_مَفتون
Статистика•محل درجِ ترشحات ذهنی• _یا روی هو🇮🇶 ناشناسم: t.me/NoChatRobot?start=sc-K6ywHJv686
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 42
- 1/48двое суток
- 48
- 1/72трое суток
- 51
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مام میخوایم بگیریمش ولی فک نکنم بدن بهمون
مام میخوایم بگیریمش ولی فک نکنم بدن بهمون
خیلی دوستدارم ببینم سریال بوف کور چی از آب درمیاد!
کتابای موردعلاقم یکی یکی دارن با اقتباس تبدیل به سریال میشن
بهاره افشاری خیلی تایپمه اگه پسر بودم میگرفتمش🎀
دلم گرفته برای تموم شدن غم و ماتم..
دلم گرفته برایت زبان ساده ی عشق است...
هوا هوای بیتوته در صحن آزادیست..
پناهمان ده، ای زهر چشیده ی زخمی…
به ننگِ قتلِ تو هرچند جعده شد مشهور مغیره کشت از اول تو را امامِ حسن...
حالا که داره بارون میباره منم با بارون میبارم :)
مراقب باش در جنگ با یک هیولا خودت هم تبدیل به هیولا نشی!
راستی بچه ها ی کتاب خیلی جالب رو از دیروز شروع کردم که اگر ببینم واقعا ارزشش رو داره هم یسری تیکه هاشو براتون میزارم هم معرفیش میکنم.
مفتون برام خیلی عزیزه چون خیلی از شماها حتی اسم منو نمیدونید ولی با نوشته های من فارغ از اینکه من کی و چی ام حال و هوای خوب بهتون دست میده و میاید اون حس خوب رو بهم انتقال میدید. اصلا من برای همین عاشق نوشتنم.. اول خودم سبک میشم بعدش انگار حرفای من حرفای یکی دیگه هم بوده و وقتی نوشته های منو خونده حال اونم خوب شده یا حداقل حس کرده یکی باهاش هم حس و هم درده و تنها نیست و همین برای من صادقانه کافیه
خودمو جمع و جور میکنم بعدش روند عادی کانال رو پیش میبرم براتون؛ این چندوقته استرس جنگ و کربلا و زندگی و همه چیز انقدر پریشانم کرد که نتونستم رو نظم و روتین همیشگی بنویسم. ولی خیلی زود دوباره مثل قبل برمیگردم❤
خیلی احتیاج داشتم که الآن اونجا باشم ولی خب!
افسردگی بعد از کربلا انداخته منو.. مخصوصا که بعد از یک سال تو شلوغی رفتم و ی دل سیر قلبمو به ضریحش نچسبوندم💔
بعد از مرگم هم باز دلتنگ کربلام کاش اون موقع روحم آزاد و رها باشه
انسان اگر در همه ی امور حضور خدا رو در نظر بگیره و ایمان داشته باشه که او حاضر و ناظره به خیلی از خطاها کشیده نمیشه.
بهم گفت: «تو هنوز معجزهی خودتو هضم نکردی؛ وگرنه میدیدی چطور از خاکستر جاهایی بلند شدی که قرار بود قبرت باشه.»