- Последний пост
- 30 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 399
- 1/48двое суток
- 457
- 1/72трое суток
- 493
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سلام، اینجا خواب من است یا تو؟ صبح کداممان تنها میشود؟ #معین_دهاز @zhinestan
کوچه، بنبست، خلوتِ ساعت هشت تنهایی راه و وحشتِ ساعت هشت ناگاه صدای بوق، فریاد، فرار زن، دلهره، زنگ، ظلمتِ ساعت هشت #سارا_قره_تپه @zhinestan
گوش و سر و دهان و گلو، دست و پا و چشم هرجا خراش و خدشه بیفتد تن من است شرق و شمال و غرب و جنوب و کویر و دشت ایران قدمقدم همهاش موطن من است #مریم_صفری @zhinestan
به نيمهی پر ليوان بچسب لوط! كه قومت هر آنچه داشته باشد، حرامزاده ندارد #حسین_زحمتکش @zhinestan
انتقاد، پیشنهاد، ارسال شعر و تبادل: @sdmzf
دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی من مردهام! اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی بلند میشوم با هم صبحانه میخوریم گپ میزنیم بعد هم میروم سری به خاک دوستانم بزنم برگردم اگر هم حوصلهام نشد شاید همان دور وُ برها خودم را چال کنم چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی اگر گلولهای به سمتم شلیک شود سرم را هم خم نخواهم کرد یعنی اگر برای بریدنِ این رگ تیغ در خانه نباشد تا مغازه هم نخواهم رفت چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! اگر به خانهام بیایی تمامِ خانه را گل خواهم کاشت اگر نیایی هم تمام خانه را گل خواهم کاشت اگر بروی هم اگر بمیری هم! چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی زمان را از دستم باز کردهام چاقو را از جیب درآوردهام و رابطهی علت و معلول را بریدهام چرا که میخواهم بیدلیل تنها باشم درست چون نوازندهای که در میان اجرا سازش را زمین میگذارد تا موسیقیاش تمام نشود درست چون خدایی که انساناش را زمین گذاشته تا بر آسمان بنویسد: دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری... #گروس_عبدالملکیان @zhinestan
روز ما شب گشت و ما بیاختیار گریهایم هرکه در دود افتد از چشمش برون میگردد آب #بیدل @zhinestan
موی تو رهاند از پراکندگیام پرداد به بال من ، بە بالندگیام در موی تو ده ماهی قرمز جاماند در موی تو دست شستم از زندگیام #جلیل_صفربیگی @zhinestan
دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی #سعدی @zhinestan
без подписи
روی قولش نماند و زود گذشت اُف به این زندگی که نامرد است! بغلم کن که باز یخ نزنم بی تو طهران لعنتی سرد است سرنگون شد سزار کوچک تو! هرزهی پاکدامنم بودی! همه چاقو زدند و خندیدم تو ولی وصلهی تنم بودی... شعرهایم مرور غم بودند گریه را خوب درک میکردند پارههای تنم همیشه مرا مثل سیگار ترک میکردند! آسمان باش... بال خواهم زد به عقابان پایبند قسم عاشقم باش... زنده میمانم به همانها که ماندهاند قسم! تو برایم بسی... بمان و ببخش گریهی توی خوابهایم را عاشقم باش تا بسوزانم فیلمها و کتابهایم را! گیج و خوشبخت باورت کردم شکّ افتاده در یقین بودی ترسم از زخمهای دشمن نیست مثل یک دوست در کمین بودی! کاوهای توی داستانم نیست لشکر بیدرفش را چه کنم؟ زخم سبزم هنوز بسته نشد زخمهای بنفش را چه کنم؟! هرچه در زیر بار خم بودیم خانِ والا سوارتر میشد هرچه از درد گریه میکردیم زندگی خندهدار تر میشد! آسمان گریه را نمیشنود وسط مردهها دعا نکنی در خیابان گلوله میبارد دستهای مرا رها نکنی! گرچه از تشنگی هلاک شدیم دشمن از ترسمان هلاکتر است از قفا چنگ میزند... هشدار! گرگ بیخایه ترسناکتر است! آتش خسته خوب میداند جنگل بیدرخت میمیرد جنگ کردیم و سوختیم... اما این پدرخوانده سخت میمیرد! بغلم کن... مرا بخوان و ببوس تا بگویند نانجیبتریم! وسطِ گریههام میخندم ما غمانگیزها عجیبتریم! توی میدانِ تیر با من باش بی تو زندان شهر؛ تنگتر است عشق ما را اگر به هم نرسانْد مرگْ یک قصهی قشنگتر است... □ قلعهی مردهای ماسهایات زیر باران خراب خواهد شد شب دیجور! با خودت خوش باش عاقبت آفتاب خواهد شد... #حامد_ابراهیم_پور یک: سزار کوچک: فیلمی از مروین لروی- محصول ۱۹۳۱ دو: در تاریخ آمدهاست که -به سال چهل و چهار قبل از میلاد- پس از توطئه و سوقصد به ژولیوس سزار و کاردآجین کردنش توسط سناتورهای مجلس سنا؛ او ردایش را بر سر کشید و آخ نگفت. نفر آخری که به او چاقو زد؛ پسرخواندهی محبوبش بروتوس بود! اینجا سزار به حرف آمد و گفت: تو هم بروتوس؟! «تو هم بروتوس» در تاریخ و ادبیات بیانگر خیانتهای بزرگ است. ویلیام شکسپیر نیز در نمایشنامهی ژولیوس سزارِ خود به این جملهی لاتین اشاره کرده است. @zhinestan
هزار توبه شکستهست زلف پُرشکنش کجا به چشم درآید شکست حال منش؟! #ظهیرالدین_فاریابی @zhinestan
باعث هرگریه و فریاد، لطف آشناست شیشه وصهبای ما بیگانه نشکست و نریخت #بیدل @zhinestan
بغض انواع سادهای دارد جعبهی بغض مادرت مثلاً اولین بوسهی فراموشی آخرین شعر دفترت مثلاً بغض آداب ویژهای دارد بغض بعد از سلام توی جمع بغض وقتی نمیشود خندید به صداهای در سرت مثلاً زودهنگام قرصهای پدر پهنهی شانههای لرزانش بوی رنگی که ماند در خانه لای موهای خواهرت مثلاً عدهای بغضهای سیساله راه افتاده پای لبهایت پاکتی بغض زیر هجده سال توی جیب برادرت مثلاً بغض وقتی ندیدهای اما دیده را لا اله الا الله... تار موی زنانهای شاید روی رفتار همسرت مثلاً بغض یک مشت حرفهای درشت ته یک کوچهی بلاتکلیف اولین بار «دوستت دارم» توی تکلیف دخترت مثلاً «برو و دست از سرم بردار» بغض بعد از نگفتن و رفتن برود تا تو را نرنجاند برود دست از سرت مثلاً...! بغضهایی همیشه میمانند شکل وقتی که تلخ میبخشی مثل ظرفی که شستهای اما چربیاش روی باورت مثلاً... #راضیه_عربی @zhinestan
بعد از تو با هر حرْکتی این بغض میپاشه مث هزارپایی که رو میدون مین باشه عاشق شدم، خوب یادمه توو اولین دیدار قلب یه وال سیتُنی توو من تپید انگار میدونی من تنها نبودم بعد تو با درد توو من یه وال سیتنی هم زندگی میکرد توو اون دو سوم که فقط آبه شنا میکرد فوارهشو توی چشای من رها میکرد میبینی این اشکه که پاورچین و پاورچین آرایشم رو میبره از صورتم پایین پایین یه جایی توی آبه که خفه میشی حتی اگه با ماهیا یه عمر سر کردی پایین خودش میدونِ مینه، منفجر میشی با یه هزارپا عمرتو بیهودهتر کردی گیجم، بههمریختهام،شلوغم، در هم و برهم... انگار یکی تازه تو من اسبابکشی کرده بدجور سنگینه یه چیزی توی این سینه مثه یه وال سیتنی که خودکشی کرده چیزی بگو چیزی شبیه دوستت دارم بارون نمیباره ولی با گریههام خیسم یه وال وحشی رازداری رو نمیفهمه باید یه جایی جفتگیریمونو بنویسم من هشتپاتم دوست داری رو کدوم بازوم امشب بخوابی تا بخوابه دستی که روشی؟ باید بغل میکردمت با چند تا بازو باید بغل میکردمت از اونور گوشی... باید بغل میکردمت، باید بغل میکر... تو مرهمی اما باهات خون از تنم میره یه وال وقتی که دلش با عشق درگیره... یه نفتکش وقتی رو آب آتیش میگیره... یه هشتپا وقتی دیگه خوابش نمیگیره... یا یه هزارپا وقتی رو میدون مین میره... آروم میمیره ... آروم میمیره ... امسال جای ماهی قرمز با دم چینچین یه وال مرده میذاری رو سفرهی هفسین دارم شگونت میشم و با من خفه میشی داری میای پایین باهام... داری میای پایین ... #مریم_محمدیان @zhinestan
برام شعر بفرستید. @sdmzf
دل به خون میغلتد از یاد تبسمهای یار همچو آن زخمی که بر رویش نمکدان بشکند. #بیدل @zhinestan
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی؟ یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی؟ دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی تو همایی و من خسته بیچاره گدای پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی بندهوارت به سلام آیم و خدمت بکنم ور جوابم ندهی میرسدت کبر و منی مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی تا بدان ساعد سیمینْشْ به چوگان بزنی مست بیخویشتن از خمر ظلوم است و جهول مستی از عشق نکو باشد و بیخویشتنی تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند سعدیا چربزبانی کن و شیرینسخنی #سعدی @zhinestan
تنهائيم آنقدر بزرگ است كه عشق... تنهائيم آنقدر بزرگ است كه آه... #بیژن_ارژن @zhinestan
وقتی خدا زنان را بین مردان تقسیم کرد و تو را به من داد، احساس کردم که آشکارا طرف مرا گرفته ( است.) | #نزار_قبانی | صد نامهی عاشقانه | بدرالسادات هاشمی | ترجمان شعر | نشر نیماژ | @zhinestan