مجمع الفائدة و البرهان | تأمّلات فقهی
Статистика«به صفّ النعال فقیهان نشینم» 📚✒️یادداشتهای سیدمحمد احمدی
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 270
- 1/48двое суток
- 309
- 1/72трое суток
- 333
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💠 برتری حضرت خاتم الانبیاء بر همۀ خلائق محمد بن خالد الطيالسي قال: حدثني فضيل بن عثمان الأعور قال: سمعت أبا عبدالله عليه السلام يقول: «اتقوا الله، و عظّموا الله، و عظّموا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و لاتفضّلوا على رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم أحداً، فإنّ الله تبارك و تعالى قد فضّله. و أحبّوا أهل بيت نبيكم حباً مقتصدا و لا تغلوا، و لا تفرقوا، و لا تقولوا ما لا نقول، فإنكم إن قلتم و قلنا متّم و متنا ثم بعثكم الله و بعثنا، فكنّا حيث يشاء الله و كنتم». ▫️ حمیری به سند معتبر اعلائی از فضیل بن عثمان نقل کرده: از حضرت صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: از خداوند تقوا داشته باشید و خداوند را با عظمت بشمارید و رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را هم با عظمت بشمارید و احدی را بر رسول خدا (ص) برتری ندهید چراکه خداوند تبارک و تعالی او را [بهطور منحصر به فردی] برتری داده است. خاندان پیامبرتان را به شکل معتدلی [به دور از افراط و تفریط] دوست بدارید و غلو نکنید و [با پیروی از آرای دیگران و هوا و هوس] پراکنده نگردید و آنچه را ما نمیگوییم [از جمله دربارۀ مقامات و فضائل امام] نگویید چراکه اگر شما بگویید و ما هم بگوییم، مرگتان فرارسد و مرگ ما هم فرارسد سپس خداوند شما و ما را [در قیامت] برانگیزد و در نهایت ما در جایگاهی که خداوند بخواهد قرار خواهیم گرفت و شما نیز همچنین [و آنگاه معلوم خواهد شد که جایگاه حقیقی هرکس چیست و عقیدۀ صحیح چه بوده است/ شما از ملاقات ما محروم خواهید شد]. ▫️ 📖 قرب الإسناد (ط آل البیت): ۱۲۹. #غلو #کلام #حدیث #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
💠 وظیفه در عصر غیبت مرحوم صدوق(ره) راویتی را به سند صحیح نقل میکند که برای طالبان #بهروزرسانی دین جالب توجه است. ابوحمزه ثمالی نقل میکند که حضرت امام باقر (علیه السلام) فرموند: إِنَّ أَقْرَبَ اَلنَّاسِ إِلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعْلَمَهُمْ بِهِ وَ أَرْأَفَهُمْ بِالنَّاسِ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَلْأَئِمَّةُ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ فَادْخُلُوا أَيْنَ دَخَلُوا وَ فَارِقُوا مَنْ فَارَقُوا... فَأَيْنَمَا رَأَيْتُمُوهُمْ فَاتَّبِعُوهُمْ وَ إِنْ أَصْبَحْتُمْ يَوْماً لاَ تَرَوْنَ مِنْهُمْ أَحَداً فَاسْتَغِيثُوا بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اُنْظُرُوا اَلسُّنَّةَ اَلَّتِي كُنْتُمْ عَلَيْهَا وَ اِتَّبِعُوهَا وَ أَحِبُّوا مَنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ وَ أَبْغِضُوا مَنْ كُنْتُمْ تُبْغِضُونَ فَمَا أَسْرَعَ مَا يَأْتِيكُمُ اَلْفَرَجُ. نزدیکترین مردم به خداوند عزوجل، داناترینشان به او و مهربانترینشان به مردم همانا محمد (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهمالسلام) هستند، پس هرجا که آنان داخل شدند شما هم داخل شوید و هر کس را که رها کردند، رهایش کنید... پس هرجا که آنها را دیدید [و حضورشان را درک کردید] دنبالهرویشان باشید و هرگاه روزی رسید که هیچیک از ایشان را نمیدیدید آنگاه به خداوند عزوجل پناه ببرید و همان سنت [=راه و روش] سابقتان را در نظر بگیرید و به آن ادامه دهید و هرکسی را که قبلاً دوست داشتید کماکان دوست بدارید و هرکس را قبلاً مبغوض میداشتید همچنان مبغوض دارید که چه زود است گشایش کار برای شما! 📖کمال الدين و تمام النعمة۱: ۳۲۸. #حدیث #فقه #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
✒️📚 @Faede_v_Borhan
🔰۳. تحدید مفاهیم مخالفت و موافقت موافقت و مخالفت به ترتیب به معنای سازگاری و ناسازگاری هستند. لذا باید توجه داشت که نسبتِ روایت مورد عرضه با کتاب و سنت، نسبتِ تفسیر کننده با تفسیر شوند نباشد، زیرا بدیهی است متنِ مفسِّر هیچگونه تعارض و ناسازگاری و مخالفتی با متن مفسَّر ندارد. بنابراین روایاتی که طبق قواعد عقلایی و عرفی جمع دلالی، مقیِّد، مخصِّص یا حاکم بر آیات و روایات دیگری بهشمار میروند را نباید ناسازگار و مخالف با آن آیات و روایات قلمداد کرد. این مطلب علاوه بر خودِ این احادیث چهارگانه، از آیاتی که برای پیامبر اکرم (ص) شأن تعلیم و تفسیر قرآن را اثبات نموده نیز استفاده میشود.
💠 ملاک آدمیّت یک مدّاح جوان و (علی القاعده) بسیار کماطلاع از معارف دین، در قالب یک بیت شعر سؤالی پرسیده است: «آخه کی میگه ظاهر آدما ملاکه؟ در اصل ملاک آدمیّت دل پاکه!» این سؤال، تازگی ندارد. در پاسخ به اینکه «کی میگه...» باید بگوییم رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین ارواحنا فداه فرمودهاند: 💡عبید بن زرارة نقل میکند: پسر قیس ماصر (یکی از متکلّمان معروف و از شاگردان امام سجاد(ع)) و عمرو بن ذرّ به خدمت امام باقر(ع) شرفیاب شدند و به گمانم ابوحنیفه نیز همراه آن دو بود. پسر قیس ماصر شروع به گفتگو (بحث کلامی) نمود و گفت: ما افرادی که همکیش و همدینمان هستند را به خاطر ارتکاب معاصی و گناهان از دایرۀ ایمان خارج نمیکنیم. امام باقر(ع) در پاسخ فرمودند: «ای پسر قیس! اگر نظر پیامبر خدا(ص) را بخواهی پس بدان که فرمود: زانی در حالیکه مؤمن است مرتکب عمل منافی عفّت نمیشود و دزد در حالیکه مؤمن است دزدی نمیکند. حال، تو و اصحابت هر طرف که خواستید بروید [و هر نظری را خواستید انتخاب کنید]!». 💡ابوالصباح کنانی از امام باقر(ع) نقل میکند: به محضر امیرالمؤمنین(ع) عرض شد که هر کس به «لا اله الا الله» و «محمد(ص) رسول الله» شهادت دهد، مؤمن است. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «پس فرائض [و تکالیف] خداوند کجا رفت؟». ابوالصباح میگوید: همچنین از امام باقر(ع) شنیدم که علی(ع) مکرّراً میفرمود: «اگر ایمان فقط سخنی [یعنی ادای لفظی شهادتین] میبود دیگر روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمیشد!» سند حدیث اول قطعاً معتبر است و سند حدیث دوم بنابر قولی صحیح است. علاوه بر آنکه روایات در این زمینه بسیار است و این مطلب تقریباً جزء باورهای قطعی مذهب شیعه به شمار میآید که التزام به تکالیف عملی شریعت از شرایط ایمان (آن وصف و حالتی که باعث استحقاق بهشت و ثواب است) میباشد؛ هرچند عدم التزام به تکالیف، باعث کفر و از بین رفتن حقوق دنیوی شخص مسلمان نمیگردد. برای مطالعۀ بحثی مشابه «لاک سیاه» و «مطربان روضهخوان» را بخوانید. ▫▫▫ متن عربی روایات: ۱. عن عبيد بن زرارة قال: دخل ابن قيس الماصر و عمرو بن ذر و أظن معهما أبو حنيفة على أبي جعفر ع فتكلم ابن قيس الماصر فقال: إنا لا نخرج أهل دعوتنا و أهل ملتنا من الإيمان في المعاصي و الذنوب. قال فقال له أبو جعفر ع: «يا ابن قيس أما رسول الله ص فقد قال لا يزني الزاني و هو مؤمن و لا يسرق السارق و هو مؤمن فاذهب أنت و أصحابك حيث شئت!» (کافی۲: ۲۸۵) ۲. عن أبي الصباح الكناني عن أبي جعفر عليه السلام قال: قيل لأمير المومنين عليه السلام من شهد أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله صلی الله عليه و آله كان مومنا. قال: «فأين فرائض الله؟!» قال: و سمعته يقول: كان علي عليه السلام يقول: «لو كان الإيمان كلاما لم ينزل فيه صوم و لا صلاه و لا حلال و لا حرام». (کافی۲: ۳۳) #مغالطات #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
🔻در توضیح فرمایش استاد (دامت برکاته) میتوان دو نکته افزود: 💡یک. وجود #تأویل و #بطن برای آیات #قرآن کریم امری است غیر قابل انکار که در خود قرآن و نیز روایات متعدد به آن اشاره شده است. اما تعیین دقیق مراد از این دوم مفهوم نقشی بسیار کلیدی دارد و سهلانگاری…
💠استقامت در ادای وظایف مرحوم آیةالله العظمی سیدمحسن #حکیم (قدسسره) بخشی از شرح خود بر #مکاسب را همزمان با #جنگ جهانی دوم تألیف فرمودهاند. در حاشیۀ یکی از صفحات آن (تصویر پایین) آمده است: في هذا الیوم یوم الجمعة ثالث جمادي الأولی سنة ١٣٦٠ هدأت الحرب لوقوع…
💠استقامت در ادای وظایف مرحوم آیةالله العظمی سیدمحسن #حکیم (قدسسره) بخشی از شرح خود بر #مکاسب را همزمان با #جنگ جهانی دوم تألیف فرمودهاند. در حاشیۀ یکی از صفحات آن (تصویر پایین) آمده است: في هذا الیوم یوم الجمعة ثالث جمادي الأولی سنة ١٣٦٠ هدأت الحرب لوقوع الهدنة و غلبة عسکر الانکلیز عسکرَ العراق في شمالي بغداد ما بین التاجي و الکاظمیة فإنا لله و إنا إلیه راجعون. و قد بلغ القلق و التشویش حدّا لایوصف. در این روز _ روز جمعه ۳ جمادی الاولی سال ۱۳۶۰ [ق]_ جنگ آرام شد، بخاطر صلح و غلبه یافتن لشکر انگلستان بر لشکر عراق در منطقۀ شمالی بغداد میان «تاجی» و «کاظمین». فإنا لله و إنا الیه راجعون. نگرانی و آشفتگی به جایی رسیده که قابل وصف نیست. شش روز بعد هم در ۹ جمادی الاولی ۱۳۶۰ مرقوم فرمودند: ...و نحن علی أمر عظیم من تشویش الفکر و قلق البال و اضطراب الأحوال و ارتباك الشؤون الشخصیة و النوعیة؛ کلّ ذلك من جرّاء الحرب العالمیة الثانیة و لا حول و قوة الا بالله العظیم. ...وضعیت حساسی داریم، از آشفتگی فکر و نگرانی ذهن و ناآرامی احوال [گرفته تا] در هم ریختگی امورات شخصی و عمومی؛ همۀ اینها از نتایج جنگ جهانی دوم است... . 📖 نهج الفقاهة۱: ۴۶۶ و ۴۷۳. تصویر مخطوط از ص۱۱۸ مقدمۀ کتاب. اهتمام علمای #شیعه به وظایف ذاتی خود در همۀ شرایط و علیرغم خطرات و نگرانیها که نمونهای از آن را دیدیم، درسآموز است؛ به خصوص در وضعیت امروز ما. گفتنی است ایشان و عدهای از علمای #نجف همراه با ارتش #عثمانی در جنگ جهانی اول برای دفاع از عراق شرکت داشتهاند. #فائده #تراجم ✒️📚 @Faede_v_Borhan
عیارِ «خشنودی» امروز که در پناهِ نام بلندِ امیرالمؤمنین (سلاماللهعلیه) و نسیم رحمت ماه رجب نشستهایم، بیمناسبت نیست اگر گریزی بزنیم به میراثِ گرانسنگِ امام هادی (علیهالسلام) و جرعهای از دریایِ «زیارت غدیریه» بنوشیم؛ متنی که به حق یک دوره «امیرشناسیِ» ناب است. در فرازی از این زیارت، توصیفی از حضرت آمده که شاید در نگاهِ اول بدیهی به نظر برسد، اما اگر غبارِ عادت را از آن بگیریم، تکاندهنده است: «اَشْهَدُ اَنَّكَ... إِذَا عُصِيَ اللَّهُ سَاخِطاً وَ إِذَا أُطِيعَ اللَّهُ رَاضِياً» (شهادت میدهم که تو هرگاه خدا نافرمانی میشد، ناخشنود بودی و هرگاه اطاعت میشد، خشنود.) قلمِ ناتوانِ من جسارتِ آن را ندارد که در ساحتِ قدسیِ امیرالمؤمنین قلمفرسایی کند؛ اما این عبارتِ شریف، «افقی الهامبخش» را پیشِ روی انسان میگشاید. این کلمات نشان میدهند که آدمی میتواند تا کجا اوج بگیرد؛ تا جایی که ضربانِ قلبش با ارادهی الهی تنظیم شود و نوسانِ عواطفش، تابعی از رضایتِ حضرت حق باشد. اما چرا این جملات غالباً تکانمان نمیدهد؟ چون نگاهمان دچارِ «رسوبِ عادت» شده است. اینجاست که نیازمندیم پیش از هر تحلیلی، مفاهیم را در ذهنمان «آشناییزدایی» (Defamiliarization) کنیم؛ باید این لایهی سختِ تکرار را کنار بزنیم تا بتوانیم دوباره و «بهگونهای نو» با حقیقت مواجه شویم و «عمقِ فاصلهمان» با آن مفهوم را دریابیم. بیایید با همین نگاهِ نو، این «عیار» را روی زیستِ روزمرهی خودمان بگذاریم. آیا واقعاً تنظیماتِ قلبِ ما بر همین مدار میچرخد؟ بسیاری از ما که ادعای تدین داریم، وقتی در جمعی حاضر میشویم که گناهی در جریان است ـ از تمسخر و غیبت گرفته تا موسیقیِ حرام و اختلاطهای گناهآلود ـ چه واکنشی داریم؟ آیا واقعاً «ساخط» میشویم؟ آیا آن «غیرتِ دینی» در ما میجوشد یا در بهترین حالت، با یک «بیتفاوتیِ مدرن» و «ژستی دموکراتیک»، سکوت میکنیم یا آرام از کنارش میگذریم؟ آن «بیزاریِ درونی» و «ابرازِ کراهتِ صادقانه» — که مرزی روشن با پرخاشگری و تندی دارد — در کدام یک از ما دیده میشود؟ گویی حساسیتِ سنسورهای ایمانیمان نسبت به «عصیانِ خدا» از کار افتاده است. و از آن طرف، در مواجهه با «طاعتِ خدا» چطور؟ آیا وقتی میبینیم کسی بر کار خیری مداومت دارد یا در عبادتی میکوشد یا از گناهی میپرهیزد، حقیقتاً جانمان تازه میشود؟ یا صدایِ نفسِ بهانهگیر بلند میشود که: «باز شروع کرد به مقدسبازی!» یا «چه حوصلهای دارد...»؟ هرچند این فاصله با آن افق، نباید ما را ناامید کند، بلکه باید هشداری باشد بر اینکه «توحید» هنوز در کانونِ شخصیتِ ما ننشسته است. وقتی محورِ مختصاتِ زندگیِ ما «خدا» نباشد، حب و بغضهایمان هم «دلی» میشود، نه «الهی». مشکل اینجاست که «محبتِ خدا» در کانونِ قلب نیست تا باقیِ عواطف دورِ آن تنظیم شوند. چه باید کرد؟ راهش فشارِ ذهنی نیست. یکی از راهها این است که در بزنگاههای هر روز، یک «تذکرِ محبتمحور» به خودمان بدهیم و مشق مداوم داشته باشیم تا عقربهی قلب را با زاویهای بهتر تنظیم کنیم. و دستِ آخر هم اینکه؛ باید به خودِ حضرت التماس کنیم تا شَمّهای از این حقیقت را به ما هم عنایت کنند، که بیاذنِ صاحبخانه، راهی به سرایِ مقصود نیست. #توحید #زیارت_غدیریه #رضا_و_سخط #حب_و_بغض #Defamiliarization
💠 از ما خجالت نکش! حدثني أبو هاشم الجعفري قال: شكوت إلی أبي محمد ضيق الحبس و كتل القيد، فكتب إليّ أنت تصلي اليوم الظهر في منزلك. فأخرجت في وقت الظهر فصلّيت في منزلي كما قال عليه السلام. مرحوم #کلینی (اعلی الله مقامه الشریف) به سندش از ابو هاشم جعفری علیه الرحمة نقل میکند که: به حضرت امام حسن #عسکری [در نامهای] از سختی زندان و سنگینی غل و زنجیر شکایت بردم، پس به من مرقوم فرمود که: امروز نماز ظهر را در خانهات خواهی خواند. پس در وقت ظهر از زندان آزاد شدم و نماز را در منزلم خواندم همانطور که حضرتش علیه السلام فرموده بود. و كنت مضيقا فأردت أن أطلب منه دنانير في الكتاب فاستحييتُ. فلما صرت إلی منزلي وجّه إليّ بمائه دينار و كتب إليّ: إذا كانت لك حاجة فلا تستحي و لا تحتشم و اطلبها فإنك تری ما تحبّ إن شاء الله. و [از نظر مالی] در تنگا بودم لذا [در راه منزل که بودم] قصد کردم در نامهای از ایشان چند دینار بخواهم اما خجالت کشیدم. هنگامی که به منزلم رسیدم، آن حضرت صد دینار به سویم روانه فرمودند، همراه با نامهای که در آن نوشته بود: هنگامی که نیازی داشتی پس مبادا خجالت بکشی و حیا کنی، [بلکه] حاجتت را بخواه که همانا آنچه را دوست میداری خواهی دید ان شاءالله. 📖 الکافي۱: ۵۰۸ #حدیث #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
◾️صیانت حضرت زهرا سلاماللهعلیها از حکم دین گاهی انسان میپندارد مؤمن است، اما در عمل دین را مطابق پسند و تشخیص خود میخواهد. ▪️در صدر اسلام نیز گروهی با وجود آگاهی از سفارش پیامبر صلیاللهعلیهوآله، امیرالمؤمنین علیهالسلام را کنار گذاشتند و گفتند: «جوان است، مردم او را نمیپذیرند»؛ گویی رأی بشر بر حکم خدا مقدم است. این همان لغزشی است که ریشه در بیاعتمادی به تشریع الهی دارد. ▪️جریان حاکم میکوشید برای خود نوعی «حق تشریع» ایجاد کند؛ یعنی تصمیمات انسانی را در کنار یا حتی مقابل قرآن و سنت اعتبار بخشد. این رویکرد درواقع به دنبال تئوریزه کردن و توجیه مخالفت های صریح با دین بوده است. از همینرو میبینیم خلیفه دوم در توجیه بدعت های خود گفته است: انا زمیل محمد من همکار محمد هستم تاریخ طبری، ج3، ص290 ▪️ نمونه روشن این رویکرد، اقدام خلیفه دوم در تحریم دو متعهای است که پیامبر خدا صلیالله علیهوآله به صراحت حلال دانسته بودند؛ اقدامی که به معنای قرار دادن رأی انسان در برابر حکم الهی است. پژوهشهای تاریخی درباره این بدعت خلیفه دوم نشان میدهد که این تغییرات، ریشه در ملاحظات اقتصادی، قبیلهای و اجتماعی داشتهاند. ▪️برای مطالعه در این زمینه به مقاله «تاريخ تکوين فقه در عصر خلیفه دوم از منظر مردمشناسى حقوق: مسئله تحريم متعه حج» رجوع کنید. از جمله در ص17 مقاله نقلی آورده است که: عمر از حج تمتع نهی کرد؛ زیرا وضعیت اهل مکه را مدنظر داشت تا دو مناسبت در هر سال برای تحصیل منفعت داشته باشند. ▪️ نمونه دیگر، بدعت در حکم ارث با جعل حدیث و به غرض منافع مادی و منع حضرت زهرا سلاماللهعلیها از حقشان بود. ▪️به طور کلی، انگیزه و ریشه اصلی انحراف و بدعت های صدر اسلام، ترجیح منافع دنیوی و مصالح اجتماعی بر حکم خدا و رسول بوده است. ▪️حضرت زهرا سلاماللهعلیها با تمام وجود در برابر این انحراف ایستادند تا روشن شود که ایمان واقعی، تسلیم در برابر امر الهی است؛ نه گزینش و تغییر دین بر اساس منافع دنیوی و مصالح اجتماعی. ▪️ حضرت زهرا سلاماللهعلیها در خطبه مسجد (معروف به فدکیه) بر ضرورت پاسبانی از قرآن و سنت نبوی و مقابله با هرگونه بدعت تأکید کردند. ایشان با صراحت هشدار دادند که کنار گذاشتن دستورات الهی و جایگزینکردن معیارهای بشری، امت را به انحراف میکشاند. از جمله تاکیدات ایشان در این خطبه، استناد به آیات ارث و لزوم پایبندی به حکم قرآن و سنت نبوی است. ▪️ پیام بزرگ فاطمیه این است: هیچ معیار ساختهٔ بشر ــ خواه سلیقه فردی، خواه مصلحت اجتماعی و خواه تحلیلهای زمانه_ نباید بر حکم خدا و سنت پیامبر مقدم شود. نتیجه چنین تقدمی چیزی جز شکلگیری بدعتها و دورشدن از شریعت نیست. ▪️ در دنیای امروز نیز، ترجیح منافع دنیوی، سبک زندگی مدرن و ارزشهای بشرمحور سبب شده برخی احکام الهی را بر اساس معیارهای جدید ارزیابی کرده و به تغییر یا کنار گذاشتن آن گرایش پیدا کنند. این رویکرد اگرچه در پوشش «مدرنیته»، «عقل» یا «مصلحت اجتماعی» مطرح میشود، اما در حقیقت بازتولید همان منطق دگراندیشان صدراسلام است که مصالح اجتماعی و منافع دنیوی را بر حکم خدا ترجیح میدادند. منطقی که در برابر تشریع الهی ایستاد و حضرت زهرا سلاماللهعلیها انحراف آن را نشان دادند. آنچه تفاوت کرده، تنها این است که در آن زمان مصالح قبیلگی و نظام اقتصادی سنتی خود را بر حکم خدا و رسول مقدم کردند و اکنون مصالح دنیای مدرن و منافع اقتصادی امروزی. #فاطمیه #حضرت_زهرا #ایمان #شریعت_و_عقلانیت 🆔 @MabaniAhkam
🏴 چه شد که شبانه دفن شد؟ مرحوم آیةالله العظمی میرزا جواد #تبریزی (قدس سره) ✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۴ گاه و بیگاه میشنویم که کمبارشی و معضل بیآبی را به رواج گناه و فحشاء و به خصوص بیحجابی مرتبط میکنند. پرواضح است که اگر مقامی مسؤول برای فرار از بار مسؤولیت و توجیه اشتباهاتش به این سخنان متوسل شود، از وی پذیرفته نخواهد بود. چنین فرار و توجیهی یک واکنش طبیعی از سوی مردمان معترض به دنبال دارد و آن، بازخوانی روایاتی است که ظلم و دروغگویی حاکمان و قضاوت های نابجای قاضیان را یکی از علل نباریدن باران معرفی کرده است. اما در این هیاهو و جنجال میان این جناح و آن گروه و طرفدارانشان، میتوان ردّ پای تبدیل شدن یک جدال و بحث سیاسی به یک انحراف اعتقادی را مشاهده کرد. ممکن است این تجربه را داشته باشید که در بحثی، مطلبی را از سر جدل و فقط برای غلبه بر طرف مقابل عنوان کنید و آن قدر پر شور و حرارت از آن دفاع نمایید که کم کم خودتان نیز باورتان شود. آن داستان خیالی نیز معروف است که شخصی قاطر مریض و علیل خود را به دلّالی سپرد و وقتی تعریف های دلال از حیوان زبان بسته را شنید، مجدداً به خرید حیوان خودش اقدام کرد! وضعیت مباحثات و گفتگوهای بی پایان در فضای مجازی نیز کم و بیش همین طور است. مطلبی در ابتدا برای «رو کم کنی» از مخالف عنوان میشود اما آن قدر از این صفحه به آن صفحه میچرخد تا کم کم به صورت یک باور واقعی و صادق در میآید و فراموش میکنیم از کجا آمده. گاهی هم نمیدانیم و صرفاً چون حال طرف مقابل را میگیرد آن را پذیرفته ایم و آن قدر از کِنِف شدن او سر ذوق میآییم که یادمان میرود آن حرف با باورهای اساسی تر ما در تناقض است. آیا میشود کسی حقیقتاً مسلمان باشد و نداند که «رزق شما در آسمان است» (۱) و «کلیدهای آسمان ها و زمین ازآنِ اوست، رزق را برای هرکس که خودش بخواهد میگستراند و [یا] تنگ میگیرد» (۲)؟ آیا شخص باورمند به خدا و رسول میتواند انکار کند که تقوا و خدا ترسی و ترک گناه در فرودآمدن روزی مؤثر است؟ حال آنکه خداوند متعال فرموده: «اگر اهالی شهرها و روستاها ایمان میآوردند و تقوا داشتند برکاتی از آسمان و زمین به رویشان میگشودیم اما [در گفتار یا عمل] تکذیب کردند پس ما هم آنان را به نتایج کارهایشان دچار کردیم» (۳). ❗️شاید بد نباشد برای تنوع هم که شده فرافکنی و ملامت این و آن را کنار بگذاریم و احتمال بدهیم که مصداقی برای این آیه شده ایم: «ای کاش آنگاه که سختی و دشواری از جانب ما به سویشان میآمد اظهار بیچارگی میکردند! اما قلب هایشان سخت شد و شیطان عملکردشان را برایشان زیبا جلوه داد پس وقتی که یادآوری ها را فراموش کردند درب های هر چیزی [از رفاه و آسایش] را به رویشان گشودیم پس هنگامی که از داشته هایشان شادمان گشتند به طور ناگهانی دچارشان نمودیم پس سرافکنده و نومید گشتند» (۴). ای بسا مشکلاتی که سالهاست گریبان مردم ما را گرفته، یادآوری های الهی است و اگر متذکر نشویم مؤاخذۀ پروردگار عالَم در پی باشد. 💡بحران های فردی و اجتماعی آینههایی هستند که تصویر حقیقی اعتقادات ما را نه در شرایط آرامش بلکه در بزنگاه های نیاز به ما نشان میدهند. آیا بهتر نیست، ناملایمات روزگار را ـ بجای آنکه دستمایۀ نزاع های بی نتیجه قرار دهیم ـ فرصتی برای آزمونِ ایمان و دین داری خویش بدانیم و استحکام و عمقِ باورهای خود را محک بزنیم و خوب فکر کنیم که واقعاً «چه کسی است که جواب درمانده را میدهد و گره مشکل را [برایش] باز میکند»؟ (۵) ▫️▫️▫️ (۱) و في السماء رزقکم؛ ذاریات: ۲۲. (۲) له مقالید السماوات و الأرض یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر؛ شوری: ۱۲. (۳) لو أنّ أهل القری آمنوا و اتّقَوا لفتحنا علیهم برکاتٍ من السماء و الأرض و لکن کذّبوا فأخذناهم بما کانوا یکسبون؛ اعراف: ۹۶. (۴) فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرّعوا و لکن قست قلوبهم و زیّن لهم الشیطان ما کانوا یعملون فلمّا نسوا ما ذُکّروا به فتحنا علیهم أبواب کلّ شیء حتی إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتةً فإذا هم مبلسون؛ انعام: ۴۳ ـ ۴۴. (۵) من یجیب المضطرّ إذا دعاه و یکشف السوء؛ نمل: ۶۲. ▫️▫️▫️ #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۳ واکنش دیگر به به پیشنهاد نماز باران، تمسخر بود، همانطور که مربوط دانستن کمبارشی به رواج ظلم و گناه و فحشاء مورد ریشخند عدهای قرار گرفت. یک خبرنگار صاحب «تیک آبی» نوشت: «با دو گروه عقب افتاده طرفیم: ۱ـ چرا علما برای باران نماز نمیخوانند؟ ۲ـ چرا مردم ترک گناه نمیکنند تا باران ببارد؟ یک نفر پیدا نمیشود بگوید در این سال ها چرا کسی فکر چنین روزی را نکرده بود؟...». البته دوگانۀ «تدبیر بشری یا تقدیر الهی» جعلی است و مدیریت امور در حدود دانش و توان بشر مطلوب است. شاید منظور آقای خبرنگار هم همین بوده. اما حذف کردن خدا از معادلات با برچسب عقلانیت عین بیعقلی است. قرآن کریم حتی در یک واقعۀ محسوس و ملموس مانند پرتاب تیر از کمان نیز که به وضوح کار انسان است، میکوشد نگاهی دوراندیشانه و خداشناسانه را به مخاطبش القاء کند: «پس شما نبودید که آن[کافر]ها را کشتید بلکه خداوند آنها را کُشت و تو [ای پیامبر] نبودی که تیر انداختی آنگاه که تیر انداختی، بلکه خداوند تیراندازی نمود» (۱). از جمله اصول مسلّم توحیدی و قرآنی است که تمام وقایع عالَم توسط خداوند عالَم تدبیر و اداره میشود. او به همۀ وقایعِ این جهان هر چند جزئی آگاه است و مدیریت میکند و ریز و درشت را از روز نخست تقدیر کرده است: «هیچ چیزی هم وزن یا کوچکتر یا بزرگتر از ذره/مورچهی کوچکی در زمین یا در آسمان نیست که از پروردگارت پنهان بماند، [و چیزی نیست] مگر اینکه در کتابی روشن [نگاشته شده] است» (۲)، «و هیچ جنبندهای نیست جز اینکه روزیِ او بر عهدۀ خداوند است و او محلّ زندگی و مرگش را میداند، همۀ اینها در کتاب روشنی موجود است» (۳)، «[خداوند است آن کسی که] کار را از آسمان تا زمین میگرداند» (۴)، «هر چه کردهاند در نوشتجاتی موجود است و هر ریز و درشتی نگارش شده» (۵)، «هیچ اتفاق یا مصیبتی نه در زمین و نه در جان های شما فرود نمیآید مگر آنکه در کتابی پیش از آنکه به انجامش برسانیم بوده است» (۶). اگر بخواهیم آیات و روایات بیان کنندۀ این مطلب را بدون هیچ توضیح اضافه یکجا جمع کنیم بیش از ده ها صفحه خواهد شد. به علاوه، عقل نیز در راستای برهان های قدرت مطلق الهی و اینکه خالق همه چیز اوست، حکم میکند که تدبیر و ادارۀ عالم در دستان کسی جز خدا نیست. ⁉️اما چه اتفاقی میافتد که وقتی به صحنۀ عمل و برنامه ریزی میرسد، این جنبۀ واضح از جهان هستی در هیچ یک از محاسبات ما نقشی ایفا نمیکند و به ناگاه از یک باور مستند به عقل و قرآن به یک عنصر غیر عقلانی و مضحک بدل میشود؟ چگونه میشود که دهان هایی که روزانه به یگانگی خدا و رسالت پیامبرش شهادت میدهند و خود را مسلمان میخوانند، زبان به طعن و تمسخرِ کسانی میگشایند که خواستار دعا و اظهار تضرّع و بیچارگی در آستان گردانندۀ جهان هستند؟ عجیب نیست که دستانی که در ابتدای هر نماز به نشانۀ خاکساری و بندگی در پیشگاه الهی بالا میآیند، قلم را علیه ایمان به تأثیر لطف و رحمت الهی در زندگی بشر میگردانند؟ نوح علیه السلام هنگامی که جریان خود و قومش را در پیشگاه الهی شرح میداد عرض کرد: «سپس به آنان گفتم از پروردگارتان طلب بخشش کنید که او بسیار بخشنده بوده است، تا آسمان را به سوی شما روان کند» (۷). «نوح گفت: پروردگارا! آن ها حرف مرا نپذیرفتند و [به جای آن] دنباله روی کسی شدند که مال و فرزندش جز خسارت چیزی برایش ندارد [چرا که در راه مورد رضایت خدا از آن ها بهره نمیبرد]» (۸). 💡انکار نقش پروردگار جهان در بارش باران ـ و لو به طور ضمنی ـ چقدر با واکنش قوم حضرت نوح(ع) تفاوت دارد؟ آیا اصلاً تفاوتی دارد؟ اینکه ما مدّعیان مسلمانی، در بزنگاه های بحران و سختی و مشکلات، پناهگاه واقعی را آستان الهی بدانیم یا ـ مثلاً ـ بارورسازی ابرها، آزمونی برای میزان ایمان و دینداری ما نیست؟ ▫️▫️▫️ (۱) فلم تقتلوهم و لکنّ الله قتلهم و ما رمیت إذ رمیت و لکنّ الله رمی؛ انفال: ۱۷. (۲) ما یعزب عن ربّك من مثقال ذرةٍ في الأرض و لا في السماء و لا أصغر من ذلك و لا أكبر إلا في كتابٍ مبین؛ یونس: ۶۱. (۳) و ما من دابّة في الأرض إلا علی الله رزقها و یعلم مستقرّها و مستودعها كلٌّ في كتاب مبین؛ هود: ۶. (۴) یدبّر الأمر من السماء إلی الأرض؛ سجده: ۵. (۵) و کلّ شیئ فعلوه في الزبر و کلّ صغیر و کبیر مستطر؛ قمر: ۵۲ـ ۵۳. (۶) ما أصاب من مصیبة في الأرض و لا في أنفسكم إلا في كتاب من قبل أن نبرأها؛ حدید: ۲۲. (۷) فقلت استغفروا ربّکم إنّه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مدراراً؛ نوح: ۱۰ـ ۱۱. (۸) قال نوحٌ ربّ إنّهم عصوني و اتّبعوا من لم یزده مالُه و ولدُه إلا خساراً؛ نوح: ۲۱. ▫️▫️▫️ #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧 قضیۀ #نماز_باران آیة الله خوانساری به نقل از آیة الله العظمی #شبیری_زنجانی (دام ظله العالی) ...[آیة الله] آسیّد محمّدتقی #خوانساری نماز خواند. مرحوم آقای آمیرزا محمّدتقی اشراقی هم منبر رفت و این شعر را هم خواند: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم از بد حادثه اینجا به پناه آمـدهایـم ...جمعیّت زیادی از طلبه و غیر طلبه بود و اکثر هم غیر طلبه بود. طلبه آن موقع زیاد نبود. آن روز باران نیامد! فردایش در قم نو (که الآن آن قسمت داخل قبرستان آقای حاج شیخ شده است و آن موقع پشت قبرستان بود) مخصوص طلبهها نماز استسقا خوانده شد... آن وقت من هم بودم. باز هم باران نیامد! شبش ـ الآن یادم نیست که بین نماز مغرب و عشا بود یا بعد از نماز عشا ـ باران شروع کرد به آمدن. شاید حدود يک ساعت باران آمد. ...من شنیدم که [آیات عظام] آقای [حاج سید صدر الدین] #صدر و آقای [سید محمد] #حجت صلاح نمیدانستند که نماز باران خوانده شود. قدری نگران بودند که اگر نیاید، چه میشود. وقتی باران آمد، برای طلبهها خیلی مایه آبرو شد. نه تنها آقای سیّد محمّدتقی بلکه تا مدّتی طلبهها يک آبروی عمومی داشتند، به خصوص که در آن اوایل طلبهها تحت فشار بودند. 📖جرعهای از دریا، ج۱، ص۵۶۷ از آقازادۀ ایشان نیز شفاهاً شنیدم که عده ای از مردم (شاید در روز دوم) در کنار مسیر نمازگزاران به تمسخر میگفتند (نقل به مضمون): «پاچه هایتان را بالا بزنید. مواظب باشید سیل شما را نبرد!». #تراجم #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۲ در پی معضل کمآبی پیشنهادِ اقامۀ نماز طلب باران دهان به دهان چرخید؛ به خصوص که قضایایی از تأثیر این نماز بر بارش رحمت الهی در حافظۀ تاریخی و فرهنگ دینی مردم ما نقش بسته است، تا جایی که این باور ضمنی در ذهن خیلی ها وجود دارد که اگر شخصی حقیقتاً مؤمن و پرهیزکار این نماز را اقامه کند، بارش باران قطعی است. حتی شاید بسیاری، این موضوع را سنجهای برای صداقت اقامهکنندۀ نماز بدانند. در چند روز گذشته فراخوان های متعددی برای اقامۀ این نماز منتشر شده، و در برخی شهر ها هم مراسم مذکور برگزار گردید. اما پیشتر محتواهایی در فضای مجازی دیده میشد که اقدام نکردن علما برای برگزاری این نماز را نشانۀ عدم صداقت آنها قلمداد میکرد. اما نماز باران در حقیقت نوعی دعا و استغاثه و خواهش در درگاه خداوند است و ممکن است همچون هر دعای دیگری مستجاب گردد (= خواستۀ دعاکننده برآورده شود) یا به سبب مصلحت و حکمت خاصی که خداوند متعال از آن آگاه است به نتیجۀ دلخواه نیانجامد. نمونۀ آن، نماز نخستی است که مرحوم آیت الله سید محمدتقی #خوانساری (ره) اقامه فرمود که در فرستۀ بعد جریان آن نقل شده. حتی پیامبران هم گاه در دریافت امداد های الهی با تأخیر و چه بسا نومیدی مواجه میشدند: «تا جایی که رسولان نا امید گشتند و به فکرشان خطور کرد که شاید به آن ها دروغ گفته شده، آنگاه بود که نصرتِ ما فرا رسید» (۱). قرآن کریم سه گروه را نکوهش میکند؛ سه گروهی که همیشه بوده و امروز هم هستند: نخست: کسانی که به آنها وعدۀ عقاب داده شده «و اگر عذابشان را تا زمان مشخّصی به تأخیر اندازیم [به تمسخر] خواهند گفت: چه چیز مانعش شد؟ بدانید! روزی که [آن عذاب] سراغشان خواهد آمد از آنها منصرف نیست، و همان چیزی که مسخرهاش میکنند آنان را فرا خواهد گرفت». دوم کسانی که با کمترین ناملایمات از رحمت خدا نا امید میشوند: «اگر از جانب خود رحمتی را به انسان بچشانیم سپس آن را از وی بگیریم، همانا او بسیار نا امید و ناسپاس خواهد بود». سوم: کسانی که با اندک خوشی و رفاهی سرمست از شادمانی و سرشارِ غفلت از یاد خدا میگردند: «و اگر به او [= انسان] بعد از سختی و دشواری، نعمتی را بچشانیم خواهد گفت: همۀ ناخوشیها دست از سر من برداشت! به راستی که او بیش از حد شادمان و بیش از حد مفتخر به خویش است!» (۲). البته علما به جهت آن باور غلطی که در میان مردم بوده و هست، گاه در اقامۀ نماز مذکور احتیاط میکنند، اما به نظر میرسد راه صحیح تر و بهتر اصلاح باور یادشده باشد. و صد البته مواردی بوده که پس از نماز باران، عدهای پیوند میان دعا و نزول رحمت خدا را انکار نموده و آن را فقط مربوط به عوامل طبیعی یا نتیجۀ اقدامات بشری دانستهاند: «هنگامی که انسان گرفتاری پیدا میکند ما را میخواند سپس وقتی که به او از جانب خود نعمتی میدهیم گوید: فقط با علم و دانش بود که به آن رسیدم، اما در واقع این آزمونی است ولی بیشترشان نمیدانند» (۳). ▫️▫️▫️ (۱) حتّی إذا استیأس الرسل و ظنّوا أنّهم قد کُذبوا جاءهم نصرنا؛ یوسف: ۱۱۰. (۲) و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّة معدودة لیقولُنّ ما یحبسه ألا یومَ یأتیهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما کانوا به یستهزئون و لئن أذقنا الإنسانَ منّا رحمةً ثمّ نزعناها منه إنّه لیئوس کفور و لئن أذقناه نعماء بعد ضرّاء مسّته لیقولَنّ ذهب السیئات عنّي إنه لفَرِح فخور؛ هود: ۸ـ ۱۰. (۳) إذا مسّ الإنسان ضرٌّ دعانا ثم إذا خوّلناه نعمةً منّا قال إنما أوتیتُه علی علمٍ بل هي فتنةٌ و لکنّ أکثرهم لا یعلمون؛ زمر: ۴۹. ▫️▫️▫️ #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
🌧باران و آزمون دینداری/۱ خشکسالی و کمبود بارش، این روزها مورد توجه و بحث میان مردم واقع شده. مثل بسیاری موضوعات دیگر، بحث پیرامون این مسأله هم دستمایۀ نوعی جدال و صف بندی میان صاحبان افکار گوناگون گردیده. گفتگوهایی که میتوانست به رشد دانش ما کمک کرده و معرفتافزایی کند، نوعاً در قالب موضعگیری و هجمه به این و آن مطرح میشود؛ در حالیکه همگی ما امروز بسیار بیش از گذشته نیازمند کنترل احساسات و هیجانات و جایگزین ساختن عقلانیت و گفتگوی منطقی ـ به خصوص دربارۀ آموزههای دینی ـ هستیم. عوامل این آسیبِ بزرگ، طبعاً پرشمار است و به تبع، راه ها و اقدامات متعدد و مختلفی را میطلبد که نوعاً از دسترس من و شما و عموم مردم خارج است. اما مسؤولیت برخی اقدامات متوجه خود ما و همۀ دغدغهمندان دین داری است. برای مثال، این کار از دست تک تک ما بر میآید که در چنین فضایی، کمی از هیاهو و هیجانات پوچ فضای مجازی فاصله بگیریم و در یک خلوت فکری، عمیقاً دربارۀ مسأله بیاندیشیم، مطالعه کنیم و از متخصصان دانشمند و امین بپرسیم. حساسیت و سنجیده عمل کردن در ردّ و قبولِ مطالبی که با باورهای دینی ما در تماس هستند از آزمون های دین داری است. در چهار فرستۀ آینده، برخی از این آزمون ها را که در این چند روز به ذهنم رسیده برای خود مرور میکنم. #فائده ✒️📚 @Faede_v_Borhan
📹 🔸سفارش آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی «مدّ ظلّه» به طلاب جوان: نسبت به تهجد و نماز شب مراقبت داشته باشید. این سنت باید در حوزه و روحانیت محفوظ بماند/ شرححال علمای گذشته را بخوانید ببینید در چه شرایط سختی این دین را حفظ کردند و معارف را به ما منتقل نمودند/ برای موفقیت در انجام وظیفه، توسل داشته باشید و از ائمه طاهرین علیهمالسلام استمداد بجوئید. @shobeiryzanjani
استاد شهیدی – 14040617=003
💠 بیانضباطی در عرضه روایات بر قرآن مجید/۱ •اشاره- شمارش روایات عرض روایات متعددی در حد استفاضه یا تواتر با مضمون لزوم عروضهی نصوص روایی بر #قرآن کریم وجود دارد. از قدیم در تعیین دقیق مفاد این روایات اختلاف زیادی میان فقهاء دیده میشده و به خصوص در باب #تعادل_و_تراجیح…