tgindex
📣 بسوی حقیقت

📣 بسوی حقیقت

Статистика
@BeSuyeHaqКнигиперсидский

📱بزرگترین کتابخانه هوشمند📱 ارسال درخواست و سوالات شرعی و ... 🆔 @BesuyehaqLibraryBot 🔴 پیج اینستاگرام : 🆔 instagram.com/BeSuyeHaq 👨🏻‍💻مدیریت👨🏻‍💻 🆔 @BesuyehaqLibraryAdmin

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
49
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 832
+10 за 4 дн.
Сутки
+5
+0,13%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
112
40 постов
Вовлечённость
2,9%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 49
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
31
1/48двое суток
35
1/72трое суток
38

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.7из ادمین همیشگی قبلی ⚘️

    без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 13 авг.51удалён 14 авг.

    без подписи

  • 12 авг.из ادمین همیشگی قبلی رشیدی⚘️удалён 13 авг.

    چند سال بود نماز میخوندم ولی #آرامش نداشتم 😢 #خدا رو دوست داشتم ولی نمیتونستم همه واجبات رو انجام بدم😔 تا یه روز لینک یک کانال دستم رسید 🍃تازه علت خیلی از اتفاقات زندگیم و فهمیدم این کانال زندگی من و عوض کرد..😍 دلم نیومد به شما معرفی نکنم🙏 #آرامش_واقعی_اینجاست 👇🦋 https://t.me/addlist/KHz0TWtNj7NiYTE8 #به_شددددددددت_توصیه_میشه👆📛

  • 12 авг.53из ادمین همیشگی قبلی رشیدی⚘️

    📚 بزرگ‌ترین کتابفروشی اهل‌سنت 📚 ✨ گنجینه‌ای از معتبرترین کتاب‌های اسلامی در موضوعات: 📖 تفسیر | حدیث | فقه | عقیده | سیره | آثار علمی 🔥 فروش ویژه با ۲۰٪ تخفیف 🔥 ✅ صدها عنوان کتاب معتبر 🚚 ارسال به سراسر کشور 💰 قیمت‌های مناسب ⚡ پشتیبانی و پاسخگویی سریع 📚 اگر به دنبال منابع اصیل و ارزشمند اهل‌سنت هستید، این فرصت را از دست ندهید. 👇 همین حالا عضو کانال شوید: 🔗https://t.me/+xLyLM9DXy2thNWVk 🌹 کتاب، سرمایه‌ای ماندگار برای دنیا و آخرت

  • هر وقت توی تابستون حالم بد میشه، احساس می‌کنم جون ندارم، بی‌حوصله‌ام، افسرده‌ام، با خودم میگم چرا دیگه هیچ‌چیز خوشحالم نمی‌کنه... بعد یه کم فکر می‌کنم و می‌بینم... کولر خاموش بوده. پس لطفا توی تابستون هیچ کار غم‌انگیزی انجام ندین. قهر نکنین، جدایی نگیرین، چیزای غمگین گوش ندین، عکسای قدیمی رو نگاه نکنین، و مخصوصا ساعت سه بعدازظهر در مورد معنی زندگی فکر نکنین. گرما همه‌چی رو چند برابر می‌کنه. یه ناراحتی کوچیک توی هوای خنک: خب، ناراحت شدم. همون ناراحتی توی گرمای ۴۰ درجه من دیگه هیچ‌وقت طعم خوشبختی رو نخواهم چشید.:)

  • 🔵 چرا آخرت را فراموش کرده‌ایم؟

  • 🔵 «در اصلاح نفس، هیچ‌وقت چیزی از دست نمی‌رود!» بیشتر کسانی که زندگی و درون خود را اصلاح کردند، چهل‌ساله و پنجاه‌ساله بودند؛ و بیشتر کسانی که قرآن را حفظ کردند، شصت‌ساله بودند. در شریعت ما چیزی به نام «دیگر از ما گذشته» یا «وقتش نیست» وجود ندارد

  • 🔵 سگ امام حسین پارس کرد!

  • 🔸 از بین رفتن برکت خانه... ➖ حافظ ابن کثیر رَحِمهُ اللّٰهُ تَعَالَى می فرماید : هرگاه سه عمل وارد خانه های تان شد ،‌ برکت‌ ها را از بین می برد : 1⃣ ــ اسراف 2⃣ ــ زنا 3⃣ ــ خیانت 🤲 الله تعالی از این سه عمل ما را محفوظ بدارد . 📚 حِلیَة الأولِیاء وَ طَبَقَاتُ الأصفِیَاء للإمَام أبُو نَعِیم الإصفَهانی الشَّافِعی

  • اگر همین امروز پایان زندگیت باشد @Tecnolozhy

  • افتاده درختی که به خود می بالید از داغ تبر به خاک غم می نالید گفتم چه کسی به ریشه ات زد گفتا آن کس که به زیر سایه ام می خوابید. @Tecnolozhy

  • 📚#داستان_کوتاه ⭕️ مردی که راضی به فروش قلب خود شد! ❤️❗️ ☆ مردی در سمنان بدلیل فقر زیاد و داشتن سه فرزند و یک زن ( یک پسر 6 ساله ، یک دختر 3 ساله ، و یک پسر شیر خوار ) قلب خود را برای فروش گذاشت ، و از او پرسیدند که چرا قلبت رو برای فروش گذاشتی ، اونم پاسخ داده بود چون میدونم اگه بخوام کلیم رو بفروشم کسی بیشتر از 20 میلیون کلیه نمیخره که با این مبلغ نمیشه یه سقف بالا سر خود گذاشت، ☆ اون مرد حدود چهار ماه در شهرای اطراف بصورت غیر قانونی آگهی فروش قلب با گروه خون O+ گذاشت . بعد از 4 ماه مرد میلیاردی از تهران که پسری 19 ساله داشت و پسرش 3 سال بود که قلبش توانایی کار کردن را نداشت و فقط با دستگاه زنده نگهش داشته بودن ، ☆ مرد تهرانی چند روز بعد از خواندن آگهی به سراغ فروشنده قلب میره و با هاش توافق میکنه که 200 میلیون تومن قلبش را برای پسرش بخرد ، و مرد تهرانی بهش گفته بود که من مال و ثروت زیاد دارم و دکتر آشنا هم زیاد دارم و به هرچقدر بگن بهشون پول میدم که با اینکه این کار غیر قانونیه ولی انجامش بدن ، مرد فروشنده به مرد تهرانی میگه زن و بچه ی من از این مسئله خبر ندارن و ازت خواهش میکنم اول پول رو به حساب زنم بفرست و بعد من قلبم رو به پسرتون میدم ، مرد تهرانی قبول میکنه ، و بعد از کلی آزمایشات دکتر متخصص قلبی که آشنای مرد تهرانی بود میگه با خیال راحت میشه این عمل رو انجام داد، ☆ روز عمل فرا میرسه و مرد فروشنده و اون پسر 19 ساله رو وارد اتاق عمل میکنن و دکتر بیهوشی مرد فروشنده رو بیهوش میکنه و زمانیکه میخواست پسر 19 ساله رو بیهوش کنه متخصص قلب میگه دست نگهدار و فعلا بیهوش نکن، دستگاه داره چیز عجیبی نشون میده و داره نشون میده که قلب این پسر داره کار میکنه ، دکتر جراحی که اونجا بوده به دکتر قلب میگه آقای دکتر حتما دستگاه مشکل پیدا کرده و به پرستاره میگه یه دستگاه دیگه بیار ، دستگاه جدید رو وصل میکنن و دکتر قلب میگه سر در نمیارم چطور ممکنه قلب این پسر تا قبل از وارد شدن به اتاق عمل توانایی کار کردن رو نداشت ، و میگه تا زمانی که مشخص نشه چه اتفاقی افتاده نمیتونم اجازه ی این عمل رو بدم ، و دکتر قلب میره پرونده پسر 19 ساله رو چک میکنه و میبینه که تمام اکوگرافی که از قلب این پسر گرفته شده نشون دادن که قلب پسر مشکل داره و دکتر ماجرا رو برای پدر پسر 19 ساله تعریف میکنه و بهش میگه دو باره باید اکوگرافی و آزمایشات جدیدی از پسرتون گرفته بشه ، دکتر قلب سریعا دست به کار میشه و بعد از گرفتن آزمایشات و اکوگرافی میبینه قلب پسر بدون کوچکترین اشکال در حال کار کردنه و پدرش میگه یک اتفاق غیر ممکن افتاده و باید دستگاهها رو از بدن پسرتون جدا کنیم چون قلب پسرتون خیلی عالی داره کار میکنه ، پدر پسر به دکتر میگه آقای دکتر تورو خدا دستگاهها رو جدا نکن پسر من میمیره ، دکتر قلب بهش قول میده که اتفاقی برای پسرس پیش نمیاد و دستگاها رو جدا میکنه و میبینه قلب پسر 19 ساله بدون هیچ ایراد و مشکلی داره کار میکنه و پدر پسر به دکتره میگه چطور همچین چیزی ممکنه ، دکتره بهش میگه فقط تنها چیزی که میتونم بگم اینه که اون فروشنده باعث شده خدا یک معجزه به ما نشون بده ، پسر 19 ساله به پدرش میگه بابا تو اتاق عمل یه آقایی دستشو گذاشت رو قلبم یه چیزی رو به من میگفت و چند بار تکرارش کرد و بهم میگفت پسرم از حالا به بعد قلب تو واسه همیشه توانایی کار کردن رو داره فقط حتما به پدرت بگو که به مرد فروشنده کمک کنه که بتونه زندگیشو عوض کنه،،، ☆ پدر پسره و دکتر قلب از شنیدن این حرف نمیدونستن باید چی بگن و فقط منتظر شدن تا مرد فروشنده بهوش بیاد ، وقتیکه مرد فردشنده بهوش میاد پدر پسر و دکتر قلب باهاش صحبت میکنن و بهش میگن تو اتاق عمل نمیدونیم چه اتفاقی افتاد که یهو همه چی تغییر کرد و قلبی که 3 سال توانایی کار کردن رو نداشت یهویی بدون مشکل شروع به کار کردن کرد، ☆ مرد فروشنده بهشون میگه من میدونم چی شده ، و بهشون میگه قبل اینکه من بیهوش بشم ، تو دلم گفتم یا الله خودت میدونی بچه یتیم و بچه ی بدون پدر یعنی چی و بهش گفتم الله جان قربونت برم تورو به اون خدا بودنت که زمین واسمان در دستان توست قسم میدم که بی بی مریم رو در مسجد قفل شده میوه غیر فصل خوراندی به بچهام رحم کن . دکتر قلب و پدر پسر با شنیدن این حرفا بسیار ناراحت میشن و پدر پسره با چشمای پر از اشک بهش میگه چون تو باعث شدی خدا پسرمو شفا بده 1 میلیارد تومن بهت هدیه میکنم که بری زندگیتو تغییر بدی ... 💥 حالا اگه یه ذره هم ناراحت شدی و دلت به الله شد ، این داستان زیبا رو برای بقیه بفرست و دلشون رو به الله وصل کن 💥

  • 🖊 #داستان_بخوانیم... 📕 #دادگری 🖌دادگری را باید آموزش داد. کلاس سوم دبستان که بودم در هفته دوم آموزگار امتحان املای کلاسی گرفت و از بچه های کلاس خواست املای همدیگر را تصحیح کنند و به خاطر بد خطی، نمره من ۹ شده بود . خیلی از این کار همکلاسیم ناراحات شدم . چند هفته بعد دوباره تکرار شد و وقتی به بد خطی همکلاسیم می رسیدم علیرغم تصمیم به انتقام باز هم غلط نگرفتم و فقط علامت میزدم و تنها یکت غلط واقعی پیدا کردم و نمره ۱۹ دادم . با لجاجت بچگانه داشتم با مدادم زیر بقیه بد خطی ها مانور میدادم که احساس کردم بالای سرم چیزی سنگینی می‌کند . سرم را بلند کردم، دیدم که آموزگارم پشت سر من ایستاده و حرکت دست من را نگاه می‌کند . ترسیدم . خواستم توضیح دهم که دهنم قفل شد . دفتر را بستم و تحویلش دادم . آموزگار پای تخته آن دفتر را باز کرد و خودش دوباره آن را تصحیح کرد و گفت : آفرین، برای بد خطی دیگران فقط علامت گذاشته و نمره کم نکرده و یک غلط را بدرستی نمره کم کرده و این اولین خاطره خوب من از آمدن به شهر از روستا و حضور در کلاس سوم ابتدایی بود . بعدش گفت چقدر خوبه تو زندگی آدم ها اشتباهات دیگران را فقط یادآوری کنند و تنها از غلطش نمره کم بشود . 🖊امروز که یاد آن درس آموزگارم میفتم و تجربه این سال‌های زندگیم را مرور میکنم می دانم که : 🖍ما حق نداریم تمام زندگی دیگران را با نگاه خودمان نمره دهی کنیم . مرام و افکار ما انسان‌ها مثل خط نوشته‌هایمان است و اگر افکار و کردار کسی برای زندگی کردن نمره قبولی دارد ما هم بپذیریم . 🖌به فرزندانمان هم بیاموزیم اگر بنا گردید که روزی دادگری کنند باید دستانشان از نوشتن ناحقی بترسد و گرنه تا پایان عمر با وجدانی صدمه دیده باید زندگی کنند. ⏰ #یک_دقیقه_مطالعه

  • عاقل و نادان امام ابن‌قیم رحمه‌الله می‌گوید: «مردی خانه‌ای ساخت، آن را به بهترین شکل آراست و هرچه برای آسایش لازم بود در آن فراهم کرد. سپس مردمانی را به مهمانی دعوت کرد. هرگاه مهمانی وارد خانه می‌شد وی را بر جایگاهی نرم و راحت می‌نشاند، غذایی با ارزش در ظرفی زیبا پیش رویش قرار می‌داد و هر آنچه نیاز داشت برایش آماده می‌کرد. همچنین به خدمتکارانش دستور می‌داد که با احترام از او پذیرایی کنند. انسان خردمند می‌داند که این خانه، همه وسایل آن و حتی خدمتکاران همگی مال صاحب‌خانه‌اند. بنابراین تا زمانی که مهمان است از نعمت‌هایش بهره می‌برد، اما دل به آن‌ها نمی‌بندد. او مانند یک مهمان با صاحب‌خانه رفتار می‌کند. جایی می‌نشیند که برایش تعیین شده از غذایی می‌خورد که برایش آورده‌اند و در کار صاحب‌خانه دخالت نمی‌کند چون به دانایی سخاوت و تدبیر او اعتماد دارد. چنین کسی با عزت وارد خانه می‌شود، با عزت در آن می‌ماند و با عزت نیز از آن خارج می‌شود، بی‌آنکه موجب ناخشنودی صاحب‌خانه شود. اما انسان نادان با خود می‌گوید: «این خانه باید مال من باشد و من باید صاحب همهٔ آن شوم.» پس کم‌کم شروع می‌کند به جمع کردن وسایل خانه و پنهان کردن آن‌ها برای خود. هر نعمتی که صاحب‌خانه به او می‌دهد، نفس او را وسوسه می‌کند که آن را برای همیشه نزد خود نگه دارد و نگذارد دیگران از آن بهره‌مند شوند. صاحب‌خانه همه این رفتارها را می‌بیند اما از روی بزرگواری، او را فورا بیرون نمی‌کند. تا اینکه آن مهمان چنان فریب خیال خود را می‌خورد که گمان می‌کند واقعا صاحب خانه شده است و هر طور بخواهد می‌تواند در آن تصرف کند. در همان هنگام، صاحب‌خانه خدمتکارانش را می‌فرستد. آنان او را از خانه بیرون می‌کنند و هرچه را که جمع کرده بود، از او می‌گیرند و چیزی برایش باقی نمی‌گذارند. در نتیجه هم همهٔ آنچه به آن دل بسته بود را از دست می‌دهد و هم با خواری و شرمندگی از خانه رانده می‌شود. سزاوار است در این مثال خوب اندیشید زیرا این حکایت، زندگی دنیاست. و تنها خداوند است که باید از او یاری خواست. عبدالله بن مسعود (رضی‌الله‌عنه) فرمود: «هر انسانی در این دنیا مهمان است و مال او تنها امانتی است که برای مدتی کوتاه در اختیارش قرار گرفته است. مهمان روزی خواهد رفت و امانت نیز روزی به صاحبش بازگردانده خواهد شد.»

  • 2 авг.1351из ادمین همیشگی قبلی رشیدی⚘️

    📚 بزرگ‌ترین کتابفروشی اهل‌سنت 📚 ✨ گنجینه‌ای از معتبرترین کتاب‌های اسلامی در موضوعات: 📖 تفسیر | حدیث | فقه | عقیده | سیره | آثار علمی 🔥 فروش ویژه با ۲۰٪ تخفیف 🔥 ✅ صدها عنوان کتاب معتبر 🚚 ارسال به سراسر کشور 💰 قیمت‌های مناسب ⚡ پشتیبانی و پاسخگویی سریع 📚 اگر به دنبال منابع اصیل و ارزشمند اهل‌سنت هستید، این فرصت را از دست ندهید. 👇 همین حالا عضو کانال شوید: 🔗https://t.me/+xLyLM9DXy2thNWVk 🌹 کتاب، سرمایه‌ای ماندگار برای دنیا و آخرت

  • مولانابهزاد فقهی حفظه الله ..

  • خانه عنکبوت خوب دقت کنید..

  • مسیر کوتاه است