tgindex
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟

مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟

Статистика

سلامتی. هاشم مرده. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-16832-myNxpwG

Последний пост
30 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Здоровье
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 150
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 245
20 постов
Вовлечённость
282,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
397
1/48двое суток
454
1/72трое суток
490

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • بعد برگشتم و رفتم سمت اتاقم و در رو پشت سر بستم و سرم رو بردم زیر بالش تا سکوت چیزها رو برگردونه سر جایی که باید باشن.

  • مقدار رنج قدری بود که چیزی نبود برای گفتنم. داغ که با خاک سرد نمیشد. اما حالا آمدم بگم خوشم شد و باشه که وطن خودم ماندم، ناامیدانه و از ناچاری نرفتم. خوشم باشه که دارم این روزها رو می‌بینم؛ می‌بینیم. خوشم باشه که قراره به دندان بگیریمش.

  • 17 дек.1 79016

    دوست داشتن شما به صدای یک ساز سرخ‌پوستی می‌مونه.

  • 13 дек.2 52634

    من همین‌جا نشستم و منتظرم ببینم شما کی ناامیدم میکنی عزیزم!

  • 18 нояб.2 61233

    ‏من به خود آگاهم، می‌دانم چگونه غمگین و یا خوشحال می‌شوم، می‌دانم که چه بر من گذشته است و می‌گذرد، امّا خب دلیلی نمی‌بینم که هیچ کاری کنم.

  • عاشقانه‌های آلمانی هم خوب‌اند وا.

  • خاک بر سر خودم و دیوانگی‌هام. ۲:۲۶

  • ‏همین دیشب، پس از ۳۰۱۶ صفحه، گل‌محمد مُرد، کشتندش.

  • ‏ما ساعت یک ظهر ناهار می‌خوریم، درصورتیکه ساعت یک ظهر باید به کرم‌های خاکی و عباس نعلبندیان فکر کرد.

  • اشتباهی شده. باید برم دم تنگه‌ای چیزی، خودم رو بکارم زمین.

  • عزیزم! من به بن‌بست نخوردم؛ من خود خود بن‌بستم.

  • ‏باز هم دارم از خودم و در خودم سقوط می‌کنم و نه از بودن گریز دارم و نه از نبودن.

  • ایرانه‌خانم! خاکت به سر، سوگت به دل؛ ایرانه‌خانم بمان.

  • ‏آیا حاضری با پیتیکوی من پیتیکو‌ کنی؟

  • ‏همه‌چیز برایم زیادی آشناست. آشناییِ زیاد، کسالت است. نمی‌فهمم جهان مزه‌ی مقوا می‌دهد یا دهنم.

  • هرچه بیشتر محزون باشم، بیشترتر همه‌جا را می‌سابم. لباس کثیف نداشته باشم هم به بهانه‌ای لباس‌های یک‌بار پوشیده شده را ماشینی می‌کنم. گرد و خاکی نباشد هم، پیس‌پیس می‌زنم تا سطوح و غیرسطوح یک‌جمله برق زنند. خودم می‌پرم حمام و اول‌ حمام را آب می‌کشم، بعد خود بی‌نوایم را. بیرون که آمدم، تمیزی محیط و خودم تمامی حزن و مصائب را برای مدت قابل قبولی فراموشم می‌کند.

  • داشتن موی سفید در‌ مردان، برایم جزوی از ارزش‌هایم شده. ارزش کوچک هم نه، موی سفید می‌بینم، شل می‌شوم. دل‌زده که می‌شوم، غصه‌ی اینکه مردی با تار موهای سفید از زندگی‌ام می‌رود بیشتر غم‌دار می‌کندم.

  • تمایل به نور زیاد هرزگی‌ است. هوا روشن که باشد، ناسورم، برجم زهرمار است. نور که نباشد، انسان جالبی هستم. تمایل به نور زیاد هرزگی‌ است؛ مهتاب برایم کافی است.

  • ‏غنای احساس، شما را توامان گناهکار و قدیس میکند. مثل آنا کارنینا. برای آن درجه از شوریدگی، قضاوت زمین ناکافی و بی‌اهمیت است. نه؟ ‏ولی تو چنین شوریدگی‌ای در سر نداری. ادا در می‌آوری. نه؟

  • خوش ندارم به سال جدید روی خوش نشون بدم.