tgindex
سحر هادیان

سحر هادیان

Статистика
@hadian_saharМузыкаперсидский

@Saharhadianbot نقدی نظری تفقدی چیزی مهمانید به شعر

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 187
+2 за 4 дн.
Сутки
+2
+0,17%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 037
29 постов
Вовлечённость
87,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 29
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
375
1/48двое суток
429
1/72трое суток
463

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نمی‌دانم آیا دوست دارم شعرم را بیشتر دوست داشته باشند یا مرا.

  • 12 авг.262281удалён 13 авг.

    شب‌ است و مشغله‌ام از خودم گریختن است #سحر_هادیان @hadian_sahar

  • 12 авг.5953910

    از جایی آمدم که به آینده در نداشت آن‌جا کسی تصوری از بال و پر نداشت حتی درخت در پسِ ریشه دواندنش یکدنده ایستاد! که پای سفر نداشت از جایی آمدم که زمان درگذشته بود از جاده‌ای که رو به جلو رهگذر نداشت خون بود چشمه و سر مهتاب زیر آب خاموش بود شهر خبر از سحر نداشت انداختم طناب به آینده و کسی آن شب، از آن‌چه رفت به روزم، خبر نداشت حرف مرا کسی نبُرید از پس زمان با این‌که لخت بود صِدام و سپر نداشت بیرون کشیدنِ سرم از آن جهان دور قدری عجیب بود اگر دردسر نداشت آینده زیر پای من آمد؛ نیامده_ خود را زنی در آینه دیدم که سر نداشت می‌خواستم سرآمدِ آیندگان شوم خود را زنی در آینه دیدم که سر نداشت بی‌کله آمدم که تماشا کنم تو را خود را زنی در آینه دیدم که سر نداشت سر باختم! سر تو سلامت! خوشا خدا یاد تو را که در سرم انداخت، برنداشت #سحر_هادیان خرداد ۱۴۰۵ @hadian_sahar

  • از جایی آمدم که زمان درگذشته بود از جاده‌ای که رو به جلو رهگذر نداشت #سحر_هادیان @hadian_sahar

  • در اینستاگرام پست یکی از شعرهای کانال‌و گذاشتم. وقت کردید برین حمایت کنین. https://www.instagram.com/hadian_sahar1833?igsh=MWsxOTljajh5NDE1Zg==

  • چنانم که انگار انگشتم لای در مانده و کسی در را باز نمی‌کند تا انگشتم را بردارم. #سحر_هادیان @hadian_sahar

  • 28 июл.1 3294617

    کلام شد بدنم تا به او سلام کند دوید پیرهنم تا به او سلام کند درون سینه دلم خواست صاف و بی‌پرده لباس را بکنم تا به او سلام کند چهار حرف تکان داد چارچوب مرا پرید از دهنم تا به او سلام کند به شوق نیم‌نگاهش، چنان دهان شده است تمام خویشتنم تا به او سلام کند غرور داشت غرور! آن‌چنان زبانزد بود کسی نداشت جنم تا به او سلام کند دلم که آدم کم‌صحبتی‌ست، منتظر است به شعر سر بزنم تا به او سلام کند سوال داشت صدای که بود؟ کل تنم_ جواب داد: منم؛ تا به او سلام کند در آمد از دهنش یک سلام خشک و تنی_ درآمد از کفنم تا به او سلام کند #سحر_هادیان @hadian_sahar

  • 27 июл.1 208476

    وقتی از کانالی لفت می‌دم و می‌بینم بلافاصله صاحابش از این‌جا لفت می‌ده. این‌جوری‌ام که عه خب من تا حالا نمی‌دونستم بده‌بستونه؛ وگرنه زودتر لفت می‌دادم.

  • 27 июл.1 191338

    در الک کردن همه چیزم. دوستی‌ها، وسیله‌ها، شعرها، رفت‌و‌آمدها، صحبت‌ها... می‌دونم برای خیلی چیزها دلم تنگ می‌شه ولی فک نکنم پشیمون شم.

  • 27 июл.1 170153

    🌧/🌧/🌧

  • 27 июл.1 162367из hadian_sahar

    همان‌که فکر نمی‌کردم اتفاق افتاد چراغ رابطه از طاق اشتیاق افتاد #سحر_هادیان @sahar_hadian

  • 27 июл.1 11126

    روز و شب، عربده با خلق خدا نتوان کرد!

  • 26 июл.1 154345

    از هرچه که زیباست، از آهو بدم آمد! تا گفتی از او، جای تو، از او بدم آمد... #سحر_هادیان @hadian_sahar

  • 25 июл.1 1993412

    گرم است با تمامی زن‌ها سرگرم آفتاب‌فروشی‌ست بازار او که با همه داغ است کار دو چشمم آب‌فروشی‌ست با حرف‌ها، دو لاله‌ی تب‌دار دل آب می‌‌کنند چه بسیار پشت دو داغ مردمک‌آزار لب نیست، آب‌و‌تاب فروشی‌ست! پشت‌ سرش به راه می‌‌افتند ناگاه در گناه می‌افتند آن جفت امامزاده‌ی سیار چشم است یا شراب‌فروشی‌ست!؟ با این‌که دست‌خالی از اویند شاد از خرید عالی از اویند وقتی همه سراب به دستند یعنی عجب سراب‌فروشی‌ست! راه جهان به خواب میفتد دنیا از اضطراب میفتد پیداست از دریچه‌ی لب‌هاش پشت صداش خواب‌فروشی‌ست سمت دکان مرگ‌فروشی آرام دور می‌شوم از او در هیئت عذاب‌فروشان می‌گوید آن طناب، فروشی‌ست... #سحر_هادیان @hadian_sahar

  • 25 июл.9471846

    #آموزش_شعر در پنج‌ دقیقه؛) @hadian_sahar

  • 24 июл.1 1782516

    هرکه افتاد ز پا، خاک‌نشین من بودم هرکه آمد به زمین، نقش زمین من بودم شوق، سرخیل صف اهل نیازم کرده ست سجده‌ای هرکه تو را کرد، جبین من بودم این زمان غیر من آن‌جا همه کس ره دارد یاد روزی که در آن بزم، همین من بودم سعی من کردم و شد وصل نصیب دشمن دیگری صید تو کرد و به کمین من بودم هر کف خاک، به جولانگه شه می‌گوید پیش ازین پادشه روی زمین من بودم #سلیم_تهرانی @hadian_sahar

  • 23 июл.1 3133419

    غیرتم آید شکایت از تو به هر کس درد اَحِبّا نمی‌برم به اطبّا... #سعدی @hadian_sahar

  • 21 июл.1 3444313

    من همیشه شفاء را در فرار کردن دیده‌ام؛ فرار از جمع، از خانه، از دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن، از زندگی.

  • 21 июл.1 287215

    شعر پست‌مدرن @hadian_sahar

  • 18 июл.1 315696

    نیازمند دعای خیر و انرژی مثبت شما هستم.🌱