tgindex
- ArtClavicle
@ArtClavicleМузыкаперсидский

یکمی بی حس یکمی شاکی نباشم بگی رویاهاتو با کی؟

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 414
+112 за 3 дн.
Сутки
+45
+3,29%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
330
22 постов
Вовлечённость
23,3%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
266
1/48двое суток
304
1/72трое суток
328

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مرا دو وجه است.

  • تو را آنقدر می خواستم که همیشه می‌ترسیدم تمامت کنم.

  • без подписи

  • без подписи

  • از تاریکی هات باهام حرف بزن. از رنگ اتاقت. از بوی عطر تن جامانده‌ت توی کمد لباس هات. از مزه آخر شبی مسواک و خمیر دندانت باهام حرف بزن. از خواب پریدنت باهام حرف بزن. از تخت افتادنت راس ساعت چاهار و چهل و چاهار دقیقه صبح. از احساس اسارتت وقتی درب اتاقت رو قفل می‌کنی تا بهتر بتونی آرامش داشته باشی. از کشیدن دست هات روی پاهات لابه لای مغز و فکرهای متوهمت باهام حرف بزن. از چشم هات برام حرف بزن. از شدتت، از عرق کردن و پریدن از خوابت وقتی صبح ها احساس می‌کنی که خواب موندی و سرکارت دیر شده. از رنگ لاک هات باهام حرف بزن. از عاقل شدن و جنون هایی که در نطفه خفه‌شون کردی تا بهتر و بیخیال تر زندگی کنی. باهام حرف بزن. باهام حرف بزن. باهام صحبت کن از آهنگ های رنگ پریدت. از چیزهایی که ساده اند اما بهت عمق می‌بخشند باهام حرف بزن.

  • او را با همه ی تنفرش بوسیده بودم. و بوی جنازه از مشامش تمام مغزم را به خاموشی و کما برده بود. چیزی از تو در من و ذهنم کِش آورده بود. گویی که اتصال ما را اینگونه به نزدیکی کشانده باشد. او را با هر کم و کاستی و وقت اندکی که برایم مانده بود بوسیده بودم و حالا یک تنفر برایم باقی مانده بود. من بیش از این‌ها شیدا بودم!؟ یا دیوانگی چشم هایم را بسته بود؟! هیچوقت نفهمیدم

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 💔

  • بهم میگه می‌خوام مغزتو بخورم بهش می‌گم خب بفرما، می‌زنه زیر خنده.

  • سرمو بچسبونی به سینه هات و شروع کنی به لالایی خوندن. و من هی خدا خدا کنم که دیرتر صبح بشه.

  • без подписи

  • از شدت زیباییش می‌خوام خودم رو دار بزنم.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи