Khabgard | خوابگرد
Статистикаبرای بازنشرِ مطالبِ سایتِ خوابگرد و مطالبِ دندانگیرِ دیگر جاها | رضا شکراللهی https://twitter.com/khabgard سایت: http://khabgard.com ایمیل: info@khabgard.com
- Последний пост
- 2 мар.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
.
آمار و جزئیاتی از کشتگان نجفآباد . این روزها که آیینهای مردمی چهلم کشتگان شبهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی در نجفآباد توجه یک ایران بزرگ در داخل و خارج خاک را برانگیخته، احساسی عمیق از سوگ و افتخار در وجودم نسبت به زادگاهم جوشیدن گرفته است. این حس مشترک، همچون زنجیری از همدلی، ما را از هر نقطهی ایرانمان بار دیگر به همدیگر متصل کرده است؛ آن هم با خلاقیتی بینظیر که مردم از هر قوم و منطقهای بهطور یکپارچه عزا را به جشن و حماسهای پرشور بدل کردند و روایت جعلی حکومت از اعتراضات را زیر پا له کردند. چند منبع در نجفآباد، بهطور جداگانه، تا امروز توانستهاند آمار دستکم ١٨٠ کشته در این شهر و حومهاش را تأیید کنند. حومهی نجفآباد یعنی شهرها و شهرکهایی چون یزدانشهر، امیرآباد، فیروزآباد، ویلاشهر، گلدشت، کهریزسنگ و روستاهای بزرگی مثل حاجیآباد و نهضتآباد. از این شمار، حدود ١١٠ کشته در مزار بزرگ شهر نجفآباد به خاک سپرده شدهاند. در تصویر، عکس ۶٣ جاویدنام را در مراسم چهلم در محوطهی «گلزار شهدا» میبینید که کشتههای خود شهر نجفآباد هستند. بودهاند کشتگانی هم در این شهر که به دلایل متفاوت نام و عکسشان آشکار نشده. برای مثال کشتهای هست که فامیل سراسر سپاهیاش مانع شدهاند. از این حدود ١٨٠ کشته، تنها در شامگاه ١٨ دی دستکم ١۴ تن در یزدانشهر به خون غلتیدند. در یزدانشهر آنقدر همه با هم آشنایند که فقط یکی از دوستان من در این شهر ٢٢ نفر از کشتگان هر دو شب را یکنفس نام برد. جاهایی مثل یزدانشهر و امیرآباد و فیروزآباد و یا گلدشت مناطق اغلب مهاجرنشیناند؛ خانوادههایی که پدران و مادران آنها از دههها پیش از روستاهای دور به حومهی نجفآباد مهاجرت کردند و اغلب خانوادههای کارگریاند. به همین دلیل، و بهگفتهی شاهدان در این مناطق، شماری از خانوادهها پیکر عزیزانشان را به روستاهای آباءواجدادیشان بردهاند و به خاک سپردهاند. امید دارم این اطلاعات با کمک دیگران تکمیل و دقیقتر شود. این عدد و رقمهای تکاندهنده را گفتم، بگذارید نقبی هم به حدود ۴٠ سال پیش بزنم تا عجیب بودن این شهر و شهرستان را بیشتر دریابید؛ شهری بهلحاظ تاریخی بهشدت مذهبی که در تاسوعا و عاشورا (۱۹ و ۲۰ آذر) سال ۱۳۵۷ هم از اندکشمار شهرهای ایران بود که تظاهرات ضد حکومت پهلوی در آن برگزار شد و کشته هم داد. شهرستان نجفآباد در هشت سال جنگ ایران و عراق دو هزار و ۵٨٣ شهید داد؛ بیشترین تعداد شهید بهنسبت جمعیت در کل ایران. برای مثال، ٣٢۵ شهید تنها در عملیات «خیبر» در سال ١٣۶٢ که از این تعداد ١٩٣ نفر فقط در یک شب شهید شدند. #نجفآباد هم شهر حسینعلی منتظری است و هم شهر بهرام صادقی، نویسندهای که از تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران بود. نجفآباد هم شهر معین خوانندهی محبوب است و هم شهر ابوالقاسم پاینده، پژوهشگر برجسته و داستاننویس و مترجم نامدار قرآن. قصهی #نجف_آباد سر دراز دارد... @KhabGard
نوشتهی یکی از دوستانم که مستندساز است و در تهران زندگی میکند. از زاویهدید ما نگاه کنید؛ ما که اینجاییم... شما که بیرون از ایران هستید، خیلیهایتان با همان درد و خشمی زندگی میکنید که ما. بزرگترین دلگرمی ما این است که با آنهمه دلتنگی و اضطرابی که شما دارید و ما تصوری دقیق از آن نداریم، هنوز کنار ما ایستادهاید و صدای ما بودهاید در دنیا. اما همدلی، بهتعبیر سوزان سانتاگ، احساسی ناپایدار است و اگر به عمل درنیاید، پژمرده میشود. فراموش نکنید که ما دیماه را با تکتک سلولهایمان زندگی کردیم، با صدای شلیک، با بوی دود، خون، زخم، زندان و وحشت و خاموشی مطلق. به همین دلیل، همان خواستهی مشترک، همان جملهی ساده و عریان، برای ما نه شعار که تلاش برای بقا بود: سرنگونی این رژیم. اما پس از روزها و شبهای طولانی خاموشی مطلق، آنچه اکنون از روزنههای کوچک شبکههای اجتماعی و رسانهها به چشم میآید، شباهت چندانی به جنس زخم ما ندارد. اینجا، در ایران، پادشاهیخواه و غیرپادشاهیخواه، دوشادوش و دست در دست هم، در خیابان بودیم و زخم خوردیم و کشته دادیم و سرکوب شدیم، اما حالا که به آن سوی پنجرهها نگاه میکنیم، آنچه پررنگتر و پرسروصداتر به چشم میآید، نه تکرار نام کشتهها که غوغای جریانهای سیاسی است که همان هم از فعالیتهای افسران سایبری رژیم قابل تشخیص نیست. آنها که صدای بلندتری دارند، بهجای اینکه بگویند «چگونه کمک کنیم سرکوب کمتر شود و سرنگونی پیشتر بیفتد»، مشغول جدالاند که رهبر دورهی گذار کیست. به جای اینکه تمرکز روی اصل خواستهی مردم باشد، از همدیگر میخواهند در آزمون وفاداری شرکت کنند. پس از آن همه خون و سرکوب و وحشت و خاموشی، آمدیم و دیدیم برخی صداهای غالب بهجای اینکه بگویند «ایرانی، داد بزن، حقتو فریاد بزن»، میگویند «ایرانی، داد بزن، شاهتو فریاد بزن». و چه عجیب که حتی خود «شاهزاده» هم هنوز خود را «شاه» نمیداند و میکوشد تمرکز همگان فقط بر گذار باشد. این تغییر فقط یک اختلافنظر سیاسی نیست. این یعنی برخی آن بیرون تصمیم میگیرند که درد ما چه معنایی داشته باشد و رنج ما در کدام قالب جا بگیرد. یعنی به جای اینکه دیده شویم، داریم مصرف میشویم. یعنی هزار هزار کشتهی ما میشود مستمسکی برای دعوا بر سر رهبری، و اعتراضمان میشود میدان مسابقهی نمایندگی. انتظار معجزه از شما هموطنان دلسوختهمان نداریم، اما پس از انقلابی که رخ داده و به خاک و خون کشیده شده و اکنون باز هم بوی معاملهی سردمداران رژیم خونریز برای بقای بیشتر بلند شده است، تلاش کنید این را ببینید و درک کنید که در بخشی از فضای بیرون از کشور چه تغییر وضعیتی شکل گرفته است. تلاش کنید بهجای ما این را درک کنید که وقتی دعواهای بیرون اصل اعتراض را میپوشاند، ما تنهاتر میشویم؛ هم در خیابان و هم در روایت. حمایت یعنی کمک کنید صدای ما از داخل این خاک واضحتر شنیده شود، نه آنکه شرط و تبصره به آن بچسبانند. یعنی مرکز ثقل را برگردانید به جان انسانها، دادخواهی، آزادی زندانیها، و حق اعتراض برای سرنگونی یک رژیم خونریز؛ نه رقابت برای تریبون و پرچم. اختلاف سیاسی اگر دارند، داشته باشند، اما نگذارید اختلافشان را روی دوش کشتهها و خوندادهها حل کنند. ما پیش و بیش از هر چیز به این نیاز داریم که در فضای رسانهای و شبکهای آن بیرون، دعوا از روی زخمهای ما برداشته شود و دوباره «خودِ اعتراض» محور شود. کاری کنید وقتی شما را در تلویزیون و شبکههای اجتماعی میبینیم، احساس نکنیم صدایمان دارد زیر آوار جدالها دفن میشود. یک «حداقل مشترک» را محور قرار دهید: حمایت از مردمی که برای سرنگونی این رژیم خون دادهاند و دادخواهی و عدالت برای قربانیان و بازماندگان. آینده، هر چه هست و هرچه که باشد، باید بعدتر در سازوکاری دموکراتیک تعیین شود، نه در میانهی خون، نه روی خاک تازهی کشتههایی که هنوز نام هزاران تن از آنها را هم نمیدانیم. مرکزیت را به قربانیان و مردم داخل کشور بدهید. بهجای «طرف کی هستی»، بپرسید «چطور صدای قربانیان شویم». هر کارزار و تجمع یا ترند، تنها وقتی برای به ثمر نشستن خونهای ریخته کارساز خواهد بود که با نام قربانیان آغاز شود و حول روایت آنان شکل بگیرد، نه با دعوا بر سر چهرهها. چه تلخ است آنچه این روزها بیرون ایران بیشتر دیده و بازنشر میشود؛ دعوا بر سر مالکیت اعتراض به جای حمایت از خود اعتراض. این دقیقاً همان چیزی است که ما در این خاک، زیر سرکوب، نه سزاوار آن هستیم و نه شانههای خستهمان تاب آن را دارد. @KhabGard
⭕️ چگونه دیکتاتورها سقوط میکنند کتابِ چگونه دیکتاتورها سقوط میکنند و ملتها زنده میمانند، نوشتۀ مارسل دیرسوس، نوعی نقشۀ کالبدشکافی قدرت در نظامهای اقتدارگراست. دیرسوس با تکیه بر دهها نمونۀ واقعی نشان میدهد آنچه دیکتاتوریها را سرپا نگه میدارد نه ترسخوردگیِ تودهها بلکه شبکۀ وفاداری نخبگان سیاسی و نظامی و اقتصادی است. این نگاه برای جامعهای مانند ایران حیاتی است، زیرا سالها تمرکز بر «قیام نهایی مردم» یا تغییرات ناگهانی عمدتاً به سرخوردگی انجامیده است. کتاب با شکستن اسطورۀ سقوطهای برقآسا به خواننده میآموزد که تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که ستونهای درونی قدرت شروع به ترکبرداشتن کنند. بر اساس تحلیل دیرسوس، ملتها در برابر دیکتاتوری معمولاً با چند مسیر روبهرو هستند: فشار اجتماعی از پایین، شکاف و ریزش درون حاکمیت، فشار اقتصادی و بینالمللی، و در برخی کشورها تهاجم خارجی. در ایران، اعتراضات مردمی بزرگترین نیروی مرئی تغییر بوده است. قدرتش در مشروعیتزدایی و آشکارسازیِ بحران رضایت عمومی است، اما ضعفش در نبود رهبری منسجم و هزینۀ سنگین سرکوب و فرسایش روانی جامعه. طبق تجربۀ تاریخی، شکاف در میان نخبگان طبقۀ حاکم، از مدیران اقتصادی تا فرماندهان نظامی و نیروهای امنیتی، مؤثرترین ضربه به دیکتاتوریهاست، زیرا مستقیماً ماشین قدرت را از کار میاندازد. اما این روند هم بسیار کُند و آهسته پیش میرود و هم در پشت صحنه. فقط زمانی شتاب میگیرد که توازن سود و زیان برای بازیگران درون حاکمیت تغییر کند. فشار اقتصادی نیز شمشیری دولبه است. هرچند میتواند منابع سرکوب را محدود کند و نارضایتی را افزایش دهد، اما در ساختاری مانند ایران اغلب پیش از آن که حاکمیت را تضعیف کند، طبقات متوسط و فرودست را تحلیل میبرد و جامعه را از انرژی تغییر تهی میسازد. دیرسوس هشدار میدهد فقر لزوماً به انقلاب نمیانجامد، گاهی فقط به تشدید تقلا برای بقا منجر میشود. در این میان، گزینۀ حملۀ خارجی که گاه سریعترین راهحل شناخته میشود، بنا بر منطق استدلالیِ کتاب، یکی از پرهزینهترین و کماثرترین مسیرهاست. تجربۀ کشورهایی چون عراق و لیبی و افغانستان نشان میدهد سرنگونی با زور خارجی عمدتاً به فروپاشی دولت و جنگ داخلی و بازتولید استبداد در شکلی تازه میانجامد. در مورد ایران، با ساختار اجتماعی پیچیده و ملیگرایی قوی و دستگاه امنیتی گسترده، چنین سناریویی نهفقط احتمال گذار دموکراتیک را افزایش نمیدهد بلکه میتواند کشور را وارد چرخهای طولانی از بیثباتی و خشونت کند. پیام تکاندهندۀ دیرسوس برای ایران امروز شاید این باشد که بنبست کنونی نه با انفجار ناگهانی شکسته میشود نه با ناجی خارجی. یگانه راه مطمئن اما نفسگیر و دردناک و طولانی عبارت است از فرسایش تدریجی ستونهای وفاداری درون قدرت. دیکتاتوریها زمانی سقوط میکنند که دیگر نتوانند حامیان خود را راضی و متحد و مطمئن نگه دارند. جامعۀ ایران اگر میخواهد از چرخۀ باطل اعتراض و سرکوب عبور کند، باید همزمان فشار اجتماعی را حفظ کند و شکافهای درونی حکومت را هوشمندانه تعمیق بخشد. این کتاب یادآوری میکند تغییر ممکن است اما نه احساسی و نه فوری. تغییر در سرنوشت ما نه از یک انفجار ناگهانی بلکه از فرسایشی آرام و طولانی زاده میشود، مبارزهای پیوسته بر سر وفاداری به قدرت و فروپاشی مشروعیت و سنگینترشدن بهای سرکوب. 🆔 @mmaljoo
آیا رضا پهلوی میتواند مثال درست یک رهبر اپوزیسیون باشد؟ . این نوشتار تلاش میکند، بهجای داوری سیاسی، با نگاه تحلیلی توضیح دهد که چه عواملی میتواند باعث شود یک چهره مانند رضا پهلوی، که از سرمایهی نمادین بزرگی برخوردار است و در نگاه بخشی از افکار عمومی و…
انتخاب سرنوشتساز ترامپ درباره ایران اقدام نظامی پرریسک است. اما امیدوار کردنِ دروغینِ آزادیخواهان، شرمآور خواهد بود. نوشتهٔ کریم سجادپور ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶
چرا انقلاب ۵٧ تکرار نمیشود؟ . نویسندهی این مقاله دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه تنسی–چتانوگا و پژوهشگر مسائل ایران است که بر ساختارهای امنیتی و نقش سپاه و بسیج در کنترل اجتماعی تمرکز دارد و همزمان مشاور ارشد سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای» است. 📍حتی اعتراضهایی که از نظر اندازه و گسترهی جغرافیایی از اعتراضهای ١٣۵٧ بزرگتر باشند، لزوماً رژیم را بهطور بنیادی به چالش نمیکشند، بلکه میتوانند به سرکوب سختتر منجر شوند. این نکته یک درس کلیدی را برجسته میکند: اعتراضها بهتنهایی انقلاب ایجاد نمیکنند. انقلابها زمانی رخ میدهند که ناآرامی تودهای با فلجشدن یا ریزش نخبگان تلاقی کند. این در ١٣۵٧ رخ داد، اما اکنون رخ نداده است. آنچه میتواند این تعادل را تغییر دهد، نه صرفاً اعتراض، بلکه شوکی مستقیم به ساختار رهبری رژیم است... @KhabGard متن کامل مقاله 👇
وضعیت در ایران؛ یک تحلیل کوتاه دنی سیترینوویچ، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسهی مطالعات امنیت اسرائیل الف) پیامدها برای اسرائیل؛ با تضعیف ثبات در ایران، احتمال خطای محاسباتی افزایش مییابد؛ بهویژه بهدلیل نگرانی در ایران از تلاش احتمالی اسرائیل/آمریکا برای…
آیا رژیم ایران سقوط خواهد کرد؟ مقالهی بلند و جدید سایمن سیبگ مانتیفیوری، تاریخنگار و نویسندهی بریتانیایی که با کتابهایش دربارهی روسیه و خاورمیانه مشهور است و برخی آثارش به فارسی هم ترجمه شده: . 📍ما در لحظهای تاریخی ایستادهایم؛ چرخشی در بازی جهان و جرقهای نادر از امید و هیجان. شجاعت معترضان ایرانی حیرتانگیز است. 📍مرحلهی بعدی قابل پیشبینی نیست، اما تاریخ به ما چه میآموزد؟ این را نه بهعنوان کارشناس سیاست داخلی ایران ــ که حتی کارشناسان نیز در فهم آن درماندهاند ــ بلکه به عنوان دانشجوی موضوع قدرت و انقلاب مینویسم. 📍تاریخ قواعد مفیدی دارد و جملهی معروف آغاز «آنا کارنینا» به کار میآید: همهی دیکتاتوریهای باثبات شبیه هماند؛ هر دیکتاتوری شکننده به شیوهی خاص خود شکننده است. 📍ضربهی نهایی تقریباً همیشه در درون کاخ وارد میشود، نه در خیابان. 📍شاهزاده شاید تنها چهرهی اپوزیسیونِ وحدتبخش در خارج از ایران باشد. این فرصتی است که میتواند آن را به چنگ آورد یا از دست بدهد. @KhabGard فارسیِ مقاله👇(زمان مطالعه ٢٠ دقیقه)
تهدیدهای ترامپ برای فشار است یا مقدمهای برای اقدام؟ ترامپ تا کنون دستکم پنج بار هشدار داده که اگر حکومت ایران دست به کشتار معترضان بزند، ایالات متحده «اقدام» خواهد کرد. تهدید در الگوی زبانی و رفتاری ترامپ اغلب نقش دوگانه دارد؛ هم ابزار فشار برای شکلدادن به رفتار طرف مقابل است و هم بهقصد آمادهسازی افکار عمومی برای سناریویی که ممکن است در یک نقطه «ناگهان» عملی شود... @KhabGard کاملِ این گزارش تحلیلی👇 radiofarda.com/a/33644711.html
آیا رژیم ایران در آستانه فروپاشی است؟ پنج شرط تعیین میکند که آیا انقلابها به موفقیت میرسند یا نه. برای نخستینبار از سال ۱۹۷۹، ایران تقریباً همه آنها را دارد. نوشتهٔ کریم سجادپور و جک اِی. گلدستون ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶
حکومت حتا اگر با خشونت و کشتار اعتراضات را سرکوب کند، که آرزو دارم چنین نشود و مردم بتوانند کار را تمام کنند، برخلاف ۸۸، دی ۹۶، آبان ۹۸ و پاییز ۱۴۰۱ ماجرا تمام و به فصل بعدی اعتراضات موکول نمیشود. اینبار حکومت با دو هیولا طرف است که نه میتوان بازداشتشان کرد، نه با گلوله کشته میشوند و نه با ارعاب عقب مینشینند. دو هیولای بزرگ که نه هر سال یا حتا هر ماه که هر روز هیولاتر میشوند: تورم و بیآبی. تورم مثل اسید هر روز سفرهی مردم را میخورد و هر تصمیم اقتصادی را هم به جرقهی بحران تبدیل میکند. بیآبی هم آتش زیر خاکستر ایران است که به خط قرمز رسیده و نزاع بر سر منابع را گستردهتر میکند. سرکوب شاید بتواند خیابان را موقتی ساکت کند، اما نه میتواند قیمتها را پایین بیاورد نه آب را به ایران برگرداند. این را هم مردم میدانند و هم حکومت. دو طرف چیزی برای از دست دادن ندارند، اما نکته این است که مردم چیزی برای پسگرفتن دارند؛ ایرانشان. و این بار همین شاید رمز پیروزیشان باشد. @KhabGard
وضعیت در ایران؛ یک تحلیل کوتاه دنی سیترینوویچ، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسهی مطالعات امنیت اسرائیل الف) پیامدها برای اسرائیل؛ با تضعیف ثبات در ایران، احتمال خطای محاسباتی افزایش مییابد؛ بهویژه بهدلیل نگرانی در ایران از تلاش احتمالی اسرائیل/آمریکا برای بهرهبرداری از وضعیت داخلی. بیانیه شورای دفاع ایران درباره حمله پیشدستانه شاهدی بر این موضوع است. این مسئله باید در چارچوب تشدید مورد انتظار وضعیت داخلی ایران در نظر گرفته شود. ب) اعتراضات پنجشنبهشب ١٨ دی نشاندهندهی تغییری مهم است؛ عمدتاً از نظر تعداد معترضان حاضر در خیابانها و جسارت آنها. آنچه هنوز تغییر نکرده، وفاداری نیروهای امنیتی به رژیم است. آنها همچنان وفادار ماندهاند و بنابراین در مقطع کنونی، با وجود افزایش چالشها، رژیم (هنوز) باثبات است. ج) روشن است که این رویدادها در حال شبیه شدن به وقایع سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۲۲ هستند؛ بنابراین به نقطهای نزدیک میشویم که رژیم تلاشهای سرکوبگرانه خود را «افزایش» دهد، زیرا در حال حاضر گزینه دیگری برای متوقف کردن آنها ندارد. این در حالی است که تردید وجود دارد راهحل اقتصادی رضایتبخشی که معترضان را قانع کند، ارائه شود؛ بهویژه از آنجا که با تداوم اعتراضات، مطالبات اقتصادی (که دلیل آغاز اعتراضات بود) به مطالبات سیاسی تبدیل میشود. د) تأکید بر این نکته مهم است که به نظر میرسد اپوزیسیون هنوز از رهبری واقعی برخوردار نیست و حتی اگر هماهنگیهایی میان معترضان وجود داشته باشد، ادامه کار بدون اینترنت دشوار خواهد بود. همچنین ورود پهلوی لزوماً نشاندهنده محبوبیت او نیست، بلکه بیشتر بیانگر این درک است که شعارهای بازگشت او «انگشت در چشم رژیم کردن» است. تردید جدی وجود دارد که کسانی که این شعارها را سر میدهند، خواهان بازگشت سلطنت به ایران باشند. هـ) لازم است توجه داشت که حجم زیادی خبر جعلی و اطلاعات نادرست وجود دارد و این وضعیت ممکن است با تشدید کنترل رژیم بر اینترنت کشور بدتر شود. افزون بر این، مهم است به یاد داشته باشیم که حتی با وجود تحولات امشب، به نظر میرسد رژیم هنوز «سلاحهای سنگین» خود را به کار نگرفته است. و) مشکل اصلی رژیم این است که نمیتواند راهحل رضایتبخشی ارائه دهد. این واقعیت، همراه با آگاهی از اینکه رژیم سیاستی محتاطانه در سرکوب را دنبال میکند، در میان معترضان این احساس را ایجاد میکند که چیزی برای از دست دادن ندارند. تغییری باید رخ دهد و احتمالاً رژیم بهطور قابلتوجهی تلاشهای سرکوبگرانه خود را افزایش خواهد داد، زیرا راهحل اقتصادی معناداری در افق دیده نمیشود؛ و در اینجا پرسش درباره سیاست دولت آمریکا در قبال ایران مطرح میشود. ز) قطع اینترنت نشانهای از سطح فشار بر رژیم و افزایش نگرانی آن است؛ آن هم پس از آنکه از آغاز اعتراضات تنها سرعت اینترنت را کاهش داده بود. ح) بنابراین، رویدادهای امشب گسترش اعتراضات را نشان میدهد و تصمیم برای وارد کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ماجرا را نزدیکتر میکند؛ امری که با تلاشهای سرکوبگرانه بهویژه خشن همراه خواهد بود. اما حتی اگر این تلاشها موفق شوند، رژیم راهحل جادویی برای وضعیت اقتصادی کشور ندارد. ط) رژیم در بهکارگیری همه توان خود مردد است، زیرا نگران است چنین اقدامی فشار بر نیروهایش برای ریزش را افزایش دهد و تضمینی هم نیست که به پایان اعتراضات منجر شود؛ افزون بر آن، نگرانی از واکنش آمریکا نیز وجود دارد. با این حال، همانگونه که گفته شد، رژیم به نقطهای نزدیک میشود که ممکن است چارهای نداشته باشد. ی) و نکتهای دیگر درباره «فروپاشی رژیم»؛ رویدادهای ایران بیتردید دراماتیک هستند، اما در حال حاضر به نظر میرسد رژیم، با وجود چالش فزاینده، همچنان پابرجاست. هرچه این وضعیت طولانیتر و شدیدتر شود، احتمال تغییرات چشمگیر درون رژیم (جابجایی مقامها، از جمله در رأس آنها رئیسجمهور) بیشتر میشود. و با توجه به نبود اپوزیسیونی با رهبری سازمانیافته (حداقل تاکنون)، احتمال آنکه ابتدا شاهد تغییر درون رژیم باشیم بیش از تغییر خود رژیم است. در هر سناریویی، بعید است رژیم بهسادگی کنترل خود بر ایران را واگذار کند. @KhabGard لینک
بسیاری میپرسند که تهدیدهای دونالد ترامپ علیه حکومت ایران در جریان اعتراضات سراسری به چه معناست و واشینگتن تا کجا آمادهی حمایت از معترضان در ایران است. هانا کاویانی دربارهی رویکردهای جاری در واشینگتن با ایلان برمن، نایبرئيس «انجمن سیاست خارجی آمریکایی»، گفتوگو کرده است. @KhabGard متن کامل را همین پایین بخوانید. 👇
احمد نقیبزاده: 🔸 تا پیش از عید نوروز، احتمالاً اسرائيل حملهی دیگری را با همکاری آمریکا انجام میدهد و آن زمان پایان تونل بهتر قابل مشاهده خواهد بود. 🔸 تنها شانس باقیمانده برای حکومت این است که خامنهای افراد چاپلوس اطراف خود را راهی کویر لوت کند، در غیر این صورت پایان حکومت و همچنین صفویسم در ایران رقم خواهد خورد. 🔸 مردم میدانند که قرار نیست فردای جمهوری اسلامی شرایط بهبود یابد، اما دیگر راه چارهای ندارند. @KhabGard متن کامل گفتوگوی سعید جعفری با احمد نقیبزاده را همین پایین بخوانید. 👇
آیا رضا پهلوی میتواند مثال درست یک رهبر اپوزیسیون باشد؟ . این نوشتار تلاش میکند، بهجای داوری سیاسی، با نگاه تحلیلی توضیح دهد که چه عواملی میتواند باعث شود یک چهره مانند رضا پهلوی، که از سرمایهی نمادین بزرگی برخوردار است و در نگاه بخشی از افکار عمومی و رسانهها در جایگاه رهبر اپوزیسیون دیده میشود، با محدودیتهای جدی مواجه باشد و چرا کمتر توانسته «موج سازمانیافته» بسازد یا آن را به «ظرفیت پایدار» تبدیل کند. هدف نوشتار نه رد یا تأیید بلکه این است که تفاوت میان «بسیج پروژهای» و «رهبری سیاسی» برای مخاطب ملموستر شود و تلاش میکند تفاوتها را بر اساس چند شاخص روشن توضیح دهد: مشروعیت بسیجپذیر؛ هزینهی پیوستن؛ سبک سازماندهی؛ مدیریت اختلاف؛ کنترل پیرامون و اطرافیان؛ زبان و فن خطابه؛ و نسبت گفتار و عمل. @KhabGard اگر به موضوع این مقاله علاقهمندید، توصیه میکنم ٢٠ دقیقه وقت بگذارید و نسخهی کامل آن را در این لینک بخوانید. چکیدهی آن هم همین پایین از طریق زودبین در دسترس است.
🔸رسانههای جهان دربارهٔ اعتراضات اقتصادی-سیاسی ایران چه میگویند؟ 🔸دور تازهٔ اعتراضات در ایران که از کمتر از یک هفته پیش آغاز شده و ماهیت اقتصادی- سیاسی دارد، در رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای داشته و بسیاری از آنها به جنبههای خبری و تحلیلی این اعتراضات پرداختهاند. 🔸تقریباً همه رسانههای غربی، دو وجه مهم این اعتراضات را مورد توجه قرار دادهاند: اینکه گرچه فشارهای خردکنندهٔ اقتصادی بر بدنهٔ جامعه و سقوط شتابان ارزش پول ملی، جرقهٔ شروع اعتراضات را زد، اما نارضایتی عمومی و انباشتهشدهٔ مردم به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفت و معترضان، بار دیگر کل نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفتند. 🔸موضوع مهم دیگری که از چشم این رسانهها دور نمانده، گستردگی صنفی و جغرافیایی اعتراضات جاری است و همگی به این موضوع اشاره کردهاند که با وجود گذشت کمتر از یک هفته، ایران شاهد گستردهترین اعتراضات از زمان جان باختن مهسا امینی در پاییز ۱۴۰۱ است. https://www.radiofarda.com/a//33637968.html @RadioFarda
چرا لحن کودکانهی دونالد ترامپ تا این حد موفق است؟ . ترامپ در مصاحبهی اخیرش با سایت پولتیکو ۴۵ دقیقهی تمام در حالت آمادهباش بود؛ رفتاری که در دیگر مصاحبههایش هم تکرار شده است. همین موضوع بهتنهایی گسستی آشکار با آن چیزی است که در فضای سیاسی از نظر بلاغی جا افتاده است. مصاحبه در حالی آغاز میشود که ترامپ روی لبهی صندلی چرمیاش نشسته است. او تا پایان مصاحبه این وضعیت را تغییر نمیدهد؛ حتا یکبار هم به پشتی صندلی تکیه نمیدهد، حتا یک بار هم دستهایش را روی دستههای صندلی نمیگذارد. برای مقایسه، اوباما، مرکل، مکرون، و تقریباً هر سیاستمداری در موقعیتهای مصاحبهی یکبهیک، آدمهایی هستند که به عقب تکیه میدهند، تمرکز و آرامش را منتقل میکنند و با فراغ بال میخواهند سیاستهایشان را توضیح دهند؛ خوشحال از اینکه بالأخره از فشار زمانِ نطقهای ۲۰ ثانیهای خلاص شدهاند؛ اینکه دیگر با ازدحام میکروفنها روبهرو نیستند، بلکه با یک انسان واقعی صحبت میکنند؛ جایی که گاهی یک شوخی توأم با چشمک، یک طعنهی دوستانه یا نیمجملهای سرخوشانه هم ممکن است. اما ترامپ آشکارا برای توضیح آرام سیاستهایش نیامده است؛ نه برای دعوت به دیدگاهش و نه برای جمع کردن امتیازهای همدلی. این سخنران دل نمیبَرد. این سخنران میخواهد اتفاقی بیفتد. او این را به نمایش میگذارد؛ این ژست بنیادین بلاغی ترامپ است. و این گسست که با حالت نشستن آغاز میشود، در شیوهی سخن گفتن هم ادامه مییابد. @KhabGard کاملِ فارسیِ این مقاله بهقلم اشتفانی هنینگ را در خوابگرد بخوانید. 👇
سال ۱۳۴۹ نشستی دربارهی تئاتر، سانسور و آزادی با حضور بهرام بیضایی و آربی آوانسیان مجری برنامه: داوود رشیدی @KhabGard
این یادداشت را هم آرمان ریاحی سال ١٣٩٩ بهمناسبت ٨٢سالگی #بهرام_بیضایی نوشت، که هنوز هم خواندنی است. «به خودتان رحم کنید و نمایشنامههای شکسپیر را بخوانید.» این جمله را بهرام بیضایی اوائل دههی هفتاد به هنرجویانش گفته است. ... اگر در نمایشنامههای شکسپیر زنان موجوداتیاند که بهتعبیر هملت مردان را به حیوانات وحشی تبدیل میکنند، در آثار نمایشی بیضایی این زنان هستند که داستان زندگیشان تلاشی طاقتسوز برای رام کردن وحوش است. @KhabGard چرا باید به خودمان رحم کنیم و نمایشنامههای بهرام بیضایی را بخوانیم. 👇 khabgard.com/8497