م ر ی م🌱
Статистикаیه روز دلم خواست یکی باشه که براش از اتفاقات بگم و یه سری موزیک و تکست قشنگ بفرستم، کسی نبود، اینجارو زدم. -اینجا آدم فرهیخته ای نیستم. t.me/HidenChat_Bot?start=800023148
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 18
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 17
- 1/48двое суток
- 19
- 1/72трое суток
- 21
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
«یحیی من پرندگانی را میشناسم که وقتی بالشان را بُریدند، دویدن را یاد گرفتند. پرندگانی که نام مستعارشان، زن است.»
چرا واقعا؟ بعضی وقتا انقدر خوب میشه و میچسبه که احساس میکنم عاشق املتم و بعضی وقتا یه جور بدمزه میشه که به زور قورت میدم.
без подписи
هر ری اکشنی که نشون میدم به آدمارو (ترس، خود کم بینی، کوتاه اومدن زیاد، منفجر شدن و واکنش زیاد به یه رفتار کوچیک و ...) سریع میرم بهش میگم ببینم کِی و کجا ریدن تو اعتماد به نفسم که حالا منم دارم میرینم تو زندگیم🚶🏻♂️
دو ساعته دارم با چت جیپیتی راجب تروماهام صحبت میکنم اینکه ریشه رفتارام از کجا نشات میگیره؟ نمیدونم چرا انقدر همیشه برام جذاب بوده که ببینم ریشه رفتارا و ترس هام از کجاست؟ و متاسفانه همه برمیگرده به کودکیم.
حالا کار کارخونم امسال با این گرونیا و مواد اولیه گرون خیلی وقتا تعطیله و کار نیست...
الانم مامانم میگه برای کار یه دختر هم سن من صد بار تا حالا زنگ زده بهم که لطفا به منو خاهرم کار بدین پدرم فوت کرده و ما احتیاج داریم:،)
سرکار نمیرم یه جور افسردم سرکار میرم یه جور دیگه افسردم. یه پسره میاد که موقع صبحانه میگه من خوردم و موقع ناهار هیچی با خودش نمیاره یا یدونه سیب و اینجور چیزا میاره و میگه گشنم نیست... بعد من هربار میبینم این هیچی نداره یه دور میرم تو افسردگی که چجوری بدون هیچی میاد سرکار از ۷ صبح تا ۴،۵ عصر یه پسر خیلی مظلوم و لاغریم هست... البته اینم بگم مامانم از همون روزای اول که دید این هیچی نمیاره براش همیشه غذا برمیداره.
امروز بعد چند هفته رفتم سرکار و خستم الان... فردام کارخونه بازه ولی من احتمالا نمیرم چرا؟ چون کار زیاده و آدمای جدید میان و من از آدمای جدید خجالت میکشم و راحت نیستم و حس خوبی ندارم🙂 ریدم میدونم🙂
مودم:
без подписи
و وقتی میبینم یکی تو یه کشور دیگه انقدر خوب پیشرفت کرده برای اون خوشحال میشم و برای جوونی خودمون و عمری که رفت غمگین:،)
نمیدونم استرس نداشتن چجوریه رها و ازاد بودن چجوریه؟
استوری های سرور رو ببینین تا شماهم وارد خلصه شین😂 باید یه روز بیام کامل راجبش نظر بدم تا بلکه دلم خالی شه🚶🏻♂️
استوری های سرور رو ببینین تا شماهم وارد خلصه شین😂 باید یه روز بیام کامل راجبش نظر بدم تا بلکه دلم خالی شه🚶🏻♂️
حق.
بله من هم خیلی tea هستم؛ teaمارستانی.
الان داشتم پیام هایی که ۴ سال پیش اینجا گذاشته بودم رومیخوندم، و واقعا فقط خودم میدونم پشت اون تکست ها چه روزهایی رو داشتم میگذروندم... اصلا نمیشه گفتشون انقدر دارکه، به هیچکی... فقط باید تو دلت بمونه. و هر از گاهی برای چیزایی که گذروندی غصه بخوری، همین. الانم چص ناله میکنم ولی در برابر اون روزا خیلی خوشبختم بابا😂 الان دغدغم کاره، درامده، ایرانه. اونموقع یه چیزایی بود که در توانم نبود. خلاصه #خدایا_شکرت که گذشت... سخت گذشت ولی گذشت:)
без подписи