درزی بفشار
Статистикаگویند: مگوی هزل، «درزی» ای کاش بدی در اختیارم ارتباط با ادمین:🖕
- Последний пост
- 24 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#ترکیببند بند دوم شهداف کیرخوارۀ میدان سلسبیل داده به بیست درصد مردان سلسبیل در خاک و خون به شام غریبان تپید در ضلع جنوب شرقی میدان سلسبیل زآن آبها که کرد محرّم روان در او صد چشمه شد شکفته به بستان سلسبیل کس سادهتر به دست نیاید درین جهان از جنب دستههای…
#ترکیببند باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه ادا و چه ماتم است باز این چه سینههای عظیم است کاینچنین پیدا به زیر مانتوی باز اعظم است در پایگاه قدس که جای خلاف نیست کپتاگون و گل و عرق و داف درهم است گر خوانمش عذاب الهی عجیب نیست…
#ترکیببند باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه ادا و چه ماتم است باز این چه سینههای عظیم است کاینچنین پیدا به زیر مانتوی باز اعظم است در پایگاه قدس که جای خلاف نیست کپتاگون و گل و عرق و داف درهم است گر خوانمش عذاب الهی عجیب نیست این کسخلی عام که نامش محرّم است هممیهنان مسخره را ده شبانهروز گویا بساط مسخرهبازی فراهم است حبس است شهر سیصدوپنجاهوپنج روز ده شب ولی عدیل جحیم و جهنّم است هفتاد بار از رمضان نیز بیشتر تمرین صبر و طاقت اعصاب آدم است از نو صدای عرعر هیئت بلند شد دستم فقط به قافیه و فحش بند شد (ادامه دارد) @Befshar
چنان ریدند مردان سیاسی به اصل و فرع قانون اساسی که نتوان دیگر آن را پاک کردن ولو با صد زبان دیپلماسی #ادیبالممالک_فراهانی @Befshar
شش سال و نیم پیش «سرپرست معاونت فضای مجازی دادستانی کل کشور» خبر داد که «بنا به نیاز مردم و برخی از دستگاهها به VPN قانونی، دستورالعمل لازم در این خصوص در دستور کار کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه قرار گرفتهاست». شعر زیر را همان موقع گفتم. امروز میبینم سخن هرچه گویم همه گفتهام: گفت که ویپیان بومی رسید شایعه بود اوّل و گویا بله گفتمش آخر شدنی هست؟ گفت در همه دنیا نه و اینجا بله گفتمش از بابت این ابتکار داده کسی بودجه؟ گفتا بله گفتم ازین نابغهها یک هنر دیده شده؟ گفت نفرما، بله! این هنر اصلی اینهاست که از پس و از پیش شما را بله! @xaarda @Befshar
کسخرنه و بیسواد ما را گایید صدچهرهٔ حزب باد ما را گایید بیشبهه محققالوقوع است این فعل: سونامی اقتصاد ما را گایید @Befshar
ای پیرشغال رهبر پیرسگان بسته ره ما گسسته زنجیر سگان، تا جان به تن و رمق به جانش باقیست کون پسرت مباد بی کیر سگان @Befshar
ای پیرشغال رهبر پیرسگان بسته ره ما گسسته زنجیر سگان، تا جان به تن و رمق به جانش باقیست کون پسرت مباد بی کیر سگان @Befshar
نشستهام که برینم، خدا توان بدهد چنان که رهبرتان زیر کود جان بدهد جهاد اکبر او آن بود که در سوراخ به زیر آلت طوسی، ز درد اذان بدهد کسی که داد به پوتین و برد از آن لذّت عجب مدار که هر شب به این و آن بدهد ز بیم دشمن خونخوار خفته بیحرکت وگرنه کون خودش را تکانتکان بدهد ز خون اگر که نترسی، ترامپ آمادهست که کیر سرخ خودش را به تو نشان بدهد گمان مبر که همیشه جناب عزراییل به مثل نوبت قبلی، به تو زمان بدهد کسی که درس نگیرد، به وقت خود، آسان به امتحان چو بیفتد، بها گران بدهد نشستهام که ببینم که کونیای جانی دمر بیفتد و سوراخش امتحان بدهد @Befshar
آنکه مرگش برایِ آزادیست پس ازو در جهان ازو اثرست وآنکه جان میدهد برایِ نظام لقبِ او شهیدِ کیرِ خرست #بنبهمان_طوسی @Befshar
ای کیر به چشم گنبد مینایی بدخواه هنر، سلیقه و زیبایی «بهرام که گور میگرفتی همه سهل» شد سال وفات حضرت بیضایی @Befshar
گر بالشت از سمور خواهدبودن آرامگه تو گور خواهدبودن وآن کس که ز بوس عاشقان میرنجد همخانهٔ مار و مور خواهدبودن #هزلمنهزلنیستتعلیمست @Befshar
میترسم ماتِ شبِ مهتاب شوی من قصه بگویم و تو بیخواب شوی تو برفِ دی و من تبِ تابستانم میترسم در آغوشم آب شوی #جواد_زهتاب @Javad_Zehtab آن دختر گوید که ز من حامله است یک عیب در اتّهام آن آکله است: «او برف دی و من تب تابستانم» شش ماه میان من و او فاصله است #درزی_بفشار @Befshar
به این پرندهٔ بیبالوپَر چه بایدگفت به لافِمفتزنِ بیهنر چه بایدگفت به این مخنّثِ از تخم و تخمدان عاری شبِ خطر که رسید، از جگر چه باید گفت یکی دو تقّه چو او را درآورَد از پای بگو به بوٱلحَشَر شُلکمر چه باید گفت چو نان به قیمتِ آزادی و شرف بخرند به این معامله جز «کیر خر» چه باید گفت حدیثِ «شل کن و لذّت ببر» چو میگویند شعارِ «بند مذلّت بِدَر» چه باید گفت مگو، مگو که بهگارفتگانِ واداده نمیروند پیِ دردسر، چه باید گفت خمیرِ منعطفی بود و لافِ سفتی زد خودش هجای خودش شد، دگر چه باید گفت؟! #خواهر_فولادزره @Befshar @xaarda
اگر رأس کارند آخوندها وگر پایدارند آخوندها اگر بر سریر مهان و شهان سرین میگذارند آخوندها اگر خون خلق نگونبخت را چو می میگسارند آخوندها خَریّت ز ما و ز آبای ماست که بر ما سوارند آخوندها ز جهل من و توست سرمایهشان که سرمایهدارند آخوندها تو تا بندهی دینشان گشتهای خداوندگارند آخوندها اگر خفتهای زیرشان، پس ننال: «چرا میفشارند آخوندها؟!» وگر پای منبر مقرّ تو شد بدان برقرارند آخوندها تو گر دینشان را کنی معتبر نه بیاعتبارند آخوندها اگر آبشان میدهی، رُسته از یمین و یسارند آخوندها وگر کودشان میدهی، در نموّ چو بوتهیْ خیارند آخوندها نگفتی یکی از یکی خرترند ز تخم حمارند آخوندها؟ نگفتی که در خاک این مرز و بوم بجز گه نکارند آخوندها؟ که خونخوار و غارتگر و سفلهاند ز قوم تتارند آخوندها؟ شکمباره و هیز و زنبارهاند همه نابکارند آخوندها؟ به دنبال سوراخ جوری خزند که انگار مارند آخوندها؟ که سیری نباشد به قاموسشان که گویی تغارند آخوندها؟ چو پشگل ز حوزه برون میجهند فزون از شمارند آخوندها؟ نگفتی شود ملت آن روز شاد که بالای دارند آخوندها؟ که آن شب بود روزگارت به کام که فکر فرارند آخوندها؟ چرا باز هم رامشان میشوی نبینی که هارند آخوندها؟! ندانسته امدادشان میکنی سیاستمدارند آخوندها اگر گرم دارند اجاق تو را به فکر نهارند آخوندها اگر اشک تمساح ریزند، در کمین شکارند آخوندها وگر روی منبر چو بوزینهها ادا درمیآرند آخوندها، وگر در گلستان این مرز و بوم نه گل بلکه خارند آخوندها، چو زهر هلاهل به حلقوم ما اگر ناگوارند آخوندها، تو خود آلت دست ایشان مشو که با تو نه یارند آخوندها چرا کشت خود را هدر میدهی اگر شورهزارند آخوندها؟ اگر عهد بندند وقت وفا فراموشکارند آخوندها دموکراسی از این حکومت مجوی مگر میگذارند آخوندها؟! میانهرو و تندرو عاقبت همه یک قطارند آخوندها #کاشف_العورات @Befshar
#بداهه ای که لیموی تو از سیب صفاهانی به چاک پستان تو از دختر شمخانی به چون که بیکینی تو نیست مگر لاکوسته چادرت نیز، بُتا، جورجیو آرمانی به به همه اهل محل دادی و کتمان کردی خوب کردی صنما، سرّ تو پنهانی به نام آن کس که تو را کرده و شغل پدرت گر بدانی چه شود؟ این که نمیدانی به با حریفانِ گرانجانِ بداخلاق نپر! در برِ زانیهای چون تو منِ زانی به دستۀ ما نه کم از وردنۀ لبنانیست گر تنور تو هم از هاون لبنانی به آنچنان کوبمش ای دوست که کتلت بشود با تو ای مرغ سَبا تخت سلیمانی به مثل ایتا که دوصد ره ز تِلِگرام به است سکس در تعزیه از عشق خیابانی به دامن عفّت خود بر کمر همّت زن در همه حال، گُلَم، حفظ مسلمانی به **** یادم از اَشعَرِ کسشعرسرایان آمد درزیا ختم سخن حضرت قاآنی به @Befshar
آنکه او خواهرت همیگاید مرگ «بابات» را همیپاید (حکیم #سنایی پس از مواجهه با MIGA، خطاب به اتحادیۀ چپ-عرزشی) @Befshar
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد @Befshar
به همین مناسبت گادنی خواهم قوی، زهوارفرسا، رودهسود نادرستی را که کونش پاره شد در جاجرود آنچنان پاره که گفتی او و گفتی مادرش: «وای ریدم وای ریدم، وای رودم(۱) وای رود» بعدِ گادن بادِ کونش میجهد بیاختیار معدهاش گویی نیانبان است و گوزِ او سرود بادپیماییست تیزِ سست او با کیرِ سخت کوه کی ترسد ز باد؟ آتش نیندیشد ز دود! مینگردد گوزِ ما الّا به ریش او بلند سر نیارد کیرِ ما الّا به کونِ او فرود از نکوهش گوزگَندیهای او افزون شود گندنا ترّی و سرسبزی فزاید از درود(۲) کارگاه فسق را نو خواهد ار چرخِ کهن از وی و ارحام وی سازد فراهم تار و پود هست از ذوق نعوظ ار زود خیزد در قیام نیست جز شوق سپوز ار دیر خیزد از سجود غیر او کهش گادم و تِر زد فزون از اصل و فرع هیچ سوداگر ندیدم کهش زیان باشد ز سود ما و آن کونِ سفید و روسیاه و چکمهزرد سیخِ سرخِ «احمدا»(۳) را تا نگردد سر کبود #یغمای_جندقی ۱- رود: فرزند، بچّه ۲- گوزگندی: گندهگوزی / گندنا: تره (نماد چیزهای بیارزش)/ درود: درو کردن / مصرع دوم ضربالمثل است؛ یعنی آدم پستفطرت را سرزنش و تنبیه از رو نمیبرد. البته شاعر شبهاشتقاقی هم با «گند» و «گندنا» و ایهام تضادّی در «درود» با «نکوهش» ساختهاست. ۳-این اشعار هزل و هجو را یغما، یکی از برترین هزّالان و هجاگویان تاریخ ادبیّات فارسی، با تخلّص «احمدا» ساخت. بعدها به شعر چرندپرند و بیارزش عموماً «احمدا» گفته شد، حال آنکه «احمدا»های یغما گاهی خیلی هم ادیبانه و زیبا هستند! @Befshar
فضای حادثه امروز تحت کنترل است خبرنگار بدآموز تحت کنترل است و ارّهای که به ماتحت ما فرورفتهست ز مکر دشمن مرموز، تحت کنترل است ازین حقیقت عریان که «ریدهایم» مگو هنوز - مژده بده - گوز تحت کنترل است @Befshar