- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 28
- Всего постов
- 183
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 125
- 1/48двое суток
- 143
- 1/72трое суток
- 154
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
خارج نهاية الحكمة ٥.pdf
اینجانب (محمدتقی مصباح یزدی) در سال ۱۳۱۳ شمسی در یزد متولد شدم و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در سال ۱۳۲۶ به تحصیل علوم دینی پرداختم، و پس از چهار سال، در حالی که مشغول خواندن رسائل و مکاسب بودم، به نجف رفتم و سال بعد به ایران برگشتم و در قم ادامه تحصیل دادم.…
اینجانب (محمدتقی مصباح یزدی) در سال ۱۳۱۳ شمسی در یزد متولد شدم و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در سال ۱۳۲۶ به تحصیل علوم دینی پرداختم، و پس از چهار سال، در حالی که مشغول خواندن رسائل و مکاسب بودم، به نجف رفتم و سال بعد به ایران برگشتم و در قم ادامه تحصیل دادم. در همان سال، سطوح عالیه را به اتمام رساندم و سپس در درس خارج فقه و اصول شرکت کردم و ضمناً در درس تفسیر و فلسفه مرحوم علامه طباطبایی ـ رضوانالله علیه ـ حاضر میشدم و اسفار و الهیات شفاء را نزد ایشان خواندم و در جلسات هفتگی ایشان نیز شرکت میکردم و برهان شفا را در همین جلسات خواندیم. سال ورود اینجانب به قم، مصادف با اوج فعالیتهای حزب توده و سایر مارکسیستها در ایران بود که از سالها قبل شروع و برنامهریزی شده بود. تبلیغات مارکسیستها ابعاد گوناگونی داشت که بخش اساسی آن را بخش فلسفی (ماتریالیسم دیالکتیک) تشکیل میداد. برخورد با مارکسیسم هم طبعاً ابعاد مختلفی داشت و از طرف افراد و گروههای متعدد و با انگیزههای متفاوتی انجام میگرفت که توضیح و ارزیابی آنها احتیاج به مجال وسیعی دارد. آنچه مربوط به روحانیت میشد و با انگیزه الهی انجام میگرفت، نقد مبانی فکری و فلسفی آن بود که مرحوم علامه طباطبایی به اتفاق جمعی از شاگردان برجستهشان (و مقدم بر همه، مرحوم شهید مطهری) به عهده گرفته بودند و نخستین ثمره آن به صورت جلد اول از کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» در همان سال ورود اینجانب به قم منتشر شده بود. طبعاً چنین اقدامی از طرف کسانی که همه امور و از جمله فعالیتهای علمی و دینی و فرهنگی را با عینک سیاست مینگرند، و در چارچوب قالبهای ذهنی خودشان ارزیابی میکنند، مورد تفسیرهای مختلفی قرار میگرفت، ولی وجود و عدم این تفسیرها برای یک عالم متعهّد دینی، مساوی است و میبایست با شهامت و استقامت به کار خود ادامه دهد، چنانکه ادامه دادند و کتاب مزبور را به اتمام رساندند. شکر الله سعیهم و جزاهم عن الاسلام و اهله خیراً. مدتی بعد از انتشار این کتاب، مرحوم شهید صدر کتاب «فلسفتنا» را نوشتند که بهخصوص در کشورهای عربی تأثیر بسزایی داشت. مرحوم شهید مطهری علاوه بر شرکت فعال در تهیه کتاب «اصول فلسفه» و نوشتن پاورقیهای ارزنده بر آن، ادامه کار در این زمینه را لازم دیدند و چند سال، هفتهای دو روز به قم میآمدند و در مجمعی از فضلا به بررسی کتاب «مارکس و مارکسیسم» میپرداختند. آنچه موجب اهتمام بیشتر به این مباحث میشد این بود که افکار مارکسیستی از مرز احزاب کمونیست فراتر رفته بود و از جمله گروه مجاهدین (منافقین) را شدیداً تحت تأثیر قرار داده بود، علاوه بر تأثیرات غیرمستقیمی که در روشنفکران التقاطی گذاشته بود. به همین جهت، اینجانب نیز به بررسی کتب مارکسیستها پرداختم، ولی قبل از پیروزی انقلاب رسماً به کاری در این زمینه دست نزدم تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب که گروههای متعدد چپگرا افکار مارکسیستی را در ابعاد مختلف و به اشکال گوناگون مطرح میکردند و از فضای باز سیاسی برای نشر افکارشان سوءاستفاده میکردند، و مخصوصاً بعد از شهادت مرحوم مطهری، احساس وظیفه کردم که علیرغم وجود خطرها و اتهامات و... بخشی از فعالیت علمی خود را به این مسائل اختصاص دهم. نخست در یک جلسه عمومی که از طلاب و دانشجویان و جوانان تحصیلکردۀ قم تشکیل میشد، طیّ پانزده جلسه اصول مارکسیسم را در بخشهای فلسفی و تاریخی و اقتصادی، مورد بررسی و نقادی قرار دادم که بعداً به وسیله برخی از دوستان نگاشته و به نام «نقدی فشرده بر اصول مارکسیسم» منتشر گردید. همزمان جزواتی در همین زمینه تهیه گردید و جداگانه به چاپ رسید، و بعداً جمعآوری و به نام «پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک» منتشر شد. سپس همین مباحث را در بخش آموزش مؤسسه در راه حق، تدریس کردم و قسمتی از آنها به صورت کتاب «ایدئولوژی تطبیقی» منتشر و به عربی نیز ترجمه شد. ضمناً در مباحث دیگری به مناسبت، دیدگاههای مارکسیستی و التقاطی متأثر از آن را مورد نقد قرار دادهام. از جمله در کتاب «آموزش عقاید» درسی را به بررسی مارکسیسم اختصاص دادهام و در کتاب «جامعه و تاریخ در قرآن» نظریه ماتریالیسم تاریخی را نقد کردهام. به نظر اینجانب هنوز هم خطر گسترش افکار مارکسیستی به کلی رفع نشده، و احتمال ظهور مجدد آنها در شکل و لباس دیگری از طرف گروههای التقاطی و ضد انقلاب، به منظور منحرف کردن نسل آینده، وجود دارد و وظیفۀ اندیشمندان اسلامی در این زمینه، پایان نیافته است. وفقنا الله لما یحب و یرضی و جعل خاتمة امورنا خیراً بحق محمد و آله الطاهرین، صلوات الله علیهم اجمعین. https://t.me/jafarian1964
شرح حال اجمالی شرح فعالیت های آیت الله مصباح علیه مارکسیسم به قلم خودشان در میان اوراق قدیمی که داشتم، متن زیر را به خط آیت الله مصباح در سه صفحه یافتم. این متن را به درخواست بنده نوشتند و فکر میکنم تاریخ آن، اواخر دهه شصت بوده است. تمرکز ایشان در این نوشته،…
شرح حال اجمالی شرح فعالیت های آیت الله مصباح علیه مارکسیسم به قلم خودشان در میان اوراق قدیمی که داشتم، متن زیر را به خط آیت الله مصباح در سه صفحه یافتم. این متن را به درخواست بنده نوشتند و فکر میکنم تاریخ آن، اواخر دهه شصت بوده است. تمرکز ایشان در این نوشته، روی خطر مارکسیسم، و ارائه شرحی در باب فعالیت های علامه طباطبایی و شهید مطهری در نقد آن، و نیز فعالیتهای خود ایشان پس از انقلاب در این باره است. متن نوشته ایشان را پایین ملاحظه فرمایید: https://t.me/jafarian1964
درس السابع
شرح الاشارات والتنبيهات 7 ..pdf
وللشيخ شرح مكتوب بالفارسية.
تفريغ وترجمة شرح رسالة الولاية للشيخ نيكنام عربشاهي. #العرفان
اقول بعد قول هؤلاء الاعلام، بأن هذه الرسالة ثابته اليه والسبب الحقيقي ان تقي المجلسي لم يتوب عن التصوف والعرفان لانه لم يأتي تصريح منه، وان اكثر العلماء قد ظنوا بهذه انه تاب والذي اول من اشار اليها هو ابنه محمد باقر، والعجيب ان الابن قد طالع جميع مؤلفات والده وفي اعتقادي انه من طعن عليها واخفاها، وان لم يخفي شرح والده للزيارة الجامعة، او ما قاله في روضة المتقين، او ما نقله بعض المعاصرين لوالده، وان المولى تقي المجلسي كان مرابطاً مع الشيخ البهائي الذي قد كان يحضران مجالس للصوفية، ويتكلمان معهما، ولا اعرف كيف يجهل الابن امر والده، واستمد العلماء الرافضين لمسلك اهل الزهد والتقوى، من كلام الابن وتلامذته دون الاخذ من الاب او احد معاصريه، وهذا ما يحصل لبعض من اراد ان يثبت بعدم نسبت هذه الرسالة من المولى، ولو طالعنا كتبه لنجد ما يطابق الرسالة ومضامنيها لجميع كتبه الموجودة في هذا الزمان، وان الامر اشتبه على المحقق صاحب الذريعة الطهراني رحمه الله تعالى، وقد رأيت ذلك من خلال ابحاثي بأن هناك كتباً في نفس الاسم فيخاف ان يعتقد بصحة نسبتها الى العالم الفلاني ومن هذا القبيل، وهذا من خلال مطالعتي لكتابه الشريف، فأنه اروع ما كتب والا ليت قد ذكر جميع الكتب فيه ... ونحن نطالب من اقر بعدم ثبوت النسخة ان يراجع مقالتنا ويتأكد من قولنا ومن ثم يرد علينا، طبعاً صرح احد العلماء على ما اتذكر اسمه احمد منزوی في فهرسته صرح بأن في اولها نسبت وهذا كلام مخيب صراحة فلا حجة فيه لانه كما قلنا هناك رسالتان واحدة الى تقي المجلسي والثانية الى ملا حبيب الكاشاني، فهو أيضا اختلط عليه الامر، والصحيح ان الرسالة ثابته الى المولى محمد تقي المجلسي، وهذا مما اقر به واعتقد فيه، وصلى الله الجبار على الرسول واله الاطهار عبدالله الكلابي كتبت هذا ليلة الثلاثاء على الأربعاء، واتممها ضهر الأربعاء 1 ابريل، 4 2026.
3. وعن المحقق المؤرخ صاحب المفصل في تاريخ النجف الأشرف ، حسن عيسى الحكيم في ج4، ص253 في ترجمة المولى تقي مجلسي، وفي الصفحة التي تليها، ص254 صرح من كتبه رسالة تشويق السالكين..
2. يقول مولانا سيد محمد حسين الطهراني اعلى الله درجاته في كتابه الموسوم ب ولاية الفقية في حكومة الاسلام، ج3، ص63، في مطالع احد ابحاثه:- ولقد رأيت نفس هذه المطلب في عبارات الملا محمد تقي ( المجلسي الأول ) في « رسالة تشويق السالكين » التي كتبها حول لزوم التصوف والسلوك ، وأثبت أن حقيقة التصوف والتشيع شيء واحد ؛ فقد نقل عين هذا المطلب عن العلامة الحلي في « شرح التجريد »
1. يقول خان بابا ماچار في فهرست کتابهای چاپی ، ج1 ص 1355 تشويق السالكين : ملا محمد تقى بن مقصود علی مجلسی ، ایران 1311 ق ، سنگی ، جیبی ، بشماره صفحه ) ضمیمه مجموعه تذكرة الاولياء ) ، تبريز ، . ، ، ،1333 ش سربی وزيرى ص28 تشويق السالكين الى معارج حق و يقين : ملا حبيب الله بن علیمدد شريف ساوجی کاشانی تهران .
منزلة المتقين في صحة رسالة تشويق السالكين: - بسم الله الرحمن الرحيم وصلى الله العلي الجبار على محمد وآله الاطهار، اما بعد، رسالة تشويق السالكين، هي رسالة في الزهد والطريقة الى الرشاد، وتحث الانسان على الولاية لله والايمان فيه، وتقوية العلاقة معه، استشهد بعض الدجالين بكلام العلامة الطهراني رحمه الله تعالى، والعلامة تختلط عليه بعض اسماء الكتب والرسائل، لان هذه الرسالة قد ثبتت بالتتبع والتحقيق الى المولى محمد تقي المجلسي، لان في الاصل هناك رسالتان واحدة الى تقي المجلسي، والثانية على اسمها الى حبيب الله او حبيب الكاشاني، وهذا اتضح لي بعد التحقيق التاريخي والرجالي والاثري في كتب العلماء اعزهم الله، وسوف اعرض اقوال الذين صرحوا بما قلته؛
رسالة تشويق السالكين للشيخ محمد تقي المجلسي الأول المتوفى 1070 هـ ترجمه من الفارسية إلى العربية : كادر قناة سفير العلم
رسالة تشويق السالكين للمجلسي الأول ترجمة كادر سفير العلم اعداد قناة الضيعة لإحياء تراث الشيعة
شرح حكمة اشراق ٥.pdf