tgindex
طنزیمات ادبی

طنزیمات ادبی

Статистика
@tanz20Развлеченияперсидский

«لبخند اصل را فقط از ما بخواهید» ✍️«طنزیمات ادبی» کانال مرجع است به‌روز و به‌لحظه حتّی! کپی ممنوع⛔️، فوروارد آزاد✅❤️ تماس با ما: @shirdel_1358

Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Развлечения
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
5 099
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
5 317
22 постов
Вовлечённость
104,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
2 612
1/48двое суток
2 993
1/72трое суток
3 228

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 28 июл.2 0174641

    #طنزیمات_ادبی‌ میهنم ای خزانه ی لبریز دزد را بر تو پاسبان کردند مردمان ستم کشیده ی تو بر سر نفت هم زیان کردند شجریّان تو را که میخوانَد سر به سنگ دریغ می کوبم آه خواننده های دلخونت چقَدَر رو به تو فغان کردند رومیان آتشت زدند ولی شعله ات ماند زیر خاکستر تا که اشکانیان زمین تو را سرور هفت آسمان کردند مردمت با گواهی تاریخ مردی خویش را نشان دادند چشمه ی عدل و مهربانی را با انوشیروان روان کردند سنگ های تو را جلا دادند نغمه های سلیس موسیقی شاعران خرده ریگ صحرا را زیر پای تو پرنیان کردند در گلستان و بوستان هایت گل سعدی و حافظ و خیام رنج بردند مثل فردوسی تا شکوه تو را بیان کردند رومیان بر تو تازیانه زدندمغولان بر تو تازیانه زدند تازیان بر تو تازیانه زدندچه ستم ها که تازیان کردند شوش با آن شکوه ویران شد دژ "شاپورخواست" تنها ماند تخت جمشید و بیستونت را عده ای بی شرف دکان کردند ای دریغا که سالیان دراز ، گوش مسدود آسمان نشنید هرچه آن سروهای آزادت گله از ظلم باغبان کردند #محسن_ایمانی @mohsen_imani_official @tanz20 👈

  • 24 июл.2 8916036

    #اکبر_عبدی بگیر آسوده بخواب بی‌درد و غصه... @tanz20

  • 21 июл.3 9158585

    #طنزیمات_ادبی‌ دانشکدهٔ به آن اصیلی افتاد چرا  به این علیلی از دست زمانه خورد سیلی افتاد به خفت و ذلیلی این جعبهٔ چرک مستطیلی سیمای جبلی و جلیلی در روز، سیاه و شب بلوند است در پاچهٔ انقلاب، سُند است هرچند که این قطار کُند است هنگامهٔ اعتراض، تند است هم فلفلی است و زنجبیلی سیمای جبلی و جلیلی این بی‌نمکان که زرد و خامند عمری‌ست که اوسکول نظامند با آنکه گدای احترامند افسوس که لقمهٔ حرامند این است ببین خداوکیلی سیمای جبلّی و جلیلی مهد متوهمان بدنام هم سنگر دشمنان اسلام بدنام‌تر از تمام ایام آغاز پلید بدسرانجام هم نسخهٔ انقلاب شیلی سیمای جبلی و جلیلی خالی شده است از هنرمند آن خانهٔ فضل و عشق و لبخند شرمنده‌ام از تو ای دماوند ای دیو سپید پای در بند! سکوی مطیعی و عقیلی سیمای جبلی و جلیلی مشتی گر و گور زشت و ریشی از خویش گرفته‌اند پیشی در وضعیتی قاراشمیشی گسترده بساط قوم و خویشی هم سیرت و صورتش زگیلی سیمای جبلی و جلیلی دکان شکیل گنده گوزی مهد حشرات چرک و موذی جاکش‌کدهٔ شبانه روزی انبان عوامل نفوذی ویلای برادران نیلی سیمای جبلی و جلیلی با بودجهٔ کلان دولت انداخته در فلان دولت چسبیده به مادیان دولت عمرا بشود از آن دولت این لقمهٔ نرم و چرب و چیلی سیمای جبلی و جلیلی بر باد ده خراج ملت معلول هزار و چند علت افتاده ببین به خاک ذلت این بی‌وجنات بی‌جبلت این ساختمان زخم و زیلی سیمای جبلی و جلیلی هر روز شعار بی‌نیازی هر شام فقط جناح‌بازی هر روز کند زبان‌درازی در اوج بلند ناترازی آمار دهد به این طویلی سیمای جبلی و جلیلی با حزب کثیف پایداری باید بروی طویله داری مخروبهٔ نیلگون عماری بگذار ز سر سیاهکاری ای تودهٔ زبر نارگیلی سیمای جبلی و جلیلی دانشکدهٔ ریا و نیرنگ کاشانهٔ لمپنان الدنگ بنیان‌کن علم و فضل و فرهنگ دور است ز ما هزار فرسنگ چون سوخت ما شده فسیلی سیمای جبلی و جلیلی مصداق فتاوی امام است چون دیدن او به کل حرام است کارش همه جرم و اتهام است اندازهٔ واشر نظام است یک متر و دو سانت و هشت میلی سیمای جبلی و جلیلی! #ف_ف @tanz20 👈

  • 19 июл.2 9994423

    #طنزیمات_ادبی‌ با دیدن ظلم معترض خواهم شد چون قلب شکسته منقبض خواهم شد شیرم که به دست لشکر روباهان چون یوزپلنگ منقرض خواهم شد #جواد_شیردل @javadshirdel58 @tanz20 👈

  • 16 июл.3 2068973из tanz20

    سفره #طنزیمات_ادبی رنج و غم بی‌حساب خوردن یک جرعه مسِ مذاب خوردن در ماه حرام، قتل کردن ماه رمضان شراب خوردن از کاسهء سگ و بلکه بدتر! از ظرف ترامپ، آب خوردن آبِ لجن کثیفِ بدبو از لولهء فاضلاب خوردن رفتن به مبال و چیزی آنجا -بر روی شما گلاب- خوردن در اینستاگرام به خاطر لایک قر دادن و پیچ و تاب خوردن ده مرتبه تیر غیب خوردن ایضاً دو سه تا شهاب خوردن بعد از متلک، دو فحش ناجور از دلبرِ بد حجاب خوردن "ما را همه شب" که تا برَد خواب یک عالمه قرص‌خواب خوردن از هیچ خری رکب نخوردن امّا رکب از رکاب خوردن مثل حسنک به دار رفتن با قرمطیان کباب خوردن هرشام به جای اسپاگتی ده متر کِش و طناب خوردن! یک پیک عرق میان انظار با شازده احتجاب خوردن بیکار نشسته مثل دولت هر روز غم حباب خوردن یک عمر دو لقمه نان خالی با استرس و عذاب خوردن از حقّ خودت سوال کردن اردنگی در جواب خوردن باتوم و چماق و چوب و تیشه بی قدرت انتخاب خوردن کف‌گرگی و مشت و پنجه هرشب در داخل تختخواب خوردن دارد بخدا شرف که نانی از سفرهء انقلاب خوردن! #عباس_احمدی @abbasahmadi57 @tanz20 👈

  • 9 июл.3 5127550из tanz20

    #طنزیمات_ادبی نه قصد حسین ، گریه و زاری بود نه گسترش جنگ و جهانخواری بود آنطور که بنده خوانده ام نیت وی تغییر روال مملکت داری بود رُ.ز @tanz20 👈

  • 24 июн.4 6075545из tanz20

    #طنزیمات_ادبی مداح جوان سینه زنان رفت به شام همراه صدای کاروان رفت به شام گفتند که شام از دهن می افتد از روضه کوفه ناگهان رفت به شام #عباس_صادقی @tanz20 👈

  • 20 июн.5 5296446из tanz20

    #طنزیمات_ادبی پدرم رفته بود جان بکند مادرم رفته بود <حمزه علی> توی فکر خروسمان بودند مرغ ها ، توی خانه ی بغلی مزرعه جان نداشت رشد کند پدرم غصه دار بود، ولی به همین بذرها دلش خوش بود دیگ می برد مادرم بیرون! کار سختی نبود، عادت داشت زن همسایه اهل دل بود و دخترش هم کمی ارادت داشت!!! زندگی درد و رنج داشت، ولی مادرم هم خلوص نیت داشت! به همین نذر ها دلش خوش بود …پدرم مرد قانعی بود و زن او با زیاد و کم می ساخت زندگی می گذشت در صحرا بی امان مثل اسبمان می تاخت گوسفندان که کاه می خوردند گاومان هم تاپاله می انداخت در زمینی که زیر شخمش بود! دزد می زد به مزرعه هرسال ابر می آمد و…نمی بارید! سوز سرما شکوفه را می زد! _پدرم گفت: گاومان زایید!_ مادرم باز بچه می آورد سگمان بی خیال می خوابید مرغ هم زندگی به تخمش بود! مثل یک قورباغه در منقار با کلاغی سیاه می رفتیم! دلمان قار و قور داشت ،سرِ سفره ای افتضاح می رفتیم پدرم خسته بود!…کوفته بود! روی پاهاش راه می رفتیم داد می زد:”آهااااای گوساله!!!” …هیچ چی توی دست و بال نداشت خرج این چیز های ساده کند! _ مرد همسایه رفته بود به شهر دخترش سوءاستفاده کند!_ مادرم چندتا النگو داشت… برد نذر امامزاده کند! طبق یک رسم چندصدساله جمع بودند صحن <حمزه علی> …دیگ ها لا به لای آدم ها زیر لب هی خدا خدا بکنند حل شود مشکلات در هم ها! همه با شوق و با ولع بخورند خرج یکسال را محرم ها تا بفهمیم این خدا چی بود من به یک چیز فکر می کردم… زن همسایه دخترش را برد؟!! …پدرم رفته بود مزرعه اش کاملا غیر ناگهانی مرد! سال ها رد شد و نفهمیدیم حقمان را خدا چجوری خورد؟! …دیگمان بار بود…کاچی بود!!! #حامد_عباسیان @tanz20

  • 19 июн.4 3513131

    #طنزیمات_ادبی‌ از سقف اتاق می شود آویزان با یک دل داغ می شود آویزان هرکس- متاسّفانه- روشن فکر است مانند چراغ می شود آویزان #علی_بهشت‌آئین @tanz20 👈

  • 18 июн.4 3096739из tanz20

    مداح تو شاعر خودت را بشناس ای معجزه ساحرخودت را بشناس دست از سر شمر آن زمانه بردار تو شمر معاصر خودت را بشناس #عباس_صادقی @tanz20 👈

  • 17 июн.4 3819065из tanz20

    در مورد نقشه های شیطانی شمر بی‌رحمی و خوی غیر انسانی شمر امسال دوباره روضه‌خوانی داریم در مسجد شهر با سخنرانی شمر #محمد_باباصفری @chatrenejat @tanz20 👈

  • 1 июн.5 9254150

    #طنزیمات_ادبی‌ #مصطفی_علوی @moalavi @tanz20 👈

  • 29 мая6 0154937

    #طنزیمات_ادبی‌ ای روزهای با هم و بی هم گریستن دق کرده ایم با که بخندیم یک دهن ما بچه های خاکی از یاد رفته ایم ای دلخوشی به کوچه ی ما هم سری بزن ما را ببر میان ترَک های زندگی جایی کنار حسرت شعر و شراب و زن روزی به وقتِ خوبِ تو چرخید اگر زمان از سختی زمانه ی ما هم بگو سخن چیزی بگو که با کلمات آشتی کنیم فرقی نمی کند سخن تازه یا کهن پایان خط به اول جمله رسیدن است برخیز و باز ادامه بده سرزمین من روزی مباد آنکه ببینیم نیستی بی زندگی چگونه توانیم زیستن بسیار گفته ایم و شنیدید و باز هم کم گفته ایم هر چه که گفتیم از وطن #رحیم_رسولی @khertenagh @tanz20 👈

  • 28 мая6 337111131

    #طنزیمات_ادبی‌ روزی که حجّاج بن یوسف که بسیار ستمگر بود از دنیا رفت،مردی به قصر او آمد و خواستار ملاقات با حجاج شد. نگهبان به او گفت: حجاج درگذشت! مرد ساعتی بعد برگشت و درخواست را تکرار کرد. نگهبان به او گفت: گفتم حجاج مُرد... مَرد برای بار سوم برگشت و درخواست را تکرار کرد. ‏نگهبان به او گفت: نفهمیدی بهت گفتم حجاج مُرد...؟! مرد گفت: می‌فهمم اما از شنیدن این خبر، لذت می‌برم... @tanz20

  • 26 февр.6 2383633

    @tanz20

  • 6 янв.8 349108112

    #طنزیمات_ادبی‌ گلزار وطن شد از شما خارستان ایران عزیز گشت تاتارستان صد مرتبه بر شما شرف دارد سگ سگ حمله نمی‌کند به بیمارستان #سیدحامد_احمدی @sokhanshahi @tanz20 👈

  • 30 дек.7 8418048

    #طنزیمات_ادبی‌ صد شکر که بدبختم و خان نیستم امشب! من باعث این آه و فغان نیستم امشب! هرچند که از مال جهان هیچ ندارم از شورش رعیت نگران نیستم امشب! #حسین_جنتی @tanz20 👈

  • 19 дек.8 4755861

    #طنزیمات_ادبی‌ سرویم که در هجوم طوفان و تگرگ آزاد نشسته ایم،  بی شاخه و برگ راضی شده ایم،  عشق ما را بکشد ای مرگ تو دیگر سر جایت بتمرگ #رحیم_رسولی @khertenagh @tanz20 👈

  • 15 дек.8 8157366

    #طنزیمات_ادبی‌ از نفت و گازی که پیاپی می‌کِشی بیرون چیزی نمی‌ماسد به ما هِی می‌کشی بیرون! بر فرض نفتِ مملکت هم تَه کشد روزی ته‌ماندهٔ آن را تو با نِی می‌کشی بیرون داری خراجِ چارده قرنِ اخیرت را از نسلِ ما با دستهٔ تِی می‌کشی بیرون! خونی نمانده در رگِ خشکیدهٔ این خاک کِی نیشِ خود را از تنِ وِی می‌کشی بیرون؟ از مستی‌ات باید بیاید بوی خون ای شیخ وقتی مُدام از خونِ ما مِی می‌کشی بیرون جز میّتی از این وطن نگذاشتی باقی از میّتِ مغفورِ ما کِی می‌کشی بیرون؟! #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani @tanz20 👈

  • 14 дек.6 6244747

    #طنزیمات_ادبی‌ نه از بازارها آمار داریم نه سیری در دل اسرار داریم نه اهل خشکه‌لاس و چس‌کلاسیم نه شوآف و ادااطوار داریم نه یک سنگ صبور باتحفظ نه یک منظور خوش‌رفتار داریم نه استیجی، نه فن‌پیجی، نه چیزی از این کمبودها بسیار داریم نه خام آرزوی پول مفتیم نه وضعی آنقدر دشوار داریم به تعبیر رئیسان اندکی کرم به زعم کاسه‌لیسان مار داریم ▫️ یکی از دوستان من رئیس است به من می‌گفت «خیلی کار داریم به نرم‌افزارها دیگر سواریم ولی بحران سخت‌افزار داریم» به من می‌گفت «این خشم قشنگی‌ست که از دنیای استکبار داریم» سپس غرید «باید پای داریم ولی از پایداری عار داریم طمع دارند روباهان دیوث به این چیزی که در منقار داریم نگو کاری به آن‌صورت نکردیم که ما در کارها معیار داریم اگر تخصیص‌ها انجام گیرد وفور نیروی پاکار داریم» ▫️ پس از او دستیارش کرد اظهار که «بر ایرادها اشعار داریم صلات ظهر اما در اداره نماز جعفر طیار داریم در این ایام کاری دست‌مان نیست ولی هفتاد سر همکار داریم محل ارتزاق ما همینجاست در این پرونده‌ها ادرار داریم به رغم فقر استعداد، هستیم از این بابت که استمرار داریم» ▫️ پریشب شاعری ژولیده مویید که «اوضاعی تأسف‌بار داریم کبد داغان و داغان‌تر پروستات نه میل می، نه شوق یار داریم سلامی و علیکی با بزرگان که آن را نیز بالاجبار داریم نه رانتی قسمت ما شد، نه ملکی بلانسبت مگر ما خار داریم نه یک می‌تو، نه یک جرم سیاسی نه یک رفتار ناهنجار داریم بلی، اقبال هم بوده‌ست در کار ولی این روزها ادبار داریم دریدیم و خریدیم و دریدیم ویار پرده پندار داریم» ▫️ ظریفی گفت «اینجا جای خوبی‌ست که رنجش را به خود هموار داریم که هرچیزش به هرچیزش می‌آید که هم برجام و هم سردار داریم که هم امکان و هم ابزار داریم که هم ناهار و هم افطار داریم که هم قشر ضعیف آبرومند که هم اقشار برخوردار داریم خداناباوران کربلارو مسلمانان ودکاخوار داریم نباید ویترین را ریخت، وقتی دو وانت جنس در انبار داریم مخالف‌خوانی و چسناله و زر چرا آخر، مگر آزار داریم» ▫️ شنیدی گفته‌های دوستان را که بر تکرارشان اصرار داریم چه باید کرد، ما هم مثل اشتر همین نشخوار این افکار داریم عمل یک جو، اراده نیم مثقال ولی توجیه صد خروار داریم الا ای ماله‌کش، ماله فرو نه نیا تکذیب کن، آمار داریم ▫️ اگر از حال ما پرسیده باشی دلی ناخوش تنی ناکار داریم خطاکار و گرفتاریم، اما خدایی غالباً غفار داریم تمام روز گر فکر گناهیم شبش تا صبح استغفار داریم اگر پیراهنی در عشق جر خورد خیالی نیست تا شلوار داریم میان مسجد و میخانه راهی‌ست در این باریکه استقرار داریم ▫️ شنیدم اسکلی می‌گفت و می‌رفت که «ما اخلاق بوتیمار داریم نباید نوع ما را گفت اسکل که ما شخصیتی تودار داریم تحمل‌دان‌مان خیلی گشاد است ولی خشمی خشونت‌بار داریم سران دائم به فکر ما تهانند خبر داریم، استحضار داریم اگر رفتند بالا موردی نیست که ما پایین‌شان را کار داریم» ▫️ پر از مضمون نابیم و قوافی خدا شاهد همین مقدار داریم اگر بی‌حال و بی‌جانیم، غم نیست که شعری محکم و جاندار داریم ▫️ #امید_مهدی_نژاد @OmidMahdinejaD @tanz20 👈

طنزیمات ادبی — tgindex