نامَعدُومِ نامُوجُود
Статистикаمن هیچ نمیدانم از جنسِ خواستن و نتوانستن ولی مینویسم! اینجا نوشتههامو میخونید اونجا شنیداریهامو میشنوید آدرس اونجا https://t.me/Shenofatri دانیالی خوابیده در انتزاعاتی خیالی و متاهل https://t.me/HarfChatBot?start=27031d36c16d
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 115
- 1/48двое суток
- 131
- 1/72трое суток
- 142
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
توام ای نازِ مطلق از همان بالا ببین مارا
از کودکی تمام تلاش خود را کرده بود که بهترینها و درخشانترینها را کسب کند. زندگی را عرصه عظیمی میدانست که در آن مردم با رعایتِ شرافتمندانه قوانین، در کسب کمال رقابت میکنند. و وقتی خلاف آن آشکار شد هرگز از ذهنش نگذشت که اشتباه کرده و نظم جهانی را بیش از اندازه ساده گرفته است، و پس از مدتها که عمیقا رنجیده خاطر بود به این فکر افتاد که روزی میان زندگی و اصول نادرستی که آن را از مسیر طبیعیاش دور میکنند داوری خواهد کرد و از زندگی دفاع میکند و انتقام آن را میگیرد. ناامیدی سنگدلش کرد. انقلاب مسلّحش کرد. دکتر ژیواگو|صفحه۳۲۵
آمدم از دور
ببین یجوری مطمئنم که حاضرم سر اینکه اگر نکرد طرفدار رئال شم باهات شرط ببندم
من مطمئنم ویکتور هوگو اگر زنده بشه در رابطه با مذمت حکم اعدام سلطنتطلبا رو استثناء میکنه
من که دیگه پول ندارم دوره آثار افلاطون رو بخرم ولی کاش جلاد این اراذل با سرمستی آهنگ "دنیا" از "حبیب" رو پلی کنه و با لذت تمام بزنه زیر چهارپایهشون تا به نام عدالت آویزون شن
در همین سکانس شاید فکر کنید اینجور قتلها واسه بار اوله که از سلطنتطلبا دیده میشه! ولی باید عرض کنم به خدمتتون که در ایام تظاهراتشون در خارج از کشور اخبار بسیاری میرسید از قتل برخی از ایرانیانی که با جنبش فاشیستی سلطنتطلبا مخالفت میکردن خلاصه که به قول اون جملهی معروف: [فاشیسم آ و نقض آ است]
در همین سکانس لعنت بر بوکبلاگرای حرومخور لعنت بر قتالِ سلطنتطلب!
در همین سکانس زندگی برای من یک معنای کاملا مبتذل، تصنعی و سراسر تفریحی پیدا کرد
روی وجودت یه دنیا علامت سوال کاشتم! که تو همیشه سوال بمونی و من فرار کنم از جواب دادن به روحی که بهونهتو میگیره بهونهتو میگیره! خودمو به قتل رسوندم یعنی تورو از خودم دور کردم و خلخال بستم به پای جغد شومی که شاهد این جنایته! تو هرچقدر دورتر میشدی اشتیاق من به قتل خودم محرزتر بود فرومایهتر شدم دونتر شدم و انزجار از آدما درس اولی بود که کرختیِ بیتو بودن نصیبم کرد. بهونهتو میگیرم گرچه میون کلی علامت سوال گمت کردم علامت سوالایی که نبودن و من ساختمشون هنوزم دوست دارم به یک جای خالی کنار تو فکر کنم جایی که شاید جای من باشه اما شکاف بین من و تو اندازهی شبهایی که برای نبودنم اشک ریختی رخنه کرده تو رو گم کردم مثل گم شدنِ جسد بچه گنجشکی بین نیزار! اما هنوز بهونهتو میگیرم و دوستت دارم و برام سواله دوست داشتن تو چه شکلی بود؟ همین|#برایکسیکهنمیدانمکیستی!
خوشا آنان که الله یارشان بی
بخدا وقتی این کتاب چاپ شد خود ابوسعید اون دنیا داشت تو لوله خودکار کاغذ خیس پرت میکرد سمت امیرخسرو دهلوی!
من شنیدم شاعرا باهم شوخی دستی دارن!
عمو یه کتاب چاپ کردی تخم طلاتو که دستمون ندادی ۳۰۰صفحه یکودویست؟
عمو یه کتاب چاپ کردی تخم طلاتو که دستمون ندادی ۳۰۰صفحه یکودویست؟
دوستم عکاسه یه عکاس خوب آقاتراب دوست داشتید گالری مجازیشو دنبال کنید که خیلی زیباست
باز کن پنجره ها را ای دوست! هیچ یادت هست، که زمین را عطشی وحشی سوخت؟ برگ ها پژمردند؟ تشنگی با جگر خاک چه کرد؛ فریدون مشیری