tgindex
اکنکار ریسمان زرین عشق

اکنکار ریسمان زرین عشق

Статистика
@Be_the_huперсидский

هرگاه کسی را دیدید که با عشق، حسن نیت، بخشش شفقت و کیفیاتی از این نوع، عمل می کندـ کسی که واقعاً این کیفیات را در زندگی به کار می بندد بدانید که او فردی صادق است. آنگاه می توانید بگویید: " این کسی است که دارد در نور و صوت خداوند زندگی می کند"💟

Последний пост
26 мар. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 600
+4 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 083
20 постов
Вовлечённость
130,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • دوستان عزیز می‌توانید ادامه مطالب را در این کانال‌ها دنبال کنید: https://t.me/+oINkbGrbkbVkNzU0 استاد درون چگونه عمل می‌کند https://t.me/+YwriHlHDwN45MWQ0 شاهین‌ها باز می‌گردند

  • ولی آن دلیل خوبی نبود چون او با اتومبیل خود به سفرهای طولانی می رفت و همیشه موتورش داغ می شد. برادران تاپت چپ و راست شوخی می‌کردند و کنایه می‌زدند و چیزهایی را که می توانست پس از ۷۰ هزار تومان است پنج بار خرابی اگزوز شود، یکی پس از دیگری کشف می کردند. کسی که تماس گرفته بود گفت، با شرکت ملی اگزوزسازی قرارداد بسته است که اگر اگزوز در مدت زمان معینی خراب شد بتواند برای تعویض به یکی از نمایندگی های آن شرکت مراجعه کند و چون برنامه سفرهای او بسیار زیاد بود به ناچار به نمایندگی هایی مراجعه کرده است که در نقاط مختلف کشور پراکنده‌اند. اگر او برای تعویض اگزوز هر بار فقط به یک نمایندگی مراجعه می‌کرد ممکن بود آنقدر کنجکاو شوند که بخواهند بفهمند چرا او در هفتاد هزار مایل پنج مرتبه اگزوز اتومبیل خود را تعویض کرده است. یکی از برادرها سکوت کرد. هنگام گوش دادن به این برنامه، چند بار متوجه موضوع شده بودم. به نظر می رسد که او از میکروفون فاصله می گیرد تا در باره سوال فکر کند و ناگهان با پاسخ صحیح جلو می آمد و معلوم نبود آن را از کجا آورده است. وقتی او عقب میرود تنها به‌ اک، روح الهی، گوش می سپارد، گاهی پاسخ هایش بسیار شگفت انگیز می شوند. او انسان با احساس و با ارادتی است. این دو برادر طبق روال عادی روی علت مشکل با هم توافق ندارند، ولی یکی از آنها اگر دلیل قانع کننده بیاورد، دیگری هم بالاخره با او موافقت میکند. بعد به کسی که تماس گرفته است می‌گویند، «حالا این راه حل را به ما به مکانیک محل خود بگو و از او بخواه ثابت کند ما اشتباه گفته ایم.»

  • без подписи

  • تماشای موش چند سال پیش ما گربه ای داشتیم که سعی می کرد یک موش گیر باشد اما در این مورد چندان موفق نبود. یک روز او جنبشی در بوته زار حس کرد و سرش را داخل آنجا فرو برد موش را که ظاهراً قدری دورتر بود تماشا می کرد. گربه آن قدر هیجان زده بود که شروع به تاب دادن و پس و پیش کردن دمش بر روی چمنهای خشک کرد. او چنان سر و صدایی راه انداخت که موش از قبل آگاه شد که خطر بزرگی آنجا در خارج وجود دارد، سریع از صحنه گریخت. همان طور که گفتم این گربه موش گیر خیلی خوبی نبود. هنوز بعضی از مردم هم دقیقاً مثل آن گربه عمل می کنند. آنها به سمت زمین شکار سر و صدا راه می اندازند دمشان را اطراف بالا و پایین پرت می کنند و قیل و قال زیادی به پا میکنند سپس از خود میپرسند چرا به هیچ نتیجه ای نرسیدند آنها از یک جاده معنوی به مسیر دیگری میدوند سر و صدای زیادی در مورد اینکه چقدر درباره خدا می دانند بوجود می آورند. کتاب دندان بیر» نوشته پال توئیچل شامل داستانی درباره مردی است که همیشه درباره صحبتهایش با خداوند لاف می زد و خودنمایی می کرد. خدا به سمت مردمی که نمایش بزرگی از اهمیت خود به راه می اندازند نمی آید دلیل این است که آنها مجبورند داستان هایی درباره اینکه چقدر آنها به خداوند نزدیک هستند، بسازند.

  • без подписи

  • اتومبیل استیشن نوازندگان راک این دو برادر از این جهت به نظر من جالب توجه بودند که مثل رویاهای بیداری رفتار میکردند، یعنی طریقی که اک در زندگی روزمره گاهی اوقات با انسان سخن می گوید. در این رویاهای بیداری مفاهیم معنوی وجود دارد. اما تعداد کسانی که طریق روح الهی را می‌شناسند بسیار کم هستند. حدود دو ماه پیش، مردی جوان به خاطر مشکل اتومبیل استیشن خود به برنامه آنها زنگ زد و گفت، در این هفتاد هزار مایلی که تا به حال با آن راه رفته، پنج مرتبه اگزوزش خراب شده است. معمولاً با چنین کارکردی باید دو بار اگزوز آن تعویض میشد، اما بنا به دلایلی تا به حال پنج مرتبه اگزوز اتومبیل خود را تعویض کرده بود. به این ترتیب کلیک و کلاک مشغول شدند و طبق معمول، جوک گفتن را شروع کرده و بعد موارد اضافی را حذف کردند. آنها پرسیدند، «آیا شما با ماشین خود به سفرهای کوتاه می روید یا بلند؟ شرط میبندم که سفرهای شما کوتاه هستند.» آن مرد گفت، «خیر در حقیقت هشتاد درصد تردد های من در اتوبان است و تنها ۲۰ درصد بقیه را در شهر رانندگی می‌کنم.» این پاسخ تئوری کسانی را که تصور می کردند سفرهای کوتاه می تواند باعث بروز آن اشکال شود را کنار گذاشت. بار اول که موتور روشن می شود، مقداری رطوبت وارد اگزوز می‌گردد. در مسافت‌های کوتاه، موتور آنقدر داغ نمی‌شود که رطوبت داخل اگزوز را تبخیر کند در نتیجه رطوبت همچنان داخل اگزوز مانده و باعث زنگ زدگی و خرابی اگزوز می شود.

  • без подписи

  • یک قدم فراتر تمرکز بر روی خداوند یکی از اعضای معبد ،اک گربه ای داشت که نامش «کالامتی جین» بود که معمولاً در حدود ساعت ۱۰:۳۰ هر شب به خانه می آمد. اخیراً تمام شب را در بیرون از خانه می ماند. یک روز صبح زمانی که اکیست در ساعت ۵ صدایی در بیرون شنید در را باز کرد و دو موش بی جان را روی پله های جلو در دید، یک هدیه از «کالامتی جین» اکیست کمی از دیدن آنها در آنجا احساس تأثر کرد و به زودی آنها را فراری داد تمرکز بر خداوند یک روز او و دوستش داشتند درباره آن اتفاق صحبت می کردند. دوستش گفت: « از خودم پرسیدم چرا آنقدر برای گربه گرفتن موش آسان است؟ » اکثر گربه ها شکارچی های بی نهایت خوبی هستند. بعضی از مردم نگرانند که اگر یک گربه در همسایگی آنها بیاید تمام پرنده ها را از بین ببرد. با این حال طبیعت شناسانی که این مسائل را بررسی می کنند دریافتند که هر جا که گربه ها هستند پرنده‌های بیشتری نسبت به سایر جاهایی که در آنجا گربه ای نیست وجود دارد. گویی که طبیعت به دنبال یک تعادل است و بنابراین خود آن را مهیا می سازد. همان طور که من برای گنجشکها در حیاط پشتی دانه میریزم گاهی اوقات اطراف را مینگرم و فکر میکنم؛ آنها در همه مکان ها هستند اما بعد من متوجه میشوم که تعداد گنجشک ها به اندازه مقدار غذایی است که در اطراف وجود دارد. اخیراً در مقاله ای خواندم زمانی که اولین پرنده غذا را پیدا می کند. آوایی برای صدا کردن هم نوعان خود در می آورد؛ اگر چنانچه غذای زیادی وجود داشته باشد آن صدا به صورت یک پیام بلند است، هنگام غذا، تمام پرندگان دیگر به آن سمت پرواز میکنند. اما چنانچه غذای کافی در اطراف نباشد صدا را بلند و واضح نمی فرستد؛ به این طریق پرنده های کمتری برای خوردن غذا پرواز میکنند. خلاصه دو دوست در حال گفتگو درباره گربه بودند و اینکه چطور او قادر است راحت موش ها را بگیرد. اکیست گفت اگر شما دم گربه را هنگام شکار موش تماشا کنید، متوجه میشوید که هر تار و پود بدن او بر روی شکار متمرکز شده است اگر ما می توانستیم فقط آنقدر قوی و شدید روی چیزی تمرکز کنیم فکر کنید چه کارهایی را قادر بودیم انجام دهیم (به خصوص اگر تمرکز ما بر روی خداوند بود) اکیست داشت از خود می پرسید که چگونه در طول زندگی معنوی اش جلوتر برود و پاسخ آنرا به طور جالبی دریافت نمود به گونه ای که لغات از دهانش به خارج میآمدند تمرکز بر روی خدا به همان شکلی که یک گربه بر روی شکار تمرکز می کند »

  • без подписи

  • چنگالهای بسیار بلند بهشت و جهنم عنوان سخنرانی امشب «چنگال های بسیار بلند بهشت و جهنم» است. شخصی که ماجرای این داستان را برای من تعریف کرد، آن را در یکی از برنامه های اک شنیده است. پس ممکن است در میان شما نیز کسانی باشند که این ماجرا را شنیده باشند. داستان را بعدا تعریف خواهم کرد، اما تمام نکته های سخنرانی امشب به آن ختم می شوند. کلیک و کلاک بعضی از شما ممکن است با برادران مشهور تاپت، یعنی کلیک و کلاک آشنا باشید. آنها آخر هفته در برنامه رادیو ملی یک گفتگوی نمایشی اجرا می کنند. آنها معمولاً روزهای شنبه به مدت یک ساعت سعی می‌کنند به سوالاتی که از طرف اتومبیل داران از سرتاسر آمریکا مطرح می‌شوند، پاسخ بدهند. به نظر می رسد اکثر کسانی که زنگ می زنند آنهایی هستند که اتومبیل‌های فکستنی و کهنه آنها به طور معجزه آسا از مرز صد هزار مایل کارکرد گذر کرده باشند. لقب تاپت را از روی صداهای غیر عادی سوپاپ های موتور اتومبیلی که تنظیم نیست بر داشته اند و بر روی این دو برادر گذاشته اند. با اینکه آنها در پاسخ های خود طنز و شوخی فراوانی به کار می برند، با این حال به نحوی به شصت الی هفتاد درصد سوال ها پاسخ صحیح می دهند. اگر یکی از آنها پاسخی نداشته باشد، معمولاً دیگری جواب را دارد، حتی اگر هیچ یک از آن ها نتواند پاسخ درستی ارائه دهد بالاخره موضوعی بصیرانه و تازه را مطرح می‌کنند. آن دو بسیار خلاق هستند. اک یا روح الهی که صدای خداوند است، بعضی وقت ها با شیوه اسراری خود با ما صحبت می کند. اما چون بیشتر مردم متوجه نمی نمی شود روح الهی به آن ها دارد حرف می زند، هیچ گاه پیام آن را دریافت نمی کنند.

  • без подписи

  • چگونه به خداوند خدمت می کنیم؟ این امر به این معنا نیست که شما باید در یک راه غمگین و خسته کننده ای با انجام دادن کارهایی که دوست ندارید خدمت کنید. شما استعدادتان را در راه آنچه عاشق انجام دادنش هستید به کار می برید. یکی از اعضای ما از سنگاپور به عنوان مثال یک تصویر ساز و روشنگر ماهری است که چهار سال است که برای ما به منظور تبدیل کردن کتاب مقدس اک شریعت کی سوگماد راه جاویدان در قالب یک کتاب کمدی کار می کند.زمانی که ما به او این پیشنهاد را دادیم من از خودم پرسیدم: « چگونه او قرار است این لغات را تبدیل به تصورات کند ، اما او کار قشنگی انجام داد. او اصل کتاب را بدست آورد و توانست مفاهیم آن را درک نماید و بعد از تمام کردن آن به او پیشنهادی در همین زمینه از سوی استودیوی دیسنی شد که فورا پذیرفت شما با سپردن خود به روح الهی و به زندگینان به خداوند خدمت میکنید. و اگر کسی نیاز به کمک داشته باشد تا جایی که از دستتان بر می آید به او کمک می کنید. سپس زمانی که مردم اک را می یابند در بعضی جهات، شما ممکن است نقش کوچکی را بازی کنید. نه اینکه هر دو نفر آگاهی یکسانی داشته باشند مهم نیست چقدر آنها ممکن است نزدیک باشند هر شخص امشب در این اتاق به سوی اک با راه واحد و یگانه ای آمده است. زیرا هر یک از شما خاص و منحصر به فرد هستید خداوند شما را از روح خود بوجود آورده، اما قالب تغییر میکند و همیشه به عنوان روح سطح آگاهی تان گسترش می یابد. شخصی که شما اکنون هستید کاملاً با کودکی که سالها پیش بودید. فرق دارد شما دیگر همان شخص نیستید زیرا امروز درک متفاوتی دارید. ممکن است آن درک از فیض و نعمت خدا باشد.

  • без подписи

  • تن مَپرور، زانک قربانیست تن دل بپرور، دل به بالا می‌رود چرب و شیرین کم ده این مردار را زانک تن پرورد، رُسوا می‌رود مولانای_جان

  • امضا کن می خواهم یک تمرین معنوی به شما ارائه دهم، تا در منزل انجام دهید. یک واصل اک آن را برایم تعریف کرده است. او هنگام زمزمه جمعی هیو در سمینار اک تصمیم گرفت تمرینی جدید را برای خودش ابداع کند. او قصد داشت به طبقه روح برود و جو چیائو، استاد اک را ملاقات کند. او تصور کرد که دارد همراه ماهانتا قدم زنان از دری سبزرنگ عبور می‌کند و وارد اتاقی می‌شود که در آن یک استاد اک پشت میز نشسته است. استاد دفتری را به او نشان می دهد و می گوید، «امضا کن.» یعنی اینکه من از زندگی در طبقه فیزیکی راضی هستم، اما می‌خواهم آن طرف تر هم بروم. به محض این که دفتر را امضا کرد، ماهانتا او را به سوی در دیگری هدایت کرد.این یکی صورتی رنگ بود و به طبقه اثیری مربوط می‌شد. با ورود به آن اتاق دید که یک استاد اک پشت میزی نشسته است و از او دعوت می‌کند دفتر را امضا کند؛ به این معنی بود که اواز زندگی در طبقه اثیری شادمان بود اما دوست داشت آن طرف تر هم برود. همین روند ادامه پیدا کرد تا اینکه او به در آبی‌رنگ طبقه ذهنی و بعد هم به در بنفش طبقه اتری رسید. بعد از این که دفتر این طبقه را هم امضا کرد، در نهایت به در نور سفید خالص - نور سفید خدا - رسید و همراه ماهانتا از آن عبور کرد. شما می توانید با استفاده از این تمرین از طبقات مختلف عبور کرده و به طبقه روح وارد شوید. شما می توانید پس از دریافت وصل حلقه پنج به همراه مانتا از طبقه روح دیدن کنید. باید بدانید که این فقط یک بازدید است و شما بعد از وصل حلقه پنجم در آنجا مستقر می شوید. با وجود مشکلاتی که در طول سفر تحمل شده اید، شما با حضور در سمینار، هدایای معنوی دریافت کرده‌اید که ممکن است خود از آن خبر نداشته باشید. در هفته آینده این موضوع واضح تر خواهد شد. شما ممکن است در خودتان تغییری مشاهده کنید و چه بسا که دیگران متوجه این تغییر شوند. در اولین هفته پس از بازگشت به منزل، به طور عموم روح الهی، اک، به گونه‌ای قوی روی شما کار می‌کند. با شروع این آموزش، شما به کودکی یتیم تبدیل شده و احساس طردشدگی می کنید. اما هیچ گاه فراموش نکنید که من همیشه با شما هستم و عشق من همیشه با شماست. به سلامت به خانه سفر کنید. برکت باشد. سمینار منطقه ایی اک، جنوب اقیانوس آرام، بریس بین، استرالیا یکشنبه ۲۶ نوامبر ۱۹۸۹ مادامی که در جهان به دنبال تهیه خوراک معنوی خود هستید، می توانید حکایت چنگال های بسیار بلند بهشت و جهنم را به یاد داشته باشید.

  • без подписи

  • روح همیشه زنده میماند روح در هر زندگی جسم متفاوتی میگیرد و هنگامی که زمانش به پایان رسید آنرا دور می اندازد سپس کالبد دیگری را می گیرد این امر همچنان ادامه دارد تا زمانی که روح به اندازه کافی برای خدمت کردن به عنوان همکار خداوند خالص شود از این مرحله است که روح دیگر به زمین باز نمی گردد مگر اینکه شخصا انتخاب کند که برای انجام دادن کاری به کره خاکی برگردد. چرا شخصی تصمیم می گیرد که به زمین برگردد؟ چرا ما انتخاب می کنیم که در یک بدن کوچک نوزادی ضعیف، متولد شویم تا بار دیگر در بین تمام سوء درکهای مذهبی افراد خانواده ای که خود انتخاب کرده ایم قرار گرفته و جوانی پیری و غیره را از نو تجربه نماییم؟ ما برای کسب آگاهی هر چه بیشتر روح می آییم چرا دوباره از این مراحل عبور می کنیم؟ برای کمک کردن به مردم دیگر تا خدا را بیابند. برای کمک کردن به دیگران تا راهی را که به روح الهی می رسد، پیدا کنند. خیلی از شماها همین کار را انجام داده اید شما کاملاً برای هدف معنوی در گذشته آمده اید و در این زندگی نیز برای تطهیر و جلای نهایی می آیید همان طور که این کار را میکنید، تشخیص می دهید که باید با عشق به خدا خدمت کنید.

  • без подписи