tgindex
سید مهدی موسوی

سید مهدی موسوی

Статистика
@seyedmehdimoosavi2персидский

اشعار، ترانه‌ها، داستان‌ها و... مرا فقط از این کانال و همچنین اینستاگرام، فیس‌بوک و کانال یوتیوب شخصی‌ام دنبال کنید

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
49
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
23 155
+2 за 6 дн.
Сутки
+7
+0,03%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 806
40 постов
Вовлечённость
12,1%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 49
Упоминаний
14
каналов
Охват размещения
по 3 постам
1/24сутки в ленте
1 346
1/48двое суток
1 958
1/72трое суток
2 111

Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • 14 авг.1 246529

    без подписи

  • 13 авг.1 5516243

    без подписи

  • 13 авг.2 4227619

    без подписи

  • 12 авг.2 2217845

    خورشید مردّد است، کمرنگ شده هر چیز که دست می‌زنم، سنگ شده انگار که حال و روز دنیا خوش نیست شاید که دلت برای من تنگ شده! مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 12 авг.2 2546513

    کسوف بود؟ نه! خورشید دل‌گرفته‌ی ظهر پیام تسلیتش را به آسمان می‌داد! مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 12 авг.2 400618

    منو به باغ ببر تا تنفّست بکنم نذار مثل گل زینتی، خراب بشم مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 11 авг.2 6776737

    هنوز بچه‌ام و می‌فروشم از آغاز تمام فلسفه‌ها را برای یک شکلات! مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 11 авг.2 7958838

    هر جا چراغ روشنی دیدی در دورهای خالی از اوهام یا چشم‌های خیره‌ی گرگی‌ست! یا برق دندان‌های خون‌آشام! مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 10 авг.2 9577032из RoshanakAramesh3

    ای کاش شانه‌های غمت بودم لعنت به مرز و فاصله و دوری #مهدی‌موسوی

  • 10 авг.3 0086212из mahdikhodabakhsh_61

    حس کن مرا که دست برده داخل گیست  حس کن مرا بر لکه‌های بالش خیست . شعر: استاد #مهدی_موسوی خط و گرافیک: #مهدى_خدابخش @mahdikhodabakhsh_61

  • 9 авг.3 2059662

    حس کن مرا در آخرین سطر از تشنّج‌هام حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو تنهام! حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم بگذار تا دنیا بداند «هستی» و «هستم» مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 9 авг.3 2227429

    این شهر، حرف راست نمی‌خواهد! باید پناه برد به خاموشی مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 9 авг.3 6978456

    همیشه در قفس چشم‌هات خواهم ماند اگر پرنده‌ی بی‌بال‌و‌پر قبول کنی  مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 8 авг.3 9343012

    بررسی زندگی و اشعار هوشنگ ابتهاج در برنامه‌ی این هفته‌ی بامداد به همراه پخش ۱۶ موسیقی و شعر اگر برنامه را به‌طور زنده از ماهواره ندیده‌اید، تکرارش را در اینجا تماشا کنید: https://youtu.be/S_DBURXAJFI

  • 6 авг.5 127134129

    «اخوان» گفت که «زمستان است» من نگاهی به دوستان کردم گفتم از عشق و قدرت انسان - «مطمئنم بهار می‌آید! بر سر هر درخت، گنجشکان باز آواز شاد می‌خوانند» از شبِ تلخِ سرزمین گفتم از زمستانِ آخرین گفتم - «ما قرار است غول را بکشیم...» به رفیقان خود چنین گفتم (و رفیقان که سست‌پیمانند!) راه دشوار بود و طولانی راه دشوار بود و ما با هم و یقین داشتم که جز این راه چیزی از زندگی نمی‌خواهم (خاطرات خوشی که می‌سازیم همگی میله‌های زندانند!) تا نفهمند در دلم غوغاست خنده در اوجِ استرس کردم دستشان را گرفتم از سرِ عشق که نگفتند و باز حس کردم همگی ظاهرا پشیمانند خسته‌ام از سکوت و ویرانی پوچیِ صبرهای طولانی آنچه می‌گویم و نمی‌گویم آنچه می‌دانم و نمی‌دانی دردهایی بدون درمانند دوستان پای سفره‌ی غول و دشنه‌های به پشت مشغول و ↓ هر کسی قیمت خودش را گفت سکس و ویزای خارج و پول و... دوستانم چقدر ارزانند! ای شبِ بی«فروغِ» تنهایی «شاید این ابتدای ویرانی‌ست» با چنین دوستان و یارانی نه! نمی‌شد به جنگ دنیا رفت! آه «سهراب»! کاش می‌شد که تحت‌تأثیر الکلی شاید! در جهانی تخیّلی شاید! «قایقی ساخت» و از اینجا رفت «جای آدم، درخت بنشانند»... غول در حال خنده در قصرش دوستانم کنار سفره هنوز من به دنبال کشتن لحظات کشتنِ روز در ادامه‌ی روز روزهایی که رو به پایانند! «فصلِ سرد» است و گونه‌ها نمناک اشک «سهراب» بود یا که «فروغ» «کفش‌هایم کجاست؟!» تا بروم مردم شهر، جز دروغ و دروغ چیزی از زندگی نمی‌دانند «اخوان» آن «کتیبه» را چرخاند هیچ‌چیزی به‌غیر هیچ نبود... مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 6 авг.3 7965925

    مُرد و آرام روی آب آمد... مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 5 авг.4 5386633

    صدات نیست از اینجای قصه تا به ابد ولی نخواه که این درد را سکوت کنم «کدام قله؟! کدام اوج؟!»... نیستی و فقط از این به بعد قرار است که سقوط کنم مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • 4 авг.4 5858542из Abbas_Asgharpour

    از کودکیت، اکثرِ اوقات، درد بود تنها رفیقِ آن دلِ تنهات درد بود شاعر شدی به‌خاطر یک‌مشت گاو و خر شاعر شدی ولی ادبیّات، درد بود! #مهدی_موسوی