث کتاب موطأ را از حفظ بود. هرگاه امام مالک مشغول شنیدن قرائت شاگردانش میشد، فاطمه پشت در مینشست. اگر شاگردی در خواندن حدیث اشتباه میکرد، او با ضربهای آرام به در، پدرش را آگاه میساخت و امام مالک متوجه خطای شاگرد میشد. امام مالک پسری نیز به نام محمد داشت که دلبستهٔ نگهداری کبوتر بود. امام هرچه کوشید او را به علم علاقهمند کند، موفق نشد. روزی دید که پسرش در حالی که کبوتری در دست دارد، به دنبال آن میدود. آنگاه با اشاره به دخترش گفت: «ادب، عطای خداوند است؛ این پسر من است و آن دخترم.» فاطمه، دختر امام مالک، زمانی که پدرش دچار تنگدستی شده بود، در بازار به او در فروش سبزی کمک میکرد. در آن روزگار، گاهی سبزی را با نان معامله میکردند. روزی مردی به او گفت: «سبزی را به من بده، فردا که نان به دستم رسید، آن را بهعنوان بهایش برایت میآورم.» فاطمه پاسخ داد: «این معامله جایز نیست.» مرد پرسید: «چرا؟» گفت: «چون این معامله، مبادلهٔ خوراکی با خوراکی است و باید دستبهدست و نقد انجام شود.» مرد پرسید: «تو دختر چه کسی هستی؟» گفتند: «او دختر امام مالک است.» گاه انسانهای صالح در خانوادهٔ خود نیز گرفتار آزمون میشوند و در این زمینه، پیامبران بهترین الگو هستند. همسر حضرت لوط علیهالسلام کافر بود، همسر حضرت نوح علیهالسلام نیز کافر بود آزر، پدر حضرت ابراهیم علیهالسلام، کافر بود و دربارهٔ عموی پیامبر ﷺ، ابولهب، آیاتی در نکوهش او نازل شد. انسان وظیفه دارد با تمام توان، فرزندانش را به نیکی تربیت کند. اصل بر این است که تربیت صحیح، ثمر میدهد؛ اما همیشه استثناهایی نیز وجود دارد. محال است حضرت نوح علیهالسلام در تربیت و دعوت فرزندش کوتاهی کرده باشد؛ اما هدایت تنها به دست خداست. با این حال، آن فرزند نافرمان ترجیح داد به کوه پناه ببرد تا از سیل نجات یابد، به جای آنکه سوار کشتی شود؛ با اینکه پدر دلسوزش با مهربانی فریاد میزد: «ای پسرم! با ما سوار شو.» ما در برابر تلاش مسئولیم، نه نتیجه. خداوند از ما خواهد پرسید که چگونه فرزندانمان را تربیت کردیم، نه اینکه آیا این تربیت حتماً به نتیجه رسید یا نه. در زندگی صالحان، برای دلهای خسته، آرامش و تسلی است: اگر همسرت تو را میآزارد، به یاد همسران نوح و لوط علیهماالسلام باش. اگر پدرت آنگونه که میخواهی صالح نیست، بدان که از آزر، پدر ابراهیم علیهالسلام، بهتر است؛ زیرا هیچ گناهی بزرگتر از کفر نیست. و اگر از فرزندت رنج میبری، به یاد بیاور که رنج تو هرگز به اندازهٔ رنج حضرت نوح علیهالسلام نبود که غرق شدن فرزند کافرش را با چشمان خود دید. •ادهم شرقاوی @fanus9 | فانوس
▪️هرگاه نهایت ناتوانی و بیچارگی با کمال توکل بر الله تعالی در کنار هم قرار گیرد، یاری الهی فرا میرسد و دعا به اجابت میرسد. شیخ عبدالعزیز الطریفی
без подписи
без подписи