- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 80
- 1/48двое суток
- 91
- 1/72трое суток
- 98
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
و عده ای، زیستن رو انتخاب میکنن. خوردن کامل فرصت تو باتلاق بودن. و تا زمانی که کامل فرو برن و نیست بشن، از پرتوی مهتابی که لابه لای شاخو برگ روی سطح تیره ی باتلاق بازتاب میشه لذت میبرن، از صدای پرنده ها، از دیدن، تجربه کردن، و بودن
و بیش از حد سرکش برای پذیرش معنای متعالی
بعضی تو لذت غوطهور میشن، تو لجنای باتلاق شنا میکنن، ولی مرگ رو نه تنها فراموش نمیکنن، بلکه تیزتر حسش میکنن
بعضی پوچی رو میپذیرن ولی تسلیم نمیشن، معنا میسازن – راه سخت آزادی، غیرقابل تحمل برای عموم
بعضی پوچی رو میبلعن و زودتر خودکشی میکنن
➙ @Essencify
➙ @Essencify
در جستوجوی پاسخ، هنوز پناه میجوییم؛ در دل پرسش، دیگر هیچ حریمی برای پاسداشت نمانده. شاید خرد همین باشد: فرو ریختن بیصدا و بیرحمانهی آخرین سنگر یقین ➙ @Essencify
شاید حس کرده باشید که بخاطر رانندگی دست سمت چپ از دست راست برنزه تر شده یا جای یقه و آستین و.... یادگاری تابستان روی بدنتان باشد اما چقدر طول خواهد کشید که پوستی که گرما و تابش خورشید را حس کرده مثل سابق شود یک ماه.. چند هفته .. یا چند روز وابسته به شدت سوختن و زمان سوختن است اما ذهن چطور... آیا ذهنی که مداوم در حمام اخبار منفی و ناامیدی و تلخی های جامعه به سر میبیرد نیاز به چتر ندارد ... نیاز به التیام ندارم ... آیا این ذهن رنگ روز های اول خود را خواهد دید ؟ قطعا خیر اگر همچنان بسوزد سایه ای برای خود پیدا کنید
در برابر پوچی این جهان، تو تنها عصیان زیبایی هستی که دلم میخواهد تا آخرین نفس به آن وفادار بمانم ➙ @Essencify
هیچ جزیرهای آنقدر دور نیست که ریشههایش در اعماق تاریک اقیانوس، به خاک قارهها متصل نباشد انسان، نه قلمروی کاملاً مستقل و بینیاز از جهان است و نه یک ذرهی بیاراده و حلشده در تودهها؛ انسان یک گرهگاه است محل تلاقی نیروهایی که انتخاب نکرده و انتخابهایی که باید بسازد ما در جهانی متولد میشویم که پیش از ما بافته شده است؛ زبانمان، ژنتیکمان، جراحتهای تاریخی سرزمینمان و حتی طبقهی اجتماعیمان، تارهای عمودی این دار قالی هستند که بدون اذن ما کشیده شدهاند انکار این تارها، حماقت است و ادعای مسئولیت مطلق، توهمی سهمگین. ما فرمانروای مطلق سرنوشت نیستیم؛ ما بافندگان آنیم ارزش یک ساز، به انزوای ابدیش در جعبه نیست؛ عیار واقعی او زمانی آشکار میشود که در یک ارکستر بزرگ، همنوا با دیگر سازها بنوازد، بی آنکه صدای منحصربهفرد خود را در شلوغی ارکستر گم کند بسیاری از انسانها از ترس حل شدن در جماعت، به پیلهی تاریک انزوا پناه میبرند و نام این گوشهنشینی تلخ را استقلال باشکوه میگذارند اما انزوایی که از سر ترس یا خودبزرگ بینی باشد، روح را صیقل نمیدهد، آن را میپوساند در نقطهی مقابل، کسانی هستند که از وحشت تنهایی، هویت خود را در بازار تایید دیگران حراج میکنند و در تودهها ذوب میشوند اما راه سومی هست: حضور اصیل در عین تعلق رشد واقعی، نه در نفی دیگران، درواقع در کیفیت رابطه با آنها رخ میدهد ما در آینهی دیگریست که ابعاد پنهان خود را کشف میکنیم دوست، معلم، یا همسفر، ناجی ما نیستند؛ آنها کاتالیزورهای مسیر بیداری مایند پذیرا بودن و کمک گرفتن، نشانهی بیکفایتی نیست، نشانهی درک عمیق این واقعیت است که انسان، موجودیست که در بستر رابطه معنا مییابد پذیرش زندگی، یعنی راه رفتن بر روی مرز ظریف جبر زمین و اختیار آسمان ما نمیتوانیم جهت وزش باد را تغییر دهیم، اما تنظیم بادبانها تا آخرین لحظه در دست ماست اصالت، شورش علیه واقعیتهای غیرقابلتغییر زندگی (مثل فقر، بیماری یا گذشته) نیست؛ اصالت یعنی نگاه کردن به این بوم محدود و خلق زیباترین شاهکار ممکن با همان چند رنگی که در دست داریم اگر به دنبال معنایی ماندگار هستید، نه در توهم منزوی ابرزمینی بودن غرق شوید و نه در خواب خوش همرنگ جماعت شدن بمانید طرح وجودی خود را بشناسید؛ تارهای ناخواستهی زندگی را بپذیرید، اما پودها را با اراده، آگاهی و عشق بهگونهای ببافید که طرح نهایی، امضای منحصربهفرد خودتان را داشته باشد عظمت انسان در این نیست که هیچ زنجیری بر دست ندارد؛ عظمت در آن است که با وجود تمام گرهها و زنجیرهای ناخواستهی دنیا، هنوز هم میتواند زیباترین رقص آزادی را به نمایش بگذارد... ➙ @Essencify
پرواز ایکاروس
پرواز ایکاروس
видео или голосовое, без подписи
➙ @Essencify
To be broken doesn't mean to fall
از زوایای مختلفی به این قسمت متن میشه نگاه کرد و به نتایج جالبی رسید...
از زوایای مختلفی به این قسمت متن میشه نگاه کرد و به نتایج جالبی رسید...
و موضوع دیگه که میخواستم راجبش حرف بزنیم که بنظرم لازمه خیلی جدی و منطقی و طبق واقعیت میدانی ما تأثیرگذاری مستقیم زیادی نداریم یعنی واقعا نداریم بدون توهم نگاه کنیم به وضعیت، به این دو قطبی خیلی شدید و مزخرف و بمباران خبری و اطلاعاتی و هرکس یه چی میگه و خب سوالی که باید بپرسم اینه واقعا تاثیرگذاری هست یا توهمه؟ اصلا شما فرض کن صبح تا شب تو تلگرام بچرخی با هرکس رسید بحث کنی (تو این شرایط) اصلا بر فرض بگیم باشه دمت هم گرم موفق شدی طرف مقابل رو دیدگاهش رو مثلاً درست کنی و تغییر بدی خب الان تو واقعیت میدانی چیزی تغییر کرد؟ نه سیاسیون کار خودشون میکنن و کسایی که نقش دارن هم کارشون رو ادامه میدن و کاسب ها هم از روان مردم خرجشون در میارن و خب افرادی که همیشه سوخت دادن مردم بودن و هستن ولی جالبه وقتی پیروز میشی در بحث و اون دیدگاه خودت رو غالب میکنی یه جورایی حس کنترل بهت دست میده و دوپامین ترشح میشه و... اصلا برای خیلیا حالت اعتیاد میشه اصلا تو این بحث هویت هم اشاره کردم که بر اساس نفرت و ... میسازن هویت و معنا زندگیشون رو ولی این انرژیای که خرج این اتفاق و موضوع شده (حلقه بیرونی) اگر خرج اون چیزی که واقعا تحت تأثیرمون هست بشه(حلقه درونی)، حس کنترل و قدرت و پیروزی بیشتر نخواهد بود؟ حس کنترل بیشتری داشته باشه آدم تصمیمات خیلی بهتری هم میگیره و در بیشتر مواقع صرف انرژی بر حلقهای که ما تاثیرگذارشیم باعث میشه حلقه ریز به ریز بزرگتر بشه و تأثیرگذاری بیشتر و بهتر هم بشه امیدوارم منظورم رو بگیرید یه جورایی همون بحث رواقی که داخل این چنل هم زیاد گذاشتیم ازش شبتون بخیر عزیزان
آیا هر موسیقیای خوبه؟! نه این هم یکی از اشتباهات رایجه معنادار بودن لزوماً به معنای سالم بودن نیست ممکنه انسانی زندگی خودش رو وقف نفرت کنه و تو اون معنا پیدا کنه ممکنه کسی تو تعصب، خشونت یا توهم هم احساس هویت داشته باشه برای همین صرفِ انسجام کافی نیست…