tgindex
Ευδαιμονια📓

Ευδαιμονια📓

Статистика
@Eudaaimoniaперсидский

Eudaimonia :بمعنی خوشروانی هدف حقیقی کتاب‌ها این است که ذهن را به دام فکر کردن بیندازند. 💡کانال دیگر ما: @phsychic

Последний пост
15 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
83
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
74
20 постов
Вовлечённость
89,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • افراد عصبی، که برای هیچ و پوچ به خشم می‌آیند، بر‌عکس همین که کسی علیه‌شان تعرضی بکند بی‌آزار می‌شوند، و پاشیدن سطل آبی به صورتشان بهتر آرامشان می‌کند تا کوشش برای اثبات این که خشم و آزردگی‌شان بی اساس است #درجستجوی_زمان‌_ازدست‌رفته #مارسل_پروست

  • شبیه‌سازی نمی‌تواند واقعیت را نشان دهد؛ چرا که هیچگاه امر شبیه‌سازی شده نمی‌تواند متناسب با واقع باشد. به صورت ایدئولوژیک، این پندار وجود دارد که عروسک باربی، گزینه‌های ممکن و متعدّد زندگی را برای دختربچه‌هایی شبیه‌سازی می‌کنند که آن‌ها را می‌خرند. بنابراین، فرد می‌تواند باربی غواص، باربی عروس، باربی پرستار و مانند آن را خریداری نماید. اما البته در واقعیت، هیچ زنی هیچ شباهتی به باربی ندارد. باربی، هیچ زن واقعی‌ای را شبیه‌سازی نمی‌کند. در عوض، هزاران هزار دختربچه، اکنون به دور و اطراف می‌روند و تلاش می‌کنند تا عروسک باربی مورد علاقه‌ی خود را که گاهی نتایج اسفناکی داشته است، شبیه‌سازی کنند. آن‌ها، زنان شبیه‌سازی شده‌ای را شبیه‌سازی می‌کنند که خودشان، شبیه‌سازی‌هایی بدون ارجاع به واقعیت هستند. دختربچه‌های ما به شبیه‌سازی‌های سطح سوم تبدیل می‌شوند #ژان_بودریار #امرواقع_چیست

  • درس ماندگار تراژدی یونانی؛ قانون مستلزم این است که رنج ببریم تا به حقیقت برسیم #آلبر_کامو #رابرت_زارتسکی

  • چیزی که بی‌اراده یا با زور انجام شود، اصیل نیست. اعمال شرافتمندانه همه داوطلبانه هستند #سنکا #روزنگار_رواقی‌گری #رایان_هالیدی #استیون_هانسلمن

  • فرآیند استدلال استقرایی سبب می‌شود با مشاهده‌ی تعدادی مورد مشابه، دست به تعمیم بزنیم. مثلاً شخصی قوهای سفید زیادی می‌بیند و با هیچ قوی سیاهی مواجه نمی‌شود. پس به این نتیجه می‌رسد که«تمام قوها سفیدند.» در همین راستا، ما می‌دانیم انسان‌ها اغلب می‌میرند. پس نتیجه می‌گیریم«تمام انسان‌ها فانی‌اند.» اما این تعمیم‌ها از تجربه فراتر می‌روند و توجیه منطقی ندارند. قوهای سیاه در استرالیا دیده شده‌اند و همواره این احتمال منطقی وجود دارد که با انسانی نامیرا مواجه شویم. هیوم می‌گوید نباید با تکیه بر استدلال استقرایی دنبال حقیقت باشیم، زیرا مشاهده‌ی یک قاعده‌مندی، منجر به حذف این احتمال نمی‌شود که دفعه‌ی بعد اتفاق متفاوتی نیفتد. از آن‌جا که تمام قوانین علمی صرفاً تعمیم‌هایی حاصل از استدلال استقرایی هستند، «مسأله‌ی استقرا» یکی از مشکلات مهم پیش روی فیلسوفان علم بوده است #متفکران_بزرگ_فلسفه #فیلیپ_استوکس

  • که آدمی را می‌باید تا از مصیبت‌ها بیاموزد و آنگاه که دل از یاد زخم‌های کهنه خون می‌چکاند و خفتن نمی‌تواند، خِرَد، خواهی نخواهی راه در آن دل خواهد گشود #آیسخولوس مجموعه آثار

  • جهان میل به آشوب و آنتروپی دارد. این از اصول اولیه‌ی ترمودینامیک است. شاید حتی اصول اولیه‌ی وجود. کارَت را از دست می‌دهی و بعد اتفاقات بد دیگری می‌افتد... باد میان درختان نجوا می‌کرد. باران باریدن گرفت. نورا با حس عمیق و البته درست، از اینکه قرار بود همه‌چیز بدتر بشود، به سمت یک روزنامه‌فروشی رفت تا از باران در امان بماند. مجله ی نشنال جئوگرافیک روی ویترین بود. در حالی که به عکس سیاه‌چاله ‌ی روی جلد مجله خیره شده بود، متوجه شد که در واقع خودش همین است، یک سیاه‌چاله؛ ستاره‌ای در حال مرگ که در خود فرو می‌ریزد. نورا به یاد داشت که چقدر شیفته‌ی مقاله‌ای درباره‌ی مجمع‌الجزایری نروژی در اقیانوس منجمد شمالی به نام سوالبارد شده بود. تا به حال هیچ جایی را ندیده بودکه به اندازه آنجا از همه چیز دور باشد #کتابخانه_نیمه_شب #مت_هیگ

  • 15 июн.5911из phsychic

    اگر بیش‌تر بودنِ کیفیت خشونت‌ورزی انسان‌ها در مقایسه با حیوانات، دقیقا به دلیلِ ناطق بودن آن‌ها باشد چطور؟ همان‌گونه که هگل پیشاپیش به‌خوبی می‌دانست نفسِ فروکاستنِ هرچیز به یک نماد که معادلِ مرگ و نابودیِ آن چیز است در دلِ خود آبستنِ خشونت است این خشونت در سطوح متعددی عمل می‌کند. زبان، امرِ نام‌گذاری شده را ساده می‌کند و آن را به یک ویژگیِ واحد فرو می‌کاهد. امر مورد بحث را تکه پاره می‌کند و با از بین بردنِ یکپارچگیِ اندامگانیِ آن، برای اجزا و خواصِ آن استقلال قائل می‌شود. زبان، امرِ نام‌گذاری شده را به حوزه‌ای معنایی می‌خوراند که در نهایت به آن تعلق ندارد و بیرون از آن است. وقتی نام «طلا» را بر طلا می‌گذاریم به طرزی خشونت‌بار یک فلز را از بافتِ طبیعی خود بیرون می‌کشیم و رؤیاهای خودمان را در مورد ثروت، قدرت، خلوصِ روحانی و غیره.. که هیچ ربطی به واقعیتِ بلافصل طلا ندارند بر آن بار می‌کنیم و به آن می‌خورانیم #خشونت (پنج نگاه زیرچشمی) #اسلاوی_ژیژک

  • 15 июн.4511из phsychic

    هنگامی‌که مسن‌تر شدم، هنگامی‌که چشم واکردم و واقعیت را دیدم، شروع کردم به خندیدن و از آن پس خنده‌ام بند نیامده است دیدم زندگی معنایی جز امرار معاش و هدفی به غیر از رسیدن به مقام و منصب ندارد، دیدم میل سرشار عشق را غایتی جز تصاحب دختری پولدار نیست، دیدم حکمت یعنی آنچه از نظر اکثریت دانایی است، دیدم شوق‌وذوق مایه‌ای جز شهوت سخنرانی ندارد، دیدم شجاعت یعنی خطرِ ده سکه جریمه‌شدن را به‌جان خریدن، و ترس از خدا یعنی سالی یک‌بار رفتن به مراسم عشاءربانی #یااین_یاآن #سورن_کرکگارد

  • 15 июн.45из phsychic

    انسان در خلال چیرگی روزافزونش بر طبیعت، پرومته‌وار عظمت میابد #کارل_مارکس

  • 2 июн.68из phsychic

    #فایل_صوتی #مصطفی_ملکیان

  • 2 июн.622из phsychic

    زمانی که آدمی بیمار است، «خوب» بودن او نیز بیمارگونه است #اراده‌ی_قدرت #فردریش_نیچه

  • وقتی احساسات کسی را جریحه‌دار می‌کنم، حتی اگر دشمنم باشد، خودم هم آزرده می‌شوم #سکوت_دریا #ورکور

  • آیا غیرمنصفانه است که بعضی از انسان‌ها ثروتمند متولد می‌شوند و بعضی دیگر فقیر؟ اگر غیرمنصفانه است، آیا باید در این خصوص کاری کرد؟ جهان آکنده از نابرابری‌هاست: نابرابری‌هایی در داخل کشورها و نابرابری‌هایی از یک کشور به کشور دیگر.  برخی از کودکان در خانه‌های راحت و مرفه به دنیا می‌آیند، و با تغذیه و تحصیلی خوب بزرگ می‌شوند. کودکانی دیگر در فقر به دنیا می‌آیند، و از تغذیه‌ی کافی برخوردار نیستند، و هرگز به تحصیل یا مراقبت پزشکی خوب دسترسی ندارند واضح است که اینها چیزی از سنخ بخت و اقبال هستند: ما مسئول طبقه‌ی اجتماعی یا اقتصادی‌ای که در آن به دنیا می‌آییم نیستیم. سؤال این است: نابرابری‌هایی که تقصیر انسان‌هایی نیست که با آنها دست به گریبان هستند چقدر نامطلوب است؟ آیا حکومت‌ها باید قدرتشان را در جهت کاستن نابرابری‌هایی از این دست به کار گیرند که قربانیانشان مسببِ آنها نیستند؟ بعضی از نابرابری‌ها آگاهانه و خودخواسته تحمیل می‌شوند. مثلاً تبعیضِ نژادی، افراد یک نژاد را از شغل، مسکن، و تحصیل که در دسترس نژاد دیگر است عالماً و عامداً محروم می‌کند. یا ممکن است زنان از تصدی مشاغلی محروم شوند یا از امتیازات ویژ‌ه‌ای که فقط مردان به آن‌ها دسترسی دارم محروم شوند‌. اینها صرفاً چیزی از سنخ بخت و اقبال بد نیستند واضح است که تبعید نژادی و جنسی غیرمنصفانه‌اند: این تبعیض‌ها اشکالی از نابرابری هستند که از آن عواملی نشأت می‌گیرند که نباید اجازه داد بر رفاه اولیه‌ی انسان‌ها تأثیر بگذارد. انصاف ایجاب می‌کند که فرصت‌ها باید به روی کسانی که صاحب صلاحیت‌اند باز باشد، و مسلماً کار خوبی است که حکومت‌ها می‌کوشند تا این برابری در فرصت را تقویت کنند #اینها_همه_یعنی_چه #تامس_نیگل

  • همچنین نمی‌دانی که جهان برای تو نیست بلکه تو برای آنی... #افلاطون

  • 4 февр.11412из phsychic

    یک گفتگو متضمّن این فرض است که دیگری می‌تواند حق داشته باشد #گادامر

  • هر کس باید در آنِ واحد هم بسیار دلیر و سختگیر باشد و هم بسیار فروتن و مهربان. زیرا در برابر رذیلتِ علاج‌ناپذیرِ مردمان، چاره‌ای نیست جز اینکه آدمی متوسل به نبرد شود و آنان را منکوب کند، و روحی که از خشم و دلیری بی‌بهره است توانایی چنین نبردی را نخواهد داشت. ولی در برابر کسانی که به ما ستم می‌کنند و با این‌همه استعداد بهترشدن دارند باید این نکته را همواره در نظر داشت که هیچ‌کس خواسته و دانسته مرتکب ظلم نمی‌شود. ...بنابراین هر ستمکار در خورِ ترحم است. ولی ترحم تنها در مورد کسی بجاست که بیماری روحش هنوز علاج‌پذیر باشد #قوانین #افلاطون

  • به آن نور که تاریکی را از بین نبرد، اتکا نتوان کرد #ابن_عربی

  • نخستین شرطِ ظاهری برای دستیابی به هر چیزِ بزرگ یا عقلانی، خواه در زندگی خواه در علم، استقلال داشتن از افکارِ عمومی است. به طور قطع، افکار عمومی، دیر یا زود چنین دستاوردی را به رسمیّت خواهد شناخت و سرِ وقت آن را به یکی از پیشداوری‌های خود بدل خواهد کرد #فلسفه_حق #فریدریش_هگل

  • در فیزیک، مفهوم حرکت به ما می‌گوید که هیچ حرکتی به‌طور مطلق وجود ندارد و همیشه باید نسبت به یک ناظر یا چارچوب مرجع سنجیده شود.حرکت همیشه نسبی است و به ناظر بستگی دارد.در واقع هیچ جسمی به طور مطلق در حال حرکت يا سکون نیست؛ همه چیز به مرجع یا نقطه ای که نسبت به آن اندازه گیری میشود بستگی دارد. حرکت همیشه به ناظر و چارچوب مرجع بستگی دارد و چیزی به نام حرکت مطلق وجود ندارد #علمی

Ευδαιμονια📓 — tgindex