ایکانیستوری | تاریخ اقتصادی | م. ر. گیاهپور
Статистика«ایکانیستوری» ترکیب خودساختهی ایکانومیکس (Economics) و هیستوری (History) است؛ جایی برای به اشتراک گذاشتن محتواهایی در زمینهی تاریخ اقتصادی توسط محمدرضا گیاهپور؛ دانشجوی ارشد اقتصاد و علاقمند به تاریخ. @MRGiahpour
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 138
- 1/48двое суток
- 158
- 1/72трое суток
- 170
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در کانال «برگ!» عمومیتر مینویسم: https://t.me/foliumrg
چند دهه قبل از اتفاق ذکرشده، در سال ۶۰۶ ه. ق.، ناصر عباسی دستور به نوسازی سرداب سامراء داد و بر سکوی آن پنجرهای از چوب ساج گذاشت که روی آن آیهی مودت و نام چهارده معصوم، نوشته شده بود. بر روی آن پنجره، بعد از ذکر نام امامان دهم و یازدهم «علی بن محمد و حسن بن علی» از امام دوازدهم با لقب «القائم بالحق» یاد شده است.
مرثیهای برای یک رویا فکر میکنم رویاها هم مثل انسانها روزی متولد میشوند و روزی میمیرند. فارغ از اینکه این رویاها به نتیجه میرسند یا نه، ما میتوانیم به خاطر شیرینیهایشان از همزیستی با آنها لذت ببریم یا به خاطر تلخیهای ممکن ناکامیشان، حسابی زندگی را برای خودمان سخت کنیم. مثل انسانها که بالاخره روزی میمیرند و از آنها خاطرهای شیرین یا تلخ میماند، رویای من هم به گمانم مرده. میدانم که در اطرافم افراد با مسائل بسیار سختتری دست و پنجه نرم میکنند؛ اما من دوست دارم دربارهی رویای مردهام چند خط بنویسم چون فکر میکنم به این نوشتن و خواندهشدن نیاز دارم. من دوست داشتم در حوزهی علمی خاص مورد علاقهام تحصیل کنم؛ حوزهای که در دانشگاههای ایران زیاد کسی به آن نمیپردازد. و خب این حوزهی خاص را یکی از برترین دانشگاههای جهان به خوبی پوشش میداد و برای آن دپارتمانی مجزا داشت. رویای من در سالهای دبیرستان جوانه زده بود، در میانهی تحصیل کارشناسی هم حسابی به سراغم آمده بود. اما روز تولدش دو هفته بعد از جنگ ۱۲روزه بود. با یک ایمیل غیرمنتظره. من قبول شده بودم. به خاطر چالشهای مختلف و تعویق امتحانات سال ۱۴۰۴، این پذیرش به سال بعد موکول شد. رویا قرار نبود چندماهه بمیرد، و نمرد. در سال ۱۴۰۴ اینترنت قطع شد. چند بار. و چالشهای اقتصادی مضاعف آن و از بین رفتن فرصتهای تأمین مالی به خاطر قطعیها و بحرانها و شرایط همین حالا که دوباره انتظار حمله میکشیم، رویا را در ذهن من میراند. دوست داشتم انگلیس را ببینم. لندن را بگردم. ساختمان دپارتمان رشتهام را در نقشه و گوگل پیدا کردم. دانشگاه با موزهی بریتانیا چند دقیقه پیادهروی فاصله دارد. یک سال هرازچندگاهی کلیپها و فیلمهایی از فضای دانشگاه را در یوتیوب تماشا میکردم و هرازچندگاهی از دانشگاه ایمیل و اطلاعیههای مخصوص پذیرفتهشدگان برای من میآمد. نمیتوانستم رویا را فراموش کنم. هربار با همین تلنگرها دوباره در من میتپید. علیرغم علاقه به علمآموزی، من هیچوقت دانشآموز/دانشجوی به اصطلاح «درسخوان»ی نبودم. رویا به من فرصت اثبات خودم به تمام کسانی را میداد که گمان میکردم من را دست کم گرفتهاند (و چه هدف کمارزشی بود اگر فقط برای همین «اثبات خود» بود). یک سال به خودم فشار آوردم که کمترین تعداد ممکن افراد از ماجرا باخبر شوند. و چقدر سخت بود وقتی از دوستانم کسانی را با رویاهای خودشان میدیدم. من هم رویایی بزرگ برای خودم داشتم. ولی نمیخواستم تا موقعی که مطمئن هستم به ثمر میرسد از آن باخبر شوند. امروز من نسبت به سال آینده (که رویا در آن مرده است) حس بدی ندارم. بلکه اتفاقاً فرصتهای خوبی برایم پیش آمده که اگر به رویایم میرسیدم از دست میدادمشان. اما مرگ رویا غمانگیز است. دوست دارم به خودم یادآوری کنم که چقدر از زندگی با رویا لذت بردم. چقدر از تخیل خودم در آن موقعیت کامم شیرین شده؛ و دوست دارم یادآوری کنم اصل زندهبودن و داشتن رویا، لطف خدا و اولیای او به من بوده است. ان شاء الله که خیر است. محمدرضا گیاهپور مرداد ۱۴۰۵
без подписи
без подписи
نوسانات شاخصهای مختلف محیطزیستی که نویسندگان استفاده کردهاند. نوار آبی کمرنگ دورهی ساسانی را نشان میدهد.
تابآوری محیطزیستی امپراطوری ساسانی مقالهی «تابآوری محیطزیستی امپراطوری ساسانی» به تعامل میان تغییرات اقلیمی و وضعیت اجتماعی امپراطوری ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) میپردازد. میدانیم که اقتصاد ساسانیان به کشاورزی وابسته بوده و این در حالی بود که این امپراطوری در مناطقی با بارش سالانه کمی قرار داشت. با این حال، برخلاف امپراطوری بیزانس، توجه چندانی در مطالعات اقلیمشناسی تاریخی به آن نشده است. پژوهشگران این مقاله با ترکیب شواهد تاریخی، باستانشناختی و دادههای «دیریناقلیمشناختی» (Paleo-Climatic) کوشیدهاند به این سؤال پاسخ دهند که آیا نوسانات اقلیمی در دورههای رشد یا افول این امپراطوری نقشی تعیینکننده داشته یا خیر. مقاله از دادههایی مبتنی بر رسوبات غارها (که با بارندگی تحت تأثیر قرار میگیرند) و رسوبات تیتانیوم در دریاچهها (که با افزایش گرد و غبار به علت خشکسالی بیشتر میشوند) و دادههای رسوبات گردهشناختی (که با بیشتر بودنشان، افزایش فعالیت زراعی انسانها را نشان میدهد) برای پژوهش خود استفاده کرده است. نویسندگان نشان میدهند که ساسانیان دورهای از رطوبت پایدار و مناسب را در دورهی نخستی که زمان شکوفایی نسبی ساسانیان دانسته میشود، یعنی دورهی حکومت شاپور دوم در قرن چهارم میلادی تجربه کردند. چنین چیزی با شهود ما سازگار است و ممکن است در نگاه نخست شکوفایی آن دوره و امکان توسعه و بهکارگیری نیروی کار گسترده توسط ساسانیان را به خاطر شرایط محیطزیستی مساعد بدانیم. اما جالب اینکه با توجه به دادهها، دورهی دیگری از حکومت ساسانیان که به شکوفایی و موفقیتهای مختلف معروف است (یعنی قرن ششم و اوایل قرن هفتم) و در آن اصلاحات اداری و توسعهی زیرساختی و فتوحات تا نزدیک دروازههای قسطنطنیه رخ داده، اتفاقاً با خشکسالی شدیدی مصادف بوده است! پیشنهاد نویسندگان این است که راز اصلی این تابآوری را باید در زیرساختهای مهندسی پیشرفته، بهویژه نظام قناتها، جستوجو کرد. قناتها با انتقال آب از سفرههای زیرزمینی درون تونلهای پوشیده، در برابر تبخیر آسیبپذیری کمتری نسبت به سیستمهای آبیاری سطحی داشتند و حتی در سالهای کمباران جریان آبی نسبتاً پایدار، و به تبع آن تولید و جریان درآمد مالیاتی قابل پیشبینیای را فراهم میکردند. در کنار این فناوری، تنوع در کاربری زمین، کشت چندگانه محصولات و شبکهی مدیریت دولتی بر نگهداری شبکههای آبیاری، انعطافپذیری لازم برای مقابله با نوسانهای هیدرولوژیکی را فراهم میآورده است. جالبتر اینکه دادههای مقاله نشان میدهند در قرن هفتم میلادی، زمانی که ساسانیان از هم پاشیدند، شرایط اقلیمی نه رو به وخامت، بلکه رو به بهبود و مرطوبتر شدن بوده است؛ لذا طبق یافتهی نویسندگان مقاله، شواهد نشان میدهند که اقلیم عامل تعیینکنندهای در افول و فروپاشی نهایی امپراتوری ساسانی نبوده است و باید دلایل فروپاشی آنها را در مسائل دیگری پیگیری کرد و شاید این افول بیشتر محصول ترکیبی از جنگهای فرسایشی با بیزانس، بحرانهای داخلی، شیوع طاعون و البته در نهایت حملات اعراب بوده باشد. پ.ن. ۱: ترکیبی از محیط زیست، تاریخ و مطالعات نهادی؛ اوف. پ.ن. ۲: شاید نظریات رایج دربارهی دورههای «شکوفایی» و «اصلاح» باید با دید انتقادی مطالعه شوند. شاید اساساً شکوفاییای آنطور که گمان میکنیم در کار نبوده باشد. یاد این افتادم که دکتر پروانه پورشریعتی در کتاب «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی» تذکر مشابهی را دربارهی روایت غالب «اصلاحات خسرو انوشیروان و محدود شدن قدرت اشراف» میدهد و آن را با یادآوری وقوع قیام بهرام چوبین به چالش میکشد. ایکانیستوری | مطالعات تاریخ اقتصادی | م. ر. گیاهپور @Econistory
بعد مدتها، سلام به همراهان عزیز؛ اخیراً مقالهی «تابآوری محیطزیستی امپراطوری ساسانی» را خواندم و متن زیر را نوشتم. امیدوارم برای شما مفید و جالب باشد.
خانهی بازیهای علوماجتماعی وازیگ، پروژهی ۳ سال اخیر زندگی من بود. بازیها قدرت خیلی زیادی برای انتقال مفاهیم مختلف دارن. تجربهی جمعی بازیکنها هم در کنار هم، خودش میتونه احساسات انسانی مختلفی رو پرورش بده. وازیگ هم به دنبال اینه که با استفاده از همین ظرفیت، پلی باشه بین پژوهشگرها و آموزگارها تا تولیدشدن محتواهای آموزشی باکیفیت و جذاب رو تسهیل کنه. سال پیش که موفق شدیم از مؤسسهی حامی علومانسانی برای این پروژه حمایت دریافت کنیم، فکر نمیکردم قراره با این همه اتفاق و حادثه روبهرو بشیم. اما حالا با یک وقفه اومدیم که کارمون رو شروع کنیم. برگ! | م. ر. گیاهپور | انسان، فرهنگ، اقتصاد و چیزهای دیگر @Foliumrg
без подписи
ما برگشتیم! با خبرهای خوب... وبسایت «خانهی بازیهای علوم اجتماعی وازیگ» کار خودشرو شروع کرده! فعلا ما با ۷ تا محصول کارمون رو شروع کردیم، ولی امیدواریم با کمک شما و ایدههاتون این محصولات رو افزایش بدیم! سایتمونو ببینید: wazig.org
«دنیای اقتصاد و تاریخ» ۳۱ فروردینماه برای دبیرستان علوم انسانی فائزون یک ارائه با عنوان «دنیای اقتصاد و تاریخ» دادم. توضیح دادم که بین علم اقتصاد (با موضوعات خاص و روششناسی کمّی و سنت مدلسازیای که دارد) و علم تاریخ میتوان ۳ رابطه شناسایی کرد. برای هرکدام از این ۳ رابطه یک مثال از پژوهشهای منتشرشده در زمینهی تاریخ اقتصادی زدم. رابطهی نخست اینکه میتوان *اقتصاد را پیشران تاریخ و زمینهساز آن دانست* و تاریخ را با استفاده از تغییرات اقتصادی تحلیل کرد. مثالی که زدم از مقالهی «طاعونها، دستمزدها و تغییرات اقتصادی» از آقای شوکت پاموک بود که استاد مطرحی در زمینهی تاریخ اقتصادی در ترکیه است. این مقاله توضیح میدهد که «دوران طلایی اسلامی» را میتوان معلول افزایش سطح دستمزد در خاورمیانه در طول چند قرن دانست که به خاطر کاهش عرضهی نیروی کار در اثر طاعونها صورت گرفته. رابطهی دوم اینکه اساساً *باید تاریخ را زمینهی شکلگیری اقتصادها دانست.* تاریخ هر جامعه، نهادها و قواعد جمعی آن را تشکیل میدهد و نهادها هم بر اقتصاد اثرگذارند. مثالی که زدم از مقالهی پرارجاع و مشهور آقای دارون عجماوغلو، استاد اقتصاد MIT و برندهی جایزهی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۲۴ بود با نام «ریشههای استعماری توسعهی مقایسهای» در این پژوهش که در سال ۲۰۰۱ چاپ شده آقای عجماوغلو نشان میدهد که اروپاییها در مناطق مختلفی که استعمار کردند، نهادهای متفاوت (بعضاً غارتگرانهای) را به وجود آوردند و این نهادها بر پیکر آن جوامع مستعمره تا امروز باقی مانده و باعث عقبماندگی آنها شده. در دوران معاصر، کشورهایی که به شدت ریسک غصب و مصادرهی اموال در آنها بالاتر است، همان کشورهایی هستند که روزی اروپاییها به خاطر اینکه مرگ و میرشان در آنجا زیاد بود، سریع آنها را غارت کردند. رابطهی سوم اینکه میشود از *سنت علمی اقتصاد (روش کمّی و مدلسازی و آماری) برای مطالعهی تاریخ استفاده کرد.* در واقع دو مقالهی قبل هم چنین روشهایی را استفاده کرده بودند. جعبهی ابزار اقتصاد (اقتصادسنجی و بینش اقتصادی) میتواند برای مطالعهی دادههای تاریخی استفاده شود. حوزهی «تاریخسنجی» یا (Cliometrics) هم به همین ترتیب استفاده میشود. مثالی که زدم، از مقالهی «دستمزدها و روابط نیروی کار در قرون وسطی» از آقای جردن کلریج، استاد LSE بود. آقای کلریج با استفاده از دادههای نسخ خطی انگلیسی قرون وسطایی که آمار اقتصادی واحدهای تولیدی را در چند قرن نشان میدهند، توضیح داده که چگونه در طول زمان نیروی کار در انگلیس از دستمزدهای کالایی برای بیمهکردن خودشان نسبت به شوکها استفاده کردند و چگونه با گذر زمان کمکم سهم نقدی این دستمزدها بیشتر شده است و نقش طاعون مرگ سیاه در این بازه چه بوده است. چند نمودار نیز از این مقالهها در اسلایدهای ارائه آوردم که در حین توضیح سریع، ارائه بدهم. از این ارائه برای دانشآموزان نتیجهگیری کردم که پدیدههای انسانی و اجتماعی به شدت درهمپیوسته هستند و یک فارغالتحصیل رشتهی علوم انسانی میتواند در علم اقتصاد مشارکت جدی داشته باشد، به شرط اینکه از نظر ریاضی خودش را برای سنت دانشگاهی اقتصاد که ریاضی و آمار در آن به شدت پررنگ هستند، آماده بکند. ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ایکانیستوری | مطالعات تاریخ اقتصادی | م. ر. گیاهپور @Econistory
без подписи
без подписи
ایکانیستوری | تاریخ اقتصادی | م. ر. گیاهپور pinned «با سلام و آرزوی سلامتی و عافیت برای همهی عزیزان از این به بعد کانال «ایکانیستوری» به صورت تخصصی برای به اشتراک گذاشتن محتوا در زمینهی مطالعات «تاریخ اقتصادی» (بحثها و مبادلات نظری در رشتههای اقتصاد و تاریخ و پژوهشهای مربوط در حوزهی کلی علوم اجتماعی)…»
با سلام و آرزوی سلامتی و عافیت برای همهی عزیزان از این به بعد کانال «ایکانیستوری» به صورت تخصصی برای به اشتراک گذاشتن محتوا در زمینهی مطالعات «تاریخ اقتصادی» (بحثها و مبادلات نظری در رشتههای اقتصاد و تاریخ و پژوهشهای مربوط در حوزهی کلی علوم اجتماعی) فعالیت خواهد کرد. آدرس کانال شخصی من، که در آن ممکن است مطالب عمومیتری مورد صحبت قرار بگیرند این است: @foliumrg از همراهی شما با کانال ایکانیستوری تا اینجا سپاسگزارم. حضورتان مایهی افتخار است و خواهد بود. اگر مایل بودید کانال شخصی من را نیز دنبال کنید. محمدرضا گیاهپور ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
Channel name was changed to «ایکانیستوری | تاریخ اقتصادی»
سکونتگاههای انسانی در طول تاریخ از سمت راست تصویری که میبینید به سمت چپ (جنوب ورامین امروزی) توسعه پیدا کردند و این به کمک تکنولوژی قنات ممکن شد. چنین پدیدهای برای من یادآور نظریهی رانت ریکاردویی بود: زمینهایی که زندگی در آنها به خاطر سختتر بودنِ آبیاری نیاز به سرمایهگذاری برای قنات داشتند، دیرتر توسعه پیدا کردند. شهود ابتدایی و ساده ولی برای من لذتبخش بود.
без подписи
без подписи