بقچه
Статистикаبقچه جایی است برای انعکاس اندیشهها و دیدگاههای مختلف و اغلب مخالف یکدیگر، در موضوعات ملی. ما در بقچه، نقد نمیکنیم، نقل میکنیم. شما خواننده و بیننده و قاضی هستید. ارتباط با گرداننده (همان بقچهدار): @BundleKeeper
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 21
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 41
- 1/48двое суток
- 46
- 1/72трое суток
- 50
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
✍ علی مهدیان میگویند بین نماینده رهبری و منصوب رهبری تفاوت است، نماینده رهبری حق ندارد نظر خود را داشته باشد اما منصوب رهبری میتواند. ذوالقدر هم نماینده رهبری است که نظر مخالف ایشان داشته برای همین برش داشتند. اولا مفهوم نماینده که در غرب معادل پرسونال هابز است در فضای حقوقی ما معادل وکیل یا نائب قانونی است. وکیل بر پایه قرارداد و نائب قانونی بر پایه قانون به جای منوب عنه یا موکل مینشیند. در وکالت و نیابت هر دو، شخص اختیاراتی دارد تا هدف خاصی را محقق کند. خصوصا در امور فکری و کارشناسی، من وقتی شما را وکیل میکنم مثلا که درباره فلان امر فکر کنید، مگر میتوانم بگویم چرا مثل من فکر نکردی؟ مگر امکان دارد شخص وکیل و نائب نظر خود را برای پیگیری غرض موکل نداشته باشد و دنبال نکند؟ واقعا لوازم این سخن را توجه کنید، یعنی در شعام رهبری دو نماینده دارد معنایش این است که دو حق رای دارد؟ یعنی آن دو نفر در شعام کارشان این است فقط دست بالا ببرند به جای رهبری؟ خوب یک نفر بگذارند با رایی که دو برابر حساب شود. بعلاوه که رهبری خودش باید در نهایت نظر شعام را رد یا امضا کند. کل شعام اساسا جایگاهش امتداد دادن به ولایت رهبری است و شورایی فکری و تصمیم ساز برای رهبری است. در طول ادوار شعام کجا اینطور بوده که نمایندگان رهبری نظر ایشان را در شعام اعلام کنند و رای بدهند؟ نمایندگانی که معمولا هم از دو جریان سیاسی فکری کاملا مختلف بوده اند؟ در برخی مواقع رهبری با نماینده خود بحث میکرده و اختلاف داشته و علنی کرده مثل قصه رابطه با آمریکا و اختلاف با روحانی و هاشمی. در مورد منصوبهای رهبری نیز اینگونه نیست که بر پایه فقه خود عمل کنند، مثلا شورای نگهبان در برخی موارد رهبری از آنها میخواهد بر پایه نظر فقهی ایشان عمل کنند یا منصوبین رهبری در نیروهای نظامی و... پس تفاوت نماینده رهبری و منصوب رهبری در چیست؟ در نمایندگی تمرکز بر فعل است در نصب تمرکز بر جایگاه شخص است. این باعث تفاوتهای حقوقی میشود اما در این موضوعی که ما درگیرش هستیم هیچ اثری ندارد. مثل تفاوت بیع و هبه معوضه و صلح و معاطاه و.. که در انتقال ملکیت مشترکند ولو تفاوتهای حقوقی دیگری دارند. ذوالقدر موظف بوده است نظر کارشناسی خود را بدهد و رای خود را داشته باشد. اگر چنین نمیکرد خطا بود. اصلا شما از کجا میدانید موافقت ذوالقدر با آن مساله مثل موافقت مشروط رهبری نبوده باشد با این پیش فرض که معتقد بوده آن شرط به احتمال بالا محقق خواهد شد. از کجا میدانید نظر رهبری را میدانسته و مخصوصا در مقابل رهبری نظر دیگری داده شاید قبل از ایشان نظر داده باشد؟ از کجا میدانید آن نماینده دیگر رهبری که مخالفت کرده نیز همان نظر رهبری را داشته و به همان علت مخالفت کرده؟ و مگر رهبری خودش نظرش در نهایت نظر علی الاصولش بوده؟ اگر این نظر را بهتر میدانست که مجبورش نکرده بودند همان را انتخاب میکرد، حتما در اینموافقت مشروط مصالح بیشتری دیده است. مثل ایجاد عزم عمومی در نخبگان و مردم برای فشار بیشتر به دشمن. بعد شما چه جالبید که محسن رضایی را که تا دیروز هزار و یک نقدش میکردید و در فاصله های فکری و عملیش با رهبری سخن میگفتید الان از ذوالقدر وضع بهتری برایش قائلید.چه جالبتر آنکه فرماندهان سپاه و ارتش که نظر آنها هم در شعام با نظر علی الاصول رهبری متفاوت بوده (البته با وجود احتمالی که دادم) در جایگاه خود ابقا میشوند، میبینید و سخن نمیگویید. مگر اینکه این بحث تفاوت نماینده و منصوب را برای حل همین تناقض دوم بافته باشید. بحث تخصصی که از آن بی اطلاعید و درباره اش سخن میگویید. من مثل افشاگریهای جوانهای خام که از برخی اطلاعات پشت پرده نتایج کلی میگرفتند، درباره چیزی که جزییاتش را نمیدانم سخن نمیگویم. اما این را میفهمم که محسن رضایی با توجه به تجربیات و سوابقش برای دورانی که مساله "تاب آوری مردم" و "جنگ ترکیبی" و "خطای محاسباتی مسوولین و مجریان" جدی تر است ، مفیدتر از سردار ذوالقدر است که برای دوران شدت جنگ و زمان دسترسیهای کمتر مسوولین و نیاز به تصمیمهای قاطع جنگی، مناسب تر بود. متعجبم از دوستانی که این نمایش تدبیر و وحدت بین مسوولین را تبدیل به بی اعتمادی و اتهام میکنند. واقعا نمیدانم به چه زبانی و با چه میزان صراحتی و چند بار باید از رهبری تذکر بگیرند بابت بی اعتماد کردن مردم و اختلاف افکنی و ظلم به مسوولین، تا تغییر رویه دهند و پازل دشمن را تکمیل نکنند. بقچه تلگرام | بله
✍ احمد جانجان در مورد بنزین ۸۷۰۰۰ تومانی: با چند نفر از مسولین کشور صحبت کردم، نتیجه اینکه این طرح مال وزارت نفت هست و گویا مصوبه سران هم نداره و اصلا به سازمان بهینهسازی و آقای سقاب اصفهانی مرتبط نیست. بقچه تلگرام | بله
✍ Middle East Spectator به گزارش گاردین، ملوانان مستقر در ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن با بحران سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند و برخی از آنها اقدام به پریدن از عرشه میکنند. این ناو هواپیمابر به دلیل جنگ با ایران، بیش از ۲۵۰ روز متوالی (در مجموع بیش از ۹ ماه) را بدون پهلوگیری در دریا سپری کرده است. خانوادههای ۵۰۰۰ ملوان زنگ خطر را به صدا درآوردهاند و میگویند شرایط در کشتی «جهنمی» است، با حملات تقریباً روزانه، کاهش منابع و جیرههای غذایی محدود. همسر یکی از ملوانان گفته که شوهرش یک روز به او پیام داده که «امیدوار است فردا از خواب بیدار نشود». اقدامات مختلف خودکشی خنثی شده و فرماندهان سنتکام نسبت به شورش قریبالوقوع در صورت عدم بهبود شرایط کشتی هشدار دادهاند. — در همین حال، سرباز یا افسر پلیس معمولی ایرانی، که جیرهٔ غذاییاش یک تکه نان، نصف سیبزمینی و چند تخممرغ است و احتمالاً ماهها حقوق خود را دریافت نکرده، هنوز شکایتی نمیکند و وظایفش را بدون هیچ نقصی انجام میدهد. عشق به میهن را نمیتوان خرید یا فروخت. آمریکاییها به جنگهای لوکس عادت کردهاند، اما زمانه تغییر کرده است. این سال ۲۰۰۱ نیست. ایرانیها تابآوری بیشتری دارند. بقچه تلگرام | بله
✍️ سید نظامالدین موسوی دستگاههای محترم امنیتی! متاسفانه آقای رئیس جمهور که به هشدار دلسوزان توجه نکرد. شما که بر ابعاد جنگ ترکیبی اشراف دارید، شما که تاثیر شوکدرمانی بر شورشهای ۹۸ و ۱۴۰۴ را میدانید، ببینید نفوذیهای کدام سرویس دشمن، طرح انفجاری بنزین ۸۷هزار تومانی را وسط جنگ در دستور دولت گذاشته اند؟ بقچه تلگرام | بله
✍️ تفکر نقاد فرمول فرار از مسئولیت: 1. بیان گزاره کلی صحیح 2. حذف گزاره عملیاتی میگه «بعد از شکست دشمن ابتکاری لازمه که پیروزی را تثبیت کند» اما نمیگه، چه ابتکاری؟ چگونه؟ کسی که در سطح اول بماند، همیشه «حق» است، ولی هیچوقت «مسئول» نیست، چون به محض ورود به چگونگی، حرف قابل آزمون و انتقاد میشه. این شیوه «دال خالی/شناور»است: محتوای خالی، عامل اجماعِ بدون تعهد است. دالی که هیچکس با آن مخالفت نمیکند و هیچکس هم نمیتواند حساب بخواهد. «اصطلاح مقدس» است: واژههایی با بار مثبتِ غیرقابل تردید که تا وقتی شیوه اجرا گفته نشده مخالفت با آن بلاهت بنظر میرسد. بقچه تلگرام | بله
شهرداری تهران بقچه تلگرام | بله
✍ Clash Report | خلاصه شده توسط بقچه بر اساس گزارش کلشریپورت (۲۶ مرداد ۱۴۰۵)، ایران در آستانه پیوستن به بانک توسعه جدید (NDB) که توسط گروه بریکس تأسیس شده است، قرار دارد. این اقدام، بخشی از استراتژی تهران برای ایجاد کانالهای مالی جایگزین خارج از سلطه دلار آمریکا، در شرایط تحریمها و جنگ جاری است. · هدف اصلی: دور زدن نظام مالی تحت سلطه دلار و تسهیل تجارت با ارزهای محلی در میان اعضای بریکس. · روند پیوستن: رئیس کل بانک مرکزی ایران، عبدالناصر همتی، این خبر را پیش از نشست وزرای مالی بریکس در هند اعلام کرد و تأکید کرد که ایران به زودی سهامدار این بانک خواهد شد. · اهمیت استراتژیک: این اقدام، ادامه تلاشهای ایران برای تعمیق همگرایی اقتصادی با بریکس پس از عضویت کامل در سال ۲۰۲۴ است و اولویت فعلی تهران را بر توافقات پولی دوجانبه و چندجانبه برای کاهش وابستگی به دلار نشان میدهد. · پیشینه بانک: بانک توسعه جدید در سال ۲۰۱۵ توسط اعضای بنیانگذار بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) برای تأمین مالی پروژههای زیربنایی و توسعه پایدار در بازارهای نوظهور تأسیس شده و پیشتر اعضای جدیدی مانند مصر و امارات متحده عربی را نیز پذیرفته است. بقچه تلگرام | بله
✍ دیدهبان جنگ امروز پارلمان لبنان قانون «عفو عام» بخشش عمومی زندانیان سیاسی و امنیتی را تصویب کرد هدف اصلی تصویب این قانون (با فشار عربستان سعودی) آزادی ۱۶۰ زندانی اسلامگرا از جمله احمد الأسیر عامل اصلی حملات به ضاحیه در زمان بحران سوریه است. ۹۷ زندانی به اصطلاح اسلامی به فوریت آزاد میشوند تا سوخترسان حملات سوریه به لبنان باشند عربستان سعودی حاکم بلامنازع لبنان است. بقچه تلگرام | بله
✍ محلل عربستان سعودی واضحاً در مقابله با یمن دچار محدودیت کارتهاست. یکی از آخرین کارتهای باقی مانده اما تلاشی مشترک با آمریکا جهت شعلهور سازی جبهات داخلی، خصوصاً تشدید در محور الحدیده با هدف کاهش اشراف و کنترل انصارالله بر دریای سرخ است. در روزهای اخیر نیز تحرکات مختلف لجستیک خصوصا از عدن به حدیده صورت گرفته که هشدار حملات زمینی از سوی مزدوران را بالا برد و حتی در جنوب حدیده نیز یک درگیری سنگین ۴۸ ساعته رخ داد. از این رو از ابتدای هفته جاری انصارالله یک عملیات پیشدستانهای را با نظارت، ردیابی و هدفگیری مداوم و پیشرفته مراکز فرماندهی و اتاقهای عملیات، مراکز تجمع، زاغههای مهمات و انبارهای لجستیک مزدوران در نقاط ثقل دشمن آغاز کرده است. بقچه تلگرام | بله
✍ حسین قتیب نهادها در سیاست و اقتصاد یعنی قواعدی که قرار است اعتماد ایجاد کنند، نااطمینانی را کاهش دهند و ریسک کنش و مبادله را پایین بیاورند. اگر حکومت بتواند هر قراردادی را هر زمان با ارجاع به «مصلحت» یکجانبه لغو کند، دیگر اسمش قاعده نیست؛ اختیار بیقاعده است. طنز ماجرا اینجاست که همین دار و دسته، خودشان را «نهادگرا» هم مینامند. بقچه تلگرام | بله
✍ مالک شریعتی [در اشاره به تیتر روزنامه سازندگی که در آن این جمله آقای مرعشی نقل شده است: مردم میخواهند زندگی کنند] آقای مرعشی! آیا بیش از ۹۵٪ مردم ایران، حسرت زندگی فوق مجلل امثال شما را ندارند؟! چرا در این زمان حساس کشور و برخی کمبودها و ناکارآمدیها، به زخم مردم، نمک میپاشید و سیاسی کاری میکنید و حرفهای انتخاباتی میزنید؟! راستی... مگر دولت از شما و مطابق میل شما نبوده و نیست؟! کمکش کنید! بقچه تلگرام | بله
✍️ نیوزویک | خلاصه شده توسط بقچه *جنگ با ایران میتواند منجر به افت بازار مسکن شود * این مقاله از نیوزویک به بررسی تأثیر غیرمستقیم جنگ با ایران بر بازار مسکن ایالات متحده میپردازد. نکات کلیدی: 1. هشدار Zillow: شرکت Zillow هشدار داده که با وجود افزایش ۷ درصدی فروش مسکن در ژوئیه (که ناشی از معاملات پیش از پایان آتشبس با ایران بود)، جنگ در ایران ممکن است باعث شده باشد که سال ۲۰۲۶ اوج خود را پشت سر بگذارد و بازار رو به رکود برود. 2. مکانیسم تأثیر (نقش قیمت نفت): ارتباط اصلی بین جنگ در خاورمیانه و بازار مسکن آمریکا، از طریق قیمت انرژی است. جنگ و اختلال در تنگه هرمز باعث افزایش قیمت نفت میشود. افزایش قیمت نفت، تورم را بالا میبرد. افزایش تورم، بازده اوراق قرضه خزانهداری را افزایش داده و در نتیجه نرخ بهره وام مسکن را به طور قابل توجهی بالا میبرد. 3. تأثیر بر هزینه مسکن: افزایش نرخ بهره، قدرت خرید خریداران را کاهش میدهد. نرخ وام ۳۰ ساله از حدود ۵.۹۹ درصد (قبل از حملات نظامی) به حدود ۶.۵ درصد رسیده است. حتی افزایش نیم درصدی میتواند صدها دلار به اقساط ماهانه بیافزاید و خانهداری را برای بسیاری غیرقابل دسترس کند. در اوایل سال، با نرخ ۶ درصد، قدرت خرید خانوارها ۳۰ هزار دلار بیشتر از سال قبل بود. 4. کاهش فعالیت اقتصادی: عدم قطعیت ناشی از جنگ، نه تنها خریداران را محتاط کرده، بلکه سازندگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. شرکت سازنده خانه "کیبی هوم" پیشبینی سود سالانه خود را به دلیل کاهش تقاضا و عدم اطمینان اقتصادی ناشی از جنگ، کاهش داده است. 5. چشمانداز آینده: آمار فروش ماههای آگوست و سپتامبر نشان خواهد داد که آیا این رکود به یک افت گستردهتر تبدیل میشود یا خیر. کارشناسان به خریداران توصیه میکنند که منتظر کاهش نرخ بهره در کوتاهمدت نباشند و در صورت یافتن خانه مناسب با بودجه خود، اقدام به خرید کنند. به طور خلاصه، جنگ با ایران با افزایش قیمت نفت و به تبع آن، افزایش نرخ تورم و بهره وام مسکن، قدرت خرید خریداران را کاهش داده و موجب ایجاد رکود در بازار مسکن آمریکا، هم در سمت تقاضا و هم در سمت عرضه (کاهش ساختوساز) شده است. بقچه تلگرام | بله
❎ تضارب نظرات در بقچه بحران در اقتصاد ایران به روایت مسعود نیلی و نقد سید مجید حسینی بر آن. ✍️ ۱. روایت مسعود نیلی (هشدار از فاجعه) مسعود نیلی سال ۱۳۹۷ را نقطهعطفی سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران میداند که «مقصد» کشور را تغییر داد. او با ارائهٔ دادههای اقتصادی، ابعاد فاجعهبار بحران را طی سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۵ ترسیم میکند: · شاخصهای اقتصادی: افزایش ۵۰ برابری نرخ ارز، افزایش ۱۹ برابری سطح عمومی قیمتها (و ۳۴ برابری مواد غذایی)، کاهش ۱۲ درصدی درآمد سرانه، اضافه شدن ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر، کاهش ۶۳۰ هزار شغل صنعتی در یک سال و بحران اشتغال بهویژه برای زنان و جوانان. · چگالی بحرانها: او به توالی تراژدیهای اجتماعی و سیاسی (اعتراضات، کرونا، جنگها) اشاره میکند که به «فرسایش اجتماعی» انجامیده است. نیلی در پایان، کشور را در یک دوراهی راهبردی قرار میدهد: · رویکرد اول (جنگاوری): ادامهٔ مبارزه با قدرتهای جهانی، حتی به بهای نادیدهگرفتن بحرانهای داخلی. · رویکرد دوم (صلح و ثبات): تأمین آرامش و رفاه در سایه عزت، با باور به پیوند ناگسستنی میان تصمیمات نظامی و معیشت مردم. او هشدار میدهد که ادامهٔ مسیر کنونی، «سقف تابآوری جامعه» را خواهد شکست و «خطای راهبردی» آن است که شاخصهای اقتصادی را صرفاً عدد تلقی کنیم، در حالی که «زندگی» مردماند. ✍️ ۲. نقد مجید حسینی (سیاستزدایی از اقتصاد) مجید حسینی ضمن تأیید آمارهای نیلی و هشدار او دربارهٔ فروپاشی، به نقد روایت علّی و روششناختی او میپردازد. نقدهای هفتگانهٔ او را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد: · پنهانسازی سازوکار تصرف و ذینفعان: نیلی خسارت را نشان میدهد، اما مشخص نمیکند که «ثروت از دسترفته به کجا منتقل شده و چه کسانی در دل بحران بر دارایی خود افزودهاند». او از ارائهٔ یک «حساب تصرف عمومی» (شامل توزیع زمین، ارز، تسهیلات، امتیازات و یارانهها) خودداری میکند و ذینفعان را بهعنوان «معلول» تصمیمهای دولت معرفی میکند، در حالی که آنها خود «سازندگان ظرفیت، ترجیحات و محدودیتهای دولت» هستند. · جداییِ کاذب دولت و اقتصاد: نیلی دولت را مداخلهگری بیرونی در اقتصاد فرض میکند، در حالی که خودِ اقتصاد (مالکیت، پول، اعتبار، بازار کار) درون روابط قدرت دولتی ساخته میشود. بنابراین مسئله، «دخالت دولت در یک اقتصاد مستقل» نیست، بلکه این است که دولت چه نوع بازار، مالکیت و اعتباری ساخته و این ساختار به سود کدام نیروها «گزینشپذیر» شده است. · انکار تاریخ انباشت پساجنگ و نقش حلقه نیلی: حسینی معتقد است نیلی با آغاز روایت از «ناترازیهای بهارثرسیده»، رژیم انباشت سرمایه و مسئولیت شبکههای سیاستگذاری را از میدان دید خارج میکند. او به سوابق سیاستی نیلی در طراحی برنامههای توسعه و خصوصیسازی اشاره میکند و حلقهٔ او را «جزئی از ائتلاف هژمونیک» میداند که منافع خاص را به زبان علم اقتصاد ترجمه و نقش ذینفعان را پنهان میسازد. 📌 ۳. جمعبندی تحلیلی این دو متن در عین اختلاف، مکمل یکدیگرند و تصویر کاملتری از بحران ارائه میدهند: · نقطهٔ اشتراک: هر دو بر شدت بیسابقهٔ بحران و خطر فروپاشی تأکید دارند و مسئولان را به تصمیمگیریهای راهبردی و هوشمندانه فرامیخوانند. · نقطهٔ افتراق: نیلی بحران را عمدتاً حاصل «شوکهای بیرونی» (تحریم) و «ناترازیهای درونی» (خطای دولت) میداند و بر لزوم تغییر رویکرد از «جنگاوری» به «صلح و ثبات» تأکید دارد. حسینی اما معتقد است این روایت، با «سیاستزدایی از اقتصاد»، ریشههای اصلی بحران یعنی «رژیم انباشت ثروت» و «سازوکارهای تصرف عمومی» را نادیده میگیرد و از بررسی نقش شبکههای ذینفع و تاریخچهٔ سیاستگذاری پس از جنگ (که خود نیلی در آن نقش داشته) غافل میماند. در نهایت، از منظر حسینی، بحران ایران صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه «صورت متراکم سیاست» و محصول «تعادل خاصی از نیروها»ست که منفعت را خصوصی و زیان را عمومی کرده است. بنابراین هرگونه اصلاح اقتصادی بدون تغییر این «تعادل قدرت»، محکوم به شکست یا بازتولید نظم پیشین با قیمتهای جدید خواهد بود. بنابراین، در حالی که نیلی راهحل را در تغییر رویکرد حکمرانی (انتخاب مسیر دوم) میجوید، حسینی بر این باور است که تا زمانی که ساختار قدرت و توزیع ثروت و امتیازات شفاف نشود، تغییر رویکرد نیز کافی نخواهد بود. بقچه تلگرام | بله