ردپایِ آبی.
Статистика•زیبایید اما تو خالی؛برایتان نمیشود مُرد• [99/5/16]
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 29
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Красота
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اونا تورو واسه خودت نمیخوان واسه وقتی که تنها شدن میخوانت واسه وقتی که کسیو ندارن واسه وقتی که دلشون گرفته حوصلشون سررفته یا یه چیزی لازم دارن ولی واسه خودت! واسه وقتایی که فقد بودن تو براشون مهم باشه نه!! اینجوری نمیخوانت...
видео или голосовое, без подписи
انسان به خودش میاد و میبینه دلش میخواد سنگینیش رو بازگو کنه. غمش رو جار بزنه. اما هیچ صورت آشنایی جلوی چشمهاش نمیاد وقتی داره به همچین چیزی فکر میکنه آدمیزاد اغلب نمیگه چون فکر میکنه گفتن نداره و واقعاً هم نداره مثلا من کلا سکوتم راجب دردام ی کلمه هم نمیگم...
من خودم کاسب این شهرم رفیق ارزون فروختی مهربون...
‹در نهایت، تنها چیزی که از زندگی میخواستم، آرامش بود›
من آدم صبوریام ولی اگه از چیزی بگذرم، برای همیشه گذشتم.
به جز صدای خورد شدن استخوان هایتان صدایی نخواهید شنید..
من هیچ وقت کسیو از زندگیم حذف نکردم همهی اونا توی حادثه اعتماد مردند.
“بلد بودن ادما” خیلی مهمتر از دوست داشتنشونه.
یه خستگی ای تو تنمه که با خوابیدن هم از بین نمیره.
سبک زندگیم این روزا:
با زمان دعوا دارم انگار! وقتی لازمش دارم تند میگذره وقتی میخوام زود بگذره پیرمو در میاره! و این همیشگیه!
هوا هوای Delete account کردن از زندگیه.
غمی که ساکتت میکنه، از غمی که اشکتو درمیاره عمیقتره.
من یادم رفته بود هر زخمی که دیگه خونریزی نمیکنه، لزوماً درمان نشده. تو یادت نره.
متاسفانه با وجود دلقک بودنم، خیلی غمگینم.
هوا گرمه لطفا کسشر نگید من نمیتونم هم گرما و هم کسشرو باهم تحمل کنم.
آشوب درونش را نه کلمات میتوانست هموار کند نه فریادها...
هرچیزیو که تو زندگیم کش دادم کشه برگشت محکم خورد تو صورت خودم.
قبلا فقط اتاقم بهم ریخته بود، الان همچی.