tgindex
الفبای مؤنث

الفبای مؤنث

Статистика
@Alefba4персидский

#آرزو_رنجبر Passion4fly

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
246
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
67
26 постов
Вовлечённость
27,2%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
31
1/48двое суток
35
1/72трое суток
38

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • «تجربه‌ی عشقی که از دست می‌رود، آن‌چنان عمیق و فلسفی‌‌ست که از یک آرایشگر رقیبی برای سقراط می‌سازد.» •امیل سیوران، قیاس‌های منطقیِ تلخکامی ۱۹۵۲

  • از سری طعنه‌های هنری

  • видео или голосовое, без подписи

  • 8 авг.632из Alefba4

    آه ما تا وقتی عاشقیم وفادار می‌مانیم ولی شما مردها توقع دارید زن بدون عشق وفادار و بدون لذت بخشنده باشد. حالا چه کسی بی‌رحم است، زن یا مرد؟ -لئوپولد فن زاخر مازُخ| زهره اکسیری

  • видео или голосовое, без подписи

  • 8 авг.581из http2em

    بلند کردن ات انگار وزن زمین را سبک‌تر می‌کند. سم که می‌کوبی با بخار گرم پیشانی تا آمیزش لحظه فرا رسد شرح عاشقانه ی دیدار بازگشتن به حالت‌های تدریجی منظم کشف ناگهانی درد کشف نشانه‌های حباب شده بر پوست لمس تنت روی اسکله حالا خواب نفت بان را هم آشفته می‌کند روی دور راه روی شیوع رنگی نقاشی‌های متحرک ترجیحاً از مکتب هلندی‌ها! کسی گفت: دو خون بر گردن توست و دیگری گفت: خون دوم منم و تو بودی ابتدا تو بودی تو گفتی لب‌ها تو ادامه ساز ابرهای سربریده روی میدان اسبی.... تا به امروز نگفته ام و حالا بشنو زنی که حامله ی کلماتم بود دختری زایید از برف و سایه روی گودال تنگ اطلسی‌ها روی دکل‌هایی در مه.. به سمت ما خم شو به سمت روشن ما... وقتی که باز می‌گردی وقتی که جان می‌گیری و باز می‌دهی. مکثی کن و در هوای تب‌زده در وسعت نجیب کرانه ات روی جنوب غربی تن ات و از پیراهنت که هوای گرمی را حمل می‌کند دکمه‌ای بالای چانه‌اش بگذار یحتمل می‌خواهد صدایتان بزند... #آبسالان #شعر-معاصر #آروژ https://t.me/http2em

  • видео или голосовое, без подписи

  • • یتیم چشم‌های توام که افق را در سراشیبی پرهیز از تنِ خیسِ جهان در می‌آوری تا در توافقق معکوس لب‌ها بکاری. با مکث زمان روی شانه‌‌ی هوا دست‌هایت در سینه‌ام، نفس‌دار می‌شوند نبضم را در گودی استخوانت می‌کاری تا زمین رنگ ببازد از نامم. زخم، زنی‌ست درونت راه می‌رود، شبیه من، سرایتِ کامل خوابی که بیداری‌ را از پژمردگی‌های دیروزت می‌بلعد. با هر لرزش، جهان عقب می‌رود اما زمین، هنوز هم بدنم را بلد است، بالا بیا از روزنه‌های عدم نور را زیر زبانِ فاصله دفن کن که سایه‌ها باردارند. ای بازیگر شب، مالک ریتم‌های مردانه، چطور راضی‌ات کنم؟ وقتی نقش از نرمیِ گوش من آغاز می‌شود؟! اکنون که نور، روی پوست به تماشا مانده بگو که انگشت‌هایت باقیِ شب را بلدند!؟ حالا بگو کدام بذر را به زمین می‌سپاری؟ بگو بر آتشِ درونت آب می‌ریزی یا من با دهانِ شعله صدایت کنم؟ • #آرزو_رنجبر از مجموعه "برزخ خصوصی" https://t.me/Alefba4

  • видео или голосовое, без подписи

  • گاهی زن بودن یعنی هر صبح از نو، خودت را از آوارِ دیروز جمع کنی. •مارگریت دوراس

  • گاهی زن بودن یعنی هر صبح از نو، خودت را از آوارِ دیروز جمع کنی. •مارگریت دوراس

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • احساس کسی را دارم که وقت بازی شطرنج، رقیب به او می‌گوید که آن مهره را نمی‌شود حرکت داد. •سورن کیرکگور | یا این یا آن

  • خوب نیستم، با تلاشی که می‌کنم تا به زندگی بچسبم، می‌توانستم اهرامِ مصر را برپا سازم. •فرانتس کافکا، نامه به فلیسه ۱۹۱۳

  • از لبانم استخاره گرفتی بد آمد که به اخم بستی قرآن تنم را بیا برهنه سفر کنیم حج نزدیک است #وارتان_وحدتی_هبلیس

  • видео или голосовое, без подписи

الفبای مؤنث — tgindex