بابک غفوریآذر | Babak Ghafooriazar
Статистикаکانال تلگرامی بابک غفوریآذر، روزنامهنگار توئیتر: twitter.com/babakazar اینستاگرام: instagram.com/babakazar
- Последний пост
- 6 апр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
برگردان نوشته کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران در موسسه آتلانتیک تصمیمگیریهای کلیدی در این جنگ، نه بین آمریکا و ایران، بلکه بین ترامپ و خودش است. او بین عقبنشینی کامل و وعده بمباران ایران تا «عصر حجر» نوسان داشته است. ایران اما ثابتقدم بوده: ایدئولوژیاش مقاومت، استراتژیاش ایجاد آشوب، و هدف نهاییاش بقاست. ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را اشتباه فهمیده است. تهدیدهای او برای نابودی ایران، رژیمی را که از بدو تأسیس نشان داده که حاضر به نابودی کشور و مردمش است تا قدرت یا ایدئولوژیاش را مصالحه نکند، تکان نداده است. برخلاف ترامپ که هیچ دیدگاه ثابتی در سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم تهران به دلیل وفاداری به اصول انقلاب، به ویژه مقاومت در برابر آمریکا و رد موجودیت اسرائیل، خود را "اصولگرا" مینامند. این آرمانهای انقلابی هم به عنوان چسب - که رژیم را در کنار هم نگه میدارد - و هم به عنوان لنگری که ملت را مهار میکند، عمل میکنند. کشور هرگز بدون کنار گذاشتن ایدئولوژی پیشرفت نخواهد کرد. رژیم معتقد است که اگر اصول خود را کنار بگذارد، نمیتواند زنده بماند. ترامپ در مورد این درگیری به عنوان مذاکرهای برای دستیابی به یک معامله بزرگ صحبت میکند. تهران ممکن است در ازای آتشبس، توافقی محدود را بپذیرد، اما دشمنیاش با آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجا خواهد ماند. علی خامنهای شهادت را به عادیسازی ترجیح داد؛ پسرش نیز همین کار را خواهد کرد. جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال تنها دو مصالحه بزرگ انجام داده است. اولین مورد، تصمیم سال ۱۹۸۸ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق بود - پس از هشت سال و مرگ حدود ۲۰۰ هزار ایرانی - امتیازی که خمینی آن را به نوشیدن زهر تشبیه کرد. مورد دوم، توافق هستهای اوباما در سال ۲۰۱۵ بود. در هر دو مورد، الگو یکسان بود: ایران با فشار اقتصادی وجودی مواجه شد و یک خروج دیپلماتیک مشخص به آن پیشنهاد شد که مستلزم کنار گذاشتن هویت انقلابیاش نبود. ترامپ این فشار را بدون خروج واضح ارائه داده است. یکی از عمیقترین سوءتفاهمهای آمریکا در مورد ایران، تلفیق منافع ملی ایران با منافع رژیم بوده است. این دو اغلب متضاد هستند. آنچه به نفع ایرانیان است - ثبات، ادغام مجدد جهانی، عادیسازی - مافیای مذهبی را که در انزوا رشد میکند، تهدید میکند. تناقض جمهوری اسلامی این است که تنها تحت فشار شدید تمایل به سازش دارد، اما همین فشار و انزوای خارجی به تثبیت رژیم کمک کرده است. یک درس روشن از عراق، افغانستان و بهار عربی این است که ایالات متحده نمیتواند نتایج سیاسی را دیکته کند. مخالفان رژیم در ایران به طور قابل توجهی از حامیان رژیم بیشتر هستند، اما هیچ قدرت خارجی نمیتواند اجماع ملی جدیدی برای ایرانیان ایجاد کند. تاریخ نشان میدهد که تهران در بازی خود زیادهروی خواهد کرد. دیپلماتهای آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفت - که به قیمت جایگاه بینالمللی ایالات متحده تمام شد. جنگ ویرانگر خود با عراق را طولانی کرد. از حمله ۷ اکتبر حماس - که منجر به نابودی نیروهای نیابتی آن شد - تمجید کرد. مهمترین اولویت، برنامه هستهای ایران نیست - تنگه هرمز است. تهران در تلاش است تا آن را به عنوان کانال پانامای خود عادیسازی کند. این مشکلی است که باید یک راهحل دیپلماتیک داشته باشد: اروپا، آسیا و شرکای عرب همگی علاقه زیادی به باز نگه داشتن آن دارند. ترامپ خواهان یک توافق سریع است. رژیم، به دلایل ایدئولوژیک و ساختاری، نمیتواند به چنین توافقی دست یابد. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر ایران حکومت میکند، نتیجهی اجتنابناپذیر، بازگشت به جنگ سردی است که پیش از این درگیری وجود داشته و احتمالاً پس از آن هم ادامه خواهد یافت. جنگها، مانند انقلابها، بر اساس نظمهای سیاسی که میسازند قضاوت میشوند، نه بر اساس آنچه ویران میکنند. ترامپ این جنگ را بر اساس آنچه ویران کرده است، میسنجد. تاریخ آن را بر اساس تأثیر ماندگارش بر ایران، خاورمیانه و نظم جهانی گستردهتر قضاوت خواهد کرد. @babakgha
⬅️ معمای تابآوری در بخشهای پیشین اشاره شد که راهبرد جمهوری اسلامی، کشاندن منازعه به یک جنگ فرسایشی است؛ راهبردی که بر این فرض استوار است که اثرگذاری ضربات، نه در کوتاهمدت بلکه در گذر زمان آشکار میشود و از خلال فرسایش تدریجیِ طرف مقابل، امکان تحمیل خواستهها فراهم میآید. با این حال، پرسش محوری آن است که آیا خودِ نظام از تابآوری لازم برای تداوم چنین جنگی برخوردار است یا خیر؟ نخستین و شاید بدیهیترین مؤلفه تابآوری، در حوزه نظامی قرار دارد. آمریکا و اسرائیل بهطور مستمر در حال هدف قرار دادن زیرساختهای تسلیحاتی ایراناند و دونالد ترامپ از روز چهارم یا پنجم جنگ، بارها مدعی شده که این زیرساختهای نظام ی ایران بهطور کامل از بین رفته است. با این حال، تداوم حملات از سوی ایران نشان میدهد که ظرفیت عملیاتی هنوز حفظ شده و حتی برخی تحلیلگران نظامی معتقدند این توان میتواند برای مدتی نامعلوم ادامه یابد. با وجود این، سطح اطلاعات موجود درباره میزان واقعی این ظرفیت و افق زمانی آن بسیار محدود است. آنچه روشن به نظر میرسد این است که در صورت از بین رفتن این توان، امکان تداوم جنگ فرسایشی برای ایران عملاً منتفی خواهد شد. با این حال، تقلیل تابآوری به صرفِ توان نظامی، نوعی سادهسازی مفرط است. بخشی از تحلیلها با فرض یک رابطه خطی میان قدرت موشکی و سرنوشت جنگ، سایر ابعاد را نادیده میگیرند؛ در حالی که تابآوری، مفهومی چندلایه است. یکی از این لایهها، حفظ انسجام ساختار سیاسی-نظامی است. این ساختار در شرایط کنونی تحت فشار شدید قرار دارد، اما نظام تا اینجا سطح قابل توجهی از تابآوری را نشان داده است. باید توجه داشت که بخشی از این ساختار در جنگ دوازدهروزه آسیبهای جدی دیده بود و در این جنگ نیز همان روند ادامه یافته، اما این فشارها تاکنون به نتایج مطلوب برای آمریکا و اسرائیل منجر نشده است. راهبرد اسرائیل، بهطور سنتی، مبتنی بر تضعیف یا نابودی زنجیره فرماندهی طرف مقابل بوده است؛ راهبردی که عمدتاً در مواجهه با گروههای شبهنظامی به کار گرفته شده، نه یک دولت مستقر. از اینرو، هرچند فشار بر این ساختار بسیار بالاست و امکان فرسایش یا حتی فروپاشی آن منتفی نیست، اما کارآمدی این الگو در مواجهه با یک دولت همچنان محل تردید است. در این میان، تابآوری ساختار سیاسی، که چهبسا از بُعد نظامی نیز تعیینکنندهتر باشد، نقشی کلیدی خواهد داشت. لایه سوم تابآوری، در سطح جامعه قابل مشاهده است. حتی در شرایطی که نظام سیاسی از حمایت نسبی برخوردار باشد، تجربههای تاریخی نشان میدهد که جنگ میتواند زمینهساز بروز اعتراضات، شورشها یا ناآرامیهای گسترده شود. با این حال، جمهوری اسلامی تاکنون توانسته است با بسیج نیروهای خود و کنترل فضای شهری، از بروز چنین وضعیتی جلوگیری کند. تسلط بر خیابانها از همان روزهای نخست، و ناکامی اقداماتی چون حمله به ایستهای بازرسی یا فراخوانهایی نظیر چهارشنبهسوری در برهم زدن این وضعیت، نشاندهنده نوعی کنترل اجتماعی مؤثر است (هرچند حتی خودِ نگارنده نیز انتظار داشت که در مقاطعی، این موازنه دستخوش تغییر شود). با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: این وضعیت تا چه زمانی قابل تداوم است؟ نیروهای حامی که هر شب در میادین اصلی شهرها حضور دارند، تا چه حد قادر به حفظ این سطح از بسیج و حضور خواهند بود؟ بیتردید، این مؤلفه بهشدت با دو سطح پیشین (نظامی و سیاسی) درهمتنیده است و هرگونه تضعیف در آن سطوح، بهسرعت بازتاب اجتماعی خواهد یافت. در نهایت، تابآوری اقتصادی را باید بهعنوان یکی از تعیینکنندهترین مؤلفهها در نظر گرفت. تا اینجا، نظام توانسته است مدیریت نسبتاً موفقی بر حوزه اقتصاد اعمال کند و نشانهای از کمبود گسترده در کالاهای اساسی یا حاملهای انرژی مشاهده نشده است. با این حال، چشمانداز تداوم این وضعیت چندان روشن نیست؛ بهویژه آنکه در روزهای اخیر، زیرساختهای انرژی نیز هدف حملات قرار گرفتهاند که میتواند به افزایش قیمتها یا حتی سهمیهبندی منجر شود. افزون بر این، گزارشهایی از حمله به انبارهای ذخیره کالا در گمرک منتشر شده است؛ روندی که در صورت تداوم، حتی با وجود تمهیدات پیشینی، میتواند چالشهای جدی ایجاد کند. در کنار این موارد، تعطیلی مشاغل و فشار اقتصادی بر اقشار مختلف نیز باید بهعنوان عاملی فرساینده در نظر گرفته شود. در مجموع، تابآوری در شرایط جنگی، حاصل برهمکنش مجموعهای از عوامل نظامی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است که هر یک تابع متغیرهای پیچیده و پویاییاند. تا این لحظه، نظام توانسته است سطح قابل توجهی از تابآوری را حفظ کند؛ اما برای کشوری که سالها تحت فشار تحریمها قرار داشته و با مسائل اجتماعی متعددی مواجه است، تداوم این وضعیت در بلندمدت یا ممکن نخواهد بود، یا تنها با تحمیل هزینههای فزاینده امکانپذیر خواهد شد. @Naghal_bashi
عجیبترین سال چند دهه گذشته را پشت سر گذاشتیم و ایران در میانهٔ ابهامی تمام عیار پا به سال جدید میگذارد. صحبت از «تغییر» فصل مشترک پیامهای تبریک نوروزی است و بسیاری از پس سال مهیبی که پشت سر گذاشتهایم، «امید» به آغاز دوران تازه دارند. ابر «ابهام» همچنان بر آسمان ایران گسترده است اما در میانهٔ جنگ و در لحظه سال تحویل، «رنگینکمان» هم خودنمایی میکند. باشد که در لحظه تحویل سال بعد، همگی به شادی تغییری که رخ داده به شادباش نوروز نشسته باشیم. نوروز پیروز! @babakgha
تاریخچهٔ «بیت رهبری»؛ از خانهٔ رضاشاه تا پناهگاه خامنهای پانزدهم اسفند امسال بود که نیروی هوایی اسرائیل اعلام کرد با پنجاه فروند هواپیمای جنگندهٔ خود به آنچه از مجموعهٔ موسوم به «بیت رهبری» در تهران باقی مانده بود حمله کرده است. این بار، در غیاب علی خامنهای، قرار بود تأسیسات زیرزمینی این مجموعه بمباران شود. تأسیساتی که اسرائیل آن را «پناهگاه زیرزمینی علی خامنهای» و «مقر فرماندهی جنگ در شرایط اضطراری» توصیف کرد. اما آنچه شاید بسیاری از وجود آن اطلاع نداشته باشند، یک پروژهٔ زیرزمینی دیگر در همین مجموعه است که بیش از نیم قرن پیش در دوران محمدرضاشاه پهلوی کلید خورده بود. بنایی فرهنگی که مانند دیگر بخشهای مجموعه کاخها و ساختمانهای این مجموعه تاریخی در سالهای بعد از انقلاب ۱۳۵۷ تغییر کاربری داد. رضا علیرضاییان، پژوهشگر و نویسنده ایرانیتبار مقیم آمریکا، در گفتوگو با رادیو فردا از تاریخچهٔ این مجموعه و داستان پرفراز و نشیب آن گفته است. او میگوید کاخ مرمر و ساختمانهای اطراف آن سرنوشتی مشابه کاخهای کرملین مسکو و جونگنانهای پکن پیدا کرد: «اینجا زمانی خانههای رضاشاه و محمدرضا شاه و بستگانشان بود که در دست آقای خامنهای و اطرافیان ایشان افتاد». این پژوهشگر و نویسندهٔ ایرانی-آمریکایی دربارهٔ تاریخچهٔ مجموعهای که بعد از رهبری علی خامنهای به «بیت رهبری» معروف شد توضیح میدهد: «کل این زمین در اختیار خانواده نظاممافی بود، که در اصل به میرزا حسینقلیخان نظامالسلطنه مافی، نخستوزیر دوران محمدعلی شاه قاجار، تعلق داشت». ادامه مطلب را اینجا بخوانید. @babakgha
والاستریت ژورنال: جنگ ایران ممکن است به سه سناریوی متفاوت پایان یابد والتر راسل مید، پژوهشگر مؤسسهٔ هادسون، در یادداشتی در والاستریت ژورنال مینویسد جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی هنوز به نقطهٔ تعیینکننده نرسیده و ممکن است در نهایت به یکی از سه سناریوی متفاوت ختم شود. او مینویسد با وجود برتری هوایی آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی توانسته است با حملات موشکی و پهپادی فشار سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی بر واشینگتن وارد کند. به گفتهٔ او، تهران با ایجاد اختلال در تردد کشتیها در تنگهٔ هرمز عملاً جریان نفت و انرژی خاورمیانه به بازار جهانی را مختل کرده است. به نوشتهٔ این تحلیلگر، بسته شدن یا محدود شدن عبور کشتیها از تنگهٔ هرمز میتواند بزرگترین شوک انرژی از دههٔ ۱۹۷۰ تاکنون را ایجاد کند. او توضیح میدهد که اهمیت منطقهٔ خلیج فارس تنها به نفت محدود نیست؛ صنایع پرمصرف انرژی مانند مراکز داده و کارخانههای آلومینیوم در کشورهای عربی خلیج فارس نیز در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیرند. علاوه بر این، صادرات هلیوم - که برای تولید نیمهرساناها اهمیت دارد - و همچنین بازار جهانی کود شیمیایی نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. مید تأکید میکند که از زمان جنگ جهانی دوم، دولتهای آمریکا جلوگیری از توانایی هر کشور برای مسدود کردن صادرات انرژی از خلیج فارس را یک منافع حیاتی ملی دانستهاند. به گفتهٔ او، اگر جمهوری اسلامی بتواند با ایجاد فشار اقتصادی آمریکا را وادار کند پیش از رفع این تهدید جنگ را متوقف کند، در واقع به قدرتی دست خواهد یافت که میتواند هر زمان اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد. این نویسنده همچنین میگوید برنامهٔ هستهای تنها یکی از ابزارهای تهدید جمهوری اسلامی است. حتی بدون سلاح هستهای نیز تهران میتواند با موشکها و پهپادهای خود تجارت در خلیج فارس را مختل کند و در آینده با تقویت زرادخانهٔ خود این توانایی را افزایش دهد. مید در ادامه سه سناریوی احتمالی برای پایان جنگ مطرح میکند. نخست، شکست آمریکا است؛ حالتی که در آن فشار داخلی و بینالمللی باعث شود واشینگتن پیش از بازگشایی کامل مسیرهای تجارت در خلیج فارس جنگ را پایان دهد. در چنین شرایطی، به گفتهٔ او، جمهوری اسلامی نشان خواهد داد که توانسته در برابر قدرتمندترین ارتش جهان مقاومت کند. سناریوی دوم پیروزی بزرگ آمریکا است؛ حالتی که در آن مسیر تجارت در خلیج فارس بازگشایی شود و در ایران حکومتی جدید روی کار آید که به جای تقابل منطقهای بر توسعهٔ داخلی تمرکز کند. به گفتهٔ مید، محتملترین سناریو اما حالتی میان این دو است: آمریکا ممکن است بتواند عبور و مرور در خلیج فارس را تا حد زیادی بازگرداند، اما حکومت جمهوری اسلامی همچنان بر سر قدرت باقی بماند. در چنین وضعی، عملیات نظامی آمریکا تنها توازن شکنندهٔ قدرت در منطقه را حفظ خواهد کرد، بدون آنکه مسئلهٔ اصلی را به طور کامل حل کند. پادکست میز ایران در یوتیوب @TheIranDesk
فایننشالتایمز: پشتپردهٔ طرح ترور علی خامنهای فایننشالتایمز در گزارشی تحقیقی مینویسد ترور علی خامنهای نتیجهٔ یک کارزار اطلاعاتی چندساله بود که اسرائیل با اتکا به نفوذ سایبری، تحلیل کلانداده و منابع انسانی پیش برد. بهگفتهٔ منابع آگاه، تقریباً همهٔ دوربینهای ترافیکی تهران سالها هک شده و تصاویرشان رمزگذاری و به سرورهایی در تلآویو و جنوب اسرائیل منتقل میشد. یکی از دوربینها زاویهای کلیدی داشت که به تحلیلگران امکان میداد محل پارک خودروهای محافظان و روالهای روزمرهٔ محوطهٔ اطراف خیابان پاستور را رصد کنند. الگوریتمهای پیشرفته، با افزودن دادههایی مانند نشانی منزل محافظان، ساعات شیفت، مسیرهای رفتوآمد و افراد تحت حفاظت، آنچه افسران اطلاعاتی «الگوی زندگی» مینامند را تکمیل میکردند. منابع گزارش میگویند اسرائیل علاوه بر اتکا به این جریانهای دادهٔ لحظهای، توانست برخی اجزای حدود یکدوجین دکل تلفن همراه نزدیک محل جلسه را مختل کند؛ بهگونهای که تماسها «مشغول» نشان داده شوند و هشدارهای احتمالی به تیم حفاظت نرسد. یک مقام اطلاعاتی اسرائیل گفته است: «تهران را مثل اورشلیم میشناختیم؛ وقتی جایی را مثل خیابان کودکیات بشناسی، کوچکترین چیز خارج از قاعده را میبینی.» بهنوشتهٔ فاینشال تایمز، این «تصویر اطلاعاتی متراکم» حاصل کار واحد سیگنالی ۸۲۰۰ اسرائیل، شبکهٔ منابع انسانی موساد و تحلیل انبوه دادهها در دستگاه اطلاعات نظامی بود. از «تحلیل شبکههای اجتماعی» برای یافتن کانونهای تصمیمگیری و تولید فهرست اهداف استفاده میشد. یک ژنرال ذخیرهٔ اسرائیلی میگوید: «در فرهنگ اطلاعاتی اسرائیل، تولید اطلاعات هدفگذاری حیاتیترین موضوع تاکتیکی است؛ اگر تصمیم سیاسی برای حذف گرفته شود، ما اطلاعات هدف را فراهم میکنیم.» در جنگ ۱۲روزهٔ سال گذشته، اسرائیل همزمان با ترور دانشمندان هستهای و فرماندهان ارشد، با ترکیبی از حملات سایبری، پهپادهای برد کوتاه و مهمات دقیق، رادارهای سامانههای موشکی ساخت روسیه را منهدم کرد. یک مقام اطلاعاتی گفت: «اول چشمهایشان را گرفتیم.» در عملیات اخیر نیز از موشکهای دقیق خانوادهٔ «اسپارو» استفاده شد که از فاصلهٔ بیش از هزار کیلومتر میتوانند اهداف بسیار کوچک را بزنند. بیش از نیمی از مقامهای کنونی و پیشین اطلاعاتی اسرائیل به FT گفتهاند کشتن خامنهای یک تصمیم سیاسی بود. ارزیابی مشترک آمریکا و اسرائیل نشان میداد او صبح شنبه در دفترش در حوالی پاستور با جمعی از مقامات ارشد دیدار دارد؛ فرصتی که شاید پس از آغاز رسمی جنگ از دست میرفت، زیرا انتظار میرفت مقامات ایرانی به پناهگاههای عمیق و رویههای فرار از پیشطراحیشده بروند. بهگفتهٔ دو منبع، برنامهٔ حمله ماهها آماده بود اما پس از تأیید جلسهٔ صبح شنبه، زمانبندی تنظیم شد. دکترین اسرائیل میگوید برای هدفی با این سطح اهمیت، دو افسر ارشد مستقل باید با «اطمینان بالا» حضور هدف و همراهانش را تأیید کنند. علاوه بر دادههای سیگنالی (دوربینها و شبکهٔ موبایل نفوذشده)، منابع میگویند آمریکاییها یک منبع انسانی «بسیار مشخص» داشتند که زمان و حضور افراد را تأیید کرد. این اجازه داد جنگندهها در روشنایی روز - برای دستیابی به «غافلگیری تاکتیکی» - تا حدود ۳۰ مهمات دقیق شلیک کنند. سیما شاین، مقام پیشین موساد، دو رخداد را سرنوشتساز میداند: دستور سال ۲۰۰۱ آریل شارون به رئیس وقت موساد برای اولویتدادن به ایران و حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس که بهگفتهٔ اسرائیل با حمایت ایران انجام شد و محاسبهٔ قدیمی دربارهٔ «خط قرمز بودن» ترور رهبران خارجی را تغییر داد. در عین حال، ایران نیز اقدامهای متقابل داشته است؛ از نفوذ به دوربینهای اورشلیم برای برآورد خسارتها تا خرید تصاویر سامانههای دفاع موشکی و حتی رصد مسیر دویدن یک سیاستمدار با تطمیع شهروندان اسرائیلی. گزارش در پایان یادآور میشود که جزئیات بیشتری شاید هرگز علنی نشود، اما مجموعهٔ نفوذ سایبری، تحلیل داده و منابع انسانی طی دو دهه، زمینهٔ تصمیمی را فراهم کرد که فراتر از یک دستاورد فنی، انتخابی سیاسی با پیامدهای راهبردی است. پادکست میز ایران در یوتیوب @TheIranDesk
اظهارات ژنرال جان کین، معاون پیشین رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و رئیس فعلی موسسه «مطالعات جنگ» در گفتوگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی: - مرحلهی نخست عملیات فراتر از انتظارها پیش رفته است. عملیات در اصل برای اواخر امشب برنامهریزی شده بود، اما به دلیل فرصت بهوجودآمده برای هدف قرار دادن این رهبران، جلو افتاد و بسیار موفقیتآمیز هم بود. - این عملیات میتواند در صورت لزوم دو تا سه هفته ادامه یابد. بسیار بستگی دارد که آیا رژیم پابرجا میماند یا شروع به فروپاشی میکند. اگر تسلیم شود و حاضر به واگذاری قدرت باشد، احتمالاً توافقی با آن صورت خواهد گرفت. در غیر این صورت، عملیات ادامه مییابد تا اهداف نظامیمان محقق شود. - ما برنامهای سنجیده و مرحلهبهمرحله برای برچیدن کامل رهبری سیاسی و ساختارهای پشتیبان آن داریم: مجلس، نهادهای مختلف، شورای عالی امنیت ملی؛ و در بخش نظامی و امنیتی، برچیدن کامل سپاه، نه فقط رهبران بلکه کل زیرساخت و فناوری پشتیبان آن. همچنین بسیج، نیروهای انتظامی و صنایع دفاعی و توان تولیدی. این برنامهای بسیار جامع برای از میان برداشتن همهی ابزارهای بقای رژیم است. - ما هنوز درگیر این مسئله هستیم که دولت جدید متشکل از چه کسانی است. چقدر قرار است مؤثر باشد، چه نوع کمکی از سوی ما نیاز دارد. رژیم برکنارشده در واکنش به این تحولات چه خواهد کرد. آیا به حمله به ما ادامه خواهد داد؟ -نمیخواهیم کشور را اشغال کنیم؛ میخواهیم مردم ایران کشور خود را اداره کنند. معمولاً رژیمهای اقتدارگرا به یک رژیم اقتدارگرای دیگر واگذار میشوند، شاید کمتر ایدئولوژیک و ملیگراتر که فکر میکنم در اینجا اتفاق خواهد افتاد. اما این چیزی است که ما میتوانیم با آن کار کنیم و به ارادهی خود آن را شکل بدهیم و در مرحلهی بعد میتوان آن را به سمت انتخابات و دموکراسی سوق داد. - منکر وجود چالشها نمیشوم. اگر موفق شویم رهبری رژیم را از میان برداریم و توان بقای آن از جهت توانایی نظامی و اعمال قدرت بر مردم ایران از بین ببریم، دستاورد بزرگی حاصل شده است. سپس دورهی گذار آغاز خواهد شد که خودش هم زمانبر خواهد بود. - میدانم مردم ایران پناه گرفتهاند، اما گمان میکنم در عین حال خیلی مسرور و شاد هستند. هیچ قصدی برای آسیب رساندن به مردم ایران از سوی نیروهای اسرائیلی یا آمریکایی وجود ندارد، اما انسانها و همچنین ادوات در جنگ دچار خطا میشوند. بنابراین مردم باید پناه بگیرند و در همین حالت بمانند. اما وقتی این عملیات به پایان برسد، میتوانند از جا برخیزند، که همینطور هم خواهد شد، و مطمئنم که چنین خواهند کرد. @babakgha
بالاخره آن روز رسید. به چشم دیدیم. حتی نوشتن همین جملات هم اشک بر چشم میآورد. @babakgha
منابع اسرائیلی میگویند در حملات روز شنبه علی خامنهای و مسعود پزشکیان هدف قرار گرفتند. تکمیلی: رسانههای اسرائیلی گزارش میدهند که منابع امنیتی، عملیات هدفمند علیه رهبران سیاسی و نظامی ایران را «موفقیت بزرگی» ارزیابی میکنند. تکمیلی ۲: خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع نزدیک به جمهوری اسلامی گزارش داد چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران و مقامهای سیاسی حکومت ایران در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شدند. تکمیلی ۳: جمهوری اسلامی تاکنون کشورها و مناطق زیر را هدف قرار داده است: امارات متحده عربی، بحرین، قطر، کویت، اسرائیل، اردن، اقلیم کردستان عراق عربستان سعودی تکمیلی ۴: حدود ۵ ساعت از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل میگذرد و هنوز گزارشی از بسته شدن تنگه هرمز در خلیج فارس منتشر نشده است. آیا تلاش سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی شکست خورده یا هنوز اقدامی صورت نگرفته است؟ تکمیلی ۵: حدود ۸ ساعت از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل میگذرد و هنوز تصویر جدیدی از علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی منتشر نشده است. همچنین هنوز گزارشی از انجام اقدام خاصی از سوی حزبالله لبنان در حمایت از جمهوری اسلامی منتشر نشده است. @babakgha
گفتوگو با امیرعلی دانایی، بازیگر «کلاه پهلوی»: جمهوری اسلامی سقوط میکند امیرعلی دانایی از بازیگرانی بود که در دههٔ ۹۰ خورشیدی با بازی در سریال «کلاه پهلوی» به کارگردانی ضیاالدین دری به شهرت رسید. او پس از آن، تجربهٔ بازی در چند فیلم دیگر از جمله «اشباح» به کارگردانی داریوش مهرجویی و «این سیب هم برای تو» به کارگردانی سیروس الوند داشت. دانایی تا همین چند هفتهٔ پیش میزبان یک برنامه گفتوگو محور در یکی از پلتفرمهای آنلاین شبکهٔ نمایش خانگی ایران بود، اما پس از سرکوبهای اخیر با انتشار مطالبی در اینستاگرامش به مخالفت با حکومت جمهوری اسلامی و ستایش از پادشان پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی پرداخته است. آقایی دانایی در نخستین گفتوگو پس از خروج از ایران به بابک غفوریآذر از رادیو فردا درباره روندی که در سالهای اخیر طی کرده پرداخته و دلایلش برای حمایت از خاندان پهلوی را بیان کرده است. او میگوید: «من فقط احساس میکنم که باید کار درست را انجام بدهم. حتی اگر یک روز از زندگیام باقی مانده باشد. باید کنار مردمم و سرزمینم بایستم، برای رسیدن به عدالت، دموکراسی. برای سقوط ظالمترین حکومت ۳۰۰ سال اخیر. باورنکردنی است. یعنی از هر زاویهای به این حکومت نگاه میکنی باور نکردنی است. هیچ اهمیتی ندارد بعداً چه اتفاقی برای من میافتد. این مهم است که برای مردم چه اتفاقی میافتد. ولی من خدمت شما عرض کنم با امید و ایمان فراوان که امکان ندارد این حکومت بماند.» متن کامل این گفتوگو را اینجا بخوانید. @babakgha
تصویر غریبی است. از آن پرچمی که دورتر بر آن میله برافراشته است و گویی نظارهگر واقعه در حال وقوع است تا پرچمی که نزدیکتر چند نفری در تلاش برای بالابردنش با استفاده از بدن خود هستند. گویی تلاشی برای هماوردی دو پرچم شکل گرفته است. یکی با استفاده از امکانی رسمی، پابرجاست و دیگری به دست بدنهایی کوشا، میکوشد حضورش را به رخ بکشد. همه اینها در مکانی روی میدهد که عنوان رسمیاش وام گرفته از نام کسی است که در همین دانشگاه، نیم قرن پیش برای پایین کشیدن همین پرچمی که گروهی بر دست دارند، جانش را داد. کدام سرزمینی به فاصله کمتر از نیم قرن چنین فراز و نشیبی به خود دیده است؟ (تصویر از دانشگاه شریف (آریامهر سابق) در روز یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴ است.) @babakgha
تخیل جمعی «ایران آینده» آنچه تصاویر و روایتهای شگفت این روزها از جایجای ایران در شهرها و روستاها به ما میگویند این است که تخیل جمعی گسترده و تازهای از ایران در ایران شکل گرفته است؛ تخیلی که زبان خاص خود دارد، استعارههایی از آن خود دارد، توانایی نامسازی و نامگذاری دارد، به روایتی از تاریخ ایران مجهز است و از اساطیر و حماسههای آن تغذیه میکند و آیندهای را برای صاحبان این تخیل ملموس و محسوس کرده است. این تخیل چنان قدرتمند است که توانسته آیینهای مرسوم را تغییر شکل دهد، عزا را به جشن و حماسه بدل کند و تا بسیاری ویژگیهای جزئی و فردی، از پوشیدن لباس تا آراستن مو، امتداد یابد. امر محوری در این تخیل «ایران» است و درست در تقابل با تخیل جمعی «اسلام سیاسی» شکل گرفته که انقلاب ۵۷ را شکل داد. همین تخیل وقایع دیماه را از شورشی خیابانی یا اعتراضی اقتصادی جدا میکند. تغییرات بنیادین با اتکا به تخیل جمعی گسترده ممکن میشوند؛ امری که جریانهای سیاسی دهههای اخیر فاقد آن بودهاند و هنگامی که چنین تخیلی شکل گرفت، امری همسنگ آن میتواند آن را کنار بزند نه سرکوب و گلوله. تخیل گرم است و قوی و در جانها رسوخ میکند، آنها را به حرکت در میآورد، میتواند بر ترس غلبه کند و حتی به نثار و ایثار جان بینجامد. فردای ایران در این نالهها و فریادها و نغمهها و هلهلهها و دستافشانیها در حال ساختهشدن است. باید به آنها خوب نگریست. امیر مازیار، استاد فلسفه هنر
видео или голосовое, без подписи
نوشته بسیار خواندنی است از مرحوم غلامحسین صالحیار، روزنامهنگار قدیمی و از سردبیران دورههایی از انتشار روزنامههای آیندگان و اطلاعات در سالهای پیش از انقلاب. آقای صالحیار در این نوشته که بهمن سال ۱۳۷۶ در مجله «دنیای سخن» منتشر شده بر مبنای اصول حرفهای روزنامهنگاری، گفتوگوی آن زمان بسیار دیده شدۀ کریستین امانپور با محمد خاتمی را بررسی کرده و او را تقریبا در تمام زمینهها مردود کرده است. با آن جملات پایانی کوبنده: "در یک کلام من اگر سردبیرتان بودم شما را اخراج می کردم" @babakgha
آکسیوس: ترامپ در یکقدمی بزرگترین رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی باراک راوید در گزارشی برای وبسایت «آکسیوس» هشدار داد که دولت ترامپ بیش از آنچه افکار عمومی تصور میکنند، به یک جنگ تمامعیار در خاورمیانه نزدیک شده است. به گفتهٔ منابع آگاه، هرگونه عملیات نظامی علیه ایران، برخلاف حملات نقطهای ماه گذشته در ونزوئلا، یک کارزار گسترده و چندینهفتهای خواهد بود که میتواند به جنگی بزرگ تبدیل شود. این گزارش تأکید میکند که این نبرد احتمالی، کارزاری مشترک میان آمریکا و اسرائیل خواهد بود که ابعادی بسیار وسیعتر از جنگ ۱۲ روزهٔ ژوئن گذشته دارد و مستقیماً بقای رژیم تهران را هدف قرار خواهد داد. به گزارش آکسیوس، ترامپ که در اوایل ژانویه و در واکنش به کشتار معترضان در ایران تا آستانهٔ فرمان حمله پیش رفته بود، با از دست رفتن آن پنجرهٔ زمانی، راهبردی دوگانه شامل «مذاکرات هستهای» و «تجمیع بیسابقهٔ قوای نظامی» را در پیش گرفت. اکنون با به تأخیر افتادن حمله و گسیل چنین حجم عظیمی از نیرو، انتظارات از ابعاد عملیات نظامی در صورت شکست دیپلماسی بهشدت بالا رفته است. بر اساس ارزیابیها، دستیابی به توافق در شرایط فعلی بسیار بعید به نظر میرسد. در حالی که جرد کوشنر و استیو ویتکوف روز سهشنبه به مدت سه ساعت با عباس عراقچی در ژنو گفتگو کردند، مقامهای آمریکایی نسبت به پر کردن شکافهای عمیق میان دو طرف خوشبین نیستند. جیمز ونس، معاون رئیسجمهور، در گفتگو با فاکسنیوز تصریح کرد که اگرچه مذاکرات در برخی جنبهها پیشرفت داشته، اما مشخص است که ترامپ «خطوط قرمزی» تعیین کرده که ایرانیها هنوز تمایلی به پذیرش آنها ندارند. ونس هشدار داد که ترامپ ممکن است بهزودی به این نتیجه برسد که دیپلماسی به «پایان طبیعی» خود رسیده است. آکسیوس گزارش میدهد که ناوگان جنگی ترامپ اکنون شامل دو ناو هواپیمابر، دهها کشتی جنگی، صدها جت جنگنده و چندین سامانهٔ پدافند هوایی است. تنها در ۲۴ ساعت گذشته، ۵۰ فروند جنگندهٔ دیگر شامل F-35، F-22 و F-16 راهی منطقه شدهاند و بیش از ۱۵۰ پرواز ترابری نظامی، تسلیحات و مهمات لازم را به پایگاههای خاورمیانه منتقل کردهاند. منابع آگاه تأکید میکنند که با توجه به روحیات ترامپ و حجم تجهیزات مستقر شده، این آرایش نظامی به هیچ وجه یک «بلوف» نیست و در صورت شکست مذاکرات، او آمادهٔ چکاندن ماشه است. در حالی که سناتور لیندسی گراهام معتقد است تا شروع حملات ممکن است هفتهها فاصله باشد، برخی منابع اسرائیلی از آمادهباش برای سناریوی جنگ «ظرف چند روز» خبر میدهند. یکی از مشاوران ترامپ به آکسیوس گفت: «رئیس از این وضعیت کلافه شده است. با وجود هشدارهای برخی اطرافیان، فکر میکنم ۹۰ درصد احتمال دارد که طی هفتههای آینده شاهد اقدام نظامی باشیم». نکتهٔ قابل تأمل در این گزارش، شباهت زمانی با حوادث سال گذشته است؛ در ۱۹ ژوئن سال گذشته، کاخ سفید یک فرصت دو هفتهای برای تصمیمگیری میان مذاکره یا حمله تعیین کرد و تنها سه روز بعد، عملیات «چکش نیمهشب» آغاز شد. اکنون نیز واشینگتن به تهران اعلام کرده است که باید ظرف دو هفته با پیشنهادی دقیق به میز مذاکره بازگردد. آکسیوس در پایان تأکید میکند در حالی که هیچ نشانهای از گشایش دیپلماتیک دیده نمیشود، شواهد حاکی از آن است که وقوع جنگ حتمی به نظر میرسد. پادکست میز ایران در یوتیوب @TheIranDesk
عنایت بخشی یکی از چند استعداد درخشان برآمده از دوران طلایی دهههای ۴۰ و ۵۰ هنرهای نمایشی ایران بود. با کارنامهای پربار از بازی در چند اثر شاخص همان زمان و معدودی در سالهای پس از انقلاب (بهویژه «مسافران» و «سگکشی» بهرام بیضایی). من او را از میان همه فیلمهایش اما با این عکس به یاد میآورم. در یکی از سفرهایش به خارج از کشور در سالهای پس از انقلاب که نشان از صمیمیت او با یکی از نمادهای اصلی رد سینمای جمهوری اسلامی، پرویز صیاد دارد. عکسی که جلوه آشکاری از زندگی دوگانه بسیاری از فعالان فرهنگی و هنری در ایران پس از انقلاب دارد: همراهی با چهرههای ممنوع شده پس از انقلاب همزمان با مشارکت در تولید انبوه آثاری که برای تقویت پروپاگاندای حکومت (با مضامینی مثلا علیه ساختارهای پیش از انقلاب و مهاجرت و عملکرد ایرانیان خارج از کشور) تولید میشد. (با احترام به پرویز صیاد و بهروز بهنژاد که در این عکس دیده میشوند.) @babakgha
واکنش به تجمع ایرانیان در مونیخ به این سرعت تنها چند ساعت پس از برگزاری، با چنین صحبتهای خشمآلودی در مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی دیده شد @babakgha
بیش از یک میلیون نفر از ایرانیهای خارج از کشور بر مبنای تخمینهای اولیه در تجمعهای شهرهای مختلف دنیا در ۱۴ فوریه شرکت کردند. مونیخ ۲۵۰ هزار تورنتو ۳۵۰ هزار لسآنجلس ۳۵۰ هزار لندن ۵۰ هزار ونکوور ۴۵ هزار سیدنی ۳۰ هزار واشینگتن دی.سی ۲۰ هزار استکهلم ۲۰ هزار و بسیاری از شهرهای دیگر (تخمینهای مختلفی از تعداد کل ایرانیان مقیم خارج از کشور مطرح میشود. گفته شده میتوان این آمار را دستکم ۵ میلیون نفر در نظر گرفت.) @babakgha
تایم لپس تجمع تاریخی ایرانیان خارج از کشور در مونیخ در روز ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ (۱۴ فوریه ۲۰۲۶). برگرفته از این توئیت. @babakgha
پلیس آلمان در ساعت ۱۵ به وقت محلی اعلام کرد شمار حاضران در تجمع ایرانیان در شهر مونیخ به ۲۰۰ هزار نفر رسیده است. (تصویر از وضعیت تجمع در ساعت ۱۵:۰۵ است.) به روز رسانی: پلیس آلمان حدود ساعت ۱۵:۳۰ به وقت محلی شمار حاضران در تجمع مونیخ را ۲۵۰ هزار نفر اعلام کرد. @babakgha