- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 12 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 532
- 1/48двое суток
- 609
- 1/72трое суток
- 657
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دختر جناب طلحه, عایشه میگوید من ندیدم هیچ کس را که از حیث حرف زدن، از حیث صحبت کردن، شبیه باشد به پیغمبر به قدر جناب فاطمه (سلامالله علیها) حالا این روایت در مورد کلام و حدیث است؛ قبلها یک روایت دیگری من دیدم -آن هم از عایشه است- که در مورد راه رفتن و نگاه کردن و این خصوصیّات هم میگوید فاطمه (سلامالله علیها) اشبهالنّاس به پیغمبر بود. کانَت اِذا دَخَلَت عَلَیهِ رَحَّبَ بِها بعد میگوید وقتی جناب فاطمه (سلامالله علیها) وارد بر منزل پیغمبر میشد، حضرت ترحیب میکردند، [یعنی] خوشامد میگفتند. وَ قَبَّل یَدَیها پیغمبر دست مبارک فاطمهی زهرا را میبوسید. وَ اَجلَسَها فی مَجلِسِه او را در جای خودش مینشاند. احترامی که پیغمبر برای این دختر، این بانوی بزرگِ همهی دورانهای بشر قائل بوده، در این حد است. فَاِذا دَخَلَ عَلَیها قامَت اِلَیهِ فَرَحَّبَت بِهِ وَ قَبَّلَت یَدَیه وقتی [هم که] پیغمبر وارد منزل او میشد، او بلند میشد، خوشامد میگفت، دست مبارک پیغمبر را میبوسید. وَ دَخَلَت عَلَیهِ فی مَرَضِه فاطمه در [دوران] مریضی پیغمبر، در بیماریِ آخرِ پیغمبر، بر او وارد شد. فَسارَّها فَبَکَت با پیغمبر درگوشی صحبت کردند. فاطمه (سلامالله علیها) گریه کرد. ثُمَّ سارَّها فَضَحِکَت دوباره درگوشی با هم صحبت کردند، فاطمه (سلامالله علیها) لبخند زد و خندید. فَقُلتُ کُنتُ اَریٰ لِهٰذِهِ فَضلاً عَلَی النِّساء فَاِذا هِیَ امرَأَةٌ مِنَ النِّساء فَبَینَما هِیَ تَبکیٰ اِذ ضَحِکَت عایشه میگوید با خودم گفتم این چه حالتی است. من این خانم را برتر از دیگر زنها میدانستم. معلوم میشود که ایشان هم زنی مثل زنهای دیگر است. یک بار گریه میکند، یک بار خنده میکند. فَسَأَلتُها فَقالَت اِنّی اِذَن لَبَذِرَة رفتم خدمتش سؤال کردم که قضیّه چه بود. فرمود نمیگویم به تو؛ اگر بگویم، افشاکننده هستم -به تعبیر رایج عوامانهی ما، دهنلق مثلاً- حضرت زهرا (سلامالله علیها) علّت این قضیّه را به من نگفت. فَلَمّا تُوَفِّیَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) سَأَلتُها بعد از رحلت پیغمبر هم باز دوباره سؤال کردم از حضرت. آن وقت دیگر مانع برطرف شده؛ یعنی وقتی پیغمبر از دنیا رفته است، دیگر حالا این حرف [اگر] گفته بشود اشکالی ندارد. فَقالَت اِنَّهُ اَخبَرَنی اَنَّهُ یَموتُ فَبَکَیتُ فرمود: پیغمبر خبر از مردنِ خودش داد، این موجب گریهی من شد. ثُمَّ اَخبَرَنی اَنّی اَوَّلُ اَهلِهِ لُحوقاً بِهِ فَضَحِکتُ بعد اطّلاع داد به من که من اوّلین کسی از خانوادهی او خواهم بود که به او ملحق خواهم شد، این خوشحال کرد من را و خندیدم. شرح حدیثی درباره آخرین گفتگوهای پیامبر اعظم(ص) و حضرت فاطمه زهرا(س)؛آقاجان
اولاً که کربلا امسال به جز اضافه شدن چند تا پرچم قرمز و چند تا پوستر تغییر زیادی نکرده بود، حتی مداحی ها هم تغییر چندانی نداشت و فقط گاهی مرگ بر آمریکا و صهیون گفته میشد، پس این نکته اول که کربلا امسال تغییر چندانی نداشت به این معنی که عزاداری و امام حسین بره تو حاشیه و تجمعات بیاد مرکز توجه. نکته دوم این که، تینیجر مداح های عزیز، زمانی که شما نطفتون بسته نشده بود و حتی شاید نطفه پدرانتون هم بسته نشده بود، اون آقایی که براش اجتماع میگیرند و پرچم سرخ بلند میکنند داشته برای بالا نگه داشتن بیرق روضه های اباعبدالله و علم اسلام میجنگیده و اسیر میشده و ترور ناموفق میشده... که اگر ایشون و امثال ایشون نمیکردند این کارها و مبارزه ها رو، شما الان معلوم نبود امام حسین و کربلایی میشناختی یا نه. اگه خیلی خوشبخت بودید و خدا بهتون عنایت داشت داشتید زیر زمین های خونتون یواشکی روضه میگرفتید که یه وقت ساواکی صداتون رو نشنوه. نکته آخر این که اونی که لبیک یا حسین (ع) رو زندگی کرد، اونی که مثلی لا یبایع مثل یزید رو زندگی کرد، و اونی که برای امام حسین(ع) جون داد و فدا شد و آخر با پیکرش رفت زیارت، همون آقایی هست که براش تجمع میگیرن. شماها هم بهتره درگیر ویو پیجاتون و ژل موهاتون و آرایشگاه قبل روضه و نرخ پاکت هاتون و آقاجون بازی و چفیه پرت کردن هواتون باشید، دهن اونایی که شماها رو میشناسن رو باز نکنید بزارید آبروتون حفظ بشه،این حرفا برا دهن شما گندست، به شما نمیرسه این حرفا. کاش تو همون کربلا میمُردید به قول خودتون.
видео или голосовое, без подписи
با دوری از کرببلات نه...😭
با فقر میشه کنار بیام...
با جنگ میشه کنار بیام...
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
1:02 دور حرمت پر شده از بنیاُمیّه آی خانم رقیّه
سنتکام: ۲ نظامی آمریکایی در حملات شب گذشته ایران به اردن کشته شدند، یک نفر مفقود شده و ۴ نفر مجروح شدند. ماشاالله سیدمجید
وجدان و همدردیتون ساعت کاری داره که تازه برای جنوب ناراحت شدید؟!!! تا دیروز کجا بودید؟ شما نبودید که به اربابتون التماس میکردید زیرساختها رو بزنه؟
اگه مایلید ۱۲ دقیقه اشک بریزید، نگاهش کنید
مستند حسینیه شهید
یکشنبه سراسر کشور تعطیل شد
جمعیت تهران اصلأ آزار دهنده نیست و زیر ساخت و موکب ها الحمدلله زیاده تا اینجا هیچ مشکلی تو اسکان و رفت آمد و پذیرایی نیست تو تهران اگه شهرستان هستید و هنوز مردد، پاشید بیاید و این تشییع میلیونی رو رقم بزنید
که پیکرِ امیدِ من به دوشِ ماه میرود...
روز وصلش باید از شرم آب گردیدن که ما در فراقش زندگی کردیم و جانی داشتیم...
видео или голосовое, без подписи
حکایت غریبیست که سجّاد علیه السّلام؛ حجّتِ حق خدا بر خلایق، حقانیت مجسّم، در غل و زنجیر، با آن تن نحیف و بیمار، بخواهد حقانیتش را به این جماعت جاهل، این جماعت پرورشیافته دستگاه اموی اثبات کند. جماعتی که اسلام را با یزید و معاویه شناختهاند. پیرمردی جلوی سجّاد میایستد، دستهاش را به آسمان بلند میکند و میگوید: «خدا را شکر که اهل شما را کشت و با کشتن مردانتان بلاد مسلمین را امنیت بخشید!» برافروخته میشوید. سجّاد را میبینید که آرام پیرمرد را نگاه میکند و میپرسد: «قرآن خواندهای پیرمرد؟» - آری. – «وَ آتِ ذالقربی حَقّه را خواندهای؟ ذالقربی ماییم. قُل لا اَسئَلکُم علیهِ اَجراً اِلّا المَوَدّه فِی القُربی را خواندهای؟ القربی ماییم. وَ اعلموا انّما غنمتم مِن شیء فانّ لله خمسه و للرّسول و لذی القربی را خواندهای؟ القربی ماییم. انّما یریدالله لِیُذهِبَ عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکُم تطهیراً را خواندهای؟ اهل البیت ماییم... حالا دیگر نه پیرمرد که همه جماعت شامی آن معرکه دارند با چشم دیگر نگاهتان میکنند. پیرمرد که چشمهاش جاری شده است، وسط گریهاش میپرسد: هَل لی مِن توبه؟
هر روز ظهر سایهی آن نیزه دار بود آقا چه لطفها که به آن نیزه دار کرد #غریبنیزهنشین