tgindex
برگ! | نوشته‌های م. ر. گیاه‌پور

برگ! | نوشته‌های م. ر. گیاه‌پور

Статистика
@foliumrgперсидский

نوشته‌های محمدرضا گیاه‌پور؛ کمی اقتصادخوانده، علاقمند به تاریخ، ناشر، معلم و چیزهای دیگر‌. @MRGiahpour

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
37
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
47
20 постов
Вовлечённость
127,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
16
1/48двое суток
18
1/72трое суток
19

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چند دهه قبل از اتفاق ذکرشده، در سال ۶۰۶ ه. ق.، ناصر عباسی دستور به نوسازی سرداب سامراء داد و بر سکوی آن پنجره‌ای از چوب ساج گذاشت که روی آن آیه‌ی مودت و نام چهارده معصوم، نوشته شده بود. بر روی آن پنجره، بعد از ذکر نام امامان دهم و یازدهم «علی بن محمد و حسن بن علی» از امام دوازدهم با لقب «القائم بالحق» یاد شده است.

  • 8 авг.2821из samarrastudies

    پنجره‌ی مرمت‌شده‌ی سرداب سامراء، ساخته شده به دستور خلیفه‌ی عباسی، احمد الناصرلدین الله، در سال ۶۰۶ ق.، آسیب‌دیده در انفجار ماه محرم سال ۱۴۲۷ ق. (۳ اسفند سال ۱۳۸۴ ش.) @SamarraStudies .

  • 29 июл.1951из Econistory

    مرثیه‌ای برای یک رویا فکر می‌کنم رویاها هم مثل انسان‌ها روزی متولد می‌شوند و روزی می‌میرند. فارغ از اینکه این رویاها به نتیجه می‌رسند یا نه، ما می‌توانیم به خاطر شیرینی‌هایشان از هم‌زیستی با آن‌ها لذت ببریم یا به خاطر تلخی‌های ممکن ناکامیشان، حسابی زندگی را برای خودمان سخت کنیم. مثل انسان‌ها که بالاخره روزی می‌میرند و از آن‌ها خاطره‌ای شیرین یا تلخ می‌ماند، رویای من هم به گمانم مرده. می‌دانم که در اطرافم افراد با مسائل بسیار سخت‌تری دست و پنجه نرم می‌کنند؛ اما من دوست دارم درباره‌ی رویای مرده‌ام چند خط بنویسم چون فکر می‌کنم به این نوشتن و خوانده‌شدن نیاز دارم. من دوست داشتم در حوزه‌ی علمی خاص مورد علاقه‌ام تحصیل کنم؛ حوزه‌ای که در دانشگاه‌های ایران زیاد کسی به آن نمی‌پردازد. و خب این حوزه‌ی خاص را یکی از برترین دانشگاه‌های جهان به خوبی پوشش می‌داد و برای آن دپارتمانی مجزا داشت. نطفه‌ی رویای من در سال‌های دبیرستان بسته شده بود، در میانه‌ی تحصیل کارشناسی هم به حسابی به سراغم آمده بود. اما روز تولدش دو هفته بعد از جنگ ۱۲روزه بود. با یک ایمیل غیرمنتظره. من قبول شده بودم. به خاطر چالش‌های مختلف و تعویق امتحانات سال ۱۴۰۴، این پذیرش به سال بعد موکول شد. رویا قرار نبود چندماهه بمیرد، و‌ نمرد. در سال ۱۴۰۴ اینترنت قطع شد. چند بار. و چالش‌های اقتصادی مضاعف آن و از بین رفتن فرصت‌های تأمین مالی به خاطر قطعی‌ها و بحران‌ها و شرایط همین حالا که دوباره انتظار حمله می‌کشیم، رویا را در ذهن من میراند. دوست داشتم انگلیس را ببینم. لندن را بگردم. ساختمان دپارتمان رشته‌ام را در نقشه و گوگل پیدا کردم. دانشگاه با موزه‌ی بریتانیا چند دقیقه پیاده‌روی فاصله دارد. یک سال هرازچندگاهی کلیپ‌ها و فیلم‌هایی از فضای دانشگاه را در یوتیوب تماشا می‌کردم و هرازچندگاهی از دانشگاه ایمیل و اطلاعیه‌های مخصوص پذیرفته‌شدگان برای من می‌آمد. نمی‌توانستم رویا را فراموش کنم. هربار با همین تلنگرها دوباره در من می‌تپید. علی‌رغم علاقه به علم‌آموزی، من هیچوقت دانش‌آموز/دانشجوی به اصطلاح «درس‌خوان»ی نبودم. رویا به من فرصت اثبات خودم به تمام کسانی را می‌داد که گمان می‌کردم من را دست کم گرفته‌اند (و چه هدف کم‌ارزشی بود اگر فقط برای همین «اثبات خود» بود). یک سال به خودم فشار آوردم که کمترین تعداد ممکن افراد از ماجرا باخبر شوند. و چقدر سخت بود وقتی از دوستانم کسانی را با رویاهای خودشان می‌دیدم. من هم رویایی بزرگ برای خودم داشتم. ولی نمی‌خواستم تا موقعی که مطمئن هستم به ثمر می‌رسد از آن باخبر شوند. امروز من نسبت به سال آینده (که رویا در آن مرده است) حس بدی ندارم. بلکه اتفاقاً فرصت‌های خوبی برایم پیش آمده که اگر به رویایم می‌رسیدم از دست می‌دادمشان.‌ اما مرگ رویا غم‌انگیز است. دوست دارم به خودم یادآوری کنم که چقدر از زندگی با رویا لذت بردم. چقدر از تخیل خودم در آن موقعیت کامم شیرین شده؛ و‌ دوست دارم یادآوری کنم اصل زنده‌بودن و داشتن رویا، لطف خدا و اولیای او به من بوده است. ان شاء الله که خیر است. محمدرضا گیاه‌پور مرداد ۱۴۰۵

  • без подписи

  • 29 июл.181из Econistory

    без подписи

  • برگ! | نوشته‌های م. ر. گیاه‌پور pinned «بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه سلام! مدتی بود دوست داشتم برای یادداشت‌های عمومی‌ام که لزوماً در زمینه‌ی خاصی طبقه‌بندی نمی‌شوند جایی داشته باشم. کانال قبلی‌ام با نام «ایکانیستوری» در تلگرام، مشخصاً برای حوزه‌ی علمی مورد علاقه‌ام یعنی «تاریخ اقتصادی»…»

  • 11 июл.31из Econistory

    نوسانات شاخص‌های مختلف محیط‌زیستی که نویسندگان استفاده کرده‌اند. نوار آبی کم‌رنگ دوره‌ی ساسانی را نشان می‌دهد.

  • 11 июл.30из Econistory

    تاب‌آوری محیط‌‌زیستی امپراطوری ساسانی مقاله‌ی «تاب‌آوری محیط‌زیستی امپراطوری ساسانی» به تعامل میان تغییرات اقلیمی و وضعیت اجتماعی امپراطوری ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) می‌پردازد. می‌دانیم که اقتصاد ساسانیان به کشاورزی وابسته بوده و این در حالی بود که این امپراطوری در مناطقی با بارش سالانه کمی قرار داشت. با این حال، برخلاف امپراطوری بیزانس، توجه چندانی در مطالعات اقلیم‌شناسی تاریخی به آن نشده است. پژوهشگران این مقاله با ترکیب شواهد تاریخی، باستان‌شناختی و داده‌های «دیرین‌اقلیم‌شناختی» (Paleo-Climatic) کوشیده‌‌اند به این سؤال پاسخ دهند که آیا نوسانات اقلیمی در دوره‌های رشد یا افول این امپراطوری نقشی تعیین‌کننده داشته یا خیر. مقاله از داده‌هایی مبتنی بر رسوبات غارها (که با بارندگی تحت تأثیر قرار می‌گیرند) و رسوبات تیتانیوم در دریاچه‌ها (که با افزایش گرد و غبار به علت خشکسالی بیشتر می‌شوند) و داده‌های رسوبات گرده‌شناختی (که با بیشتر بودنشان، افزایش فعالیت زراعی انسان‌ها را نشان می‌دهد) برای پژوهش خود استفاده کرده است. نویسندگان نشان می‌دهند که ساسانیان دوره‌ای از رطوبت پایدار و مناسب را در دوره‌ی نخستی که زمان شکوفایی نسبی ساسانیان دانسته می‌شود، یعنی دوره‌ی حکومت شاپور دوم در قرن چهارم میلادی تجربه کردند. چنین چیزی با شهود ما سازگار است و ممکن است در نگاه نخست شکوفایی آن دوره و امکان توسعه و به‌کارگیری نیروی کار گسترده توسط ساسانیان را به خاطر شرایط محیط‌زیستی مساعد بدانیم. اما جالب اینکه با توجه به داده‌ها، دوره‌ی دیگری از حکومت ساسانیان که به شکوفایی و موفقیت‌های مختلف معروف است (یعنی قرن ششم و اوایل قرن هفتم) و در آن اصلاحات اداری و توسعه‌ی زیرساختی و فتوحات تا نزدیک دروازه‌های قسطنطنیه رخ داده، اتفاقاً با خشکسالی شدیدی مصادف بوده است! پیشنهاد نویسندگان این است که راز اصلی این تاب‌آوری را باید در زیرساخت‌های مهندسی پیشرفته، به‌ویژه نظام قنات‌ها، جست‌وجو کرد. قنات‌ها با انتقال آب از سفره‌های زیرزمینی درون تونل‌های پوشیده، در برابر تبخیر آسیب‌پذیری کمتری نسبت به سیستم‌های آبیاری سطحی داشتند و حتی در سال‌های کم‌باران جریان آبی نسبتاً پایدار، و به تبع آن تولید و جریان درآمد مالیاتی قابل پیش‌بینی‌ای را فراهم می‌کردند. در کنار این فناوری، تنوع در کاربری زمین، کشت چندگانه محصولات و شبکه‌ی مدیریت دولتی بر نگهداری شبکه‌های آبیاری، انعطاف‌پذیری لازم برای مقابله با نوسان‌های هیدرولوژیکی را فراهم می‌آورده است. جالب‌تر اینکه داده‌های مقاله نشان می‌دهند در قرن هفتم میلادی، زمانی که ساسانیان از هم پاشیدند، شرایط اقلیمی نه رو به وخامت، بلکه رو به بهبود و مرطوب‌تر شدن بوده است؛ لذا طبق یافته‌ی نویسندگان مقاله، شواهد نشان می‌دهند که اقلیم عامل تعیین‌کننده‌ای در افول و فروپاشی نهایی امپراتوری ساسانی نبوده است و باید دلایل فروپاشی آن‌ها را در مسائل دیگری پیگیری کرد و شاید این افول بیشتر محصول ترکیبی از جنگ‌های فرسایشی با بیزانس، بحران‌های داخلی، شیوع طاعون و البته در نهایت حملات اعراب بوده باشد.   پ.ن. ۱: ترکیبی از محیط زیست، تاریخ و مطالعات نهادی؛ اوف. پ.ن. ۲: شاید نظریات رایج درباره‌ی دوره‌های «شکوفایی» و «اصلاح» باید با دید انتقادی مطالعه شوند. شاید اساساً شکوفایی‌ای آن‌طور که گمان می‌کنیم در کار نبوده باشد. یاد این افتادم که دکتر پروانه پورشریعتی در کتاب «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی» تذکر مشابهی را درباره‌ی روایت غالب «اصلاحات خسرو انوشیروان و محدود شدن قدرت اشراف» می‌دهد و آن را با یادآوری وقوع قیام بهرام چوبین به چالش می‌کشد.

  • 11 июл.25из Econistory

    بعد مدت‌ها، سلام به همراهان عزیز؛ اخیراً مقاله‌ی «تاب‌آوری محیط‌زیستی امپراطوری ساسانی» را خواندم و متن زیر را نوشتم. امیدوارم برای شما مفید و جالب باشد.

  • 7 июл.273из wazig_org

    کار یک پژوهشگر #تاریخ شباهت‌هایی به کار یک کارآگاه جنایی داره! ما سعی کردیم از این شباهت در کلاس‌های #علوم_اجتماعی استفاده کنیم: از اختلاف روایت‌ها راجع به سن یزدگرد سوم ساسانی گرفته تا گرایش اولجایتو به تشیع و ماجرای قتل ناصرالدین‌شاه! ما ایده‌مون رو توی کتاب «بازی‌سازی تاریخ» مستند‌نگاری کردیم. «خانه‌ی بازی‌های علوم اجتماعی وازیگ» هم بر اساس همین ایده و با حمایت مؤسسه‌ی حامی علوم انسانی تأسیس شد.

  • خانه‌ی بازی‌های علوم‌اجتماعی وازیگ، پروژه‌ی ۳ سال اخیر زندگی من بود. بازی‌ها قدرت خیلی زیادی برای انتقال مفاهیم مختلف دارن. تجربه‌ی جمعی بازیکن‌ها هم در کنار هم، خودش می‌تونه احساسات انسانی مختلفی رو پرورش بده. وازیگ هم به دنبال اینه که با استفاده از همین ظرفیت، پلی باشه بین پژوهشگرها و آموزگارها تا تولیدشدن محتواهای آموزشی باکیفیت و جذاب رو تسهیل کنه. سال پیش که موفق شدیم از مؤسسه‌ی حامی علوم‌انسانی برای این پروژه حمایت دریافت کنیم، فکر نمی‌کردم قراره با این همه اتفاق و حادثه رو‌به‌رو بشیم. اما حالا با یک وقفه اومدیم که کارمون رو شروع کنیم. برگ! | م. ر. گیاه‌پور | انسان، فرهنگ، اقتصاد و چیزهای دیگر @Foliumrg

  • без подписи

  • 13 июн.332из wazig_org

    ما برگشتیم! با خبرهای خوب... وبسایت «خانه‌ی بازی‌های علوم اجتماعی وازیگ» کار خودش‌رو شروع کرده! فعلا ما با ۷ تا محصول کارمون رو شروع کردیم، ولی امیدواریم با کمک شما و ایده‌هاتون این محصولات رو افزایش بدیم! سایتمونو ببینید: wazig.org

  • اسلایدها👆

  • без подписи

  • امروز در کلاس اقتصاد رفتاری دکتر مروت مقاله‌ی «مبارزه با تغییر اقلیم: نقش هنجارها، ترجیحات و ارزش‌های اخلاقی» را ارائه دادم که به بررسی نقش این پارامترها در رفتارهای مرتبط با تغییرات اقلیمی می‌پرداخت. مقاله نشان می‌داد که افراد (نمونه‌ی ۸۰۰۰ نفره از آمریکایی‌ها) معمولاً میزان حمایت دیگران از کنش‌های اقلیمی را کمتر از واقعیت تصور می‌کنند و همین سوءبرداشت می‌تواند مشارکت جمعی را تضعیف کند. برای گروه‌هایی از کل نمونه، صرف اطلاع‌رسانی اینکه درصد زیادی از آمریکایی‌ها برای تغییر اقلیم کنشگری دارند و فکر می‌کنند باید برایش کنشگری کرد (رفتار و هنجار) اثر قابل توجهی روی میزان تمایلشان برای هزینه در راه حفظ محیط زیست داشت. پژوهش نشان داده که حتی مداخلات اطلاعاتی بسیار ساده و کم‌هزینه می‌توانند رفتار افراد را به‌صورت معناداری تغییر دهند. به نظر من این مقاله برای سازمان‌‌ها هم دلالت‌های مهمی دارد: کارکنان و ذی‌نفعان معمولاً از میزان واقعی حمایت بقیه‌ی اعضای سازمان از برخی سیاست‌ها، ارزش‌ها یا اهداف راهبردی آگاه نیستند و همین امر می‌تواند مانع مشارکت فعال شود. به عبارت دیگر، مقاله نشان می‌دهد که «تلنگرهای اطلاعاتی» و شفاف‌سازی هنجارها و رفتارهای رایج در سازمان، می‌تواند بدون اجبار یا هزینه‌های سنگین، سطح همراهی، مشارکت و حمایت از سیاست‌های سازمانی را افزایش دهد.

  • چرا باید تاریخ بخوانیم؟ چون ممکن است بدون برنامه به روسیه حمله کنیم و به دلیل سرما شکست بخوریم! (نظر یکی از دوستان هفتمی) برگ! | م. ر. گیاه‌پور | انسان، فرهنگ، اقتصاد و چیزهای دیگر @Foliumrg

  • без подписи

  • без подписи

  • دارم Assassin's Creed Origins بازی می‌کنم و عمق تاریخ و گذر زمان منو گرفته! وقایع بازی در قرن اول قبل از میلاد تو مصر بطلمیوسیه؛ بعد توش می‌ری اهرام مصر و اسکندریه و ممفیس و... می‌بینی. فاصله‌ی ۲۰۰۰ ساله‌ی ما تا دوره‌ی بازی، تقریباً معادل فاصله‌ی بازی تا زمان ساخت اهرامه! برگ! | م. ر. گیاه‌پور | انسان، فرهنگ، اقتصاد و چیزهای دیگر @Foliumrg