tgindex
سینما پارادیـزو

سینما پارادیـزو

Статистика

ـــ سینما سرزمین من است نه شغل من ـــ سینما، هنر، ادبیات، فلسفه و بیشتر Admin: @Mooso

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
22 348
+46 за 3 дн.
Сутки
+8
+0,04%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 275
28 постов
Вовлечённость
14,7%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 28
Упоминаний
20
каналов
Охват размещения
по 3 постам
1/24сутки в ленте
2 538
1/48двое суток
2 908
1/72трое суток
3 136

Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.

Посты

  • 15 авг.1 7503820

    видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.2 4699059

    ▪️ویم وندرس ـــ امروز ۸۱ ساله می‌شوم. سپاسگزارم برای هر فیلم، هر سفر، هر دوستی، و هر کسی که بخش کوچکی از این زندگی را با من سهیم بوده است. اگر فیلم‌هایم تا به حال برایت معنایی داشته‌اند، خیلی دوست دارم امروز از تو بشنوم. برایم آرزوی تولد بنویسید ـــ با سپاس آن‌ها را خواهم خواند. — https://www.facebook.com/share/p/1bZitqBUqS/?mibextid=wwXIfr 🎥 @CinemaParadisooo

  • 14 авг.2 6794750

    ▪️آلفرد هیچکاک ـــ هالیوود و تلویزیون هیچ علاقه‌ای به شخصیت محبوب من نشان نداده‌اند، با اینکه او در همۀ از فیلم‌هایم حضور داشته است. احتمالاً او را می‌شناسید: مردی وسواسی، پریشان و سردرگم؛ کوتاه‌قد و چاق. قبلاً حتی چاق‌تر بود. این نقش همیشه توسط خودم بازی شده و به نوعی امضای سینمایی من شده است. ظهور او روی پرده آنقدر کوتاه است که تقریباً ناخودآگاه به‌نظر می‌رسد‌ یعنی همیشه مطمئن نیستید که او را دیده‌اید. او هیچ ارتباطی با داستان فیلم ندارد. در بهترین حالت، او چهره‌ای در میان جمع است، رهگذری که کنار ایستاده و ماجراهایی حولش می‌چرخد که کوچکترین دخالتی در آنها ندارد. او هیچگاه متوجه نمی‌شود که در لحظه‌ای که ظاهر می‌شود، قتل شنیعی در حال برنامه‌ریزی است، یا مردی که در خیابان از کنارش رد می‌شود، به طرف خانه می‌رود تا همسرش را خفه کند، یا خانه‌ای که به آن خیره شده جسدی را در خود پنهان کرده است. اغلب وسوسه می‌شوم داستانی حول او بسازم و نقش اصلی را به او بدهم. البته هرگز چنین کاری نخواهم کرد. بااین‌حال، در داستانی که در ذهن دارم، او یک موزیسین است، نوازنده‌ای درجه دو در یک ارکستر سمفونی درجه سه. 🎥 @CinemaParadisooo

  • 13 авг.1 79679удалён 15 авг.

    مسابقه شبانه حدس فیلم از روی عکس بهمراه جوایز نقدی هر شب ساعت ۲۳ در کانال تخصصی فیلم و سریال تلگرام ( کلوپ سینما ) @cinematical_club دانلود و تماشای رایگان فیلم و سریال از طریق ربات ما به آدرس @cinematical_club3_bot تحلیل و اخبار و حواشی فیلمها و سریال های جدید و جذاب خارجی در کانال و گروه چت ما @cinematical_club1 جایزه ویژه ۷/۰۰۰/۰۰۰ ریال با کسب حداقل بیست امتیاز از بخش مسابقه همراه ما باشید در کانال کلوپ سینمایی تلگرام @cinematical_club #️⃣ #ad

  • 13 авг.2 6052936

    ▪️جان کارپنتر ـــ محال است هیچکاک را دوست نداشته باشی. او استاد سینما بود ـــ همۀ ما این را می‌دانیم! البته بر من تأثیر داشت، و خیلی از ما در نسل‌مان که به مدرسۀ فیلم رفتیم، او را ملاقات کردیم. آمد و با ما حرف زد. فیلمِ محبوبِ هیچکاکیِ من همیشه سرگیجه (۱۹۵۸) خواهد بود. ▫️Alfred Hitchcock — August 13, 1899 – April 29, 1980 🎥 @CinemaParadisooo

  • 13 авг.2 4393868

    ▪️تنسی ویلیامز ـــ دربارهٔ بازی جنا رولندز در فیلم گلوریا (۱۹۸۰) ساخته جان کاساوتیس ـــ وقتی فیلم تمام شد، از فرط شوک بر جای خود خشکم زده بود و دوباره به تماشایش نشستم. برای بار سوم رفتم تا ببينمش و برای بار چهارم هم به تماشایش نشستم. از آنچه او انجام داده بود به شگفت آمدم. این باید همان حسی باشد که نوازندگان هنگام مواجهه با یک پارتیتور (نت) کامل و پیچیده تجربه می‌کنند. چطور از پسِ انجامش برآمد؟ به نظرم او در این فیلم مطلقاً بی‌نقص است. یک کلاس درس است. ▫️Gloria (1980) ▫️Dir. John Cassavetes 🎥 @CinemaParadisooo

  • 12 авг.2 7894245

    ▪️میشائیل هانکه ـــ مصاحبه با روی گروندمن (۲۰۰۹) ـــ هدف از ساخت فیلم روبان سفید (۲۰۰۹) این است که با بهره‌گیری از برجسته‌ترین نمونهٔ موجود ـــ یعنی فاشیسم آلمانی ـــ و نیز از طریق تصویرسازیِ کودکان در فیلم، درون‌مایه‌ای گسترده‌تر و فراتر را به نمایش بگذارد. امروزه می‌توان فیلمی دربارهٔ همین درون‌مایه در کشور‌های دیگر نیز ساخت. فاشیسم فقط منحصر به جریان‌های راست نیست، بلکه در جریان‌های چپ نیز وجود دارد ـــ اصلاً در هر نوع ایدئولوژیِ افراطی و رادیکالی. کسانی که برچسبِ "دشمن" می‌خورند، سرکوب یا کشته می‌شوند؛ این در حالی است که ایده‌های اولیه در بسیاری از موارد با هدفِ پیشبردِ آرمان‌های بشری شکل می‌گیرند. کمونیسم ایدهٔ فوق‌العاده‌ای است که هر انسان‌دوستی ناچار است با آن موافقت کند؛ اما همین ایده جان میلیون‌ها نفر را گرفته است. در مورد مسیحیت نیز ماجرا از همین قرار است؛ امری که آثارش هنوز هم امروزه مشهود است. ▫️The White Ribbon (2009) ▫️Dir. Michael Haneke 🎥 @CinemaParadisooo

  • 12 авг.3 43684

    видео или голосовое, без подписи

  • 12 авг.3 4966284

    ▪️میشائیل هانکه در ۸۵ سالگی رسما اعلام بازنشستگی کرد. این موضوع را مارکوس شلاینزر، کارگردان، دستیار و شاگرد سابق هانکه و دوست نزدیک فعلی‌اش رسما اعلام کرد: «او بازنشسته شد. او الان ۸۵ ساله است و خب بازنشسته شده، اما هنوز خوشحال و سرحال است. ما دو هفته پیش همدیگر را دیدیم و او غذای بسیار لذیذی برایم پخت. او مثل الگوی همیشگی‌اش، روبر‌ برسون، ۱۰ فیلمش را ساخت. آنچه را در توانش بود انجام داد و حالا هم خوشحال است.» متأسفانه پایان خوش، آخرین فیلم هانکه، اثری بسیار دوپهلو از آب درآمد که منتقدان را به دو دسته تقسیم کرد. این فیلم پر از لحظات کمدیِ سیاه بود؛ امری نادر برای این فیلم‌ساز برجستهٔ اتریشی که شهرتش بر پایهٔ درام‌های سنگین و غم‌انگیز بنا شده بود. با این حال، معلوم شد که پایان خوش نقطه‌پایانی ایده‌آل برای کارنامهٔ هنری هانکه است ـــ خودارجاع‌ترین فیلم او؛ نمایشی طنزآمیز دربارهٔ تمام تم‌هایی که او در طول دوران کاری‌اش به آن‌ها پرداخته بود. تقریباً ۱۰ سال بعد، به نظر می‌رسد این فیلم، اثر کاملی برای خداحافظی او بوده است. — A young Michael Haneke Behind the scenes of Lemmings (1979) 🎥 @CinemaParadisooo

  • 11 авг.3 1871853

    ▪️پابلو لارین ـــ کار نیکو (۱۹۹۹) کاوشی باورنکردنی از مردانگی است، ساختۀ یک زن. نشان می‌دهد که چگونه تعاملات میان مردان می‌تواند هم‌زمان چنان حسیک و تاثیرگذار باشد، و چگونه آدم‌ها می‌توانند جذب هم شوند، اما شاید به خاطر تصوری که از جنسیت خود دارند یا قراردادهای مردانه (به‌ویژه در لژیون خارجی، جایی که همه باید سرسخت باشند)، آن اشتیاق به شکافی در زندگی‌شان بدل می‌شود. آن تنش احتمالاً بزرگ‌تر از چیزی است که اگر آن امیال را عملاً می‌دیدیم، حس می‌کردیم. فیلمی مملو از بدن‌ها، عرق، پوست، ماهیچه‌ها، تکرار، و مردانی سرسخت ـــ اما مردانگی‌ای فروپاشیده. همه‌شان تنها آدم‌هایی شکننده و از هم گسسته‌اند که می‌خواهند آنجا باشند تا چیزی را به خودشان ثابت کنند. همچنین یکی از بزرگ‌ترین اقتباس‌هاست اما هویتی قوی و جهانی مستقل دارد. غیرقابل‌تکرار است. ▫️Beau travail (1999) ▫️Dir. Claire Denis 🎥 @CinemaParadisooo

  • 10 авг.3 1443881из CinemaParadisooo

    ▪️دنی دیدرو ـــ آن‌جا که هیچ نیست، به یاد بیاور که دوستت دارم. ▫️Love (2015) — Dir. Gaspar Noé ▫️Lovers (2019) — Artist: Katarzyna Karpowicz 🎥 @CinemaParadisooo

  • 10 авг.3 51442

    видео или голосовое, без подписи

  • 10 авг.3 7145840

    ▪️در سال‌های پیش از درگذشتش، پدر سَم الیوت به او گفته بود که شانس رسیدن او به پردهٔ بزرگ سینما غیرواقع‌بینانه است. سم الیوت گفت: «او آن ضرب‌المثل معروف را تحویلم داد که: "احتمال اینکه تو در هالیوود شغلی داشته باشی، به اندازهٔ شانسِ دوامِ یک گوله برفی در جهنم است." پدرم آدم واقع‌بینی بود.» پدرش با اینکه خودش هرگز از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده بود، بیش از هر چیز دیگری همین مدرک را برای تنها پسرش می‌خواست. اما سم الیوت حرف‌های پدرش را بد تعبیر نکرد. او گفت: «پدرم فردی بسیار سخت‌کوش بود. او وجدان کاری و انضباطی داشت که من هم الگو و روش کارم را براساس آن شکل دادم، و هر روز بابت این موضوع از او سپاسگزارم.» — Happy 82nd birthday, Sam Elliott! 🎥 @CinemaParadisooo

  • 9 авг.3 5914493

    ▪️اینگمار برگمان ـــ این‌که مجبور نیستی چهره‌ات را به کسی نشان دهی، یک لذت است. این‌که بتوانی تب، جنون و هیستریِ خودت را تماماً در تنهایی تجربه کنی. ▫️Hour of the Wolf (1968) ▫️Dir. Ingmar Bergman 🎥 @CinemaParadisooo

  • 9 авг.3 79868113

    ▪️وقتی فیلم ضدمسیح ساختهٔ لارس فون‌تریه در جشنواره فیلم کن برای اولین بار به نمایش درآمد، از سوی هیئت داوران اکومنیک (کلیسایی) به آن یک «ضد-جایزه» اعطا شد. این فیلم به عنوان: «زن‌ستیزترین فیلم از سوی خودخوانده‌ترین کارگردان بزرگ جهان» توصیف شد. هیئت داوران اکومنیک هر ساله جایزه‌ای را به فیلمی در کن اهدا می‌کند که ارزش‌های معنوی را پاس می‌دارد. آن‌ها به قدری از برخی صحنه‌های ضدمسیح شوکه شده بودند که احساس کردند باید یک «ضد-جایزه» ویژه به آن اعطا کنند. رادو میهایلانو، فیلم‌ساز رومانیایی که ریاست این هیئت داوران را بر عهده داشت، گفت که فون‌تریه با این فیلم خود پیشنهاد می‌کند که «زن باید روی تلِ هیزم سوزانده شود تا مرد بالاخره بتواند روی پای خود بایستد.» فون‌تریه در کنفرانس مطبوعاتی معروف خود، در پاسخ به انتقادات و پرسش‌های خبرنگاران دربارهٔ دلایل ساخت این فیلم گفت: «من بهترین کارگردان جهان هستم!» و اضافه کرد که این فیلم را برای مخاطب نساخته، بلکه پروژه‌ای درمانی برای خروج خودش از یک دوره افسردگی شدید بوده است. 🎥 @CinemaParadisooo

  • 9 авг.3 5512350

    ‍ ‍ ▪️لارس فون‌تریه ـــ در گفتگو با استیگ بیورکمن ــ از کتاب فون‌تریه دربارهٔ فون‌تریه ـــ من کار کردن با ایده‌های افراطی را ترجیح می‌دهم و می‌خواستم فیلمی دربارهٔ "نیکی و خیرخواهی" بسازم. وقتی کوچک بودم، کتاب کودکی داشتم به نام Guldhjerte [قلب‌طلا] که خاطرات بسیار شفاف و خوشایندی از آن داشتم. کتابی مصور بود دربارهٔ دختر کوچکی که با چند تکه نان و چیزهای دیگر در جیب‌هایش وارد جنگل می‌شود. اما در پایان کتاب، وقتی از جنگل عبور کرده، آنجا برهنه و بدون هیچ دارایی دیگری ایستاده است. و آخرین سطر کتاب این بود: "قلب‌طلا گفت: ولی حداقل من حالم خوبه." به نظر می‌رسید این جمله نهایت افراط‌گرایی نقش یک شهید را بیان می‌کند. من کتاب را چند بار خواندم، با وجود اینکه پدرم فکر می‌کرد مزخرف است. داستان «شکستن امواج» احتمالاً از همان‌جا می‌آید. "قلب‌طلا" همان شخصیت "بس" (Bess) در فیلم است. همچنین می‌خواستم فیلمی با تم و درون‌مایهٔ مذهبی بسازم؛ فیلمی دربارهٔ معجزات. و در عین حال، می‌خواستم فیلمی کاملاً ناتورالیستی بسازم. داستان فیلم در طول سال‌ها تغییرات زیادی کرد. در ابتدا می‌خواستم فیلم را در ساحل غربی یوتلند، سپس در نروژ، بعد در اوستندهٔ بلژیک، سپس در ایرلند و در نهایت در اسکاتلند فیلم‌برداری کنم. احتمالاً اتفاقی نیست که بخش زیادی از فیلم در جزیرهٔ اسکای می‌گذرد؛ جایی که بسیاری از نقاشان و نویسندگان دورهٔ رومانتیک بریتانیا در قرن نوزدهم به آنجا می‌رفتند. من سال‌ها روی فیلم‌نامهٔ «شکستن امواج» کار کردم. کمی شبیه درایر شده بودم؛ بخش‌هایی را حذف می‌کردم، آن را فشرده‌تر و صیقل‌یافته‌تر می‌ساختم. اما بعد، درست قبل از اینکه فیلم‌برداری را شروع کنیم، اشتیاقم را برای این اثر از دست دادم. ساخت فیلم آن‌قدر طول کشیده بود که از آن خسته شده بودم و دیگر ذهنم از آن عبور کرده بود. ▫️Breaking the Waves (1996) ▫️Dir. Lars von Trier 🎥 @CinemaParadisooo 🎥 @CinemaParadisooo

  • 8 авг.4 0782034

    ▪️یوسف اسحاق‌پور ـــ کتاب سینمای فریدون رهنما ـــ بیماری تاریخ؛ فریدون رهنما: پسر ایران از مادرش بی‌اطلاع است ــ ترجمه محمدرضا شیخی ـــ پسر ایران از مادرش بی‌اطلاع است سرگذشت شکست نیست، بلکه موفقیتی است مثال‌زدنی که برای به نتیجه رسیدن، مستلزم هیچ سازشی نیست؛ حتی اگر رنج و سختی، تنهایی شدیدی را تحمیل کند؛ تنهایی‌ای که بازتابی ندارد، مگر در سخنان صنعتگری پیر و ندای دورِ محبوبه‌ای بیگانه. گویی از انعکاس صدای آنها، در این‌جا نیز گذشته و دیگری پذیرفته شده‌اند و «داشته» را متجلی کرده‌اند. فریدون رهنما در صحبت از باور خود به سینما به من می‌گفت: باید ایستادگی کرد، علی‌رغم همه‌چیز، حتی به بهای زندگی. فقط به چنین بهایی است که سینما و زندگی معنای خودشان را عیان می‌کنند. — The last photo of Fereydoun Rahnema (23 May 1930 — 7 August 1975) 🎥 @CinemaParadisooo

  • 7 авг.4 3323689

    ▪️ژولیا کریستِوا ـــ آیا زیبایی می‌تواند غم‌انگیز باشد؟ آیا زیبایی از گذرا بودن و در نتیجه از سوگواری جدایی‌ناپذیر است؟ یا اینکه شیء زیبا چیزی است که خستگی‌ناپذیرانه پس از ویرانی‌ها و جنگ‌ها بازمی‌گردد تا گواهی دهد که پس از مرگ، بقایی وجود دارد، که جاودانگی ممکن است؟ ▫️Hiroshima Mon Amour (1959) — Dir. Alain Resnais ▫️La Double Vie de Véronique (1991) — Dir. Krzysztof Kieślowski 🎥 @CinemaParadisooo

  • 7 авг.3 5572669

    ▪️ریوسوکی هاماگوچی ـــ در سینمای معاصر، زیاد نمی‌بینیم که آدم‌ها در یک نمای بلند در حال گفت‌وگو باشند. در تعطیلات (۱۹۳۸)، کیوکر این کار را به زیبایی و چنان بی‌تکلف انجام می‌دهد که فراموش می‌کنی داری یک نمای بلند را تماشا می‌کنی. داستان نیز روایتش دشوار است؛ کری گرانت قرار است با خواهر کاترین هپبورن ازدواج کند، اما بعد تصمیم می‌گیرد با خود هپبورن ازدواج کند، که بی‌رحمانه است! چطور مخاطب را با هپبورن هم‌دل می‌کنی؟ حرکات آکروباتیکِ هپبورن و گرانت با بدن‌هایشان مهم است. در جایی، هپبورن روی شانه‌های گرانت نشسته، و آنها نوعی چرخشِ هماهنگ انجام می‌دهند که به تو می‌فهماند چقدر برای هم ساخته شده‌اند. ▫️Holiday (1938) ▫️Dir. George Cukor 🎥 @CinemaParadisooo

  • 7 авг.3 2171538

    ‍ ‍ ‍ ▪️ریوسوکی هاماگوچی ـــ در ژاپن، فیلم‌های داگلاس سِرک تا اواسط دهۀ ۲۰۰۰ در دسترس نبودند. «هرچه خدا می‌خواهد» (۱۹۵۵) یکی از اولین‌هایی بود که توانستم به دست بیاورم. کارِ راسل متی، فیلمبردار، شگفت‌انگیز است. نحوۀ غرق شدنِ فضاهای داخلی در رنگ‌های گرم، در حالی که فضاهای بیرونی خنک و آبی هستند، این تقابلِ زیبا را خلق می‌کند. در اولین مشاجرۀ بین جین وایمن و راک هادسن، هر دو نزدیک شومینه ایستاده‌اند و به آرامی به سمت پنجره حرکت می‌کنند، آن سویِ پنجره کولاک است. این تغییر از طیفِ رنگیِ عاشقانه به طیفی بسیار خشن‌تر، به ما از آینده‌ای دشوار می‌گوید که در انتظارشان است. سپس، در پایان فیلم، پنجره بسته می‌شود و نورِ آبی به بیرون راه داده نمی‌شود، که نشان می‌دهد آیندۀ فراتر از فیلم، در واقع، آینده‌ای شاد است. من نه تنها از فیلم‌های سرک، بلکه از مصاحبه‌هایش نیز الهام گرفته‌ام؛ در یک گفت‌وگو، او از این حرف می‌زند که چرا قهرمانِ فیلم باید هم دوست‌داشتنی باشد و هم تحقیرشده. دوربین، برای سرک، نوعی اشعۀ ایکس است که روحِ شخصیت را درک می‌کند. ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما احساس می‌کنم که این واقعاً با تجربیاتِ فیلم‌سازیِ من هم‌خوانی دارد. ▫️All That Heaven Allows (1955) ▫️Dir. Douglas 🎥 @CinemaParadisooo 🎥 @CinemaParadisooo