انگلیسی زیر ذرهبین🔎
Статистикаزبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی زبانشناس، مدرّس و مترجم زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
- Последний пост
- 21:31
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 34
- Всего постов
- 46
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Языки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 439
- 1/48двое суток
- 503
- 1/72трое суток
- 542
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
There are always some human beings who live to be a hundred. More do so today than ever before, but there have always been some. I have known three quite well, two of them public figures: the politician Emmanuel Shinwell and the musical philanthropist Robert Mayer. (Robert knew Brahms, who was a friend of his family and stayed with them in Mannheim.) همیشه بودهاند انسانهایی که تا صدسالگی عمر کردهاند و شمار این افراد امروزه بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته است، ولی در این که همیشه چنین انسانهای درازعمری بودهاند شکی نداریم. حداقل من یکی سه نفر از این آدمها را خوب میشناسم، دو نفرشان از چهرههای شناختهشدهاند: اِمانوئل شینوِلِ سیاستمدار و رابرت مییرِ انساندوست و حامی موسیقی. (رابرتْ یوهانس برامسِ موسیقیدان را میشناخت که دوست خانوادگیشان بود و با آنها در مانهایمِ آلمان زندگی میکرد.) When Robert was born there must have been individuals who were then a hundred years old, whom a person could have met and got to know in the same way as I got to know him (or as he got to know Brahms, who died when Robert was seventeen). هنگامی که رابرت به دنیا آمد حتماً انسانهای دیگری در آن زمان بودهاند که صدسال از عمرشان میگذشته است و میشده است ملاقاتشان کرد و با آنها آشنا شد درست همانگونه که من رابرت را دیدم و شناختم (یا همانطور که رابرتْ برامس را شناخت و زمانی از دنیا رفت که رابرت هفدهسال داشت). When those others were born, there must have been yet other such individuals. And so on: one could go further and further back, putting the lives of nameable human beings together, end to end, without any gaps in between. It comes as a shock to realize that the whole of civilization has occurred within the successive lifetimes of sixty people— which is the number of friends I squeeze into my living room when I have a drinks party. زمانی که این صدسالهها به دنیا آمدهاند حتماً صدسالههای دیگری هنگام تولدشان میزیستهاند و این جریان همیشه بوده است، جوری که میشود همینطور به گذشتههای دورتر و دورتر رفت و عمر این صدسالهها را بیهیچ فاصلهای پشتبهپشت هم قطار کرد. اینجاست که حیرتزده میشویم وقتی بفهمیم کل تمدن در طول عمرِ بههمپیوستهی فقط شصت نفر از چنان صدسالههایی رخ داده است، یعنی جمعیتی که میتوانم برای ضیافتی در اتاق نشیمنم بهزور جا بدهم. Twenty people take us back to Jesus, twenty- one to Julius Caesar. Even a paltry ten take us back before 1066 and the Norman Conquest. As for the Renaissance, it is only half a dozen people a way. (Bryan Magee/ Ultimate Questions/2016) بیست نفر از این افراد ما را به روزگار عیسی مسیح میرسانند و با بیست و یک نفر به دوران ژولیوس سزار میرسیم. حتی با ده نفر ناقابل میرویم به قبل از نبرد معروف سال ۱۰۶۶ و هجوم نورمانها. با این حساب، دوران رنسانس فقط شش نفر با ما فاصله دارد. - ترجمهی این بخشها: عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
без подписи
🔳🔳 فصلنامهی New Philosopher نشریهی فلسفی مستقلی است که از سال ۲۰۱۳ در استرالیا منتشر میشود. هر شماره از این نشریه - که در ماههای فوریه، مه، اوت و نوامبرِ هر سال بهچاپ میرسد - حدود ۱۳۰ صفحه دارد و بدون تبلیغات است. مطالب این نشریه (که لزوماً فلسفهی آکادمیک نیست) به موضوعاتی مانند زندگی و خوشبختی، اخلاق، جامعه و فرهنگ، فناوری، محیطزیست، علم و مسائل بنیادین زندگی انسانی از منظری فلسفی میپردازد. هر شماره از این فصلنامه نیز معمولاً حول یک موضوع محوری شکل میگیرد، مثلاً فضا، آبوهوا، ادراک، ثروت، حقیقت، هوش و از این دست. مخاطب این نشریه بیشتر فرد کتابخوان و علاقهمند به مباحث فلسفی است که لزوماً تحصیلات دانشگاهی در رشتهی فلسفه ندارد. بنابراین از نظر دشواری، بیشتر فلسفهی عمومیِ جدی و نسبتاً سطحبالا است تا فلسفهی تخصصی دانشگاهی. ◾️فایل پیدیاف بالا شمارهی تابستان (اوت) ۲۰۲۶ از این نشریه است و موضوع محوری آن نیز حافظه است. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
без подписи
🔳شمارهی هفدهم اوت هفتهنامهی وزینِ نیویورکر کسانی که به ترجمهی ادبی از انگلیسی به فارسی علاقهمندند، لازم است خواندن این نشریه را جزو واجبات خود قرار دهند. ▪️قبلاً این هفتهنامه را به اختصار معرفی کردهام (اینجا). - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
без подписи
@Englishnutsbolts
🔳 ترکیب as opposed to را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم دو گزینه، وضعیت یا امکان را در تقابل با یکدیگر قرار دهیم و یکی را در برابر دیگری برجسته کنیم و بر آن تاکید بگذاریم. مثلاً در جملهی We ate in the restaurant, as opposed to the bistro. تاکید میکنیم که ما در رستوران غذا خوردیم، و نه در بیسترو (اغذیهفروشی) یا ما بهجای بیسترو، در رستوران غذا خوردیم. ◼️معادلهای این ترکیب در فارسی معمولاً بهجای (اینکه)، و نه (اینکه)، برخلافِ، برعکسِ، در مقابلِ، در تقابل با و از این دست هستند و البته باید دید کدامیک بیشتر و بهتر در ترجمه مینشیند. ◻️I'd prefer to go in May, as opposed to September. ترجیح میدهم در ماه مه بروم، و نه سپتامبر. ◻️Students discuss ideas, as opposed to just copying from books. دانشجویان دربارهٔ ایدهها بحث میکنند، بهجای اینکه صرفاً مطالب کتابها را رونویسی کنند. ◻️Why did you become a Republican, as opposed to a Democrat? چرا جمهوریخواه شدید، و نه دموکرات؟ ◻️Analysts believe that the healthy results can be attributed to an increase in trade as opposed to interest rate fluctuations. تحلیلگران بر این باورند که نتایج مطلوب را میتوان به افزایش تجارت نسبت داد، و نه به نوسانات نرخ بهره. ◻️Melville uses the eyes of the whale to suggest something of the duality of nature as opposed to the singularity of man. ملویل از چشمهای نهنگ استفاده میکند تا چیزی از دوگانگی طبیعت را در تقابل با یگانگی انسان القا کند. ◻️Analysts had expected an uptick in the number of jobs being added to the economy last month of 80,000, as opposed to a loss of 23,000. (BBC August 7, 2026) تحلیلگران انتظار داشتند ماه گذشته افزایشی ۸۰ هزار شغلی در اقتصاد رخ دهد، نه اینکه ۲۳ هزار شغل از بین برود. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
@Englishnutsbolts
برای بیان «مضمونِ» یا «به این مضمون که» یا «در این مایه که» از to the effect that یا to that effect استفاده میکنیم. 🔳 ترکیب to the effect that را زمانی بهکار میبریم که بخواهیم، در جمله، بعد از این ترکیب به مطلب مورد نظر اشاره کنیم. ◽️مضمونِ نامه این بود که دیگر احتیاجی به او نیست. The letter said something to the effect that she was no longer needed. ◽️او به ضربالمثلی چینی استناد کرد به این مضمون که آدم هیچوقت نباید بدِ همسایهاش را بخواهد. He cited a Chinese proverb to the effect that you should never wish ill on your neighbor. ◽️مضمونِ چیزی که به من گفت این بود که اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، مجبور است شغلش را تغییر دهد. He told me something to the effect that he would have to change jobs if the situation continued. 🔳 در مقابل، از ترکیب to that effect زمانی استفاده میکنیم که بخواهیم، در جمله و قبل از این ترکیب، به مطلب مورد نظر اشاره کنیم. ◽️فکر کردم اشتباه میکند و وقت شام چیزی به این مضمون گفتم. I thought he was wrong and I said something to that effect at dinner. 🔲 در موارد بالا، همچنان که دیدید، بعد از فعل say یا tell یا افعال دیگری با معنای مشابه یا نزدیک، مثلِ suggest، کلمهی something را به ابتدای to that effect یا to the effect that اضافه کنیم. ◼️ ترکیب to this effect را زمانی بهکار میبریم که در جمله یا جملاتِ قبل به مطلب مورد نظر اشاره کرده باشیم. ◽️من مطمئنم که بخشنامهای به این مضمون ظرف چند هفتهی آینده صادر خواهد شد. I'm sure that a circular to this effect will be issued in the next few weeks. ☚ کلمهی circular در حالت صفتی به معنیِ دایرهشکل یا مُدوّر است، ولی در حالت اسمی به معنی بخشنامه یا اطلاعیه است. ◼️ ترکیب to that effect را میتوانیم به انتهای جمله نیز منتقل کنیم. در این صورت، غالباً or words هم به قبلش اضافه میشود. ◽️آرش گفت که از شغلش راضی نیست، یا چیزی به این مضمون/ در این مایه. Arash said he was unhappy in his work, or words to that effect. ◽️مریم گفت که شاد نیست، یا چیزی در این مایه/ به این مضمون. Maryam said she was unhappy, or words to that effect. 🔳 ترکیبات بالا از effect بیشتر در نوشتار یا انگلیسی رسمی بهکار میروند و عمدتاً در گزارشنویسی و خلاصهنویسی استفاده میشوند و اگر هم در گفتار معمول بهکار روند، به کلام وزن میدهند. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
◻️ اگر میبینید بعد از سالها پراکندهآموزی و دیمیخوانی انگلیسی و بدون کمک گرفتن از راهنماییهای حرفهای همچنان در درک مطلب انگلیسی در خم یک کوچهاید، عاقلانه نیست که این مسیر اشتباه را برای سالهای بعد هم ادامه دهید. ◻️اگر از پارسال این موقع تا الان با پراکندهخوانی انگلیسی پیشرفت خاصی در درک مطلب انگلیسی نداشتهاید (که به احتمال زیاد چنین بوده)، از این به بعد هم با این فرمان به جای خاصی نخواهید رسید. 🔳 بدون پیروی از یک برنامهی اصولی و حسابشده و منسجم، در درک مطلب انگلیسی پیشرفت ملموسی نخواهید کرد. ✅ دو دورهی درک مطلب انگلیسی را دقیقاً برای شما تالیف و تدوین کردهام تا از این گمگشتگی و هدررفتِ وقت و انرژی رها شوید و در مسیر مطمئنِ درک عمیق انگلیسی گام بردارید. همین امروز اقدام کنید. فردا دیر است. - عبدالرضا شهبازی مدرّس و مترجم زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi ➖➖➖➖➖ 🟩 از طریق هایپرلینکهای پایین با ساختار هر دوره آشنا شوید و نمونهی تدریس را گوش دهید. 🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته) 🔳 دورهی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته) @Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمامِ بستهی نخست از دورهی ضبطشدهی درک مطلب انگلیسی در سطح متوسطه تا پیشرفته با عنوان "افرایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" 💐 @Englishnutsbolts
نظر یکی دیگر از دوستان بعد از اتمامِ بستهی پنجم از دورهی ضبطشدهی درک مطلب انگلیسی در سطح متوسطه تا پیشرفته با عنوان "افرایش واژگان، درک مطلب و تحلیل متن انگلیسی" 💐 @Englishnutsbolts
سایه را در انگلیسی هم shadow و هم shade میگویند، ولی این دو با هم تفاوتهایی دارند. 🔳 کلمهی shadow زمانی بکار میرود که هر منبع نوری (اعم از آفتاب) آن را تشکیل داده باشد و حد و اندازهاش تقریباً مشخص باشد؛ یعنی تاریکیِ شکلداری بهوجود آمده باشد. همچنین، آن شی یا شخصِ پدیدآورندهی shadow هم مهم و مورد توجه باشد. ◽️The children were having fun, chasing each other's shadows. بچهها دنبال سایههای هم میدویدند و کیف میکردند. ◽️The ship's sail cast a shadow on the water. بادبانِ کشتی سایه بر آب انداخت. ◽️The shadows lengthened as the Sun went down. هرچه خورشید بیشتر رو به غروب میرفت سایهها درازتر میشدند. ◽️The candels on the table threw huge flickering shadows against the wall. (نور) شمعهایِ روی میز سایههای بزرگ و لرزانی روی دیوار انداختند. 🔳 در مقابل، shade را زمانی بکار میبریم که تاکید روی خود آن محوطهی تاریک(تر)ی باشد که از نرسیدن نور خورشید بر زمین ایجاد شده باشد، و در آن محوطه، که حد و اندازهاش هم خیلی مشخص و واضح نیست، هوای خنکتری بهوجود آمده باشد. ◽️We searched for a patch of shade to rest in. دنبال یک تکه/گُله سایه گشتیم که در آن استراحت کنیم. ◽️I was sitting in the shade. در سایه نشسته بودم. ◽️We had lunch at the park under the shade of a big tree. زیر سایهی درختی بزرگ در پارک ناهار خوردیم. ◽️The temperature is 40 degrees Centigrade in the Sun, but 30 degrees in the shade. دما در آفتاب ۴۰ درجهی سانتیگراد ولی در سایه ۳۰ درجه است. ☚ تفاوت دیگر این دو کلمه با هم این است که در اکثر مواقع، و نه لزوماً همیشه، shadow را منبع متحرکی ایجاد میکند، در صورتی که shade را چیزی ثابت بهوجود میآورد. با این توضیح، خودِ shade هم ثابت است، و فقط با حرکت تدریجی خورشید در آسمان کمکم جابجا میشود، ولی shadow جابجایی بسیار سریعتر و بیشتری دارد. ◾برای درخت - مثلاً - که ثابت است هم میتوان shadow را به کار برد و هم shade را. ولی کی کدام را بکار ببریم؟ اگر تاکید روی درخت باشد و سایهای که انداخته است (بدون توجه به کارایی سایه در محافظت در برابر نور و گرمای خورشید)، از shadow استفاده میکنیم. ◽️The tree cast its shadow on the building. درخت سایهاش را روی ساختمان انداخت. / سایهی درخت روی ساختمان افتاد. ☜ ولی اگر آنچه مهم است سایهی درخت است در ایجاد فضایی خنک و به دور از نور خورشید، و خود درخت مورد توجه نباشد، از shade استفاده میکنیم. ◽️We finally found a shade of a tree to sit in. سرانجام سایهی درختی پیدا کردیم و در آن نشستیم. ☚ تفاوت بعد این است که معمولاً shade امر مطلوبی است، چون زیر آفتاب تابان محیط تاریکتر و خنکتری ایجاد میکند، ولی shadow اینگونه نیست و ممکن است نامطلوب هم باشد. ◾️تفاوت دیگر بین این دو این است که shade در فرآیندی بالا به پایین ایجاد میشود، چون خورشید بالاست. ولی shadow ممکن است در هر جهتی ایجاد شود، چون منبع تولیدش لزوماً خورشید نیست. 🔳 سایهشکلکهایی را که با دست روی دیوار یا ... ایجاد میکنیم چگونه به انگلیسی بیان میکنیم؟ سایهشکلک درست کردن ◾️to make/ do shadow puppets ◽️Can you make shadow puppets with your hands on the wall? میتونی با دست روی دیوار سایهشکلک درست کنی؟ ◽️I love to do shadow puppets. عاشق اینم که سایهشکلک درست کنم. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
لباس سنتیِ مردان اسکاتلندی در پایینتنه نوعی دامن است که به آن kilt میگویند. در قسمت جلوی این دامن چیزی شبیه کیفی کوچک از جنس چرم یا خز آویزان میکنند که به آن sporran میگویند. در این علامت (sign) روی درِ دستشویی البته نمیتوان sporran را مشخص کرد تا kilt با دامن خانمها (skirt) متمایز شود، جز اینکه مثلاً بدهند این کیف اسکاتلندی را بهشکل embossed (نقشبرجسته) روی دامن مشخص کنند. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
«اما برای توضیح اینکه چرا دیدگاه خوشبینانه درباره تأثیرات صنعتیسازی به دیدگاهی بدبینانه تغییر کرد، آنچه احتمالاً بیش از این بیداری و وجدان اجتماعی اهمیت داشت این واقعیت بود که به نظر میرسد این تغییر عقیده نه در محلات صنعتی-کارخانهای که درباره آنچه در شرف وقوع بود آگاهی دست اول داشتند، بلکه در بحثهای سیاسی کلانشهر انگلستان سر برآورده بود که تا حدی از این توسعه و تحول جدید دور بود و سهم اندکی در آن داشت.» ◻️ترجمهی چاپشده، ۱۴۰۵ 🔳برای کار ترجمه لازم است با آزادیهای مشروع مترجم آشنا باشیم. مقداری مباحث نظری ترجمه بلد باشیم. بدانیم به ازای هر کلمهی فرنگی، یک کلمهی فارسی گذاشتن نامش ترجمه نیست. بدانیم مادامی که در چنگال نحو زبان مبدا اسیر بمانیم و صرفاً صورت کار را به فارسی منتقل کنیم، مثل نمونهی بالا، ترجمه نکردهایم، لفظبرگردانی کردهایم. باید مراد نویسنده را در ذهنمان بچرخانیم و بچرخانیم تا بالاخره دستگیرمان شود چگونه میتوان آن را روان و مفهوم به جامهی فارسی درآوریم. این کار هم بیشتر زمان میبَرَد. میدانم. فشار ذهنی بیشتر وارد میکند. این را هم میدانم. سرعت کار هم کمتر میشود. این را نیز میدانم. ولی ترجمهی درست همین است، و الا لفظبرگردانی که کاری ندارد. میشود تندتند کتاب بهنام ترجمه وارد بازار کرد. دیگر اینکه ملاحظهی مخاطب و زبان فارسی را هم بکنیم. ملاحظهی مخاطب را بکنیم تا پولش و وقتش تلف نشود و نثر ضعیف و نامفهوم ما بر نگارشش (و حتی طرز فکر و بیانش تاثیر منفی نگذارد). ملاحظهی فارسی را هم بکنیم مبادا از جانب ما آسیبی به آن وارد شود. - عبدالرضا شهبازی @Englishnutsbolts
وقتی میگویم بهسختی میتوانم متن ترجمهشده بخوانم یعنی این! هنگام خواندن ترجمه، ناخودآگاه مشابه این عملیات در ذهنم میگذرد. برای اینکه شما هم ببینید چه کلنجاری با متنهای ترجمهشده دارم، نمونهای از آنچه را در ذهنم میگذرد روی کاغذ آوردهام (البته در این مورد خاص با متن انگلیسی تطبیق دادهام). ترجمههای خوبِ کمشمار بهکنار، که وجودشان مغتنم است و سعی مترجمانشان مشکور. اما ترجمههای ضعیف و فارسیآزار متاسفانه دست بالا را در بازار کتاب دارند. از ترجمهخوانی بکاهید و بر انگلیسیخوانی بیفزایید. - عبدالرضا شهبازی ◻️مطلب کاملاً مرتبط ◻️مطلب کاملاً مرتبط @Englishnutsbolts
🇺🇸دوره تحلیل گرامر پیشرفته انگلیسی در متن 🇺🇸👇😍 https://t.me/voa_learning_english/10674 پادکست انگلیسی امریکاییMP3+PDF 🇬🇧@VOA_Learning_English تقویت ریدینگ IELTS 🇬🇧@ImproveReading انگلیسی با اخبار روز دنیا 🇬🇧@EnglishWithMima آموزش زبان انگلیسی با فیلم 🇬🇧@Eng_Learners_Mb انگلیسی حرفه ای با فیلم و کارتون 🇬🇧@realenconversations با تست زدن انگلیسی بیاموز- کوئیز 🇬🇧@QuizWorld310 اصطلاحات بی ادبی زبان انگلیسی 🇬🇧@m_bayan164 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی 🇬🇧@policyinact اشتباهات رایج زبان 🇬🇧@Fixenglish1 آموزش تخصصی زبان انگلیسی 🇬🇧@WritingandGrammar1 لغات انگلیسی GRE 3500 🇬🇧@gre3500book کوئیز انگلیسی / نکات IELTS 🇬🇧@rahmaniquizHesam انگلیسی کامل Complete English 🇬🇧@englishteaching1398 گرامر تخصصی انگلیسی 🇬🇧@Grammar_in_use25 نکات کاربردی زبان 🇬🇧@English_ili تحلیل معنایی و درکِ عمیقِ انگلیسی 🇬🇧@Englishnutsbolts فقط گرامر 🇬🇧@usuk1 فحش انگلیسے یاد بگیــریم •• 🇬🇧@mrSaddiqienglishlearning نکات کاربردی TOEFL و IELTS 🇬🇧@WritingandGrammar
در صورتی که به اطلاعات بیشتری دربارهی دورههای تالیفی درک مطلب انگلیسی (از مبتدی تا پیشرفته) نیاز دارید یا پیرامون مسیر تقویتِ درک مطلبِ انگلیسیِ خود (بهطور کلی) پرسشهایی دارید، میتوانید در خصوصی بپرسید: @abdorrezashahbazi - عبدالرضا شهبازی مدرّس و مترجم زبان انگلیسی @Englishnutsbolts