tgindex
اشعار پشت پرده

اشعار پشت پرده

Статистика
@hazllРазвлеченияперсидский
Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Развлечения (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 413
−1 за 2 дн.
Сутки
−1
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 259
20 постов
Вовлечённость
230,6%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
285
1/48двое суток
326
1/72трое суток
352

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • @hazll قبل هر عرض ادب...، درز عقب واجب‌تر است کردنت در ماه آذر از رجب واجب‌تر است یک وجب پایین‌ ِ نافم را به نامت کرده‌ام وقت بخشش پیش تو آن "یک وجب" واجب‌تر است انتخاب ِ من، "تو"یی؛ خودکرده را تدبیر نیست! آنکه "خود" کرده است، کیرم را طلب واجب‌تر است چهره‌ات را حق به جانب کرده‌ای حالا که چه؟ در جواب حرف مفت تو غضب واجب‌تر است می‌شود چون مردمان را با کلیدی گول زد چرخش آن داخل قفل ِ رکب واجب‌تر است مردم مظلوم در فقر و تو غرق اختلاس چون حمایت از رئیس منتخب واجب‌تر است! تو حرامی‌زاده‌ای و بهر انسان‌تر شدن جای نام وشهرت زیبا، نسب واجب‌تر است نان ایران می‌خوری و در "دُبی" کون می‌دهی شومبول ایرانی از کیر عرب واجب‌تر است یک نگاهی به جوانهای بدون زن بکن وقت تقسیم نوامیست، عزب واجب‌تر است شادی خود را همیشه روز وصلت می‌کنیم توی کون تو عروسی و طرب واجب‌تر است پاسخ "عرض سلام"ت را نداده، کردمت گرچه واجب بود...، اینجا مستحب واجب‌تر است #منتقد

  • 23 июл.7508из mkermanshahi2

    میهنم ای خزانه ی لبریز دزد را بر تو پاسبان کردند مردمان ستم کشیده ی تو بر سر نفت هم زیان کردند شجریّان تو را که میخوانَد سر به سنگ دریغ می کوبم آه خواننده های دلخونت چقَدَر رو به تو فغان کردند رومیان آتشت زدند ولی شعله ات ماند زیر خاکستر تا که اشکانیان زمین تو را سرور هفت آسمان کردند مردمت با گواهی تاریخ مردی خویش را نشان دادند چشمه ی عدل و مهربانی را با انوشیروان روان کردند سنگ های تو را جلا دادند نغمه های سلیس موسیقی شاعران خرده ریگ صحرا را زیر پای تو پرنیان کردند در گلستان و بوستان هایت گل سعدی و حافظ و خیام رنج بردند مثل فردوسی تا شکوه تو را بیان کردند رومیان بر تو تازیانه زدندمغولان بر تو تازیانه زدند تازیان بر تو تازیانه زدندچه ستم ها که تازیان کردند شوش با آن شکوه ویران شد دژ "شاپورخواست" تنها ماند تخت جمشید و بیستونت را عده ای بی شرف دکان کردند ای دریغا که سالیان دراز ، گوش مسدود آسمان نشنید هرچه آن سروهای آزادت گله از ظلم باغبان کردند #محسن_ایمانی @mohsen_imani_official @mkermanshahi -2

  • 30 окт.2 1851

    بهترین پوشاک خرید آنلاین ضمانتش با خودم❤️

  • 30 окт.2 1302

    https://t.me/amin_boutique21

  • @hazll کسادِ کاسبیِ دین به راز می‌گوید امامِ شهر که تَرکِ نماز می‌گوید! حدودِ کوتهیِ ما ببین که بر سرِ او عِمامه‌ایست که حرفِ دراز می‌گوید! نشیمنِ وی اگر هیزمِ جهنم نیست سخن چگونه به سوز و گداز می‌گوید؟! چه سود می‌دهد آن لااله‌الاالله؟ که طوطیانه زِ رویِ نیاز می‌گوید! به گوش در نرود وعظِ آن دغل ما را که در تفرجِ روم از حجاز می‌گوید! هزار عشوه‌ی ساقی زِ وعظِ مفتی به که نوشِ جان چو بگوید به ناز می‌گوید! در این جریده مگر خواجه می‌کند امداد که حرفِ بسته از اینگونه باز می‌گوید! #حسین_جنتی @hazll

  • @hazll گلو پــر اســت، پــر از آه از  درون نکـشــیـده لبـان خشک مـعـطـر بـه بـوسـه ی نـچــشـیـده دو چشم سرخ دو خورشید دو دریچه ی آتش کـه خــیره مانـده به دستان بـر دهان نرسـیده بکش بـه سمت خیـابـان غـرور زخـمی خود را بکـش کـه از رگ غـیـرت هنـوز خـون نجـهیده بپـر کـه حک شـده بـر بــاورگـلـولـه ی سـربـی نـشــان بـال پــرسـتــوی از قـفــس نـپــریــده کــدام جــاده تــو را از خـیـال خــانـه ربــوده که چشـم پنجره خورشـید را پس از تو ندیده به مــوج مـوی سیاهـت قسـم الهه ی شـرقـی کــه روزگـار سـپـیـد از تــو آهـــوانـه رمـیــده اگـر چه بغـض ، بـریده صـدای ضجـه ات اما دلـت هـنـوزِ  هـنـوز از رهــا شــدن نـبــریــده دوبـاره شــعلـه بکــش آتـش مـقـدس اعـظم کـه قـرن هـاست خـدا بـر اجـاق مـا ندمـیده محمدمنصورفلاح @hazll

  • @hazll صبح، بر می‌خیزی از جا، قیصری افتاده است! شب می‌آسایی، امیرِ دیگری افتاده است! صبحدم، خورشید چون سر می‌زند از خاوران عصر، گوی آتشین در کشوری افتاده است... "چشمِ آسایش چه داری از سپهرِ تیزرو؟!" سر بجنبانی کلاهی از سری افتاده است! از مَنَت سخت است؟ از داودِ سلجوقی بپرس... تا ضعیفی بَر نشیند، سنجری افتاده است! رفته در طومارِ ظالم، خونِ مظلومان چو نفت شعله‌ای در وِی زِ آهِ مادری افتاده است! گوش، چون سنگین شود از راه می‌مانَد رحیل هرکجا کَشتی فرو شد، لنگری افتاده است! آه ای اسفندیار! از چشمِ خود غافل شدی... راست می‌بینم که در آتش، پَری افتاده است!! حسین جنتی @hazll

  • 28 дек. 2024 г.2 99744из khertenagh

    ای واعظان! نظر به شبِ تار ما کنید این چند تارِ موی رها را رها کنید اول به جیب های برهنه نگاهی و بعدا برای موعظه، ما را صدا کنید یک عمر روسری به گلومان گره زدید از کارمان گره، شده یک بار وا کنید؟ ترس از صدای فقر، وطن را گرفته است باید نمازِ وحشت از این پس به پا کنید آن نهرهای نابِ عسل در بهشت را اکنون به کامِ تلخ خلایق عطا کنید از جا که پا شوند بدل می شود به خاک کاخی که روی گُرده ی مردم بنا کنید . مه زاد رازی

  • 28 мая 2024 г.4 31352из hazll

    @hazll شیره را از حبه ی انگور سرقت می کنند شهد را از لانه ی زنبور سرقت می کنند دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود! سارقان بی پدر بدجور سرقت می کنند! احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند سارقان با "کنترل از دور" سرقت می کنند عده ای راحت میان مبل خود لم می دهند از طریق عده ای مزدور سرقت می کنند روز روشن، زنده ها را از میان کوچه ها مرده را هم نیمه شب از گور سرقت می کنند برق را از سیم ها و آب را از لوله ها دود را از حقه ی وافور سرقت می کنند می برندت سوی خلوت، می کنندت پشت و رو با زبان خوش نشد با زور سرقت می کنند! جای اینکه سکه ای در کاسه ی کوری نهند کاسه را هم از گدای کور سرقت می کنند نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ عده ای تنها به این منظور سرقت می کنند! خواستم دنبال مأموری روم، دیدم ولی سارقان در پوشش مأمور سرقت می کنند... "استاد عمران صلاحی" @hazll

  • @hazll آمنه سادات سلام و علیک ای زن الوات سلام و علیک راست بگو دوش که را بوده ای؟ در هتل غیر چرا بوده ای؟ روسری ات دیدم بر روی سر چادرت از سر به زمین حلقه بر حجب و حیا دیدم و شرم و شرف کامل و پوشیده ز هر شش طرف لیک ندانستم سر عجیب سر تو ای شاهدِ مردم فریب دوش خبر آمدم از کار تو وآن خبر از ذات ریاکار تو گفت که رفته ست بدان زر و سیم شاه کلید در گنج حکیم آن هتل و خواب و شب و آن فلان نقل شده بر لب ما جاهلان پردگیان مثل تو این کاره انده؟ در پی کیر اینهمه آواره اند؟ راست بگو راسته ی باحجاب؟ اهل صفا و نیویورک اند و خواب؟ شانه اگر نیست برُس میدهند؟ پردگیان مثل تو کوس می دهند؟ ناز روا دار که نازت خرند کوس به کمر تا نیویورکت برند حضرت عکاس که گاییده ات از دهن شیر رباییده ات عکس گرفته است و نکرده است پاک عکس از آن مشتعل چاک چاک عکس از آن نوگل باغ بهار شمس و قمر بر سر لیل و نهار عکس از آن کوزه ی پر باده ات آن تونل ساخته بر جاده ات بسته بدی بسته بدی ول شدی وه که چنین نقل محافل شدی آن گره ی بسته به بند حجاب بو که کند خانه ی قومی خراب م_ایمانی @hazll

  • @hazll تا کی؟ صحبت از یاس و نسترن تا کی؟ وصف جادوی چشم زن تا کی؟ ماجرای لب و دهن تا کی؟ این همه لاف و جر زدن تا کی؟ شاعر ِ دردهای مردم باش مثل آدم به فکر گندم باش یک طرف جنگ و قحطی و نکبت یک طرف بحث دزدی و غارت آن طرف ظلم ِ رفته بر ملت این طرف بی خیالی ِ دولت! خنده دارد در این میان خالو می کند صحبت از خم ِ ابرو! خسته ام ، خسته از در و دیوار خسته از روز و از شب و تکرار خسته از این که زنده ام ناچار تف به دنیا و چرخ کج رفتار دف و چنگ و ترانه را ول کن غزل ِ عاشقانه را ول کن عمرمان شد تلف درین وادی اجل از ما نمی کند یادی... کاش مادر مرا نمی زادی در جهانی که نیست آزادی قفس زندگی عجب تنگ است قسمت پای لنگ مان سنگ است... هر که آزاده است در بند است شهر با حرف مفت خرسند است عده ای نامشان هنرمند است فکر کن قیمت هنر چند است عده ای بی خیال ، مسئولند عده ای هم بکوب بی پولند! مرضی بدتر از نداری نیست غم فراوان و غمگساری نیست دست مان تنگ و دست ِ یاری نیست همدمی غیر ِ زهرماری نیست! شاعری دیده ام که با این حال باز هم می نویسد از خَط و خال! آش فرهنگ ِ مملکت شور است وضع شعر و ادب که ناجور است خانه ی کعبه چون کمی دور است، آی شاعر اگر که مقدور است ، جای قزوین مسافر قم باش با دلِ صاف پشتِ مردم باش! عاقبت یک‌ پل صراطی هست انقباضی و انبساطی هست روی هر آدمی نقاطی هست الغرض آن طرف بساطی هست پس بترس ای پلید ِ بی ایمان که کنند از فلانت آویزان! #خالوراشد (نهنگ خلیج فارس) @hazll

  • @hazll قسم به فقر که حلّال رنگ ایمان است قسم به "نان" که میان حروف انسان است قسم به سگ که نمیترسد از وفاداری قسم به مرد که تا بوق سگ پی نان است! قسم به "درد" که از هر طرف که میبینیش یکیست، خیره از آن سان که حال"نادان" است قسم به مردم نادان که با کمال قصور خیال میکند از پیروان لقمان است! قسم به خون که روان است سوی نیشابور قسم به "چشم" که سوغات فتح کرمان است قسم به گندم ری گرچه مدتیست مدید خراج خاصهی دولتسرای طهران است! بقای سلطنت هیچکس نمیبینم مگر خدا که به ذات از قدیم سلطان است! #حسین_جنتی @hazll

  • @hazll «هنر نزد ایرانیان است و بس» گهر نزد ایرانیان است و بس هر آن شیوه که عمر را می دهد.. هدر نزد ایرانیان است و بس! چه در ارتحال و چه ایام عید سفر نزد ایرانیان است و بس! شنیدم فقط پنج شش درصدِ.. خزر نزد ایرانیان است و بس! نمانده ست جنگل در این مرز و بوم تبر نزد ایرانیان است و بس خبر نزد بی بی سی و غیره نیست خبر نزد ایرانیان است و بس! نظر می دهند از صغیر و کبیر نظر نزد ایرانیان است و بس رکورد جوانان افسرده و.. پکر نزد ایرانیان است و‌بس پسرهای پر مغز در رفته اند پدر نزد ایرانیان است و بس! گذشت آن زمانی که معروف بود... جگر نزد ایرانیان است و بس نترسید دیگر که کبریتِ بی.. خطر نزد ایرانیان است و بس! تکی، دسته جمعی ضرر می دهند ضرر نزد ایرانیان است و بس..! #شروین_سلیمانی @hazll

  • @hazll اگر زِ گور، به جایی دری نباشد چه؟! وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟! گرفتم اینکه دری هست و کوبه‌ای دارد... در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟! کفن‌کِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم، دبیرِ محکمه را دفتری نباشد چه؟! شرابِ خُلَّرِ شیراز داده‌ام از دست... خبر زِ خمره‌ی گیراتری نباشد چه؟! چنین که زحمتِ پرهیز بُرده‌ام اینجا، به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟! بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟ در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟! #حسین_جنتی @hazll

  • @hazll «شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش » به شرطی که نبیند گشت نامحسوس از دورش عبادت‌های بعضی مومنین بودار میباشد بهشتی دیده اند و حوریان جور وا جورش به دانشگاه رفتم پادگان آمد به یاد من که هر دو مشترک بودند در میزان کافورش! من از این سینمای گیشه ای  صدبار بیزارم  که آن «یارو» بُود از کارگردان های مشهورش مدیری می شناسم جیب او بسیار جادار است که در جیب کتش جا می شود بهرام با گورش! به غیر از اینکه باید رفت با او با زبان خوش چه باید کرد هنگامی که معذور است مامورش جهان را قهوه ای می دید آن «یارو» به کنجی رفت و چسبانید شیئ قهوه ای رنگی به وافورش برایش شعر گفتم گفت:جمعش کن بینیم بابا نمی‌دانم چه بود از گفتن این حرف منظورش ببین گندش درآمد وای کل شهر فهمیدند  خداوندا خدایا در نیاید بیش از این شورش بدان یک جای کار این جهان همواره می لنگد دلیل روشنی دارم ببین لنگ است تیمورش «یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد » جهان شاد است با نطق ریاست‌های جمهورش خودش خیلی بلا می باشد آن یار بلا بُرده تو هم لطفاً خداوندا نگهدار از بلا دورش دلش را زد به نام ما به یاد این وفاداری لبانش را به مهر بوسه فرمودیم ممهورش... #سعید_بیابانکی @hazll

  • @hazll بنام خداوند هستی که نیست و بود و نبودم برایش یکیست خداوند مرد و خداوند زن خداوند صفر و خداوند بیست خدایی که منظور خود را نگفت و ما هم نباید بپرسیم چیست به تو چه خداوند من هر که هست به من چه که اصلا خدای تو کیست نگو هی به مردم که آدم شوید که آدم خودش مثل آدم نزیست اگرچه که مشتی خدا ناشناس و آدم کش و بدتر از صهیونیست به گوش من از کودکی خوانده اند عبادت به جز کشتن خلق نیست الهی خودش هم سر و ته شود کسی که کسی را کند سر به نیست #رحیم_رسولی @hazll

  • @hazll هر روز می رسد خبری وصف ناپذیر! از قحط آفتاب، در این فصلِ زَمهریر عُزلت گرفته اند، تمام پرندگان سر را به زیر بال فروبرده، ناگزیر! شهری به تنگ آمده-هی داغ پشت داغ- از دست این قبیله، ازاین قوم زورگیر! آتش، میان خانه ی جم، شعله می کشد در دستِ بیوَرَسپ، شده «شهرناز» اسیر در بند کرده اند هزار «اَرنواز» را یارانِ سرسپرده ی آژی دَهاک پیر دارند، فوج فوج کبوتر می آورند از دامنِ سَهند و دِنا، تا به تنگسیر... پایین مباد، پرچم ِخورشید باوران صف بسته اند پشت سرِ کاوه، چشمگیر دیریست، خلق یکسره فریاد می زنند در انتظار اینکه فریدون شود امیر! تا زودتر، به ما برسد، پورِ آبتین پل بسته اند بر سرِ اَروند، در مسیر امّیدبسته ایم، در این روزها، به او آیین جهل را، بکشاند مگر به زیر آرش- خبر رسیده- به البرز می رود تا بفکند به ساحل جیحون دوباره تیر یاران آب و آینه از راه می رسند گل می کنند باز درختان در این کویر نوبت به بال های زمینگیر می رسد پرواز می کنند دوباره در این مسیر... #خدابخش_صفادل_نیشابور @hazll

  • @hazll سنگینی این جو خفن را عشق است ایران تو و جهان من را عشق است رنجت ندهم بحث سیاسی کافیست آزادی و زندگی و زن را عشق است @hazll

  • @hAzll زمان جنگ تحمیلی کجا بودی چه می‌کردی به غیر از اینکه پشت جبهه ها بودی چه می‌کردی کسی از نسل امروزی نمی داند درآن تاریخ کدامین نقطه ی جغرافیا بودی چه می‌کردی چرا یک قطره خون از بینی ات حتی نشدجاری ولی با آنکه اصل ماجرا بودی چه می‌کردی دم از جمهوری و جمع و جماعت میزنی اما همیشه از صف ملت جدا بودی چه می‌کردی به حکم کدخدایی کفر ملت را در آوردی خدا داند اگر روزی خدا بودی چه می‌کردی بدون هیچ آگاهی  شتر را میخوری با بار اگر با کامپیوتر آشنا بودی چه می‌کردی تو که یک روضه ی عباس مجانی نمی خوانی نمی دانم اگر در کربلا بودی چه می‌کردی غم تحریم وبیم قحط و جریانی چنین حاکم برادر جان شما شاعر ،شما بودی چه می‌کردی #مسلم_حسنشاهی @hazll

  • @hazll شیخا، احدی‌گری مبارک باشد کرّ و فرِ خودسری مبارک باشد امروز به اعتقادِ حیوانی چند، آدم شده‌ای، خری مبارک باشد #بیدل_دهلوی @hazll

اشعار پشت پرده — tgindex