tgindex
فايل صوتي دكتر آذرتاش

فايل صوتي دكتر آذرتاش

Статистика
@DrAzartash_voiceперсидский

زندگي آموختني است

Последний пост
1 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
797
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
641
20 постов
Вовлечённость
80,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 1 июл.4 519147

    🌺خودارضايي در نوجوانان چه زمانی این رفتار طبیعی محسوب می‌شود و چه زمانی نیاز به بررسی بیشتری دارد؟ اگر والدی متوجه شود که فرزند نوجوانش خودارضایی می‌کند، بهترین واکنش چیست؟ @Drazartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوبیست_چهار 📌موضوع برنامه: صمیمیت با خانواده همسر خوبه یا بد؟ می‌خواستم بدونم اینکه میگن صمیمیت با خانواده همسر اصلاً خوب نیست، آیا درسته از نظرتون؟ اصلاً منظورشون از صمیمیت چیه؟ من مطمئنم اگه وارد زندگی مشترک بشم خانواده همسرم با خانواده خودم برام هیچ فرقی ندارن (البته تا وقتی وارد اون مرحله از زندگیم نشدم نمی تونم این حرف رو بزنم ولی این حسیه که دارم) به نظرتون خانواده همسر به عروس شون به چشم دختر خودشون نگاه می کنن؟؟ اینکه میگن وقتی رفتید خونه شون کار نکنید فقط در حد ضرورت دو سه تا چیز رو بردارید بذارید سرجاش چی؟؟ منظورشون چیه؟؟ زشت نیست کمی؟ درسته که میگن توقع ایجاد می کنه؟؟ اگه آره پس در صورتی که زیاد کار نکنی با خودشون نمی گن چرا یه کمک نکرد؟؟ من دلم می خواد نه تنها همسر خوبی باشم بلکه در نقش عروس هم عروس خوبی باشم و بتونم چالش های احتمالی با خانواده همسرم رو درست مدیریت کنم. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوبیست_سه 📌موضوع برنامه: ازدواج با فردی که تصور می کنه بدقیافه س! من یه دختر 35 ساله ام که به تازگی نامزد کردم. نامزدم خیلی پسر خوبیه از همه نظر عالیه نامزدم فکر میکنه قیافه اش خوب نیست و به همین دلیل دوستنداره تو جمع باشه اغلب از حضور تو جمع فراریه . اگه جایی دعوت بشیم خودشو به زمین و زمان میزنه که اون مهمونی رو نیاد و تا دقیقه آخر هی میگه کاش مهمونی بهم میخورد نمی رفتیم. یه مورد دیگه هم اینه که وقتی با هم  میریم بیرون مدام تصورمیکنه بقیه دارن بهش چپ چپ نگاه میکنن یا اگه کسی ازکنارمون رد بشه و زیر لب یه چیزی میگه ایشون فکر میکنه منظورش به اون بوده. اتفاقا همه تو فامیل نامزدمو دوست دارن و میگن چقدر نامزدت خوش تیپ و خوش صحبته. خلاصه اینکه من نگرانم و برام عجیبه چرا آدمی که اتفاقا بقیه میگن خوش قیافه است خودش فکر میکنه بقیه به خاطر قیافه اش بهش یه جور دیگه نگاه میکنن . @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوبیست_دو 📌موضوع برنامه: چرا باید ذهنم مشغول آدمی بشه که براش مهم نیستم یک دختر ۲۵ ساله هستم. ۴ سالی هست که دلم درگیریک آقا هست که دوره کارشناسی و ارشد تو یه دانشگاه بودیم . ما فقط هم دانشگاهی بودیم نه هم سن بودیم و نه همکلاسی . حتی رفت و آمد و سلام علیک هم با هم نداشتیم. اما نمی دونمچرا مهرش به دلم نشسته بود. بالاخره یه روز تصمیمو گرفتم و رفتم باهاش حرف زدم ، بهش گفتم بهش علاقه مند شدم و اگه اونم حسش نسبت به من مثبته با هم بیشتر آشنا بشیم و به ازدواج فکر کنیم. اما ایشون به من گفت به من علاقه ای نداره ، و فعلا شرایط ازدواج هم نداره که بخواد به من یا دیگری اصلا فکر کنه. الآن بعد ۴ سال من هنوزم نتونستم فراموشش کنم و عشق و علاقه ام نسبت بهش از بین نرفته. حتی یه بارم بهم گفت کسی تو زندگیم هست و نشون کرده همدیگه ایم ولی من فهمیدم این حرفو واسه این می گه که منو از خودش دور کنه. الانم من موندم و یه ذهنی که درگیر یه عشق یه طرفه و بدون سرانجامه. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوبیست_یک 📌موضوع برنامه: ازدواج با فرد خسیس! من یه دختر 39 ساله ام . این اواخر دوست دایی ام یه نفرو معرفی کرده بود و یه شب اومدن برای آشنایی. و بعدم از من خوششون اومد و الان تو دوره نامزدی هستیم . مشکل اصلی من اینه که این آقا خسیسه ! اگه با هم بریم بیرون با خودش چایی و آب و خوراکی از تو خونه برمیداره که بیرون نخواد خرید کنه. حتی یه بار تو خیابون  قدم میزدیم از کافی شاپ اون طرف بوی قهوه خوبی می یومد بهش گفتم چقدر دلم قهوه خواست بریم کافی شاپ؟ گفت تو ماشین قهوه فوری دارم آب جوشم که داریم ! خیلی حرفش تو ذوقم خورد، انتظار داشتم با هم بریم تو کافی شاپ یه میز تو بهترین جای کافه بگیریم و یه نوشیدنی به سلیقه خودم برام سفارش بده. من واقعا به خاطر خساست این آقا نگرانم. از هر نظر معیارهای من برای ازدواج رو داره فقط این ویژگی اخلاقیش هست که منو دچار تردید کرده. به نظرتون ازش بگذرم و نادیده بگیرم؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوبیست 📌موضوع برنامه: تجربه تلخ تبعیض در خانواده! دختری هستم حدوداً ۲۴ ساله. رک بگم از خواهرم متنفرم.   شاید فکر کنید آدم بدی ام و من مقصرم ولی این طور نیست. الآن سال هاست با خواهرم حتی یک کلمه صحبت نمی‌کنم. اون مجرد و ۲۸ ساله هست. ریشه‌ی این تنفر از بچگی شروع شده که مادرم بین مون فرق می ذاشت.   تو این ۲۸ سال خدا شاهده حتی یک بار یک وعده غذا درست نکرده. پدر مادرم از گل نازک‌تر بهش نگفتن. روزهایی که سر کارنمی‌رفت تا ۲ ظهر می‌خوابید.   مامانمم خیلی ازش حساب می بره. از منو برادرم اصلاً حساب نمی بره. مامانم هر کی میاد به بهونه ی خیلی خیلی پوچ ردش می کنه. خیلی دلش می خواد خواهرم با یه پزشک ازدواج کنه. این حس رو هم در خواهرم خود به خود ایجاد کرده که فکر می کنه ازتمام خواستگاراش تا الآن سر بوده. منم به پای خواهرم نابود شدم. چه توازدواج چه کل زندگی. به من چند بار گفتن تو خواستگار نداری از اون موقع احساس اضافه بودن بهم دست داده. واقعا از این شرایطی که توش گیر کردم خسته و کلافه شدم. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدونوزده 📌موضوع برنامه: جوانان و تصمیمات زودهنگام عاطفی! پسری هستم ۲۰ ساله و در حال حاضر دانشجو معلم هستم ، خودم فعلا قصد ازدواج ندارم و معتقدم تا آدم به یه سری فاکتورهای مهم مثل بلوغ اجتماعی و دیگر بلوغ‌ها نرسه نباید به فکر ازدواج بیفته.     من یه دختر دایی دارم  که ۲ سال از من کوچک‌تره. و  فاصله محل زندگی مونم از هم زیاده ٫امسال که دیدمش دختردایی ام به بهانه درس سعی می‌کرد که سر از کار من در بیاره ورفتارم رو زیر نظر داشت. هر جا می‌رفتم سعی می‌کرد خودشرو به من نزدیک کنه    خودم خیلی به دختر داییم  علاقه دارم  و این علاقه رو هم به مادرم اطلاع دادم ولی گفتن سنت کمه ولی می‌ترسم مثلاً تا دو سال دیگه دیر بشه و ازدواج کنه چون ما که به خانواده ش چیزی نگفتیم و خودمم هنوز شرایط رو مهیا نمی بینم. به نظرتون آیا ایشون هم به من علاقه دارند یا فقط نوع نگاهشون به من از سر رابطه فامیلی بوده؟ به نظرتون  الان برای نامزدی پا پیش بذاریم یا بگذاریم برای بعدا؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوهجده 📌موضوع برنامه: اختلاف سنی در ازدواج : واقعیت ها و نگرانی ها   من یه دختر  ۳۵ ساله هستم، فوق لیسانس دارم و کارمندهستم، شغلم تو زمینه حسابداری هستش، تازگی ها با یه آقایی آشنا شدم که ۶ سال از خودم کوچکتره و دیپلمه است و اینکه شغلش هم اول کارگر انبار بود الآن تو همون اداره کارمندشده. اینم بگم که  اون آقا از لحاظ قیافه چون پوست سفید و روشنی دارن  از من سر هستند. ولی خب درآمد من از اون آقا بیشتره. ولی واقعاً طرز صحبت و صدای این آقا رو دوست دارم . البته اون نمیدونه که من ۶ سال ازش بزرگترم و نمی دونم اگه بفهمه عکس العملش چیه . من خیلی دوسش دارم نمی تونم بدون اون خودم رو تصور کنم. چه کار کنم به نظرتون؟  نمی تونم بهش بگم ازت بزرگترم و اینم بگم که تو ظاهر اصلاً این اختلاف سنی مشخص نیست. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوهفده 📌موضوع برنامه: علل مجرد ماندن افراد از بعد روانشناختی! من بیش از بیست ساله که در دانشگاه تدریس می‌کنم و هرنسل دانشجو برای من دنیای تازه‌ای از نگرش‌ها و دغدغه‌هاداشته؛ اما این چند سال اخیر، یک موضوع به‌طور ویژه توجه من رو جلب کرده: تمایل آشکار یا پنهان تعداد زیادی ازدانشجوها به تجرد. چند وقت پیش بعد از پایان کلاس، یکی از دانشجویان گفت: استاد، من تصمیم گرفتم ازدواج نکنم. نه به‌خاطر اینکه نمی‌خوام، به‌خاطر اینکه می‌ترسم. می‌ترسم آزادی‌هام از بین بره، می‌ترسم شبیه زندگی والدینم بشم، می‌ترسم همه‌چیز تبدیل بشه به وظیفه و قید و بند. راستش… فکر می‌کنم تنهایی امن‌تره."   یا من نمی‌تونم با این توقعات اقتصادی وارد زندگی مشترک بشم. ترجیح می‌دم تنها باشم تا اینکه هر روز از ترس آینده خوابم نبره."   لطفا به ترس‌های حل‌نشده، تجربه‌های کودکی،مدل‌های ناکارآمد از خانواده، اضطراب آینده، و کمال‌گرایی که همه‌ی این‌ها در تصمیم جوان‌ها دخالت داره صحبت کنید  @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوشانزده 📌موضوع برنامه: آیا احساس شرم از مجرد بودن طبیعی است؟ من ۴۰ سالمه. وقتی این جمله رو می‌نویسم، اولین چیزی که به ذهنم میاد "شرم"ه. نه از چهل سالگی، از این‌که هنوز مجردم. انگار تو خانواده‌ی ما، تک‌واژه‌ی "مجرد" یه برچسبه؛   مامانم هر وقت از مهمونی برمی‌گرده، گزارش می‌ده که "دختر فلان همسایه که مثلا 10 سال از تو کوچیکتره  هم عقد کرد پس کی نوبت تو میشه ! سر کار هم همین‌طوره. همکارا با لحن مهربونِ اما قضاوت‌گرمی‌گن: "تو چرا تنها موندی؟   چیزی که اذیتم می‌کنه اینه که کم‌کم این نگاه‌ها رو باور کردم. هر بار که توی آینه نگاه می‌کنم، اول نمی‌گم "دختر موفقی که زندگی مستقلی داره"، اول می‌گم: "زنی که هنوز انتخاب نشده." می‌خوام بدونم چطورمی‌شه این شرم قدیمی رو شست و کنار گذاشت؟ چطور می‌تونم هویت خودمو از نگاه خانواده و جامعه جدا کنم؟   برای این‌که دوباره باور کنم زن بودنم، ارزشمند بودنم، ربطی به حلقه ‌ی تو انگشتم نداره. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوپانزده 📌موضوع برنامه: حقیقتی که عشقم را ربود! من نرگسم، بیست‌وپنج سالمه. دیشب سالگرد عقدمون بود. منتظر یه شب عاشقانه بودم؛ شمع، گل، خاطره… اما چیزی که اتفاق افتاد، همه‌چیز رو توی ذهنم به‌هم ریخت. نامزدم، امیر، وسط حرف‌هامون گفت می‌خواد چیزی رو با صداقت بگه. بعد یه جعبه آورد، پر از نامه و عکس‌های دختری که قبل از من باهاش در ارتباط بوده. گفت نمی‌خواد چیزی پنهون بمونه، می‌خواد با دلی پاک زندگی‌مون رو شروع کنیم. اما من فقط خیره مونده بودم به اون عکس‌ها. به دختری که قبل از من بوده. به لبخند امیر کنارش. انگار یه‌هو همه‌چیز رنگ باخت. اون شب تا صبح خوابم نبرد. نه از خشم، از سردرگمی. الان نمی‌دونم باید قدردان صداقتش باشم یا ازش دلگیر. می‌دونم گذشته‌ی هر آدمی متعلق به خودشه، اما چرا حالا گفت؟ چرا درست در شب سالگردمون؟ احساس می‌کنم بخشی از عشقم بهش یخ زده… دلم نمی‌خواد بی‌اعتماد بشم، ولی نمی‌دونم چطور دوباره اون صمیمیت قبل رو پیدا کنم. @DrAzartash

  • 28 нояб.4 37267

    🌺تفاوت شخصیت مهرطلب و خودشیفته 🎧دکتر فاطمه آذرتاش @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوچهارده 📌موضوع برنامه : پنهان کاری یا ترس از قضاوت من الهامم، سی سالمه. سه سال پیش یه عمل پزشکی انجام دادم، برای ترمیم بخشی از بدنم که برام باعث ناراحتی و درد شده بود. موضوعی خصوصی بود و نمی‌خواستم کسی درباره‌ش قضاوتم کنه. وقتی با سامان آشنا شدم، همه‌چیز بین‌مون صادقانه پیش رفت، جز همین یک مورد. با خودم گفتم «حالا لازم نیست بگم، مهم اونمه که سالمم و مشکلی ندارم.» راستش از ترس واکنشش سکوت کردم. اما بعد از ازدواج، خودش متوجه شد. اولش فقط سکوت کرد، بعد گفت: «چرا اعتماد نکردی بگی؟ مسئله عملت نیست، اینکه پنهان کردی آزارم می‌ده.» حرفش مثل خنجر نشست تو دلم. من فقط نمی‌خواستم نگاهش به من عوض بشه، ولی حالا حس می‌کنم اعتمادش رو از دست دادم. چند روزه فضای بین‌مون سرد شده. نمی‌دونم چطور باید جبران کنم یا اصلاً باید از اول می‌گفتم یا نه. آیا توی رابطه، گفتن همه‌ی گذشته لازمه؟ یا بعضی چیزها رو می‌شه برای حفظ آرامش نگفت؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوسیزده 📌موضوع برنامه :اختلاف ظاهری در ازدواج من مهلا هستم، بیست‌وهفت سالمه. چند ماهه با پسری آشنا شدم به اسم مهدی. مهربونه، خنده‌رو و خیلی بااحساسه. از همون اول جذب رفتارش شدم، نه ظاهرش. چون راستش مهدی از نظر ظاهری اون تیپی نیست که همیشه تو ذهنم بود. قدش خیلی بلندتر از منه و هیکلش هم درشت و چاقه. من برعکس، ریزنقشم، لاغر و ظریف. اولش فکر می‌کردم این تفاوت‌ها مهم نیست. اما کم‌کم وقتی اطرافیانم شروع کردن به نظر دادن، ذهنم به هم ریخت. یکی گفت: «کنار هم نامتناسبین!» یکی دیگه گفت: «بعداً خودت از این تفاوت خسته می‌شی.»حتی مامانم هم گفت: «دخترم، تو ظریف و کوچیکی، اون زیادی درشته، بهم نمی‌آیید!» اما من وقتی با مهدی‌ام، همه‌چی طبیعیه. کنار اون حس امنیت دارم واقعاً نمی‌دونم توی ازدواج، چقدر ظاهر مهمه؟ آیا عشق و درک متقابل می‌تونه جای تفاوت‌های فیزیکی رو بگیره؟ یا دارم خودمو گول می‌زنم؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدودوازده 📌موضوع برنامه :سفر مجردی در زمان تاهل من نازنین‌ام، بیست‌وشش سالمه. چند ماهه نامزد کردم. از همون اول فکر می‌کردم خیلی به هم شبیهیم؛ هر دو اهل گفت‌وگو، منطقی، و دلسوز. اما تازگیا سر یه موضوع ساده، بینمون اختلاف افتاده. من عادت دارم سالی یکی‌دو بار با دوست‌هام سفر مجردی برم — سفرای دخترونه، پر از خنده و عکس و دل‌خوشی. اما حامد مخالفه. می‌گه: «وقتی ازدواج کردی، دیگه باید بعضی چیزا عوض بشه. سفر مجردی در شأن زن متأهل نیست!» من اما فکر می‌کنم سفر رفتن ربطی به شأن یا احترام نداره. به نظرم هر کسی باید گاهی با دوستانش تنها باشه، نفس بکشه، تجدید انرژی کنه. چند بار باهاش صحبت کردم، ولی هر بار گفت: «من اهل کنترل نیستم، فقط دلم نمی‌خواد زنم تنها سفر بره.» نمی‌دونم این حرفش از روی غیرته یا بی‌اعتمادی. نمی‌خوام از آزادی‌هام بگذرم، اما از طرفی هم نمی‌خوام رابطه‌مون خراب بشه. واقعاً نمی‌دونم توی زندگی مشترک، مرز بین استقلال و احترام به نظر همسر کجاست؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدویازده موضوع برنامه : اختلاف سنی من سارا هستم، بیست‌وچهار سالمه. چند ماهه با آقایی آشنا شدم به اسم امیر، سی‌و‌هفت سالشه. راستش از همون اول تفاوت سن‌مون برام عجیب نبود، چون امیر پخته‌ست، منطقیه و ازش آرامش می‌گیرم. ولی برای خانواده‌م، انگار همین اختلاف سنی شده بزرگ‌ترین مانع دنیا. مامانم می‌گه: «سارا، اون یه دهه ازت بزرگ‌تره، وقتی تو تازه می‌خوای زندگی رو تجربه کنی، اون خسته‌ست از تجربه!» بابام هم می‌گه: «فاصله سنی زیاد یعنی تفاوت فکر، سلیقه، حتی دیدگاه به دنیا.» اما من نمی‌تونم نادیده بگیرم که امیر مهربونه، شنونده‌ست و واقعا منو می‌فهمه. باهاش احساس امنیت دارم، چیزی که تو هم‌سن‌هام پیدا نکردم. با این‌حال، شب‌ها وقتی تنها می‌شم، خودم هم به آینده فکر می‌کنم… مثلاً ده سال بعد، وقتی من ۳۴ سالمه و اون ۴۷، آیا هنوز این هماهنگی بین‌مون می‌مونه؟ یا روزی می‌رسه که حرف خانواده‌م ثابت بشه؟ دلم می‌خواد بدونم واقعاً فاصله سنی مناسب برای ازدواج چقدره؟ فقط عدد مهمه یا میزان درک و تفاهم؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوده موضوع برنامه : دندان های نامرتبی دارم و میترسم کسی حاضر نشود با من ازدواج کند من حامد ام، سی سالمه. راستش یه مشکلی دارم که شاید برای خیلیا کوچیک به نظر بیاد، ولی برای من شده یه کابوس همیشگی. دندون‌هام نامرتبه، بعضیا جلوترن، بعضیا عقبه. از بچگی مسخره‌م می‌کردن، تا اینکه کم‌کم یاد گرفتم کمتر بخندم. انگار لبخندم رو با خجالت عوض کردم. حالا که به سن ازدواج رسیدم، همین موضوع شده بزرگ‌ترین دغدغه‌م. چند بار خانواده ام خواستن برام برن خواستگاری، ولی من به بهانه‌های مختلف رد کردم. ته دلم می‌گفتم “اگه بینش لبخند بزنم و خوشش نیاد چی؟” گاهی حتی فکر می‌کنم شاید تا آخر عمر تنها بمونم. یه مدت به فکر ارتودنسی افتادم، ولی هم هزینه‌ش زیاده، هم می‌ترسم طول بکشه. از طرفی هم دلم می‌خواد کسی منو همین‌جوری که هستم بپذیره… اما واقعیت اینه که خودم هنوز نتونستم خودم رو بپذیرم. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدونه 📌با موضوع : نمیدونم از کجا شروع کنم من متولد 1366 هستم و از وقتی یادم میاد دنبال بیزنس و پیشرفت های شغلی و ارتقا سطح زندگیم بودم. از لحاظ جایگاه شغلی به جاهای خوبی رسیدم ولی حس میکنم راه اشتباهی رو در پیش گرفتم و خیلی از زیبایی های زندگی رو فدای کار و جمع کردن سرمایه کردم . خانوادم قبلا خیلی اصرار داشتن ازدواج کنم و چند نفر رو پیشنهاد دادن ولی قبول نکردم چون حس میکردم ازدواج مانع پیشرفت و اهداف شغلیم میشه . من به اهداف کاریم رسیدم ولی مدت ها یه سری چیزای حیاتی زندگی مثل عشق رو نادیده گرفتم. حالا تصمیم دارم ازدواج کنم و نمیدونم راه درستش چیه. دلم نمیخواد همسرم توسط خانوادم انتخاب بشه و دلم میخواد با عشق ازدواج کنم نه از روی هوس گاهی شده از ظاهر کسی خیلی خوشم اومده ولی نمیدونستم چطور باید باهاش وارد ارتباط بشم که بتونم اخلاقش رو هم بشناسم .من خجالتی ام و شاید یکی از دلایل اینکه هیچوقت تا حالا با کسی وارد رابطه نشدم این باشه. @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوهشت 📌با موضوع : ستاره من با هیچکس جفت نمی شود من "الهام" هستم، ۲۶ سالمه. همه چیز از وقتی شروع شد که قرار شد برام خواستگار بیاد. اولش هیجان داشتم، مثل همه دخترای دیگه. اما مادرم اصرارداشت قبل از هر تصمیمی حتماً سراغ یه "فال‌گیر" یا"ستاره‌بین" بریم. می‌گفت: «الهام جون، ستاره‌ ت باید با ستارهپسر جفت بشه، وگرنه زندگیت به فنا میره!»   باورم نمی‌شد زندگی من و آینده‌ ام بخواد به چند خط تقویم و حساب و کتاب ستاره‌ها گره بخوره. ولی وقتی اولین خواستگار اومد، بعد از همه حرفای خوب وتفاهمی که داشتیم، فال‌گیر گفت: «نه! ستاره‌هاتون به هم نمی‌خوره. این ازدواج سرانجام نداره.»   بار دوم، بار سوم، بار چهارم همه چیز خوب پیش می‌رفت، اماباز هم جواب یکی بود: «ستاره تو با هیچ‌کس جفت نمی‌شه!»   انگار نه اخلاقم مهم بود، نه شخصیت و نه رویاهایی که داشتم. همه چیز خلاصه شد در چند خطی که یک آدم غریبه روی کاغذمی‌نوشت.   گاهی از خودم می‌پرسم: اگه ستاره من با هیچ‌کس جفت نشه،یعنی من محکومم تا آخر عمر تنها بمونم؟ @DrAzartash

  • 🌺گفتگوی سرکار خانم دکتر #فاطمه_آذرتاش مشاورخانواده مدرس دانشگاه در #رادیو_سلامت برنامه “نیمه دیگر من “ #قسمت_‌صدوهفت 📌با موضوع : بن‌بست عشق   من سامانم ۳۰ سالمه. من از یه خانواده معمولی و کارگری‌ام. پدرم سال‌ها توی کارخونه کار کرده، مادرم زن خانه‌دار ساده‌ایه. ما هیچ‌وقت تجملی زندگی نکردیم، اما توی خونه‌مون صداقت و محبت همیشه پررنگ بود. لیلا رو تو دانشگاه شناختم. دختری پر از انرژی، باهوش و ازخانواده‌ای مرفه. هر بار که باهاش حرف می‌زدم، دنیام روشن می‌شد. باورم نمی‌شد آدمی با اون جایگاه اجتماعی حاضرباشه با من حتی حرف بزنه ، اما گذشت و بهم علاقه‌مندشدیم. خانواده‌ی اون معتقد بودن ما هیچ سنخیتی با هم نداریم؛می‌گفتن فرهنگ، سطح زندگی، حتی نحوه فکر کردنمون با هم فرق داره. من همه تلاشم رو کرده بودم تا نشون بدم لیلا کنار من خوشبخته،اما براشون مهم نبود. لیلا مدتی جنگید،اما آخرش خسته شد. یه روز با چشم‌های پر از اشک بهم گفت: "سامان، من تو رو می‌خوام، ولی نمی‌تونم با همه دنیا بجنگم..."   اون روز انگار سقف روی سرم خراب شد. من موندم و یه عشق ناتمام. اونجا بود که فهمیدم عشق هم یه روزی به بن بست می رسه. @DrAzartash