ادبیات، فلسفه و سینما
Статистикаنخستین فرسته: https://t.me/NazariyehAdabi/1 تبلیغ و تبادل: @M_arkhay
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 117
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 970
- 1/48двое суток
- 3 333
- 1/72трое суток
- 3 594
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
به فلسفهی نفرتانگیز هگلی نگاه کنیم، آن حکمت مندرآوردی شرمآوری که جنبش خودکار دیالکتیکی مفاهیم و لذا اندیشه ماشین عینیای را که خود به خود و آزادانه در هوا یا افلاک جستوخیز میکند و دست نوشتههای هگل و هگلیها نشانهها و اثر انگشتهایش هستند، به عنوان روشی فلسفی جایگزین تحقیق و تفکر دقیق و صادقانهی خود شخص میکرد. ولی اینها صرفاً زاییدهی جمجمههایی بسیار ضخیم و توخالیاند؛ و نه تنها چیزی مطلقاً عینی نیستند بلکه بینهایت ذهنی و همچنین ابداع اذهان بسیار معمولیاند. پس بیایید طول و تداوم این برج بابل را در نظر بیاوریم و به آسیب بیحدوحسابی فکر کنیم که این فلسفهی مطلقاً مهملی که با وسایل عجیب و غریب به جوانان زحمتکش تحمیل شده است لاجرم به نسلی که با آن بزرگ شدهاند و لذا به کل دوران وارد کرده. آیا اذهان بیشمار نسل فعلی دانشجویان با این فلسفه کاملاً فاسد نشدهاند؟ آیا پر از افکار منحط نشدهاند و در جایی که انتظار فکر داشتهاند به عبارات تو خالی و لفاظیهای بیمعنی و زبان تهوعآور هگلی رضایت ندادهاند؟ آیا کل نگاهشان به زندگی احمقانه نشده و بیمعنیترین و وحشیانهترین و حتی عامیانهترین طرز تفکر افکار اصیل و رفیعی را که همچنان الهامبخش اسلاف بلافصلشان بوده نابود کرده است؟ مخلص کلام، آیا جوانانی که در گرمخانهی فلسفه.ی هگل رشد کردهاند شبیه انسانهایی نیستند که به لحاظ عقلی اخته شدهاند و توانِ فکری ندارند و کلهشان پر از مضحکترین پیشفرضهای ممکن شده؟ «متعلقات و ملحقات»، ص ۱۴۳ -آرتور شوپنهاور
آیا دنیای مدرن در حال نابودی فکر انسان است؟ ▪️ تیموتی ویلسون، روانشناس اجتماعی، آزمایشی جالب انجام داد. او از دانشجویان خواست تا ۶ تا ۱۵ دقیقه تنها در اتاقهای خالی به فکر کردن بپردازند. نتیجه؟ ۵۰٪ از آنها نتوانستند این کار را تحمل کنند و آن را خستهکننده یافتند! ▫️ آیا دنیای مدرن ما را از اندیشیدن دور کرده است؟ @NazariyehAdabi
موسیقی متن فیلم سینمایی «مظنونین همیشگی (۱۹۹۵)» -The Usual Suspects 1995 -By "John Ottman" @NazariyehAdabi
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل زین پس چو نباشیم همان خواهد بود -خیام
دی ولت: جناب پروفسور پوپر، شما به دلیل اختلافات شدیدی که با فیلسوفانی چون هگل، مارکس و هایدگر دارید موجب جنجال زیادی شده اید ـ آن هم : نه فقط در آلمان. حتى فيلسوفی چون افلاطون هم برای شما تابو نیست. گفته اید که علم اخلاق افلاطون به نظر شما مشمئزکننده است. چرا انتقادات شما عمدتاً و مرتباً علیه ایـن چـهار فيلسوف صورت می گیرد؟ کارل پوپر: من هرگز سعی نکرده ام جنجالی به وجود آورم و تصور نمی کنم که جنجالی ایجاد کرده باشم ؛ حداکثر مرا نفی و طرد کرده اند . مـن فقط با جهان بینی هایی مبارزه کرده ام که (آنها را سراسر دروغ ، خطرناک و فاسد می دانم)، و این مبارزه نیز هرگز زمینه اصلی کار من نبوده. علائق اصلی من در زمینه های دیگری است. من نمی خواهم در باره خودم حرف بزنم ؛ ولی هنگامی که دی ولت از من پرسش هایی در باره خودم میکند ، تلاش میکنم ، نه با ملاحظات و تذکراتی خودستایانه ، بلکه به طور کارشناسانه به آنها پاسخ دهم . این بیان شما که گویا من همواره به ضدیت با این چهار فیلسوف می پردازم ممکن است موجب سوءتفاهم شود. به نظر من، هگل ، و به مراتب بیشتر هایدگر، فیلسوفانی كاملاً تهی و شووینیست هایی بی اهمیت هستند. من در باره هایدگر حتی به اندازه نیم صفحه هم ننوشته ام ، اما در باره مارکس یک کتاب نوشته ام . موضوع افلاطون کاملاً چیز دیگری است. او فیلسوفی بزرگ بود. پایه گذار فلسفه بود و ایده های بسیار بزرگ و باارزشی داشت. اما من سعی کردم نشان دهم که حتی فیلسوفی بزرگ هم می تواند حرف های بسیار بدی بزند. در دورانی که نوعی دوران روشنگری بود،در زمانی که سایر متفکران مخالف برده داری بودند، نوشته های افلاطون همچون اندیشه های برده داری متکبر است و او از برده داری دفاع میکند. آنچه گفتم واقعیت است و باید سرانجام زمانی گفته می شد. او خواهان برقراری دیکتاتوری فلسفه افلاطونی بود و در دهمین جلد از آثار بزرگ خود ، یعنی در رساله قوانین می گوید که دگراندیشان را باید در سلولهای انفرادی زندانی کرد و اگر اظهار پشیمانی نکردند میتوان آنها را کشت. «میدانم که هیچ نمیدانم» ص ۸۸-۸۷ -کارل پوپر
▪️مروری بر آثار کن لوچ ▫️تدوین شده در موئسسهی فیلم بریتانیا (BFI) @NazariyehAdabi
🗽 چهارمین دوره کارگاه تئوری و عملی زنانهخوانی خوانش عمیق حضور زنانه در متن، تصویر و اجرا ♾از سری دورههای باشگاه اندیشهی زنان مدرس: ملیکا شکری (نویسنده و هنرمند، پژوهشگر بینارشتهای ادبیات، تئاتر و سینما) ⏳ شش جلسه دو ساعته 🗓 مرداد و شهریور ۱۴۰۵ 🔹 با تخفیف دانشجویی ▪️حضوری و آنلاین 🎴 دربارهی «زنانهخوانی»: «زنانهخوانی» کارگاهی است برای مواجههای خلاق، تحلیلی و پرسشگر با مفهوم «حضور زنانه» در ادبیات و هنر. در این فضا میکوشیم از خلال خوانش آثار ادبی و هنری، امکانهای متنوع امرِ زنانه را در شیوههای روایت، بازنمایی و تجربهی هنری بررسی کنیم. در شش جلسهی دو ساعته، از طریق متنخوانی، تماشای فیلم، مطالعهی مقاله و بررسی اجراها و آثار تصویری کلاسیک و معاصر، به این مفاهیم از منظری تحلیلی و خلاق نزدیک میشویم؛ مسیری که میتواند نقطهی آغازِ ورود جدیتر و آگاهانهتر به این حوزه باشد. 🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید: +۹۸۹۱۰۵۳۹۴۷۳۷ 🚦تلگرام: @Chaos_Art_Group 🚧اینستاگرام: instagram.com/chaos_theater_group ✨کانال گروه هنری خائوس https://t.me/Chaos_Art_Group_news