اشعار خاردار
Статистикаاشعار زیرخاکی را از ما بخواهید!📖 هزلیات و هجویات خود را به این ربات بفرستید تا در کانال منتشر کنیم: http://t.me/xxaarrddaarrbot
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Развлечения (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 702
- 1/48двое суток
- 804
- 1/72трое суток
- 867
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#هجوگایی در نفرین و ناسزا به ناکسان گوید و نابودیشان جوید: از پس و پیش بس که میخارید بس که هی تخم فتنه میکارید بس که اهل دسیسه و دغلید بس که قومی دریده و هولید رودهٔ راست در شکمْتان نیست راه و رسمی بهجز ستمْتان نیست بوده صدبار، بار آخرتان رد شود تا ز پل مگر خرتان دزد و کلاش و گربز و لاتید پیشِ از خود بتر ولی ماتید غیر از این که به دارتان بکشند یا که از ته به کارتان بکشند یا که از خایهتان درآویزند یا به دریایِتان فروریزند تا که از زر زدن، خموش شوید زیر چنگال گربه، موش شوید زورگویی هلاکتان بکند تا که از خاک، پاکتان بکند #عقربالشعرا @xaarda
هر چه مینالیم از آن بر ما فراوان میرسد آنچه بیزاریم از آن بر ما فقط آن میرسد غرش فریادمان هفت آسمان را رد نمود تا به عرش کبریا و گوش یزدان میرسد انعکاس درد و رنج ما فقط در خانه نیست تا درون کوچهها و هر خیابان میرسد تیر جنگی در خیابان شد جواب اعتراض تیر جنگی که به قصد قتل انسان میرسد مردم ما را غم نان است اما غیر از آن سوی آنها دائم از هر سو غم جان میرسد ما نمیدانیم در این سرزمین پر ز خون غصههای ما کجا و کی به پایان میرسد ما که میرقصیم در سوگ و عزا، با ما بگو دلخوشیهای جهان آیا به ایران میرسد؟ #محسنـذوالفقاری @xaarda
سرباز نگونبخت روس که عنقریب باید زیر پهپاد اوکراین بخوابد با معرفی همرزمش به عنوان طعمه شماره یک لحظاتی را برای کوفت کردن آخرین سیگار میخرد کسکش خایهمال سیگاری لات آدمفروش دوزاری دوستت را به گای سگ دادی تا زنی چند پک به این خواری -بیت قبلی سه جور خوانده شود؛ خبری، پرسشی و انکاری- کون وارو برای یک سیگار میدهی چون حقیر و بیعاری مرد را زخم میکشد اما انگلی چون تو را نجسخواری خارکسده بمیر تا بشود وطنت از عنی چو تو عاری بدتر از جنگ و مرگ چیزی هست؟ با تو همرزم بودن است، آری #ابنــشیرین @xaarda
به مناسبت پایان تنگی تنگه یکروز از آن نهنگ در میآورد یکروز غریو جنگ در میآورد ما دیده و نادیده گرفتیم که او یک عمر ادای تنگ در میآورد #الفـهزالی آن داف که میرفت به او تا دسته چندیست نمیدهد به من پیوسته گفتهست که در حمایت از حزبالله رویِ منِ خسته تنگهاش را بسته! #قلندر چون غنچهٔ ناشکفتهٔ رز هستی چندیست که مشغول تمرکز هستی ای کاش به خاطر خدا باز شوی تو بستهتر از تنگه هرمز هستی #شاخالشعرا دافی که سه ناو را به خود جا کرده حالا که به ما رسیده حاشا کرده میگفت سه دفعه نقض آتشبس نیست چون تحت فشار تنگه را وا کرده #شاکیر آن یار که با غار همی زد پهلو در وی شش کیر فیل میرفت فرو دیشب که شعار بسته بودن میداد گفتند "بس است هرچه بستی بانو" #ابن_شیرین #xaarda
#کلاسیکها چنان ریدند مردان سیاسی به اصل و فرع قانون اساسی که نتوان دیگر آن را پاک کردن ولو با صد زبان دیپلماسی #ادیبالممالک_فراهانی @xaarda
شش سال و نیم پیش «سرپرست معاونت فضای مجازی دادستانی کل کشور» خبر داد که «بنا به نیاز مردم و برخی از دستگاهها به VPN قانونی، دستورالعمل لازم در این خصوص در دستور کار کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه قرار گرفتهاست». شعر زیر را همان موقع گفتم. امروز میبینم سخن هرچه گویم همه گفتهام: گفت که ویپیان بومی رسید شایعه بود اوّل و گویا بله گفتمش آخر شدنی هست؟ گفت در همه دنیا نه و اینجا بله گفتمش از بابت این ابتکار داده کسی بودجه؟ گفتا بله گفتم ازین نابغهها یک هنر دیده شده؟ گفت نفرما، بله! این هنر اصلی اینهاست که از پس و از پیش شما را بله! #درزی_بفشار @xaarda @Befshar
ای تنگهٔ هرمز، تو محلِ گذری از ارزش واقعیِ خود بیخبری هرچند که بیست مایْل پهنا داری از نصفِ مدیرانِ وطن تنگتری! #شروین_سلیمانی @xaarda
چون کرم که در مجمع مکرونیهاست شادیم که مملکت پر از کونیهاست یک سینه سخن هست و نگفتیم به کس زآن رو که در انتظارمان گونیهاست #ابن_شیرین @xaarda
#بداهه نه گرگ رسد به پای خونخواریِتان نه واکسنی بکاهد از هاریِتان کشتید و ربودید و چریدید و زدید ای تف! ای تف! به مملکتداریِتان #حمیدرضاـحامدی @xaarda
ای باغ چه شد مدفنِ خونینکفنانت؟ کو خاکِ شهیدانِ کفنپیرهنانت؟ تا سرب که پاشیده و تا لاله که چیده است در سینه و سیمایِ بهارینبدنانت؟ آه ای وطن! ای خورده به بازارِ شقاوت بس چوبِ حراج از طرفِ بیوطنانت خونِ که شتک زد ز پدرها و پسرها بر صبحِ یتیمان و شبِ بیوهزنانت؟ رودابهی من! رودگری کن که فتادند در چاهِ شغادانِ زمان، تهمتنانت رگبار گرفت آنگه و بارید ز هر سو بر سینه و سر، نیزه و شمشیر و سنانت ای باغِ اهوراییام افسوس که کردند بیفرّه و بیفرّ و شکوه، اهرمنانت همخوانِ نسیمم من و همگریهی باران در ماتمِ سرخِ سمن و یاسمنانت #حسینـمنزوی @xaarda
بر او ببخشایید بر او که از درون متلاشی است ... نه توان نوشتن دارم، نه پاسخ دادن پیامهای شما و نه حتی بازنشر اشعار را و نه هیچ کاری دیگر. داغ گلهای خندان ایران چنان بر سینهام سنگینی میکند که از هر کاری عاجزم، فقط شعر نازنین استادم را در پست بعد منتشر میکنم باشد که ایران بزرگ نام کوچک امیر را زمره بیطرفان و بیشرفان ننگارد و ذوق خطاپوش فارسیزبانان #اشعارـخاردار را به مهربانی یاد آرد. #ابنـشیرین آغاز اسفند سال خون @xaarda
چگونه باز در این کوچهها قدم بزنم که کشتگان خیابان برادران منند ؟ @xaarda
گویا مقدر است که هر چیز بگذرد ملک تزار و دولت چنگیز بگذرد شرمندهٔ سگم که بگویم به قول «سیف» این عوعو سگان شما نیز بگذرد #سیدحامد_احمدی @xaarda
#کلاسیکها خطابی با فلک کردم که از راه جفا کُشتی شهان عالمآرای و جوانمردان برمک را زمام حلّ و عقد خود نهادی در کف جمعی که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را نهان در گوش هوشم گفت: فارغ باش از این معنی که سبلت برکَند ایّام هر ده روز، یَکیَک را! #انوری_ابیوردی @xaarda
#خیرالکلام دار و درختی شدهاست، گرم سر انداختن در همه کار اوستاست جز ثمر انداختن میوه به کس داد؟ نه، تن به هرس داد؟ نه چاره نماندهست هیچ، غیر برانداختن #حسین_جنتی @xaarda
ای کاش سرِ زمستان پندار تو گرم باشد در زیر پتو، تن تو هم یار تو گرم باشد با یار به گوشهای سرد دیدار تو گرم باشد در جیب تو پول هم نیست شلوار تو گرم باشد یخ کرده اگر کف و سقف دیوار تو گرم باشد با قهوه و چای هم شد افکار تو گرم باشد با قیمت ارز و سکه بازار تو گرم باشد از دولت خارداران اشعار تو گرم باشد صدبار مهمتر از آن سالار تو گرم باشد! #سپوخی_تبریزی @xaarda
#نقیضهگایی میترسم ماتِ شبِ مهتاب شوی من قصه بگویم و تو بیخواب شوی تو برفِ دی و من تبِ تابستانم میترسم در آغوشم آب شوی #جواد_زهتاب ✧✧ آن دختر گوید که ز من حامله است یک عیب در اتّهام آن آکله است: «او برف دی و من تب تابستانم» شش ماه میان من و او فاصله است #درزی_بفشار ✧ کـیرم به کـست گفت: خریدار تواَم در آرزوی دیدن رخسار تواَم "تو برفِ دی و من تبِ تابستانم" بر روی سرم نشین که بیمار تواَم! #سپوخی_تبریزی @xaarda
بود در صف خانمی از بهر شیر خانمی خوشگلتر از ماهِ منیر بود شیخی بوالهوس پشتِ سرش گشته محو چشم و روی محشرش بعد لَختی ایستادن توی صف شیخ از زیباییاش شد توی کف گفت با آن زن که ای بهتر ز ماه عاشقت گشتم، امان از عشق، آه من به تو دارم پس از این احتیاج میکنی آیا تو با من ازدواج!؟ گفت زن، ای شیخ، با من گو سخن چندتا همسر تو داری، چند تن؟ شیخ گفتا چارتا زن، خانمی گر زنم گردی تو، باشی پنجمی زن بگفتا هست منفی پاسخم فکر کردی تاب دارد این مُخم صبحها در صف چو باشم بهر شیر به که شبها توی صف از بهر کیر! #سیخونکی_فشارکی @xaarda
بی تو حرام است به خلوت نشست حیف بُوَد در به چنین روی بست ... مستی خَمرش نکند آرزو هر که چو سعدی شود از عشق مست #سعدی ✧ سعدی ما خسته شد، از پا نشست بس که ببستند بر او داربست کرده این خلق، به تخمش بُوَد "هر که چو سعدی، شود از عشق مست" #سپوخی_تبریزی @xaarda
"میسدیتا" که رباتی ساده است بر زبان این و آن افتاده است، در جواب این که پرسیدند چیست با شجاعت داده پاسخ: "داده" است! #سپوخی_تبریزی @xaarda