+آگاهـــــی
Статистикаکتاب تنها معلمی است که مارا بدون چوب و تازیانه تنبیه میکند _پارگراف کتاب _شعر _فلسفه کانال دیگه ما: @Eudaaimonia
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 34
- Всего постов
- 204
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 39
- 1/48двое суток
- 44
- 1/72трое суток
- 48
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
زندگی در نگاه من به مهمانخانهای میماند که باید در آن بیاساییم تا کالسکهی غرقاب از راه برسد نمیدانم مرا به کجا میبَرد میتوانم این مهمانخانه را چون زندان ببینم چراکه بهناچار باید درآن بهانتظار بنشینم.. همچنین میتوانم محل سرور بدانمش چرا که در آن به انسانهای دیگری برمیخورم بههرجهت نه ناشکیبا هستم نه عادی #فرناندو_پسوا #دلواپسی
#موسیقی بلک کتس (مبهم)
فرزندم سیگار کشیدن یکی از بهترین و ارزانترین لذتهای زندگی است. و اگر تصمیم گرفتی که سیگار نکشی برایت احساس تأسف میکنم #اسرار_ذهن_زیگموند_فروید #آکاپادا
اسلام، گرامافون و فیلتر اینستاگرام یک تفاوت عمده و شاخص، میان دانشمندان دینی در «دوره طلای اسلام» با سه سده اخیر، «بحرالعلومی» دانشمندان اسلامیِ قدیمی، و تک بعدی بودن دانشمندان اسلامی دورههای متأخر است. در دوره صعودی اسلام، غالب علما و دانشمندان، خودشان «سازنده تکنولوژیهای نوین» بودند؛ و از «علوم طبیعی و علوم تجربی» سر رشته داشتند؛ امّا علمای دورۀ رکود اسلام یعنی حدود سه سده جدید، ضمن این که معمولاً از دانشهای تجربی و طبیعی، سررشته ندارند؛ از استفادۀ تکنولوژی جدید نیز کاملاً عقب افتادهاند؛ به این معنی که از زمان «انقلاب صنعتی در اروپا»، که جهان به سرعت به تکنولوژیها جدید دست پیدا کرده است تا کنون، علمای اسلامی همیشه نسبت به دانش و و حتی استفادۀ از این تکنولوژیها، عقب مانده بودهاند. نمونههایی تاریخی که از «مخالفت یا مقاومت» علماء معاصر، نسبت به برخی تکنولوژیها ثبت شده است، گویای این «عقب افتادگی علمی» علمای اسلامی، نسبت به علوم تجربی است؛ مثلاً داستان: برق و لامپ، راهآهن، گرامافون، لولهکشی و دوش آب (جنبش خزینه)، میکرفن و بلندگو در دورههای قبل؛ و رادیو و تلویزیون، ویدیو، ماهواره، تلفن تصویری، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در دورهها اخیر، از این دست میباشند به نظر میرسد که علماء، به چندین دلیل، نسبت به تکنولوژیهای نوین، مخالفت و مقاومت نشان میدهند؛ دلایلی همانند: 1ـ عالِم، وقتی عالِم مهمی میشود که سن و سالی از ایشان گذشته است؛ و به علت سنِ بالا، نسبت به عموم افراد جامعه، از استفادۀ تکنولوژیهای روز، عقبمانده است؛ و غالباً از تکنولوژیها روز، سر در نمیآورند. همین الان، اگر نگوییم همه، ولی غالب مراجع تقلید و علماء طراز اول، توانایی استفاده از کامپیوتر، آی پد، یا موبایل لمسی و هوشمند را ندارند؛ و بلد نیستند از آنها استفاده کنند. حتی، برای توضیح چیستی «فضای مجازی» و «شبکۀ اجتماعی»، لازم است برایشان ساعتها وقت صرف شود؛ و در انتها، باز قادر به درک کامل مسأله نخواهند شد؛ البته این مسأله اختصاص به ایشان ندارد، و غالب «کهنسالان» نسبت به تکنولوژیها و استفاده به روز از آنها، همین وضعیت را دارند 2ـ علت دیگر، ترس از «دشمن» و «مخالفین اسلام» است؛ و این داستانِ مهم، سه قرن اخیر است. چون غالب تکنولوژیهای نوین، در دست مخالفین اسلام قرار دارد، علماء غالباً با دید «توطئه» نسبت به این تکنولوژیها جدید مینگرند؛ و حتی الامکان با دید منفی با آن برخورد میکنند. 3ـ و .. خیالتان راحت، همانگونه که همه تکنولوژیهای حرام گذشته، توسط علماء بعدی حلال شدند؛ این تکنولوژی هایی که اکنون نیز حرام یا مورد قهرِ علماء عظام هستند، در آیندهای نه چندان دور، حلال میشوند #کاظم_استادی
🔹در فیلم «رها» ، مقصر فقر بدشانسی است اما اصلاً بحث اصلی فیلم فقر نیست. بحث اصلی نداشتن عزت نفس و بیرگ و سیب زمینی شدنِ مرد سرپرست خانواده است. این دید در فیلمهای ژانر «حقارت»! دید تازه ای بود که دنبال سیخ زدن به حکومت و دولت نیست و بیانیه نمیدهد.
#گاهنوشت یکی از وظایف رواندرمانی، محافظت از فرد در مقابل فشارهای فرهنگ جمعی برای نرمال به نظر رسیدن است
سؤالاتی مطرح است دربارهی ضربههای شدید روحی ناشی از وقایع خشونتآمیز جنگ در افرادی که آن را تجربه میکنند. بیربط نخواهد بود اگر اینجا این سؤالات را مطرح کنیم: اگر انسانها موجوداتی ذاتاً خشن هستند، پس چرا خشونت ناراحتشان میکند و بر آنها تأثیر میگذارد و حتی از نظر روانی آشفتهشان میکند؟ شاید بیشتر مردم تحت تأثیر تحریکاتی که به اندازه کافی شدید باشند، قابلیت خشونت را داشته باشند اما در عین حال بیشتر انسانها بهطور طبیعی جنایتکار نیستند. اینطور آمده است که در ارتشهای متشکل از سربازان اجباری، مثل ارتش کیچنر در جنگ جهانی اول، تنها حدود ۲۰ درصد از سربازان کارآیی داشتند؛ از این جهت که واقعاً سلاحشان را به سمت دشمن نشانه میرفتند و برای کشتن شلیک میکردند. این سربازان کارآمد از لحاظ روانی مشابه زندانیانی بودند که مدام مرتکب جرم میشدند؛ احساس پشیمانی جزئی نسبت به اعمال گذشته داشتند و از خاطرهی چیزهایی که بیشتر مردم را ناراحت میکند متأثر نمیشدند #جنگ_جستاری_درباره_پدیده_کهن #آنتونی_کلیفورد_گریلینگ
حرفی، انتقادی و... @sepehrsalimi7
ما بین واقعیتِ ناخوشایند و رویایی که محقق نمیشود درمانده و حیرانیم... #نجیب_محفوظ
#دیالوگ دو تا قدرت هست که نشون میده واقعا کی هستی: یکی چیزایی که زندگی بهت داده، اون یکی طرز استفاده تو از اونا 🎬لارگو وینچ
عهد بستی آنچه بینِ ماست ابدیست یادم رفت که بپرسم آیا عشق را میگویی یا رنج را...؟ #نزار_قبانی
زیبایی و لاغری الزامی وسوسهی حفظ اندام را میتوان بر اساس همین الزام روشن کرد. البته (تنها با نگاهی به سایر فرهنگ ها) زیبایی و لاغری به هیچ وجهه قرابت طبیعی با یکدیگر ندارند. چاقی نیز در جاهای دیگر زیبایی به شما میآمده است، اما این زیباییِ الزامی جهان شمول و دموکراتیک که به عنوان حق و تکلیف برای همگان بر روی پیشانی جامعهی مصرفی حک شده از لاغری تفکیک ناپذیر است. زیبایی با چاقی و سنگین وزن بودن یا کشیدهاندام بودن ارتباطی ندارد. زیرا در تعریف سنتی زیبایی بر هم آهنگی اشکال مبتنی است. اما بر مبنای تعریف کنونی منطق ترکیبِ نشانهها که تابع همان اقتصاد جبری کارکرد اشیا یا شکیل بودن یک دیاگرام است، زیبایی با لاغری و کشیده اندام بودن ارتباط پیدا میکند حتی زیبایی میتواند با لاغری مفرط همان گونه که در مدل ها و مانکن ها مشاهده می شود ارتباط داشته باشد امری که همزمان بیانگر نفی داشتن یک پرده گوشت و ستایش مد است #جامعهی_مصرفی #ژان_بودریار
#گاهنوشت بنظر میاد حفظ دوستی در مردان، نسبت به زنان، در درجه بالاتری قرار داره. دلیلش اینکه ارزشگذاری دوستی برای مردان، بیشتر برپایه فعالیتهای نزدیک مثل ورزش و کار و تفریحات خوب و بد هستش و پشتیبانی عملی،مثلا اگه یه مرد بدهکار باشه یا به کمک نیاز داشته باشه، همجنس خودش درحد توانش ازش حمایت میکنه
در اعماق قلبم نمیتوانم این دیدگاه را قبول نداشته باشم که انسانها به جز استثناهایی بیارزشاند #اسرار_ذهن_زیگموند_فروید #آکاپادا
انسان "خطای معقول" هم مرتکب میشود، ولی این خطا، خود نشانهی خردمندی و خردورزی است و با سفاهت که ضد خردمندی است هیچ خویشاوندی ندارد #فربهتر_از_ایدئولوژی #عبدالکریم_سروش
این بذر( مایه منی مردانه) ، ازدیاد نسل بشر است. اما اگر بتوان ثابت کرد که هدف این بذر، بذری که طبیعت در کمر مردان گذاشته است، تکثیر نسل بشر نیست، آنگاه چه فرقی می کند که این بذر در آن محراب بیرون بیاید یا در آن خلوتگاه تاریک؟ انسانی که استفاده از ای ن بذر را تغییر بدهد، کمتر از خود طبیعت ضرر نمیرساند حال این خسران طبیعت، که فقط باید از آن تقلید کنیم در بسیاری از موارد اتفاق نمیافتد؟ همین که امکان انجام این انحراف وجود دارد، به این معناست که طبیعت با آن مخالف نیست. انجام هرچیزی که طبیعت را آزرده میکند، خلاف تمام قوانین و اصول خود طبیعت است. اما این ضررها و خسارات صدها میلیون بار در روز توسط خود طبیعت انجام میشود. احتمالا و بیفایده بودن این بذر هنگام بارداری، یا کارهای همجنسگرایان، آیا به ما ثابت نمی کند که خود طبیعت هزاران بار در روز، نسبت به قوانین خودش بیاعتناست و این بذر را به هدر می دهد؟ آ یا به ما نمی گوید که چسبیدن به یک توهم فضیلت گونه، چقدر مسخره است؟ آبا این موارد به ما نمیگوید که تولید مثل، هدف همیشگی طبیعت نیست؟ طبیعت نسبت به رفتار ما بی تفاوت است بنابراین انتخابی که ما می کنیم فرقی ندارد. خلق کردن یا تخریب کردن، برای او فرقی ندارد که کدام را انتخاب کنیم. آه، تیریز عزیز، مرا باور کن. طبیعت ابداً نگران آن رازها و اسراری که ما میپرستیم نیست. برای طبیعت مهم نیست که ما چگونه این بذرها را خرج می کنیم. سقط جنین، هدر رفتن بذرها و ناکامی در تولید مثل، جنایاتی خیالی است که طبیعت کوچکترین نگرانی هم بابت آن ها ندارد. در واقع این جنایات مورد تمسخر طبیعت واقع می شوند #ژولیت #مارکی_دوساد
چگونه است که انسانهای شرور در راه سرنوشت خود به جای خار، با گلهای سرسبز طرف هستند و همیشه راه برای آنها هموار است؟! #ژولیت #مارکی_دوساد
فردی که عاشق میشود غریزهی تصاحب، مالکیت و پرخاشگری هم در او تشدید میشود از نامهی #زیگموند_فروید به آلبرت انیشتین
امید را همانند درماندگی، که معمولا با همتفاوت ناچیزی دارند، باید تاب آورد #در_باب_انتظار #هارولد_شوایترز
فروید در متون مختلف خود نشان میدهد که احساس گناه الزاما پس از ارتکاب خطا پدید نمیآید. او در مقاله «بزهکاران از سر احساس گناه» (1916) توضیح میدهد که در برخی موارد، احساس گناه پیشاپیش وجود دارد و عمل مجرمانه یا خطاکارانه صرفا از آن جهت رخ میدهد که سوژه بتواند برای این گناه ناخودآگاه دلیلی عینی بیابد. بهبیان دیگر، خطا یا جرم نتیجه گناه نیست بلکه احساس گناه است که علت خطا است این ایده بعدها در تمدن و ناخشنودیهایش (1930) بسط مییابد و فروید نشان میدهد که احساس گناه به واسطه درونی شدن پرخاشگری و شکلگیری سوپرایگو، به یکی از ستونهای اصلی تمدن بدل میشود #نادیا_صبوری