tgindex
Алконост

Алконост

Статистика
@AlkonostttИскусствоперсидский

Don't let you'r dreams be dream🏆♥️

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
58
Всего постов
314
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 650
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
208
40 постов
Вовлечённость
12,6%
к подписчикам
Постов в день
8,3
всего 314
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
219
1/48двое суток
250
1/72трое суток
270

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • . parler a mon pere celine Dion " Selin Dion, Selin Marie Claudette Dion, Canadian singer, titled "Queen of Power Ballads" گاهی همین که یک چراغ در دوردست روشن بماند، برای برگشتن کافی‌ست...... راینر ماریا ریلکه @Alkonosttt

  • . "Hostomel, Proskurivska 2" 2022 Banksy غم، آدم را از درون می‌جود، بی‌آنکه نشان دهد. آدم را می‌خورد، تمام می‌کند، بعد، آدم مثل پوست خالی می‌افتد کنار زندگی...... کلیدر، محمود دولت آبادی .

  • ▪️ نظریه خوک حاکمی ستمگر دستور داد شهروندی را بدون هیچ دلیلی بازداشت و در سلولی انفرادی به مساحت بسیار کوچکی زندانی کنند. شهروند عصبانی شد و مدام در سلول قدم می زد و درب را با لگد می‌کوبید و فریاد می‌زد: «من بی‌گناهم، چرا مرا بازداشت و زندانی کرده‌اید؟!» و چون جسارت کرد و بلند فریاد میزد ومی گفت: «من بی‌گناهم» و سر و صدا می کرد، مدتی بعددستور دادند او را به سلولی به مساحت کوچکتری منتقل کنند. او دوباره شروع به فریاد زدن کرد... اینبار فریادها یش تغییر کرده بود این بار نگفت «من بی‌گناهم»؛ بلکه گفت: «ظلم است که مرا در سلولی کوچک زندانی کنید که حتی نمی توانم دراز بکشم . فریادهای  دوباره‌ی شهروند، زندانبانش را آزار داد. پس از مدتی زندانبان دستور داد 9 زندانی دیگر را هم به همان سلول منتقل کنند. شرایط بسیار بد بود  ، حالا دیگر حتی قادر نبودند ، روی زمین بنشینند. و چون شرایط برای زندانیان غیرقابل تحمل شده بود، آن ده نفر زندانی مجددا با سرو صدا و فریاد  البته کمی آرامتر  ، اعتراض خودشان  را ابراز کردند. و می گفتند: «این شرایط غیرقابل قبول است! ،ده نفر در یک سلول بسیار کوچک ، عادلانه نیست. چطور ده نفر را در چنین سلول جای داده‌اید؟ این‌طوری خفه می‌شویم و می‌میریم. لطفاً فکری به حال ما کنید حداقل نیمی از ما را به سلول دیگری منتقل کنید.» اما زندانبان که از سر و صدایشان بسیار عصبانی شده بود، دستور داد تا یک خوک را به سلول آنها بیندازند و بگذارند بین‌شان زندگی کند! آن بیچاره‌ها دیوانه‌وار فریاد زدند و گفتند: «چطور با این حیوان کثیف در یک سلول زندگی کنیم؟ ظاهرش مشمئزکننده است و بوی فضولاتش که همه جا را پر کرده، دارد ما را می‌کشد. لطفاً فقط همین خوک را از سلول ما بیرون ببرید.» پس  از مدتی حاکم به زندانبان دستور داد خوک را بیرون بیاورند و سلول را برای آنها تمیز کنند.. حالا دیگر از زندانیان نه فریادی ، نه سروصدایی و نه اعتراضی شنیده نمی شد. چند روز بعد، حاکم به دیدن آنها رفت و از حالشان پرسید. آنها گفتند: «الحمدلله، همه‌ی مشکلاتمان حل شده!» این‌گونه بود که مسئله‌ی اصلی، ، فقط به درخواست بیرون بردن خوک از زندان تقلیل یافت و مسئله‌ی مساحت سلول فراموش شد، و مسئله‌ی قبل از آن، و مسئله‌ی قبل از آن، و مسئله‌ی قبل از آن... تا این‌که حتی مسئله اصلی  و مهم و اولیه، یعنی : «زندانی شدن بی‌گناه آن شهروندان » کاملا فراموش شده بود دیگر هیچ‌کس آن‌را به خاطر نیاورد. حتی  من و شما، خواننده این مطلب *و این خلاصه «نظریه‌ی خوک» است.* این است واقعیت زندگی سخت و تلخ ما . *آنها مشکلات جدیدی خلق می‌کنند تا ما مشکلات اصلی‌مان را فراموش کنیم.* سپس با مهارت کامل، نظریه خوک و حواس‌پرتی را به کار می‌گیرند..!!! و ما را از فریادهای اصلی و خواسته های بر حق ما را دور می کنند. #ادبیات ..... .

  • . آنا آخماتووا،  شاعری متاثر از فراز و نشیب های زندگی چشمانت برای غمگین بودن بیش از اندازه زیباست کاش میشد درون چشمانت بذری از شادی بکارم....... .

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • . ترانه: لحظه های انتظار خواننده: #رامش ترانه سرا: #تورج_نگهبان آهنگساز: #بابک_افشار تنظیم: #منوچهر_چشم_آذر مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب ‏در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست..... فاضل_نظری @Alkonosttt

  • . آیزا برلین شاعریونانی ،متفکرین را به دو گروه تقسیم می کند، روباه و خارپشت.  روباهی که هزار چیز کوچک می داند و خارپشتی که یک چیز بزرگ. آدمهایی که می شناسیم  هم گاهی به همین دو گروه تقسیم می شوند. آنها که هزار کلک و فریب در آستین دارند و به هر ترتیب و روشی از شاخه‌ای به شاخه ای می‌پرند، و آنها که حیله ای در کیسه ندارند، آنها که درس‌ های کمی بلدند و به همانها می‌چسبند. پس دسته اول، روباه ها، امروز در کنار یکی هستند و فردا در مقابلش، امروز زیر یک پرچم رژه می روند، فردا زیر پرچم دشمنش، امروز در آغوش یکی هستند، فردا در آغوش رقیبش. دسته دوم، خارپشت ها، چیزهای کمی می دانند، دانسته هایی که گاهی از جنس راستگویی است، گاهی دلسوزی، و گاهی صمیمیت و مهربانی. هر چه هستند، خارپشتها دست از آن معدود دانسته های بزرگ بر نمی دارند. اگر مهربانند، در بالا و پایین روزگار مهربان می مانند، و اگر دلسوزند، دلسوز می مانند، و اگر صمیمی هستند، صمیمی. روباه ها، به تناسب روزگار لباس عوض می کنند، بر اساس شرایط زمان لحن و کلماتشان تغییر می کند یک روز مهربانند یک روز بی رحم یک روز صمیمی هستند یک روز بیگانه. روباه های تاریخ گاهی نبردی را می برند، گاهی ثروتی به هم می زنند، گاهی به قدرت می رسند، با این همه هرگز به خوشنامی نمی‌رسند. آبرو و نام خوش می‌ماند برای خارپشت‌ها. آنها که بر اصولشان ایستادگی می کنند. آنها که به معدود دانسته هایشان وفادار می ‌مانند. روباه ها دیر یا زود فراموش می شوند، خارپشت ها اما در یادها به نیکی می مانند...... .

  • ☀️ من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هوشیار است! نکند اندوهی سر رسد از پس کوه!........ #سهراب_سپهری .

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • . عشق نباید تمنا کند، نباید هم التماس کند، عشق باید چنان قوی گردد تا مبدل به حقیقتی گردد، و به جای اینکه مجذوب شود مجذوب کند....... هرمان هسه دمیان خسرو رضایی @Alkonosttt

  • видео или голосовое, без подписи

  • . گفتمش دل بردی از ما جان من مقصد کجاست؟ گفت عاشق را نشاید پرس‌وجو با ما بیا ... #راحم_تبریزی .

  • ▪️ حالم را خوب می‌کنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم بلغور نمی‌کنند، صاف و پوست‌کنده حالی‌ات می‌کنند باید چکار کنی.. خوشم می‌آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض، زیرچشمی به او نگاه نمی‌اندازند. خوش و بش می‌کنند و صمیمانه از دردش می‌پرسند.. خوش‌خلقم می‌کنند راننده‌هایی که می‌ایستند و دست تکان می‌دهند تا تو از خیابان رد شوی.. مشتاقم می‌کنند آدم‌هایی که از شغل‌شان راضی‌اند و کارشان را مزخرف‌ترین شغل هستی نمی‌دانند.. هیجان‌زده‌ام می‌کنند آدم‌هایی که برایت کاری می‌کنند، بی آن‌که از آن‌ها خواسته باشی.. حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کم‌تر همدیگر را می‌بینیم، راهش را دور می‌کند تا بیش‌تر با هم باشیم.. جانم در می‌رود برای مادری که وقتی می‌رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می‌خواهد، کتلت‌های سرخ‌شده را توی سس گوجه‌فرنگی غلت می‌دهد.. خوشم می‌آید از رفیق شفیقی که زنگ می‌زند و می‌گوید "برنامه‌ی محبوبت شروع شده" و سریع قطع می‌کند.. خوشم می‌آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی، یه‌وری لم نمی‌دهند.. هنوز هیجان زده‌ام می‌کنند رفقایی که اول صبح اس‌ام‌اس می‌زنند "سلام خوبی؟" خوشم می‌آید از آدم‌های خوش‌ذوقی که وقتی یک لباس نو می‌خرند، فردا صبح تن‌شان می‌کنند.. احترام می‌گذارم به غریبه‌هایی که درِ آسانسور را باز نگه می‌دارند تا تو برسی.. خوشم می‌آید از آدم‌هایی که هنرمندان خوبی‌اند برای زندگی....... #خیابون_فرعی .

  • 13 авг.2861310

    . ‏«اسیرِ احساساتِ عمیق در آدمِ اشتباه شدن هم یکی از باگ‌های بی‌پایانِ زندگیه.........» .

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

Алконост — tgindex