علی سلیمانی / دکترین زندگی
Статистикаاندیشهپژوهم و ورقپارههای دکتری رو در رشتهی تصوف معاصر دیدم. یه سری اطلاعات و دیتا، در خصوص راهبرد زندگی اسلامی دارم که باهاتون به اشتراک میگذارم. پیج توییترم: https://x.com/Alisoleymani313 راه ارتباطم: @th_askari
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 544
- 1/48двое суток
- 623
- 1/72трое суток
- 672
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹اراجیف ممنوع! 🔹 در بحبوحهی جنگ و درگیری نظام اسلامی با کفر و مدرنیته، عدهای به جهت اغراض مختلف در بسترگاه خبری خود، در کانالها، پیجها و گروهها #اراجیف میگویند! این پدیدهی شوم، ریشه در همان سنت دیرینهی ارجاف دارد که از صدر اسلام تاکنون، همواره بهعنوان سلاحی نرم در اختیار جبههی باطل بوده است. امروزه با گسترش بیسابقهی فضای مجازی و ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی، ارجاف از شکل سنتی خود خارج شده و به ابزاری پیچیده، چندلایه و بسیار مؤثر در جنگ شناختی تبدیل گشته است. در لسان قرآن این افراد #مرجفون خوانده میشوند؛ واژهای که بار معنایی عمیقی دارد و صرفاً به دروغگویی محدود نمیشود، بلکه شامل هرگونه ایجاد اضطراب، ترس، ناامنی روانی و تزلزل در ارادهی عمومی جامعه نیز میگردد. مرجف کسی است که با کلام و قلم خود، زمینلرزهای مصنوعی در ذهن مخاطب ایجاد میکند تا شیرازهی اجتماعی و سیاسی جامعه از هم بگسلد. 🔹 حضرت الله، مرجفین را در کنار منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است قرار داده و هشدار جدی به آنان داده است: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا/ ۶۰ احزاب. این آیهی شریفه نشان میدهد که ارجاف، نه یک خطای کوچک فردی، بلکه تهدیدی همسنگ نفاق و مرض قلبی شمرده میشود و خداوند، آنان را به اقدام قاطع پیامبر اکرم(ص) تهدید نموده است. نکتهی حائز اهمیت آن است که مرجفون در کنار دو طیف دیگر ذکر شدهاند؛ یعنی گاه مرجف، خود منافقی است که با چهرهای موجه در درون جامعه حضور دارد و گاه فردی است که بیماری شک و تردید و سوءنیت در قلبش ریشه دوانده و بدون آنکه خود را دشمن بداند، در مسیر دشمن گام برمیدارد. این همنشینی قرآنی، طیف گستردهای از عوامل ارجاف را در بر میگیرد؛ از عامل آگاه و مزدور گرفته تا غافل و فریبخورده. 🔹 این عده با اخبار دروغ و کذب، یا خبری که سند آن مشخص نیست، خواسته یا ناخواسته به دشمن کمک میکنند. در زمانی که دشمن شکستخورده در صحنهی نظامی، چشم به ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور دوخته و امید دارد تا از این رخنه ورود کند، وجود مرجفین در بستر شبکههای اجتماعی و پیامرسانها بسیار خطرناک است. واقعیت آن است که وقتی دشمن در میدان نبرد سخت و رویارویی نظامی به بنبست رسیده و توان پیشروی فیزیکی را از دست داده، استراتژی خود را به جنگ روایتها و نبرد ادراکی تغییر میدهد. در این مرحله، مرجفین خواهناخواه بهمثابهی پیادهنظام رسانهای دشمن عمل میکنند؛ هر بازنشر یک خبر جعلی، هر شایعهی بیاساس و هر بزرگنمایی از یک رویداد جزئی، آجری بر دیوار محاصرهی روانی جامعه میگذارد. دشمن میداند که اگر نتواند مرزهای جغرافیایی را بشکند، باید مرزهای اعتماد عمومی، انسجام ملی و امید مردم را فرو بریزد و این کار جز از مجرای ارجاف سازمانیافته ممکن نیست. 🔹 ساز و کار مقابله با مرجفین مجازی، اجرای قاعدهی نبأ در برخورد با خبر واحد است. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ/ ۶ حجرات. این آیهی کریمه، منشور جاودانهی سواد رسانهای در اسلام است و قاعدهی «تبیین» را بهعنوان فیلتر اصلی در مواجهه با هر خبری مطرح میسازد. خداوند خطاب به مؤمنان میفرماید که صرف آمدن یک خبر، مجوز پذیرش و انتشار آن نیست؛ بلکه باید پیش از هر واکنش، تحقیق و راستیآزمایی صورت گیرد. در دوران معاصر، این قاعده بهمعنای آن است که هیچ کاربری در فضای مجازی حق ندارد بدون اطمینان از صحت خبر، آن را بازنشر کند، زیرا هر بازنشر شتابزده، مصداق «اصابت به قوم به جهالت» است و میتواند خسارات جبرانناپذیر اجتماعی، امنیتی و روانی به بار آورد که در پایان، جز پشیمانی و ندامت حاصلی نخواهد داشت. 🔹 لازم است تا هر خبر تأیید نشده توسط منابع رسمی حکومت در فضای مجازی را بررسی و صحتسنجی کرد و سپس به قبول یا نشر آن اقدام نمود. این مسئولیت، صرفاً وظیفهی نهادی حاکمیتی نیست، بلکه تکلیفی شرعی و اجتماعی بر دوش تکتک شهروندان و بهویژه فعالان فضای مجازی است. در شرایط جنگ ترکیبی که دشمن از تمام ظرفیتهای فناوری برای جعل، تحریف و مهندسی افکار عمومی بهره میبرد، هر فرد باید خود را یک «راستیآزما»ی مسئول بداند و پیش از فشردن دکمهی ارسال یا اشتراکگذاری، از خود بپرسد: منبع این خبر کجاست؟ آیا مرجع رسمی آن را تأیید کرده است؟ آیا انتشار آن در این لحظه، به نفع جامعه است یا به نفع دشمن؟ با نهادینهسازی فرهنگ تبیین و صبر رسانهای، میتوان فضای مجازی را از میدان تاختوتاز مرجفین به عرصهی آگاهیبخشی و بصیرتافزایی تبدیل کرد و توطئهی جنگ شناختی دشمن را در نطفه خنثی ساخت. #سواد_رسانه 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
دفع حداکثری و جذب حداقلی در نظام دوقطبی با تاکید بر قاعده قرآنی «تمییز» #علوم_انسانی_اسلامی 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
وقتی حوزهی علمیه سازوکار ابتلا و فتنه رو در روند اصطناعت و ساختهشدنِ انسان تبیین نکرد و دانشگاه رواج علومِ ذاتاً مسموم رو در مسیر غوایت رقم زد، نتیجه این میشه که مردم در تقابل با ابرقدرت مادی دنیا حس و حال شرایط جنگ نداشته باشن و بدتر اینکه طلبکار هم باشن #جنگ #اصطناعت 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
без подписи
🔹 سالها طول کشید تا سرانجام مسئولان این کشور، سخن رهبرشان را بفقهند و بپذیرند که آنچه به نام علوم انسانی از غرب به اینجا آوردهاند، نه دانش است و نه راهگشا؛ بلکه زهریست کشنده که در رگهای اندیشهی این سرزمین جاری شده است. البته به بهای گرانی این درک حاصل شد! به بهای شهادت امام جامعه ... 🔹امروز، فردی که بر کرسی ریاست جمهوری نشسته، بیپرده فریاد میزند که این همه واژهی آراسته و فریبنده چون حقوق بشر، حقوق بینالملل، روابط بینالملل و امثال آن جز تدلیس و فریب نیست. این نامها ستونهای دانشی را بنا کردهاند که ذاتاً مسموم است و بنیادی جز پوچی ندارد. 🔹 این علوم، ریشه در خاک بیگانه دارد و میوهاش برای فرزندان این آب و خاک، نه رشد است و نه بالندگی. هر که جوانِ خود را به این وادی بفرستد، گویی پارهی تن خویش را به دست آتش سپرده است. 🔹ای پدران و ای مادران، عزیزانِ خود را در این رشتههای آلوده به دانشگاه نفرستید. مگذارید که بهجای پرورشِ جان، اندیشهشان را به زهر بیالایند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔴عاملی که به انسان شرافت و غیرت میبخشد، دین است. خارج از این پارادایم، انسان برای پیشبرد اهداف خود از هر ابزاری استفاده میکند، حتی اگر آن ابزار خلاف فطرت و شرافت انسانی باشد. 🔴ارتش تروریستی شیطان بزرگ، چون از دین بیبهره است و دنیای خود را منقطع از عالم غیب میداند، برای تشویق سربازانش به حضور در صحنه نبرد، از مسائل غیراخلاقی استمداد میگیرد. 🔴بر روی بازوی یکی از ملوانان تروریست آمریکایی، یک نشان غیررسمی (Morale Patch) دیده میشود که تصویر زنانی از ونزوئلا بر آن نقش بسته و روی آن نوشته شده است: «به نیروی دریایی آمریکا بپیوندید؛ زنان ونزوئلایی خوشهیکلِ باسنگنده را نجات دهید!» 🔴در اثنای جنگ تحمیلی سوم و با کمک بهائیان، تصاویر و ویدئوهای بسیار زیادی از دختران و زنان ایرانی، مانند آنچه در این کلیپ مشاهده میشود، ضبط و منتشر شده است. با توجه به سابقه ارتش تروریستی آمریکا و همچنین احتمال وقوع جنگ زمینی، کارکرد و مصرف اینگونه کلیپها به نفع دشمن روشن است. ❌از این جهت، هر زن یا دختر ایرانی که پوشش خود را بر مبنای دین تعریف نکند و با چنین پوششی در اجتماع حاضر شود، افزون بر آنکه جامعه را به فساد و تباهی میکشاند، دانسته یا ندانسته به ابزاری در خدمت دشمن تبدیل شده و نقش مشوق را برای حمله به میهن ایفا میکند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
خلاصهی فشردهی مباحث هستهی اصلی: معادباوری ریشهی اصلی بعثت مردم مفهوم دقیق «بَعث»: فراتر از زنده شدن فیزیکی به معنای بیداری از غفلت حرکت ارادی به سوی هدف الهی و برانگیخته شدن توسط خداوند است (برخلاف «حشر» که بر جمع شدن، یا «خروج» که بر آمدن از خاک تأکید دارد) - تغییر پارادایم نسبت به اثبات معاد! سه راه اثبات عقلی معاد: ۱. خودشناسی: استعدادهای نامحدود انسان (طلب کمال و عدالت مطلق) نیازمند جهانی نامحدود برای شکوفایی است. ۲. جهانشناسی: حرکت منظم و هدفمند کل هستی، نیازمند مقصدی نهایی است و عبث نیست. ۳. الله شناسی: حکمت و عدالت خداوند، ضامن اجرای کامل عدالت و پاداش/کیفر در جهانی دیگر است. - رستاخیز درونی (پیشنیاز قیام): بعثت بیرونی نیازمند تغییر سبک زندگی است (نگاه به دنیا بهعنوان مزرعه آخرت، هدفمندی اعمال و آرامش روانی) و موانعی چون لذتجویی مطلق، مسئولیتگریزی و سبک زندگی لیبرال/غربی را دفع میکند. - سه کارکرد معادباوری در بحران: ۱. یأسزدایی: تغییر نگاه به مرگ از «فنا» به «پل گذر به جهانی وسیعتر» (افزایش تابآوری). ۲. معنادار کردن رنج: تضمین عدالت الهی و هدر نرفتن خون شهدا و رهبر. ۳. مسئولیتپذیری مطلق: احساس حضور ناظران (خدا، پیامبر و امت) و پاسخگویی در دادگاه الهی. - نتیجهگیری و مقایسه (ایران و ونزوئلا): پایداری و بعثت مردم ایران پس از شهادت رهبر، برخلاف فروپاشی و انفعال کشورهایی مانند ونزوئلا در شرایط مشابه، تصادفی نیست؛ بلکه حاصل دههها تربیت الهی، رستاخیز درونی و عمق معادباوری در جامعهی ایران است. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
⚪️بعضی فکر میکنند مادر شدن فقط همان بچه به دنیا آوردن است! در حالی که مادری، تاج پرافتخار الهی است بر سر زنانی که با رعایت تقوا و دوری از هوسهای سطحی، از ته دل و از جایگاه قلب و فؤاد، آدمی را به وجود میآورند. ⚪️این مقام والا وقتی به دست میآید که یک بانوی متعهد، خودش را در «حصن» (دِژ اَمن) مرد زندگیاش بداند و تمام هوش و حواسش را فقط به کسی معطوف کند که در عقد و نکاح اوست. خودش را برای احدی جز او نیاراید و زینتهای خدادادی و زُخرُفهای دنیوی را جز برای او آشکار نکند. ⚪️اگر اینطور شد، این زن عملاً به استراتژی ابلیس حمله برده و شیطان را که قسم خورده بود «لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»، در نقشهاش برای هلاکت «حرث و نسل» ناکام و زمینگیر کرده است. ⚪️آنوقت این فرزند مبارک که «طیب ولادت» و پاکی فطری دارد، میتواند به انسانی تراز تبدیل شود؛ کسی که در جامعه مؤمنین منشأ اثر باشد و عاقبت به مقام شهادت نائل آید. ⚪️زن و دختری که به بهانهی کاسبی، جذب فالوور و دیدهشدن، سرمایهی وجود و تن خود را به حراج چشمهای بقیه میگذارند، از مسیر آدمی و راه حق دورند و در بیراهههای هوسرانی جزو «ناکبین» به حساب میآیند. 🟢وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ/ ۷۴ مؤمنون و قطعاً کسانیکه به آخرت اعتقاد و باور ندارند، خیلی از راه منحرفند ... 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
без подписи
без подписи
🌿 گزارش نشست پنجم از سومین همایش سرمایه ایمان 🔸 با موضوع: «معادباوری، ریشه بعثت مردم» 🎙 با ارائه: علی سلیمانی 🗓 چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ 📍 تهران، اندیشکده یقین مرکز اشاعه ایمان @imancenter_ir
🔹 نقد مقاله ظریف از نگاه گفتمان رهبری ۱. ماهیت اهرم تنگه هرمز: «کالای شکننده» در برابر «تغییر قواعد بازی» توصیه ظریف به خویشتنداری و ترس از شکنندگی اهرم تنگه هرمز، در واقع عقبنشینی از یک دستاورد بزرگ استراتژیک بهخاطر ترس از واکنش بازارهای جهانی است. رهبر انقلاب معتقدند این اهرم نهتنها شکننده نیست، بلکه باید آنقدر تداوم یابد تا بساط سوءاستفاده دشمن برای همیشه برچیده شود و ملتهای منطقه به جای ترس از بسته شدن تنگه، به برکت مدیریت ایرانی آن، به آسایش و مواهب اقتصادی برسند. ۲. وضعیت جنگ و دشمن: «توافق برای توقف درگیری» در برابر «تداوم دفاع تا پشیمانکردن دشمن» از منظر گفتمان رهبری، مقاله ظریف در زمانشناسی خود دچار خطا است. وقتی دشمن در حال عقبنشینی و تحمل شکست است، مدیریت اختلافات و پیشنهاد معامله به معنای دادن فرصت تنفس به دشمن شکستخورده است. ظریف میخواهد با امتیازاتی مانند تصویب پروتکل الحاقی به دشمنی که در حال فروپاشی در منطقه است، راه فرار باز کند؛ در حالی که منطق رهبری حکم میکند تا زمان پشیمانکردن کامل دشمن و تضمین عدم بازگشت او، فشار (از جمله بستن تنگه) باید ادامه یابد. ۳. بدبینی به آمریکا و اسرائیل: «امید به کنترل اسرائیل توسط واشنگتن» در برابر «شناخت ذات زورگویی» انتظار ظریف از آمریکا برای مهار اسرائیل یا لغو دائم تحریمها و مشارکت در صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی، با ذات استکباری و زورگویی که رهبری ترسیم میکنند، در تضاد است. از منظر رهبری، آمریکا نه توانایی و نه ارادهای برای کنترل اسرائیل دارد، زیرا خود آمریکا در این معادلات «مفتضحانه» شکستخورده است. معامله با آمریکایی که در اوج استیصال نظامی قرار دارد، نه نشانهی واقعگرایی، بلکه نوعی خوشبینی راهبردی است که در نهایت به بدقولیهای مکرر واشنگتن منجر خواهد شد. ۴. امنیت منطقهای: «نهادسازی و کنسرسیومهای چندجانبه» در برابر «مدیریت بومی و اقتدارگرایانه ایران» پیشنهادات ظریف (مانند کنسرسیوم هستهای) در عمل به معنای بینالمللیکردن دستاوردهایی است که ایران با خون و اقتدار نظامی به دست آورده است. گفتمان رهبری تأکید دارد که ایران به تنهایی و با تکیه بر صلابت خود، قواعد حقوقی جدید را دیکته میکند و این مدیریت قاطعانه است که آسایش را به منطقه میآورد، نه مذاکرات فرسایشی برای ایجاد نهادهای مشترک با همسایگانی که هنوز در ذلتپذیری گذشته خود مردد هستند. 🔹 سخن آخر: با استناد به هشدار صریح امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه «تربیتیافتگان غرب با هیچ منطقی خلع سلاح نمیشوند»، میتوان دریافت که مقالهی محمدجواد ظریف نه صرفاً یک خطای محاسباتی، بلکه ریشه در جهانبینی عمیقاً غربزده و ذات سازشکارانهی او دارد. مقاله اخیر او دقیقاً بازتولید همان ذهنیت فاجعهبار برجام در دههی ۹۰ است. ظریف به عنوان نماد بارز قشر «تربیتیافتهی غرب»، همواره در بزنگاههای تاریخی منافع و اقتدار میهنی را فدای رضایت ابرقدرتها کرده و نشان داده است که در قاموس او، دیپلماسی به معنای امتیازدهی یکطرفه برای جلب اعتماد دشمنی است که هرگز اعتمادپذیر نیست. از این رو، پیشنهادات او نه یک راهکار واقعبینانه، بلکه تکرار همان توطئهی پنهان برای خلعسلاحکردن جمهوری اسلامی از درون است و به همین دلیل، اعتماد به قلم و محاسبات استراتژیک او، بازی در زمین دشمن خواهد بود. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 چرا از رهبری هیچ فایل صوتی یا تصویری منتشر نمیشه؟! 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹این گفتگو نشاندهندهی یک تفاوت بزرگ در طرز فکر دو کارشناس است. کارشناس اول بر اساس «علوم انسانی غربی» فکر میکند؛ علمی که رهبر شهید انقلاب آن را ذاتاً «مسموم» میدانند. این نوع آموزش، ذهن انسان را خراب میکند و باعث میشود او دیگر نتواند حق را از باطل تشخیص دهد یا در برابر زورگوهای جهانی مقاومت کند. در این نگاه، کلماتی مثل دموکراسی و صلح معنای واقعی خودشان را از دست میدهند و فقط ابزاری میشوند تا سلطه و کنترل غرب بر جهان را توجیه کنند. 🔹کارشناس اول میگوید «زبان دنیا صلح است»، اما تاریخ و واقعیتها چیز دیگری را نشان میدهند. چیزی که غرب به آن «صلح و نظم جهانی» میگوید، در واقع پوششی برای جنگ، اشغالگری و غارت منابع کشورهاست. از قحطی بزرگ ایران به دست انگلیسیها و روسها گرفته تا حمله به عراق، افغانستان، لیبی و کشتار بیرحمانه در غزه، همه ثابت میکنند که «صلح آمریکایی» یعنی زورگویی و تحمیل خواستههای قدرتهای بزرگ بر کشورهای مستقل. نامیدن این ظلمها به عنوان «صلح»، فقط ترفندی است تا ستمگری عادی و پذیرفتنی به نظر برسد. 🔹وقتی کارشناس اول کشورهایی مثل ونزوئلا یا فلسطین را مقصر میداند، در حال استفاده از ترفند «مقصر جلوه دادن قربانی» است. او به جای محکوم کردن ظالم، تقصیرها را گردن مظلوم میاندازد و جای قاتل و مقتول را جابجا میکند! در مقابل، کارشناس دوم با اصطلاح مشهور «گاو شیرده»، پرده از واقعیت تلخ روابط آمریکا با برخی کشورهای منطقه برمیدارد. دلیل اینکه آمریکا کاری به سران طوایفی مثل عربستان ندارد، دموکراتیک بودن آنها نیست (و اساساً در عربستان دموکراسی وجود ندارد و کشور توسط یک طایفه اداره میشود)؛ بلکه به این دلیل است که آنها مانند گاو شیرده، ثروت و منافع کشورشان را دو دستی تقدیم کاخ سفید میکنند. این موضوع تفاوت بین یک حکومت مستقل و یک حکومت وابسته و مطیع را به خوبی نشان میدهد. 🔹در نهایت، این بحث دو راه کاملاً متفاوت را پیش روی ما میگذارد: اینکه برای فرار از دردسر، تسلیم زورگویی غرب و به اصطلاح «صلح» آنها شویم، یا اینکه راه سخت مقاومت را برای به دست آوردن استقلال واقعی انتخاب کنیم. کارشناس اول امنیتِ دروغینِ سازش را انتخاب کرده تا غرب به او برچسب «دموکرات» بزند، و حاضر شده از افتخارِ تصمیمگیری برای سرنوشت کشورش بگذرد. اما منطق مقاومت میگوید که عزت، استقلال و آقایی بر سرنوشت خود، تنها زمانی به دست میآید که مردم یک کشور زیر بار زور نروند، هزینه ایستادگی را بپردازند و فریب شعارهای دروغین غرب را نخورند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
خداحافظ ای داغِ بر دل نشسته ... 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
سالها پیش، چون از تشییع پیکر مطهر امام (ره) میگفتند، با حیرت میپرسیدم: «اگر آن روزگار چنان سخت و هولناک بود، چرا هیچ ردپایی از آن طوفان در جانتان نمانده است؟» ترسِ از دست دادن تو، ای سرور و سالارم، همواره چون خنجری در رگ و جانم نشسته بود. ما که چشمبهراه محرم و میدان امتحان بودیم، با تمام وجود میدانستیم که در این وادی، تیغها و حلقومها در کمین است و بس؛ و چه زیبا و چه تلخ سروده بودیم که: ما منتظریم تا محرم گردد هنگامهی امتحان میسر گردد ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما یک مو ز سر علی اگر کم گردد... امروز که از وداع با پیکر داغدار تو، ای آقای مظلومم زنده و سالم بازگشتهام، آرزو میکنم کاش زمین دهان میگشود و چنان در کام خود میکشیدم که گویی از ازل هرگز نزیستهام. کاش در آن کاروان بهشتی، مرا هم با خود میبردی... کاش... چه غریبانه و چه دردناک بود این چهار ماه فراق و چه دردناکتر مشایعت با تن پارهپارهات، در حالی که قاتلان بیشرمت، هنوز در این خاک نفس میکشند و با وقاحت تمام، دم از مذاکره و صلح با سیاستبازان میزنند! ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ای دلاورمردان میدان! زنهار که زنگِ دیپلماسی، غبارِ تردید بر تیغِ برّان موشکهایتان بنشاند. شما را نه به محافلِ مسمومِ دانشگاهی نیازی است که هویتِ مردانِ خدا را میبلعد و میزداید؛ شما را به عملِ خالص و شمشیرِ برّان باید. گوشِ جان بسپارید به ندای ولیفقیه، آن نائبِ برحقِ امام زمان (ارواحنا فداه) که فصلالخطابِ جهاد و شهادت است. سوگند به آن چشمانِ بسته و آن سینههای شکافته، تقاصِ این خونِ بهناحق ریخته، مطالبهی انتقامِ خونِ «علیِ زمان» را از دستانِ پرتوان و غیرتِ دینیِ شما میخواهیم. نگذارید این خون بر زمین بماند که صَرخهی آسمان را به صدا درخواهد آورد! #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🏴 همزمان با مراسم تشییع تاریخی امام شهید، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، قطعهی بیکلام و فاخر «باید برخاست» به عنوان موسیقی رسمی این مراسم توسط صاحب اثر منتشر شد. این مرثیه که با الهام از نوحهی مشهور حاج محسن محمدیپناه بازآفرینی شده، به پاسداشت حماسهی حضور امت ایران و زائران در این وداع تاریخی تقدیم مردم گردید. ▪️ این اثر، ترجمان صوتی عزم ملت برای تجدید عهد با آرمانهای انقلاب و نماد برخاستن به جای زانو زدن است. بیشک قطعهی «باید برخاست» در دهههای آینده به عنوان یادگاری از حماسه و مقاومت مردم غیور ایران در تاریخ ماندگار خواهد شد. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
وقتی مُفسٌری که الفبای آسمان را تدریس کرد، بر پیکر امام شهید نماز میخواند، واژگانش دیگر از سرِ احساس نیست، از سرِ کشفِ حقیقت است! آیتالله علامه جوادی در جمکران، با ادبیات وحی از او یاد کرد و هشتاد جلد تفسیر تسنیم چکیده شد در این گواهی: «نَزَلَ مُجاهِداً... نَزَلَ شَهیداً...» 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
تحلیل جامعهشناختی و سیاسیِ عدم حضور چهرههایی نظیر حسن روحانی، محمد خاتمی، محمدجواد ظریف و .. در مراسم وداع با مرجعیت شهید و قائد انقلاب اسلامی، نیازمند واکاوی در لایههای مختلفِ گفتمانی، روانشناختی و تاریخی است. این غیبت معنادار را میتوان در چهار محور تبیین کرد: اول؛ از منظر جامعهشناسی سیاسی، عدم حضور این چهرهها در مراسم وداع پیکر مطهر یک نماد انقلابی، بازتابدهنده شکاف ساختاری میان «نخبگان سیاسیِ منحرف» و «بدنه مؤمن و انقلابی» است. در روانشناسی تودهها و فضای سوگ میهنی ـ مذهبی، مراسم وداع و نماز بر پیکر امام شهید، کارکردی فراتر از یک آیینِ ساده دارد و به مثابه فضایی برای تجدید بیعت با آرمانهاست. غیبت این افراد نشاندهنده فروپاشی سرمایه اجتماعی آنان در میان مردم انقلابی است؛ مردمی که این طیف را به دلیل سالها انحراف از خط اصیل انقلاب، ایجاد بنبستهای مدیریتی و دیپلماتیک، و بیتوجهی مکرر به هشدارهای دلسوزانه رهبری، نه تنها هممسیر با خود نمیدانند، بلکه آنان را عامل فرسایش آرمانها و خیانت به اعتماد عمومی میپندارند. دوم؛ از بُعد ایدئولوژیک، این غیبت ریشه در تقابل بنیادین میان «گفتمان مقاومت» و «گفتمان سازش» دارد. چهرههایی چون جواد ظریف و حسن روحانی، نمادِ رویکردی هستند که در سیاست خارجی، راهبرد قرآنی و عقلانیِ «نفی سبیل» را نادیده گرفته و به جای اتکا به ظرفیتهای درونی و الگوی استراتژیکِ مستقل، در پی عادیسازی روابط با ساختارهای هژمونیک غرب و نهادهای بینالمللیِ تحت سلطه استکبار بودند. حضور این افراد در مراسم وداع با رهبری که تمام هستی خود را در راه تقابل با این جبهه باطل قرار داد، نوعی تناقض شناختی و تلاشی برای مصادره به مطلوبِ نمادهای مقاومت بود که با عدم حضور ایشان خنثی گردید. سوم؛ در تحلیل مدیریت صحنه و پویاییهای جمعیت، عدم حضور این عناصر باید به عنوان یک اقدام پیشگیرانه برای حفظ انسجام و آرامش فضای سوگ ارزیابی کرد. حضور فیزیکی افرادی که عملکرد آنها موجب خشم و ناراحتی مردم انقلابی شده و بارها از سوی امام شهید مورد هشدار و بازخواست قرار گرفته بودند، در کانون تجمع میلیونی عاشقان آن شهید، میتوانست به شدت احساسات جریحهدار شده عمومی را تحریک کند. از این منظر، سوگِ یک نمادِ استکبارستیز، با حضور فیزیکی نمادهای «تسلیم و انفعال» در تضاد است و میتوانست منجر به ایجاد اصطکاک، تشنج و برهم خوردن تمرکز معنوی و سیاسی مراسم شود؛ از این رو، غیبت آنها به حفظ قداست و یکپارچگی پیامِ مراسم کمک شایانی کرد. چهارم؛ در نهایت، از چشمانداز فلسفه تاریخ انقلاب اسلامی، این رخداد را باید در راستای فرآیند تصفیه درونگفتمانی و بازگشت به ماهیت اصیل انقلابی دانست. انقلاب اسلامی در برهه کنونی، در حال عبور از فاز تسامح با عناصر فرصتطلب و بازگشت به معیارهای اصیل و بنیادین خود است. در حاشیه ماندن این چهرهها در مهمترین رویدادِ سیاسی ـ مذهبی قرن، پیامی روشن به تاریخ مخابره میکند: معیار سنجش مشروعیت سیاسی در نظام اسلامی، نه دیپلماسیِ لبخند و عقبنشینی در مجامع بینالمللی، بلکه التزام عملی به خط امام، استکبارستیزی و استقلال همهجانبه است. این غیبت، در واقع حکمِ طردِ نمادینِ گفتمانِ التقاطی از دایره مقدساتِ انقلاب توسط خودِ بدنه اجتماعی و تاریخیِ نظام بود. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 ادعای بدعتآمیز و انحرافی مصاحبه شونده مبنی بر لزوم تندادن حکومت اسلامی به خواست اکثریت جامعه در امر حرام، نه یک لغزش علمی، بلکه تقابل آشکار با مبانی قرآنی حاکمیت دینی است. برخلاف تقلیلگراییهای سکولار که مشروعیت و مقبولیت را در گرو خواست تودهها میبینند، منطق قرآن کریم در ترسیم معماری حکومت اسلامی، قاطعانه «حاکمیت الهی» را در برابر «هوای نفس جامعه» قرار میدهد. صراحت آیات قرآن در خطاب به رسول اکرم (ص) به عنوان شارع و بانی حکومت اسلامی، هرگز مجوزی برای تبعیت از مطالبات کاذب و انحرافی جامعه نیست، بلکه دستورالعملی اکید برای «استقامت» در برابر طغیان خواستهای نفسانی و ایستادگی بر مدار وحی است، حتی اگر این ایستادگی به قیمت طرد شدن از سوی اکثریت تمام شود! 🔹 دستگاه استدلالی مصاحبه شونده، با صراحتِ محکم آیات الهی در تعارض بنیادین است. خداوند متعال در آیه ۴۹ سوره مائده و آیه ۱۵ سوره شوری، با لحنی هشداردهنده، پیامبر (ص) و به تبع آن حاکمیت اسلامی را از پیروی از «اهواء» برحذر میدارد و تأکید میکند که داوری باید صرفاً بر مدار «ما انزلالله» باشد، نه خواست فاسقان؛ چنانکه رویگردانی آنان را نه مجوزی برای عقبنشینی، بلکه دلیلی بر استحقاق مجازات الهی میداند. در امتداد این اصل قطعی فقهی-سیاسی، رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی در بیانات راهبردی خود (۱۷ اسفند ۱۳۹۶) با ترسیم مرز دقیق میان حریم خصوصی و عرصه عمومی، تصریح فرمودند که نظام اسلامی با گناه در خلوت کاری ندارد، اما «کار حرام، بزرگ و کوچک ندارد و آنچه حرام شرعی است، نباید بهصورت آشکار انجام شود، زیرا شارع اسلامی بر حکومت تکلیف کرده تا مانع انجام حرام علنی شود». بنابراین، ترویج یا تساهل در برابر منکرات علنی، خیانت به صریح تکلیف حاکمیتی اسلام است. 🔹 ریشهی این دست از اظهارنظرهای رادیکال، ساختارشکنانه و مغایر با بدیهیات فقهی در حوزه حقوق کیفری، چیزی جز اسارت در پارادایم علوم انسانی غربی نیست. تربیتیافتگانی که در دانشگاهها با مبانی سکولار حقوق و فلسفه سیاسی غرب همنشین شدهاند، ناخودآگاه مفاهیمی چون «حاکمیت ملی» و «نسبیگرایی اخلاقی» را بر مبانی وحیانی تحمیل میکنند. این رویکرد التقاطی، محصول خوانشی است که در آن، نص صریح قرآن و اجماع قطعی فقها در برابر نظریات پردازششده در کارگاههای فکری غرب به حاشیه رانده میشود و حقوقدان به جای استنباط از شریعت، به توجیه هنجارهای وارداتی و مغایر با فطرت و عفت عمومی میپردازد. 🔹 دقیقاً در همین نقطه است که هشدار تاریخی و راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره «ذاتاً مسموم بودن» #علوم_انسانی_غربی و مغایرت بنیادین آن با اسلام ناب محمدی (ص) و آرمانهای انقلاب، مصداق عینی و تلخ خود را باز مییابد. ظهور چهرههایی که با تکیه بر همین دستگاه معرفتی مسموم، احکام قطعی و لایتغیر الهی را مشروط به خواست متغیر و فاسد اکثریت میکنند، گواهی روشن بر این واقعیت است که ترویج بیبندوبار فکری در دانشگاهها، چگونه به تولید نخبگانی انجامیده که در عمل، اصالت شریعت را در بوته آزمایش لیبرالیسم قرار میدهند. تربیت یافتگانی مانند محسن برهانی، محصول همین خط فکری انحرافی هستند که با نقاب تخصص حقوقی، در حال پوستاندازی احکام الهی به نفع هنجارهای غربیاند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir