Amir Pouria
Статистикаاین کانال اخبار مربوط به فعالیت های امیر پوریا مدرس و منتقد سینما را بازتاب میدهد.
- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 514
- 1/48двое суток
- 589
- 1/72трое суток
- 635
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یادداشت امیر پوریا دربارهی اتهام اخیر به عادل فردوسیپور: دستبوسی کردن یا نکردن: مسئله این نیست! به شدت مفرح و همزمان، عصبیکنندهاست که تقریباً همه، اصل ماجرا را رها کردهاند و چه در اعتراض و اتهام زدن به فردوسیپور، چه در دفاع از او، تمام تمرکزشان را روی «دستبوسی کردن/نکردن» او گذاشتهاند. خودش هم در ویدئویی که در واکنش، منتشر کرده، بر همین تأکید میکند. در حالی که موضوع، اصلاً با این توضیح، حل و مشکل، برطرف نمیشود. مسئلهی اصلی این است که اساساً چرا باید پیش آدم(؟!)ی مثل عباس صالحی بنشینی عادل جان؟! سؤال این است که چرا تصور میکنی این میزان بگو و بخند با او، آن هم وسط مجلس ختم، فرقی با دستبوسی دارد؟! مشکل عمده، چیزی که از پیش هم میدانستیم ولی در این ویدئو بدجوری لو میرود و توی ذوق مردم میزند، رفاقت و خوش و بش تو با چنین فردی است. وزیر دولتی که بعد از فریاد مردم خواهان سقوط و اتمام این حکومت، هنوز خودش را به رسمیت میشناسد! آن هم نه هر وزیری، بلکه رأس وزارتخانهای که خود را قیّم و صاحب حق «ارشاد» کردن ِ اهل فرهنگ و هنر و حتی کل مردم میداند. وزیری که اتفاقاً از «ایدئولوگ»ها و «پروپاگاندیست»های مجموعهی حاکمیت است و از آن دوستان اصلاحطلب تو – که گاه هم طرف سلام و علیک بنده در دهههای گذشته بودهاند- نیست که ادعا کنی فقط یک کارگزار دولتی است. وزیری که در مجالس متعدد برپا شده برای رهبر کشته شدهی جمهوری اسلامی، اغراقآمیزترین پاچهخاریهای رایج در بین سران نظام را تقدیم نظام کرده. وزیری که یک شب پیش از نوروز ۱۴۰۵، دربارهی دختران تیم فوتبال بعد از برگشتشان به ایران در شبکهی ایکس/توییتر نوشت: «... زنانی که خناسان خواستند از ایران بربایند»؛ و مقصودش ایرانیهای وطنپرست و انساندوستی بود که در گلدکوست استرالیا کوشیده بودند به دختران سرودنخوانده و تهدیدشدهی تیم، کمکی برسانند و کاری برایشان بکنند. عادل جان! چرا ادعا میکنی «بله قربانگو» نیستی؟ چرا موضوع سادهای را که مجوز کارت را داری از همین وزیر و دولت و حکومت میگیری، این قدر پیچ و تاب میدهی؟ میدانیم که برنامهی «فوتبال ۳۶۰» تو، مجوز خود را به عنوان تولید VOD از ساترا نگرفته، بلکه به عنوان «پایگاه خبری»، از معاونت مطبوعاتی وزارتخانهی همین یارو گرفته. خب، داری از او اجازه میگیری. مجبور هم هستی به حرفهای قطعاً مهمل و بینمکش بخندی و از خنده پیچ و تاب بخوری و سر به دستهی صندلی بکوبی! حتی در مراسم مراسم ترحیم اکبر عبدی بیچاره! ولی لااقل ادعا نکن و تصور هم نکن که این دوستی و همنشینی و دست در دست گذاشتن، با دستبوسی و چاکری ِ درگاه، فرق دارد. بله، من هم در دهههای گذشته، از جمله اواخر دههی ۹۰ خورشیدی، بارها در حمایت از عادل فردوسیپور در نشریات داخلی و رسانههای بیرون از ایران، نوشتم یا حرف زدم. ولی در خلاصهترین توضیح ِ تفاوت ِ نیمهی تابستان ۱۴۰۵ با تمام آن دوران و دههها، باید به سادگی عرض کنم: تقویم خریداری بفرمایید! @amiropouria
سه شبانهروز از صبحی که سپیده ابطحی، مستندساز، فیلمساز، تدوینگر و سینماگر را با یورش به خانهاش، بازداشت کردند، میگذرد. اما هنوز نمیدانیم او کجاست. چه نهادی بازداشتش کرده؟ بر اساس چه حکم و دستوری؟ و به چه جرمی؟ همین قدر میدانیم که او صبح روز چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵با هجوم مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. گزارشها میگویند مأموران علاوه بر بازداشت او، وسایل الکترونیکی شخصیاش را نیز ضبط کردهاند؛ اما فاجعهی عظیمتر از این سرکوب هنرمند، اینجاست: تاکنون از محل نگهداری و وضعیت او اطلاعی در دست نیست! برای یک مستندساز که رسالتش ثبت حقیقت جامعه و احوال مردم است، بازداشت در بیخبری کامل، یکی از آشکارترین جلوههای بیعدالتی و خاموش کردن صدای حقیقتجویی است. کانون فیلمسازان مستقل ایران (ایفما) با ابراز نگرانی عمیق و خشم شدید خود، خواستار آزادی فوری سپیده ابطحی و پایان دادن به برخوردهای امنیتی با سینماگران و هنرمندان مستقل است. #سپیده_ابطحی #آزادی_هنرمندان #سینمای_مستقل #کانون_فیلمسازان_مستقل_ایران
فیلم مانی پتگر که در سومین (و آخرین) مراسم سالگرد کیارستمی فیلمبرداری و در گروه/کانال تلگرامی «شما تنها نیستید» به مناسبت دهمین سالگرد او منتشر شد. @amiropouria
видео или голосовое, без подписи
https://www.khanehcinema.ir/fa/news/2046/
منوچهر فرید، بازیگر بزرگ تئاتر و سینما و تلویزیون ایران در ملبورن استرالیا که دههها بود آنجا میزیست، صبح روز جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ از دنیا رفت. به عنوان یک بهائی، از نخستین هنرمندان ناگزیر به گریز از ایران ِ رو به ویرانی ِ بعد از انقلاب ۵۷ بود. نیمهی دوم دههی ۹۰، اندکی پیش از مهاجرتم، برایش نکوداشتی در تهران برپا کردم که با پخش مصاحبهی اختصاصیام با او همراه بود. سال ۱۴۰۱ در ساخت مستندی دربارهی او به تهیهکنندگی رسانهی پارسی، سهم داشتم. نامش توصیفی از حاصل عمر منوچهر فرید بود: «ماندن با نماندن». چگونه میتوان با نماندن در ایران، با ناچار نشدن به حضور در آن چه نادرست و دون است، ماندگار شد. همان که در آن مستند و در همین تکهفیلم، بهرام بیضایی در وصف و ستایش او میگوید. مجموع اینها را برای پاسداشت یاد او در کانال یوتوبیام میآورم. زهره ندائی، همسر و یار بس همراه او در بیش از شش دههی اخیر زندگیاش، نمونهای از ماندگاری ِ عشق و حرمت به یار دیرین است که به خیال میماند. تاب ِ شنیدن ِ اندوه جاری در صدایش را ندارم؛ اما باید بهش بگویم تا چه میزان، میزان ِ دریغش را میدانم. @amiropouria
از زمان فقدان آقای بهرام بیضایی در زادروز ۸۷ سالگیاش که ویدئوی پیشتر آماده شدهی «وجوه گیلکی باشو» در کانال یوتوبی امیر پوریا منتشر و از فردای آن، اعتراضات شجاعانهی دی ۱۴۰۴ آغاز شد، تا حالا که ساعات اولیهی ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ است، این اولین ویدئوی این کانال یوتوبی پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی پارسال به شمار میرود. روزهایی که تاریخ ایران و از جمله، فرهنگ ایران را به پیش و پس از خود تقسیم کردهاند و دیگر هیچ چیز به پیش از آن روزها باز نمیگردد. https://youtu.be/cXdN66gylTo @amiropouria
تأیید حکم یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور برای فیلمساز جعفر پناهی را به شدت محکوم میکند. حکم اولیه در حالی در غیاب پناهی صادر شد که او در خارج از کشور به سر میبرد؛او پس از مراسم اسکار تصمیم گرفت به وطن بازگردد، چرا که معتقد بود مبارزه برای آزادی باید از درون صورت پذیرد. چگونه حکومت به خود اجازه میدهد بازگشت چنین انسانی را با این حکم، پاسخ گوید؟! نام جعفر پناهی در جهان شناختهشده است. اما فقط او در چنین موقعیت خطیری نیست. ایفما فهرستی از دهها هنرمند ایرانی را که از زمان خیزش دیماه ۱۴۰۴ کشته، زندانی، یا ناپدید شدهاند گردآوری کرده است؛ نامهایی که رسانههای بینالمللی هرگز از آنها یاد نکردهاند. در میان آنها: مسعود پیاهو، موسیقیدان و هنرمندی که به خاطر ضبط یک ویدیوی کوتاه از یک معترض صلحآمیز که تنها در برابر نیروهای امنیتی نشسته بود، به ده سال زندان محکوم شد. حکومت ایران به طور سیستماتیک، هنرمندان ایرانی را از طریق زندان، قطع اینترنت و کشتار سرکوب میکند. وقتی هنرمندی دوربین به دست میگیرد، حکومت در مقابل، اسلحه بر میدارد. اکنون، در میانهی جنگ، این خطر عمیقتر شده است. کانون فیلمسازان مستقل ایران بیش از هر زمان دیگر و با تاکیدی مضاعف درباره حکم جعفر پناهی و وضعیت تمام هنرمندان ایرانی که نامشان هنوز به گوش جهان نرسیده، هشدار می دهد. هنرمندانی که پناهی در عرصه بین المللی همواره صدایشان بوده است. #جعفر_پناهی #مسعود_پیاهو #کانون_فیلمسازان_مستقل_ایران The Iranian regime systematically suppresses its artists through imprisonment, internet shutdowns, and killing. When an artist picks up a cancer, the regime picks up a gun. Now, with war ongoing, that danger has deepened, therefore IIFMA is more concerned than ever for Jafar Panahi, and for every artist whose name has not yet reached the world, this who Panahi has been always echoing their voices. #jafar_panahi #masoud_payhu
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
• یادداشت کوتاه امیر پوریا دربارهی مرجان ساتراپی و میراث او: با فقدان مرجان ساتراپی (زادهی ۱۳۴۸ در رشت، ایران- درگذشتهی ۲۰۲۶ در ۵۶ سالگی در پاریس، فرانسه؛ یک سال و دو ماه بعد از درگذشت یارش ماتیاس ریپا بازیگر و تهیهکنندهی سوئدی) آن چه به عنوان هنر اعتراضی و آگاهیبخش و علیه جمهوری اسلامی میشناسیم، یکی از مهمترین پیشقراولان خود را از دست داد؛ و چه زود و دریغانگیز و نابهنگام. وقتی او «پرسپولیس» را ساخت، برایش کاندیدای اسکار بهترین انیمیشن بلند و چند شاخهی دیگر در جوایز گلدنگلوب و بفتا شد و جایزه «سینما برای صلح» را در سال ۲۰۰۸ گرفت، هنوز بلندگوهای زر زر جمهوری اسلامی روشن بود. کارشان «ضدایرانی» خواندن معدود فیلمهایی بود که مثل همین اثر او، نه تقابلهای سیاسی، بلکه سختیهای توانفرسا و برای غربیها غیر قابل باور «زندگی عادی» در ایران ِ زیر یوغ این حکومت را به نمایش میگذاشتند. حالا و با سینمای مستقل ایرانی در دو قالب زیرزمینی و بیاعتنا به مجوز رسمی در ایران و سینمای دربارهی ایران در دیاسپورا، دیگر حکومت هم در برابر این جریان غیر قابل توقف، لال مانده است. اما ساتراپی در هیچ یک از دو زمینهی منجر به شهرت «پرسپولیس»، درجا نزد: چه در ادامهی تقابل با رژیم پلشت ایران، پشت هر تریبونی از تمام ظرفیت و جایگاهش استفاده کرد؛ چه در ترسیم عواطف جاری در زندگی و بازنمایی آن از طریق نوعی فانتزی تلخ/شیرین، در چندین و چند فیلم از همان خلاقیتی که سرچشمهی شکلگیری کتاب مصور/کمیک بوک «پرسپولیس» بود، بهره گرفت. از یک سو، کتاب مصور «زن، زندگی، آزادی» او دستاوردی ماندگار و کمیاب در تمام آن حجم انبوه هنر اعتراضیِ بهجامانده از آن خیزش در جهان است. از آن سو، عمق تأثیر احساسی فیلمهایی مثل «خوراک مرغ و آلو» و «پاریس عزیز» یا حتی فیلم انگلیسیزبان عجیبش «صداها»، به قدری است که اگر «پرسپولیس» را نساخته بود هم میشد نگاه بسیار موشکافش به جزییات روابط انسانی را یافت و از آن به وجد آمد. در دورانی که هنرمندان تیپیکال ایرانی به قصد حفظ بده بستانهای تجاری/صنعتی با حجم عظیم نمایندگان چپ جهانی حاضر در تولیدات و رویدادهای هنری، گاه حتی از جمهوری اسلامی اسمی به میان نمیآورند، اقدام ساتراپی در نپذیرفتن نشان افتخاری لژیون دونور بابت آن چه او به صراحت «سیاست ریاکارانهی فرانسه در قبال رژیم جمهوری اسلامی» دانست، از آن کارهایی بود که بعید است از هنرمند ایرانی فعال در دیاسپورا، باز ببینیم یا زیاد ببینیم. او از همان ابتدا و با اعلام موجودیت «کانون فیلمسازان مستقل ایران» یا «ایفما» در ماههای بعد از خیزش مهسا، عضو افتخاری این کانون بود و در اخبار نخستین حضور ایفما در فستیوال برلین سال ۲۰۲۲ (بهمن ۱۴۰۱)، نام خاصش به چشم میخورد. جایش پر نخواهد شد؛ اما یادش با فعالیتهای سینما و هنر مستقلی که خالقان ایرانیاش افشای سانسور و سرکوب و جنایات و تنگنظری و قیممآبی حکومت اسلامی را به شکلی خستگیناپذیر دنبال میکنند، حتی بعد از اسقاط این حکومت هم زنده خواهد ماند. @amiropouria
видео или голосовое, без подписи
البته آقای مراد ویسی! ولی نه فقط «چون این جنایت را دیدهام». من پیش از این همه جنایت در دی ۱۴۰۴، پیش از اعدامهای هر صبح این دوران مثلاً آتشبس که هستی مردم را همچنان حکومت کشور خودشان به آتش میکشد، پیش از شنیدن صدای خرد شدن استخوانهای مردم در وضع وخیم اقتصادی که به روایت و تعبیر دوستانِ توی ایران، این تابستان به مرگبارترین شرایط خود در تمام این نیم قرن تباه و سیاه جمهوری اسلامی و البته در تمام تاریخ ایران خواهد رسید، پیش از قطع اینترنت در این ۳ ماه و تمام نوبتهای قبلی، پیش از کشتار و سرکوب مردم در دوران خیزش متعالی «زن، زندگی، آزادی» و تمام جنایات آبان و آذر ۹۸ و شلیک به هواپیمای اوکراینی و جانهای از دست رفته بر اثر کرونا و حکم ممنوعیت واکسن آمریکایی و انگلیسی از جانب خامنهای و کشتار و بازداشتهای دی و بهمن ۹۶ و خرداد ۸۸ و تیر ۷۸ و جنگ ۸ سالهی دستساز ِ خمینی و اعدامها و گورهای جمعی دههی ۱۳۶۰ و این حجم یأس از جوانی و زندگی که از فضاحت ِ فصل ِ فضلهموشی موسوم به احمدینژاد تا این شبهای عربدهی عرازشه در خیابانها در دل مردم توی ایران شکل گرفت تا آن همه فشار و شعار و یاوههای ایدئولوژیک که در مدارس و ادارات و صدا و سیما ترویج و بر فضای ظاهراً فرهنگی و مطبوعات و مهمانیها و روابط زن و مرد و محرم و رمضان و زیست شب و روز مردم تحمیل شد و این همه ایجاد ناامنی و جنگ در خاورمیانه که جمهوری اسلامی ایران را به کثیفترین و جانیترین کشور این دنیا و دوران بدل کرده، پیش از - و حتی بدون -تمام اینها هم معیارم برای شناخت «انسان» و «ایرانی» همین میزان تنفر از جمهوری اسلامی بوده و تا مرگ، چنین خواهد بود. حتی اگر مرگ این ماشین پروپاگاندا که یک شبهحکومت بزدل، پلشت و مضمحل هم به دُمبش وصل است، زودتر از مرگ من اتفاق بیفتد و عمرم به چند صباحی دیدن ِ دنیای بدون جمهوری اسلامی قد بدهد، در آن دوره هم معیار دیگری برای تشخیص آدم ایرانی از ناآدم، نخواهم داشت. و از وقتی همین اینترنت فیلترشدهی آکنده از منت به همین شکل قطرهچکانی وصل شده، چه آدمهای اصیلی یافتم که پیشتر نمیشناختم؛ و چه دندانههای زنگزدهای دارم میبینم که نقش حقیرشان را در چرخدندهی پروپاگاندای حکومتی ایفا میکنند. ماشینی که تنها موتور محرکهاش بازیچه قرار دادن ِ جان و نوحه و کولهپشتی بچههای میناب است. @amiropouria #بیزارم_از_دین_شما_نفرین_به_آیین_شما #مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
رویداد «آوای ایران» برای بازتاب صدای مردم و بازخوانی تاریخ معاصر ایران و مبارزات مردمی علیه جمهوری اسلامی امروز و فردا (۲۳ و ۲۴ ماه مِی ۲۰۲۶) در لانژ کافهی مجموعهی لوتسرنا در پراگ در این دوران سخت و تلخ، کنار دوستان برگزارکنندهی این رخداد و تجمعات پراگ در حمایت از مردم ایران، «مداومت در مبارزه» را هر روز میآموزم و به نقش ناچیزی که در این رخداد دارم، افتخار میکنم @amiropouria Saturday, May 23, 2026 13:00 Opening 14:00 - 14:45 Woven Echoes (Live Music Session) 15:30 - 16:30 How do I see Iran: Czechs’ perspectives on Iran (Panel Discussion in Czech) 18:00 - 19:30 Modern Iran: The Story of a Nation (Documentary Screening and discussion) 21:00 End of the first day Sunday, May 24, 2026 12:00 Start of the second day 14:00 – 15:30 Poetry Reading (Shahnameh: A Story for All Nations) 16:30 - 18:00 Modern Iran: The Story of a Nation (Documentary Screening and discussion) 19:00 - 19:45 Colours of Melodies (Live Music Session) 21:00 Closing
کانون فیلمسازان مستقل ایرانی (IIFMA) مفتخر است پیروزی بزرگی را اعلام کند: پس از حدود چهار سال تلاش مستمر برای تغییر قوانین اسکار و نحوهی پذیرش فیلم در بخش بینالمللی، آکادمی تغییرات مهمی را اعلام کرده است. از این پس آکادمی اسکار این فرصت را میدهد که خود کارگردانان به طور مستقل آثار را ارسال کنند و آسکار، فیلمهایی را که جوایزی در جشنوارههای بینالمللی معتبر دریافت کردهاند بپذیرد؛ بدینترتیب فیلمها دیگر نیازی به ارسال از طرف نمایندهی رسمی یک کشور نخواهند داشت. این تغییرات برای فیلمسازان مستقل در سراسر جهان، بهویژه کسانی که در کشورهای فاقد آزادی بیان زندگی میکنند و پیشتر از ارسال فیلم به شیوهی مستقل و غیردولتی محروم بودند، ارزشمند خواهند بود. IIFMA مفتخر است که در طول این سالها برای روشنگری و مطالبه در این زمینه، نقشی کلیدی داشته؛ هم از طریق ارسال نامههای رسمی به آکادمی اسکار و تهیهی اطلاعیههای خبری و ارسال به جراید و رسانههای جهانی؛ و هم به ویژه با برگزاری دو پنل تخصصی در بازار فیلم اروپا (EFM) برای توضیح مشکلات پیش روی فیلمسازان مستقل در مواجهه با انحصارطلبی دولت، وزارت ارشاد و بازوی اجرایی آن بنیاد سینمایی فارابی که این سالها مدعی استقلال از دولت است! کوششهای ایفما بینتیجه نماند و در دستیابی به این نتیجه، نقش اساسی ایفا کرد.این خبر امید بخش تاکیدی است بر تاثیر گزاری تلاش های نهادهای مدنی برای رسیدن به عدالت و آزادی بیان و اندیشه. این تغییر البته به معنای اصلاح کامل روند امتخاب فیلم در بخش بین المللی اسکار نیست. چون محدود کردن صلاحیت به «برندگان» جوایز جشنوارههای بزرگ برای بسیاری از فیلمسازان واقعاً مستقل همچنان شرایط ناعادلانهای به وجود میآورد. با این حال، این تغییر، مسیر تازهای باز میکند که میتواند تکمیل شود.این گام مهمی است و ما از این پیشرفت بسیار خرسندیم. از آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا برای توجه به این مشکلات و اقدام در مسیر رفع آنها سپاسگزاریم.
видео или голосовое, без подписи