tgindex
آموت هوربوف

آموت هوربوف

Статистика
@Owlpediaперсидский

اکتشافات و دست‌نوشته‌های مترجمی شب‌زی | بهنام حاجی‌زاده شناس: @Behnam_Hjzdh ناشناس: https://t.me/Harfmanrobot?start=97208012

Последний пост
1 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
737
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
980
25 постов
Вовлечённость
133,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 25
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
298
1/48двое суток
341
1/72трое суток
368

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 1 авг.4921915

    #مشاوره آگهی‌های استخدام و جذب نیرو نسبت‌به پارسال کاهش چشمگیری پیدا کرده‌اند. برای متمایز کردن خودت از بقیهٔ متقاضیان خیلی بیشتر از قبل به رزومه‌سازی استاندارد و حرفه‌ای بها بده و برایش وقت بگذار. فقط به کلیک‌کردن دکمه‌ای و ارسال رزومه هم بسنده نکن. حالا…

  • 1 авг.1815из motarjemshodan

    #مشاوره آگهی‌های استخدام و جذب نیرو نسبت‌به پارسال کاهش چشمگیری پیدا کرده‌اند. برای متمایز کردن خودت از بقیهٔ متقاضیان خیلی بیشتر از قبل به رزومه‌سازی استاندارد و حرفه‌ای بها بده و برایش وقت بگذار. فقط به کلیک‌کردن دکمه‌ای و ارسال رزومه هم بسنده نکن. حالا که سازمان یا نهادی را پیدا کرده‌ای که به تخصص‌ات نیاز دارد از صف طولانی بررسی درخواست‌ها بیرون بزن و از راه‌های دیگر کارفرما را پیدا کن و رزومه‌ و نمونه‌کارهایت را به دستش برسان. ▫️motarjemshodan

  • 2 июл.31796из asb_pub

    ✨ من رؤیایی دارم همیشه دلم می‌خواست نشر خودم را داشته باشم و کتاب‌هایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر می‌کنم لایق خواننده‌ها و کتاب‌هاست. سال‌ها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشه‌متلاطم روز خوب از راه می‌رسد؟ این شد که در دل سیاه‌ترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دست‌وپا می‌زدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چه‌قدر است که دست‌به‌کار نشوم؟» نشر اسب این‌گونه زاده شد؛ برای انتشار داستان‌هایی گُلچین‌شده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش می‌شوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستان‌ها به‌صورت آنلاین منتشر می‌شوند. به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب می‌کنند قول می‌دهم بهترین داستان‌ها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوش‌حال می‌شوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستان‌هایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید. به نشر اسب بپیوندید: 🔊 کانال: t.me/asb_pub 👥 گروه: t.me/asb_pub_group 💬 پیام‌گیر: t.me/asb_pub_contact 🌐 وبگاه: asbpub.ir ✉️ ایمیل: asbpub.official@gmail.com امیرمحمد شیرازیان، ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵

  • 27 мая571236из Owlpedia

    در نهایت «عادی» برای اکثریت ما کلمه‌ای بعید و بیگانه است که فقط وصفش را شنیده‌ایم و می‌توانیم برویم توی یکی از آن واژه‌نامه‌های کت‌‌وکلفت معنایش را بخوانیم، ولی شاید هرگز مفهومش را درک نکنیم، شاید هرگز زندگی‌اش نکنیم، حالا هرچقدر هم که می‌خواهد خیال کنیم که هم خودمان «عادی» هستیم، هم وضعمان. @Owlpedia

  • 15 нояб.2 0311914

    (خیلی) کوتاه درباره‌ی نشانه‌های قیدی در فارسی در ترجمه و نگارش و ویرایش، یکی از کارهایی که خیلی دیده‌ام مترجم و نویسنده و حتی ویراستار انجام بدهد، آوردن قید با نشانه‌های قیدی است: به‌خوبی می‌دانستم که این متن به‌طرز عجیبی ایراد دارد. نکته‌ی خیلی واضحی که…

  • 15 нояб.1 7151723

    (خیلی) کوتاه درباره‌ی نشانه‌های قیدی در فارسی در ترجمه و نگارش و ویرایش، یکی از کارهایی که خیلی دیده‌ام مترجم و نویسنده و حتی ویراستار انجام بدهد، آوردن قید با نشانه‌های قیدی است: به‌خوبی می‌دانستم که این متن به‌طرز عجیبی ایراد دارد. نکته‌ی خیلی واضحی که خیلی‌ها نادیده‌اش می‌گیرند این است که در فارسی خیلی از قید‌ها «نشانه» ندارند و روی دیگر یک صفت هستند: خوب می‌دانستم که این متنْ عجیب ایراد دارد. انگار این هم مثل خیلی دیگر از مشکل‌های نگارشی، دسته‌گلی است که بعضی مترجم‌ها در برابر قیدهای زبان مبدأ به آب داده‌اند و فکر کرده‌اند که قید در فارسی هم (مثل پسوند ly- در انگلیسی) همیشه باید نشانه‌ای داشته باشد: به‌طرز حیرت‌انگیزی، به‌طور دل‌انگیزی، به‌شکل ترسناکی، و... حتی صفات مشتقی مانند شتابان و خندان و پنهانی و مانند این‌ها را هم می‌توان در نقش قید به کار برد: رضا آدمی خندان بود. (صفت) رضا خندان از راه رسید. (قید) در فارسی پسوندهای صفت‌ساز و قیدساز زیادی داریم که هرکدامشان در جای خود به کار می‌روند و با آن‌ها می‌شود قید طبیعی‌تری ساخت؛ پسوندهایی مثل انه، آسا، وش، گان، گاه، و... . پس «تقریباً هر صفتی از جمله صفت‌های مشتق را می‌توان به صورت قید هم به کار برد.» (فرهنگ پیشوندها و پسوندهای فارسی، خسرو فرشیدورد، ص۱۷۸) برعکس این اما همیشه صادق نیست و بعضی قیدهایی که با پسوند ساخته می‌شوند منحصراً قیدند؛ مانند کلمات تنوین‌دار و قیدهایی مثل آنگاهان، امشبان، شبانگاه. و مانند این‌ها. @Owlpedia

  • هرکه بی‌مشورت کند تدبیر غالبش بر غرض نیاید تیر بیخ بی‌مشورت که بنشانی بر نیارد به جز پشیمانی مواعظ سعدی، مثنویات @Owlpedia

  • غم نه بر دل که گر نهی بر کوه کوه گردد ز بار غصه ستوه جان شیرین که رنج‌کش باشد تن مسکین چگونه خوش باشد؟ مواعظ سعدی، مثنویات @Owlpedia

  • چطور ترجمه‌مان را بهتر کنیم و مترجم بهتری باشیم؟ | چکیده‌ی تجربه‌ی ترجمه ۱. مهم‌ترین و اصلی‌ترین راهش کسب تجربه است. هر مترجم مسیر خاص خودش را طی می‌کند و نمی‌شود برای همه یک نسخه پیچید، اما ترجمه کنید و ترجمه کنید، نومترجم برای کسب ترجمه به همه‌چیز ناخنک می‌زند و سبک‌های مختلف را امتحان می‌کند تا دستش گرم بشود و ببیند که در رویارویی با متن‌های مختلف چه کارهایی از دستش برمی‌آید. (در پوشه‌ی تمرین‌های خودم بیشتر از بیست کتاب هستند که آن اوایل کارم از هرکدامشان بخشی را ترجمه کرده‌ام تا دستم گرم بشود.) ۲. در کارگاه‌های مترجمی شرکت کنید. ترجمه برخلاف ریاضی و فیزیک و این‌ها از علوم دقیقه نیست که بشود صرفاً با کلاس و آموزش یاد گرفت، ولی باز هم مترجم باید خیلی چیزها را بلد باشد، با رویکردها و نظریه‌های کلی ترجمه آشنا باشد، زبانشناسی بداند، درک‌مطلب قوی و شمّ زبانی خوبی داشته باشد. برای این کار هم کارگاه‌های ترجمه هرچند صددرصد کافی نیستند، کمکتان می‌کنند. * به مناسبت روز جهانی ترجمه (۳۰ سپتامبر) دوره‌های آموزشی «مترجم شدن» در سایت یادمی ۵۰٪ تخفیف خورده‌اند. پست اصلی تخفیف دوره‌های ترجمه‌ی «مترجم شدن» را در کانال خودشان ببینید و بخوانید. ۳. دوره‌های ویرایش و زبان‌شناسی ببینید. اشتباه بیشتر نومترجم‌ها (و حتی مترجم‌های باسابقه‌تر) این است که فکر می‌کنند چون زبان مادری‌شان فارسی است پس بلدند و نیازی نیست که حداقل یک دوره‌ی ویرایش بگذرانند، ولی تجربه ثابت کرده که گاهی تأثیر یک دوره‌ی ویرایش در بهبود کار مترجم فراتر از انتظار است. * برای دوره‌ی ویرایش، همیشه دوره‌های آقای قربان‌زاده (از ویرایش) و مؤسسه‌ی ویراستاران (کانال ویراستاران) را پیشنهاد می‌دهم. آقای قربان‌زاده دوره‌های زبان‌شناسی خوبی هم برگزار می‌کنند، کانالشان را دنبال کنید. * مؤسسه‌ی ویراستاران یک دوره‌ی غیرحضوری خوب دارد که می‌توانید با کد تخفیف «هوربوف» تهیه‌اش کنید: خرید بسته‌ی آموزش ویرایش غیرحضوری ویراستاران. ۴. بخوانید. شعر و متن کهن و ترجمه‌های خوب فارسی بخوانید. هدف این نیست که مثل نصرالله منشی بنویسید، ولی باید با سبک‌های ادبی مختلف فارسی آشنا باشید و خزانه‌ی نحوی و واژگانی خودتان را گسترده کنید. ۵. بنویسید. تمرین نوشتن را جدی بگیرید؛ برای خودتان متن‌های مختلف بنویسید، روزمره‌نویسی و جستارنویسی کنید، سبک‌های نگارش مختلف را تمرین کنید و قلمتان را ورزیده کنید. مترجم هرگز نمی‌داند که در کدام بخش ترجمه با چه سبکی روبه‌رو می‌شود. ۶. به‌روز باشید. جدیدترین ابزارهای ترجمه و فرهنگ‌های مناسب را پیدا کنید، کار با هوش مصنوعی و استفاده‌ی درست ازشان در ترجمه را یاد بگیرید، به نرم‌افزارهای لازم برای ترجمه (مثل ورد و مترجم‌یارها) مسلط بشوید، قالب‌بندی مقدماتی و فونت‌های اصلی را بشناسید. هرچه در کار با ابزارهای ترجمه و استفاده ازشان ماهرتر باشید، حرفه‌ای‌تر به‌نظر می‌رسید. ۷. پشتکار داشته باشید و ناامید نشوید. هیچ مترجمی یک‌شبه مترجم ماهر و مشهوری نشده و سال‌ها کار کرده و یک‌عالم ترجمه‌ی بد و افتضاح توی گنجه دارد که به هیچ‌کس نشان نمی‌دهد، اما مترجم حرفه‌ای همیشه می‌داند که نمی‌داند و برای همین همیشه دنبال این است که یاد بگیرد و کارش را بهتر کند. ۸. روی اعتبار و برند شخصی‌تان کار کنید. مترجم‌های دیگر و ناشرها را بشناسید، بدانید که هر ناشر در چه حوزه‌ای کار می‌کند، با کتاب‌های جدید و مهم آشنا باشید و در جریان اخبار روز قرار بگیرید. نمونه‌های کارتان را این‌جا و آن‌جا بگذارید. حتی اگر هنوز برای ناشری کار نمی‌کنید، فضای مجازی سکوی مناسبی است تا کارتان را در دید دیگران قرار بدهید و همزمان تجربه هم کسب کنید. و از این مهم‌تر، از اعتبار برندتان با چنگ‌ودندان محافظت کنید! برندسازی و کسب شهرت مهم است، اما داشتن خطاهای پیوسته و کیفیت کار پایین در بلندمدت این اعتبار را خدشه‌دار می‌کند. اصول حرفه‌ای کار را یاد بگیرید و حرفه‌ای باشید. | آموت هوربوف |

  • اگر مترجم و مخاطب این نرخ‌نامه‌ی ترجمه هستید، یک نکته‌ی تجربی کوتاه: یکی از کارهای خوبی که گروه «مترجم شدن» و آقای بشیری در این سال‌های اخیر کرده‌اند تهیه‌ی نرخ‌نامه‌ای برای شاخه‌های مختلف ترجمه است که حداقل دستمزد بهینه‌ی مترجم را محاسبه می‌کند. البته باید توجه داشت که این نرخ‌نامه «دستوری» و برای کارفرماها لازم‌الاجرا نیست و بیشتر نقش راهنمایی کلی را دارد، چون واقعیت‌های بازار کار ترجمه از نشری تا نشر دیگر و برای هر پروژه و مترجم فرق می‌کند، بنابراین دستمزد معقولی که بیشتر نشرها می‌توانند (یا گاهی مایل هستند) بپردازند معمولاً بین یک‌سوم تا یک‌چهارم کمتر از این مقدار است (یعنی چیزی بین بازه‌ی کلمه‌ای ۲۵۰ تا ۳۰۰ تومان برای کف دستمزد). چه چیزهایی می‌تواند در مذاکره‌ی دستمزد با کارفرما به شما کمک کند؟ ۱. دقت ترجمه‌ی بالا: جا نینداختن غیرضروری هیچ‌کدام از عناصر متن (قید یا صفت یا کلمه و فراتر از آن). ۲. درک‌مطلب بالا و فهمیدن دقیق متن و اصطلاحات و دوری از گرده‌برداری‌. ۳. نگارش فارسی تمیز، جمله‌نویسی‌های صحیح، رعایت اصول نگارشی. ۴. اعتبار حرفه‌ای، داشتن تجربه و نمونه‌ی کار. یعنی: هرچه ترجمه‌ی شما بهتر، دقیق‌تر، تمیزتر، و حرفه‌ای‌تر باشد، به نسبت میانگین می‌توانید دستمزد بیشتری بگیرید. معمولاً ناشر برای هر کتاب بودجه‌ی چاپ مشخصی دارد و اگر با بررسی نمونه‌ی ترجمه به نتیجه برسند که لازم است برای بخش تطبیق و اصلاح احتمالی ترجمه و ویرایش هزینه‌ی بیشتری بشود، طبیعتاً دستمزدی که پرداخت می‌شود هم پایین‌تر است. بااین‌حال، همین نرخ‌نامه و تخمین یک دستمزد کلی می‌تواند به بازار ترجمه کمک کند تا رفته‌رفته فاصله‌ی دستمزدی بین نرخ آرمانی و نرخ واقعی بازار کم بشود. در نهایت، دستمزد ترجمه حاصل توافق است و گاهی باید برای هر کار جداگانه معایب و مزایای آن را بسنجید و تصمیم بگیرید، اما تصمیمی را بگیرید که حین ترجمه دلزده نشوید. | آموت هوربوف |

  • 30 сент. 2025 г.48854из motarjemshodan

    💰نرخ‌نامهٔ ترجمه ۱۴۰۴ (نیم‌سال دوم) مطابق با قانون کار ایران و با درنظرگرفتن ساعت کار روزانهٔ مترجمان این نرخ‌نامه هر شش ماه یک‌بار (اواخر فروردین و مهر) متناسب با شرایط بازار و تورم به‌روزرسانی می‌شود برای محاسبهٔ سریع و راحت قیمت انواع خدمات ترجمه مینی‌اپ مترجم‌شدن را اجرا کنید: @motarjemshodan_bot برای اثرگذاری بیشتر به اشتراک بگذارید. ❤️ #ترجمه #مترجم #مترجم_شدن #مترجم_حرفه_ای #دستمزد #دستمزد_۱۴۰۴ #دستمزد_مترجم #قیمت #قیمت_ترجمه #حقوق_مترجمان #نرخ_نامه #نرخنامه #نرخنامه_ترجمه #نرخ_ترجمه #حداقل_دستمزد_ترجمه ـــــــــــــــــــــــــ 😎 مترجم‌شدن | نگاهی دور و نزدیک به ترجمه و حرفه‌ی مترجمی، تلاشی برای آموزش و آشنایی، جهت‌دهی و مشاوره. کانال تلگرام | گروه تلگرام | اینستاگرام | فروشگاه | آموزش‌ها ▫️motarjemshodan

  • ۱/۱ در آغاز کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. ۱/۲ در آغاز او نزد خدا بود. ۱/۳ همه‌چیز به میانجی او بود، بی او هیچ نبود. ۱/۴ آنچه در او بود حیات بود، و حیات نور آدمیان بود، ۱/۵ و نور در ظلمت می‌درخشد و ظلمت آن را فرا نگرفته است. ~ عهد جدید، انجیل یوحنا، ترجمه‌ی پیروز سیار @Owlpedia

  • 12 авг. 2025 г.772123из JuniorTranslator

    #تجربۀدست‌اول از دیروز شروع کرده‌م به ترجمه و هرچند سرعتم حلزونی‌ست، باز هم لازم بود از یک جایی شروع کنم و تعلل بیشتر جایز نبود. امروز به این جمله برخوردم: His duties appeared to consist entirely of dancing attendance on her. ابتدا ترجمه کردم «همراهی کردنش در رقص» و بعد آن onش چشمم رو گرفت و چیزی در نظرم اشتباه بیومد. چنین شد که رفتم در فرهنگ هزاره مدخل dance رو جستم و دیدم بلی! اشتباه متوجه شده بوده‌م. در فرهنگ هزاره، زیرمدخل dance attendance on/upon sb رو داریم که برایش نوشته‌اند: (رسمی) برای کسی خوش‌خدمتی کردن، خوش‌رقصی کردن، فرمانِ کسی را بردن. بعدش خوش‌رقصی و خوش‌خدمتی رو در واژه‌دان جستم و دریافتم همون معنای چاپلوسی رو می‌ده. چون مخاطب کتاب بیشتر نوجوانان‌اند تصمیم گرفتم به‌جایش بنویسم «خودشیرینی»، اما وقتی با دوست مترجم در میون بگذاشتم، یادآور شد که خود این ترکیب در زبان انگلیسی هم ترکیب ساده‌ای نیست و می‌تونم همون «خوش‌رقصی» رو حفظ کنم. درنتیجه، تصمیم دارم حفظش کنم. نظر شما چیست؟ شما بودید چه معادلی برمی‌گزیدید؟

  • نخست اندیشه کن آنگاه گفتار که نامحکم بود بی ‌اصل دیوار چو بد کردی مشو ایمن ز بدگوی که بد را کس نخواهد گفت نیکوی مواعظ سعدی، مثنویات @Owlpedia

  • نکویی گرچه با ناکس نشاید برای مصلحت گه گه بباید سگ درنده چون دندان کند تیز تو در حال استخوانی پیش او ریز به عرف اندر جهان از سگ بتر نیست نکویی با وی از حکمت به در نیست که گر سنگش زنی جنگ آزماید ورش تیمار داری گله پاید مواعظ سعدی، مثنویات @Owlpedia

  • می گرچه حرام است ولی تا که خورد؟ وانگاه چه مقدار و کی و با که خورد؟ هرگاه که این چهار شرط آید جمع، گر می نخورد مردم دانا که خورد؟ رباعیات خیام، تصحیح اسماعیل یکانی @Owlpedia

  • یک نمونه‌ی خیلی مهم از این صلاحیت و مرجعیت مترجم که به ترجمه مشروعیت می‌دهد همیشه برای من ترجمه‌ی داریوش آشوری از مکبث بوده، چون با همه‌ی ایرادها و حتی اشتباه‌هایی که دارد و فاصله‌ای که از متن شکسپیر گرفته، نتیجه‌ی نهایی از دید منِ مترجم و فارسی‌دوست متنی بوده زیبا و دلنشین. متن اصلی و ترجمه این است: Out, out, brief candle! Life’s but a walking shadow, a poor player That struts and frets his hour upon the stage And then is heard no more. It is a tale Told by an idiot, full of sound and fury Signifying nothing. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ای لغزان و بازی‌های بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه‌ای‌ست کز لب شوریده‌مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی معنا! @Owlpedia

  • مرجعیت مترجم | یا، چه وقتی اشتباه مترجم درست است؟ در ترجمه و به‌ویژه حین بررسی و ارزیابی ترجمه، نکته‌ای را در نظر دارم که به آن می‌گویم «مرجعیت مترجم»، یعنی مترجم اگر تغییری در متن داده (چه در سطح کلمه و چه در سطح جمله و حتی فراتر)، برای چنین تصمیمی چقدر شایستگی و پشتوانه‌ داشته‌است؟ آیا در جای دیگری از ترجمه چیزی بوده که نشان بدهد چنین تصمیمی به پشتوانه‌ی یک خط فکری منطقی و سنجیده گرفته شده؟ یا که این تصمیم بیشتر نتیجه‌ی اگر نگوییم تنبلی، دست‌کم سهل‌انگاری و بی‌دقتی مترجم بوده؟ یا نشان می‌داده که مترجم نتوانسته زبان را خلاقانه و ماهرانه به کار بگیرد؟ مترجم بین چندین گزینه یکی را انتخاب کرده یا یک گزینه بیشتر جلوی خودش ندیده؟ نتیجه‌ی این تصمیم مترجم برای بقیه‌ی متن و لحن و نثر و سبک نویسنده چه بوده؟ فکر می‌کنم اگر نخواهیم پای سابقه و تجربه‌ی کاری مترجم را وسط بکشیم، مترجم برای آنکه مرجعیتش را نشان بدهد، باید به ازای هر تغییری که در متن می‌دهد و هر ساختاری که عوض می‌کند، در چندین جای دیگر نشان بدهد که صلاحیت داشته تا دست به چنین کاری بزند؛ مثلاً جمله‌نویسی‌های بسیار خلاقانه‌ای داشته باشد، یا انتخاب کلماتش خاص و چشمگیر بوده باشند، یا قسمت دشواری را با نهایت دقت برگردانده باشد. وقتی مترجمی پیوسته و در بخش‌های مختلف از نوشتن جمله‌های سرراست ناتوان بوده و انتخاب واژه‌های درستی نداشته، دیگر نمی‌شود به تصمیم‌های دیگری که گرفته اعتماد کرد و در همه‌شان شک و تردید به وجود می‌آید. ترجمه‌ای که خطاهای ریز پرشماری دارد خودبه‌خود مشروعیتش را از دست می‌دهد. مشروعیت ترجمه از مرجعیت مترجم می‌آید؛ یعنی ترجمه‌ای که پیش‌روی منِ خواننده یا ارزیاب و منتقد است زیر دست مترجمی بوده که صلاحیت ترجمه را داشته یا نه؟ پس صلاحیت مترجم است که تبدیل می‌شود به مرجعیت مترجم، مرجعیت مترجم هم به متن مشروعیت می‌دهد. ترجمه‌ی ضعیف، ولو با نیت خوب، مشروعیت ندارد. از طرفی، وقتی مترجم از خودش کفایت و شایستگی نشان بدهد، حتی اگر جایی در متن تغییری بدهد (و همچنان مضمون و مفهوم اصلی را حفظ کرده باشد) یا کمی از متن فاصله‌ای گرفته باشد، می‌شود باور داشت که این تصمیم آگاهانه بوده و مترجم به پشتوانه‌ی تجربه و دانشی که داشته چنین تصمیم گرفته‌است؛ یعنی مترجم می‌دانسته چه اختیارها و ابزارهایی دم دست داشته و ازشان بهره برده، زبان مادری‌اش را هم خوب می‌شناخته و می‌دانسته چطور از آن استفاده کند. در چنین حالتی، گاهی مترجم حتی می‌تواند دست به کاری بزند که به آن می‌گویم «اشتباه آگاهانه»؛ یعنی مترجم می‌داند که شاید بعضی‌ها (خواننده یا منتقد) تصمیمی را که گرفته اشتباه بدانند، ولی از این موضوع آگاه بوده و برای چنین کاری دلیل منطقی براساس نظریه‌ها و شگردهای ترجمه دارد و از خلاقیت و بینش و شم زبانی‌اش استفاده کرده؛ هدف داشته‌ و نمی‌خواسته صرفاً ترجمه‌ای تحت‌اللفظی کرده باشد. نتیجه‌اش می‌شود این که دو مترجم احتمال دارد برای ترجمه‌ی قسمتی از متن تصمیم کم‌وبیش مشابهی بگیرند، ولی تصمیم یکی به‌خاطر این است که راه دیگری بلد نبوده و این اولین گزینه‌اش بوده؛ اما تصمیم دیگری یکی بوده بین چندین و چند انتخابی که تجربه و دانش ادبی و زبانی مترجم پیش پای او گذاشته بوده است. یا به زبان خیام: می گرچه حرام است ولی تا که خورد؟ وانگاه چه مقدار و کی و با که خورد؟ هرگاه که این چهار شرط آید جمع، گر می نخورد مردم دانا که خورد؟ @Owlpedia

  • حقیقت جادو همین بود: خون و دل‌وروده و منی و بزاق، اندام و احشایی که درون ظرف‌های شیشه‌ای نگه می‌داشتند، نقشه‌هایی بر پوست انسان‌هایی که شکارشان کرده بودند، جمجمه‌ی بچه‌های به‌دنیا‌نیامده. مشکل کتاب‌ها و قصه‌های پریان نبودند، فقط این بود که آن‌ها نصف داستان را می‌گفتند و توهم دنیایی را پدید می‌آوردند که در آن فقط شرورها و نامادری‌های دیوصفت و خواهرهای ناتنی شریر بهای کارشان را با خون می‌پرداختند، جایی که جادو عادل و منصف بود و قربانی لازم نداشت. ــ عزم دوزخ، لی باردوگو @Owlpedia

  • در سکوت آشپزخانه یکدیگر را تماشا کردند. همه‌چیز را درباره‌ی یکدیگر می‌دانستند. اصلاً هیچ‌چیزی نمی‌دانستند. حسی به ███ گفت که وارد آتش‌بسی تق‌ولق شده‌اند، ولی نمی‌دانست که دقیقاً درگیر چه جنگی بوده‌اند. الکس از آنی که ███ یادش می‌آمد زیباتر بود. نه، این حرف درست نبود. این‌طور نبود که او عوض شده باشد یا بینایی خود ███ تیزتر شده باشد. فقط حالا دیگر از زیبایی او کمتر می‌ترسید. ــ عزم دوزخ، لی باردوگو @Owlpedia

آموت هوربوف — tgindex