- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 111
- 1/48двое суток
- 127
- 1/72трое суток
- 137
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یه کاور زیبا از جناب شماعی زاده
نقاشی ماریون سیمز: متخصص زنان و زایمان (1952) اثر رابرت تام در نگاه اول، این نقاشی روایتی از یک لحظه قهرمانانه در تاریخ پزشکی به نظر میرسد؛ پزشکی که در کنار بیمار ایستاده و نماد پیشرفت علم است. اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، داستان چیز دیگری است. این زن به آناکا وستکات، یکی از زنان بردهای که جی. ماریون سیمز در دهه 1840 روی آنها آزمایش و جراحی میداد، نسبت داده شده است؛ زنانی که امکان رضایت آزادانه نداشتند. سیمز بعدها بهعنوان یکی از بنیانگذاران پزشکی زنان شناخته شد، اما این پیشرفت، با رنج زنانی به دست آمد که اغلب در روایت تاریخ به حاشیه رانده شدند. شاید سؤال اصلی این نقاشی این نباشد که چه کسی پزشکی را پیشرفت داد؛ بلکه این باشد که چه کسانی بهای این پیشرفت را پرداختند؟ ارزشگذاری کورکورانه، آزمایشهای چندین ساله سیمز بر روی اجساد «آنارکا، بتسی، لوسی و حدود نه زن و دختر برده ناشناس دیگر» از سال ۱۸۴۴ تا ۱۸۴۹ (اسارت پزشکی) درد طاقتفرسایی که بیماران قبل از استفاده گسترده از داروهای بیهوشی متحمل میشدند... Marion Sims: Gynecologic Surgeon, from “The History of Medicine” by #Robert_Thom 🎨
در دهه ۱۹۷۰، مسئله سرخپوستان آمریکا، یعنی بومیان این سرزمین، به زخمی باز در تاریخ آمریکا تبدیل شده بود. پس از قرنها به حاشیه راندهشدن، کشتار و کوچ اجباری، مردم این جوامع همچنان با نژادپرستی و بیتوجهی روبهرو بودند؛ حتی در سینمای آمریکا که اغلب آنها را به شکل افراد شرور یا وحشی به تصویر میکشید. در سال ۱۹۷۳، زمانی که اسطوره سینما، مارلون براندو، برای بازی در فیلم «پدرخوانده» برنده جایزه اسکار شد، تصمیم گرفت این لحظه شهرت را به یک موضع انسانی و تاریخی تبدیل کند. براندو از دریافت جایزه خودداری کرد و بهجای خودش، یک زن جوان بومی آمریکایی به نام ساشین لیتلفدر را فرستاد تا روی صحنه برود و اعلام کند که از طرف مارلون براندو آمده؛ کسی که در اعتراض به نحوه رفتار هالیوود با بومیان آمریکا و تصویری که سینما از آنها ارائه میدهد، حاضر به پذیرفتن جایزه نشده است. این اتفاق برای هالیوود شوکهکننده و برای بسیاری در سراسر جهان تأثیرگذار بود؛ چراکه کمتر پیش آمده بود یکی از ستارههای بزرگ سینما چنین آشکارا در برابر صنعت سرگرمی و هالیوود موضع بگیرد. این اتفاق همچنان یکی از جسورانهترین و جنجالیترین لحظات تاریخ مراسم اسکار به شمار میرود...
видео или голосовое, без подписи
خورشید گرفتگی موزه پرادو
نام ترانه: بدو کنار مه بِنین شعر و آهنگ از : مهرداد رحیم زاده هنوز بچه ام و می فروشم از آغاز تمام فلسفه ها را برای یک شکلات!
در زمانه ی ما نگاه کردن نیاموخته اند... دارم نگاه میکنم و چیزها در من میروید. در این روز ابری، چه روشن. همه رودهای جهان به من میریزد. به من که با هیچ پر میشوم. خاک انباشته از زیبایی است. دیگر چشمهای من جا ندارد... چشمهای ما کوچک نیست. زیبایی کرانه ندارد. در زمانهی ما نگاه کردن نیاموختهاند. و درخت، جز آرایش خانه نیست. و هیچکس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد. پیوندها گسسته. کسی در مهتاب راه نمیرود. و از پرواز کلاغی هشیار نمیشود. و خدا را کنار نردهی ایوان نمیبیند و ابدیت را در جام آبخوری نمییابد. در چشمها شاخه نیست. در رگها آسمان نیست. در این زمانه، درختها از مردمان خرمترند. کوهها از آرزوها بلندترند. نیها از اندیشهها راستترند. برفها از دلها سپیدترند. سهراب سپهری، هنوز در سفرم
شکست یک ملت، مخصوصا وقتی که خود افروزنده جنگ باشد، سنگین است. آنان که سالها با رختهای ژنده، و تن چرک، و شکم گرسنه زیر گلوله در سنگرها بیخوابی و ناکامی کشیدند، چنان به زانو درآمدند که نشان و پاگون خود را به یک بسته سیگار میفروختند... ادبیات آلمان بازگشت اریش ماریا ریمارک
عذرخواهی تو افتضاح است / «ببخشید» کافی نیست - خبرآنلاین https://share.google/fkwmnGcKSOmCaxHMH
عذرخواهی تو افتضاح است / «ببخشید» کافی نیست - خبرآنلاین https://share.google/fkwmnGcKSOmCaxHMH
سکه ی ماه از آهنگ های جاودان زنده یاد مرجان یروز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه صدای زنان
سکه ماه خانم مرجان(کاور)
کسی که به دنیا عشق می ورزید و برای ادامه ی زندگی دلایل ساده اما جذاب و عمیقی ارائه میداد... عباس کیارستمی طعم گیلاس دنیا پر از رنج است ، با این حال ، درختان گیلاس شکوفه میدهند، (هایکو) Vadim moraru 🎨
Jeff Stanford 🎨
بسیاری از زنان،سالها در رابطه جنسی حضور دارند،بیآنکه لمس شده باشند. بدنشان آنجاست؛اما ذهنشان جای دیگری است؛ مشغول راضی کردن،نرنجاندن، خوب بودن،کافی بودن و دوستداشتنی ماندن. و به جای اینکه بارها ازخود بپرسند: من چه میخواهم؟ تمام عمر پرسیدهاند: او چه میخواهد؟ دختری که از کودکی یادگرفته ارزشش در مراقبت کردن، راضی نگه داشتن و همیشه خوب بودن است، به تدریج ممکن است بدنش را هم با همین نگاه تجربه کند. بدنش دیگر خانهی او نیست؛ گاهی به محلی برای خدمت تبدیل میشود. او به جای شنیدن بدن خودش، مدام چهرهی دیگری را میخواند: آیا راضی است؟ آیا ناراحت نشد؟ آیا من کافی بودم؟ بسیاری از زنان، نه به این دلیل که میل ندارند،بلکه چون سالها میل خود را به تعویق انداختهاند،کمکم صدای آن را هم نمیشنوند. میل،موجودی ظریف است؛اگر بارها نادیده گرفته شود،آرامآرام خاموش میشود. وقتی زنی بارها برای حفظ رابطه، چیزی را تحمل میکند اما واقعاً آن را تجربه نمیکند به تدریج فقط میل جنسی را از دست نمیدهد؛بلکه احساس مالکیت بر وجود خویش را هم کمرنگ میکند. شنیدن بدن،یک تجمل نیست؛ یک مسئولیت روانی است...
видео или голосовое, без подписи
اگر رد کردن چیزی در شما احساس گناه ایجاد میکند، اما پذیرفتن آن باعث ایجاد رنجش و دلخوری در وجودتان میشود، احساس گناه را انتخاب کنید...
اگر رد کردن چیزی در شما احساس گناه ایجاد میکند، اما پذیرفتن آن باعث ایجاد رنجش و دلخوری در وجودتان میشود، احساس گناه را انتخاب کنید...
یاد آن روز گرامی که قفس را بشکافم برون ارم از این عزلت و مستانه بخوانم... نادیا انجمن
کاردینال سرخ و فنچ سرخ سر کاردینال کمی خجالتی زیاد نمیمونه ولی فنچ ها بیشتر میمانند همزیستی اینگونه با پرندگان لذت بخشه...