tgindex
روانشناسی کودک و نوجوان

روانشناسی کودک و نوجوان

Статистика
@Child_Teenперсидский

💕 جدیدترین مطالب علمی روانشناسی برای داشتن کودک و نوجوانی سالمتر، باهوش‌تر، خلاق‌تر و شادتر 💕 تعیین وقت جلسه با متخصصین برجسته کودک و نوجوان در دفتر دکتر بیتا بیانی: 📱0905 011 0905 📱0905 022 0905 📱0905 033 0905 @mosavi_psy مالکیت کانال

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
6 360
−9 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,02%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
358
21 постов
Вовлечённость
5,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
307
1/48двое суток
351
1/72трое суток
379

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ترکیب نقاشی و کاردستی، فرصتی برای تقویت خلاقیت، تمرکز و مهارت‌های حرکتی کودکه؛ بذاریم با دست‌های کوچیکشون دنیای خودشون رو بسازن. #خلاقیت_کودک #نقاشی_کودک #کاردستی_کودک #رشد_کودک #مهارت_کودک

  • نقاشی به کودکان کمک می‌کنه خیال‌پردازی کنن، ایده‌های خودشون رو بیان کنن و خلاق‌تر فکر کنن.🫟🎨 #خلاقیت_کودک #نقاشی_کودک #رشد_کودک #مهارت_کودک #تربیت_کودك

  • بازی با میوه‌ها فقط سرگرمی نیست؛ می‌تونه راهی برای تقویت خلاقیت و شناخت رنگ‌ها، شکل‌ها و بافت‌ها در کودکان باشه. گاهی ساده‌ترین بازی‌ها، جذاب‌ترین تجربه‌های یادگیری رو می‌سازن. 🍓🍊🍌 #کودک #بازی_کودک #خلاقیت_کودک #رشد_کودک #آموزش_کودک #فرزندپروری

  • چرا شوخی بعضی بچه‌ها بعد از خبر بد نگران‌کننده‌ست؟ ⏬️⏬️⏬️⏬️⏬️⏬️⏬️⏬️⏬️⏬️ @Child_Teen @RavandarmaniBaiani شوخی بعد از یک خبر بد همیشه نشونه بی‌خیالی کودک نیست. بعضی وقت‌ها خنده و شوخی می‌تونه یکی از راه‌هایی باشه که کودک با هیجان سنگین خودش کنار میاد. کودک ممکنه از چیزی ترسیده باشه، اما به‌جای گریه کردن، بخنده، موضوع رو مسخره کنه یا ناگهان شروع به بازیگوشی کنه. این رفتار به‌تنهایی به معنی تروما یا مشکل روانی نیست؛ باید دید شوخی چه زمانی، با چه شدتی و همراه با چه تغییرات دیگری اتفاق می‌افته. پژوهش‌های مربوط به تنظیم هیجان نشون میدن کودکان برای کنار آمدن با فشار روانی از راهبردهای متفاوتی استفاده می‌کنن و در کودکان و نوجوانانی که تجربه تروما داشته‌اند، مشکلات تنظیم هیجان می‌تونه با علائم پس از تروما ارتباط داشته باشه. گاهی شوخی نقش «فاصله گرفتن» از یک احساس خیلی سنگین رو داره؛ یعنی کودک به‌جای اینکه مستقیم با ترس روبه‌رو بشه، با خنده فضا رو عوض می‌کنه. مثلاً بعد از شنیدن خبر یک حادثه، ممکنه کودک ناگهان جوک بگه یا بخنده. اگر بعد از شوخی دوباره به بازی و فعالیت عادی برگرده و خواب، خلق و عملکردش تغییری نکرده باشه، لزوماً جای نگرانی نیست. اما اگر شوخی همراه با بی‌قراری، اجتناب از صحبت درباره اتفاق، کابوس، چسبیدن شدید به والد، پرخاشگری، افت تمرکز یا تغییر محسوس در رفتار باشه، بهتره والد با دقت بیشتری موضوع رو دنبال کنه. نکته مهم اینه که نباید به کودک گفت: «چرا داری به یه چیز به این بدی می‌خندی؟» چون ممکنه احساس شرم ایجاد کنه و باعث بشه بیشتر احساساتش رو پنهان کنه. بهتره بگیم: «دیدم بعد از این خبر شروع کردی به شوخی کردن؛ می‌خوای بگی الان توی دلت چه حسی داری؟» هدف این نیست که هر خنده‌ای رو علامت خطر بدونیم؛ هدف اینه که پشت رفتار کودک رو ببینیم. برای فهم واکنش کودک به تروما، فقط یک رفتار منفرد کافی نیست و باید الگوی کلی تنظیم هیجان، رفتار و عملکرد کودک بررسی بشه. اگر این تغییرات ماندگار بشن یا زندگی روزمره کودک رو مختل کنن، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان کودک منطقیه. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • هر خنده‌ای بعد از خبر بد نشونه بی‌خیالی نیست. • شوخی می‌تونه یکی از راه‌های کودک برای فاصله گرفتن از یک هیجان سنگین باشه. • یک رفتار به‌تنهایی برای تشخیص تروما کافی نیست. • به تغییرات خواب، بازی، خلق، تمرکز و روابط کودک هم توجه کنید. • کودک رو به خاطر خندیدن یا شوخی کردن سرزنش نکنید. • اگر تغییرات رفتاری ماندگار یا شدید شدند، از متخصص سلامت روان کودک کمک بگیرید. جمع‌بندی: گاهی کودک به چیزی می‌خنده که واقعاً ازش ترسیده. نه به این دلیل که اتفاق برایش مهم نیست، بلکه شاید هنوز راه دیگری برای کنار آمدن با احساسش پیدا نکرده است. پس به جای اینکه فقط به خنده کودک نگاه کنیم، بهتره بپرسیم پشت این خنده چه چیزی وجود داره. گاهی شوخی فقط شوخیه؛ اما گاهی هم راه کودک برای گفتن اینه که «این اتفاق برای من زیادی سنگینه.» منابع معتبر: American Academy of Pediatrics National Child Traumatic Stress Network American Psychological Association مقالات مروری مرتبط: Villalta L, et al. Emotion regulation difficulties in traumatized youth: A meta-analysis and conceptual review. Compas BE, et al. Coping, emotion regulation, and psychopathology in childhood and adolescence: A meta-analysis and narrative review. Pfefferbaum B, et al. Review of Coping in Children Exposed to Mass Trauma. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • سکوت کودک همیشه نشونه‌ی آرامش نیست 🤫🤫🤫🤫🤫🤫🤫🤫🤫🤫 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی کودک بعد از شنیدن یک خبر بد، تجربه یک حادثه یا قرار گرفتن در شرایط پراسترس ساکت می‌شود، بسیاری از والدین نفس راحتی می‌کشند و فکر می‌کنند که او مشکلی ندارد. اما در روان‌شناسی کودک، سکوت همیشه به معنای آرامش نیست. گاهی سکوت، روشی است که مغز کودک برای کنار آمدن با احساساتی انتخاب می‌کند که هنوز توان بیان آن‌ها را ندارد. کودکان، به‌ویژه در سال‌های اولیه زندگی، دایره واژگان محدودی برای توصیف احساسات پیچیده دارند. آن‌ها ممکن است ندانند چگونه درباره ترس، نگرانی یا سردرگمی حرف بزنند. در نتیجه، به جای صحبت کردن، ساکت می‌شوند، بیشتر در خودشان فرو می‌روند یا احساساتشان را در رفتار و بازی نشان می‌دهند. از دیدگاه علوم اعصاب، هنگام تجربه استرس شدید، مغز کودک بخش زیادی از انرژی خود را صرف تشخیص خطر و حفظ بقا می‌کند. در این شرایط، توانایی صحبت کردن درباره احساسات ممکن است کاهش پیدا کند. به همین دلیل، برخی کودکان به جای گریه یا سؤال پرسیدن، فقط ساکت می‌شوند و محیط اطراف را با دقت زیر نظر می‌گیرند. البته هر سکوتی هم نشانه مشکل نیست. بعضی کودکان ذاتاً کم‌حرف‌تر هستند یا برای پردازش اتفاقات به زمان بیشتری نیاز دارند. آنچه اهمیت دارد، تغییر نسبت به رفتار همیشگی کودک است. اگر کودکی که معمولاً پرحرف و بازیگوش بوده، ناگهان منزوی و کم‌حرف شود، این تغییر می‌تواند نشانه فشار روانی باشد. والدین بهتر است به جای اصرار برای صحبت کردن، فضایی امن ایجاد کنند. جمله‌هایی مانند «اگر هر وقت خواستی درباره‌اش حرف بزنی، من کنارت هستم» یا «می‌بینم که امروز ساکت‌تری» احساس امنیت بیشتری ایجاد می‌کنند تا پرسش‌های مکرر مانند «چرا چیزی نمی‌گی؟» نشانه‌هایی که ممکن است همراه با سکوت دیده شوند: • کاهش علاقه به بازی یا فعالیت‌های مورد علاقه • گوشه‌گیری از اعضای خانواده یا دوستان • تغییر در خواب یا دیدن کابوس • کاهش تمرکز یا افت عملکرد تحصیلی • چسبیدن بیش از حد به والدین • دل‌درد یا سردرد بدون علت پزشکی • تغییر در اشتها یا سطح انرژی • بازی‌ها یا نقاشی‌هایی که موضوعات ترسناک را تکرار می‌کنند @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • سکوت همیشه به معنای آرامش یا پذیرش شرایط نیست. • بعضی کودکان احساساتشان را با رفتار و بازی بیان می‌کنند، نه با کلمات. • به تغییر رفتار کودک نسبت به گذشته توجه کنید، نه فقط به میزان حرف زدن او. • کودک را برای صحبت کردن تحت فشار قرار ندهید. • اگر سکوت همراه با گوشه‌گیری، اضطراب یا اختلال در زندگی روزمره بیش از چند هفته ادامه پیدا کرد، ارزیابی توسط روان‌شناس کودک توصیه می‌شود. جمع‌بندی: گاهی بلندترین فریاد یک کودک، سکوت اوست. کودکی که حرفی نمی‌زند، لزوماً آرام نیست؛ شاید هنوز نتوانسته برای احساساتش کلمه پیدا کند. حضور آرام، گوش شنوا و پذیرش بدون قضاوت، به کودک کمک می‌کند وقتی آماده شد، احساساتش را به شیوه‌ای امن بیان کند. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، Center on the Developing Child مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Pfefferbaum B, Newman E, Nelson SD, et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. De Bellis MD, Zisk A. The Biological Effects of Childhood Trauma. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • تروما همیشه با گریه نمیاد 👺👺👺👺👺👺👺👺👺👺 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی صحبت از تروما یا آسیب روانی می‌شود، بسیاری تصور می‌کنند کودک حتماً گریه می‌کند، از ترس حرف می‌زند یا کاملاً مضطرب به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که تروما همیشه چهره‌ای آشکار ندارد. بسیاری از کودکان درد روانی خود را نه با اشک، بلکه با تغییر رفتار، تغییر بازی، شکایت‌های جسمی یا حتی سکوت نشان می‌دهند. مغز کودک برای محافظت از خود، همیشه احساسات را به شکل مستقیم بروز نمی‌دهد. گاهی کودک آن‌قدر تحت فشار است که نمی‌تواند احساسش را نام‌گذاری یا بیان کند. در این شرایط، بدن و رفتار او به جای کلمات صحبت می‌کنند. به همین دلیل، روان‌شناسان تأکید می‌کنند که نباید سلامت روان کودک را فقط از روی گریه یا ظاهر آرام او قضاوت کرد. ممکن است کودکی بعد از شنیدن یک خبر بد همچنان بازی کند و بخندد، اما شب‌ها کابوس ببیند. کودک دیگری ممکن است بیش از گذشته عصبانی شود، به والدین بچسبد، تمرکزش را از دست بدهد یا مدام دل‌درد و سردرد داشته باشد. این واکنش‌ها می‌توانند نشانه تلاش مغز برای کنار آمدن با یک تجربه استرس‌زا باشند. برخی کودکان نیز احساسات خود را در بازی نشان می‌دهند. تکرار صحنه‌های نجات، جنگ، بیمارستان یا فرار در بازی، گاهی راهی است که مغز کودک برای پردازش تجربه‌های ترسناک انتخاب می‌کند. این رفتارها به معنای علاقه کودک به خشونت نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم و کنترل چیزی است که او را ترسانده است. از سوی دیگر، بعضی کودکان به ظاهر کاملاً عادی هستند، اما چند هفته یا حتی چند ماه بعد علائمی مانند اضطراب، افت تحصیلی، گوشه‌گیری یا مشکلات خواب را نشان می‌دهند. به همین دلیل، والدین باید به تغییرات تدریجی رفتار نیز توجه داشته باشند، نه فقط واکنش‌های اولیه. نشانه‌هایی که می‌توانند بدون گریه، از فشار روانی خبر بدهند: @Child_Teen @RavandarmaniBaiani • تغییر در خواب یا دیدن کابوس • کاهش تمرکز و افت عملکرد تحصیلی • پرخاشگری یا تحریک‌پذیری بیشتر • چسبیدن بیش از حد به والدین • شکایت‌های جسمی مانند دل‌درد یا سردرد بدون علت پزشکی • تغییر در بازی‌ها و نقاشی‌ها • گوشه‌گیری یا کاهش علاقه به فعالیت‌های مورد علاقه • ترس‌های جدید یا اجتناب از بعضی موقعیت‌ها نکات مهم: • نبود گریه، به معنای نبود تروما یا اضطراب نیست. • هر کودک احساساتش را به شیوه خاص خود نشان می‌دهد. • رفتار، بازی و تغییرات جسمی گاهی از کلمات گویاتر هستند. • به تغییرات ماندگار در خواب، خلق، بازی و روابط کودک توجه کنید. • اگر علائم بیش از چند هفته ادامه پیدا کردند یا زندگی روزمره کودک را مختل کردند، ارزیابی توسط روان‌شناس کودک توصیه می‌شود. جمع‌بندی: تروما همیشه با اشک و فریاد وارد زندگی کودک نمی‌شود. گاهی آرام، بی‌صدا و در قالب تغییرات کوچک رفتاری ظاهر می‌شود. والد آگاه فقط به گریه کودک توجه نمی‌کند؛ او رفتار، بازی، خواب، رابطه‌ها و حال کلی کودک را هم می‌بیند. هرچه این نشانه‌ها زودتر شناخته شوند، فرصت بیشتری برای پیشگیری از مشکلات پایدار و کمک به بهبود کودک وجود خواهد داشت. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، World Health Organization مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. La Greca AM, Silverman WK. Children’s Reactions to Disasters and Traumatic Events: A Review. Pfefferbaum B, Newman E, Nelson SD, et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. De Bellis MD, Zisk A. The Biological Effects of Childhood Trauma. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • چرا بعضی بچه‌ها ظاهراً عادی می‌مونن؟ 🚼🚼🚼🚼🚼🚼🚼🚼🚼🚼 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani گاهی بعد از یک خبر بد، حادثه یا تجربه ترسناک، بعضی کودکان هیچ واکنش آشکاری نشان نمی‌دهند. آن‌ها بازی می‌کنند، می‌خندند، به مدرسه می‌روند و از بیرون کاملاً عادی به نظر می‌رسند. این موضوع ممکن است والدین را به این نتیجه برساند که کودک اصلاً تحت تأثیر قرار نگرفته است. اما در روان‌شناسی، «نداشتن واکنش ظاهری» همیشه به معنای «نداشتن فشار روانی» نیست. کودکان هیجان‌های خود را به شیوه‌های متفاوتی پردازش می‌کنند. بعضی‌ها احساساتشان را با گریه یا صحبت کردن نشان می‌دهند، اما بعضی دیگر آن‌ها را در سکوت، بازی، نقاشی یا حتی تغییرات رفتاری خفیف بروز می‌دهند. تفاوت در واکنش، طبیعی است و به عواملی مانند سن، ویژگی‌های شخصیتی، تجربه‌های قبلی، میزان حمایت خانواده و خلق‌وخو بستگی دارد. از سوی دیگر، برخی کودکان در روزها یا هفته‌های اول واکنش محسوسی ندارند، اما علائم آن‌ها با تأخیر ظاهر می‌شود. این واکنش که گاهی «واکنش تأخیری به استرس» نامیده می‌شود، ممکن است به شکل کابوس، اضطراب، افت تمرکز، تحریک‌پذیری یا شکایت‌های جسمی بروز کند. به همین دلیل، والدین نباید فقط به واکنش‌های همان روزهای اول توجه کنند. البته باید به این نکته هم توجه داشت که بسیاری از کودکان واقعاً با کمک حمایت خانواده، احساس امنیت و تاب‌آوری طبیعی خود، بدون ایجاد مشکل جدی با شرایط کنار می‌آیند. بنابراین عادی بودن رفتار کودک همیشه نشانه سرکوب احساسات نیست. مهم این است که عملکرد روزانه، خواب، اشتها، روابط و حال عمومی او در هفته‌های بعد نیز طبیعی باقی بماند. به جای اینکه فقط بپرسیم «چرا گریه نمی‌کند؟»، بهتر است به تغییرات ظریف توجه کنیم. آیا زودتر عصبانی می‌شود؟ آیا بیشتر به والدین می‌چسبد؟ آیا از بعضی مکان‌ها یا موضوع‌ها اجتناب می‌کند؟ آیا بازی‌هایش تغییر کرده است؟ این نشانه‌های کوچک، گاهی اطلاعات بیشتری از احساسات کودک به ما می‌دهند. والدین لازم نیست کودک را مجبور به صحبت کردن کنند. بهتر است فضایی امن ایجاد کنند تا هر زمان که کودک آماده بود، بتواند درباره احساساتش حرف بزند. بازی، نقاشی، قصه‌گویی و حضور آرام والد، راه‌های مؤثری برای کمک به پردازش هیجان‌ها هستند. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • نداشتن واکنش ظاهری، همیشه به معنای نداشتن استرس نیست. • کودکان احساسات خود را به شیوه‌های متفاوتی نشان می‌دهند. • برخی علائم ممکن است روزها یا هفته‌ها بعد ظاهر شوند. • به جای تمرکز بر گریه یا سکوت، تغییرات خواب، بازی، خلق و عملکرد روزانه را بررسی کنید. • اگر علائم اضطراب یا تغییرات رفتاری ماندگار شدند یا زندگی روزمره کودک را مختل کردند، ارزیابی توسط روان‌شناس کودک توصیه می‌شود. جمع‌بندی: هر کودک زبان مخصوص خود را برای نشان دادن احساسات دارد. بعضی با اشک، بعضی با سؤال، بعضی با بازی و بعضی هم با سکوت واکنش نشان می‌دهند. وظیفه والدین این نیست که همه کودکان را وادار به یک نوع واکنش کنند؛ بلکه باید با دقت، صبوری و حمایت، فرصت دهند هر کودک به شیوه خودش تجربه‌های دشوار را پردازش کند. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، World Health Organization مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Pfefferbaum B, Newman E, Nelson SD, et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. La Greca AM, Silverman WK. Children’s Reactions to Disasters and Traumatic Events: A Review. McLaughlin KA et al. Childhood Adversity and Neural Development: A Systematic Review. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • آیا کودکان قوی‌تر از چیزی هستن که فکر می‌کنیم؟ 🦾🦾🦾🦾🦾🦾🦾🦾🦾🦾 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی از کودکان صحبت می‌کنیم، معمولاً آن‌ها را بسیار آسیب‌پذیر می‌دانیم. این تصور تا حدی درست است؛ زیرا مغز و هیجان‌های کودک هنوز در حال رشد هستند. اما یافته‌های علمی نشان می‌دهند که کودکان در کنار این آسیب‌پذیری، ظرفیت قابل توجهی برای سازگاری و بازیابی نیز دارند. روان‌شناسان این توانایی را «تاب‌آوری» می‌نامند؛ یعنی توانایی کنار آمدن با سختی‌ها و بازگشت تدریجی به تعادل روانی. نکته مهم این است که تاب‌آوری به این معنا نیست که کودک از اتفاقات تلخ آسیب نمی‌بیند یا هیچ‌وقت ناراحت نمی‌شود. کودک قوی هم ممکن است بترسد، گریه کند، مضطرب شود یا مدتی رفتارهای متفاوتی نشان دهد. تفاوت در این است که اگر حمایت کافی دریافت کند، می‌تواند به‌تدریج این تجربه را پردازش کند و به زندگی عادی برگردد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند آنچه بیش از خود حادثه بر سلامت روان کودک اثر می‌گذارد، کیفیت حمایت اطرافیان پس از حادثه است. حضور یک بزرگسال آرام، قابل اعتماد و پاسخگو می‌تواند حتی اثر بسیاری از تجربه‌های استرس‌زا را کاهش دهد. به همین دلیل گفته می‌شود مهم‌ترین عامل محافظت از کودک، داشتن حداقل یک رابطه ایمن و پایدار با یک بزرگسال دلسوز است. کودکان معمولاً از راه‌های مختلف تاب‌آوری خود را نشان می‌دهند. آن‌ها بعد از مدتی دوباره به بازی برمی‌گردند، می‌خندند، سؤال می‌پرسند، کنجکاوی می‌کنند و به فعالیت‌های روزانه علاقه نشان می‌دهند. این رفتارها نشانه فراموش کردن اتفاق نیست؛ بلکه نشانه تلاش مغز برای ترمیم و ادامه رشد است. البته نباید تصور کنیم که کودکان «همه چیز را خودبه‌خود فراموش می‌کنند.» اگر فشار روانی شدید باشد یا حمایت کافی وجود نداشته باشد، احتمال بروز مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی یا علائم تروما افزایش پیدا می‌کند. بنابراین قدرت کودکان زمانی شکوفا می‌شود که در کنار حمایت، امنیت و ارتباط عاطفی رشد کنند. کارهایی که تاب‌آوری کودک را تقویت می‌کنند: • داشتن رابطه گرم و قابل اعتماد با والدین یا مراقبان. • حفظ روتین‌های روزانه مانند خواب، غذا و بازی. • اجازه دادن به کودک برای بیان احساسات. • تشویق به بازی، فعالیت بدنی و ارتباط با همسالان. • پاسخ صادقانه و متناسب با سن به سؤال‌های کودک. • کاهش مواجهه با اخبار و تصاویر خشونت‌آمیز. • الگوبودن والد در مدیریت استرس و هیجان. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • تاب‌آوری یک ویژگی ذاتی ثابت نیست؛ مهارتی است که با حمایت رشد می‌کند. • گریه یا ترس نشانه ضعیف بودن کودک نیست. • مهم‌ترین عامل محافظت از کودک، حضور یک بزرگسال آرام و قابل اعتماد است. • بیشتر کودکان با حمایت مناسب، پس از تجربه‌های استرس‌زا بهبود پیدا می‌کنند. • اگر علائم اضطراب یا تروما طولانی شوند، کمک تخصصی می‌تواند روند بهبود را تسریع کند. جمع‌بندی: کودکان از آنچه تصور می‌کنیم قوی‌تر هستند، اما این قدرت به معنای بی‌نیازی از حمایت نیست. آن‌ها ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای ترمیم، یادگیری و سازگاری دارند؛ به شرطی که در کنارشان بزرگسالانی باشند که احساس امنیت، محبت و ثبات را به آن‌ها هدیه دهند. تاب‌آوری، نتیجه تنها ماندن در سختی نیست؛ نتیجه همراهی شدن در سختی است. منابع معتبر: American Psychological Association، American Academy of Pediatrics، Center on the Developing Child، National Child Traumatic Stress Network مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS. Ordinary Magic: Resilience Processes in Development. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Bethell CD, Gombojav N, Solloway MR, Wissow L. Adverse Childhood Experiences, Resilience and Child Well-Being: A Review. Southwick SM, Bonanno GA, Masten AS, Panter-Brick C, Yehuda R. Resilience Definitions, Theory, and Challenges: Interdisciplinary Perspectives. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • نسخه‌ی والد حرفه‌ای در روزهای بحرانی 📝📝📝📝📝📝📝📝📝📝 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani روزهای بحرانی، آزمون فرزندپروری نیستند؛ بلکه آزمون احساس امنیت خانواده‌اند. کودک در چنین روزهایی بیش از آنکه به اخبار گوش بدهد، رفتار والدین را تماشا می‌کند. او از لحن صدا، حالت چهره، برنامه روزانه و واکنش‌های بزرگسالان یاد می‌گیرد که آیا دنیا هنوز جای امنی هست یا نه. والد حرفه‌ای کسی نیست که همیشه آرام باشد یا همه پاسخ‌ها را بداند؛ بلکه کسی است که بتواند حتی در شرایط دشوار، احساس امنیت را به کودک منتقل کند. اولین ویژگی یک والد حرفه‌ای، مدیریت خودش است. کودکی که والدش را دائماً در حال دنبال کردن اخبار، صحبت‌های نگران‌کننده یا واکنش‌های هیجانی می‌بیند، مغزش این پیام را دریافت می‌کند که خطر هنوز ادامه دارد. بنابراین قبل از آرام کردن کودک، والد باید تا حد امکان هیجان‌های خودش را تنظیم کند. والد حرفه‌ای اخبار را مدیریت می‌کند، نه اینکه اجازه دهد اخبار خانه را مدیریت کنند. او زمان مشخصی برای پیگیری اخبار دارد، منابع معتبر را انتخاب می‌کند و از تکرار بی‌وقفه خبرها، به‌ویژه در حضور کودک، پرهیز می‌کند. او به احساسات کودک گوش می‌دهد، نه اینکه آن‌ها را انکار کند. اگر کودک بگوید «می‌ترسم»، پاسخ او این نیست که «چیزی نیست، نترس.» بلکه می‌گوید: «می‌فهمم که ترسیدی. دوست داری درباره‌اش حرف بزنیم؟» پذیرش احساس، اولین قدم برای آرام شدن مغز کودک است. والد حرفه‌ای واقعیت را پنهان نمی‌کند، اما آن را متناسب با سن کودک توضیح می‌دهد. او از دادن اطلاعات اضافی، تصاویر خشونت‌آمیز یا پیش‌بینی‌های ترسناک خودداری می‌کند و اگر پاسخ سؤالی را نداند، صادقانه می‌گوید: «نمی‌دانم، اما اگر اطلاعات معتبری به دست بیاورم، با هم درباره‌اش صحبت می‌کنیم.» در روزهای بحرانی، او روتین‌های خانوادگی را حفظ می‌کند. خواب منظم، وعده‌های غذایی، بازی، درس، قصه و گفت‌وگوهای خانوادگی به مغز کودک پیام می‌دهند که زندگی هنوز قابل پیش‌بینی و امن است. والد حرفه‌ای به جای نصیحت کردن، ارتباط برقرار می‌کند. گاهی چند دقیقه بازی، یک آغوش، قدم زدن یا گوش دادن بدون قضاوت، بیشتر از ساعت‌ها توضیح به کودک کمک می‌کند. او همچنین می‌داند که لازم نیست همه بار را به تنهایی به دوش بکشد. اگر احساس کند اضطراب کودک یا خودش از کنترل خارج شده است، بدون احساس شکست از متخصص سلامت روان کمک می‌گیرد. ویژگی‌های یک والد حرفه‌ای در بحران: @Child_Teen @RavandarmaniBaiani • قبل از واکنش به کودک، هیجان‌های خودش را تنظیم می‌کند. • اخبار را محدود و هدفمند دنبال می‌کند. • از منابع معتبر استفاده می‌کند و شایعات را بازگو نمی‌کند. • احساسات کودک را می‌پذیرد و به آن‌ها احترام می‌گذارد. • توضیح‌ها را کوتاه، صادقانه و متناسب با سن کودک ارائه می‌دهد. • روتین‌های روزانه را تا حد امکان حفظ می‌کند. • زمان بازی، استراحت و ارتباط عاطفی را افزایش می‌دهد. • از کودک نمی‌خواهد نقش آرام‌کننده والد را بر عهده بگیرد. • در صورت نیاز، بدون تأخیر از متخصص کمک می‌گیرد. نکات مهم: • کودک بیشتر از حرف‌های والد، رفتار او را الگو قرار می‌دهد. • احساس امنیت از حضور آرام والد ایجاد می‌شود، نه از حذف کامل واقعیت. • مدیریت اخبار، بخشی از مراقبت از سلامت روان خانواده است. • پذیرش احساسات کودک، اضطراب را کاهش می‌دهد و اعتماد را افزایش می‌دهد. • کمک گرفتن از متخصص، نشانه مسئولیت‌پذیری است، نه ضعف. جمع‌بندی: در روزهای بحرانی، کودک به یک والد کامل نیاز ندارد؛ به یک والد قابل اعتماد نیاز دارد. والدی که بتواند میان واقعیت و آرامش تعادل برقرار کند، احساسات کودک را جدی بگیرد، خانه را به پناهگاهی امن تبدیل کند و با حضور، صداقت و آرامش، به کودک یادآوری کند که در سخت‌ترین روزها هم تنها نیست. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، World Health Organization مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Prime H, Wade M, Browne DT. Risk and Resilience in Family Well-Being During Crisis. Pfefferbaum B, Newman E, Nelson SD, et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • تنظیم مصرف اخبار برای کل خانواده 🌐🌐🌐🌐🌐🌐🌐🌐🌐🌐 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani در دنیای امروز، دسترسی به اخبار تنها با چند لمس ساده امکان‌پذیر است. اما همان‌طور که مصرف بی‌رویه غذا برای سلامت جسم مضر است، مصرف بی‌وقفه اخبار، به‌ویژه اخبار منفی، می‌تواند سلامت روان خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار استرس‌زا، اضطراب، احساس ناامنی و فرسودگی روانی را در بزرگسالان و کودکان افزایش می‌دهد. بسیاری از والدین تصور می‌کنند اگر کودک مستقیماً اخبار را دنبال نکند، آسیبی نمی‌بیند. در حالی که کودکان از طریق گفت‌وگوهای والدین، صدای تلویزیون، اعلان‌های تلفن همراه و حتی تغییر حال و هوای بزرگسالان نیز پیام‌های اضطراب‌آور را دریافت می‌کنند. به همین دلیل، مدیریت اخبار باید یک تصمیم خانوادگی باشد، نه فقط محدودیتی برای کودک. اولین قدم، تعیین زمان مشخص برای دنبال کردن اخبار است. به جای اینکه اخبار در تمام طول روز روشن باشد، بهتر است یک یا دو زمان کوتاه در روز برای اطلاع از رویدادهای مهم در نظر گرفته شود. این کار هم باعث می‌شود اطلاعات لازم دریافت شود و هم ذهن فرصت بازیابی پیدا کند. همچنین بهتر است از دنبال کردن هم‌زمان چند منبع خبری یا مرور مداوم شبکه‌های اجتماعی خودداری شود. تکرار یک خبر از منابع مختلف، معمولاً اطلاعات جدیدی اضافه نمی‌کند، اما استرس را چند برابر می‌کند. در حضور کودکان، بهتر است تلویزیون روی شبکه‌های خبری روشن نباشد و از نمایش تصاویر دلخراش یا ویدئوهای خشونت‌آمیز پرهیز شود. اگر کودک درباره خبری سؤال کرد، پاسخ باید صادقانه، کوتاه و متناسب با سن او باشد؛ نه همراه با جزئیات ترسناک. بعد از دریافت اخبار، خانواده می‌تواند آگاهانه فضای خانه را تغییر دهد؛ مثلاً با صرف یک وعده غذایی کنار هم، بازی، پیاده‌روی، کتاب خواندن یا گفت‌وگو درباره موضوعات خوشایند. این فعالیت‌ها به مغز پیام می‌دهند که زندگی فقط از اخبار تشکیل نشده و هنوز لحظه‌های امن و لذت‌بخش وجود دارد. تنظیم مصرف اخبار برای والدین نیز ضروری است. اگر بزرگسالان مدام اخبار را بررسی کنند، اضطراب آن‌ها افزایش می‌یابد و این اضطراب ناخواسته به کودکان منتقل می‌شود. مراقبت از سلامت روان والدین، بخشی از مراقبت از سلامت روان کودک است. راهکارهای کاربردی: • زمان مشخصی برای دنبال کردن اخبار تعیین کنید. • از بررسی مداوم اخبار و شبکه‌های اجتماعی خودداری کنید. • اخبار را از منابع معتبر و قابل اعتماد دریافت کنید. • تلویزیون را در حضور کودک روی شبکه‌های خبری روشن نگذارید. • تصاویر خشونت‌آمیز را از دسترس کودکان دور نگه دارید. • بعد از شنیدن اخبار، فعالیت‌های آرامش‌بخش خانوادگی انجام دهید. • اگر کودک سؤال دارد، با صداقت و متناسب با سن او پاسخ دهید. • قبل از خواب، از دنبال کردن اخبار استرس‌زا خودداری کنید. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • کیفیت دریافت اخبار مهم‌تر از تعداد آن‌هاست. • کودکان از اضطراب والدین نیز تأثیر می‌پذیرند. • روتین‌های خانوادگی به کاهش استرس ناشی از اخبار کمک می‌کنند. • گاهی فاصله گرفتن از اخبار، نشانه بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه راهی برای حفظ سلامت روان است. • اگر اخبار باعث اختلال در خواب، خلق یا عملکرد اعضای خانواده شده است، زمان آن رسیده که الگوی مصرف اخبار بازنگری شود. جمع‌بندی: قرار نیست از واقعیت فرار کنیم، اما لازم هم نیست هر لحظه در معرض آن باشیم. خانواده‌ای که مصرف اخبار را مدیریت می‌کند، آگاه می‌ماند بدون اینکه آرامش روانی خود را از دست بدهد. برای کودکان، مهم‌ترین خبر دنیا این است که خانه هنوز جای امنی برای زندگی، بازی و احساس آرامش است. منابع معتبر: World Health Organization، American Academy of Pediatrics، American Psychological Association، UNICEF مقالات مروری پیشنهادی: Pfefferbaum B, Newman E, Nelson SD, et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. Holman EA, Garfin DR, Silver RC. Media Exposure to Collective Trauma and Mental Health: A Review. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Comer JS, Furr JM, Beidas RS, et al. Children and Media Exposure to Mass Trauma: A Review. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • چطور بفهمیم کودک از حدش بیشتر در معرض خبره؟ 👾👾👾👾👾👾👾👾👾👾 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani امروزه کودکان حتی اگر مستقیماً اخبار را دنبال نکنند، از طریق تلویزیون، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، گفت‌وگوهای بزرگسالان یا صحبت‌های دوستانشان در مدرسه با خبرهای نگران‌کننده روبه‌رو می‌شوند. مشکل فقط شنیدن یک خبر نیست؛ بلکه تکرار مداوم، تصاویر خشونت‌آمیز و قرار گرفتن طولانی‌مدت در فضای پرتنش است که می‌تواند از ظرفیت روانی کودک فراتر برود. کودکان توانایی بزرگسالان را برای تحلیل، تفکیک واقعیت از احتمال و تنظیم هیجان ندارند. به همین دلیل، وقتی حجم اخبار از توان پردازش مغز آن‌ها بیشتر شود، نشانه‌های هشدار به‌تدریج ظاهر می‌شوند. مهم‌ترین نشانه‌ها عبارت‌اند از: • مدام درباره همان خبر سؤال می‌پرسد یا آن را تکرار می‌کند. • بارها می‌خواهد مطمئن شود که خودش یا خانواده‌اش در امان هستند. • از تنها ماندن یا جدا شدن از والدین می‌ترسد. • خوابش به هم می‌ریزد یا کابوس می‌بیند. • در بازی‌هایش مدام صحنه‌های خطر، جنگ، فرار یا نجات را تکرار می‌کند. • تمرکز و یادگیری‌اش کاهش پیدا می‌کند. • زودرنج، پرخاشگر یا بیش از حد حساس می‌شود. • دل‌درد، سردرد یا شکایت‌های جسمی بدون علت پزشکی پیدا می‌کند. • علاقه‌اش به بازی، درس یا فعالیت‌های مورد علاقه‌اش کمتر می‌شود. • هنگام شنیدن صدای اخبار یا دیدن تصاویر مرتبط، مضطرب یا بی‌قرار می‌شود. گاهی والدین تصور می‌کنند چون کودک به اخبار نگاه نمی‌کند، تحت تأثیر آن نیست. اما اگر تلویزیون در خانه روشن باشد، بزرگسالان مرتب درباره اتفاقات صحبت کنند یا کودک تیترها و تصاویر را به‌طور پراکنده ببیند، باز هم ممکن است ذهن او درگیر شود. یکی از راه‌های ساده برای ارزیابی این موضوع، توجه به رفتار کودک بعد از مواجهه با اخبار است. اگر پس از شنیدن یا دیدن اخبار، رفتار، خواب، اشتها یا خلق کودک برای چند روز تغییر کند، احتمالاً میزان مواجهه برای او زیاد بوده است. برای کاهش این فشار روانی بهتر است: • زمان قرار گرفتن کودک در معرض اخبار محدود شود. • اخبار را در حضور کودک دنبال نکنید. • از نمایش تصاویر خشونت‌آمیز خودداری کنید. • اگر کودک خبری شنیده، درباره آن با زبانی ساده و متناسب با سنش گفت‌وگو کنید. • بعد از اخبار، با بازی، قصه، فعالیت بدنی یا گفت‌وگوی آرام، فضای ذهنی کودک را به حالت امن برگردانید. • برنامه خواب، غذا و فعالیت‌های روزانه را تا حد امکان منظم نگه دارید. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • تعداد دفعات مواجهه با اخبار، به اندازه محتوای خبر اهمیت دارد. • تصاویر خشونت‌آمیز معمولاً اثر عمیق‌تری از متن خبر دارند. • تغییرات رفتاری کودک، مهم‌ترین شاخص برای تشخیص فشار روانی است. • هر کودک آستانه تحمل متفاوتی دارد؛ آنچه برای یک کودک قابل تحمل است، ممکن است برای کودک دیگر بسیار استرس‌زا باشد. • اگر علائم اضطراب بیش از چند هفته ادامه پیدا کرد یا عملکرد روزانه کودک را مختل کرد، ارزیابی توسط روان‌شناس کودک توصیه می‌شود. جمع‌بندی: مغز کودک برای پردازش حجم زیاد اخبار طراحی نشده است. وقتی اخبار بیش از ظرفیت روانی او باشند، ممکن است به جای بیان نگرانی، آن را در خواب، بازی، رفتار یا بدنش نشان دهد. بهترین راه محافظت از سلامت روان کودک، حذف کامل واقعیت نیست؛ بلکه مدیریت میزان مواجهه، گفت‌وگوی صادقانه و ایجاد احساس امنیت در خانه است. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، UNICEF مقالات مروری پیشنهادی: Pfefferbaum B, Newman E, Nelson SD, et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Comer JS, Furr JM, Beidas RS, et al. Children and Media Exposure to Mass Trauma: A Review. McLaughlin KA et al. Childhood Adversity and Neural Development: A Systematic Review. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟ 👩🏻‍⚕️🧑‍⚕️👩🏻‍⚕️🧑‍⚕️👩🏻‍⚕️🧑‍⚕️👩🏻‍⚕️🧑‍⚕️👩🏻‍⚕️🧑‍⚕️ @Child_Teen @RavandarmaniBaiani بیشتر کودکان بعد از شنیدن یک خبر بد، تجربه یک حادثه یا قرار گرفتن در شرایط پراسترس، ممکن است برای چند روز دچار ترس، نگرانی یا تغییرات رفتاری شوند. این واکنش‌ها معمولاً طبیعی هستند و با حمایت والدین، احساس امنیت و بازگشت به روال عادی زندگی به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند. اما گاهی شدت یا ماندگاری علائم نشان می‌دهد که کودک به کمک تخصصی نیاز دارد. یکی از مهم‌ترین معیارها، مدت زمان علائم است. اگر نشانه‌های اضطراب یا استرس بیش از سه تا چهار هفته ادامه پیدا کنند، یا به‌جای بهتر شدن، شدیدتر شوند، بهتر است کودک توسط روان‌شناس یا روان‌پزشک کودک ارزیابی شود. همچنین اگر این علائم زندگی روزمره کودک را مختل کنند، نباید منتظر ماند تا «خودش خوب شود». نشانه‌هایی که مراجعه به متخصص را ضروری می‌کنند عبارت‌اند از: • کابوس‌های مکرر یا اختلال خواب شدید • ترس شدید از جدا شدن از والدین • اضطراب یا نگرانی دائمی • گوشه‌گیری، بی‌حوصلگی یا از دست دادن علاقه به بازی • پرخاشگری یا تحریک‌پذیری شدید • افت قابل توجه عملکرد تحصیلی یا تمرکز • دل‌درد، سردرد یا شکایت‌های جسمی مکرر بدون علت پزشکی • بازگشت به رفتارهای سنین پایین‌تر مانند شب‌ادراری یا مکیدن انگشت • تکرار مداوم بازی‌های ترسناک همراه با ناراحتی شدید • صحبت درباره ناامیدی، آسیب زدن به خود یا آرزوی مردن که نیازمند ارزیابی فوری توسط متخصص است. نکته مهم این است که شدت واکنش هر کودک با دیگری متفاوت است. ممکن است دو کودک یک اتفاق مشابه را تجربه کنند، اما یکی سریع‌تر بهبود پیدا کند و دیگری به حمایت بیشتری نیاز داشته باشد. سن، ویژگی‌های شخصیتی، تجربه‌های قبلی و میزان حمایت خانواده، همگی بر نحوه واکنش کودک تأثیر می‌گذارند. کمک گرفتن از متخصص، نشانه شکست والدین نیست. همان‌طور که برای شکستگی استخوان به پزشک مراجعه می‌کنیم، برای آسیب‌های روانی هم گاهی به ارزیابی و درمان تخصصی نیاز داریم. هرچه مداخله زودتر انجام شود، احتمال بهبود کامل بیشتر خواهد بود. اگر والدین خودشان نیز به دلیل یک حادثه یا اخبار بد دچار اضطراب شدید شده‌اند، بهتر است برای سلامت روان خود هم کمک بگیرند. آرامش والد، یکی از مهم‌ترین عوامل محافظت از سلامت روان کودک است. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • بیشتر واکنش‌های کوتاه‌مدت بعد از استرس طبیعی هستند. • تداوم یا تشدید علائم، نیاز به ارزیابی تخصصی دارد. • اختلال در خواب، بازی، روابط یا عملکرد روزانه را جدی بگیرید. • هرچه درمان زودتر شروع شود، نتایج معمولاً بهتر خواهد بود. • کمک گرفتن از متخصص، اقدامی مسئولانه برای حفظ سلامت روان کودک است. جمع‌بندی: همه ترس‌ها و نگرانی‌های کودکان نیاز به درمان تخصصی ندارند، اما هیچ علامت ماندگار یا شدیدی هم نباید نادیده گرفته شود. اگر احساس می‌کنید اضطراب، ترس یا تغییرات رفتاری کودک از حالت طبیعی خارج شده و زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار داده است، مراجعه به یک متخصص سلامت روان کودک می‌تواند از تبدیل شدن یک فشار موقت به مشکلی طولانی‌مدت پیشگیری کند. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، World Health Organization مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Silverman WK, Pina AA, Viswesvaran C. Evidence-Based Psychosocial Treatments for Children and Adolescents Exposed to Traumatic Events: A Review. McLaughlin KA et al. Childhood Adversity and Neural Development: A Systematic Review. De Bellis MD, Zisk A. The Biological Effects of Childhood Trauma. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • آغوش، قبل از توضیح 🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂🫂 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی کودک با یک خبر بد، حادثه یا تجربه ترسناک روبه‌رو می‌شود، مغز او قبل از اینکه به دنبال توضیح منطقی باشد، به دنبال امنیت می‌گردد. در آن لحظه، کودک بیش از هر چیز می‌خواهد مطمئن شود که تنها نیست و یک بزرگسال قابل اعتماد کنارش حضور دارد. به همین دلیل، گاهی یک آغوش آرام، بیشتر از ده‌ها جمله می‌تواند اضطراب کودک را کاهش دهد. از دیدگاه علوم اعصاب، هنگام ترس شدید، بخش هیجانی مغز یعنی آمیگدال بسیار فعال می‌شود و توانایی بخش منطقی مغز برای پردازش اطلاعات کاهش می‌یابد. به همین دلیل، وقتی کودک هنوز در اوج اضطراب است، توضیح‌های طولانی معمولاً اثر کمی دارند. ابتدا باید سیستم عصبی او آرام شود و سپس بتوان درباره اتفاق رخ‌داده صحبت کرد. تماس فیزیکی امن، مانند در آغوش گرفتن، گرفتن دست کودک یا نشستن در کنار او (البته اگر کودک آن را بپذیرد)، باعث فعال شدن سیستم آرام‌سازی بدن می‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این تماس می‌تواند ترشح هورمون اکسی‌توسین را افزایش دهد، ضربان قلب را کاهش دهد و احساس امنیت و تعلق را تقویت کند. به همین دلیل، بسیاری از کودکان بعد از چند دقیقه آغوش، آمادگی بیشتری برای صحبت کردن پیدا می‌کنند. البته همه کودکان هنگام اضطراب، آغوش نمی‌خواهند. بعضی‌ها ترجیح می‌دهند کمی فاصله داشته باشند یا فقط حضور آرام والد را احساس کنند. مهم این است که نیاز کودک را بشناسیم و او را مجبور به تماس فیزیکی نکنیم. می‌توان پرسید: «دوست داری بغلت کنم یا فقط کنارت بشینم؟» بعد از اینکه کودک آرام‌تر شد، می‌توان با جملات ساده و متناسب با سنش درباره اتفاق صحبت کرد. ترتیب مهم است؛ ابتدا امنیت، بعد توضیح. کارهایی که قبل از توضیح دادن به کودک کمک می‌کنند: • در آغوش گرفتن یا گرفتن دست کودک، اگر خودش تمایل دارد. • صحبت کردن با صدایی آرام و شمرده. • حفظ تماس چشمی و حضور کامل در کنار کودک. • تأیید احساس او با جمله‌هایی مانند: «می‌بینم که ترسیدی.» • صبر کردن تا شدت هیجان کاهش پیدا کند و سپس پاسخ دادن به سؤال‌ها. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • مغز مضطرب، قبل از منطق به امنیت نیاز دارد. • آغوش امن می‌تواند به تنظیم سیستم عصبی کودک کمک کند. • تماس فیزیکی باید با رضایت کودک باشد. • لحن، چهره و حضور والد، گاهی از کلمات اثرگذارتر هستند. • پس از آرام شدن کودک، توضیح‌های کوتاه، صادقانه و متناسب با سن او مؤثرتر خواهند بود. جمع‌بندی: وقتی کودک می‌ترسد، اولین نیاز او دانستن همه پاسخ‌ها نیست؛ بلکه احساس امنیت است. یک آغوش، یک دست گرم یا حضور آرام والد می‌تواند به مغز کودک این پیام را بدهد که «الان تنها نیستی و خطری تو را تهدید نمی‌کند.» وقتی بدن آرام شد، ذهن هم آمادگی پیدا می‌کند تا واقعیت را بهتر درک کند. به همین دلیل، در بسیاری از موقعیت‌های پراسترس، آغوش باید قبل از توضیح باشد. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، Center on the Developing Child، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association مقالات مروری پیشنهادی: Feldman R. The Neurobiology of Human Attachments: A Review. Hostinar CE, Sullivan RM, Gunnar MR. Psychobiological Mechanisms Underlying Social Buffering of the Stress Response: A Review. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • چرا بازی بهترین درمان اولیه‌ست؟ 🪀🪀🪀🪀🪀🪀🪀🪀🪀🪀 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی کودک با یک خبر بد، حادثه یا تجربه ترسناک روبه‌رو می‌شود، برخلاف بزرگسالان معمولاً نمی‌تواند احساساتش را با کلمات بیان کند. مغز او هنوز برای توضیح دادن هیجان‌های پیچیده به اندازه کافی رشد نکرده است. به همین دلیل، کودک احساساتش را در بازی زندگی می‌کند. بازی، زبان طبیعی مغز کودک است. پژوهش‌های روان‌شناسی رشد نشان می‌دهند بازی یکی از اولین و مؤثرترین راه‌های تنظیم هیجان است. هنگام بازی، کودک تجربه‌های ترسناک را به شکل نمادین بازسازی می‌کند، احساساتش را تخلیه می‌کند و دوباره احساس کنترل به دست می‌آورد. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان بازی را «درمان طبیعی مغز کودک» می‌دانند. مثلاً ممکن است کودکی که خبر یک حادثه را شنیده، با عروسک‌هایش نقش آمبولانس، پزشک یا نجات‌دهنده را بازی کند. او در حال سرگرمی نیست؛ بلکه مغزش در حال پردازش اتفاقی است که برایش نگران‌کننده بوده است. بازی باعث فعال شدن بخش‌هایی از مغز می‌شود که احساس امنیت، خلاقیت، ارتباط اجتماعی و حل مسئله را تقویت می‌کنند. همزمان، سطح هورمون‌های استرس کاهش پیدا می‌کند و سیستم عصبی فرصت پیدا می‌کند از حالت هشدار خارج شود. به همین دلیل، بعد از یک تجربه استرس‌زا، بهترین واکنش این نیست که کودک را مدام وادار به صحبت کنیم؛ بلکه باید فرصت بازی آزاد را در اختیارش بگذاریم. بسیاری از کودکان ابتدا احساساتشان را در بازی نشان می‌دهند و بعد درباره آن حرف می‌زنند. والدین لازم نیست بازی را هدایت یا اصلاح کنند. کافی است کنار کودک حضور داشته باشند، مشاهده کنند و اگر کودک خواست، وارد بازی شوند. حضور آرام و بدون قضاوت والد، خودش بخشی از فرایند درمان است. بازی‌هایی که بیشترین کمک را به کاهش استرس می‌کنند عبارت‌اند از: • بازی‌های تخیلی و نقش‌آفرینی • نقاشی و کاردستی • بازی با خمیر، شن یا آب • ساختن با لگو یا مکعب • بازی‌های حرکتی و بدنی • قصه‌گویی و نمایش عروسکی اگر کودک بارها یک صحنه ترسناک را در بازی تکرار می‌کند، فوراً جلوی او را نگیرید. در بیشتر موارد، این تکرار تلاشی برای پردازش تجربه است. اما اگر این بازی‌ها برای هفته‌ها ادامه پیدا کنند و همراه با کابوس، اضطراب شدید یا افت عملکرد روزانه باشند، بهتر است از روان‌شناس کودک کمک گرفته شود. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • بازی، زبان احساسات کودک است. • بازی به مغز کمک می‌کند استرس را پردازش و هیجان‌ها را تنظیم کند. • حضور آرام والد از هدایت کردن بازی مهم‌تر است. • بعد از خبرهای بد، زمان بازی را کاهش ندهید؛ بلکه آن را بیشتر کنید. • بازی درمان تخصصی را جایگزین نمی‌کند، اما یکی از مؤثرترین مداخلات اولیه برای کاهش فشار روانی است. جمع‌بندی: برای یک کودک، بازی فقط سرگرمی نیست؛ راهی است که مغز از طریق آن زخم‌های هیجانی را ترمیم می‌کند. همان‌طور که بدن برای بهبود به استراحت نیاز دارد، ذهن کودک هم برای بازیابی آرامش به بازی نیاز دارد. گاهی چند دقیقه بازی امن در کنار یک والد آرام، بیشتر از ساعت‌ها نصیحت و توضیح به کودک کمک می‌کند دوباره احساس امنیت کند. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، Association for Play Therapy، American Psychological Association مقالات مروری پیشنهادی: Russ SW. Play in Child Development and Psychotherapy: A Review. Bratton SC, Ray D, Rhine T, Jones L. The Efficacy of Play Therapy With Children: A Meta-Analytic Review. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Pfefferbaum B et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • نقش روتین در کاهش تروما 🖼️🖼️🖼️🖼️🖼️🖼️🖼️🖼️🖼️🖼️ @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی کودک با یک اتفاق استرس‌زا، خبر بد یا تجربه‌ای ترسناک روبه‌رو می‌شود، احساس می‌کند دنیا دیگر قابل پیش‌بینی نیست. مغز او مدام در جست‌وجوی خطر می‌ماند و سیستم هشدار بدن فعال می‌شود. در چنین شرایطی، یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین راه‌های کمک به کودک، حفظ روتین‌های روزانه است. روتین یعنی کارهایی که هر روز تقریباً در زمان مشخص و به شیوه‌ای آشنا انجام می‌شوند؛ مثل ساعت خواب، وعده‌های غذایی، رفتن به مدرسه، بازی، مطالعه یا قصه قبل از خواب. این فعالیت‌های به ظاهر ساده، به مغز کودک پیام می‌دهند که با وجود اتفاقات نگران‌کننده، هنوز بخش زیادی از زندگی امن، ثابت و قابل پیش‌بینی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند پیش‌بینی‌پذیری، یکی از نیازهای اساسی مغز کودک است. وقتی کودک بداند بعد از بیدار شدن چه اتفاقی می‌افتد، چه زمانی غذا می‌خورد، چه زمانی بازی می‌کند و چه کسی کنارش خواهد بود، سیستم عصبی او راحت‌تر از حالت هشدار خارج می‌شود و فرصت پیدا می‌کند دوباره به تعادل برسد. بعضی والدین بعد از بحران، همه برنامه‌های روزانه را کنار می‌گذارند؛ ساعت خواب تغییر می‌کند، وعده‌های غذایی نامنظم می‌شوند و کودک ساعت‌های طولانی پای اخبار یا تلفن همراه می‌ماند. این بی‌نظمی، ناخواسته احساس ناامنی را تشدید می‌کند، زیرا مغز کودک نشانه‌ای از بازگشت آرامش دریافت نمی‌کند. البته حفظ روتین به معنای خشک و انعطاف‌ناپذیر بودن نیست. اگر شرایط خاصی پیش آمده، لازم نیست همه برنامه‌ها دقیقاً مثل گذشته اجرا شوند. مهم این است که تا جای ممکن، چارچوب‌های آشنا حفظ شوند و کودک احساس کند زندگی هنوز نظم خود را از دست نداده است. روتین‌هایی که بیشترین تأثیر را در کاهش استرس دارند عبارت‌اند از: • ساعت خواب و بیداری منظم • وعده‌های غذایی در زمان مشخص • زمان بازی و فعالیت بدنی • قصه‌خوانی یا گفت‌وگوی آرام قبل از خواب • حضور و ارتباط روزانه با والدین • ادامه فعالیت‌های آموزشی و اجتماعی متناسب با شرایط نکات مهم: • روتین به مغز کودک پیام امنیت و ثبات می‌دهد. • پیش‌بینی‌پذیری، اضطراب را کاهش می‌دهد و احساس کنترل را افزایش می‌دهد. • خواب منظم یکی از مهم‌ترین عوامل تنظیم هیجان در کودکان است. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani • بازی و ارتباط گرم با والدین بخشی از روتین درمانگر کودک هستند. • در بحران‌ها، حفظ چند عادت ساده روزانه بهتر از تلاش برای کامل بودن است. جمع‌بندی: روتین فقط یک برنامه روزانه نیست؛ زبان امنیت برای مغز کودک است. وقتی همه‌چیز در دنیای بیرون آشفته به نظر می‌رسد، همین عادت‌های ساده و تکرارشونده به کودک یادآوری می‌کنند که هنوز چیزهای زیادی در زندگی ثابت، قابل اعتماد و امن هستند. گاهی یک شام خانوادگی در ساعت همیشگی یا یک قصه قبل از خواب، بیش از هر توضیحی به کودک احساس آرامش می‌دهد. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، Harvard Center on the Developing Child، World Health Organization مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Prime H, Wade M, Browne DT. Risk and Resilience in Family Well-Being During Crisis. Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. McLaughlin KA et al. Childhood Adversity and Neural Development: A Systematic Review. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • چطور فضای خونه رو بعد از اخبار ترمیم کنیم؟ 🏚️🏚️🏚️🏚️🏚️🏚️🏚️🏚️🏚️🏚️ @Child_Teen @RavandarmaniBaiani بعد از شنیدن یا دیدن یک خبر نگران‌کننده، فقط کودک نیست که تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ فضای عاطفی خانه هم تغییر می‌کند. اگر اضطراب، سکوت، بحث یا نگرانی برای مدت طولانی در خانه باقی بماند، کودک این پیام را دریافت می‌کند که هنوز خطر تمام نشده است. به همین دلیل، بعد از هر خبر بد، مهم است که فضای خانه دوباره به احساس امنیت برگردد. اولین قدم، خاموش کردن جریان مداوم اخبار است. لازم نیست تلویزیون یا گوشی ساعت‌ها روشن بماند یا بزرگسالان بارها یک خبر را تکرار کنند. تکرار مداوم خبر، استرس کودک را بیشتر می‌کند، حتی اگر او ظاهراً مشغول بازی باشد. بعد از آن، بهتر است با کودک ارتباط برقرار کنیم. لازم نیست یک گفت‌وگوی طولانی داشته باشیم. کافی است بپرسیم: «امروز چیزی شنیدی که ذهنت رو مشغول کرده باشه؟» یا «دوست داری درباره چیزی که دیدی یا شنیدی حرف بزنیم؟» اگر کودک تمایلی به صحبت نداشت، او را مجبور نکنید. فقط بداند هر زمان بخواهد، شما آماده شنیدن هستید. بازگرداندن برنامه روزانه هم اهمیت زیادی دارد. صرف شام کنار هم، قصه خواندن، بازی، نقاشی، پیاده‌روی یا انجام کارهای همیشگی به مغز کودک پیام می‌دهد که زندگی هنوز قابل پیش‌بینی و امن است. روتین‌های روزانه یکی از قوی‌ترین عوامل کاهش استرس در کودکان هستند. کودکان بیش از آنکه به توضیح‌های طولانی نیاز داشته باشند، به آرامش والدین نگاه می‌کنند. اگر والد بتواند با صدای آرام، تماس چشمی، در آغوش گرفتن یا حتی چند دقیقه بازی مشترک امنیت را منتقل کند، اثر آن از ساعت‌ها صحبت بیشتر خواهد بود. اگر خود والد هم مضطرب است، بهتر است ابتدا چند دقیقه برای آرام کردن خودش وقت بگذارد و سپس با کودک صحبت کند. کودکان هیجان والدین را به‌خوبی دریافت می‌کنند و آرامش بزرگسال به تنظیم هیجان آن‌ها کمک می‌کند. کارهایی که به ترمیم فضای خانه کمک می‌کنند: • خاموش کردن اخبار بعد از دریافت اطلاعات ضروری • کاهش گفت‌وگوهای پرتنش جلوی کودک • حفظ برنامه خواب و غذا • بازی و فعالیت مشترک با کودک • در آغوش گرفتن و تماس عاطفی • پاسخ دادن به سؤال‌های کودک با صداقت و متناسب با سن • ایجاد فضایی که کودک بتواند احساساتش را بدون ترس بیان کند @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: • کودک فقط خبر را دریافت نمی‌کند؛ حال و هوای خانه را هم دریافت می‌کند. • روتین روزانه به مغز کودک احساس ثبات و امنیت می‌دهد. • بازی یکی از مؤثرترین راه‌های کاهش استرس کودک است. • آرامش والد، مهم‌ترین پیام امنیت برای کودک است. • اگر اضطراب کودک بیش از چند هفته ادامه پیدا کرد یا عملکرد روزانه او را مختل کرد، بهتر است از روان‌شناس کودک کمک گرفته شود. جمع‌بندی: بعد از هر خبر بد، خانه می‌تواند دوباره به پناهگاه کودک تبدیل شود. لازم نیست دنیا را برای او بدون مشکل کنیم؛ کافی است فضایی بسازیم که بداند در میان همه نگرانی‌ها، هنوز جایی امن برای نفس کشیدن، بازی کردن و حرف زدن وجود دارد. همین احساس امنیت، مهم‌ترین عامل محافظت از سلامت روان کودک در روزهای پرتنش است. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، National Child Traumatic Stress Network، American Psychological Association، UNICEF مقالات مروری پیشنهادی: Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Prime H, Wade M, Browne DT. Risk and Resilience in Family Well-Being During Crisis. Pfefferbaum B et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • جمله‌هایی که کودک رو امن می‌کنه 🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻🦸🏻 @Child_Teen @RavandarmaniBaiani بعد از شنیدن یک خبر بد، کودک بیش از آنکه به توضیح‌های طولانی نیاز داشته باشد، به کلماتی نیاز دارد که به مغزش پیام امنیت بدهند. احساس امنیت از جمله‌های جادویی به وجود نمی‌آید؛ بلکه از جمله‌هایی ساخته می‌شود که هم احساس کودک را می‌پذیرند و هم به او اطمینان می‌دهند تنها نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند وقتی والد با آرامش، همدلی و صداقت با کودک صحبت می‌کند، سیستم هشدار مغز کودک سریع‌تر آرام می‌شود و توانایی او برای کنار آمدن با استرس افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل، انتخاب کلمات اهمیت زیادی دارد. جمله‌هایی که می‌توانند احساس امنیت را تقویت کنند عبارت‌اند از: «می‌بینم که ترسیدی و این احساس قابل درکه.» «هر سؤالی داری می‌تونی از من بپرسی.» «الان پیش هم هستیم و کنارت می‌مونم.» «تو لازم نیست همه چیز رو به تنهایی تحمل کنی.» «با هم از پس این احساس برمیایم.» «طبیعیه که بعد از شنیدن این خبر نگران بشی.» «من به حرف‌هات گوش می‌دم.» «اگر چیزی ذهنت رو مشغول کرده، می‌تونی درباره‌ش با من صحبت کنی.» «الان تو جای امنی هستی.» «همه جواب‌ها رو نمی‌دونم، اما هر اتفاقی باشه، کنارتم.» این جمله‌ها به کودک یاد می‌دهند که ترس داشتن طبیعی است و لازم نیست احساساتش را پنهان کند. نکته مهم این است که لحن والد از خود جمله مهم‌تر است. اگر همین کلمات با اضطراب، عصبانیت یا بی‌حوصلگی گفته شوند، اثرشان کمتر می‌شود. کودک قبل از اینکه معنی کلمات را درک کند، آرامش یا نگرانی را از چهره، صدا و رفتار والد دریافت می‌کند. همچنین بهتر است به جای دادن قول‌های غیرواقعی مانند «هیچ‌وقت اتفاق بدی نمی‌افته»، احساس امنیت واقعی ایجاد کنیم؛ یعنی حضور، حمایت و همراهی خود را به کودک نشان دهیم. امنیت واقعی از اعتماد ساخته می‌شود، نه از انکار واقعیت. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani نکات مهم: احساس کودک را قبل از آرام کردن، بپذیرید. بیشتر گوش بدهید تا نصیحت کنید. از قول‌های غیرواقعی پرهیز کنید. با لحن آرام و تماس عاطفی، پیام امنیت را منتقل کنید. کودک بیش از پاسخ کامل، به حضور یک بزرگسال قابل اعتماد نیاز دارد. جمع‌بندی: گاهی یک جمله ساده مانند «من کنارتم» یا «می‌بینم که ترسیدی» می‌تواند بیشتر از توضیح‌های طولانی به کودک آرامش بدهد. احساس امنیت زمانی شکل می‌گیرد که کودک بداند احساساتش دیده می‌شوند، سؤال‌هایش شنیده می‌شوند و در سخت‌ترین لحظه‌ها، تنها نخواهد ماند. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، American Psychological Association، National Child Traumatic Stress Network، Harvard Center on the Developing Child مقالات مروری پیشنهادی: Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. Masten AS. Ordinary Magic: Resilience Processes in Development. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Prime H, Wade M, Browne DT. Risk and Resilience in Family Well-Being @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • جمله‌هایی که بعد از خبر بد نباید گفت ⛱️⛱️⛱️⛱️⛱️⛱️⛱️⛱️⛱️⛱️ @Child_Teen @RavandarmaniBaiani وقتی کودک بعد از شنیدن یک خبر بد می‌ترسد یا سؤال می‌پرسد، اولین واکنش والد می‌تواند تأثیر زیادی بر احساس امنیت او داشته باشد. بسیاری از جمله‌هایی که با نیت آرام کردن گفته می‌شوند، در عمل باعث می‌شوند کودک احساس کند کسی او را درک نمی‌کند یا نباید درباره ترسش حرف بزند. یکی از رایج‌ترین اشتباهات، انکار احساس کودک است. جمله‌هایی مانند «هیچی نشده»، «بی‌خودی می‌ترسی» یا «این که ترس نداره» شاید از روی محبت گفته شوند، اما به کودک این پیام را می‌دهند که احساساتش اشتباه یا بی‌ارزش هستند. جمله‌هایی که بهتر است از آن‌ها پرهیز کنیم: «نترس، چیزی نیست.» «تو دیگه بزرگ شدی، نباید بترسی.» «بهش فکر نکن، فراموشش کن.» «این اتفاق هیچ‌وقت برای ما نمی‌افته.» «گریه نکن، اتفاقی نیفتاده.» «اگه خوب باشی، این اتفاق برایت نمی‌افته.» «بچه‌های شجاع نمی‌ترسن.» این جمله‌ها ممکن است کودک را ساکت کنند، اما معمولاً اضطراب او را از بین نمی‌برند و گاهی باعث می‌شوند احساساتش را پنهان کند. به جای انکار احساس، بهتر است آن را بپذیریم و بعد احساس امنیت ایجاد کنیم. مثلاً به جای اینکه بگوییم «نترس»، بگوییم: «می‌بینم که این خبر تو رو ترسونده. طبیعیه که چنین احساسی داشته باشی.» یا به جای «بهش فکر نکن»، بگوییم: «اگر دوست داری درباره چیزی که شنیدی با هم حرف بزنیم.» اگر پاسخ سؤال کودک را نمی‌دانیم، لازم نیست واقعیت را پنهان کنیم یا قولی بدهیم که مطمئن نیستیم بتوانیم به آن عمل کنیم. می‌توان گفت: «همه جواب‌ها رو نمی‌دونم، اما هر اتفاقی باشه، من کنارتم و با هم از پسش برمیایم.» @Child_Teen @RavandarmaniBaiani پژوهش‌ها نشان می‌دهند کودک زمانی احساس امنیت بیشتری می‌کند که احساساتش پذیرفته شوند، نه اینکه نادیده گرفته شوند. همدلی، گوش دادن و پاسخ‌های صادقانه و متناسب با سن، به مغز کودک کمک می‌کنند سریع‌تر از حالت هشدار خارج شود. نکات مهم: احساس کودک را انکار نکنید؛ آن را بپذیرید. از دادن قول‌های غیرواقعی خودداری کنید. اجازه دهید کودک سؤال بپرسد و احساسش را بیان کند. آرامش لحن والد، از خود کلمات مهم‌تر است. کودک بیش از اینکه به جواب کامل نیاز داشته باشد، به احساس امنیت نیاز دارد. جمع‌بندی: بعد از یک خبر بد، کودک قبل از هر چیز به دنبال این است که ببیند بزرگسال مورد اعتمادش چگونه واکنش نشان می‌دهد. اگر احساسات او دیده شوند و در کنار آن احساس امنیت دریافت کند، احتمال اینکه بتواند با استرس کنار بیاید بسیار بیشتر خواهد بود. گاهی یک جمله همدلانه، بیشتر از ده‌ها جمله اطمینان‌بخش به کودک آرامش می‌دهد. منابع معتبر: American Academy of Pediatrics، American Psychological Association، National Child Traumatic Stress Network، UNICEF مقالات مروری پیشنهادی: Pfefferbaum B et al. Media Exposure and Child Stress Reactions Following Disasters. Masten AS, Narayan AJ. Child Development in the Context of Disaster, War, and Terrorism. Thompson RA. Emotion Regulation and Emotional Development. McLaughlin KA et al. Childhood Adversity and Neural Development: A Systematic Review. @Child_Teen @RavandarmaniBaiani

  • https://t.me/RavandarmaniBaiani

  • https://t.me/Child_Teen