از این «صمت»
Статистикаروز نوشته های قاسم خرمی در باره صنعت، معدن و تجارت کشور. این نوشته ها شخصی است و ارتباطی به شخصیت حقوقی نویسنده ندارد
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Право
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔻به مناسبت روز خبرنگار ⭕ چرا از توان روزنامه نگاران مستقل در جنگ و مذاکره استفاده نمی شود؟! ✍ قاسم خرمی اغراق نیست اگر بگوییم، کاری ترین ضربات بر پیوستگی بین مردم و حکومت و عمیق ترین جراحات بر روح و روان مردم ایران را دست کم در یکسال اخیر و بویژه در جریان جنگ 40 روزه، شبکه تلویزیونی موساد ساخته « ایران اینترنشنال» وارد کرد! شرایط طوری بود که بسیاری از مردم به خاطر کاهش استرس ها و فشارهای روحی و روانی بر اعضای خانواده، این شبکه زهرآگین را خاموش می کردند. تلویزیون تبدیل به هیو لایی شده بود در اتاق نشیمن ! عجبا که همه شبکه های خبری به جز این رسانه اهریمنی دچار اختلال پارازیتی بودند! این شبکه و دیاسپورای جنگ طلب و خارج نشینی که با رقص و پایکوبی به دعوت از دشمن برای حمله به ایران و ایضا کشتار مردم و تخریب زیر ساخت ها، پرداختند، رکورد تازه ای از ایران ستیزی ثبت کردند که بعید من دانم ایران در طول تاریخ چند هزار ساله اش، تا این حد دشمنانی ایرانی تبار و فارسی زبان به خود دیده باشد! با همه این خباثت ها و مزدوری هایی که این شبکه ها برای وارونه سازی و یا روایت سازی های جعلی نشان دادند، واقعیت این است که اغلب مدیران و خبرنگاران این رسانه ها در روزگاری نه چندان دور، در رسانه های کشور اعم از صدا و سیما و روزنامه های داخلی مشغول بودند و اکنون بنا به هر دلیلی که اجمالا باید « فقدان سیاست جذب و نگاهداشت» نامید، از کشور رفتند و در مقابل کشور ایستادند! اکنون برای حفظ و نگاهداشت آن دسته از فعالان رسانه ای از دست رفته، و یا آن سَلَفی های کیهان مقامی که سلطنت طلب شده اند!، کاری نمی شود کرد اما چرا برای آنهایی که هنوز در همین کشور زندگی می کنند و از قضا در همین یک و دو جنگ اخیر، دفاع جانانه و بی اجر و مزدی از کشور به عمل آوردند، کاری انجام نمی شود؟ در کجای دنیا دیده اید، روزنامه نگاری که سالها در حبس و بازداشت باشد اما حاضر نشود برای انتقام از حکومت، جانب متجاوزین را بگیرد و از این ناحیه مورد آزار جمعی دیگری از بی خبران وطنی نیز قرار بگیرد؟ چرا اکنون که جهان عرصه جنگ روایت خوانده می شود و قدرت رسانه ها در جنگ و صلح غیر قابل کتمان است، تغییری محسوسی در سیاست های رسمی و امنیتی و قضایی کشور نسبت به جامعه رسانه ای مستقل کشور انجام نمی شود؟ چرا در هنگامه جنگ و یا به وقت دیپلماسی از قلم و قدرت و نفوذ آنان در مسیر منافع کشوری که دوستش دارند، بهره گیری نمی شود؟! آلموند گولیون (almond gulion) پژوهشگر امریکایی در دهه 1960 میلادی برای توصیف ابعاد نوین دیپلماسی بین المللی از اصطلاح «دیپلماسی عمومی » بهره گرفت. این مفهوم را بعدها پیدایی اصطلاحات جدیدتری نظیر «دیپلماسی فرهنگی» و «جنگ نرم» کامل کرد و به ابزاری اساسی در خدمت اهداف ملی کشورها بدل ساخت. بخشی از دیپلماسی عمومی به معنای استفاده از عوامل و منابع فرهنگی و رسانه ای نظیر راه اندازی نشریات و سایت های اینترنتی و بکارگیری خبرنگاران و روزنامه نگاران در مسیر سیاست خارجی و امنیت ملی است. به یقین روزنامه ها در اغلب کشورهای دموکراتیک حتی در مسائل استراتژیک و امنیتی، لزوما درهمسویی و هم نظری کامل با حکومت، دولت و جناح حاکم به سر نمی برند اما حتی روزنامه های منتقد نیز در اغلب این کشورها در پیشبرد منافع ملی و تامین امنیت ملی جایگاه موثر و البته مشخصی دارند ودستگاه سیاست خارجی این کشور ها در عرصه دیپلماسی بین المللی، اساسا موجودیت روزنامه های منتقد را بخشی از پرستیژ و اعتبارسیاسی خود محسوب می کنند. کم نیستند دولت هایی که به دلیل برخی مصالح از ورود به بسیاری از مسائل خاص دیپلماتیک امتناع ورزیده واعلام موضع و اعلام نظر در این خصوص را به روزنامه های منتقد دولت واگذار می کنند و در حقیقت وجود رسانه های منتقد را پشتوانه ای برای چانه زنی های دیپلماتیک خود قلمداد می کنند. اما چرا در ایران از موجودیت روزنامه نگاران مستقل و یا حتی منتقد حکومت و یا به طور دقیقتر منتقدان شیوه حکمرانی، چنین بهره گیری هایی صورت نمی گیرد و مهمتر اینکه اساسا چرا در ایران از روزنامه نگاران و قدرت رسانه ای کشور، ( به گفته برخی تندروها) همیشه « دشمن» استفاده می کند و دستگاه سیاست خارجی و دستگاه امنیتی ما، موفق به استفاده مطلوب از چنین توانمندی هایی نمی شود ؟! در هر صورت، روزنامه نگاری بیش از آنکه یک عرصه منازعه و درگیری حزبی و جناحی و یا زمینی برای دعواها و تسویه حساب های سیاسی باشد، یک حرفه است که افراد آبرومند و باورمند به حفظ بقا و تعالی ایران در آن مشغولند و از همین حرفه پرخطر، امرار معاش می کنند. این حرفه برای بقاء و استمرار نیاز به درجه ای از امنیت شغلی و سرمایه گذاری دارد که تامین آن جز در مسیر تعامل با نهادهای مسئول کشور مقدور و میسر نخواهد بود . متن کامل
⭕ «مشروطیت»؛ انقلابی که مفت از دست رفت ! ✍ قاسم خرمی « آقایان! صبر کنید! ما یقه چرکین ها، کلی جان کندیم تا معنی مشروطه را فهمیدیم، بگذارید همین مشروطه فعلا برای ما بماند… من با مشروطه مشروعه مخالفم!». این از همان جملات تاریخی است که مسیر ایران را عوض کرد. ایران، لحظاتی را به خود دیده که همه چیزش به مویی بند بوده و آنچه امروز، کشور ایران نامیده می شود، حاصل تصمیمات درست در لحظات درست و سرنوشت ساز بوده است. منجیان ایران در آن گردنه های باریک تاریخی، همیشه معدود بوده اند؛ معدود افرادی که مصلحت ملی را بر همه مصلحت های فردی و گروهی و خوشنامی ترجیح داده اند و نابود شدند تا ایران بماند. زمانی که محمدعلی شاه قاجار با سرکوب آزادیخواهان و استقرار استبداد صغیر، نفس روشنفكران و نمایندگان پارلمان تازه تاسیس را در سینه ها حبس کرده بود و خواهان جمع کردن بساط آزادی خواهی و استبداد ستیزی در ایران بود، ناگهان صدای خسته استاد غلامرضای یخدان ساز از گوشه مجلس بلند شد و مسیر ایران را عوض کرد او در اوج ناامیدی فریاد زد : « آقایان! صبر کنید! بگذارید همین مشروطه فعلا برای ما یقه چرکین ها بماند...» و مشروطیت نجات یافت اما صد حیف که تمام آن نیروی عظیم و سازنده که استبداد قاجار را به زیر کشید، بعد از انقلاب، به کار عمران و استقلال ایران نیامد. کمتر از دو دهه بعد از انقلابی که برای گسترش آزادی بیان، برادری و برابری، امنیت و استقلال و پیشرفت ایران پدید آمده بود، تقریبا اثری از آن آرمانها و خواسته های مترقی دیده نمی شد. از آن قانون مترقي هم « يك كلمه» باقي نماند! شاه و اتابک و نیروهای مرتجع، روزنه های مجلس را بستند و دانه درشت های سیاسی را خفه کردند. انقلابیون به جای احزاب رسمی و دموكراتيك، «انجمن غیبی» و «کمیته مجازات» تاسیس کردند، استاد غلامرضا يخدان ساز به حاشيه رفت و كساني كه در انقلاب مشروطيت، آب به آسیاب استبداد می ریختند، معرکه دار تندروي شدند و خلاصه همه كس را از همه چيز یک انقلاب ملی بيزار كردند! خلاصه، حاصل آن همه جان ها و جان کندن ها، مفت از دست رفت! 14 مرداد سالروز امضای فرمان مشروطیت است؛ انقلابی که جامعه ایران را به دنیای جدیدی پرتاپ کرد 📌 متن کامل را اینجا بخوانید
🟥♦️
🎼 علاج محسن چاوشی برای این روزهای ایران ترانه: کاظم بهمنی آهنگساز و تنظیمکننده: محسن چاوشی مردم ! علاج در وطن است 💠 نشریه کارخانه دار
⭕ محسن چاوشی؛ هنرمندی زیر باران موشک و تهمت ◀ مردم « علاج در وطن است» ✍قاسم خرمی 8 مرداد، زادروز محسن چاوشی است. صدای چاوشی را گمانم اولین بار در سالن سینما و روی فیلم « سنتوری» ساخته داریوش مهرجویی شنیدم و سالهاست که صدای او را گوش می کنم و لذت می برم و با اینکه هنوز او را از نزدیک ندیده ام، یکی از چند خواننده مورد علاقه من است. اما بیش از صدا و چهره چاوشی، نوع عقاید و باورها و از همه مهمتر شهامت و شجاعت او در بیان آنچه فکر می کند درست است، برای من قابل تحسین و ستایش است. در میانه حملات بی رحمانه آمریکا و اسرائیل به کشور که خیلی از خواننده ها و سلبریتی ها، به هر دلیلی سکوت کردند، چاوشی ترانه « علاج » را خواند و فریاد زد که « مردم! علاج در وطن است...». این اعتقاد و صدا که راه حل نهایی مشکلات ایران، در داخل و بطورخاص در مفاهمه میان حکومت و ملت است، نزدیک به سه دهه است که گفته می شود و شنیده نمی شود؛ چاوشی اما درست در زمانی که خیلی ها فکر می کردند، دیگر برای این حرف ها دیر شده است، دوباره فریاد زد که « مردم! علاج در وطن است». از اینرو، او را باید آخرین رفورمیست امیدوار ایران در جایی بیرون از حکومت و حاکمیت نامید. این ترانه او هم می تواند، یکی از آخرین پیام ها، توصیه ها و هشدارهای مشفقانه برای نجات ایران باشد. مخالفین جمهوری اسلامی که به کمک سیستم های اطلاعاتی ورسانه ای خود، در یکسال گذشته، شیادانه کوشیدند تا هر گونه مخالفت با حمله نظامی و تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل به کشور را، همسویی با حکومت و حتی تایید ضمنی شیوه حکمرانی نظام در چند دهه گذشته، بنامند، طبیعی بود که از کنار این صدا و پیام محسن چاوشی به راحتی عبور نکنند و نکردند؛ فضای مجازی پر شد از صفحات جعلی که دهان به ناسزای او گشودند و کمر به تخریب او بستند. او ازجمله ایرانیان وطن پرستی است که همزمان زیر بارانی از موشک و تهمت قرار گرفت! چاوشی اما کوتاه نیامد و از مسیر رفته، بازنگشت و در پاسخ به این هجوم ناآگاهانه و ناجوانمردانه و خطاب به کسانی که از او می خواستند سمت درست تاریخ بایستد، کلماتی گفت که فقط تاریخ می تواند در آینده قضاوت کند و نظربدهد. او گفت: « اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم که نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست! این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم: اصلا سمت درست تاریخ و هر چه میبافید، ارزانی خودتان…من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم؛ وسط مدرسه میناب وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابانهای شهرم…». این حرفها را کسی می زند که زاده خرمشهر است و جنگ و نابودی را فقط از صفحه تلویزیون ندیده است. از قضا کسی است که از حکومت هم روی خوش ندیده است. ترانه های چاوشی در میانه جنگی که دوست و دشمن، تصور می کرد، سمت درست تاریخ ایستاده است، جبهه جدیدی از وطن خواهان، مقابل متجاوزان گشود. ایستادن در مقابل مردم مایوس و خشمگینی که از سر استیصال،انسانوارهای جنایت پیشه ای مثل ترامپ ونتانیاهو را «عموی رهایی بخش!» خطاب می کنند ، به هیچ وجه کار راحتی نیست، چاوشی اما این کار را کرد. او همه چیزش را فدای ایران کرد. محسن چاوشی با این عقایدش، یک فرد نیست. جریانی است دلخون و پر از گلایه و شکایت که اکنون چاره ای جز دفاع از وطن ندارد؛ آن هم وطنی که در آن، جای چندانی برای جولان ندارد. من اکنون از جایی که نمی دانم چقدر با محسن چاوشی فاصله دارم، تولدش را تبریک می گویم و خوشحالم که ایران عزیز و مجروح هنوز فرزندانی مثل او دارد. حالا بگذارید دشمن به جنگ و کشتن و ویرانی افتخار کند: باتکههای پیکرمان با گیسوان دخترمان میخواستیدچهکار کنید؟! ما زندهایم؛ مثل امید این چند روزه را بروید بر کشتن افتخار کنید! 💠https://t.me/Karkhanedar_Mag
❇️🍃
🟥 روایت جنگ از سمت صمت ✍ قاسم خرمی روز سه شنبه 30 تیرماه 1405 مراسم روزملی صنعت و معدن با حضور رئیس جمهور و کارآفرینان و فعالان اقتصادی کشور برگزار شد. البته روز صنعت و معدن در تقویم رسمی کشور دهم تیرماه است اما امسال به خاطر همزمانی با مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، برنامه تقدیر از واحدهای صنعتی و معدنی به تعویق افتاد که انصافا نسبت به سالهای قبل، از کیفیت و غنا و اثرگذاری بیشتری هم برخوردار بود. در ابتدا و طبق روال معمول، تعدادی از روسا و نمایندگان تشکل های مهم صنعتی کشور صحبت کردند و اوضاع خودشان را در میانه جنگ و تحریم و فشار تشریح کردند. حرفهایی که گفته می شود و شنیده هم می شود اما مسلما پاسخ به آن تماما به وزارت صمت مربوط نمی شود. عمده واکنش ها به سخنان چندی پیش وزیر نیرو بود که گفته بود این وزارتخانه در قبال تامین برق صنایع مسئولتی ندارد! سخنان آقای علی آبادی از ان جهت تامل انگیز بود که خود او در دولت مرحوم رئیسی، وزیر صمت بود و مجموعه ای از گفته و نوشته هایی از او موجود است که در آن زمان، وزارت نیروی وقت را از بابت تعلل در تامین برق و گاز صنایع، مورد عتاب و خطاب قرار داده بود! روی سخن صنعتگران این بار با خود رئیس جمهور بود و می پرسیدند که اگر قرار است ما بی برقی و تعطیلی داشته باشیم، چرا باید مالیات بدهیم؟ چه تکلیفی در حفظ نیروی کار و جلوگیری از بحران های اجتماعی ناشی از تعدیل نیرو داریم؟ و سوالی بنیادی تر آنها، که اگر قرار است کارخانه ها به خاطر نبود برق تعطیل شوند و چرخ تولید متوقف شود، چگونه می شود چرخه تولید و توزیع کالاها و نیازهای مصرفی مردم را تامین و در مقابل حملات و فشارهای دشمن مقاومت کرد؟ آقای پزشکیان که به قول خودش سخنرانی ها را از رو نمی خواند، چند جمله ای صادقانه با فعالان اقتصادی سخن گفت که خیلی مقبول افتاد و گفت که به وزارت نیرو دستور خواهد داد که اگر قرار است به خاطر ناترازی ها، برقی قطع شود، ترجیح می دهد که به جای برق صنایع، برق نهاد ریاست جمهوری قطع شود در میانه این برنامه اما فیلمی از حملات بی رحمانه آمریکا و اسرائیل به زیر ساخت های صنعتی و بویژه فولاد مبارکه اصفهان و نیز نحوه مدیریت و حفظ بازار در میانه جنگ منتشر شد که به اندازه دهها ساعت سخنرانی و توضیح و توصیف، موثر و البته تاثر انگیز بود. اغلب مردم ما احتمالا به دلایل امنیتی، از کم و کیف حملات دشمن به زیر ساخت ها، اطلاع کاملی ندارند و حجم خباثت ترامپ و نتانیاهو بر آنان پوشیده مانده است. ضمن اینکه، نفوذی ها و حفره های امنیتی و نیز دیاسپورای جنگ طلب ایرانی در خارج از کشور، فضایی را خلق کرده اند که برخی مردم کم اطلاع و یا زخم خورده، تصور کنند، دشمن به دنبال جنگ با سپاه و جمهوری اسلامی است و به تاسیسات صنعتی و موسسات تمدنی ایران کاری ندارد. زمانی گذشت تا تشت تزویر از بام افتاد و ترامپ نابودی ایران و جمیع ایرانیان را به عنوان هدف مشروع اعلام عمومی کرد من شک ندارم که هر کسی با فرایند ساخت و تاسیس یک کارخانه آشنایی داشته باشد، ولو اینکه منتقد یا مخالف جمهوری اسلامی باشد، از بابت بمباران بی رحمانه و تخریب فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و هزاران واحد تولیدی و صنعتی دیگر، متاثر شده و در خلوت خود گریسته است. من در تاریکی سالن مراسم بزرگداشت روز صنعت و معدن، به چشم خود دیدم، اشک های بسیاری که از گوشه چشم ها فرو غلطیدند و افسوس خوردند. در بخش های دیگری از این فیلم، چگونگی کنترل بازار و تامین مایحتاج عمومی در زمان جنگ 10 روزه و 40 روزه تشریح شد. من کمابیش در جریان فعالیت های وزارت صمت بویژه شخص وزیر آقای اتابک در حفظ تولید و کنترل بازار بودم و برای من خیلی تازگی نداشت اما بخش بدیع این فیلم، به گمانم اصل روایت بخش تولید و تجارت از چگونگی تنظیم بازرا و حفظ کشور در مقابل تهاجم خارجی بود؛ موضوعی که متاسفانه به خاطر زاویه دید صدا و سیما به دولت، کمتر مورد توجه قرار گرفته و یا اصلا پرداخته نشده است. آقای اتابک هم مثل آقای پزشکیان، خیلی اهل حرف زدن و گلایه و شکایت نیست و یا تا حد ممکن از رسانه ای شدن اختلاف نظر ها امتناع می کند اما حتما در آینده نقش دولت، وزارت صمت و دیگر وزارتخانه های مرتبط در این دفاع میهنی آشکارتر خواهد شد و معلوم خواهد شد چه کسانی، چه کردند که یک کشور زیر بمباران شبانه روزی دو ابرقدرت نظامی، هیچ وقت چهره شهر و کشور جنگی نگرفت و آب و برق و حقوق شبکه هایی که به دولت دشنام می دهند نیز برقرار ماند. البته به گواه تاریخ، وطن پرستی بی هزینه نیست ! کشور چند روزی است که مجدد زیر بمباران بی رحمانه دشمن قرار گرفته و ممکن است کار از این که هست هم بالاتر بگیرد. کار از گلایه و نصیحت صدا و سیما و تندروها و ایران ستیزان نیز گذشته است و هرکس می تواند برای ایران کاری بکند، تعلل نکند که به قول بهار: ای وطن خواهان وطن در خطر است !
✴🔸
↙️ بازنشر به مناسبت روز صنعت و معدن 🟥 «تكنوكراسي» جايگزين «دموكراسي» نمي شود ✍️ قاسم خرمي 💮 تکنوکراتها و يا فن سالاران به عنوان افراد قائل به استفاده از تکنولوژی در حکمرانی، تقریبا از اواخر دهه ۱۳۳۰ میلادی در عرصه سیاست و جامعه ایران ظاهر شدند. حکومت پهلوی دوم به خاطر عقب زدن طبقات زمیندار و تجار، سیاست جذب تکنوکراتهای برجستهای مثل علینقی عالیخانی، رضا نیازمند، خداداد فرمانفرما، مهدی سمیعی، محمد يگانه، صفي اصفيا، تقی توکلی و نجم آبادي را در بوروکراسی دولتی در پیش گرفت و به کمک آنها، تغییرات مهمی در ساختار اقتصادی و صنعتی ایران دهه ۴۰ و ۵۰ ایجاد کرد؛ هر چند خطاي بزرگ شاه اين بود كه مي خواست با ميدان دادن به تكنوكرات ها، نقش نيروهاي سياسي را تخفيف دهد و به عبارتي «تكنوكراسي» را جايگزين «دموكراسي» كند، كه شكست خورد 💮 در ایران بعد از انقلاب كه حکومت ميانه خوبي با علوم انساني نداشت، فرصتهایی زیادی در اختیار تحصیلکردگان رشتههای فنی و مهندسی قرار داد، اما تکنوکراتهای برآمده از جریان انقلاب، هیچگاه، نتوانستند همطراز تکنوکراتهای قبل از انقلاب، در حوزه تغییرات اقتصادی و صنعتی ظاهر شوند. اینها برای انجام نقشهای ذاتی خود در فرایند توسعه صنعتی، دست کم با دو چالش مهم ایدئولوژیک مواجه بودند: ✅ 1-سلطه ایدئولوژی ضد سرمایهداری ✔️ یکی از ماموریتهای مرتبط با ماموريت ذاتی تکنوکراتها، پیشبرد توسعه صنعتی است. موفقیت توسعه صنعتی حداقل در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی تا حد زیادی با مقتضیات نظام سرمایهداری در پیوند بود. ✔️ ایدئولوژی انقلاب ایران اما بر ضدیت با نظام سرمایهداری استوار بود. از اينرو، تکنوکراتهای انقلابی برای ایفای نقش خود در پیشبرد برنامه توسعه صنعتی در بنبست ایدئولوژیک قرار گرفتند و به رغم اینکه درباره اهمیت صنعت و بنگاههای خصوصی صنعت آگاهی کامل داشتند به ناچار از دولتی شدن صنعت حمایت کردند وبه دنبال اثبات تدریجی ناکارآمدی اقتصادی دولتی، اعتبار آنها نيز زير سوال رفت ✅ 2- بیاعتنایی به ناسیونالیزم و روحیه ملی ✔️ از دیگر شعارها و وظایف مهم تکنوکراتها، ساختن وطن است. در بسیاری از کشورها، ناسیونالیزم و دفاع از تولیدات و بازارهای داخلی، نیروی محرک توسعه صنعتی بوده است. هم اكنون نيز، سياست هاي تعرفه اي ترامپ كه البته با ادبيات مشمئزكننده اي عنوان مي شود، نوعا بازگشت به ناسيوناليسم اقتصادي و حفاظت از بازارهاي داخلي است. تکنوکراتهای دوره پهلوی عمدتا گرایش شدید ناسیونالیستی داشتند . حتي علينقي عليخاني، وزير اقتصاد دهه 40، رهبري محفلي از نخبگان پان ايرانيست را عهده دار شد كه همين امر ظن شاه را نسبت به او برانگيخت. ✔️ ایدئولوژی انقلاب اسلامی اما مبلغ نوعي جهان وطنی و امت گرايي بود و حداقل تا پايان دهه 60، از در سازگاري با ناسيوناليسم اقتصادي در نيامد و فكر پيوند اقتصاد با ناسيوناليسم كه شكل رقيق شده آن را مي توان در عبارت « توليد ملي» جستجو كرد، جملگي در يك و دو دهه اخير رايج شد. به همين دليل، تکنوکراتهای انقلابی كه عمدتا خاستگاه فكري در دهه 60 و 70 داشتند، در تنگنا و پارادوكس تاريخي و نظري گرفتار آمدند: آنها نه با اقتصاد جهاني نسبتي داشتند و نه مي توانستند نوعي اقتصاد ملي را تئوريزه كنند. ناگفته نماند كه همان سياست شكست خورده جايگزين كردن تكنوكرات ها با نيروهاي سياسي در دولت مرحوم هاشمي رفسنجاني نيزدر حال اجرا بود كه با توقف برنامه توسعه صنعتي توسط منتقدان سياسي دولت، موقعيت تكنوكرات ها نيز متزلزل شد. و اما در يك پارادوكس بزرگ تاريخي، همین تکنوکرات های انقلابی كه قرار بود جاي نيروهاي سياسي را تنگ كنند، کار بزرگی را صورت دادند که هیچ یک از تکنوکراتهای دوره پهلوی، توان ورود و پرداختن به آن را نداشتند؛ «دفاع از توسعه سیاسی و فراگردهای دموکراتیک». در دو دهه اخير، بسيار از تكنوكرات ها در نقش روساي ستادهاي انتخاباتي جريان هاي اصلاح طلب و تحول خواه،با بردن نظام به سمت توسعه سیاسی، توانستند سرکشیهای وطغیان های ایدئولوژیک را قدری مهار کنند و از این طریق، به حفظ موجودیت سیستم کمک کنند. افرادي مثل مهدي سميعي از تكنوكرات هاي دوران پهلوي، بعدها اذعان كردند كه اگر شاه بر «سياست پرهيزيِ» مضاعف تكنوكرات ها، تاكيد نمي كرد، آنها شايد مي توانستند رژيم را از گردنه بحران سياسي عبور دهند. در هر صورت، جداكردن فكر توسعه از سياست و يا « سياست زدايي از توسعه» در جامعه ايران، محكوم به شكست است( متن كامل)
عکس نگار, [6/17/2026 11:31 AM] [In reply to عکس نگار] ❇️ تابآوری صنایع و بنگاههای اقتصادی از بروز اختلال در زنجیره تأمین جلوگیری کرد مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی با اشاره به عملکرد بنگاههای اقتصادی در مواجهه با شرایط دشوار اخیر، اظهار کرد: تداوم فعالیت واحدهای تولیدی و حفظ جریان تأمین و توزیع کالا نشان داد که صنایع کشور از ظرفیت بالایی برای مدیریت بحران و عبور از شرایط پیچیده برخوردار هستند. به گزارش روابط عمومی سازمان مدیریت صنعتی، قاسم خرمی در بیست و سومین همایش جایزه ملی تعالی سازمانی با تقدیر از برگزیدگان این رویداد، گفت: دستیابی به جایگاههای برتر در جایزه تعالی سازمانی حاصل تلاش مستمر، شایستگیهای مدیریتی و استقرار فرآیندهای حرفهای در سازمانها و بنگاههای اقتصادی است و ارزیابیهای این جایزه بر پایه معیارهای تخصصی و فنی انجام میشود. وی با اشاره به شرایط خاص اقتصادی کشور در ماههای گذشته، بیان کرد: فعالان اقتصادی در دورهای با چالشهای متعدد و کمسابقه مواجه بودند؛ شرایطی که بسیاری از الگوهای متداول مدیریتی توان تبیین کامل آن را نداشتند، اما سازمانها با اتکا به توانمندیهای داخلی و رویکردهای تابآورانه، مسیر فعالیت خود را حفظ کردند. وی خاطرنشان کرد: جایزه تعالی سازمانی معتبرترین جایزه سازمان مدیریت صنعتی است؛ زیرا علاوه بر ارزیابی نتایج مالی، کیفیت نظام مدیریتی، کارآمدی فرایندها، چشمانداز توسعه و میزان آمادگی سازمان برای تحقق اهداف بلندمدت را نیز مورد سنجش قرار میدهد. مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی افزود: فرایند تعالی سازمانی در عمل نقش یک نظام مشاوره و بهبود مستمر را برای بنگاهها ایفا میکند. ارزیابان با بررسی عملکرد شرکتها، آنها را با استانداردهای معتبر جهانی مقایسه کرده و نقاط قوت، فرصتهای بهبود و راهکارهای ارتقای عملکرد را در اختیار مدیران قرار میدهند. وی استقبال گسترده شرکتها از این رویداد و تداوم آن طی بیش از دو دهه را نشانه اثربخشی جایزه تعالی سازمانی دانست و افزود: استمرار حضور بنگاههای اقتصادی در این فرایند بیانگر آن است که تعالی مدیریتی، نقش مستقیمی در ارتقای بهرهوری، افزایش درآمد و بهبود عملکرد اقتصادی شرکتها دارد. خرمی افزود، بنگاههای اقتصادی همواره به دنبال توسعه و اجرای برنامههای رشد هستند، اما در شرایط بحرانی ناگزیر به تمرکز بر حفظ پایداری و استمرار فعالیتها میشوند. در ماههای اخیر نیز مدیریت شرایط به گونهای بود که علاوه بر تداوم تولید، زمینه بازگشت سریعتر فعالیتها به وضعیت عادی فراهم شد. مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره را حفظ زنجیره تأمین کالا در کشور دانست و تصریح کرد: با وجود فشارهای ناشی از شرایط خاص، شبکه تولید و توزیع کشور بدون اختلال جدی به فعالیت خود ادامه داد و نیازهای اساسی مردم بهصورت مستمر تأمین شد. وی ادامه داد: استمرار تولید، مدیریت بازار و تأمین کالاهای مورد نیاز جامعه نتیجه تلاش مشترک مدیران، کارکنان و فعالان بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی بود و صنعتگران کشور نقش مؤثری در حفظ ثبات اقتصادی ایفا کردند. خرمی همچنین از تدوین طرحی برای بازسازی و بازآفرینی واحدهای صنعتی آسیبدیده خبر داد و گفت: این برنامه با هدف احیای ظرفیتهای تولیدی، ارتقای بهرهوری و حمایت از صنایع آسیبدیده طراحی شده و جزئیات آن در آینده اعلام خواهد شد. وی در پایان ابراز امیدواری کرد با تقویت همکاری میان بخشهای اقتصادی، صنعتی و مدیریتی و استفاده از تجربیات حاصل از مدیریت بحران، روند توسعه و پیشرفت کشور با سرعت بیشتری ادامه یابد.
💢 مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی: 💢 شرکت های ایرانی در حوزه تاب آوری، فراتر از تصور ظاهر شدند و رکورد جهانی بر جای گذاشتند. این وضعیت قابل تکرار برای هیچ شرکت خارجی نیست
❇️ آغاز حرکت ملی برای بازسازی صنایع آسیبدیده از جنگ مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی از آغاز پویش ملی «دوباره میسازمت وطن» با هدف نوسازی، بازسازی و توانمندسازی صنایع آسیبدیده از تهاجم اخیر دشمن خبر داد؛ پویشی که قرار است با مشارکت نهادهای دولتی، شبکه مشاوران حرفهای و مدیران صنعتی، مسیر احیای تولید و بازآفرینی ظرفیتهای صنعتی کشور را هموار کند.
رئیس سازمان مدیریت صنعتی خبر داد: 🟥 آغاز پویش ملی «دوباره میسازمت وطن» برای بازآفرینی صنایع آسیبدیده از جنگ قاسم خرمی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا با اشاره به رسالت ملی سازمان مدیریت صنعتی در شرایط خطیر کنونی اظهار داشت: پس از تهاجم دشمن به مراکز صنعتی، این سازمان به عنوان بازوی فکری و اجرایی، «بازسازی و بازآفرینی صنایع آسیبدیده» را به عنوان ماموریت راهبردی خود تعریف کرد. در همین راستا، پویش ملی «دوباره میسازمت وطن» با مشارکت گسترده نهادهای دولتی و نخبگان عرصه مشاوره کسبوکار شکل گرفته است. خرمی با اشاره به تحلیل دقیق سطوح آسیبپذیری صنایع گفت: بر اساس بررسیهای انجام شده، صنایع را به سه دسته «مستقیم آسیبدیده»، «آسیبدیده در زنجیره تأمین» و «صنایع کوچک و آسیبپذیر» تقسیمبندی کردیم. برای هر دسته، بستههای عملیاتی ویژهای تدوین شده است. وی از طراحی و پیادهسازی یک پلتفرم تخصصی برای ثبت نوع عارضه شرکتها خبر داد و افزود: در این سامانه، تقاضای صنایع با شبکه مشاوران خبره و متخصصان مدیریت کشور اتصال مییابد تا فرآیند بازسازی بر اساس متدهای علمی و تجربیات زیسته از دوران دفاع مقدس به سرعت آغاز شود. آموزشِ «مدیریت بحران»؛ اولویت اصلی در دوره پساجنگ رئیس سازمان مدیریت صنعتی با تأکید بر اینکه تنها بازسازی فیزیکی کافی نیست، افزود: بستههای جامع آموزشی شامل «استراتژیهای مواجهه با بحران»، «مدیریت استرس در فضای کارگری» و «روشهای نگهداشت نیروهای کلیدی در شرایط جنگی» تدوین شده است. همچنین، راهکارهای نوین تأمین مالی و بهرهبرداری از اعتبارات بازسازی به مدیران و صنایع ارائه میشود. طرح ملی پرورش هزار مدیر صنعتی خرمی به جایگاه پروژه ملی «پرورش هزار مدیر» در شرایط فعلی اشاره کرد و گفت: با توجه به تغییرات محیطی و ضرورتهای پساجنگ، سرفصلهای آموزشی این پروژه با محوریت «تابآوری صنعتی» بازنگری شده است. وی با اعلام اینکه هماکنون ۲۱۵ مدیر در این دوره مشغول به آموزش هستند، تصریح کرد: الگوی آموزش در این پروژه از روشهای سنتی فاصله گرفته و به سمت «حل نظام مسائل واقعی» حرکت کرده است. این مقام مسئول عنوان کرد: در این مسیر، استاد راهنما از سوی سازمان مدیریت صنعتی و استاد مشاور از میان نخبگان اجرایی کشور انتخاب میشوند تا هر دانشجو موظف باشد تا پایان دوره، حداقل یک گره کور از مسائل حوزه کاری خود را باز کند. رئیس سازمان مدیریت صنعتی در پایان خاطرنشان کرد: این سازمان با تمام توان علمی و تحقیقاتی خود، به عنوان پشتوانهای استوار برای صنایع کشور عمل خواهد کرد تا ضمن بازسازی زیرساختها، جایگاه واقعی تولید ملی تثبیت شده و چرخه اشتغال کشور به شکوفایی برسد.
💢💢💢
⭕️ درگذشت جمشید قراجهداغی از بنیانگذاران سازمان مدیریت صنعتی ✍️قاسم خرمی مهندس جمشید قراجهداغی مثل دهها نخبه و نابغه ایرانی که در انظار و افکار عمومی، ناشناخته باقی مانده است، روز دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ در غربت درگذشت. قراجهداغی هم، همانطور که از نام خانوادگی اش پیداست، از خانوادههای قدیمی آذربایجانی است؛ از وارثان و حاملان دفتر و دیوان ایرانی. او، خود، همچون پدرش، از شمار وطنپرستان تبریزی و حافظان و پاسداران زبان پارسی بود. همین عشق به فرهنگ و تاریخ ایران، جمشید را در آغاز جوانی، وقتی مشغول تحصیل در سال سوم رشته مهندسی سیستمهای دانشگاه برکلی در کالیفرنیا بود، به مقام دستیاری آموزشی والتر هنینگ، ایرانشناس نامدار، برکشاند و عاقبت نیز، همین عشق به ایران، او را از خانه و کاشانهاش آواره کرد. ماجرای خانهنشینی و سپس مهاجرتِ بیبازگشتِ قراجهداغی از کشور، در یک نیمروز سرد زمستانی رقم خورد؛ صادق قطبزاده که میگفت «من هیچ کاری جز انقلابکردن بلد نیستم»، در فردای پیروزی انقلاب، روی دست انقلابیون ماند تا اینکه بالاخره او را جانشین رضا قطبی در تلویزیون ملی ایران و یا صداوسیمای فعلی کردند. ساختار سازمانی تلویزیون ملّی پیشتر و توسط سازمان مدیریت صنعتی و در دوره مديريت قراجه داغي، طراحی شده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مهدي بازرگان از او خواست تا با قطب زاده همكاري كند و به تشكيلات اين رسانه كه محل طمع گروههاي چپ بود، ساماني ببخشد. ماجرا اختلاف قراجه داغي و قطب زاده، هم خوفناک است و هم از منظری بامزه. به روایت قراجهداغی، وی مشغول تعلیم رئیس جدید تلویزیون ملّی درباره امور کارشناسی این سازمان بود که بانگ اذان ظهر پخش شد؛ قطبزاده با همان جملات و حرکاتی که خاص خودش بود، سخن قراجهداغی را قطع و جلسه را تعطیل کرده و به او میگوید «وقت اقامه نماز است و باید تو را تنها بگذارم»! قراجهداغی به شوحي يا جدي مي گويد: «مرد حسابی! من و تو که خوب همدیگر را میشناسیم، تو از کی نمازخوان شدهای؟» همین طعنه کافی بود که قطبزاده چون اسپند روی آتش برافروخته شود. کار به جرّ و بحث کشید و قراجهداغی از ساختمان خارج شد. قطبزاده به یک جمله چنان کینهای به دل گرفته بود که به ساعتی نکشیده، تیغ انتقام از نیام بیرون کشید. قراجهداغی در مسیر بازگشت بود که از طریق رادیوی خودرویش شنید «جمشید قراجهداغی به اتهام محاربه دستگیر شده است!». رادیوی قطبزاده، حکم قتل تکنوکرات ناکام را صادر کرد و به این ترتیب، کارنامه فعالیتهای حرفهای قراجهداغی در ایران برای همیشه به پایان رسید! زندگی جمشید قراجهداغی سرشار از اتفاقات پیشبینینشدهای است که مسیر زندگی و آینده او را پیش برده است. بابت شکواییهای بر سر واردات خودرو با علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دهه ۴۰، آشنا شد و در پی اخذ مجوزی برای راهاندازی یک شرکت خصوصی بود که از طریق یکی از اقوام، به رضا نیازمند، مدیرعامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، معرفی شد. صحبتهای قراجهداغی درباره نظریه سیستمها چنان شوقی در دل نیازمند انداخت که قرارهای بعدی را لغو کرد تا از پی سه ساعت گفتگوی ممتد، او را جانشین خودش در سازمان مدیریت صنعتی کند و با خیال راحت به کار معاونت عالیخانی مشغول شود. دیدگاههای قراجهداغی همچنین به مذاق مهندس مهدی بازرگان خوش آمد که میکوشید تا از طریق فیزیک و ترمودینامیک، به خداشناسی برسد. قراجهداغی بیش از آنکه یک مدیر یا تکنوکرات دولتی باشد، یک محقق وطنخواه در عرصه تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران است؛ نیکومردی فرهنگمدار و صاحب تفکري که میتوان با برخی از حرفها و دیدگاههای او مخالف بود، اما نمیتوان او، اندیشه و کارنامهاش را نادیده گرفت. ( ادامه مطلب)
مراسم رونمایی از دوره دکترای حرفه ای مدیریت امور نمایشگاهی (DBA) با حضور قاسم خرمی مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی و جمعی از مدیران این سازمان و صدیف بیک زاده مدیرعامل و سایر اعضا هیات مدیره شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی ج.ا.ایران و همچنین روسای تشکل های تخصصی صنعت نمایشگاهی کشور برگزار شد. هدف اصلی از طراحی و اجرای این دوره، تربیت مدیران استراتژیک برای صنعت نمایشگاهی کشور عنوان شده است؛ مدیرانی که علاوه بر برخورداری از دانش نظری بروز، دارای نگاه سیستمی و کلان به این صنعت باشند. در این دوره بر توانمندسازی فراگیران در تحلیل دادههای پیچیده، تصمیمگیریهای هوشمندانه و تدوین و اجرای راهبردهای تحولآفرین تأکید شده است. همچنین تقویت مهارتهای رهبری و مدیریت تغییر از دیگر محورهای اصلی این برنامه آموزشی به شمار میرود. ☀️https://t.me/Azinsamt
без подписи
☀️🔶☀️
پروفسور خرم از اساتید نامدار سازمان مدیریت صنعتی درگذشت روانش شاد
🟥 با هم می سازیم؛ اراده های شما قابل بمباران نیست 💢پیام همدلی و همراهی مدیر عامل سازمان مدیریت صنعتی با صنایع آسیب دیده از حمله وحشیانه دشمن در پی انتشاراخبار آسیب و تخریب بخشی از زیر ساخت های صنعتی کشور در پی حملات دشمن آمریکایی- صهیونیستی، مدیر عامل سازمان مدیریت صنعتی با صدور پیامی ضمن ابراز همدردی با مدیران، کارکنان و فعالان بخش صنعت، بر آمادگی این سازمان برای همراهی با صنایع آسیب دیده در مسیر بازسازی و بازتوانی تاکید کرد. در این پیام آمده است: در روزهایی که میهن عزیزمان با دفاع شجاعانه، شرایط سخت و دشوار را پشت سرگذاشته است، آسیب و تخریب بخشی از زیرساختهای حیاتی و صنعتی کشور، سبب اندوه و نگرانی عمیق در میان جامعه صنعتی و مدیریتی کشورشده است. بسیاری از این بنگاه ها و مجموعه های تولیدی طی سالیان متمادی با اتکا بر دانش تخصصی، انضباط مدیریتی و تلاش مستمر مدیران و کارکنان خود، نقشی موثر در تقویت اقتصاد ملی، تولید و خودکفایی کشور ایفا کرده اند. بی تردید همان تجربه، اراده و همبستگی که این صنایع را به جایگاهی ارزشمند در اقتصاد کشور رسانده است، مسیر بازسازی و احیای ظرفیت های آنها را نیز با انسجام و صلابت هدایت خواهد کرد. قاسم خرمی در ادامه با اشاره به سابقه همکاری این سازمان با طیف گسترد ه ای از بنگاه ها و صنایع کشور افزود: سازمان مدیریت صنعتی طی سالیان گذشته، به پشتوانه اعتماد متقابل و در جایگاه یک شریک علمی و مدیریتی، در کنار بسیاری از سازمان ها، شرکت ها و هلدینگ های صنعتی کشور حضور داشته است. این همکاریها طیف متنوعی از برنامه های حرفه ای را در برگرفته است؛ از حضور در فهرست شرکتهای برتر (IMI-100) و کوچک و متوسط (Sme-100 )و ارزیابیهای تعالی سازمانی گرفته تا همراهی در تورهای تعالی، برنامههای توسعه رهبری، و طراحی و اجرای دورهها و برنامههای تخصصی برای مدیران و کارشناسان. وی همچنین خاطر نشان کرد: حضور مستمر مدیران و کارشناسان صنایع مختلف در رویدادهای مدیریتی، همایشهای تخصصی و نشستهای راهبردی سازمان مدیرت صنعتی، بخشی از حافظه حرفهای و تجربه مشترک میان این سازمان و جامعه صنعتی کشور را شکل داده است. در سالهای اخیر، همکاریها علاوه بر حوزههای سنتی توسعه مدیریت، به مباحثی نظیر تقویت نظامهای حاکمیت شرکتی، توسعه سرمایه انسانی، بازطراحی ساختارهای کلیدی و ارتقای زیرساختهای مدیریتی نیز گسترش یافته است؛ حوزه هایی که امروز بیش از هر زمان دیگری به عنوان عوامل مهم تاب آوری و پایداری سازمان ها شناخته می شوند. در پایان این پیام تاکید شده است سازمان مدیریت صنعتی همچون گذشته، در این مقطع حساس نیز در کنار صنایع و بنگاه های تولیدی کشور قرار دارد و آماده است تا به عنوان یک مسئولیت ملی در چارچوب ظرفیت های علمی، مشاوره ای و تجربیات علمی خود در فرآیند بازسازی، بازتوانی و تقویت بنیان های حکمرانی سازمانی با صنایع آسیب دیده کشور همراهی و همکاری کند.