تعليم اللغة الفارسية والعربية
Статистика🇮🇶 قناة تعليم اللغة الفارسية العامیة والعربية🇮🇷 🇮🇶کانال یادگیری زبان فارسی و عربی لهجه عراقی🇮🇷 للإعلانات والاستفسارات المراسلة 👈 @LV_RO_bot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 26
- Всего постов
- 119
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 411
- 1/48двое суток
- 620
- 1/72трое суток
- 668
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بس خلی ببالک من وصلت للحدود فول سیارتک لان الیتر بالعراق عدک ب 60 الف تومان ولی یادت باشه وقتی رسیدی مرز، ماشینت رو فول بنزین کن چون تو عراق لیتری 60 تومانه. وهمات وزاره النفط الایرانیه تاخد منک فلوس البانزین العراقی علی گد سعه تانکی سیارتک وهمچنین وزارت نفت ایران پول بنزین عراق رو ازت میگیره به اندازه حجم باک ماشینت. چا دیر ابالک اتفول سیارتک و اتروح پس حواست باشه ماشینت رو فول کنی و بری. اترید اعلمک اشلون تطبب سیارتک بالعراق میخوای یادت بدم چطور ماشینت رو ببری عراق. ورقم سیارتک یبقی نفسه و ما یتغیر ؟ وشماره پلاکت خودش بمونه وتغییری نکنه ؟ اول شی لازم اتروح لگمرک مدینتک و اتسوی کابوتاژ لسیارة اول باید بری گمرک شهرت و کاپوتاژ درست کنی برای ماشین. ومایطول اهوای بس ربع ساعه و راسا تطلع للحدود زیاد طول نمیکشه فقط ربع ساعت و مستقیم میری مرز.
طاری 👈 یادم افتاد . یاد چیزی افتادم معنی پیش کشیدن مطلب هم میده طاریک اجه ببالي اليوم امروز یادت به ذهنم آمد. مِن شفت هالمكان طاري صديقي وقتی اینجا را دیدم یاد دوستم افتادم. طاري الطفولة رجعلي من سمعت هالأغنية وقتی این آهنگ را شنیدم یاد بچگیم افتادم. بعد ماراح اجیب طاري السیاسة دیگه حرف سیاستو پیش نمیکشم بعد لتجیب طاریهه دیگه حرفشو پیش نکش لتجیبین طاري اهلي حرف خانوادم رو پیش نکش کلما ارید اشهگ نفس ینجاب طاریه هر وقت که بخام نفسی بکشم حرفش آورده میشه لتجیب طاری موت اسم امواتمو نیار لتجیب طاری ابنی تره اصیر عصبی اسم پسرمو نیار وگرنه عصبی میشم آنی جبت طارییچ من اسمتو اوردم؟
اِلما 👈 اللی ما اللي ما حلوة 👈 الما حلو 👈 چیزی که خوب نیست / چیزِ بد / نازیبا. الما زِیِن 👈 چیزی که خوب نیست الما مُرَتَّب 👈 چیزی که مرتب نیست الما نَظيف 👈 چیزی که تمیز نیست الما يِفْهَم 👈 کسی که نمیفهمه الما يِحْچي 👈 کسی که حرف نمیزنه بالنهایه، إذا ترید تتعلّم أي لغة، لازم تتعلّم کلّشی، حتی الکلمات الما حلوه شاید لازم شد از این کلمات استفاده کنیم حتی کلمه هایی که خوب نیستن / زشتن هذا المی زِیِن ، لا تِشْتَرِيه. این چیز خوب نیست، نخرش. هذا الما مُرَتَّب، رَتِّبَه این مرتب نیست، مرتبش کن. الما يِعْرِف يِرْگُص، يِگُول الْگَاع عَوْجَة. کسی که رقص بلد نیست میگه زمین کجه الما عنده كبير، يشتري كبير کسی که بزرگتر نداره ، باید یه بزرگتر بخره😁
اِشْتِغِل / یِشْتِغِل 👈 کار کرد / کار میکنه أبوي يِشْتِغِل بِالشَّرِكَة. بابام توی شرکت کار میکنه. آنی أَشْتِغِل مِن الصُّبْح لِلَّيْل. من از صبح تا شب کار میکنم. هو اِشْتِغِل بِمَطْعَم سَنَة وَاحِدَة. اون یک سال توی رستوران کار کرد. أخوي يِشْتِغِل ویة صَدِيقَه. برادرم با دوستش کار میکنه. أگدر إشتِغِل ویاك ؟ میتونم باهات کار کنم ؟
اعضای خانواده 👈 افراد الاسره پدر 👈 اب مادر 👈 اُم خواهر 👈 اخت برادر 👈 أخ پدر بزرگ 👈 جد مادر بزرگ 👈 جدة نوه ( مذکر) 👈 حفيد نوه ( مونث ) 👈 حفيدة خواهر زاده 👈 بنت الاخت ، ابن الاخت برادر زاده 👈 بنت الاخ ، ابن الاخ پسرم 👈 ابنی دخترم 👈 بنتی دایی 👈 خال عمو 👈 عم خاله 👈 خالة عمه 👈 عمة پسر دایی 👈 ابن الخال دختر دایی 👈 بنت الخال پسر عمو 👈 ابن العم دختر عمو 👈 بنت العم پسر خاله 👈 ابن خاله دختر خاله 👈 بت خاله پسر عمه 👈 ابن عمه دختر عمه 👈 بت عمه باجناق 👈 عدیل جاری 👈 زوجة الحمة هَوو 👈 ضره ، شریچه خواهر شوهر 👈 حماة برادر شوهر👈 حمة پدر شوهر 👈 عم مادر شوهر 👈 عمة خواهر زن 👈 حماة برادر زن 👈 حمة پدر زن 👈 عم مادر زن 👈 عمة عدیل 👈 باجناق ارمله 👈 بیوه عریس 👈 داماد تُوم 👈 دو قلو طفل 👈 پسر بچه طفله 👈دختر بچه خطیب 👈 خواستگار حماه / نسیبه 👈خواهر شوهر /خواهر زن مره حمای / زوجه الحمای 👈 جاری حمای👈 برادر زن . برادر شوهر اخ 👈 برادر اخت 👈 خواهر بنت/ ابنیه / بت 👈 دختر ولد / ابن 👈 پسر اب/ ابو / والد👈 پدر . بابا جد / جدو 👈 پدر بزرگ اکبار 👈 بزرگترها اخ 👈 برادر بنت اخو 👈 برادر زاده ابن اخو 👈 برادر زاده عم 👈 پدر شوهر / پدر زن / عمو خال 👈 دایی ابن خال 👈 پسر دایی ابن عم 👈 پسر عمو بنت خال 👈 دختر دایی بنت عم 👈 دختر عمو خاله 👈 خاله عائله 👈 خانواده رضیع 👈بچه شیر خوار طائفه / عشیره 👈خاندان صدیق / صدیقه 👈 دوست
🌼 عَشان . عَلَمود . اِلخاطِر 👈 بخاطرِ لاتجی عَشانی بخاطر من نیا لَتسَوّي هالشي عَشاني. این کارو به خاطر من نکن. تَعِبْت عَشاني؟ به خاطر من خسته شدی؟ لا تِغيّر خُطّتَك عِشاني. به خاطر من برنامتو عوض نکن. عَشانک جِیِت هِسَه بخاطرت الان اومدم السبب الوحيد اللي أحبك عشان إنك ابن أصل تنها دلیلی که دوستت دارم اینه که بااصالتی / با معرفتی
نُعزّي صاحبَ العصر والزمان (عجّل الله فرجه الشريف)، والأئمةَ الأطهار (عليهم السلام)، والأمةَ الإسلامية، بذكرى شهادة رسول الله محمد ﷺ في 28 صفر، عظم الله أجورنا وأجوركم 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 عرض تسلیت به محضر آقا صاحب الزمان و ائمه معصوم به مناسبت سالگرد شهادت پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در روز بیست و هشتم ماه صفر. خدا اجر ما و شما را بزرگ بفرماید.
دَوَّر / یِدوِّر 👈 دنبال چیزی گشتن لَحَّگ / یِلحِّگ 👈 رسیدن زمانی مترادف وصل /یصل نرسیدم ناهار بخورم آنی ما لحگِت اتعشی استاجل تره ما نلحّگ عجله کن نمیرسیم ها لحگ + ضمیر متصل 👈 دنبال کردن تعقیب کردن لا تلحگنی= منو تعقیب نکن حاد / یحود 👈 دنبال کسی دویدن آنی حدت مریم من دنبال مریم دویدم متابعة ( تبع / یتبع ) 👈 سریال دنبال کردن ابرایی بِمتابعة المسلسلات العراقیة به نظرم سریالهای عراقی را دنبال کنی. چطور انقدر دنبال کنندهات زیاد شدن شلون لمیت هلگد تابع؟ متابع👈 دنبال کننده، فالوور متابعین👈 دنبال کننده ها آنی اجی وراک من میام دنبالت عقب 👈 وره ( ورای) اینور 👈 هصوب اونور 👈 ذاک اصوب
صَفَّگ / یِصَفِّگ 👈 تشویق کرد . تشویق میکند أَصَفِّگ لَه لَمَّن يِفُوز. وقتی برنده بشه، براش کف میزنم و تشویقش میکنم. لَمَّن طَلَع عَلَى المَسْرَح، النَّاس صَفَّگَت لَه. وقتی روی صحنه آمد، مردم برایش کف زدن. أَخُوي يِصَفِّگ لِلّاعِب. برادرم برای بازیکن کف میزنه و تشویقش میکنه.
شَجَّع / یِشَجِّع 👈تشویق کرد. تشویق میکند أمّي شجَّعتني حتى أكمل دراستي. مادرم منو تشویق کرد تا درسم را ادامه بدم. الأستاذ يشجِّع الطلّاب كل يوم. استاد هر روز دانش آموزها رو تشویق میکنه زوجي شجَّعني أتعلم اللهجة العراقيّة. شوهرم منو تشویق کرد لهجه عراقی یاد بگیرم. احنه نشجِّع بعضنه حتى ما نيأس. ما همدیگر را تشویق میکنیم تا ناامید نشیم.
ضَغَط / يِضْغَط 👈 فشار داد / فشار میده. شَلَع / يِشْلَع 👈 کَند / میکَنِه و در میاره. گَصّ / يِگُصّ 👈 بُرید / میبُرَد 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 🌼 ضَغَط / يِضْغَط 👈 فشار داد / فشار میده. آنی أَضْغَط عَلَى الزِّر. من دکمه رو فشار میدم. ضَغَطْت عَلَى الزِّر وَما اشْتَغَل. دکمه را فشار دادم ولی کار نکرد. 🌼 شَلَع / يِشْلَع 👈 کَند / میکَنِه و در میاره. شِلَعْت البِطّارِيّة مِن التِلِفُون. باتری را از گوشی درآوردم. هو يِشْلَع المِسْمَار مِن الحِيط. او میخ را از دیوار درمیاره 🌼 گَصّ / يِگُصّ 👈 بُرید / میبُرَد آنی أَگُصّ هَالقِماش بِالمِقَصّ. من این پارچه را با قیچی میبُرم. گَصّيت القِماش قِطْعَتَيْن. پارچه را دو تکه بُریدم.
🌼 عَلَّم / يِعَلِّم 👈 یاد داد / یاد میدهد أَبوي عَلَّمَني أسوق السيارة. بابام رانندگی کردن را به من یاد داد. أُستاذة سارة تِعَلِّم الأطفال عربي. خانم سارا به بچهها عربی یاد میده. 🌼 عَلِم / يِعلَم 👈 دانست / میداند مِن عَلِم بالخبر، زَعَل. وقتی از خبر باخبر شد، ناراحت شد. هو يِعلَم شنو صار. اون میدونه چه اتفاقی افتاده. 🌼 تَعَلَّم / يِتَعَلَّم 👈 یاد گرفت / یاد میگیره. تَعَلَّمت أحچي عراقي من أصدقائي. از دوستانم یاد گرفتم عراقی صحبت کنم. هَسّه دا يِتَعَلَّم يِقرا ويِكتُب بالعربي. الان داره خوندن نوشتن عربیو یاد میگیره. 🌼 دَرَس / يِدرِس 👈 درس خوند / درس میخونه. البارحة دَرَست للامتحان. دیروز برای امتحان درس خوندم. بِنيّتي تِدرِس بالمدرسة. دخترم در مدرسه درس میخونه. 🌼 دَرَّس / يِدَرِّس 👈 درس داد / درس میده. أستاذي دَرَّسني عربي. استادم به من عربی درس داد. أخوي يِدَرِّس بالجامعة. برادرم در دانشگاه تدریس میکنه.
محل بیع الاحذیه مغازه کفش فروشی الله یساعدک* خسته نباشی اهلا وسهلا تفضل خوش آمدی بفرما ارید حذاء بس نوعیه زینه عندک؟ کفش میخوام ولی جنس خوب داری؟ ترید جلد عادي لو جلد طبيعي؟ چرم معمولی میخوای یا چرم طبیعی؟ ارید منهن اثنینهن اذا نوعیتهن زینه از هردوش میخوام اگه جنسشون خوبه من اتجرّبهن راح تگلي رحمه الله والدیک اگه امتحانشون کنی میگی خدا پدر مادرشو بیامرزه ارید واحد جلد طبيعي لونه قهوایي فاتح وارید جلد عادي اسود ابو القیطان فِلات واحد قیاس سبعه و اتلاثین والثاني قیاس اربعین لصدیقتي یک جفت چرم طبیعی به رنگ قهوه ای روشن میخوام، و یدونه چرم معمولی مشکی بندی و بدون پاشنه یکیش سایز سیو هفت و اون یکی چهل برای دوستم اگعد هنا عل الكرسي وگدر الحذاء بشین اینجا روی صندلی و کفشو پرو کن انطيني کَرَتِه حتی البس الحذاء پاشنه کِش بهم بده تا کفشو بپوشم هذا زغیر ارید حجم اکبر این کوچیکه سایز بزرگتر میخوام لاخویه هذا مو چبیر بس من تستخدمهه راح یفتح ویصیر اکبر نه داداش این بزرگ نیست ولی همین که ازش استفاده کنی جا باز میکنه و بزرگتر میشه اها عاشت ايدك اها دستت درد نکنه وارید شحاطه ام الچف (شحاطه چفت) وثنین شحاطات ام الاصبع وترانشوز بَنّاتي و یه صندل میخوام و دوتا صندل انگشتی و کتونی دخترانه (ام الچف یعنی انگشتی نیست همه پا توش میره) عندي هاي البضاعه جدیده تعالي شوفیهن البارحه استوردتهن بس شویه اسعارهن غالیه این بار جدیدُ دارم بیا ببینشون دیروز واردشون کردم ولی یکم قیمتشون بالاست اگلک یمه هذا البوت شگد سعره؟ میگم مادر این بوت چه قیمته؟ یاهو منهن حجیه البوت النص لو واحد غيره؟ کدومشونو میگی حاج خانوم نیم بوت یا اون یکی دیگه؟ هذا المعروض هناک،، اخر واحد بیهن اونجا تو ویترین دونه اخریشون هذا اگدر اقللک/ اخفّضلک/ انزّلک/اَسّاهل ویاکم بسعره حجیه سمعتچ گلتي باچر ابنچ یسافر میتونم باتون سر قیمت باتون راه بیام/ (بهتون تخفیف بدم) حاج خانوم شنیدم گفتی فردا پسرت میره سفر ای باچر یسافر ویه اصدقائه لان یدرس خارج البلد وارید اشتريله جنطه بله فردا با دوستاش میره سفر چون خارج از کشور درس میخونه و میخوام براش چمدون بخرم مثل شنو تحتاجین والله عندي جنط تخبل مثلا چی احتیاج داری والله چمدون هایی دارم که محشرن جنطة ظهر بیها جیوب هواي وجنطه حجم وسط ام الچروخ وهم محفظه تتعلگ بالچتف یخلي فلوسه وجوازه کوله پشتی که خیلی جیب داشته باشه و چمدون متوسط چرخ دار و همچنین کیف گردنی که بندازه روشونه و توش پول و پاسپورتشو بزاره بعيوني تدللون حجیه رو چشمام امر کن حاج خانوم
پارچه=قُماش پارچه فروش=قَمّاش توپ پارچه(طاق پارچه)=طُوال یک متر پارچه=مَترَه قُماش یک قواره=قِطعَه تور=تور گیپور=گیپور پارچه نخی=کَشمیر تترون=تترون ریون=فیزون پشمی=صوف کتانی=کِتّان پنبه ای=قُطني کشی=مَطّاطي متر=مَتِر /فیتَه قیچی=مُگَص برش=گَص کوک=لَگُط وصله زدن=رَگِع رفو کردن=رَگُم تازدن=کَف اندازه گرفتن=قِیاس گچ خیاطی(صابون خیاطی)=طَبشور انگشتانه=کِشتِبان سوزن=أبرَه سوزن بزرگ(جوالدوز)=مُخیَط چرخ خیاطی=مَکینة خياطَه روغن چرخ خیاطی=دِهِن مَکینَه ماسوره=مَنکوک قرقره=بَکرَه نخ=خِیط خیاط=خَیّاط پارگی=شَگ بازشدن دوخت=فَتِگ مدل لباس=فُصال الگو=نَمونَه/گِدَر آستر=بُطانَه جیب =جِیب یقه=یاخَه نوار توری=دانتِیل نوار براق=شَریط لَمّاع نوار پهن=سِفیفَه نوار باریک=شَریط رِفیع گلدوزی=تَطریز تنگ=ضَیِّگ گشاد=عَریض