tgindex
تَرزَبانی

تَرزَبانی

Статистика
@TarZabaniЯзыкиперсидский

کارگاه ترجمه، واژه‌شناسی، زبان انگلیسی و فارسی و خُردکی عربی، قند پارسی امیرحسین ایمانی‌زاده Ph.D., M.A., M.A., B.A. نخستین مطلب کانال: https://t.me/TarZabani/1

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Языки
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 058
+1 за 3 дн.
Сутки
+1
+0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
167
27 постов
Вовлечённость
15,8%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 29
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
65
1/48двое суток
74
1/72трое суток
80

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سائلی پرسید از آن شوریده‌حال       گفت: «اگر نامِ مِهینِ ذوالجلال  می‌شناسی، بازگوی ای مرد نیک!»  گفت: «نان است؛ این بنتوان گفت لیک!» مرد گفتش: «احمقی و بی‌قرار!    کِی بُوَد نام مهین، نان؟ شرم‌دار!» گفت: «در قحط نشابور_ای عجب!—    می‌گذشتم گُرْسِنه چل روز و شب، نه شنودم هیچ‌جا بانگ نماز    نه دری بر هیچ مسجد بود باز من بدانستم که نان نامِ مهین‌ْسْت نقطهٔ جمعیت و بنیادِ دین‌ْسْت.» #عطار_نیشابوری *نام مهین: اسم أعظم ✍️الف. ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • 🔹a tall order idiom a request or piece of work that is almost impossible کار شاقّ، دستورِ نشد 🔸That is a tall order, to be revelatory to two such different audiences. ✍️الف. ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • 13 авг.741из Tehran_Science_IR

    💡🧠🔎 هدف مبنایی در هر نوع پرسش‌گری inquiry از جمله پژوهش: تلاش برای فهم آگاهانه‌تر و پیشرفته‌تر (جامع‌تر و ظریف‌تر) موضوع مورد پرسش. ©ایمانی‌زاده، الف. و رضوانی، م. (۱۴۰۳). پارادایم برساخت‌گرایی اجتماعی، روش‌شناسی هرمنوتیک-دیالکتیک، و ارزشیابی نسل چهارم: چشم‌انداز کاربرد در گردشگری. پژوهشگران گاهی در قسمت بحث و نتیجه‌گیری، به آوردهٔ خود با استفاده از واژهٔ فهم understanding تصریح می‌کنند: our primary aim has been to theoretically elaborate the psycho-social mechanisms undergirding the effectual ask and stakeholder pre-commitments. These socio-cognitive microfoundations add significant and important nuance to our understanding of how, why, and to what extent prospective stakeholders accede to risking their own resources in an effectual venture. ©نمونه از مقاله‌ای در Journal of Business Venturing ✍امیرحسین ایمانی‌زاده 🎓🗺 علم تهران 🌍📚 @Tehran_Science_IR

  • Hold fast to dreams ... –Langston Hughes هرگز از آرزوهایت دست بر ندار چراکه اگر رؤیا بمیرد زندگی چیزی نیست جز پرنده‌ای شکسته‌بال که نمی‌تواند پرواز کند هرگز از آرزوهایت دست بر ندار چراکه اگر رؤیا برود زندگی چیزی نیست جز مزرعه‌ای بایر یخ‌زده زیر برف. ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • I personally call the type of government which can be removed without violence 'democracy', and the other 'tyranny'. –Popper من دولت‌ها را این‌گونه دسته‌بندی می‌کنم: اگر بتوان بدون خشونت برکنارشان کرد، «دموکراسی»اند و در غیر این صورت، «دیکتاتوری.» –پوپر 💡منظورش دست‌به‌دست شدن صلح‌آمیز قدرت بین سلایق سیاسی مختلف از طریق سازوکارهای مردم‌سالاری از جمله تضمین آزادی بیان و حقوق بشر، حکومت قانون، تشکیل احزاب و انتخابات غیرنمایشی است. ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • ‏در غربتِ مرگ، بیمِ تنهایی نیست ‏یارانِ عزیز آن طرفْ بیشترند #مسیح_کاشانی 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • You are currently number 20 in the queue. You should be connected to an agent in about 30 minutes. شما نفر بیستم در صف انتظار مکالمه با کارشناس هستید. مدتی تقریبی انتظار: ۳۰ دقیقه. ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • زیستن و ولایتِ والای انسان بر خاک را                                      نماز بردن؛ زیستن و معجزه کردن؛ ورنه میلاد تو جز خاطره‌ی دردی بیهوده چیست، هم از آن دست که مرگت؟ هم از آن دست که عبورِ قطارِ عقیمِ اَسترانِ تو از فاصله‌ی کویری میلاد و مرگت؟   مُعجزه کن مُعجزه کن که مُعجزه            تنها                دست‌کارِ توست اگر دادگر باشی؛ که در این گُستره                      گُرگانند مشتاقِ بردریدنِ بی‌دادگرانه‌ی آن                                        که دریدن نمی‌تواند. ــ و دادگری معجزه‌ی نهایی‌ست. تیر ۱۳۵۹ #احمد_شاملو ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • He has lent to me four hundred thousand pounds on the surety of my house and lands: tomorrow is the day that my bond to him falls due. If I do not pay him the four hundred thousand pounds by noon, both house and lands are his; I should forfeit. چهارصد هزار پوند به من قرض داده و برای این مبلغ خانه و زمین‌هایم را نزد او وثیقه گذاشتم. فردا موعد تأدیهٔ سند تعهدم به او است. اگر تا ظهر دیْن را پرداخت نکنم، خانه و زمین‌ها مال او می‌شود؛ از مالکیت من خارج می‌شود. #ترجمه_حقوقی 🔹حق وثیقه a security interest a right in rem حق عینی تَبَعی است که نسبت به مال ایجاد و إعمال می‌شود. ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • ‏دستِ فلکْ کبود شد از گوشمال و ما ‏مشغولِ خاک‌بازیِ طفلانهٔ خودیم #صائب_تبریزی ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • رابین هود و فلسفۀ قانون رابین هود جزء افسانه‌های ملت انگلستان است. اخیراً رمانی مدرن از آن را خواندم: The adventures of Robin Hood by Roger Lancelyn Green. در اقتباس‌هایی که برای کارتون‌ها و فیلم‌ها می‌شود به عمد یا به سهو مواردی از داستان را حذف می‌کنند.…

  • رابین هود و فلسفۀ قانون رابین هود جزء افسانه‌های ملت انگلستان است. اخیراً رمانی مدرن از آن را خواندم: The adventures of Robin Hood by Roger Lancelyn Green. در اقتباس‌هایی که برای کارتون‌ها و فیلم‌ها می‌شود به عمد یا به سهو مواردی از داستان را حذف می‌کنند. برخی از آن‌ها احتمالاً به خاطر سن مخاطب الزامی‌ست. مثلاً رابین هود نهایتاً به دست یک راهبۀ رئیس دیر در بستر بیماری به قتل می‌رسد. یا در رمان پینوکیو، روباه مکار و گربه‌نره در فرازی از داستان پینوکیو را حلق‌آویز می‌کنند تا بمیرد یا در جایی دیگر پینوکیو پنجۀ گربه نره را گاز می‌گیرد و از جا می‌کند. طبیعی‌ست که فیلمسازان ترجیح دهند برخی از سطوح خشونت را نشان ندهند و تغییراتی در داستان دهند. بازگردیم سراغ افسانۀ رابین هود که ابعاد جالب متنوعی دارد از جمله مسئلۀ قدرت سیاسی و نظامی و قانون. اساس داستان این است که پادشاه انگلستان ریچارد به جنگهای صلیبی رفته و برادرش شاهزاده جان John از غیبت او سوءاستفاده کرده، نایب‌السلطنۀ برحق را فراری داده و دست به وضع قوانین و رفتارهایی ظالمانه نسبت به رعایا زده است. اصلاً رمان اینگونه آغاز می‌شود که یک فرد فقیر را—چون گوزنی را برای سیر کردن شکم خانواده‌اش بدون اجازه شکار کرده،—مأموران دستگیر کرده‌اند و در حضور خود شاهزاده می‌خواهند بر چشمانش میل داغ بکشند و کور کنند و وقتی که مقاومت می‌کند با تیری در قلب او را می‌کشند و فرزندانش را یتیم می‌کنند. رابین هود اشراف‌زادهٔ ثروتمندی است که هوای فقرا و مغضوبان را دارد و به همین دلیل خودش مورد غضب شاهزاده جان قرار می‌گیرد و متمرد از قانون و لذا خارج از حمایت قانون و مهدورالدّم outlaw اعلام می‌شود. رابین هود حکومت شاهزاده جان را قبول ندارد، او را غاصب سلطنت شاه ریچارد می‌داند، یاغی می‌شود، و به جنگل‌ها پناه می‌برد. رابین هود در آنجا اشخاص ماهر را جذب می‌کند و گروه او با حاکمان محلی و روحانیان فاسد مبارزه و از آن‌ها سرقت و راهزنی می‌کند و بعضاً جلوی زورگویی‌ها در شهرها و روستاها را هم می‌گیرند. رابین هود قصد دارد بعداً از پادشاه برای عدم رعایت قوانین در زمان غیبت او عفو بخواهد و ثروت دزدی را خرج بهبود زندگی فقرا و همچنین جمع‌آوری مبلغی بزرگ می‌کند برای پرداخت باج آزادی به حاکمی در اتریش که شاه انگلستان را اسیر گرفته است. در اواخر کتاب، شاه ریچارد که ناشناس و در قالب یک شوالیۀ بازگشته از جنگهای صلیبی و یک زائر بیت‌المقدس palmer به انگلستان باز گشته و به دیدار رابین هود آمده با او گفتگویی می‌کند که مربوط به همان مسألهٔ رعایت قانون است: ‘Now,’ said Robin, 'we have earned our dinner! Come sit down at my table . . . you, good palmer, and let us see what appetites you have.’ ‘You live well here, friend Robin Hood,’ said the palmer as he watched the preparations for dinner. ‘But we earn our keep!’ smiled Robin. ‘Yet you kill the King’s deer,’ remarked the palmer. ‘In that,’ answered Robin, ‘I hold that we break no just law. For look you, we are outlaws, and so without the law! But I hold that we were not outlawed lawfully: it was John’s doing, and that of his minion the Sheriff of Nottingham. We dwell here to set right the wrong: never yet did we hurt any man knowingly who was honest and true, but only those who - with or without the law on their side - robbed innocent men or oppressed them, or did ought against the honour of a woman. They call me the poor man’s friend - for I take from the rich to give to the poor: but never have I taken from true knight or worthy priest who held their vows sacred and strove to live according to Our Lord’s teaching. I never harmed husbandmen who tilled the ground, nor shepherd minding his flocks, nor any who got their living by honest labour or by honest skill; but I have indeed made prey of those among the clergy, be they simple priests or bishops in their mitres, who oppress their flock, who cheat and rob and lie and follow the pleasures of this world contrary to their holy calling. ‘Come now, good master palmer - we are at least thieves of honour, and you do no dishonour to your own noble calling by dining freely with us. That is, unless you shrink from eating the King’s deer?’ ‘Shrink?’ the palmer laughed heartily, ‘why, I count it as my own! Fall to in faith, I am as hungry as if I had walked all the way home from Jerusalem - and as thirsty too.’ قسمت یک - ادامه دارد. ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • دو روی یک سکّه‌اند. They are two sides of the same coin. ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • در پایان برخی از اسامی قابل‌شمارش در انگلیسی در حالت مفرد s هست و در حالت جمع نیز شکل آنها تغییر نمی‌کند: a means a gallows a crossroads a headquarters a series a species ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • 1 авг.1931из HamidTavangarChannel

    آفرینش: #سلمان_هراتی آفریده: پیش از تو  خوانش: #حمید_توانگر پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت بسیار بود رود در آن برزخ کبود اما دریغ، زَهرۀ دریا شدن نداشت در آن کویر سوخته، از آن خاک بی‌بهار حتی علف اجازۀ زیبا شدن نداشت گم بود در عمیقِ زمین شانۀ بهار بی‌تو ولی زمینۀ پیدا شدن نداشت دل‌ها اگرچه صاف، ولی از هراسِ سنگ آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت چون عقده‌ای به بغض فرو بود حرف عشق این عقده تا همیشه سرِ وا شدن نداشت ❤️👇👇👇❤️ کانال شعر و داستان حمید توانگر @hamidtavangarchannel

  • 🔹ben‧e‧fac‧tor /ˈbenəˌfæktə, ˈbenɪˌfæktə $ -ər/ noun [countable] someone who gives money for a good purpose: حامی مالی، واهب، خَیِّر، بهره‌رسان 🔸An anonymous benefactor donated $2 million. benefactor of/to   🔸a generous benefactor of the university ©Longman 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • 31 июл.1903из law1906

    دو-فاکتو و دو-ژور 🔹de facto formal really existing although not legally stated to exist   یعنی چیزی رسماً و قانوناً اعلام نشده ولی در عمل هست 🔸a de facto state of war 🔸He served as the de facto leader of the organization. 🔸The government granted de facto—but not de jure—recognition to Israel. 🔹de jure true or right because of a law یعنی رسماً و قانوناً مورد پذیرش قرار گرفته، قانونی 🔸There is no de jure government there. 🔸The two republics accorded each other de jure recognition. 🔸The country has de facto independence now, and it will soon be recognized de jure by the world's governments. ©Longman #ترجمه_رسمی ✍️ امیرحسین ایمانی‌زاده 📚⚖️حقوق و اصول @law1906

  • a peasant دهقان carrying/with a spade بیل on/over his shoulder 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • بايد از چيزی کاست، گر بخواهيم به چيزی افزود. هرکس آيد به‌ رهی سویِ کمال. تا کمالی آيد، از دگرگونه کمالی بايد چشمِ خواهش بستن. زندگانی اين است؛ وين‌چنين بايد رَستن. #نیما_یوشیج - منظومهٔ مانلی ✍️امیرحسین ایمانی‌زاده 📚تَرزَبانی @TarZabani

  • همه منتظر عروس و دامادند. Everyone is waiting for the bride and bridegroom. 📚تَرزَبانی @TarZabani