کانال عبادالله عطايي
Статистикаصاحب همت والا مادام در پی علم ، ایمان و عملی که وی را به الله متعال نزدیک بسازد میباشد .
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 28
- 1/48двое суток
- 32
- 1/72трое суток
- 34
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
تکرار علم راز موفقیت؛ تکرار علوم باعث راسخ شدن علم در ذهن انسان میشود، چقدر ما و شما علوم مختلف را خواندهایم، اما حقیقت مسائل آن در ذهن ما نیست؛ چرا؟ چون خواندن بدون تکرار کفایت نمیکند و آنچه آموخته میشود، آهستهآهسته فراموش میگردد. مقولهای مشهور عربی است که میگویند: «تعلَّم حرفاً، کرِّر ألفاً» یعنی یک حرف را بیاموز و هزار بار تکرار کن. عباد الله عطایی
به اهل بصره گفته شد: بزرگ و سرور شما چه کسی است؟ گفتند: حسن بصری. گفت: به چه سبب بر شما سروری یافت؟ گفتند: مردم به دانش او نیازمند بودند، ولی او از دنیای آنان بینیاز بود.
فرزدق روزی بر کنار قبری ایستاده بود. حسن بصری به او گفت: «ای ابوفراس! برای چنین روزی چه آماده کردهای؟» فرزدق گفت: «هشتاد سال است که با خود دارم: لا إله إلا الله.» حسن بصری گفت: «وای بر او! چه خوب فهمیده و چه عاقلانه اندیشیده است!» نوادر از ابو الشیخ شماره؛ ۸۵۸
چقدر سخت و دردناک است که انسان به دنیا بیاید، اما به شیرینترین و محبوبترین چیز نرسد؛ زندگی کند، اما برای رضایت محبوب حقیقی خود تلاش نکند. قلب انسان وقتی از یاد الله متعال دور میشود، کمکم تاریک و سخت میگردد، هیچ چیزی مانند یاد الله به دل آرامش و زندگی نمیبخشد، به راستی، شیرینترین لذت دنیا، لذتِ ذکر و یاد الله است. بعضی از صالحان میگفتند: اگر پادشاهان میدانستند ما در چه نعمتی زندگی میکنیم، با شمشیرهای خود برای رسیدن به آن با ما میجنگیدند. چه نعمتی بزرگتر از اینکه دل انسان با الله مأنوس باشد، زبانش به ذکر او مشغول باشد و زندگیاش در راه رضایت او سپری شود؟ عباد الله عطایی
مقدمهی کتاب: مفتاح الأسانید راهنمای اسانید صحابهی پُر روایت: در این کتاب که به شیوهای مبتکرانه و ساده نگاشته شده، کوشیدهام صحیحترین اسانیدی را که از شش صحابهی معروف به «مکثرین» - هر یک با بیش از یک هزار روایت - به ما رسیده، گردآوری نمایم. از هر صحابه، به شیوهای گزینشی، راویانِ متقن و مکثرِ او را برگزیدهام، و سپس از میان هر طبقه از تابعین، شاگردان برجسته و موثقشان را انتخاب کردهام، برای نمونه، احادیث ابوهریره را تابعین بسیاری روایت کردهاند، اما اصحاب مکثر او معدود و شناختهشدهاند؛ از جملهی این مکثرین، ابوصالح السمّان است، و او نیز شاگردان فراوانی دارد، اما اصحاب مکثر و متقنش انگشتشمارند - از آن میان میتوان اعمش و سهیل بن ابی صالح را نام برد. و به همین سلسله، احادیث بسیاری روایت شده است: اعمش، عن أبي الصالح، عن أبي هريرة و به همین شیوه، سایر روایات را نیز بررسی نمودهام، باور دارم هر کس بتواند این سلسلهها را حفظ کند، به گنجی گرانبها از علوم حدیث و شبکههای اسنادی دست خواهد یافت.
گاهی انسان گمان میکند بعضی مسائل آنقدر روشن است که همه مردم آن را میدانند؛ چون خودش از آن آگاه است، تصور میکند دیگران نیز همان آگاهی را دارند، در حالی که همیشه چنین نیست. حتی اگر فرض کنیم مردم آن را میدانند، باز هم مؤمنان مأمور شدهاند که یکدیگر را تذکر دهند و حقایق را به هم یادآوری کنند، الله متعال میفرماید: ﴿وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ﴾ «و تذکر بده؛ زیرا بیگمان تذکر برای مؤمنان سودمند است.» یعنی مردم را به احکام و دستورات شرعی یادآوری کن؛ به آنچه الله متعال فرمان داده و از آن نهی کرده است، و نیز به آنچه حلال و جایز است و آنچه حرام و ناروا است.. عباد الله عطایی
بلند کردن صدا از طریق بلندگوها، پخش نشیدها و آوازها، یا هر کاری که سبب آزار مردم شود، و نیز مجبور ساختن امامان مساجد به انجام چنین برنامههایی، از بدعتهای ناپسند و نکوهیده است. علمای اسلام از گذشته تاکنون درباره این مسئله سخن گفته و مردم را از آن برحذر داشتهاند. علامه فقیه موسی الحجاوی رحمهالله میفرماید: «هر آنچه غیر از اذان پیش از طلوع فجر باشد؛ مانند تسبیح گفتن، سرود خواندن، بلند کردن صدا به دعا و مانند آن همراه با اذان، سنت نیست. هیچیک از علما نیز نگفتهاند که این کار مستحب است؛ بلکه این امور از بدعتهای مکروه است، ازاینرو، هیچکس حق ندارد مردم را به انجام آن وادار کند، یا ترککننده آن را سرزنش نماید، یا دریافت حقوق و مزد را به انجام آن مشروط سازد، و یا مردم را به انجام آن ملزم کند؛ حتی اگر واقف در وقفنامه انجام آن را شرط کرده باشد.» منبع: الإقناع (۱/۷۹–۸۰)
اهمیت اخذ علوم از اهل آن و نقش اساسی استاد در آموزش امام شاطبی رحمه الله می فرماید : «آنچه در جریان عادتهای مردم واقع شده این است که ناگزیر باید آموزگار و استاد وجود داشته باشد، و این مطلب در اصل، مورد اتفاق همگان است. اتفاق مردم بر این روش در عمل، و استمرار این عادت، خود برای اثبات ضرورت وجود استاد کافی است. چنانکه گفتهاند: دانش در آغاز در سینههای مردان بود، سپس به کتابها منتقل شد؛ اما کلیدهای آن همچنان در دست مردان (عالمان و استادان) باقی ماند. این سخن دلالت میکند که برای بهدست آوردن علم، ناگزیر باید آن را از اهل علم و استادان فرا گرفت.» منبع: الموافقات، ج ۱، ص ۱۴۰ عباد الله عطایی
از مسائلی که باید همواره بر آن تأکید شود، اهمیت نماز و ادای آن در وقت مقرر است. ترک نماز از روی سستی و تنبلی، بنابر قولی از اهل علم، کفر است؛ و ترک کامل نماز نیز کفر شمرده شده است!! همچنین، به تأخیر انداختن نماز تا خروج وقت، بدون عذر شرعی، حرام است، اگر از وقت نماز تنها به اندازه ادای آن باقی مانده باشد، اشتغال به سخن گفتن، خوردن، آشامیدن و هر کاری که موجب فوت نماز شود، جایز نیست؛ بلکه بر انسان واجب است فوراً نماز را ادا کند تا وقت آن سپری نشود. شدیدتر از همه، ترک عمدی یک نماز تا خروج وقت است که برخی از اهل علم آن را نیز کفر دانستهاند. نماز و ادای آن در وقت، از بزرگترین اصول و شعائر دین اسلام است. عباد الله عطایی
عبدالرحمن بن مهدی رحمهالله فرمود؛ «انسان به علم، از غذا و نوشیدنی نیز نیازمندتر است.» حلية الأولياء (۴/۹) مقصود این است که انسان با غذا و آب، زندگی جسمانی خود را حفظ میکند؛ اما با علم، دین، ایمان، عقل و مسیر درست زندگیاش را حفظ مینماید.
فضل و بزرگی فرو انداختن چشم از حرام؛ ابن قیم رحمهالله می فرمایید : «الله متعال چشم را آیینهٔ دل قرار داده است، هرگاه بنده نگاه خود را فرو بندد، دل نیز شهوت و خواستههای خود را فرو مینشاند؛ و هرگاه نگاهش را رها کند، دل نیز شهوت و میل خود را رها میسازد.» منبع؛ روضة المحبين
فردی که توان اصلاح تلاوت سوره فاتحه را دارد اما آن را در نماز اشتباه می خواند، نمازش نادرست می باشد؛ اگر شخصی که اُمّی (ناتوان از قرائت صحیح) نیست، عمداً حرفی را که نباید ادغام شود ادغام کند، یا حرفی را که نباید تبدیل شود تبدیل نماید، یا به گونهای لحن (اشتباه در خواندن) کند که معنای آیه را تغییر دهد، نمازش صحیح نیست. همچنین اگر شخص امی بتواند قرائت خود را اصلاح کند، ولی عمداً آن را اصلاح نکند، یا کسی که قادر به ادغام، ابدال یا اصلاح چنین خطاهایی نیست، در قرائت واجبِ نماز ـ یعنی سورهٔ فاتحه ـ عمداً همان اشتباهات را انجام دهد، نمازش صحیح نخواهد بود. زیرا با این کار، الفاظ قرآن را از صورت حقیقیِ قرآن خارج کرده است؛ در نتیجه، حکم آن مانند سخن عادی انسان خواهد بود، نه قرآن. (کشاف القناع عن متن الإقناع للبهوتی، ج ۳، ص ۲۱۱، و ۲۱۲ ) أمي؛ فردی كه نمی تواند تلاوت کند یا بخواند و یا بنویسد. ادغام؛ داخل کردن یک کلمه با کلمه دیگر. ابدال؛ تغییر دادن یک کلمه با کلمه دیگر، مثل این که حرف س را ث بخواند.. این حکم در رکن از ارکان می باشد ، یعنی سوره فاتحه، چون بدون تلاوت آن نماز باطل می باشد. عباد الله عطایی
بسم الله، الحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله، وعلى آله وصحبه، أما بعد: سلام علیکم. به خواست الله متعال، در آغاز فعالیت این کانال، مختصری از زندگینامهٔ شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، برگرفته از کتاب «شرح العقیدة الواسطیة» علامه محمد خلیل هراس (نسخهٔ منتشرشده توسط سایت الدرر السنیة)، را در چند بخش تقدیم خواهیم کرد و پس از پایان این مجموعه، فعالیت اصلی کانال را با نشر مطالب علمی و سودمند از آثار شیخ الاسلام رحمه الله آغاز خواهیم کرد. از الله متعال توفیق، اخلاص و پذیرش را مسئلت داریم. https://t.me/ibnTaymiyyahFa
چگونه میتوان کسی را که از کودکی در محیط علم بزرگ شده و تمام عمرش، از کودکی تا جوانی و میانسالی، به آموختن علم پرداخته و به مقام علمی رسیده است، با کسی مقایسه کرد که سالها عمرش را به بازی و سرگرمی یا کار و کسب گذرانده، سپس کمی به علم روی آورده، اندکی از آن آموخته و به همان مقدار قانع شده، و خوشحال است که او را "عالم" بنامند، در حالی که واقعا عالم نیست؟ السیوطی الأشباه و النظائر ص ۵
تا حد امکان، شایسته است طالب علم، اگر توانایی کار و کسب روزی را دارد، حتی از پذیرش کمکهای تبرعی و بدون درخواست نیز خودداری کند. تجربه نشان داده است که بسیاری از اینگونه کمکها، هرچند بدون درخواست پرداخت شوند، غالباً از منت، تحقیر یا خدشهدار شدن عزت نفس خالی نیستند. از نکات لطیفی که برخی فقها بدان اشاره کردهاند، این است که اگر شخصی به دیگری بگوید: «این مبلغ را بگیر و با آن برای خودت حج انجام بده»، آیا پذیرفتن این مال بر او واجب است؟ برخی از فقها تصریح کردهاند که پذیرفتن چنین مالی واجب نیست؛ زیرا در آن نوعی منت و مذلت نفس وجود دارد و انسان شرعاً مکلف نیست خود را در معرض منت دیگران قرار دهد. از همین رو، بسیاری از اهل علم، بینیازی از کمکهای دیگران را ـ برای کسی که توان کار و کسب دارد ـ پسندیدهتر و موافقتر با حفظ عزت و مروت دانستهاند. عباد الله عطایی https://t.me/Ebadullah_Ataee
به این نکته دقت کن؛ « اما وقتی انسان نیازش را نزد مردم میبرد، چهبسا از او خسته شوند، او را کوچک بشمارند و از او روی بگردانند، و اگر هم چیزی به او بدهند، غالباً به خاطر منفعتی است که خودشان از او انتظار دارند»
اگر انسان درد، غم و مشکلاتش را برای مردم بگوید، معمولاً آنان از این کار خوششان نمیآید؛ زیرا هر کسی بیش از همه به فکر خود است، اما اگر انسان شکایت، نیاز و گرفتاریاش را فقط با الله متعال در میان بگذارد، از او کمک بخواهد و از گناهانش آمرزش طلب کند، الله متعال او را یاری میکند، به او نیرو میدهد، راه درست را نشانش میدهد، اندوهش را برطرف میسازد، او را بینیاز میکند، به خود نزدیک میگرداند، دعایش را میپذیرد، دوستش میدارد و او را برمیگزیند. اما وقتی انسان نیازش را نزد مردم میبرد، چهبسا از او خسته شوند، او را کوچک بشمارند و از او روی بگردانند. و اگر هم چیزی به او بدهند، غالباً به خاطر منفعتی است که خودشان از او انتظار دارند. الله متعال میفرماید: ﴿فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ ۖ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾ «پس روزی را از نزد خدا بجویید، و او را عبادت کنید، و شکر او را به جا آورید؛ به سوی او بازگردانده خواهید شد.» (سوره عنکبوت، آیه ۱۷) و میفرماید: ﴿إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ۖ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ﴾ «اگر الله تعالی شما را یاری کند، هیچکس بر شما پیروز نخواهد شد؛ و اگر شما را واگذارد، پس چه کسی بعد از او میتواند شما را یاری کند؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» (سوره آلعمران، آیه ۱۶۰) و نیز میفرماید: ﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾ «سست نشوید، اندوهگین نگردید؛ اگر ایمان داشته باشید، شما برترید.» (سوره آلعمران، آیه ۱۳۹) این موضوع، باب بسیار گستردهای است. من درباره آن مطالب فراوانی نوشتهام و آن را هم با دانش، هم با شناخت عملی و هم با تجربه شخصی دریافتهام. منبع: ابن تیمیه، مجموع الفتاوى، ج ۲۸، ص ۴۰ https://t.me/Ebadullah_Ataee
شیخ محمد بهجت الأثری در توصیف وضعیت اعتقادی دوران خویش چنین حکایت می کند: «دجالان کنار راهها و مدعیان دروغین دینداری پدیدار شدند؛ آنان در میان توده مردم روح فساد میدمیدند، زمامداران آنان را به خود نزدیک میساختند و با تقویت دعوتشان، از آنان حمایت میکردند، تکیهها و خانقاهها گسترش یافت، بر فراز قبرهای مشایخ و مدعیان کرامت از طریقتهای رفاعیه، نقشبندیه، قادریه و دیگران گنبدها بنا شد. شرک و ریا به نهایت خود رسید؛ برای قبرها نذر میکردند، برای آنها قربانی میآوردند، تمائم و تعویذها را بر آنها میآویختند و بر آنها چراغ روشن میکردند، تا آنجا که در نگاه مردم، دیندار کسی شمرده میشد که دف مینواخت و در حلقههای ذکر به رقص میپرداخت. عالمِ آزاده و موحد راستین، هرگاه یکی از این انحرافها را انکار میکرد، او را به «وهابی» بودن متهم میساختند؛ بلکه از او بیزاری میجستند، بر او خشم میگرفتند، از هر راهی که میتوانستند از او انتقام میکشیدند و حاکم ستمگر نیز آنان را در این کار یاری میداد. بدینگونه، اوضاع دگرگون شد، جانها مرد، غیرت دینی از میان رفت، سلطه جهل شدت گرفت، ریا فراگیر شد و بیماریهای اجتماعی بر پیکر جامعه چیره گشت. از آن پس، هر کودکی که دیده به جهان میگشود، جز جامعهای فاسد را نمیدید؛ جامعهای که فطرت او را تباه میساخت و نوری را که خداوند در وجودش به ودیعت نهاده بود، خاموش میکرد.» منبع: محمد بهجت الأثری، أعلام العراق، ص ۹۸، چاپ المطبعة السلفية، ۱۳۴۵ هـ.ق. https://t.me/Ebadullah_Ataee
محبتِ افراطی، چشم بصیرت را کور میکند. گاه انسان چیزی را آنقدر دوست میدارد که دیگر توان دیدن حقیقت را از دست میدهد؛ نه خطرها را میبیند، نه پیامدها را، و نه واقعیت را آنگونه که هست. نمونهای آشکار از این حقیقت، سفرهای پرمخاطرهای است که گروهی از مردم از افغانستان به سوی اروپا آغاز میکنند؛ سفرهایی آکنده از رنج، مشقت، گرسنگی، تحقیر، غرق شدن در دریا، و حتی تهدید قطعیِ مرگ!! با این حال، محبت رسیدن به اروپا در دل برخی چنان جای گرفته که گویی همه این خطرها در برابر آن ناچیز است. محبت افراطی، عقل را به اسارت میگیرد و دیدهی انسان را از مشاهده حقیقت بازمیدارد. در چنین صحنههایی، بیاختیار این سخن نورانی رسول الله صلی الله علیه وسلم در ذهن تداعی میشود: «المرءُ مع مَن أحبَّ.» انسان در دنیا و آخرت، همراه کسی و در مسیر همان چیزی خواهد بود که دل به آن بسته و آن را دوست داشته است. عباد الله عطایی