غزل خوان
Статистика💎 بی مُزد بود و منّت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدومِ بی عنایت
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 19
- Всего постов
- 149
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 224
- 1/48двое суток
- 256
- 1/72трое суток
- 276
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چہ روزها بہ شب آورد جان منتظرم بہ بوے آن ڪہ شبے با تو روز گردانَد بہ چند حیلہ شبے در فراق ، روز ڪنم و گر نبینمت آن روز هم بہ شب مانَد #عالیجناب_سعدے @GhaZalkhaniI
لبت را دیدم و دیدم که ساغر راست میگوید تنت را دیدم و گفتم صنوبر راست میگوید گل پیراهنت را هر که بو کردهست میداند هل و آویشن ونعناع و شبدر راست میگوید هوای خانه را گیسوی خیست میکند خوشبو گلاب و مشک وعودوعطروعنبر راست میگوید چه تندیس قشنگی میشود وقتی که میخندی صدف،الماس ، مرواریدومرمر راست میگوید نیازی نیست انگشت ظریفت را به انگشتر عقیق و یشم و یاقوت و در و زر راست میگوید میان غنچههای باغ صحبت برسر این است که باد از بوی آن زلف معطر راست میگوید دل و دین بردی از مردم ولی از ترس رسوایی مسلمان میکند حاشا و کافر راست میگوید چه زیبا بود آزادی و من باور نمیکردم قغس را دیدم و گفتم کبوتر راست میگوید #ستار_روهنده @GhaZalkhaniI
میسوزم از تبی که دماسنج عشق را از هُرم خود گداخته زیر زبان من تشخیص درد من به دل خود حواله کن آه ای طبیب دردفروش جوان من! #حسین_منزوی @GhaZalkhaniI
جامی که نیمه باشد، لبریز کس ندیده داریم نیمهجانی، آنهم به لب رسیده #وحید_قزوینی @GhaZalkhaniI
هر آرزو که بشکنی امروز در جگر فردا که این قفس شکنَد بال و پر شود #صائب_تبریزی @GhaZalkhaniI
کسی که گفت به گل نسبتیست روی تو را فُزود قدر گل و بُرد آبروی تو را از آن به هر چمنی جستوجو کنیم تو را که تا مگر ز گلی بشنویم بوی تو را بِهِل که شیخ به طاعت خَرَد بهشت که ما به عالمی نفروشیم خاک کوی تو را به هر طرف دل جمعیتی پریشان خواست به حکمت آن که پریشان نمود موی تو را خدای را دل ما را مُکَدَّر از چه کنی ! که گاه جلوه خودش آینه است روی تو را ز خاک کوی خرابات پا مکش «عمان» که آب رفته نیاید دوباره جویِ تو را #عمان_سامانی @GhaZalkhaniI
َ💎 کاش آدمی میتوانست صدای کسی را که دوستش دارد در گلدانی بکارد ... #سیامک_تقی_زاده (تولد: میاندوآب، ۱۳۶۳) ❄️ @GhaZalkhaniI 🌿 🔺
منی که از عشق تو دم میزنم ...
بدون ضربه که آهن نمیشود شمشیر به طعنههای جماعت همیشه خوشبینم #حسین_مرادی @GhaZalkhaniI
ما خستهایم از این قفسِ صد هزار قفل دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است #غلامرضا_طریقی @GhaZalkhaniI
گرفتم این که شکفتی و باروَر گشتی چگونه میبری از یاد داغِ یاران را ؟ #حسین_منزوی @GhaZalkhaniI
اول وضو گرفت و غزل راقنوت کرد بعدش دو آیه خواند کمی مکث و فوت کرد ان درد کهنهای که مرا خسته کرده بود شاید به احترام تو امشب سکوت کرد #فاطمه_روشنبین @GhaZalkhaniI
رنگ گنجشکهای بالارود میدهد بوی خشکسالی را ماندهام که چه کار خواهم کرد بعد از این روستای خالی را خسته از یک سکوت طولانی خواهرم با نگاهِ بارانی گفت بهتر ! پدر که رفت و ندید روسیاهی این اهالی را کودکیها هوا معما بود یک کبوتر به نام بابا بود من کبوتر تتر شدم از او ارث بردم شکستهبالی را خانهمان گرم رفتوآمد بود حرف مارال و گلمحمد بود با جهانی عوض نمیکردیم سایهی کوزهی سفالی را و زمستان که زیر کرسی سوخت نعش سهراب روی دست پدر آسمان چشمهای مادر بود بافت آخر ترنج قالی را خواهر من ستاره میتابید هی لواشکبهدست میخوابید بیعروسک ولی کنارش داشت بره آهوی خالخالی را روستا گرم کار گندم شد مادرم در میان مِه گم شد پدر من دهندهن میگشت چشم ما کاسههای خالی را پدرم دستهای سیمانیست ناگهانیترین خراسانیست او که با خشم سرخ برنو خود آبرو داده این حوالی را #علیرضا_راهچمنی @GhaZalkhaniI
شرمندهام که همت آهو نداشتم شصتوسه سال راه به این سو نداشتم اقرار میکنم که من – این هایوهوی گنگ - ها داشتم همیشه ولی هو نداشتم جسمی معطر از نفسی گاه داشتم روحی به هیچ رایحه خوشبو نداشتم فانوس بخت گمشدگان همیشهام حتی برای دیدن خود سو نداشتم وایا به من که با همهی هم زبانیام در خانواده نیز دعاگو نداشتم ! شعرم صراحتیست دلآزار، راستش راهی به این زمانهی ناتو نداشتم نیشم همیشه بیشتر از نوش بوده است باور نمیکنید که کندو نداشتم؟! میشد که بندگی کنم و زندگی کنم اما من اعتقاد به تابو نداشتم آقا شما که از همهکس باخبرترید من جز سری نهاده به زانو نداشتم خوانده و یا نخوانده به پابوس آمدم؟ دیگر سوال دیگری از او نداشتم #محمدعلی_بهمنی @GhaZalkhaniI
بیراهترین دوختهی چرخ زمانه برخورد تگرگم به سر ذوق جوانه فریادم و از بخت بدم قسمت کوهم تیری که به سنگ آمده و کرده کمانه #محمدتقی_نظری @GhaZalkhaniI
در هر شڪن زلف گرهگیر تو دامیست این سلسله یڪ حلقهی بیڪار ندارد #صائب_تبریزی @GhaZalkhaniI
خاکی که از کویت برم، در دیده پنهانش کنم مُفلِس که یابد گوهری، ناچار پنهان داردش! #امیرخسرو_دهلوی @GhaZalkhaniI
تو در حضورِ چههنگامهای جوان شدهای؟ که نازنینتر از آنحد که میتوان شدهای تو زادهٔ شب و روزِ کدام موهبتی؟ که آبِ رویِ گلِ سرخ و ارغوان شدهای تمامِ معجزهها در تو جمع آمدهاند مگر که از طرفِ عرش ارمغان شدهای؟ طراوتِ سحری ، لطفِ شامگاهانی قیامتی ز طلسماتِ آسمان شدهای شکوفهٔ چه درختی؟ پرندهٔ چه بهار؟ که بیصداییِ ما را ترانهخوان شدهای هزار بار به پیشِِ تو میتوان مردن خجسته باد چه نیکونفس ، چه جان شدهای! #عبدالقهار_عاصی @GhaZalkhaniI
تا مینشست با گل لبخند پیش من فرقی نداشت بندر و دربند پیش من آهوی خستهای که سرآسیمه مینشست با چشمهای سبز هنرمند پیش من میایستاد کوه دنا آه میکشید میرفت آبروی دماوند پیش من لب میگزید و سرختر از سیب میگذاشت یک چای دم کشیدهی بیقند پیش من باور نمیکنید که من خواب دیدهام روی زمین نشسته خداوند پیش من "گویند رمز عشق مگویید و مشنوید" بیفایدهست موعظه و پند پیش من رفتی و بعد از آن همهی حوریان شهر یک ذره اعتبار ندارند پیش من #عبدالحسین_انصاری @GhaZalkhaniI
تو چجوری راحتی ؟ ...