سرزمینواژهها | اسحاق"حنیف"
Статистикаکوشش میکنم نویسندهای خوبی باشم؛ شما هم تلاش نمائید خوانندهای خوبی باشید. دریچهی ارتباطی با ما @EshaqHanif_01
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷 غم مخور، خدا با ماست! ✍ عمیر توکلی 🏷 کاش خانۀمان کنار مرز بود! ✍ اسحاق حنیف 📚 پنجمین شماره گاهنامۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی احیاء #گاهنامه_احیاء #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
🏷 نویسنده، صدای جامعه و روایتگر زندگی نویسنده کسی نیست که صرفاً کلمات را در قالبهای متفاوت و جذاب کنار هم بچیند، مانند آراستگی مرواریدهای دانههای تسبیح، در حالی که نوشتهاش عاری از پیام باشد و نفعی برای جامعه و مردمش نداشته باشد. نویسنده، روایتگر زندگی مردمش است. او دردها و رنجهای آنان را به تصویر میکشد و اشکهای چشمان نمناک را روایت میکند. او مشکلات جامعه را بازگو کرده و فراخوانی برای یافتن راهحلهایی برای آنهاست. نویسنده باید از دل جامعه بنویسد و با آثارش، راهنمایی برای پیشرفت و ترقی مردمش باشد. نویسندگی تنها به زیبا نوشتن محدود نمیشود؛ بلکه گاهی اوقات به سادگی نوشتن نیز مربوط میشود. این زیبایی میتواند در قالب روایتهای تلخ و دردهای مردم یا در شادی و سرور آنان نمود پیدا کند. آری، نوشته به آنچه گفته میشود که مملو از پیامهای مثبت برای خوانندگان است، حتی اگر به سبک بسیار ساده و بیآلایش نوشته شده باشد. ✍: اسحاق "حنیف"
#شرکتکنندهی(5) ———————————————— 🏷 آزادی؛ بالی برای پرواز به سوی پیروزی آزادی حقی است که خداوند جهان برای تمام بندگانش یکسان عطا کرده است تا از آن در راستای نایل شدن به خواستهها و اهداف خویش بهرهبرداری کنند. اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم، درمییابیم که کسانی به موفقیت دست یافتهاند که از آزادی برخوردار بودهاند. اما آنانی که تن به اسارت دیگران داده و از حق آزادی خویش دفاع نکردهاند، در گودالهای عمیق و تاریک تاریخ ماندهاند؛ نه نامی از آنان باقی مانده و نه نشانی. اما کسانی که زندگی را بر پایه آزادی بنا کردند و هنگامی که دیگران آزادیشان را سلب کردند، سکوت نکردند و تن به ذلت ندادند و در راه آزادی جان باختند، در صفحات نخستین تاریخ با قلم زرین یادگار شدند. آزادی همانند بال برای کبوتر است. همانطور که پرندگان با داشتن بال و پرواز کردن در آسمان آزادی، خود را از هلاکت و زیان نجات میدهند، یک فرد یا جامعه نیز زمانی میتواند مسیر ترقی و پیشرفت را طی کند و به قلههای پیروزی دست یابد که از حق آزادی خویش بهرهمند باشد. در غیر این صورت، در پس قیدهای اسارت، چشم به قلههای پیروزی دوخته نمیشود و دستیابی به موفقیت ممکن نخواهد بود. ✍: اسحاق "حنیف" #دلانه #سایه_سار🌳 ╭─━━✧༺🌿༻✧━━─╮ │ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ➤ @Saye_Sar01 ✨ ╰─━━✧༺📜༻✧━━─╯
без подписи
без подписи
без подписи
تکبیرات تشریق الله اکبر، الله اکبر، لا إله إلا الله الله اکبر، الله اکبر، ولله الحمد
🏷 اسلام کامل است؛ ما کجاییم؟ اسلام یک دین جهانی و برای تمام انسانیت است. این دین، همهجانبه و برنامهای کامل برای پیشبرد زندگی انسانها به شمار میآید. اسلام کامل بوده و هیچ نقصی در آن وجود ندارد. هدف اسلام، رساندن انسانها به عزت و اوج آزادگی است. اما چرا امروزه مسلمانان ضعیف، حقیر و تحت سلطه دیگران قرار دارند؟ علت در نقص مسلمانی ماست، نه در خود اسلام. اگر به زمان پیامبر اسلام و خلفای راشدین بیندیشیم یا به دوران خلافت امویان، عباسیان و عثمانیان نگاه کنیم، میبینیم که مسلمانان در آن زمان حقیر و تحت سلطه دیگران نبودند؛ بلکه از جایگاه والایی برخوردار بودند و در آزادی کامل زندگی میکردند. آری، وقتی به سیزده قرنی که مسلمانان متحد بوده و دارای خلیفه واحد بودند و در زیر پرچم اسلام به دستورات آن پایبند بودند، فکر میکنیم، درمییابیم که ذلت در آنها راه نیافته بود و چیزی به نام بردگی را نمیشناختند. اما از زمانی که تفرقه را بر وحدت، محبت را بر کینه، برادری را به دشمنی و ترک دین را به غربگرایی ترجیح دادند، نام و نشان و هویت خود را از دست دادند و ذلت در وجودشان رسوخ کرد و آنها را از عرش عزت به زمین ذلت کوباند. امروزه با وجود اینکه مسلمانان همه چیز دارند، اما دستشان خالی است. کشورهای اسلامی بزرگترین اقتصادهای دنیا را در اختیار دارند، اما هنوز هم مسلمانانی گرسنه وجود دارند. مسلمانان بزرگترین لشکر را در اختیار دارند، اما این لشکر به یاری مسلمانان مظلوم نشتافته و هنوز خواهرانی مظلوم هستند که سالهاست "وا اسلاماه" سر میدهند، اما کسی نیست که به نصرتشان بشتابد. بنابراین درمییابیم که ذلت و زبونی ما ناشی از نقص مسلمانی ماست وگرنه اسلام کامل است. اگر مسلمانان دوباره به اسلام روی آورند و مسلمانی خود را تقویت کنند و به طور کامل در آن وارد شوند، یقیناً عزت و شوکت پیشین خود را بازخواهند یافت و از قید این زبونی آزاد خواهند شد. ✍: اسحاق "حنیف"
#چالش_هفته ———————————————— ✍🏻✨ چالش نویسندگی آغاز شد... گاهی فقط چند خط، میتواند قلبی را بلرزاند، فکری را بیدار کند و جهانی را تغییر دهد... این هفته قلمهای شما مهمانِ اندیشهاند 🌱 🖋 موضوع: آزادی ⏳ مهلت ارسال: یک هفته 📌 بهترین نوشتهها در کانال منتشر خواهند شد. 📌استفاده از چت جی پی تی در نوشته ممنوع میباشد. 📥نوشتههای خود را به آیدی زیر روان کنید: @EshaqHanif_01 شاید این بار، نوبتِ درخشیدنِ واژههای تو باشد... ✨ #سایه_سار🌳 ╭─━━✧༺🌿༻✧━━─╮ │ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ➤ @Saye_Sar01 ✨ ╰─━━✧༺📜༻✧━━─╯
🏷 یهود؛ دشمنی دیرینه با اسلام و انسانیت یهود امتی است مکار، فریبکار و حیلهگر؛ امتی که سرکشی و طغیان در ذاتش نهفته است. این امت، با خباثت درونی و کینه و حسادت، خیر را جز برای خود نمیخواهد. آری؛ این امت با تعالیم نسخ شده و تحریف شدهی خویش و خباثتی که در ذاتش نهفته است، در پی نابودی بشر و به بردگی گرفتن جهان است. آنان غیر از ملت خویش، دیگران را به چشم حیواناتی مینگرند که هدف از خلقتشان خدمت به خودشان است و هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند. از نظر آنان، جز ملت یهود، بقیه انسانها فقط برای خدمت به یهود خلق شدهاند و میپندارند که شکل حیوانات از آنها گرفته شده و شکل انسانیت به آنها بخشیده شده تا یهودیان احساس ترس از آنان نداشته باشند. به همین دلیل، خداوند متعال در کلامش یهودیان را معرفی کرده و خباثتهای آنان را بیان نموده است تا انسانها متوجه شوند که اینها چگونه امتی بدذات هستند. خداوند در آیات متعددی از صفات زشت و پلیدی که یهودیان بدان دچارند خبر داده است تا انسانها آگاهانه با آنان رفتار کنند. خداوند متعال یهودیان را سرسختترین دشمنان اسلام و مسلمانان معرفی کرده است؛ آنجا که در کلامش فرموده است: «لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود». جای بسی تعجب و شگفتی است که امروزه مسلمانان با چنین امتی دست دوستی دراز کرده و آنان را چنان دوست خویش میپندارند که حتی بر برادران دینی خود ترجیح میدهند و تا آن حد با آنان صمیمیاند که مسلمانان را به خاک و خون میکشند تا رضایت آنان را جلب کنند. آری، آنان هرگز به این نمیاندیشند که یهودیان هرگز از شما راضی نخواهند شد مگر اینکه در ملت آنان درآیید: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النصری حتی تتبع ملتهم». این افراد هیچ توجهی به این حقیقت ندارند که خداوند فرموده است: یهود امتی است که مهر ذلت و زبونی بر پیشانی آنها خورده است. آنانی که دست دوستی به این قوم منفور دراز کردهاند باید بدانند که این سخن پروردگار ما راست بوده و در تحقق آن شکی نیست. پس بدانند که دوستی با کسی که زبون و خوار است، زبونی و خواری را به دنبال خواهد داشت. ✍: اسحاق "حنیف"
کتاب مطالعه این هفته شما چه کتابی را مطالعه میکنید؟ 👇
🏷 گناه، زنگار دل و توبه راه نجات گناه پدیدهای ناپسند و ویرانگر است که انسان را در دام خود گرفتار میسازد. هرگاه فردی به گناه آلوده شود، آرامش ذهن و روانش را از دست میدهد و در مسیری سردرگم قرار میگیرد که به بنبست میانجامد. گناه قلب را سیاه و تاریک میکند و انسان را از خدا دور میسازد. هرچه بیشتر در دریای گناه غوطهور شود، به همان اندازه از خدا دورتر میگردد و رنگ خوشبختی و سعادت را در زندگی نمیبیند؛ آرامش از وجودش فرار میکند. گناه همچون آبی است که آهن را زنگزده کرده و در نهایت آن را نابود میکند. گناه قلب انسان را زنگزده میسازد و با فاسد شدن آن، تمام وجودش نیز فاسد میگردد. چنانکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودهاند: «در وجود انسان تکهای گوشت است که اگر آن اصلاح شود، تمام بدن اصلاح میشود و اگر آن فاسد گردد، تمام بدن به تبع آن فاسد میشود.» آری، گناه فاسدکنندهی قلب است. هر بار که گناهی از انسان سر میزند، نقطهای سیاه بر قلبش پدیدار میشود و با افزایش گناهان، قلبش به همان اندازه سیاهتر شده و در نهایت تمام قلبش رنگ شیطانی به خود میگیرد. سیاهی و تاریکی گناه بر آن قلب تسلط یافته و انسان را به وادی هلاکت میکشاند. از آنجا که انسان معصوم نیست و ممکن است شیطان او را از راه راست منحرف کند، باید به خود بیاندیشد و از فریب شیطان دوری کند. خداوند متعال برای بندگانش راه بازگشتی قرار داده است تا ناامید نشوند و در مسیر شیطانی قدم نگذارند. او دروازه توبه را گشوده است تا اگر بندهای مرتکب جرمی شد، دوباره بازگردد و اشک ندامت بریزد تا گناهش بخشوده شود. خداوند در کلامش فرموده است که اگر کسی مرتکب گناهی شد، باید به انجام عمل نیکی بپردازد تا آن گناه از بین برود؛ چنانکه میفرماید: «إن الحسنات یذهبن السیئات.» خداوند متعال بندگان توبهکنندهاش را دوست دارد. بنابراین لازم است که انسان اگر گاهی فریب شیطان را خورد، سریعاً به سوی پروردگارش توبه کند و نگذارد بیشتر در منجلاب گناه باقی بماند. او نباید در تاریکی دست به دست شیطان و خواهشات نفس بدهد و خود را به دریای هلاکت سوق دهد. ✍: اسحاق "حنیف"
Channel name was changed to «سرزمینواژهها | اسحاق"حنیف"»
به اختصار میتوان گفت: اگر اراده کنید، بیتردید دلیلی برای انجام آن خواهید یافت و اگر نخواهید، به آسانی بهانهای برای خود خواهید ساخت. ✍ ادهم شرقاوی ترجمه: اسحاق "حنیف"
🏷 نگرانیهای امنیتی در هرات: تجربهای از یک شب اوایل سال ۱۴۰۵ هجری شمسی است؛ سالی که چند روز پیش، هرات عزیزمان حادثهای دردناک را شاهد بود. آری، حادثهای که تعدادی از همشهریانم جانهای عزیزشان را از دست دادند و جام شهادت را نوشیدند. من یکی از شهروندان هرات هستم. این حادثه مرا به شدت اندوهگین کرد و متوجه شدم که شرایط امنیتی در این اواخر رو به نابسامانی میرود؛ بهطوریکه از گوشه و کنار، کوچه و پسکوچههای شهر، صدای تعرض و شکایات مردم از عدم امنیت روزبهروز در حال افزایش است. اکنون من محصل سمستر دوم پوهنحی اداره و پالیسی عامهی پوهنتون هرات هستم و در کانون علمی و فرهنگی فروغ نیز عضو هستم. کانونی که در راستای علمی و فرهنگی گامهای ثابت و استواری برداشته و نتایج بسیار خوبی را در جامعه به بار گذاشته است. یکی از برنامههایی که اخیراً این کانون علمی و فرهنگی برای جوانان جامعه برگزار کرده بود، برنامهای دو روزه برای افزایش مهارت نویسندگی جوانان بود که من نیز در آن شرکت کردم. در جلسهی اول، عناوین پرمحتوایی را خوانده و آموختیم. در این جلسه، روشهای نویسندگی، کتابها و منابع در اختیار ما گذاشته شد و در پایان جلسه، کارخانگی برای شرکتکنندگان تعیین شد که هر کدام برای شروع و قدم گذاشتن در دنیای نویسندگی، یکی از خاطرات زندگی خود را نوشته و در کلاس ارائه دهند. برای کسب اطلاعات کافی در مورد چگونگی نوشتن و برداشتن گام نخست در این مسیر، تصمیم گرفتم نزد یکی از همصنفیان دوران مکتبی خود که او نیز از مدرسه احیاء العلوم هرات فارغ شده است، بروم. نام دوستم محمد اسحاق و تخلصش حنیف است. او در زمینه نویسندگی مهارت کافی دارد و همچنین کانالی در تلگرام تحت عنوان "سرزمین واژهها" دارد که دلنوشتههایش را آنجا به اشتراک میگذارد. تصمیم گرفتم برای ادای نماز خفتن به مسجد نزدیک خانه دوستم بروم تا او را ملاقات کنم. بنابراین آن شب برای ادای نماز خفتن به مسجد نزدیک خانه دوستم رفتم و او را در مسجد ملاقات کردم. بعد از ادای نماز، با هم از مسجد بیرون شدیم و کنار جاده عمومی با کمی فاصله از مسجد ایستادیم و من مسأله را برایش بیان کردم. او رهنماییهای لازم را برایم داد. در حین صحبت و گفتگو بودیم که ناگهان جوانی با مویهای بلند همراه با یک موتورسیکلت نو از سمت دیگر جاده به آرامی از کنار ما گذشت. او به گونهای از کنار ما رد شد که ما را مشکوک ساخت. هر دویمان متوجه حرکات مشکوک این جوان شدیم. جوان موتورسوار بعد از اینکه اندکی از ما فاصله گرفت، دوباره به سمت ما برگشت و با نگاههای عجیب و توقفهای کوچک از کنار ما رد شد. برای بار سوم برگشت و دوباره بعد از اینکه کمی فاصله گرفت، دور زد. در این لحظه بود که گفتگوی ما به پایان رسید و هر کدام به طرفی روانه شدیم. به دلیل پراکنده شدن ما و فاصلهای که جوان موتورسوار از ما گرفته بود، نتوانست نقشهاش را عملی کند. او قصد رهگیری و دزدی داشت اما موفق نشد و به همین دلیل ناچار شد به سمت راهی که از آن آمده بود برگردد و ما از شرش در امان ماندیم. این شرّی بود که شاید دامنگیر ما میشد اما خداوند مهربان نجاتمان داد و نگذاشت آن رهگیر از ما رهگیری کند. اگرچه جیبهای ما از قبل خالی بود، اما اگر او موفق به رهگیری میشد، شاید در هنگام مشاهده جیبهای خالیمان، به جای خالی کردن جیبهایمان، جانهایمان را خالی از نفس میکرد. در این صورت هرات شاهد حادثهای دردناک دیگری میشد. اما خداوند مهربان نخواست که هرات این درد را نیز متحمل شود. او نگذاشت که آن شرّ به دامانمان چنگ بیندازد.
اسارتِ ذهن گاه انسان همچون پرندهای در قفس، در بند میماند و از پرواز در آسمان آرزوها و اهدافش بازمیماند. اما علت این وضعیت، دیوارهایی نیست که او را احاطه کردهاند؛ مانع اصلی در ذهن اوست. آری، ذهنی که در حبس ترسهاست و جرأت پرواز ندارد. بسیاری از انسانها در ظاهر آزادند، اما در بند باورهای محدودکنندهی خویش اسیرند؛ از همین رو، از پیشرفت و برداشتن گامهای استوار برای ساختن آیندهای روشن محروم میشوند. به یاد داشته باشیم: همیشه این دیوارها و زندانها نیستند که ما را از رسیدن به اهدافمان بازمیدارند؛ گاهی این ذهن ماست که توان حرکت و شهامت پرواز را از دست داده است. در حقیقت، ذهنِ ترسو بزرگترین قفسی است که انسان را در بند نگه میدارد و او را از اوج گرفتن در آسمان موفقیت بازمیدارد. ✍️ اسحاق «حنیف»
یکی از بزرگترین خواستههای دنیوی، کفایت غم و نگرانی است و یکی از بزرگترین خواستههای آخرت، عفو و بخشش گناهان میباشد. این دو خواسته با درود و صلوات فرستادن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تضمین شدهاند. نگرانی شما قطع خواهد شد و گناهان شما آمرزیده خواهند شد. صَلُّوا عَلَیهِ برایش درود بفرستید. اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ. ✍: ادهم شرقاوی ترجمه: اسحاق "حنیف"
🏷 زیرکی یا حماقت رها کردن زیباییها و خوبیهای دائمی آخرت و چنگ زدن به زینتهای فریبنده و ناپایدار دنیا، حماقت آشکاری است که بسیاری از انسانها به آن گرفتار شدهاند. امروزه احمقان را زیرک مینامند. جای تعجب است که به انسانهایی که به دنیا چنگ زده و دل به آن بستهاند، برای بهدست آوردن متاع آن از هر مکر و فریبی استفاده میکنند و به حلال و حرام آن نمیاندیشند، زیرک گفته میشود. در مقابل، به انسانهای زیرک که دل از دنیا بریده و برای دار آخرت تلاش دارند، احمق و دیوانه میگویند. پس خوب متوجه باشید! از جمله دنیاپرستان نباشید؛ زیرک باشید. زندگی محدود و با زینتهای فانی دنیا را بر زندگی ابدی با تمام خوبیهایش ترجیح ندهید تا دچار زیان نشوید. ✍: اسحاق "حنیف"
🏷 زیبایی زندگی در بندگی زیبایی زندگی در بندگی است. زندگی زمانی زیباست که انسان برای پروردگارش بندگی کند. زندگی زمانی معنا پیدا میکند که طاعت خدا در آن وجود داشته باشد و زمانی پر از آرامش میشود که سر به سجده برای پروردگار گذاشته شود. اگر عبادت از زندگی حذف شود و بردگی شیطان جایگزین آن گردد، همانطور که شیطان رانده شده است، انسان نیز از سعادت دنیا و آخرت طرد میشود و همه خوبیها از او دور میگردند. مقصد زندگی را فراموش نکنید. مشکل اساسی ما امروزه همین است که مقصد زندگی را درک نکردهایم و اگر هم درک کردهایم، آن را رها کرده و به دنبال خواهشات نفس و گامهای شیطان رفتهایم. ✍: اسحاق "حنیف"
یکی از بزرگترین خواستههای دنیوی، کفایت غم و نگرانی است و یکی از بزرگترین خواستههای آخرت، عفو و بخشش گناهان میباشد. این دو خواسته با درود و صلوات فرستادن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تضمین شدهاند. نگرانی شما قطع خواهد شد و گناهان شما آمرزیده خواهند شد. صَلُّوا عَلَیهِ برایش درود بفرستید. اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ. ✍: ادهم شرقاوی ترجمه: اسحاق "حنیف"