Corvid's Media Journal
СтатистикаEnglish Literature student, writer, and reviewer☕️ Sharing my book, YouTube, substack, movie, and series consumption. [We support LGBTQ+ people and HATE GenAI here.]
- Последний пост
- 21:31
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 33
- Всего постов
- 43
- Тип
- открытый
- Язык
- английский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 44
- 1/48двое суток
- 50
- 1/72трое суток
- 54
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#poetry
So many bookstores are closing down and that is very concerning, especially because of the rise of anti-intellectualism.
Olympia Édouard Manet - 1863
Bouquet of Flowers Eva Gonzalès - 1873-1874 Painted at the dawn of Impressionism, Eva Gonzalès' floral bouquet presents a fresh interpretation of the still-life tradition. Still wrapped in protective florist's paper, the bouquet appears to have been casually set down on a table, with a few blossoms slipping free and scattering across the surface. The arrangement suggests a fleeting, regular moment—as though the recipient has paused only briefly before searching for a vase. By capturing this sense of spontaneity, Gonzalès embraces qualities that lie at the heart of Impressionist painting.The painting also reveals the influence of Gonzalès' mentor, Édouard Manet, particularly in its bold tonal contrasts. The wrapped bouquet recalls the flowers prominently featured in Manet's Olympia. #painting
- Emily Dickinson #poetry
Interior with Red Poppies Anna Ancher - 1905 Anna Ancher was the only member of the Skagen Painters to have been born and raised in Skagen, the fishing village in northern Jutland that became one of Scandinavia's most important artists' colonies. After studying at Vilhelm Kyhn's School of Painting in Copenhagen and later in Paris at the atelier of Pierre Puvis de Chavannes, she developed her own artistic voice with a love for the effects of natural light and color. Ancher's favorite subjects were domestic interiors and the lives of the people of Skagen—especially women, children, and fishermen. Rather than depicting an anecdote, she preferred to show the effects of sunlight as it entered quiet rooms. For her, home wasn’t just a place to live; it was a work of art itself. It was also a place of welcome. Her house on Markvej, Skagen (now a museum), appears again and again in her paintings, instantly recognizable by its unique decorative details. #painting
без подписи
گریزی هم میزنم به این پست و باز هم تاکید میکنم که اینکه بگیم استفاده از Generative AI فقط در مواقع خاصی اشتباه هست و "استفادهی روزمره" مشکلی نداره فقط به عادیسازی هوشمصنوعی و افزایش استفادههای شرکتها از اون کمک میکنه نه اینکه "فرهنگسازی" بشه که از هوشمصنوعی در مثلا ترجمه یا نوشتن استفاده نشه.
در راستای تمام رشته پستهایی که بر ضد هوشمصنوعی نوشتم:
در کامنتهای این پست رویا دربارهی سرقت ادبی لورن رابرتس (نویسندهی مجموعهی ناتوان) از مجموعهی ملکهی سرخ نوشتهی ویکتوریا آویارد، افرادی رو میبینم که دلایلی از قبیل "دلخوشی جوونها" برای خوندن این نوع کتابها میارن. این افراد میگن که چون وضعیت ایران. وضعیت خوبی نیست و نوجوانان و جوانان "دلخوشی دیگهای ندارن"، بهتره که دربارهی خرید و خوندن کتابهایی که سرقت ادبی هستن یا با هوشمصنوعی نوشته شدن، خرده نگیریم. در پستهای دیگر رویا دربارهی هوشمصنوعی هم افرادی رو میبینیم که با بهانههایی مثل "ما دغدغههایی بزرگتر از هوشمصنوعی داریم" و "این حرفها برای خارجیهاست که دغدغهی دیگهای ندارن"، از استفاده از هوشمصنوعی دفاع میکنن. این تفکرات هستن که به جامعه بیشترین آسیب رو میزنن. از ابزارهای فاشیسم برای کنترل مردم این هست که مردم رو انقدر در سطح پایینی از رفاه نگه میداره که هرچیزی غیر از غذا و مایحتاج لازم برای زندگی، "دغدغهی کوچیک" بحساب بیاد. در چنین جامعهای، مردمی وجود دارن که دیگه به هنر و محیطزیست اهمیتی نمیدن چون دغدغهی اصلی اونها غذای امروز و فردا، لباس گرم برای زمستان، قبض برق تابستان و بطریهای پر شده از آب برای ساعتهای قطعی یا آلودگی آب هست. در چنین جامعهای، کتاب و هنر اونقدر گران هستن که حتی در لیست ده اولویت اول مردم نیستن، حتی به صورت فایل یا اشتراک طاقچه و فیدیبو. در چنین جامعهای، موج عظیمی از ضدروشنفکری رواج پیدا میکنه. در چنین جامعهای، کتاب و هنر تبدیل به کالاهایی لوکس برای پولداران و همزمان کالاهایی بیارزش برای ساختن با هوشمصنوعی میشن. کتابها به صورتی فیزیکی و فایل اونقدر گرون هستن که مردم عادی به راحتی به اونها دسترسی ندارن و در نتیجه، کتاب تبدیل به کالایی میشه که داشتن اون به هر قیمتی که شده، یک نماد ثروت هست، حتی اگر اون کتاب با هوشمصنوعی نوشته شده یا سرقت ادبی باشه. و به همین دلیل هم هست که مردم به ظاهر کتابها بیشتر از محتوای اونها اهمیت میدن*. از طرف دیگه، هنرمندان برای اینکه بتونن در همین جامعه که همه چیز در اون گران هست، دووم بیارن، مجبور هستن که قیمت هنر دستشون رو بالاتر ببرن. هنر دست هم که همیشه یک کالای لوکس بحساب میاومده، به همین دلیل از دسترس مردم عادی خارج میشه و به همین دلیل، مردم به هوشمصنوعی برای "جایگزینی" اون کالای لوکس روی میارن. در نتیجه هم صنعت نشر آسیب میبینه، هم نویسندگان و هم هنرمندان دیگه. زمانی که ارزش کار نویسنده و هنرمند پایین بیاد، جامعه به سمت تولید ماشینی آثاری میره که باید به دست انسان تولید بشن و در نتیجه، به قدرت هرکسی که بتونه با سرعت بیشتری اون کالا رو به هر قیمتی که شده، تولید کنه، اضافه میشه. این یعنی استفادهی بیشتر از هوشمصنوعی، عادی سازی هوشمصنوعی و در نتیجه کنترل بازار توسط شرکتهایی که هوشمصنوعی رو تولید میکنن. جدای از کل آسیبهای محیطزیستی که دیتاسنترهای مدلهای مختلف Generative AI دارن، چنین اتفاقی یعنی هنر در دستان افرادی قرار میگیره که به "هنر" اهمیتی نمیدن و اولویت اونها فقط و فقط "ثروت بیشتر" هست. این هم یکی از پیامدهای نظام سرمایهداری هست. فاشیسم بخاطر سودی که برای نظام سرمایهداری داره، توسط سرمایهدارها ازش محافظت میشه؛ چون اگر تمام وجههای زندگی یک فرد توسط دولت مرکزی کنترل بشه و فرد در سطح پایینی از رفاه باشه در حدی که هنر، محیطزیست و افرادی که سعی در نابودی این چیزها برای منفعت بیشتر خودشون دارن، بیاهمیت بشه، اونوقت کنترل جوری که فرد همون درآمد ناچیز خودش رو خرج میکنه هم بسیار راحت میشه. * قطعا جلد زیبا در تصمیمگیری همهی ما تاثیر داره؛ اما مسئله اینه که وقتی کتاب به یک کالای لوکس و نماد ثروت تبدیل بشه، اونوقت مصرفکننده به جذابیت کالا بیشتر از کاربردی و اخلاقی بودن روش تولید اون اهمیت میده. در خریدهای دیگر مردم هم این خیلی دیده میشه. برای مثال مردم از سایتهایی مثل Shein و AliExpress خرید میکنن چون قیمتها کمتر و ظاهر اونها در عکسها بهتر هست، ولی در نهایت اون کالا، با روشهای اخلاقی تولید نشده. در خرید لوازم آرایشی هم مردم بیشتر به اسم و برند اهمیت میدن تا اینکه آیا شرکت سازنده آزمایش حیوانی میکنه یا نه.
без подписи
без подписи
без подписи
Other shin-hanga works compared to Ito Yuhan. #painting
Temple of Twilight Ito Yuhan - Early 20th - Mid 20th century Ito Yuhan was a Japanese landscape artist best known for his atmospheric woodblock prints produced during the 1930s. He studied at the Kyoto Prefectural School of Painting before continuing his training at Harada Naojirō's Shōbikan art school in Tokyo. Although relatively little is known about his life, Ito is closely associated with the publisher Nishinomiya Yosaku and the later shin-hanga movement. His best-known works depict the scenic landscapes of Miyajima (a small island in Hiroshima Bay), painted in luminous blue tones with delicate color gradations that create a watercolor-like effect. Unlike most shin-hanga prints, many of Ito's designs dispense with the strong black key-block outlines, resulting in soft, painterly compositions that emphasize atmosphere over line. The absence of human figures further enhances their quiet, timeless quality, creating the image of an idealized Japan. #painting
در ظاهر بنظر میاد که فیلم Mercy با سریالی مثل رویای نیمه شب از لحاظ خطری که برای یک جامعه میتونن داشته باشن در یک رده قرار نمیگیره، اما از طرفی هم باید یادمون باشه که در سریالی مثل رویای نیمه شب، پروپاگاندا کاملا واضح هست، اما در فیلمی مثل Mercy، این پروپاگاندا به راحتی دیده نمیشه و یا بخاطر چهرههای معروفی که در این فیلم و سریالها هستن، ما انتخاب میکنیم که اونها رو نبینیم.
مثالی که من از این سریال زدم صرفا بخاطر این بود که این سریال زمانی که من پست رو تایپ میکردم، از تلویزیون درحال پخش و مادرم درحال تماشای اون بود؛ اما این سریال قطعا تنها نمونهی پروپاگاندا در رسانه نیست. بخش اعظمی از کتابهایی که در مسابقات کتابخوانی مدارس استفاده میشن و یا در مدارس به دانشآموزان فروخته یا به اونها جایزه داده میشن هم جزوی از این پروپاگاندا هستن. تقریبا همهی سریالهای تلویزیونی هم باز در همین دسته جای میگیرین. و این پروپاگاندا فقط در ایران نیست، در سینما و صنعت نشر کشورهای دیگر هم باز همین مشکل وجود داره. برای مثال فیلم Mercy که امسال منتشر شده، سعی در "انسانی" کردن هوشمصنوعی و نشون دادن "سود" قرار گرفتن هوشمصنوعی به جای یک قاضی انسان رو داره. در این فیلم، قصد سازنده این بوده که هوشمصنوعی رو یک "ابزار" نشون بده که از انسان در بعضی کارها (مثل قضاوت) بهتر هست چون هیچ احساسی درگیر تصمیمگیری اون نمیشه؛ اما از طرفی هم انسانها نمیتونن با یک موجود بیاحساس همذاتپنداری کنن، پس در عین "تماما منطقی بودن"، سازندهها کاری کردن که این هوشمصنوعی هم بتونه اشتباه کنه و از روی احساس تصمیم بگیره. این نه تنها باعث خراب شدن نتیجهی نهایی فیلم میشه و در نتیجه فیلم ضعیفی از خودش به جا میذاره، بلکه سعی در القا کردن این باور داره که هوشمصنوعی هم یک موجود زنده هست.
یکی از بارزترین مثالها برای پروپاگاندا، سریال رویای نیمه شب هست که همین الان میتونین از شبکهی سه اون رو تماشا بکنین. این سریال که در ظاهر براساس کتابی به همین نام و نوشتهی مظفر سالاری ساخته شده، نه تنها کل روایت اصلی رو تغییر داده، بلکه پیامهایی در این کتاب گنجانده شدن که پروپاگاندای یهودستیزی رو بیشتر در دنیا رواج میده. توی کتاب، شخصیت اصلی یک مرد جواهرساز و سنی است که عاشق یک دختر شیعه شده و گاها دربارهی تفاوت مذهب با عالم مذهبی صحبت میکنه؛ اما در سریال، داستان خیلی فراتر از این میره و به حدی از کتاب 279 صفحهای دور میافته که در سریال، نه تنها دولت مغولها روی کار هست، بلکه یک پیرمرد یهودی که وانمود به مسلمان بودن میکنه، در این دولت رخنه کرده و سعی در "نابودی اسلام" از پشت پرده داره. در کتاب اون مرد عالم دربارهی امام آخر شیعیان با شخصیت اصلی دیالوگهایی داره ولی در سریال، شخصیت زنی هست که ادعا داره همسر همون امام هست. تغییراتی که در سریال نسبت به کتاب ایجاد شدن، همه و همه سعی در ترویج یهودستیزی و القای تصورات "ما در برابر دیگران" به بینندگان سریال دارن. در این سریال مثل خیلی از سریالهای دیگه، شخصیت "شرور" داستان یک یهودی یا غیرمسلمان هست که با "تغییر" و "تحریف" اسلام، سعی در نابود کردن این دین از درون داره. این باعث بوجود اومدن یک تصور "ما در برابر دیگران" در مخاطبین این سریالها میشه که در مدت نه چندان طولانی، باعث تنفر گروهی که خود رو "ما" میبینن از هر فردی میشه که در نگاه اینها "دیگران" بحساب میان. در نگاه این افراد هم هرکسی که اعتقادات، باورها، ارزشها و رفتارهای موردنظر رو نداشته باشه، تبدیل به "دیگری" میشه. این یعنی هر فرد غیرمسلمان، غیرایرانی، غیرسیسجندر، غیرهتروسکشوال و غیرنوروتیپیکال تبدیل به یک "بیمار" میشه که نیاز به درمان شدن داره و یا "دشمنی" دیده میشه که باید از بین بره. پیوست ۱: کتاب رویای نیمه شب رو حدود یک سال بعد از منتشر شدن خوندم و ممکنه درست یادم نباشه که در این کتاب دقیقا چه اتفاقاتی افتاد. پیوست ۲: سریال رویای نیمه شب رو به طول کامل تا جایی که منتشر شده ندیدم و فقط نگاهی به قسمتهایی از سریال انداختم و کمی از خلاصهی اون رو شنیدم.
без подписи
کیشوتنکتسو یک قالب پیرنگنویسی شرقی هست که بهش قالب بدون گره هم میگن (البته لزوما بدون گره نیست). این قالب که از ادبیات چین ریشه میگیره و بعدها به ویتنام، کرهی جنوبی، ژاپن و... رسیده، قالبی هست که به چهار بخشِ کی، شو، تن و کتسو تقسیم میشه. در داستانهایی که با قالب کیشوتنکتسو نوشته میشن، معمولا تمرکز روی زندگی روزمرهی شخصیتهاست و نه یک ماجراجویی برای نجات جهان یا اتفاقی که سرنوشت شخصیت رو برای همیشه تغییر میده (البته استثنائات همیشه وجود دارن). به همین دلیل، معمولا خوانندگانی که به داستانهای نوشته شده با قالبهای غربی و گره محور عادت دارن، داستانهایی که با کیشوتنکتسو نوشته شدن رو حوصلهسربر میبینن. بیشتر آثار استودیو جیبلی (مثل Kiki's Delivery Service و My Neighbour Totoro) با این قالب نوشته و ساخته شدن.